توقف کن و از صحابه و علما و حق تعالی یاد کن یک چالش جدید از طرف من من زنی از یهود بن النضیر هستم از اولاد پیامبر خدا هارون علیه السلام و عمویم پیامبر خدا موسی بن عمران علیه السلام شوهرم رسول خدا صلی الله علیه و آله است من از مادران مؤمنان هستم پس از جنگ خیبر اسیر شد پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا برای خود برگزید او به من حق انتخاب داد و گفت: "خودت انتخاب کن." اگر اسلام را انتخاب کردی، تو را برای خودم نگه می دارم و اگر یهودیت را انتخاب کنید شاید تو را آزاد کنم و به مردم تو بپیوندم گفتم یا رسول الله من اسلام را آرزو کردم و من قبل از اینکه مرا دعوت کنی به تو ایمان آوردم من در یهودیت سودی ندارم من آنجا پدر و برادری ندارم تو به من بین کفر و اسلام اختیار دادی خدا و رسولش نزد من از رهایی عزیزترند و به سوی قوم خود بازگردم پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا آزاد کرد و با من ازدواج کرد و آزادی من را دوستی من کرد سپس مرا نزد ام سلیم فرستاد بنابراین من آنجا ماندم تا دوره انتظارم تمام شود سپس مرا برای رسول خدا صلی الله علیه و آله آماده کرد وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من وارد شد سبزی را در چشمانم دید گفت: این چیست؟ گفتم در خواب دیدم انگار ماه رو به یثرب بود روی بغلم افتاد پس خواب را به پسر عمویم گفتم به من سیلی زد و گفت امیدواریم پادشاه یثرب با شما ازدواج کند این چیزی است که او را تحت تأثیر قرار داد حفصه روزی به من حسادت کرد و گفت: شما یک دختر یهودی هستید سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من وارد شد و من گریه می کنم از من پرسید چرا گریه می کنم پس آنچه حفصه به من گفت به او گفتم گفت: بهش بگو. من دختر پیامبری هستم و عمویم پیامبر است شوهر من پیامبر است چرا به من افتخار می کنی؟ من به رسول خدا صلی الله علیه و آله علاقه زیادی داشتم هنگامی که همسرانش علیهم السلام در هنگام بیماری او که در آن از دنیا رفت، جمع شدند گفتم به خدا سوگند ای پیامبر خدا ای کاش آن کسی بود که بر من گریه می کرد چشمک به همسرش زد او رضی الله عنه به همسرانش گفت دهان خود را بچرخانید پس گفتیم: از چیست یا رسول الله؟ او گفت هر کی چشمک میزنه همراهش باش قسم می خورم که او صادق است من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشاالله بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند برخیز و یادشان در ما بلند می شود رفتند و از من سؤال کردند آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ آنها سرشار از زندگی بودند و به کارهای خود افتخار می کردند و جهان نفس برای آنها آشکار شده است