توقف کنید با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من یکی از اصحاب هستم این هم پیمان بنی زهرا است در مکه جوان بودم من برای عقبه بن ابی معیت گوسفندان می کردم سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله از کنار من گذشت و ابوبکر رضی الله عنه گفت پسر شیر داری؟ گفتم بله ولی من امام هستم ایشان رضی الله عنه فرمودند آیا چتی هست که علیه او انجام نشده باشد؟ اسب نر گفتم بله، پس برایش گوسفندی آوردم پستانش را پاک کرد بنابراین شیر بیرون آمد پس فاینا او را دوشید پس نوشید و به ابوبکر آب داد و او هم به من آب داد سپس به پستان گفت کم کرد و کم کرد پس گفتم یا رسول الله این جمله را به من بیاموز سرم را پاک کرد و گفت تو معلم فقیری هستی سپس اسلام آوردم من از اولین کسانی بودم که اسلام آوردم این قبل از ورود پیامبر صلی الله علیه و آله بود دارالارقم او در مکه با پیامبر صلی الله علیه و آله همراهی کرد من در دین جسور بودم من اولین کسی بودم که در مکه قرآن را با صدای بلند تلاوت کردم بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم من رنجی را دیدم که اولین مسلمانان متحمل شدند از آزار و اذیت قریش تا اینکه به حبشه مهاجرت کرد سپس به شهر او در مدینه نیز به پیامبر صلی الله علیه و آله پیوست بنابراین صندل هایم را می پوشیدم بعد با چوب جلویش می روم حتی اگر به جلسه ای بیاید کفش هایم را در آوردم بنابراین آنها را در آغوشم گذاشتم و چوب را به او می دهم با چوب وارد اتاق هایش جلویش می شدم و من مسافرت بودم صاحب راز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و بستر او و سیواک و صندل و طهارتش من بودم که پیامبر صلی الله علیه و آله را هنگام شستن خود پوشاندم و هنگام خواب او را بیدار کنید و یونسه وقتی راه می رود حتی برخی از اصحاب فکر می کردند که من از اهل بیت او علیهم السلام هستم من شاهد بدر و همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم و در جنگ مبارک بدر پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند چه کسی خواهد دید که ابوجهل چه کرد؟ پس گفتم یا رسول الله ابوجهل یکی از کسانی بود که در مکه مرا بیشتر شکنجه کرد پس نزد او آمدم و او را مرده دیدم و پلک زد پسران افرا او را زدند پس ضربه ای به سینه او زد و او را کشت سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و عرض کردم: من ابوجهل را کشتم و او گفت ای خدایی که جز او خدایی نیست سه بار تکرار کرد سپس گفت خدا بزرگ است برو بهش نشون بده پس راه افتادیم سپس یک سرباز کشته شده را دید ایشان رضی الله عنه فرمودند این فرعون این امت است من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند وقتی ملاقات می کنیم، یادشان بلند می شود رفتند و سوالی در ذهنم انداختند آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ آنها سرشار از زندگی بودند و به کارهای خود افتخار می کردند و دنیای آنامد برایشان زیبا بود