WEBVTT

00:00:01.300 --> 00:00:12.179
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.179 --> 00:00:16.179
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.179 --> 00:00:25.829
من از اصحاب انصار و از اولین مردم مدینه هستم که اسلام آوردم

00:00:25.829 --> 00:00:33.829
من یکی از دو زنی بودم که در بیعت عقبه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فروختم.

00:00:33.829 --> 00:00:39.020
او در اکثر غزوات پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت داشت

00:00:39.020 --> 00:00:43.020
من با شوهر و پسرم شاهد یکی از این اتفاقات بودم

00:00:43.020 --> 00:00:45.020
وقتی مسلمانان را شکست می دهیم

00:00:45.020 --> 00:00:49.020
من طرفدار رسول خدا صلی الله علیه و آله شدم

00:00:49.020 --> 00:00:52.020
بنابراین شروع به دعوا کردم

00:00:52.020 --> 00:00:57.020
و از رسول خدا صلی الله علیه و آله با شمشیر دفاع کنید

00:00:57.020 --> 00:00:59.020
و من با کمان شلیک می کنم

00:00:59.020 --> 00:01:03.689
تا اینکه صدمه دیدم

00:01:03.689 --> 00:01:09.689
هنگامی که مردم رسول خدا صلی الله علیه و آله را در جنگ احد کشف کردند.

00:01:09.689 --> 00:01:14.689
فقط چند نفر با او ماندند تا ده روز را کامل کنند

00:01:14.689 --> 00:01:19.689
من، فرزندانم و شوهرم برای دفاع از او در برابر او ایستادیم

00:01:19.689 --> 00:01:22.689
مردم شکست خورده می گذرند

00:01:22.689 --> 00:01:27.689
و او رضی الله عنه دید که سپر با خود ندارم

00:01:27.689 --> 00:01:30.689
مردی را دید که سپر داشت

00:01:30.689 --> 00:01:32.689
به صاحب سپر گفت

00:01:32.689 --> 00:01:35.689
سپر خود را به دست کسی که می جنگد بینداز

00:01:35.689 --> 00:01:37.689
پس سپر انداخت

00:01:37.689 --> 00:01:44.689
پس آن را گرفتم و با آن از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم محافظت کردم.

00:01:44.689 --> 00:01:47.750
مرد علی سوار بر اسب نزدیک شد

00:01:47.750 --> 00:01:49.750
پس مرا زد

00:01:49.750 --> 00:01:51.750
بنابراین از ضربه زدن به او با سپر خودداری کردم

00:01:51.750 --> 00:01:53.750
چرا نه؟

00:01:53.750 --> 00:01:56.750
با شمشیر به سم اسبش زدم

00:01:56.750 --> 00:01:58.750
روی پشتش لکه هایی پیدا کرد

00:01:59.750 --> 00:02:03.750
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شروع به فریاد زدن بر سر پسرم کرد

00:02:03.750 --> 00:02:06.750
مادر شما مادر شماست

00:02:06.750 --> 00:02:10.750
پسرم در برابر او به من کمک کرد تا اینکه کشته شدیم

00:02:10.750 --> 00:02:14.379
در حالی که ما در حال مبارزه هستیم

00:02:14.379 --> 00:02:16.379
پسرم مجروح شد

00:02:16.379 --> 00:02:18.379
و خونش را جاری کرد

00:02:18.379 --> 00:02:22.379
من از مبارزه با دشمنان پرت شده ام

00:02:22.379 --> 00:02:26.379
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا زد

00:02:26.379 --> 00:02:28.379
بعد متوجه پسرم شدم

00:02:28.379 --> 00:02:30.379
و من به سمت او آمدم

00:02:30.379 --> 00:02:32.379
و من گروه هایی در اطرافم دارم

00:02:32.379 --> 00:02:34.379
برای جراح آماده کردم

00:02:34.379 --> 00:02:36.379
بنابراین من زخمی را بستم

00:02:36.379 --> 00:02:41.379
پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاده بود و به ما نگاه می کرد

00:02:41.379 --> 00:02:43.379
بعد گفتم

00:02:43.379 --> 00:02:44.379
قهوه ای

00:02:44.379 --> 00:02:46.379
برخیز و با مردم بجنگ

00:02:46.379 --> 00:02:50.379
پس پیامبر صلی الله علیه و آله شروع به گفتن کرد

00:02:50.379 --> 00:02:54.379
چه کسی می تواند آنچه را که تو تحمل کنی، ام اماره؟

00:02:54.379 --> 00:02:57.419
سپس مردی را که پسرم را زد می بوسم

00:02:57.419 --> 00:03:01.419
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:03:01.419 --> 00:03:03.419
این کتک زن پسر شماست

00:03:03.419 --> 00:03:05.419
بنابراین به او اعتراض کردم

00:03:05.419 --> 00:03:08.419
به پایش زدم و قطع کردم

00:03:08.419 --> 00:03:13.419
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که می خندد

00:03:13.419 --> 00:03:15.419
تا اینکه حضورش را دیدم

00:03:15.419 --> 00:03:17.419
و او گفت

00:03:17.419 --> 00:03:20.419
من آن را برداشتم، ام اماره

00:03:20.419 --> 00:03:24.419
بعد با اسلحه شروع کردیم به کتک زدنش تا اینکه فوت کرد

00:03:24.419 --> 00:03:26.419
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:26.419 --> 00:03:29.419
ستایش خدایی را که شما را پیروز کرد

00:03:29.419 --> 00:03:32.419
و چشمانت را از دشمنت حفظ کن

00:03:32.419 --> 00:03:35.419
و من انتقام تو را به چشم تو می بینم

00:03:35.419 --> 00:03:39.770
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:39.770 --> 00:03:42.770
امروز به حرم ام عماره

00:03:42.770 --> 00:03:45.770
بهتر از مقام فلانی و فلانی

00:03:45.770 --> 00:03:48.770
و او رضی الله عنه

00:03:48.770 --> 00:03:51.860
به راست و چپ نگاه نمی کند

00:03:51.860 --> 00:03:54.860
جز اینکه دید من دعوا می کنم

00:03:54.860 --> 00:03:57.860
جز اینکه من را دید که بدون او می جنگم

00:03:57.860 --> 00:04:01.900
آن روز سیزده بار مجروح شدم

00:04:01.900 --> 00:04:03.900
این بزرگترین آنها بود

00:04:03.900 --> 00:04:06.900
ضربه ابن قمعه بر من است

00:04:06.900 --> 00:04:09.900
باج او برای یک سال کامل ساخته شد

00:04:09.900 --> 00:04:13.930
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله را دید

00:04:13.930 --> 00:04:15.930
زخمم روی شانه ام است

00:04:15.930 --> 00:04:17.930
به پسرم گفت

00:04:17.930 --> 00:04:20.019
او زخم او را التیام بخشید

00:04:20.019 --> 00:04:24.019
خدایا آنها را همنشین من در بهشت قرار ده

00:04:24.019 --> 00:04:26.019
از دعوتش خوشحال شدم

00:04:26.019 --> 00:04:29.019
دیگر برایم مهم نیست که چه اتفاقی برایم افتاده است

00:04:29.019 --> 00:04:34.600
سپس منادی رسول خدا صلی الله علیه و آله ندا داد

00:04:34.600 --> 00:04:37.600
برای رفتن به شیر سرخ

00:04:37.600 --> 00:04:41.600
بنابراین لباس هایم را تنگ کردم تا با آنها بیرون بروم

00:04:41.600 --> 00:04:44.600
من نمی توانستم شدت آسیب را تحمل کنم

00:04:44.600 --> 00:04:48.660
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت

00:04:48.660 --> 00:04:50.660
از قرمز شیر

00:04:50.660 --> 00:04:53.660
برادرم مرا فرستاد تا حالم را بپرسد

00:04:53.660 --> 00:04:57.660
پس نزد او برگشت و به او گفت که در امان هستم

00:04:57.660 --> 00:05:02.660
پیغمبر صلی الله علیه و آله در این باره توضیح داد

00:05:02.660 --> 00:05:04.730
من کی هستم؟
