WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.580 --> 00:00:17.579
انجمن مواضع خشنود است

00:00:17.579 --> 00:00:22.579
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:22.579 --> 00:00:25.579
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا

00:00:25.579 --> 00:00:30.230
خدا رحمتش کند

00:00:30.230 --> 00:00:32.229
عبدالله بن الزبیر

00:00:32.229 --> 00:00:34.229
خداوند از او راضی باشد

00:00:51.210 --> 00:00:53.210
به همین محدوده رسید

00:00:53.210 --> 00:00:56.210
اسماء بنت ابی بکر صدیق

00:00:56.210 --> 00:00:59.210
حومه یثرب خسته و پر استرس است

00:00:59.210 --> 00:01:01.210
مهاجران دیگری هم بودند

00:01:01.210 --> 00:01:04.209
آنها از سختی های سفر به تنهایی رنج می برند

00:01:04.209 --> 00:01:06.209
همانطور که برای او

00:01:06.209 --> 00:01:09.209
او بیش از سختی های سفر رنج می برد

00:01:09.209 --> 00:01:11.209
سختی های بارداری هم

00:01:11.209 --> 00:01:15.209
اسماء به سختی به قبا رسیده بود

00:01:15.209 --> 00:01:19.209
از حومه یثرب تا اینکه اردوگاه به آن رسید

00:01:19.209 --> 00:01:22.209
او پسری به دنیا آورد که به دنیا آمد

00:01:22.209 --> 00:01:25.209
شهر رسول الله صلی الله علیه وسلم

00:01:25.209 --> 00:01:26.209
و او را وادار به نشستن کرد

00:01:26.209 --> 00:01:28.209
این به خاطر یهودیان مدینه است

00:01:28.209 --> 00:01:31.209
بین مردم پخش شده بود

00:01:31.209 --> 00:01:36.209
که خاخام هایشان بر مسلمانان مهاجر جادو می کردند

00:01:36.209 --> 00:01:39.209
این جادو آنها را عقیم می کند

00:01:39.209 --> 00:01:42.209
بعد از آن فرزندی برایشان به دنیا نمی آید

00:01:42.209 --> 00:01:45.209
به سختی خبر تولد پسر خوشبخت را شنیده بودم

00:01:45.209 --> 00:01:47.209
در بین مسلمانان گسترش می یابد

00:01:47.209 --> 00:01:50.209
تا اینکه در سراسر شهر پیامبر اعظم طنین انداز شد

00:01:50.209 --> 00:01:52.209
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:01:52.209 --> 00:01:54.209
با تشویق و بزرگنمایی

00:01:54.209 --> 00:01:56.209
مسلمانان همدیگر را پذیرفتند

00:01:56.209 --> 00:01:59.209
بعضی ها فریاد می زنند و فریاد می زنند

00:01:59.209 --> 00:02:02.269
یهودیان دروغ گفتند یهودیان دروغ گفتند

00:02:02.269 --> 00:02:05.269
بارداری نوزاد مبارک

00:02:05.269 --> 00:02:08.270
به رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:02:08.270 --> 00:02:10.270
پس آن را در دامان خود گذاشت

00:02:10.270 --> 00:02:12.270
او را آجوا می نامیدند

00:02:12.270 --> 00:02:14.270
در دهان شریفش باشد

00:02:14.270 --> 00:02:17.270
سپس آن را در دهان پسر خوش شانس فرو کرد

00:02:17.270 --> 00:02:19.270
بنابراین او کار را آسان کرد

00:02:19.270 --> 00:02:21.270
سپس نام او را عبدالله نهاد

00:02:21.270 --> 00:02:24.270
نام جدش صدیق رضی الله عنه است

00:02:24.270 --> 00:02:26.270
ما او را ابوبکر صدا کردیم

00:02:26.270 --> 00:02:28.270
نام مستعار اوست

00:02:28.270 --> 00:02:31.270
سپس به دوستی دستور داد که در گوش او اذان بگوید

00:02:31.270 --> 00:02:33.270
پس به او اجازه داد

00:02:33.270 --> 00:02:37.270
این اولین چیزی بود که وارد معده آن نوزاد خوش شانس شد

00:02:37.270 --> 00:02:41.270
آب دهان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:41.270 --> 00:02:45.270
اولین صدایی که در گوشش نشست، اذان بود

00:02:45.270 --> 00:02:49.270
دوست رضی الله عنه او را بزرگ کرد و راضی کرد

00:02:49.270 --> 00:02:53.300
او با عبدالله بن الزبیر از کرم الحسب ملاقات کرد

00:02:53.300 --> 00:02:57.300
مگر اینکه فقط افراد کمیاب را ملاقات کند

00:02:57.300 --> 00:02:59.300
پدرش زبیر بن العوام است

00:02:59.300 --> 00:03:03.300
شاگردان من رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:03:03.300 --> 00:03:06.300
و یکی از ده بهشت موعود

00:03:06.300 --> 00:03:11.300
مادرش اسماء بنت ابی بکر، زن با دو گردن بند است

00:03:11.300 --> 00:03:14.300
جد مادری او ابوبکر صدیق بود

00:03:14.300 --> 00:03:19.300
جانشین و جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:03:19.300 --> 00:03:22.300
و عمه اش عایشه، مادر مؤمنان

00:03:22.300 --> 00:03:24.300
بی گناه تبرئه می شود

00:03:25.300 --> 00:03:29.300
مادربزرگش به پدرش صفیه بنت عبدالمطلب تعلق داشت

00:03:29.300 --> 00:03:33.370
عمه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:03:33.370 --> 00:03:36.370
و عمه پدرش خدیجه بنت خویلد

00:03:36.370 --> 00:03:39.370
بانوی زنان عرب

00:03:39.370 --> 00:03:43.370
آیا چیزی برتر از آن شکوه غیر از شکوه اسلام هست؟

00:03:43.370 --> 00:03:47.370
آیا چیزی بالاتر از این جلال غیر از شکوه ایمان وجود دارد؟

00:03:47.370 --> 00:03:51.530
عبدالله بن الزبیر در خانه نبوت بزرگ شد

00:03:51.530 --> 00:03:54.530
کف آن خانه ی پاک پله هاست

00:03:54.530 --> 00:03:57.530
با اخلاق بلندش رفتار می کرد

00:03:57.530 --> 00:04:01.530
او نزد عمه اش عایشه محبوب ترین مخلوق خداوند بود

00:04:01.530 --> 00:04:06.530
پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بهترین صلوات و خالص ترین درودها بر او باد

00:04:06.530 --> 00:04:10.530
پس از پدرش، دوست رضی الله عنه

00:04:10.530 --> 00:04:14.530
هنگامی که عبدالله بن الزبیر به هفت سالگی رسید

00:04:14.530 --> 00:04:17.529
پدرش زبیر بن العوام به او فرمان داد

00:04:17.529 --> 00:04:21.529
رفتن به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:04:21.529 --> 00:04:26.529
و بر استماع و اطاعت با او بیعت کند، خواه فاعلی یا واجب

00:04:26.529 --> 00:04:30.529
پس نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رفت

00:04:30.529 --> 00:04:34.529
و با او عبدالله بن جعفر بن ابی طالب است

00:04:34.529 --> 00:04:37.529
او پسر جوانی در سن خودش بود

00:04:37.529 --> 00:04:41.529
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را دید

00:04:41.529 --> 00:04:43.529
ما نزد او می آییم تا با او بیعت کنیم

00:04:43.529 --> 00:04:45.529
همانطور که مردان انجام می دهند

00:04:45.529 --> 00:04:48.529
با خوشحالی از کاری که آنها کردند لبخند زد

00:04:48.529 --> 00:04:52.529
دست سخاوتمندانه خود را به سوی آنان دراز کرد و با آنان بیعت کرد

00:04:52.529 --> 00:04:56.620
سایه عبدالله بن الزبیر بر عمر او افزود

00:04:56.620 --> 00:04:58.620
او به این بیعت اشاره می کند

00:04:58.620 --> 00:05:00.620
او به هر کاری که می کرد متعهد بود

00:05:00.620 --> 00:05:06.620
فرزندانش را چنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود امر کرد

00:05:06.620 --> 00:05:10.660
پسرش یک بار برای مدت طولانی از خانه غیبت کرده بود

00:05:10.660 --> 00:05:12.660
وقتی برگشت به او گفت

00:05:12.660 --> 00:05:14.660
کجا بودی پسر؟

00:05:14.660 --> 00:05:15.660
و او گفت

00:05:15.660 --> 00:05:19.660
افرادی را پیدا کردم که فکر نمی کردم بهتر از آنها باشند

00:05:19.660 --> 00:05:22.660
یاد خدای متعال بودند

00:05:22.660 --> 00:05:24.660
یک نفر بیدار می شود و رعد و برق می زند

00:05:24.660 --> 00:05:27.660
تا اینکه از ترس خدا بیهوش شد

00:05:27.660 --> 00:05:30.660
بنابراین من تمام روز با آنها نشستم

00:05:30.660 --> 00:05:31.660
و به او گفت

00:05:31.660 --> 00:05:36.660
این بار دیگر با آنها ننشین پسرم

00:05:36.660 --> 00:05:40.660
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم

00:05:40.660 --> 00:05:41.660
قرآن می خواند

00:05:41.660 --> 00:05:47.660
و خداوند متعال نیکوترین و عمیق ترین و خالصانه ترین ذکر را یاد می کند

00:05:47.660 --> 00:05:53.660
ابوبکر و عمر و عثمان و علی رضی الله عنه را دیدم

00:05:53.660 --> 00:05:55.660
قرآن می خوانند

00:05:55.660 --> 00:05:57.660
خدا را هم یاد می کنند

00:05:57.660 --> 00:06:00.660
هیچ کدام از اینها برای آنها اتفاق نیفتاده است

00:06:00.660 --> 00:06:03.660
آیا فکر می کنید اینها همراهان شما هستند؟

00:06:03.660 --> 00:06:08.660
در برابر خدا از ابوبکر و عمر و عثمان و علی فروتن تر است

00:06:08.660 --> 00:06:12.980
همان گونه که عبدالله بن الزبیر بر پرهیزکاری و تقوا تربیت شد

00:06:12.980 --> 00:06:18.980
او از دوران کودکی با سوارکاری و تمرین جنگ تربیت شد

00:06:18.980 --> 00:06:23.980
پدرش بسیار مشتاق بود که او را شاهد تهاجمات ببیند

00:06:23.980 --> 00:06:26.980
و او را با خود به کشورهای دوردست ببرد

00:06:26.980 --> 00:06:29.980
برای حضور در نبردها و شاهد فتوحات

00:06:29.980 --> 00:06:35.980
آن را در روز یرموک از مدینه به شام با خود برد

00:06:35.980 --> 00:06:38.980
او او را برای یک اسب آزاد انتخاب کرد

00:06:38.980 --> 00:06:41.980
او یک سرایدار برای مراقبت از او استخدام کرد

00:06:41.980 --> 00:06:47.100
او اجازه یافت بزرگترین نبرد تاریخ اسلام را از نزدیک ببیند

00:06:47.100 --> 00:06:51.100
و برای دیدن لشکرهای عظیم در حال جنگ و فرار

00:06:51.100 --> 00:06:54.100
و او را در شکست و پیروزی همراهی کند

00:06:54.100 --> 00:06:58.100
او همانگونه که عابد شب پرست بود، خشمگین جنگ شد

00:06:58.100 --> 00:07:03.300
عبدالله بن الزبیر لشکرکشی را که مورد هجوم مسلمانان قرار گرفت به تأخیر نینداخت

00:07:03.300 --> 00:07:06.300
از فردا به دست آوردن اسلحه خوش آمدید

00:07:06.300 --> 00:07:10.300
او در هر جنگی که مجاهدان می جنگیدند، حضور داشت

00:07:10.300 --> 00:07:12.300
تاثیر قابل توجه و تشکر

00:07:12.300 --> 00:07:18.300
از این جا خلیفه مسلمین عثمان بن عفان رضی الله عنه.

00:07:18.300 --> 00:07:22.300
او به فرماندار خود مصر اجازه داد تا به آفریقا حمله کند

00:07:22.300 --> 00:07:25.300
ارتش متجاوز به هدف خود پیش رفت

00:07:25.300 --> 00:07:29.300
اما به زودی از خلیفه خبری از او نشد

00:07:30.300 --> 00:07:33.300
او نگران امر آن سپاه و آقامه بود

00:07:33.300 --> 00:07:39.300
پس عبدالله بن الزبیر را در رأس گروهی از شوالیه های مسلمان فرستاد

00:07:39.300 --> 00:07:43.300
برای تامین ارتش و اطلاع رسانی آن

00:07:43.300 --> 00:07:46.300
عبدالله بن الزبیر با لشکر مهاجم برخورد کرد

00:07:46.300 --> 00:07:48.300
و به وضعیت او نگاه کنید

00:07:48.300 --> 00:07:55.300
دریافت که رهبرش هر روز از صبح تا ظهر با مشرکان می جنگد

00:07:55.300 --> 00:08:01.300
سپس لشکر او و سپاهش از هوای سخت و گرمای شدید استراحت کردند

00:08:01.300 --> 00:08:06.300
او به سرعت به او توصیه کرد که ارتش خود را به دو قسمت تقسیم کند

00:08:06.300 --> 00:08:09.300
دیویژن نیمه اول روز می جنگد

00:08:09.300 --> 00:08:12.300
بخشی در نیمه دوم روز دعوا می کند

00:08:12.300 --> 00:08:16.300
دو تیم به نوبت استراحت می کنند و درگیری ادامه دارد

00:08:16.300 --> 00:08:21.300
این به دشمن فرصت نمی دهد تا نفسی تازه کند

00:08:21.300 --> 00:08:24.329
فرمانده ارتش طرح پیشنهادی را تشریح کرد

00:08:24.329 --> 00:08:26.329
دستور اجرای آن را صادر کرد

00:08:26.329 --> 00:08:31.329
او داوطلبانه رهبری را به عبدالله بن الزبیر واگذار کرد

00:08:31.329 --> 00:08:36.330
دو لشکر روز بعد با هم جنگیدند، همانطور که هر روز می جنگیدند

00:08:36.330 --> 00:08:39.330
وقت ظهر که رسید

00:08:39.330 --> 00:08:42.330
دشمنان طبق معمول شروع به ترک کردند

00:08:42.330 --> 00:08:45.330
چیزی که آنها را شوکه کرد این بود که از مسلمانان شگفت زده شدند

00:08:45.330 --> 00:08:49.330
آنها با ارتشی قوی به جنگ ادامه می دهند

00:08:49.330 --> 00:08:51.330
تعیین شده است

00:08:51.330 --> 00:08:53.330
فعالیت را ارائه می دهد

00:08:53.330 --> 00:08:55.330
وحشت در دل آنها رخنه کرد

00:08:55.330 --> 00:08:58.330
مشکل در صفوف آنها حل شد

00:08:58.330 --> 00:09:01.330
آنها نشانه های شکست را نشان دادند

00:09:01.330 --> 00:09:04.330
سپس ابن الزبیر فرصت را دید

00:09:04.330 --> 00:09:07.330
پس سی نفر از مردان قوی خود را برگزید

00:09:07.330 --> 00:09:10.330
به آنها گفت مراقب پشت من باشند

00:09:10.330 --> 00:09:13.580
و خواهید دید که من چه خواهم کرد

00:09:13.580 --> 00:09:15.580
جرگیر پادشاه دشمنان بود

00:09:15.580 --> 00:09:19.580
فرمانده ارتش آنها در وسط ارتش خود مستقر می شود

00:09:19.580 --> 00:09:22.580
سواری با موهای خاکستری اش

00:09:22.580 --> 00:09:27.580
دو کنیز با خود داشت که از پر طاووس او را گمراه می کردند

00:09:27.580 --> 00:09:31.580
عبدالله بن الزبیر به مردان خود که آنها را برگزید گفت

00:09:31.580 --> 00:09:34.580
من نزد او می روم، پس مرا دنبال کن

00:09:34.580 --> 00:09:37.580
مرا از دسیسه های مخالفان حفظ کن

00:09:37.580 --> 00:09:39.580
سپس به طرف جرگیر رفت

00:09:39.580 --> 00:09:43.580
او متواضع است، در عزم خود ثابت قدم و در قدم هایش متین است

00:09:43.580 --> 00:09:47.710
با دو دست آرام شروع به بریدن ردیف ها کرد

00:09:47.710 --> 00:09:49.710
مردم فکر می کردند که او یک پیام آور است

00:09:49.710 --> 00:09:52.710
او از مسلمانان برای مذاکره آمد

00:09:52.710 --> 00:09:55.710
پس وقتی در وسط لشکر بود،

00:09:55.710 --> 00:09:58.710
پادشاه قصد خود را می دانست و از ظلم او می ترسید

00:09:58.710 --> 00:10:00.710
آن را ربا می داد

00:10:00.710 --> 00:10:02.710
عبدالله بن الزبیر به او رسید

00:10:02.710 --> 00:10:05.710
او را با چاقو زد و روی زمین کوبید

00:10:05.710 --> 00:10:07.710
بعد بالای سرش دراز می کشم

00:10:07.710 --> 00:10:10.710
حرفش را تمام کرد و سرش را برید

00:10:10.710 --> 00:10:12.710
آن را روی نیزه اش گذاشت

00:10:12.710 --> 00:10:14.710
سپس با گفتن «الله اکبر» صدایش را بلند کرد.

00:10:14.710 --> 00:10:17.710
پس مسلمانان «الله اکبر» گفتند تا «الله اکبر» بگویند.

00:10:17.710 --> 00:10:20.710
این رژیم روح مسلمانان را تکان داد

00:10:20.710 --> 00:10:23.710
وحشت در دل مشرکان گسترش یافت

00:10:23.710 --> 00:10:25.710
به عقب برگشتند

00:10:25.710 --> 00:10:27.710
پشت خود را به ابن الزبیر دادند

00:10:27.710 --> 00:10:32.000
او برای رضای خدا رزمندگان را به خدمت گرفت

00:10:32.000 --> 00:10:35.000
خداوند عبدالله بن الزبیر را گرامی داشت

00:10:35.000 --> 00:10:38.000
از همه مزیت هایش فراتر می رود

00:10:38.000 --> 00:10:41.000
با عظمت تقوا و صفای حق

00:10:41.000 --> 00:10:45.000
جایی که شبی سخت می زیست و روزها روزه می گرفت

00:10:45.000 --> 00:10:48.000
اهتمام قلبی به خانه های خدا

00:10:48.000 --> 00:10:51.000
مردم به او کبوتر مسجد می گفتند

00:10:51.000 --> 00:10:56.000
معلوم بود که او سه شب از زندگی خود را ساخته است

00:10:56.000 --> 00:11:00.000
شب را ایستاده و تا صبح به نماز گذراند

00:11:00.000 --> 00:11:05.000
او یک شب را تا صبح زانو زده است

00:11:05.000 --> 00:11:10.000
و شبی را نیز تا صبح به سجده می گذراند

00:11:10.000 --> 00:11:13.000
او در طول فصل موقعیت هایی داشت

00:11:13.000 --> 00:11:16.000
با ذلت قلب مسلمانان را شکست

00:11:16.000 --> 00:11:19.000
پایه های ایمان را در دلهایشان بالا می برد

00:11:19.000 --> 00:11:23.000
از آن، آنچه از محمد بن عبدالله ثقفی نقل شده است

00:11:23.000 --> 00:11:26.000
گفت: عبدالله بن الزبیر نزد ما بیرون آمد

00:11:26.000 --> 00:11:30.000
یک روز قبل از ترویه که محرم است

00:11:30.000 --> 00:11:34.000
بنابراین آنچه را که شنیدم بهتر از آن ملاقات کردم

00:11:34.000 --> 00:11:36.100
هرگز اینطور نیست

00:11:36.100 --> 00:11:39.100
سپس خداوند را به فراوان ترین حمد ستایش کرد

00:11:39.100 --> 00:11:41.100
او را بسیار تحسین کرد

00:11:41.100 --> 00:11:44.100
او در مورد آنچه در ادامه می آید گفت

00:11:44.100 --> 00:11:47.100
شما از افق های مختلف آمده اید

00:11:47.100 --> 00:11:50.100
هیئت ها به درگاه خداوند متعال

00:11:50.100 --> 00:11:53.100
خداوند حق دارد به هیئت خود احترام بگذارد

00:11:53.100 --> 00:11:56.100
هر که از شما بیاید و آنچه را که خدا دارد طلب کند

00:11:56.100 --> 00:11:59.100
سالک خدا ناامید نمی شود

00:11:59.100 --> 00:12:02.100
و آنها واقعاً آنچه شما گفتید گفتند

00:12:02.100 --> 00:12:05.100
فرشته گفتار عمل است

00:12:05.100 --> 00:12:07.100
و نیت همان نیت است

00:12:07.100 --> 00:12:09.100
اعمال بر اساس نیت است

00:12:09.100 --> 00:12:12.100
خدا در این روزهای شما خداست

00:12:12.100 --> 00:12:15.100
این روزهایی است که گناهان بخشیده می شود

00:12:15.100 --> 00:12:17.129
سپس او پاسخ داد

00:12:17.129 --> 00:12:19.129
و مردم با پاسخ به او پاسخ دادند

00:12:19.129 --> 00:12:21.129
من هرگز یکی را ندیده ام

00:12:21.129 --> 00:12:24.129
بیشتر از آن روز که گریه کردم

00:12:24.129 --> 00:12:26.220
و بعد از

00:12:26.220 --> 00:12:30.220
او در تمام عمر عبدالله بن الزبیر باقی ماند

00:12:30.220 --> 00:12:33.220
مبارزه برای چیزی که فکر می کرد درست است

00:12:33.220 --> 00:12:36.220
تا اینکه نزدیک کعبه کشته شد

00:13:09.490 --> 00:13:13.029
و در میان کسانی که با مرگ او پیر شدند

00:13:13.029 --> 00:13:16.029
عبدالله بن عمر بن الخطار
