WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.200
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:04.419 --> 00:00:06.219
انجمن مدها

00:00:06.219 --> 00:00:07.740
پیشبرد

00:00:07.740 --> 00:00:10.939
آن ده وعده بهشت را دادند

00:00:10.939 --> 00:00:15.419
طلحه بن عبیدالله

00:00:15.419 --> 00:00:17.489
خداوند از او راضی باشد

00:00:17.489 --> 00:00:22.289
عشق به صحابه و خویشاوندی، سنتون

00:00:22.289 --> 00:00:26.690
پروردگارم آن را به من عطا فرموده است که زنده شود

00:00:26.690 --> 00:00:31.989
عشق به صحابه و خویشاوندی

00:00:31.989 --> 00:00:35.789
مردم طبق معمول در بازار بصره جمع شدند

00:00:35.789 --> 00:00:37.990
خرید و فروش می کنند

00:00:37.990 --> 00:00:41.820
هیئت ها از همه جا به سراغشان می آیند

00:00:41.820 --> 00:00:43.820
و در حالی که هستند

00:00:43.820 --> 00:00:47.020
وقتی راهبی از حجره اش بیرون آمد

00:00:47.020 --> 00:00:48.219
و او زنگ زد

00:00:48.219 --> 00:00:50.619
از مردم این فصل بپرسید

00:00:50.619 --> 00:00:53.420
آیا در میان اهل حرم کسی به آنها داناتر است؟

00:00:53.420 --> 00:00:55.820
طلحه بن عبیدالله گفت

00:00:55.820 --> 00:00:57.820
من به او نزدیک بودم

00:00:57.820 --> 00:00:59.420
پس گفتم بله

00:00:59.420 --> 00:01:01.689
من از اهل حرم هستم

00:01:01.689 --> 00:01:03.689
راهب به او گفت

00:01:03.689 --> 00:01:06.090
آیا احمد در بین شما ظاهر شد؟

00:01:06.090 --> 00:01:09.090
طلحه و احمد گفتند

00:01:09.090 --> 00:01:10.090
او گفت

00:01:10.090 --> 00:01:13.290
ابن عبدالله بن عبدالمطلب

00:01:13.290 --> 00:01:16.290
این ماهی است که در آن بیرون می آید

00:01:16.290 --> 00:01:18.290
او خاتم پیامبران است

00:01:18.290 --> 00:01:20.290
از حرم خارج شوید

00:01:20.290 --> 00:01:24.489
به نخل، حرّه و صباخ مهاجرت کرد

00:01:24.489 --> 00:01:27.420
مراقب باشید که از او پیشی بگیرید

00:01:27.420 --> 00:01:30.019
طلحه بن عبیدالله گفت

00:01:30.019 --> 00:01:32.819
حرفی که زد به دلم نشست

00:01:32.819 --> 00:01:36.420
پس سریع رفتم تا به مکه رسیدم

00:01:36.420 --> 00:01:37.620
پس گفتم

00:01:37.620 --> 00:01:39.620
آیا این یک رویداد بود؟

00:01:39.620 --> 00:01:41.219
گفتند بله

00:01:41.219 --> 00:01:43.819
محمد بن عبدالله الامین

00:01:43.819 --> 00:01:45.310
پیشگویی کنید

00:01:45.310 --> 00:01:48.409
ابن ابی قحافه از او پیروی کرد

00:01:48.409 --> 00:01:49.409
او گفت

00:01:49.409 --> 00:01:52.810
پس بیرون رفتم و بر ابوبکر وارد شدم

00:01:52.810 --> 00:01:54.010
پس گفتم

00:01:54.010 --> 00:01:56.209
من این پسر را دنبال کردم

00:01:56.209 --> 00:01:57.810
گفت بله

00:01:57.810 --> 00:02:01.209
پس طلحه آنچه را که راهب گفت به او گفت

00:02:01.209 --> 00:02:05.010
پس ابوبکر رضی الله عنه با طلحه بیرون آمد

00:02:05.010 --> 00:02:09.810
پس آن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد

00:02:09.810 --> 00:02:12.810
پس طلحه رضی الله عنه اسلام آورد

00:02:12.810 --> 00:02:16.409
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود

00:02:16.409 --> 00:02:18.409
آنچه راهب گفت

00:02:18.409 --> 00:02:22.009
رسول خدا صلی الله علیه و آله توضیح داد

00:02:22.009 --> 00:02:24.240
با آن

00:02:24.240 --> 00:02:28.439
هنگامی که قریش از مسلمان شدن ابوبکر و طلحه مطلع شدند

00:02:28.439 --> 00:02:32.520
نوفل بن خویلد بن العدویه بر آنان حکومت می کرد

00:02:32.800 --> 00:02:35.000
او را شیر قریش می نامیدند

00:02:35.639 --> 00:02:38.840
پس آنها را گرفت و با یک طناب به هم بست

00:02:39.280 --> 00:02:41.919
آنها را به دست سفیهان قریش سپرد

00:02:42.520 --> 00:02:46.560
به همین دلیل ابوبکر و طلحه را القرینین نامیدند

00:02:47.919 --> 00:02:54.000
طلحه رضی الله عنه به دلیل اسلام آوردنش از مشرکان اجازه بسیار گرفت.

00:02:54.560 --> 00:02:57.599
مادرش در شکنجه آنها شرکت داشت

00:02:57.759 --> 00:02:59.599
تا اینکه دین خود را ترک کند

00:03:00.240 --> 00:03:04.039
اما او مانند کوه بود، استوار و استوار

00:03:04.789 --> 00:03:06.389
خبر رسیده است

00:03:06.909 --> 00:03:10.509
مردم بین صفا و مروه طواف می کردند

00:03:11.110 --> 00:03:15.030
آنها افراد زیادی را دیدند که پسر جوانی را دنبال می کردند

00:03:15.430 --> 00:03:17.669
دستش به گردنش بسته شده است

00:03:18.270 --> 00:03:20.949
مردم به او توهین کردند و او را کتک زدند

00:03:21.469 --> 00:03:22.990
پرسیدند چه بلایی سرش آمده است؟

00:03:23.590 --> 00:03:27.750
گفتند: این طلحه بن عبیدالله است. پسر شده است

00:03:28.710 --> 00:03:32.349
سپس زنی را دید که پشت سرش غر می زند و به او فحش می دهد

00:03:32.909 --> 00:03:34.389
پرسیدند این کیست؟

00:03:35.030 --> 00:03:37.270
گفتند این مادرش است

00:03:37.629 --> 00:03:39.669
الصباح بنت الحضرمی

00:03:41.020 --> 00:03:43.900
اسلام قهرمان داستان ما اینگونه بود

00:03:44.379 --> 00:03:48.460
طلحه بن عبیدالله بن عثمان القرشی التیمی

00:03:48.939 --> 00:03:50.060
ابومحمد

00:03:50.699 --> 00:03:52.740
ثبات او چنین بود

00:03:53.259 --> 00:03:57.139
تا اینکه جزو اولین کسانی شد که اسلام آورد

00:03:57.740 --> 00:04:00.699
در میان ده نفری که بهشت شناخته شده اند

00:04:01.219 --> 00:04:04.699
بر زبان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:05.419 --> 00:04:09.699
یکی از کسانی که از دنیا رفت، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:04:10.020 --> 00:04:11.340
او از آنها راضی است

00:04:12.060 --> 00:04:14.060
در میان آن شش نفر، اهل شورا هستند

00:04:14.539 --> 00:04:20.019
کسانی را که عمر رضی الله عنه برای انتخاب خلیفه پس از خود برگزید

00:04:21.470 --> 00:04:23.589
طلحه رضی الله عنه متولد شد

00:04:24.110 --> 00:04:26.790
سال 28 قبل از هجرت

00:04:27.350 --> 00:04:29.910
مادرش صباح بنت الحضرمی است

00:04:30.509 --> 00:04:32.269
خواهر همسفر بزرگ

00:04:32.629 --> 00:04:35.709
علاء بن الحضرمی رضی الله عنه

00:04:36.430 --> 00:04:39.949
او اسلام آورد و سپس رضی الله عنه هجرت کرد

00:04:41.000 --> 00:04:44.800
طلحه رضی الله عنه با چهار زن ازدواج کرد

00:04:45.360 --> 00:04:50.160
خواهران هر یک از آنان همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند

00:04:51.019 --> 00:04:55.339
او با ام کلثوم دختر ابوبکر صدیق ازدواج کرد

00:04:55.860 --> 00:04:59.060
خواهر دوست عایشه بنت ابی بکر

00:04:59.740 --> 00:05:02.060
با حمنه بنت جحش ازدواج کرد

00:05:02.579 --> 00:05:04.579
خواهر زینب بنت جحش

00:05:05.259 --> 00:05:08.180
با فریعه بنت ابی سفیان ازدواج کرد

00:05:08.740 --> 00:05:11.699
خواهر ام حبیبه بنت ابی سفیان

00:05:12.379 --> 00:05:15.259
با رقیه بنت ابی امیه ازدواج کرد

00:05:15.779 --> 00:05:17.019
خواهر ام سلمه

00:05:17.420 --> 00:05:19.300
هند بنت ابی امیه

00:05:19.860 --> 00:05:22.500
خداوند از همه آنها راضی باشد

00:05:23.490 --> 00:05:26.970
او یازده پسر و چهار دختر داشت

00:05:27.689 --> 00:05:31.009
او فرزندان خود را به نام پیامبران نام می برد

00:05:31.649 --> 00:05:35.050
فرزندان ذکور او محمد هستند

00:05:35.569 --> 00:05:37.050
او پسر بزرگش است

00:05:37.569 --> 00:05:40.810
او را به سبب عبادت فراوان، فرش می نامیدند

00:05:41.490 --> 00:05:43.009
او یک همراه بود

00:05:43.449 --> 00:05:46.490
جایی که پیامبر صلی الله علیه و آله متوجه شد

00:05:47.250 --> 00:05:48.930
و همچنین فرزندانش

00:05:49.410 --> 00:05:52.170
عمران، موسی و یعقوب

00:05:52.689 --> 00:05:54.290
و اسماعیل و اسحاق

00:05:54.930 --> 00:05:56.529
و زکریا و یوسف

00:05:57.089 --> 00:05:59.129
زنده باد عیسی و صالح

00:05:59.939 --> 00:06:00.740
و دخترانش

00:06:01.420 --> 00:06:03.220
عایشه و ام اسحاق

00:06:03.699 --> 00:06:05.259
فاطمه و مریم

00:06:06.300 --> 00:06:08.579
طلحه رضی الله عنه بود

00:06:08.899 --> 00:06:09.980
آدم آدم

00:06:10.620 --> 00:06:11.620
مودار

00:06:12.180 --> 00:06:14.699
میدان به کاخ نزدیک تر است

00:06:15.379 --> 00:06:16.339
چهره خوب

00:06:16.740 --> 00:06:17.660
الصدر استقبال کرد

00:06:18.300 --> 00:06:20.339
فاصله بین شانه ها

00:06:20.860 --> 00:06:22.139
پاگنده

00:06:22.819 --> 00:06:24.180
اگر تندتر راه برود

00:06:24.660 --> 00:06:27.139
و چون برگشت، همه برگشتند

00:06:28.459 --> 00:06:31.899
رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره او فرمود

00:06:32.500 --> 00:06:36.139
هر که می خواهد شهیدی را ببیند که روی زمین راه می رود

00:06:36.779 --> 00:06:39.699
به طلحه بن عبیدالله نگاه کند

00:06:40.519 --> 00:06:42.519
وقتی کلام خدا نازل شد، روشن شد

00:06:42.720 --> 00:06:46.759
اصحاب می خواستند بدانند این شخص چه کسی فوت کرده است

00:06:47.319 --> 00:06:52.199
جرأت نداشتند از پیامبر صلی الله علیه و آله درخواست کنند

00:06:52.600 --> 00:06:54.600
از احترام و هیبت نسبت به او

00:06:55.160 --> 00:06:57.399
گفتند: من بادیه نشین جاهلی هستم.

00:06:57.959 --> 00:06:59.959
از او در مورد کسی که مرده است بپرسید

00:07:00.680 --> 00:07:02.120
بادیه نشین از او پرسید

00:07:02.759 --> 00:07:06.160
پس پیامبر صلی الله علیه و آله از او روی برگرداند

00:07:06.720 --> 00:07:08.600
سپس دوباره از او پرسید

00:07:08.879 --> 00:07:09.879
پس از او روی گردان

00:07:10.439 --> 00:07:11.959
سپس بار سوم از او پرسید

00:07:12.519 --> 00:07:14.079
پس از او نیز روی برگردان

00:07:14.920 --> 00:07:19.120
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از مسجد خارج شد

00:07:19.560 --> 00:07:22.920
طلحه بن عبیدالله رضی الله عنه را دید

00:07:23.480 --> 00:07:24.240
و او گفت

00:07:24.879 --> 00:07:27.399
سوال کننده مرده کجاست؟

00:07:28.079 --> 00:07:29.240
بادیه نشین گفت

00:07:29.560 --> 00:07:31.120
من هستم ای رسول خدا

00:07:31.759 --> 00:07:32.519
و او گفت

00:07:33.079 --> 00:07:35.319
این از کسی است که مرده است

00:07:35.920 --> 00:07:38.839
به طلحه رضی الله عنه مراجعه کرد

00:07:40.310 --> 00:07:43.189
خداوند به طلحه مالی عطا کرد

00:07:43.629 --> 00:07:46.629
تا اینکه یکی از افراد ثروتمند و مرفه شد

00:07:47.350 --> 00:07:49.910
طلحه الخیر نام داشت

00:07:50.310 --> 00:07:51.589
و طلحه الجود

00:07:52.029 --> 00:07:53.430
و طلحه الفیاد

00:07:54.069 --> 00:07:57.509
این به خاطر خرج زیاد و سخاوت شدید اوست

00:07:58.110 --> 00:08:03.149
دست درازی در انجام کارهای خیر و بخشش به نیازمندان داشت

00:08:03.910 --> 00:08:07.550
خبرهای عجیبی از او نقل شد

00:08:08.310 --> 00:08:09.029
از او

00:08:09.470 --> 00:08:12.870
یک بار از یک مرده پول به او رسید

00:08:13.509 --> 00:08:15.949
به هفتصد هزار درهم می رسد

00:08:16.509 --> 00:08:18.910
شب را بیقرار گذراند

00:08:19.509 --> 00:08:24.230
همسرش ام الثوم دختر ابوبکر صدیق به او گفت

00:08:24.949 --> 00:08:26.790
چه بلایی سرت اومده خدا رحمتت کنه؟

00:08:27.540 --> 00:08:28.180
او گفت

00:08:28.699 --> 00:08:30.500
از امشب دارم بهش فکر میکنم

00:08:30.860 --> 00:08:31.620
پس گفتم

00:08:32.259 --> 00:08:36.779
وقتی مردی با این پول در خانه اش شب را بگذراند، درباره پروردگارش چه فکری می کند؟

00:08:37.480 --> 00:08:38.120
او گفت

00:08:38.679 --> 00:08:41.039
پس در مقایسه با برخی از دوستانتان کجا هستید؟

00:08:41.740 --> 00:08:42.940
پس اگر شد

00:08:43.500 --> 00:08:45.500
پس سخت و شدید دعا کنید

00:08:45.820 --> 00:08:47.340
پس آن را بین آنها تقسیم کرد

00:08:48.090 --> 00:08:49.169
به او گفت

00:08:49.610 --> 00:08:50.809
خداوند شما را بیامرزد

00:08:51.330 --> 00:08:53.970
تو دختر خوش شانسی هستی

00:08:54.759 --> 00:08:55.919
وقتی شد

00:08:56.399 --> 00:08:59.519
آن را بین مهاجرین و انصار تقسیم کرد

00:09:00.340 --> 00:09:04.379
مردی نزد او آمد و با رحمت بین آنها از او خواست

00:09:04.980 --> 00:09:07.659
طلحه رضی الله عنه به او گفت

00:09:08.340 --> 00:09:11.379
این دیوار من در فلان مکان است

00:09:11.940 --> 00:09:12.980
هر باغبانی

00:09:13.580 --> 00:09:16.899
سیصد هزار درهم به او دادم

00:09:17.620 --> 00:09:19.539
اگه خواستی پولشو بگیر

00:09:20.139 --> 00:09:22.059
اگر می خواهید، دیوار را بگیرید

00:09:22.779 --> 00:09:25.620
بنابراین مرد پول را به ارزش دیوار برداشت

00:09:26.669 --> 00:09:28.309
و از او راضی بود

00:09:28.830 --> 00:09:32.909
هیچ کس از بنیتم را نان آور نمی گذارد مگر اینکه او را کفایت کند

00:09:33.509 --> 00:09:36.110
هیچ بدهکاری نیست مگر اینکه بدهی خود را بپردازد

00:09:36.629 --> 00:09:38.830
مجرد نیست جز همسرش

00:09:39.690 --> 00:09:42.330
علی عبید الله بن معمر بود

00:09:42.730 --> 00:09:45.049
و عبدالله بن عامر بن کریز

00:09:45.570 --> 00:09:48.330
قرض هشتاد هزار درهم

00:09:48.970 --> 00:09:52.129
طلحه رضی الله عنه آن را برایشان ادا کرد

00:09:52.919 --> 00:09:57.679
از طرف یکی دیگر از عموزاده هایش سی هزار درهم پرداخت

00:09:58.519 --> 00:10:06.240
هر سال ده هزار درهم برای مادر مؤمنین عایشه رضی الله عنها می فرستاد.

00:10:07.039 --> 00:10:08.200
و گفته شد

00:10:08.840 --> 00:10:10.639
شریف ترین اعراب در اسلام

00:10:11.039 --> 00:10:14.360
طلحه بن عبیدالله رضی الله عنه

00:10:15.039 --> 00:10:18.159
اما با این همه تلاش و خرج

00:10:18.679 --> 00:10:20.720
متواضعانه گفت

00:10:21.440 --> 00:10:25.200
ما با پولمان چیزی را پیدا می کنیم که بخل پیدا کند

00:10:25.720 --> 00:10:27.600
اما ما صبوریم

00:10:29.370 --> 00:10:32.850
زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله هجرت کرد

00:10:33.210 --> 00:10:37.210
و یارانش ابوبکر رضی الله عنه به مدینه رفت

00:10:37.769 --> 00:10:43.090
طلحه بن عبیدالله رضی الله عنه در شام تجارت می کرد

00:10:43.769 --> 00:10:46.250
در راه بازگشت به مکه

00:10:46.769 --> 00:10:51.649
با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر رضی الله عنه ملاقات کرد.

00:10:52.049 --> 00:10:54.370
آنها در راه مهاجرت هستند

00:10:55.009 --> 00:10:57.169
لباس شام را بر آنان پوشاند

00:10:58.039 --> 00:10:59.519
سپس به مکه بازگشت

00:11:00.000 --> 00:11:02.080
پول مردم را داد

00:11:02.799 --> 00:11:06.320
سپس خاندان ابوبکر رضی الله عنه را گرفت

00:11:06.759 --> 00:11:09.480
آنها به عنوان مهاجر به شهر رفتند

00:11:10.190 --> 00:11:17.070
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله از کنار آبی به نام بیسان گذشت

00:11:17.590 --> 00:11:18.549
پس احوال او را پرسید

00:11:19.029 --> 00:11:20.750
می گفتند اسمش بیسان است

00:11:21.190 --> 00:11:22.269
و شور است

00:11:22.870 --> 00:11:26.190
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:11:26.669 --> 00:11:28.070
بلکه او نعمان است

00:11:28.389 --> 00:11:29.549
و او خوب است

00:11:30.190 --> 00:11:34.149
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله نام را تغییر داد

00:11:34.549 --> 00:11:36.309
و خداوند آب را تغییر داد

00:11:37.100 --> 00:11:41.059
طلحه بن عبیدالله آن را خرید و سپس صدقه داد

00:11:41.659 --> 00:11:45.740
نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و به او گفت

00:11:46.379 --> 00:11:49.700
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:11:50.340 --> 00:11:53.139
تو طلحه جز فیاض نیستی

00:11:53.860 --> 00:11:56.740
به همین دلیل او را طلحه الفیاد نامیدند

00:11:57.379 --> 00:11:59.700
خداوند از او راضی و خشنود باشد
