1 00:00:01,330 --> 00:00:12,210 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 2 00:00:12,210 --> 00:00:16,210 یک چالش جدید از طرف من 3 00:00:16,210 --> 00:00:22,699 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 4 00:00:22,699 --> 00:00:28,699 من شاعر پیشکسوتی هستم که دوران پیش از اسلام و اسلام را گذرانده ام 5 00:00:28,699 --> 00:00:34,700 من از کسانی بودم که قبل از ظهور اسلام بت ها را ترک کردند و مشروبات الکلی را حرام کردند 6 00:00:34,700 --> 00:00:44,700 سی سال شعر نگفتم، ناگهان در آن مهارت یافتم و بر زبانم جاری شد. 7 00:00:44,700 --> 00:00:53,409 من در سال هیئت در سال نهم هجری با قوم خود نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم. 8 00:00:53,409 --> 00:01:02,409 پس اسلام آوردم و شعری در مدح و ثنای او در حضورش خواندم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آن را تأیید کرد. 9 00:01:03,409 --> 00:01:12,409 و از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله را پیروی کردم که هدایت آورد و کتابی مانند نهر نور خواند. 10 00:01:12,409 --> 00:01:19,409 آنقدر تلاش کردم که آن را حس نکردم و هر که با من بود سهیل بود که نمک زد و سپس عصبانی شد. 11 00:01:19,409 --> 00:01:26,409 من به تقوا پایبندم و از انجام آن راضی هستم و از آتش ترسناک یا مانند آن خواهم بود. 12 00:01:26,409 --> 00:01:33,409 ما با جلال و جلال خود به بهشت رسیده ایم و به جلوه ای بالاتر از آن امیدواریم 13 00:01:33,409 --> 00:01:40,409 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: مظهر کجا می رود ابا لیله؟ 14 00:01:40,409 --> 00:01:50,409 پس گفتم: «به بهشت ​​یا رسول الله» و آن حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: «آری انشاءالله». 15 00:01:50,409 --> 00:02:00,469 سپس ادامه دادم و گفتم: اگر در خواب نشانه هایی نداشته باشد که طهارتش را از مختل شدن حفظ کند، خیری نیست. 16 00:02:00,469 --> 00:02:08,469 جهل اگر بردبار نباشد و امر صادر شود خیری نیست. 17 00:02:08,469 --> 00:02:18,500 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «خداوند دهانت را باز نکند، خداوند دهانت را دو بار نگشاید». 18 00:02:18,500 --> 00:02:32,370 عمر طولانی کرد و به 120 سالگی رسید و طلیس به برکت دعای پیامبر صلی الله علیه و آله سیراب نشد. 19 00:02:32,370 --> 00:02:45,030 من کی هستم؟ جواب: النبیغه الجادی رضی الله عنه 20 00:02:45,030 --> 00:02:57,930 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 21 00:02:57,930 --> 00:03:05,810 یک چالش جدید از طرف من 22 00:03:07,439 --> 00:03:13,439 من از اصحاب مهاجر و از پیشینیان بادریان هستم 23 00:03:13,439 --> 00:03:20,439 من عموی عبدالله بن عمر و خواهرش حفصه مادر مؤمنان هستم که خداوند از هر دو راضی باشد. 24 00:03:20,439 --> 00:03:31,569 او به حبشه هجرت کرد، سپس از آنجا به مکه بازگشت، سپس پس از هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مدینه هجرت کرد. 25 00:03:31,569 --> 00:03:36,569 جنگ های بدر و احد و بقیه جنگ ها با او شاهد بود 26 00:03:36,569 --> 00:03:44,659 برادرم عثمان بن مادون رضی الله عنه از دنیا رفت و سرپرستی خانواده اش را به من سپرد. 27 00:03:44,659 --> 00:03:53,689 سپس عبدالله بن عمر رضی الله عنه نزد من آمد و از عموزاده اش عثمان خواستگاری کرد و او را به عقد او درآوردم. 28 00:03:53,689 --> 00:04:01,689 مغیره بن شعبه رضی الله عنه نیز آمد و از مادرش خواستگاری کرد و از او خواست که پولی بگیرد. 29 00:04:01,689 --> 00:04:07,689 مادرش موافقت کرد و نظر کنیز با نظر مادرش بود 30 00:04:07,689 --> 00:04:13,689 این به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و از من در این باره سؤال کرد 31 00:04:13,689 --> 00:04:21,689 پس گفتم یا رسول الله دختر برادرم و من وصی پدرش هستم و از او کوتاهی نکردم. 32 00:04:21,689 --> 00:04:26,689 او با کسی ازدواج کرد که فضیلت و خویشاوندی او را می دانست 33 00:04:26,689 --> 00:04:34,720 رضی الله عنه می فرماید: از هوس های او پیروی کن که حق او بر خود بیشتر است. 34 00:04:34,720 --> 00:04:41,720 پس پیامبر صلی الله علیه و آله او را از ابن عمر و شوهرش مغیره بن شعبه عزل کرد. 35 00:04:41,720 --> 00:04:48,550 من در زمان جانشینی عمر بن الخطاب رضی الله عنه امارت بحرین را بر عهده گرفتم. 36 00:04:48,550 --> 00:04:54,550 سپس به شراب خواری متهم شدم، پس عمر رضی الله عنه مرا احضار کرد 37 00:04:54,550 --> 00:05:02,550 او در این باره از من سؤال کرد، اما من انکار نکردم و به او گفتم که این آیه را تفسیر کردم 38 00:05:02,550 --> 00:05:30,439 کسانی که ایمان آوردند و به آنچه خوردند عمل صالح انجام دادند گناهی نیست اگر بترسند و ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند سپس بترسند و ایمان بیاورند و سپس بترسند و ایمان آورند و سپس بترسند و نیکی کنند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. 39 00:05:30,439 --> 00:05:38,439 عمر سوء تعبیر کرد و گفت اگر از خدا بترسید از آنچه خدا بر شما حرام کرده دوری می کنید. 40 00:05:38,439 --> 00:05:45,600 سپس عمر به مردم نزدیک شد و گفت: نظر شما در مورد مجازات او چیست؟ 41 00:05:45,600 --> 00:05:52,600 گفتند: ما فکر نمی کنیم که او را شلاق بزنی مگر اینکه مریض باشد، پس چند روز در این باره سکوت کرد. 42 00:05:52,600 --> 00:06:05,600 سپس یک روز تصمیم گرفت مرا شلاق بزند و به دوستانش گفت: در پوست او چه می بینید؟ گفتند: ما فکر نمی کنیم تا زمانی که بیمار است شلاق بزنید. 43 00:06:05,600 --> 00:06:14,600 عمر گفت: ديدار خدا در زير تازيانه نزد من محبوبتر از ديدار او در حالى است كه او بر گردن من است. 44 00:06:14,600 --> 00:06:24,629 تازیانه کامل برای من بیاور، پس عمر دستور داد تا مرا شلاق بزنند، پس من بر عمر عصبانی شدم و او را رها کردم. 45 00:06:24,629 --> 00:06:31,889 سپس عمر رضی الله عنه به حج رفت و من نیز با مردم به حج رفتم. 46 00:06:31,889 --> 00:06:37,889 وقتی از حج برگشتیم، عمر از جاده ای رفت و خوابید 47 00:06:37,889 --> 00:06:50,889 وقتی از خواب بیدار شد مرا احضار کرد و گفت: به خدا سوگند در خواب به سراغ من آمد. گفت: صالح، زیرا او برادر توست. 48 00:06:50,889 --> 00:07:00,889 چون نزد من آمدند من از آمدن نزد او امتناع کردم، پس عمر رضی الله عنه امر کرد که مرا نزد او ببرند هر چند چنین شود. 49 00:07:00,889 --> 00:07:09,050 وقتی نزد او آمدم با من سخن گفت و از من طلب بخشش کرد و با من آشتی کرد پس من کیستم؟ 50 00:07:09,050 --> 00:07:20,300 جواب قدامه بن مدعون رضی الله عنه است 51 00:07:20,300 --> 00:07:39,199 توقف کنید و با اصحاب، علما و چهره های شاخص که شما هستید آشنا شوید 52 00:07:39,199 --> 00:07:48,120 من از صحابه مهاجر و از امرای برجسته مکه هستم 53 00:07:48,120 --> 00:07:57,120 من عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و برادر شیرده او هستم و از یاران نزدیک او هستم. 54 00:07:57,120 --> 00:08:05,310 من به شجاعت و سخاوت معروف بودم و یکی از سرسخت ترین و بخشنده ترین پسران قریش بودم. 55 00:08:05,310 --> 00:08:13,310 در حالی که دو شمشیر در دست داشتم می جنگیدم تا اینکه مردم از شجاعت و قدرت من شگفت زده شدند 56 00:08:13,310 --> 00:08:20,180 مسلمانان مرا شیر خدا و رسول او نامیدند 57 00:08:20,180 --> 00:08:27,180 او با مسلمانان در جنگ بدر شرکت کرد و عده ای از مشرکان و رهبران آنها را کشت. 58 00:08:27,180 --> 00:08:32,269 از جمله طویمه بن عدی بود. هنگامی که جنگ احد فرا رسید 59 00:08:32,269 --> 00:08:37,269 من با پیامبر صلی الله علیه و آله برای دفاع از دین بیرون رفتم 60 00:08:37,269 --> 00:08:44,269 جبیر بن موتیم خدمتکار اتیوپیایی خود به نام وحشی را دعوت کرده بود 61 00:08:44,269 --> 00:08:49,269 با نیزه به اتیوپی ها تهمت می زند. به او بگویید چرا با آن اشتباه می کند 62 00:08:49,269 --> 00:08:58,269 او به او گفت که با مردم بیرون برو و او را به کشتن من در ازای قتل عمویش توایمه تحریک کرد. 63 00:08:58,269 --> 00:09:07,269 او به او قول داد که اگر چنین کند او را آزاد خواهد کرد و هر بار که از هند بنت عتبه می گذشت یا او از کنار او می گذشت وحشی بود. 64 00:09:07,269 --> 00:09:16,200 می گوید: وهن آباد، او را مسموم کن، شفا بده و او را به کشتن من تحریک کن. 65 00:09:16,200 --> 00:09:22,200 وقتی مردم به هم رسیدند و جنگ شروع شد، مثل شیر از میان آنها برخاستم 66 00:09:22,200 --> 00:09:28,200 من مثل یک قهرمان جنگیدم و در آن زمان با دو شمشیر می جنگیدم 67 00:09:28,200 --> 00:09:36,200 پس گروهی از مشرکان را کشتم و هیولای من منتظر من بود و منتظر من بود 68 00:09:36,200 --> 00:09:43,200 او مرا در برابر مردم دید، مانند زیبایی زیبا که با شمشیر من مردم را راهنمایی می کند 69 00:09:43,200 --> 00:09:48,200 هیچ چیز در برابر من نمی ایستد، پس با یک سنگ از من پنهان شوید 70 00:09:48,200 --> 00:09:54,200 و در حالی که من چنین بودم، سبعه بن عبدالعزه به من نزدیک شد 71 00:09:54,200 --> 00:10:00,200 وقتی او را دیدم به او گفتم: آیا مادر پسری داری که میخک او را بریده اند؟ 72 00:10:00,200 --> 00:10:07,230 ضربه ای به او اصابت کرد که از سرش رد شد و وقتی از او دور شد، سکندری خورد 73 00:10:07,230 --> 00:10:14,230 آنگاه سپر از شکمم آشکار شد و جانورم مرا دید و با نیزه بر من حمله کرد 74 00:10:14,230 --> 00:10:22,299 نیزه به پایین شکمم افتاد تا از بین پاهایم بیرون آمد و افتاد 75 00:10:22,299 --> 00:10:30,299 سپس سعی کردم به سمت فردی که به سمت من پرتاب کرد بلند شوم، اما وقتی هیولا من را دید که در حالی که مجروح شده بودم به سمت او دویدم. 76 00:10:30,299 --> 00:10:40,299 گفت: مرگ را دیدم، اما شکست خوردم و قبل از رسیدن به آن سقوط کردم و روحم لبریز شد 77 00:10:40,299 --> 00:10:47,490 سپس مشرکان آمدند و بدنم را مثله کردند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم متاثر شد. 78 00:10:47,490 --> 00:10:54,490 وقتی مرا دید گریه کرد و گفت: این سیدالشهدا است. 79 00:10:54,490 --> 00:11:03,970 سپس پسر خواهرم عبدالله بن جحش رضی الله عنه را در یک قبر دفن کردی. پس من کی هستم؟ 80 00:11:03,970 --> 00:11:15,470 جواب حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه است 81 00:11:15,470 --> 00:11:27,559 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 82 00:11:27,559 --> 00:11:34,440 یک چالش جدید از طرف من 83 00:11:34,440 --> 00:11:43,230 من یکی از اصحاب مهاجر از بنی کلب از قبایل عرب هستم 84 00:11:43,230 --> 00:11:50,389 وقتی پسری هشت ساله بودم با مادرم به دیدن عموهایم رفتیم 85 00:11:50,389 --> 00:11:58,389 در حالی که ما در راه بودیم و نزدیک قوم او بودیم، اسب های لبان قیم به ما حمله کردند 86 00:11:58,389 --> 00:12:06,389 پس پول را گرفتند و شتران را راندند و اولاد را اسیر کردند و مرا با خود به اسارت بردند. 87 00:12:06,389 --> 00:12:13,389 سپس مرا در بازار عكب فروختند و حكيم بن حزام مرا به چهارصد درهم خريد 88 00:12:13,389 --> 00:12:19,389 سپس به من هدیه ای به عمه اش خدیجه بنت قویلد رضی الله عنه داد. 89 00:12:19,389 --> 00:12:25,490 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله با او ازدواج کرد، مرا به او داد 90 00:12:25,490 --> 00:12:30,490 پس شروع به خدمت او کردم که درود خدا بر او باد 91 00:12:30,490 --> 00:12:39,539 سپس مدتی گذشت و عده ای از قوم من حج کردند و مرا در مکه دیدند، پس آنها را شناختم و آنها مرا شناختند. 92 00:12:39,539 --> 00:12:46,539 سپس برگشتند و به پدرم گفتند که کجا هستم، پس پدر و عمویم برای باج دادن به من بیرون رفتند 93 00:12:46,539 --> 00:12:53,539 با پیامبر صلی الله علیه و آله ملاقات کردند و هر چه خواست فدیه دادند. 94 00:12:53,539 --> 00:13:00,580 او رضی الله عنه به آنها گفت: آیا می توانید کاری بهتر از فدیه انجام دهید؟ 95 00:13:00,580 --> 00:13:09,580 گفت: این چیست؟ گفت: اگر تو را انتخاب کند، بی پول مال توست. 96 00:13:09,580 --> 00:13:15,580 هر جا مرا برگزید، به خدا سوگند از کسی که او می‌خواهد، نیستم 97 00:13:15,580 --> 00:13:20,580 گفت: انصاف کردی و در انصاف غلو کردی 98 00:13:20,580 --> 00:13:27,700 آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله مرا صدا زد و به من فرمود: من تعلیم دهنده هستم. 99 00:13:27,700 --> 00:13:35,700 و همراهی مرا با خود دیدی و پدرت و عمویت به من الهام کردند پس مرا انتخاب کن یا آنها را انتخاب کن 100 00:13:35,700 --> 00:13:44,740 پس گفتم: من کسی نیستم که کسی را بر تو برگزیده باشم، شما برای من به جای پدر و مادرم هستید. 101 00:13:44,740 --> 00:13:52,830 پدر و عمویم تعجب کردند و گفتند: وای بر تو، آیا بردگی را بر آزادی انتخاب می کنی؟ 102 00:13:52,830 --> 00:13:56,830 شما او را بر پدر، عمو و خانواده خود انتخاب می کنید 103 00:13:56,830 --> 00:14:06,899 گفتم بله، من در این مرد چیزی دیده ام که هرگز کسی را بر آن انتخاب نمی کنم 104 00:14:06,899 --> 00:14:11,120 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این را از من دید 105 00:14:12,120 --> 00:14:16,120 مرا به کنار سنگ برد و بر مردم فریاد زد و گفت: 106 00:14:16,120 --> 00:14:23,120 ای حاضران، گواه باشید که این پسر من است، من از او ارث می برم و او از من ارث می برد. 107 00:14:23,120 --> 00:14:29,309 پدر و عمویم وقتی این را دیدند، خیالشان راحت شد و رفتند 108 00:14:29,309 --> 00:14:36,340 پس مرا ابن محمد نامیدند تا اینکه اسلام آمد و فرزند خواندگی را ممنوع کرد 109 00:14:36,340 --> 00:14:41,340 و کلام خداوند متعال نازل شد: آنها را نزد پدرانشان می خوانم 110 00:14:41,340 --> 00:14:47,570 بعد شروع کردم به نام پدرم مرا صدا کنند، پس من کی هستم؟ 111 00:14:47,570 --> 00:14:57,779 جواب زید بن حارثه رضی الله عنه است 112 00:14:57,779 --> 00:15:10,419 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 113 00:15:10,419 --> 00:15:17,299 یک چالش جدید از طرف من 114 00:15:20,100 --> 00:15:26,100 من از اصحاب مهاجر و از اعضای برجسته خانواده در مکه هستم 115 00:15:26,100 --> 00:15:33,100 ابوسید از اعیان قریش بود. او یکی از ثروتمندترین و ثروتمندترین آنها بود 116 00:15:33,100 --> 00:15:36,100 خداوند متعال سخن خود را در این باره نازل کرد 117 00:15:36,100 --> 00:15:40,220 من و هر که را آفریدم تنها بگذار 118 00:15:40,220 --> 00:15:44,220 و او را ملکی گستره قرار دادم 119 00:15:44,220 --> 00:15:47,220 و پسران شاهد هستند 120 00:15:47,220 --> 00:15:51,220 و من برای او مقدمات را فراهم کردم 121 00:15:51,220 --> 00:15:55,860 برادرم خالد یک رهبر جنگی درخشان است 122 00:15:55,860 --> 00:15:58,860 او هرگز در جنگ شکست نخورد 123 00:15:58,860 --> 00:16:01,960 حتی کنیه اش پیامبر صلی الله علیه و آله بود 124 00:16:01,960 --> 00:16:04,960 با شمشیر کشیده خدا 125 00:16:04,960 --> 00:16:08,980 من با مشرکان در جنگ بدر شرکت کردم 126 00:16:08,980 --> 00:16:10,980 به اسارت افتادم 127 00:16:10,980 --> 00:16:14,980 عبدالله بن جحش رضی الله عنه مرا اسیر کرد 128 00:16:14,980 --> 00:16:17,980 برادرم خالد آمد تا برای من بجنگد 129 00:16:17,980 --> 00:16:21,980 عبدالله بن جحش در طلب باج خود مبالغه کرد 130 00:16:21,980 --> 00:16:25,980 خالد آن را حمل کرد و باج داد 131 00:16:25,980 --> 00:16:29,980 وقتی آزاد شد و به مکه رسید اسلام آورد 132 00:16:29,980 --> 00:16:36,049 برادرم به من گفت: آیا قبل از اینکه فدیه تو را به آنها بدهم اسلام نیاورم؟ 133 00:16:36,049 --> 00:16:40,049 گفتم: تا زمانی که خود را فدیه ندهم اسلام نمی‌آورم 134 00:16:40,049 --> 00:16:44,049 و قریش نمی گویند از محمد پیروی کن. 135 00:16:44,049 --> 00:16:46,049 فرار از رستگاری 136 00:16:46,049 --> 00:16:49,179 پس قومم مرا در مکه زندانی کردند 137 00:16:49,179 --> 00:16:52,179 و انواع عذاب را به من چشیدند 138 00:16:52,179 --> 00:16:56,179 رسول خدا صلی الله علیه و آله برای من دعا می کرد 139 00:16:56,179 --> 00:17:01,179 در میان مؤمنان مظلوم مکه که برای آنها دعا می کنند 140 00:17:01,179 --> 00:17:04,240 سپس از اسارت آنها فرار کردم 141 00:17:04,240 --> 00:17:09,240 در مدینه به رسول خدا صلی الله علیه و آله پیوستم 142 00:17:09,240 --> 00:17:16,039 من با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در عمره قضائیه بیرون رفتم. 143 00:17:16,039 --> 00:17:18,039 وقتی به مکه آمدیم 144 00:17:18,039 --> 00:17:26,039 برادرم خالد آن را ترک کرد تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش را در مکه نبیند. 145 00:17:26,039 --> 00:17:29,039 او رضی الله عنه به من گفت 146 00:17:29,039 --> 00:17:33,039 اگر خالد نزد ما آمده بود، او را گرامی می داشتیم 147 00:17:33,039 --> 00:17:37,069 هیچ چیز مانند آن بر اسلام پوشیده نیست 148 00:17:37,069 --> 00:17:40,069 پس به خالد نامه نوشتم 149 00:17:40,069 --> 00:17:43,069 اسلام در دلش افتاد 150 00:17:43,069 --> 00:17:45,069 دلیل مهاجرت او بود 151 00:17:45,069 --> 00:17:49,869 روزی به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتم 152 00:17:49,869 --> 00:17:51,869 ای رسول خدا 153 00:17:51,869 --> 00:17:55,869 در رویاهایم تنهایی و ترس را می یابم 154 00:17:55,869 --> 00:17:58,900 او رضی الله عنه به من گفت 155 00:17:58,900 --> 00:18:01,900 اگر احساس خواب آلودگی می کنید، چیزی بگویید 156 00:18:01,900 --> 00:18:03,900 به نام خدا 157 00:18:03,900 --> 00:18:06,900 از خشم و عذابش به خدا پناه می برم 158 00:18:06,900 --> 00:18:08,900 و بدی بندگانش 159 00:18:08,900 --> 00:18:11,900 و از زمزمه های شیاطین 160 00:18:11,900 --> 00:18:13,900 و برای آمدن 161 00:18:13,900 --> 00:18:17,900 نه به شما آسیبی می رساند و نه شما را نزدیک می کند 162 00:18:17,900 --> 00:18:20,029 پس گفتم 163 00:18:20,029 --> 00:18:24,029 بنابراین ترسی که در خواب پیدا می کردم از بین رفت 164 00:18:24,029 --> 00:18:26,420 من کی هستم؟ 165 00:18:26,420 --> 00:18:33,279 پاسخ 166 00:18:33,279 --> 00:18:36,279 الولید بن الولید بن المغیره 167 00:18:36,279 --> 00:18:38,279 خداوند از او راضی باشد 168 00:18:38,279 --> 00:18:45,140 توقف کنید 169 00:18:45,140 --> 00:18:50,140 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 170 00:18:50,140 --> 00:18:56,019 چالش جدید 171 00:18:56,019 --> 00:19:00,140 من کی هستم؟ 172 00:19:00,140 --> 00:19:03,140 من یکی از ارجمندترین یارانم 173 00:19:03,140 --> 00:19:05,140 من خلیفه مسلمین هستم 174 00:19:05,140 --> 00:19:08,140 در میان ده مبلغ 175 00:19:08,140 --> 00:19:10,140 من از اجازه نورین خبر داشتم 176 00:19:10,140 --> 00:19:15,140 برای ازدواجم با دختر پیامبر صلی الله علیه و آله 177 00:19:15,140 --> 00:19:18,140 رقیه و ام کلثوم 178 00:19:18,140 --> 00:19:21,140 من اولین کسی بودم که به حبشه مهاجرت کردم 179 00:19:21,140 --> 00:19:24,140 این تجارت را از پدرم به ارث برده ام 180 00:19:24,140 --> 00:19:26,140 ثروتمند و شرافتمند شدم 181 00:19:26,140 --> 00:19:28,140 کریمه جوادا 182 00:19:28,140 --> 00:19:31,140 من یکی از افراد ثروتمند بودم 183 00:19:31,140 --> 00:19:34,140 من در کشورم به جایگاه برجسته ای دست یافته ام 184 00:19:34,140 --> 00:19:37,140 و عشق بزرگ 185 00:19:37,140 --> 00:19:41,140 من داناترین قریش و از نظر عقیده بهترین بودم 186 00:19:41,140 --> 00:19:43,140 من به بتی سجده نکردم 187 00:19:43,140 --> 00:19:48,140 من نه در زمان جاهلیت و نه در زمان اسلام مشروب نخوردم 188 00:19:48,140 --> 00:19:51,140 از دانش عرب هم مطلع بودم 189 00:19:51,140 --> 00:19:55,140 از شجره نامه ها، ضرب المثل ها و تواریخ 190 00:19:55,140 --> 00:20:01,029 من به دست ابوبکر صدیق رضی الله عنه اسلام آوردم 191 00:20:01,029 --> 00:20:06,029 من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 192 00:20:06,029 --> 00:20:09,029 به خاطر من بود که با رضوان بیعت کردند 193 00:20:09,029 --> 00:20:15,029 که در آن با دست خودش از طرف من با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کرد. 194 00:20:15,029 --> 00:20:17,029 و لشکر سختی را آماده کردم 195 00:20:17,029 --> 00:20:19,029 و دو چاه روما خریدم 196 00:20:19,029 --> 00:20:22,029 و آن را وقف مسلمانان قرار داد 197 00:20:22,029 --> 00:20:27,029 پیامبر صلی الله علیه و آله می خواست مسجد را توسعه دهد 198 00:20:27,029 --> 00:20:30,029 پس زمینی در کنار مسجد خریدم 199 00:20:30,029 --> 00:20:34,029 آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله داد 200 00:20:34,029 --> 00:20:36,029 مسجد خود را گسترش داد 201 00:20:36,029 --> 00:20:40,029 او شهادت داد که من بیش از یک بار در بهشت بودم 202 00:20:40,029 --> 00:20:44,130 من صمیمانه به این ملت اعتقاد دارم 203 00:20:44,130 --> 00:20:48,130 روزی بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم 204 00:20:48,130 --> 00:20:50,130 پاهایش را آشکار می کند 205 00:20:50,130 --> 00:20:54,130 با دیدن من پاهایش را پوشاند و گفت 206 00:20:54,130 --> 00:20:59,130 آیا من نباید از مردی که فرشتگان از او خجالت می کشند خجالت بکشم؟ 207 00:20:59,130 --> 00:21:03,859 من بعد از عمر رضی الله عنه به خلافت رسیدم 208 00:21:03,859 --> 00:21:06,859 در دوران فتوحات نیز ادامه یافت 209 00:21:06,859 --> 00:21:10,859 تا اینکه به بیشترین حد خود رسید، شرق و غرب 210 00:21:10,859 --> 00:21:14,859 در زمان سلطنت من مسلمانان به دریا حمله کردند 211 00:21:14,859 --> 00:21:17,059 و یک روز 212 00:21:17,059 --> 00:21:22,059 مردم شام و مردم عراق در حمله ای قبل از ارمنستان با هم ملاقات کردند 213 00:21:22,059 --> 00:21:25,059 پس بر سر قرآن مجادله کردند 214 00:21:25,059 --> 00:21:29,059 تا اینکه حذیفه بن الیمان رضی الله عنه آن را شنید 215 00:21:29,059 --> 00:21:31,059 این تفاوت آنهاست که او از آن متنفر است 216 00:21:31,059 --> 00:21:35,089 سوار شد تا نزد من آمد و گفت 217 00:21:35,089 --> 00:21:39,089 او این امت را قبل از آن که در قرآن اختلاف کنند، شناخت 218 00:21:39,089 --> 00:21:43,089 مانند اختلاف یهود و نصارا در کتاب 219 00:21:43,089 --> 00:21:45,089 من از این وحشت داشتم 220 00:21:45,089 --> 00:21:49,089 پس او را نزد حفصه مادر مؤمنان رضی الله عنه فرستادند 221 00:21:49,089 --> 00:21:54,089 صفحاتی را که قرآن در آن جمع شده است برای من بفرست 222 00:21:54,089 --> 00:21:56,089 بنابراین او آن را برای من فرستاد 223 00:21:56,089 --> 00:21:58,089 پس به زیدة بن ثابت دستور دادم 224 00:21:58,089 --> 00:22:00,089 و سعیده بن العاص 225 00:22:00,089 --> 00:22:02,089 و عبدالله بن الزبیر 226 00:22:02,089 --> 00:22:05,089 و عبدالرحمن بن الحارث بن هشام 227 00:22:05,089 --> 00:22:07,089 خداوند از ایشان راضی باشد 228 00:22:07,089 --> 00:22:10,089 تا آن را در قرآن کپی کنیم 229 00:22:10,089 --> 00:22:12,089 و من به آنها گفتم 230 00:22:12,089 --> 00:22:16,089 اگر شما و زید در مورد یک کلمه عربی اختلاف نظر دارید 231 00:22:16,089 --> 00:22:19,089 پس آن را به زبان قریش بنویس 232 00:22:19,089 --> 00:22:23,089 قرآن به زبان آنها نازل شده است 233 00:22:23,089 --> 00:22:26,089 پس این کار را کردند تا اینکه قرآن نوشته شد 234 00:22:26,089 --> 00:22:31,089 سپس روزنامه ها را به حفصه رضی الله عنه برگرداندم 235 00:22:31,089 --> 00:22:36,089 با یک قرآن به هر کشور مسلمان فرستاده شد 236 00:22:36,089 --> 00:22:39,089 دستور دادم هر قرآن را بسوزانند 237 00:22:39,089 --> 00:22:43,180 با قرآنی که برایشان فرستادم مخالفت کردند 238 00:22:43,180 --> 00:22:50,660 من کی هستم؟ 239 00:22:50,660 --> 00:22:55,660 جواب عثمان بن عفام رضی الله عنه است 240 00:22:55,660 --> 00:23:08,190 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 241 00:23:08,190 --> 00:23:18,119 چالش جدید من کی هستم؟ 242 00:23:18,119 --> 00:23:23,119 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از مکه هستم 243 00:23:23,119 --> 00:23:25,119 من در سال فتح اسلام آوردم 244 00:23:25,119 --> 00:23:30,119 من شاهد جنگ حنیم با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 245 00:23:30,119 --> 00:23:33,180 و صحنه های بعدی 246 00:23:33,180 --> 00:23:35,180 تو یکی از بهترین افراد بودی 247 00:23:35,180 --> 00:23:39,180 اکثر آنها بدون در نظر گرفتن پول خرج می کنند 248 00:23:39,180 --> 00:23:43,220 من پول خرج می کردم همانطور که پادشاهان خرج می کنند 249 00:23:43,220 --> 00:23:46,220 خانه بزرگی در مکه داشتم 250 00:23:46,220 --> 00:23:49,220 نزدیک به مسجد جامع 251 00:23:49,220 --> 00:23:51,220 دو در داشت 252 00:23:51,220 --> 00:23:54,220 به آن دو رو گفته می شود 253 00:23:54,220 --> 00:23:57,220 عطاری ها با او می نشینند 254 00:23:57,220 --> 00:23:59,250 و بعد از اسلام 255 00:23:59,250 --> 00:24:02,250 من یکی از سخاوتمندترین همراهان شدم 256 00:24:02,250 --> 00:24:06,250 پس من اولین کسی بودم که کعبه را با دو پارچه پوشاندم 257 00:24:06,250 --> 00:24:12,380 زیر نظر خلیفه راشدین عثمان بن عفان رضی الله عنه 258 00:24:12,380 --> 00:24:15,380 پیامبر صلی الله علیه و آله از من استفاده کرد 259 00:24:15,380 --> 00:24:17,380 استاندار یمن 260 00:24:17,380 --> 00:24:19,380 بعد از بحث خداحافظی 261 00:24:19,380 --> 00:24:26,380 سپس خلیفه ابوبکر صدیق رضی الله عنه به من دستور داد که در یمن با مرتدان بجنگم. 262 00:24:26,380 --> 00:24:31,380 مدتی را در صنعا به عنوان فرماندار و قاضی گذراندم 263 00:24:31,380 --> 00:24:34,380 من اولین کسی بودم که کتابها را شرح داد 264 00:24:34,380 --> 00:24:37,079 و از اخبار من در یمن 265 00:24:37,079 --> 00:24:42,079 پسری به نام اسیل در صنعا زندگی می کرد 266 00:24:42,079 --> 00:24:46,079 ورد اصیل زن بداخلاقی داشت 267 00:24:46,079 --> 00:24:49,079 او شش فرزند داشت 268 00:24:49,079 --> 00:24:52,079 به برادر خدا گفت: این روز است. 269 00:24:52,079 --> 00:24:55,079 تو نمی تونی با من تنها باشی 270 00:24:55,079 --> 00:24:59,079 تا اسیل پسر شوهرم را بکشی 271 00:24:59,079 --> 00:25:02,079 بعد از رفتن پدرش او را کشتند 272 00:25:02,079 --> 00:25:05,079 او را در چاهی متروک انداختند 273 00:25:05,079 --> 00:25:09,210 بنابراین زن شروع به پرسه زدن در خیابان ها کرد و از او پرسید 274 00:25:09,210 --> 00:25:13,210 او از خدا می خواهد که پسر شوهرش را به او برگرداند 275 00:25:13,210 --> 00:25:16,210 وقتی خبر را گرفتم 276 00:25:16,210 --> 00:25:19,210 من تمام تلاشم را کردم تا قضیه را حل کنم 277 00:25:19,210 --> 00:25:24,240 او وعده های خوبی به کسانی داد که در کشف این موضوع کمک کنند 278 00:25:24,240 --> 00:25:26,240 بعد از چند روز 279 00:25:26,240 --> 00:25:29,240 چند آدم باهوش پیش من آمدند 280 00:25:29,240 --> 00:25:34,240 به من گفت که آن را در چاهی نزدیک قصر غمدان دیده است 281 00:25:34,240 --> 00:25:38,240 مگس های سبز به وفور از آن بلند می شوند 282 00:25:38,240 --> 00:25:43,460 و این مگس فقط زمانی وجود دارد که مرده باشد 283 00:25:43,460 --> 00:25:45,460 بنابراین من به چاه فوق الذکر رفتم 284 00:25:45,460 --> 00:25:50,460 به یکی از حاضران دستور داد که برای کشف چاه پایین برود 285 00:25:50,460 --> 00:25:52,460 فردی که پایین آمد یکی از قاتلان بود 286 00:25:52,460 --> 00:25:54,460 من نمی دانم 287 00:25:54,460 --> 00:25:57,460 آمد تا اوضاع را زیر نظر بگیرد 288 00:25:57,460 --> 00:25:59,460 وقتی از چاه پایین رفت 289 00:25:59,460 --> 00:26:02,460 مرد مرده شناور روی آب پیدا شد 290 00:26:02,460 --> 00:26:06,460 پس آن را در سوراخ کنار چاه گذاشت 291 00:26:06,460 --> 00:26:08,460 و سنگی روی آن گذاشت 292 00:26:08,460 --> 00:26:10,460 وقتی بیرون آمد گفت: 293 00:26:10,460 --> 00:26:12,460 من چیزی پیدا نکردم 294 00:26:12,460 --> 00:26:14,460 باورم نمی شد 295 00:26:14,460 --> 00:26:20,460 چون بعد از اینکه او پایین آمد و مرده را جابجا کرد، بو زیاد شده بود 296 00:26:20,460 --> 00:26:24,460 پس به مرد دیگری از حاضران دستور دادم پایین بیاید 297 00:26:24,460 --> 00:26:26,460 و سپس 298 00:26:26,460 --> 00:26:29,460 علائم ترس در مرد قاتل ظاهر شد 299 00:26:29,460 --> 00:26:31,460 و از رنگش متنفر بود 300 00:26:31,460 --> 00:26:33,460 پس دستور دادم او را بگیرند 301 00:26:33,460 --> 00:26:37,460 تا مرده از چاه بیرون بیاید 302 00:26:37,460 --> 00:26:40,589 بعد روی قاتل تاکید کردم 303 00:26:40,589 --> 00:26:42,589 پس به همه چیز اعتراف کرد 304 00:26:43,589 --> 00:26:46,589 وی از همدستان خود در این جنایت نام برد 305 00:26:46,589 --> 00:26:48,589 بنابراین آنها را دستگیر کردم 306 00:26:48,589 --> 00:26:53,589 پرونده به عمر بن الخطاب رضی الله عنه تقدیم شد 307 00:26:53,589 --> 00:26:58,589 عمر دستور داد همه کسانی که در کشتن پسر دست داشتند را بکشند 308 00:26:58,589 --> 00:27:00,589 سخنان معروف خود را گفت 309 00:27:00,589 --> 00:27:03,589 اگر اهل صنعا گرد او جمع شدند 310 00:27:03,589 --> 00:27:05,690 من آنها را با آن می کشتم 311 00:27:05,690 --> 00:27:07,690 بنابراین من شش نفر را کشتم 312 00:27:07,690 --> 00:27:12,460 نامادری الفتا اسیل همراه آنهاست 313 00:27:12,460 --> 00:27:16,460 روزی عمر بن خطاب رضی الله عنه را دیدم 314 00:27:16,460 --> 00:27:18,460 پس به او گفتم 315 00:27:18,460 --> 00:27:22,460 در شگفتم که مردم چگونه نمازشان را کوتاه می کنند در حالی که ایمان آورده اند 316 00:27:22,460 --> 00:27:25,460 خداوند متعال فرمود 317 00:27:25,460 --> 00:27:29,460 اگر نمازت را کوتاه کنی بر تو گناهی نیست 318 00:27:29,460 --> 00:27:33,460 اگر ترسیدی که کافران تو را وسوسه کنند 319 00:27:33,460 --> 00:27:35,460 مردم در امان بودند 320 00:27:35,460 --> 00:27:37,460 عمر گفت 321 00:27:37,460 --> 00:27:39,460 من از چیزی که از آن شگفت زده شدم شگفت زده شدم 322 00:27:39,460 --> 00:27:43,460 پس آن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر کردم 323 00:27:43,460 --> 00:27:45,460 و او گفت 324 00:27:45,460 --> 00:27:49,460 این صدقه ای است که خداوند به شما می دهد 325 00:27:49,460 --> 00:27:51,460 پس صدقه او را پذیرفتند 326 00:27:51,460 --> 00:27:53,809 من کی هستم؟ 327 00:27:53,809 --> 00:28:00,420 پاسخ 328 00:28:00,420 --> 00:28:04,420 یعلة بن امیه رضی الله عنه 329 00:28:04,420 --> 00:28:12,660 توقف کنید 330 00:28:12,660 --> 00:28:16,660 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد 331 00:28:20,509 --> 00:28:24,509 یک چالش جدید از طرف من 332 00:28:24,509 --> 00:28:30,819 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 333 00:28:30,819 --> 00:28:32,910 از مردم مکه 334 00:28:32,910 --> 00:28:35,910 من یک نجیب بودم که در خواب توصیف شده بود 335 00:28:35,910 --> 00:28:39,910 در ميان قريش و سرورانشان محترم و مطيع است 336 00:28:39,910 --> 00:28:42,940 دانشمند انساب عرب 337 00:28:42,940 --> 00:28:48,940 من قبل از اسلام از ابوبکر صدیق رضی الله عنه نسب گرفتم. 338 00:28:48,940 --> 00:28:52,039 عدن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 339 00:28:52,039 --> 00:28:55,039 از میان چهار مرد مکه 340 00:28:55,039 --> 00:28:59,039 آنها را از شرک دور می کند و می خواهد اسلام را قبول کنند 341 00:28:59,039 --> 00:29:01,039 و آنها من هستم 342 00:29:01,039 --> 00:29:03,039 اطب بن آسید 343 00:29:03,039 --> 00:29:05,039 و حکیم بن حزام 344 00:29:05,039 --> 00:29:07,039 و سهیل بن عمر 345 00:29:07,039 --> 00:29:09,039 همه ما مسلمان شده ایم 346 00:29:09,200 --> 00:29:12,200 پیامبر صلی الله علیه و آله داد 347 00:29:12,200 --> 00:29:14,200 صد شتر 348 00:29:14,200 --> 00:29:16,200 قلب من از آن تشکیل شده است 349 00:29:16,200 --> 00:29:20,200 امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه مرا مسلح کرد. 350 00:29:20,200 --> 00:29:23,200 با شمشیر نعمان بن المندیر 351 00:29:23,200 --> 00:29:27,809 پدرم از بزرگان و بزرگوارترین قریش بود 352 00:29:27,809 --> 00:29:31,809 او یکی از کسانی بود که در سرکوب روزنامه ناعادلانه مشارکت داشت 353 00:29:31,809 --> 00:29:34,809 زمانی که بنی هاشم مردم را تحریم کردند 354 00:29:34,809 --> 00:29:38,809 نسبت به آنان دلسوز بود و در نهان با آنان دعا می کرد 355 00:29:38,809 --> 00:29:42,809 پیامبر صلی الله علیه و آله او را برای یاری اجیر کرد 356 00:29:42,809 --> 00:29:44,809 هنگام ورود به مکه 357 00:29:44,809 --> 00:29:47,809 وقتی از طائف برگشت 358 00:29:47,809 --> 00:29:49,809 بنابراین پدرم آن را اجاره کرد 359 00:29:49,809 --> 00:29:51,809 پس پدرم اسلحه اش را برداشت 360 00:29:51,809 --> 00:29:54,809 پسران و قومش را صدا زد و گفت: 361 00:29:54,809 --> 00:29:56,809 اسلحه بپوش 362 00:29:56,809 --> 00:29:58,809 و در گوشه و کنار خانه باشید 363 00:29:58,809 --> 00:30:01,900 من به محمد پاداش دادم 364 00:30:01,900 --> 00:30:05,900 سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 365 00:30:05,900 --> 00:30:07,900 برای ورود 366 00:30:07,900 --> 00:30:10,900 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد 367 00:30:10,900 --> 00:30:13,900 و با او زید بن حارثه بود 368 00:30:13,900 --> 00:30:16,900 تا اینکه به مسجد جامع رسید 369 00:30:16,900 --> 00:30:19,900 پس پدرم بر شتر خود برخاست و صدا زد 370 00:30:19,900 --> 00:30:21,900 ای مردم قریش! 371 00:30:21,900 --> 00:30:24,900 من به محمد پاداش دادم 372 00:30:24,900 --> 00:30:27,900 به هیچ یک از شما آسیب نرسانید 373 00:30:27,900 --> 00:30:33,539 پس پیامبر صلی الله علیه و آله خانه را به سلامت طواف کرد 374 00:30:33,539 --> 00:30:36,539 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 375 00:30:36,539 --> 00:30:39,539 این موقعیت ها را برای بابا فراموش نکنید 376 00:30:39,539 --> 00:30:43,539 وقتی برای فدیه دادن به اسیران خود در بدر به مدینه آمدم 377 00:30:43,539 --> 00:30:46,539 با پیامبر صلی الله علیه و آله برخورد کردم 378 00:30:46,539 --> 00:30:50,539 سوره تور در نماز مغرب خوانده می شود 379 00:30:50,539 --> 00:30:53,609 وقتی این آیه را فهمید 380 00:30:53,609 --> 00:30:56,609 یا از هیچ آفریده شده اند؟ 381 00:30:56,609 --> 00:31:00,150 یا آنها خالق هستند؟ 382 00:31:00,150 --> 00:31:04,150 یا آسمان ها و زمین را آفریده اند؟ 383 00:31:04,150 --> 00:31:07,150 اما آنها قطعی نیستند 384 00:31:07,500 --> 00:31:10,539 قلبم تقریباً پرواز کرد 385 00:31:10,539 --> 00:31:13,539 من را از خواندن آن مانند غم دور کرد 386 00:31:13,539 --> 00:31:16,539 بنابراین به فکر اسلام افتادم 387 00:31:16,539 --> 00:31:20,539 اما مسلمان شدن من تا قبل از فتح مکه به تأخیر افتاد 388 00:31:20,539 --> 00:31:24,920 وقتی با پیامبر صلی الله علیه و آله صحبت کردم 389 00:31:24,920 --> 00:31:26,920 در آزادی زندانیان بدر 390 00:31:26,920 --> 00:31:28,920 او به من گفت 391 00:31:28,920 --> 00:31:30,920 اگر پدرت زنده بود 392 00:31:30,920 --> 00:31:33,920 در مورد این چیزها با من صحبت کنید 393 00:31:33,920 --> 00:31:35,920 برای هدیه آنها به او 394 00:31:36,690 --> 00:31:38,690 من با یک زن ازدواج کردم 395 00:31:38,690 --> 00:31:40,690 پس مهریه خود را نامگذاری کرد 396 00:31:40,690 --> 00:31:43,690 سپس قبل از اینکه با او رابطه جنسی برقرار کنم او را طلاق دادم 397 00:31:43,690 --> 00:31:46,720 پس این آیه از من گذشت 398 00:31:46,720 --> 00:31:50,720 مگر اینکه عفو کنند یا کسی که در دست او عفو می کند 399 00:31:50,720 --> 00:31:52,720 گره ازدواج 400 00:31:52,720 --> 00:31:54,880 پس گفتم 401 00:31:54,880 --> 00:31:56,880 من سزاوار بخشش او هستم 402 00:31:56,880 --> 00:32:00,880 پس تمام مهریه را به او سپردم 403 00:32:00,880 --> 00:32:03,039 من کی هستم؟ 404 00:32:03,039 --> 00:32:11,579 جواب جبیر بن مطعم بن عدی است 405 00:32:11,579 --> 00:32:13,579 خداوند از او راضی باشد 406 00:32:13,579 --> 00:32:20,670 توقف کنید 407 00:32:20,670 --> 00:32:21,670 توقف کنید 408 00:32:21,670 --> 00:32:25,670 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 409 00:32:25,670 --> 00:32:31,519 چالش جدید 410 00:32:31,519 --> 00:32:35,309 من کی هستم؟ 411 00:32:35,309 --> 00:32:37,309 من یکی از اصحاب هستم 412 00:32:37,309 --> 00:32:40,309 مؤذن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 413 00:32:40,309 --> 00:32:42,309 از بنی جمعه 414 00:32:42,309 --> 00:32:46,440 برادرم انیس در روز بدر به عنوان کافر کشته شد 415 00:32:46,440 --> 00:32:49,440 من در آن زمان دانشمند جوانی بودم 416 00:32:49,440 --> 00:32:51,500 من در روز فتح مکه اسلام آوردم 417 00:32:51,500 --> 00:32:54,500 من شانزده ساله هستم 418 00:32:54,500 --> 00:32:58,599 من یکی از مهربان ترین مردم بودم و مهربان ترین صدا را داشتم 419 00:32:58,599 --> 00:33:01,599 پس پیامبر صلی الله علیه و آله به من دستور داد 420 00:33:01,599 --> 00:33:04,599 با اقامه اذان در مکه 421 00:33:04,599 --> 00:33:08,630 من اولین مؤذن در مسجد جامع بودم 422 00:33:08,630 --> 00:33:10,630 تا مرگ من 423 00:33:10,630 --> 00:33:16,460 اذان سال ها با من و پسرم ماند 424 00:33:16,460 --> 00:33:20,460 پس از فتح مکه با گروهی از قریش بیرون رفتم 425 00:33:20,460 --> 00:33:23,460 حتی اگر به نوعی باشیم 426 00:33:23,460 --> 00:33:25,460 لشکر مسلمانان را دیدیم 427 00:33:25,460 --> 00:33:28,460 از حنین برگشتند 428 00:33:28,460 --> 00:33:33,460 صدای مؤذن رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنیدیم 429 00:33:33,460 --> 00:33:35,460 او اذان می کند 430 00:33:35,460 --> 00:33:37,460 بنابراین ما آنها را مسخره کردیم 431 00:33:37,460 --> 00:33:42,460 با صدای بلند اذان می کردم و مؤذنشان را مسخره می کردم 432 00:33:42,460 --> 00:33:45,460 مسلمانان صدای مرا شنیدند 433 00:33:45,460 --> 00:33:48,460 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 434 00:33:48,460 --> 00:33:50,460 با آوردن ما 435 00:33:50,460 --> 00:33:53,460 پس آمدیم و در برابر او ایستادیم 436 00:33:53,460 --> 00:33:59,460 گفت من صدای اذان را کدام یک از شما شنیدم؟ 437 00:33:59,460 --> 00:34:02,460 پس همه مردم به من اشاره کردند 438 00:34:02,460 --> 00:34:04,460 و آنها آن را باور کردند 439 00:34:04,460 --> 00:34:07,460 پس همه را فرستاد و مرا حبس کرد 440 00:34:07,460 --> 00:34:09,460 بنابراین من برای خودم ترسیدم 441 00:34:09,460 --> 00:34:11,500 او به من گفت 442 00:34:11,500 --> 00:34:13,500 برخیز و اذان کن 443 00:34:13,500 --> 00:34:15,500 بنابراین من در دستان او ایستادم 444 00:34:15,500 --> 00:34:19,500 هیچ چیز نزد من منفورتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیست 445 00:34:19,500 --> 00:34:22,500 و نه آنچه او به من دستور می دهد 446 00:34:22,500 --> 00:34:27,590 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خود اذان داد 447 00:34:27,590 --> 00:34:31,590 جمله به جمله آن را به من یاد می دهد 448 00:34:31,590 --> 00:34:34,690 بعد که اذان تمام شد مرا صدا زد 449 00:34:34,690 --> 00:34:38,690 او یک بسته حاوی مقداری نقره به من داد 450 00:34:38,690 --> 00:34:41,690 سپس دستش را روی قفسه ی جلوی من گذاشت 451 00:34:41,690 --> 00:34:44,690 بعد به صورتم دستور داد 452 00:34:44,690 --> 00:34:46,690 بعد روی جگرم 453 00:34:47,690 --> 00:34:52,690 تا اینکه دست رسول خدا صلی الله علیه و آله به ناف من رسید 454 00:34:52,690 --> 00:34:54,690 سپس گفت 455 00:34:54,690 --> 00:34:58,690 خداوند شما را برکت دهد و برکت دهد 456 00:34:58,690 --> 00:35:05,750 پس هر چه مال رسول خدا صلی الله علیه و آله بود در دل بغض من رفت. 457 00:35:05,750 --> 00:35:11,750 اینها همه از روی عشق به رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 458 00:35:11,750 --> 00:35:12,750 پس گفتم 459 00:35:12,750 --> 00:35:14,750 ای رسول خدا 460 00:35:14,750 --> 00:35:17,750 اذان مکه را بگو 461 00:35:17,750 --> 00:35:18,750 او گفت 462 00:35:18,750 --> 00:35:20,780 من انجام دادم 463 00:35:20,780 --> 00:35:23,780 پس نزد عطاب بن آسید رضی الله عنه آمدم 464 00:35:23,780 --> 00:35:25,780 او امیر مکه است 465 00:35:25,780 --> 00:35:30,780 وضعیتم را با رسول خدا صلی الله علیه و آله به او گفتم 466 00:35:30,780 --> 00:35:32,780 او جواب من را داد 467 00:35:32,780 --> 00:35:36,780 از آن به بعد مؤذن مسجد جامع شدم 468 00:35:36,780 --> 00:35:38,780 تا اینکه مرد 469 00:35:38,780 --> 00:35:41,780 من به شهر مهاجرت نکردم 470 00:35:41,780 --> 00:35:45,780 بخاطر تعهدم به اذان بیت الله الحرام 471 00:35:45,780 --> 00:35:49,780 و من هرگز موهایم را اصلاح نمی کنم 472 00:35:49,780 --> 00:35:56,619 زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را با دست پاک کرد 473 00:35:56,619 --> 00:36:01,619 امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه به مکه آمد. 474 00:36:01,619 --> 00:36:05,619 وقت نماز که شد برخاستم و اذان دادم 475 00:36:05,619 --> 00:36:10,619 عمر وقتی پند من را شنید مرا احضار کرد و گفت 476 00:36:11,619 --> 00:36:16,619 نمی ترسی از شدت صدای مچ پات شکافته بشه؟ 477 00:36:16,619 --> 00:36:21,619 گفتم یا امیرالمؤمنین به ما آمدی 478 00:36:21,619 --> 00:36:24,619 من عاشق شنیدن صدایت بودم 479 00:36:24,619 --> 00:36:26,809 من کی هستم؟ 480 00:36:26,809 --> 00:36:37,639 جواب ابومهذوره جماعتی رضی الله عنه است 481 00:36:37,639 --> 00:36:49,599 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 482 00:36:53,480 --> 00:36:59,690 یک چالش جدید از طرف من 483 00:36:59,690 --> 00:37:02,690 من از اصحاب انصار هستم 484 00:37:02,690 --> 00:37:06,690 یکی از اصحاب صغیر پیامبر صلی الله علیه و آله 485 00:37:06,690 --> 00:37:11,690 یتیمی در محضر عبدالله بن رواحه رضی الله عنه بزرگ شدم 486 00:37:11,690 --> 00:37:15,780 من به کسی که گوش حواسش هست معروف بودم 487 00:37:15,780 --> 00:37:19,780 من با مسلمانان برای جنگ در احد بیرون رفتم 488 00:37:19,780 --> 00:37:23,780 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا به سن کم برگرداند 489 00:37:23,780 --> 00:37:29,739 بعد با او شاهد تمام صحنه ها بودم 490 00:37:29,739 --> 00:37:32,739 چشمم گرفت 491 00:37:32,739 --> 00:37:35,739 پس پیامبر صلی الله علیه و آله مرا زیارت کرد 492 00:37:35,739 --> 00:37:38,739 وقتی خوب شدم رفتم بیرون 493 00:37:38,739 --> 00:37:42,739 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود 494 00:37:42,739 --> 00:37:46,739 ببین اگه چشمات بود چه مشکلی داشت؟ 495 00:37:46,739 --> 00:37:48,739 تو چه سازنده ای 496 00:37:48,739 --> 00:37:51,739 گفتم صبور باش و اجر بخواه 497 00:37:51,739 --> 00:37:54,739 ایشان رضی الله عنه فرمودند 498 00:37:54,739 --> 00:37:57,739 پس خدای متعال را ملاقات کردم 499 00:37:57,739 --> 00:37:59,739 تقصیر تو نیست 500 00:37:59,739 --> 00:38:01,739 من شما را واجب نمی کنم که وارد بهشت شوید 501 00:38:01,739 --> 00:38:07,739 من با پیامبر صلی الله علیه و آله در غزوه ایشان بیرون رفتم 502 00:38:07,739 --> 00:38:12,739 پس شنیدم که عبدالله بن ابی بن سلول منافق می گفت 503 00:38:12,739 --> 00:38:15,739 برای کسی از رسول خدا خرج نکنید 504 00:38:15,739 --> 00:38:18,739 تا اینکه از شر او خلاص شوند 505 00:38:18,739 --> 00:38:20,739 او همچنین گفت 506 00:38:20,739 --> 00:38:25,739 اگر به مدینه برگردیم، هر چه ارجمندتر ما را از آن بیرون کند، پست تر 507 00:38:25,739 --> 00:38:28,739 بنابراین من آن را از او بزرگنمایی کردم 508 00:38:28,739 --> 00:38:32,739 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و به او گفتم 509 00:38:32,739 --> 00:38:36,739 پس نزد عبدالله بن اُبی و یارانش فرستاد 510 00:38:36,739 --> 00:38:40,739 پس آمدند و به خدا قسم خوردند که چیزی نگویند 511 00:38:40,739 --> 00:38:44,739 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها ایمان آورد 512 00:38:44,739 --> 00:38:46,739 و به من دروغ گفت 513 00:38:46,739 --> 00:38:49,739 این باعث نگرانی شدید من شد 514 00:38:49,739 --> 00:38:51,739 برخی از افراد من به من گفتند 515 00:38:51,739 --> 00:38:53,739 من این را نمی خواستم 516 00:38:53,739 --> 00:38:57,960 جز اینکه رسول خدا به شما دروغ گفته و از شما متنفر بوده است 517 00:38:57,960 --> 00:39:01,960 سپس خداوند متعال سوره منافقون را نازل کرد 518 00:39:01,960 --> 00:39:05,960 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را فرا خواند 519 00:39:05,960 --> 00:39:07,960 پس آن را برایشان خواند 520 00:39:07,960 --> 00:39:09,960 بعد به من گفت 521 00:39:09,960 --> 00:39:12,960 خداوند متعال شما را باور کرده است 522 00:39:12,960 --> 00:39:17,309 پس من به عنوان صاحب گوش آگاه شناخته شدم 523 00:39:17,309 --> 00:39:23,789 من کی هستم؟ 524 00:39:23,789 --> 00:39:25,789 پاسخ 525 00:39:25,789 --> 00:39:29,789 زید بن ارقم الانصاری رضی الله عنه