توقف کنید با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم من در سال هیئت در سال نهم هجری اسلام آوردم من اولین کسی بودم که چراغ مسجد النبی را روشن کردم من تنها کسی هستم که پیامبر صلی الله علیه و آله از او حدیث نقل کرده است. همان موقع بود که خبر جاسوسی را به من دادند خبر این است که روزی با سی مرد سوار دریا شدم موج ها یک ماه با ما بازی کردند سپس به جزیره ای پناه بردیم پس به پیامبر صلی الله علیه و آله خبرمان را گفتم پس رضی الله عنه سریع برخاست بر فراز منبر رفت و مردم را به دعای همگانی فرا خواند پس مردم جمع شدند و فرمود آهای مردم من از روی آرزو و ترس دعوتت نکردم اما این به من گفت گروهی از مردم فلسطین به دریا رفتند سپس باد آنها را به جزیره ای در دریا برد اگر آنها یک حیوان هستند، من احساس می کنم نمی داند مرد است یا زن چون موهایش زیاد است گفتند تو کی هستی؟ و او گفت من الجساسه هستم و گفتند پس به ما بگو و او گفت من نه به شما خبر می دهم و نه به شما اطلاع می دهم اما در این صومعه مرد فقیری وجود دارد تا اینکه بهت میگه و ازت میپرسه پس وارد صومعه شدند پس او مردی یک چشم بود زنجیر شده در آهن و او گفت تو کی هستی؟ گفتند ما عرب هستیم و او گفت آیا پیامبر در میان شما فرستاد؟ گفتند بله او گفت آیا اعراب از او پیروی کردند؟ گفتند بله او گفت این برای آنها بهتر است او گفت پس فارس چه کرد؟ روی او ظاهر شد؟ گفتند نه او گفت یا او بر او ظاهر می شود سپس گفت عین زاغر چه کرد؟ گفتند این یک جریان پرکننده است او گفت نخل های بیسان چه کردند؟ تغذیه کنم؟ گفتند بله آغاز آن او گفت پرید و پرید ما حتی فکر می کردیم که او فرار خواهد کرد پس گفتیم تو کی هستی؟ و او گفت من دجال هستم و اما من تمام زمین را زیر پا خواهم گذاشت غیر از مکه و تبس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند به مسلمانان مژده بده این یک قبه است وارد آن نمی شود و بعد از اسلام او به فراوانی عبادت و نماز شب مشهور بود و تلاوت قرآن و یک شب بعد از نماز عصر در مسجد برخاستم من دعا می کنم پس این آیه را پاس کردم صورتشان می سوزد و در آن مانند هون ها هستند مدام تکرارش کردم تا اینکه اذان صبح را شنیدم من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشاالله بهترین قرن ها موقعیت ها و مثال ها اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد آنها اینجا بودند ابرهای زندگی ما را سیراب می کنند بنابراین ما ملاقات کردیم یادشان گرامی باد رفتند و سوالی در ذهنم انداختند آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند و دنیای رویاها برایشان زیبا شد