WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
توقف کنید

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.460 --> 00:00:22.789
من یکی از همراهان جوان هستم

00:00:22.789 --> 00:00:26.789
پدرم پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله است

00:00:26.789 --> 00:00:30.920
معروف به پرنده بالدار

00:00:30.920 --> 00:00:32.920
من در سرزمین حبشه به دنیا آمدم

00:00:32.920 --> 00:00:36.920
من اولین متولد اسلام بودم که در آنجا ذکر شد

00:00:36.920 --> 00:00:42.920
من آخرین نفری از بنی هاشم بودم که پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم

00:00:42.920 --> 00:00:46.590
پدرم روز فوتش شهید شد

00:00:46.590 --> 00:00:51.590
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر مادرم وارد شد

00:00:51.590 --> 00:00:53.590
پدرم برای او عزادار شد

00:00:53.590 --> 00:00:57.619
در حالی که سرم را نوازش می کرد به او نگاه می کردم

00:00:57.619 --> 00:01:00.619
چشمانش اشک می ریزد

00:01:00.619 --> 00:01:03.780
بعد از سه شب نزد ما آمد

00:01:03.780 --> 00:01:08.780
گفت: بعد از امروز برای برادرم گریه نکن.

00:01:08.780 --> 00:01:12.780
سپس گفت: برادرزاده ام را بخور

00:01:12.780 --> 00:01:15.780
بعد پسرمان آمد انگار که ما بچه جوجه ریزی شده ایم

00:01:15.780 --> 00:01:19.780
گفت: برای من آرایشگر را صدا کن.

00:01:19.780 --> 00:01:22.780
پس دستور داد سر ما را بتراشد

00:01:22.780 --> 00:01:25.939
بعد به من اشاره کرد و گفت

00:01:25.939 --> 00:01:27.939
در مورد این

00:01:28.939 --> 00:01:31.939
او شبیه شخصیت و شخصیت من است

00:01:31.939 --> 00:01:34.140
امنیت ما آمد

00:01:34.140 --> 00:01:36.140
بنابراین من به Yatmanna اشاره کردم

00:01:36.140 --> 00:01:39.140
به او گفت خدا رحمتش کند

00:01:39.140 --> 00:01:42.140
آیا از فقر برای آنها می ترسی؟

00:01:42.140 --> 00:01:46.299
من در دنیا و آخرت ولی آنها هستم

00:01:46.299 --> 00:01:50.299
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله ما را کفالت کرد

00:01:50.299 --> 00:01:52.299
بنابراین من در اتاق او بزرگ شدم

00:01:52.299 --> 00:01:57.359
سپس در هفت سالگی خواستم با او بیعت کنم

00:01:57.359 --> 00:02:00.359
با دیدن من لبخند زد

00:02:00.359 --> 00:02:03.840
دستش را دراز کرد و با من بیعت کرد

00:02:03.840 --> 00:02:07.840
رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا بازگرداند

00:02:07.840 --> 00:02:09.840
یک روز پشت سر گذاشت

00:02:09.840 --> 00:02:12.870
پس وارد باغی شد که در آن شتری بود

00:02:12.870 --> 00:02:16.870
وقتی شتر پیامبر صلی الله علیه و آله را دید

00:02:16.870 --> 00:02:20.129
حنا و چشمانش پر از آب شد

00:02:20.129 --> 00:02:24.129
پیامبر صلی الله علیه و آله نزد او آمد

00:02:24.129 --> 00:02:27.129
قوز و پشت گوشش را پاک کرد

00:02:27.129 --> 00:02:28.129
پس ساکت ماند

00:02:28.129 --> 00:02:32.129
گفت: این شتر مال کیست؟

00:02:32.129 --> 00:02:34.129
فرمود: امتحان از انصار

00:02:34.129 --> 00:02:37.129
او مال من است ای رسول خدا

00:02:37.129 --> 00:02:40.129
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:02:40.129 --> 00:02:46.189
آیا در مورد حیوانی که خدا به شما داده از خدا نمی ترسید؟

00:02:46.189 --> 00:02:48.189
از من شکایت کرد

00:02:48.189 --> 00:02:51.669
شما او را گرسنه و خسته می کنید

00:02:51.669 --> 00:02:54.669
به من می گفتند بحرالجود

00:02:54.669 --> 00:02:58.669
هیچکس در اسلام سخاوتمندتر از من نبود

00:02:58.669 --> 00:03:02.669
جایی که من زیاد می دادم

00:03:02.669 --> 00:03:04.669
و من او را کمی می بینم

00:03:04.669 --> 00:03:08.860
یک بار دو هزار صدقه دادم

00:03:08.860 --> 00:03:12.860
یک بار به یک مرد شصت هزار دادم

00:03:12.860 --> 00:03:17.990
یک بار به مردی چهار هزار دینار دادم

00:03:17.990 --> 00:03:22.990
به من گفتند مردی شکر به شهر آورده است

00:03:22.990 --> 00:03:27.060
تمام شد و کسی آن را نخرید

00:03:27.060 --> 00:03:33.150
پس به بنده دستور دادم که آن را بخرد و به مردم بدهد

00:03:33.150 --> 00:03:38.150
ابن عمر رضی الله عنه به من سلام کرد و گفت:

00:03:38.150 --> 00:03:42.219
درود بر تو ای پسر دو بال

00:03:42.219 --> 00:03:46.039
من کی هستم؟

00:03:46.039 --> 00:03:50.300
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:03:50.300 --> 00:03:54.300
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:03:54.300 --> 00:03:58.300
قسمت بعدی انشاالله منتشر میشه

00:03:58.300 --> 00:04:03.300
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها

00:04:03.300 --> 00:04:08.300
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:04:08.300 --> 00:04:13.300
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:04:13.300 --> 00:04:18.300
یادشان بر سر ما بلند شود

00:04:18.300 --> 00:04:23.300
رفتند و سوالی در وجدانم انداختند

00:04:23.300 --> 00:04:28.300
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:04:28.300 --> 00:04:33.300
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:04:33.300 --> 00:04:38.300
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است
