بسم الله الرحمن الرحیم محمد رسول خداست خلاصه ای از سیره پیامبر نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی خدا حفظش کنه مسلمانان به خیبر می رسند و یورش می برند رسول خدا صلی الله علیه و آله با لشکر مبارکش شبانه به خیبر رسید. هرگاه شبانه نزد قومی می آمد تا صبح بر آنان حمله نمی کرد صبح نماز سحر را در سکوت خواند سپس او و یارانش سوار شدند و به خیبر رسیدند وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر نزدیک شد، ندا داد ابن حبان در صحیح خود و الحکیم در المستدرک به سند حسنه روایت کرده است. عن صهیب رضی الله عنه گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله روستایی را ندید که بخواهد وارد شود جز اینکه وقتی او را دید گفت خدایا پروردگار هفت آسمان و چه سایه و رب الارض هفتگانه و من کم نمی کنم و پروردگار بادها و آنچه بر جاي گذاشته است و پروردگار شیاطین و آنچه بر من سایه افکنده است خیر این روستا و مردمانش را از شما می خواهیم ما به تو پناه می بریم از شر آن، شر اهلش و شر آنچه در آن است آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند از انس بن مالک رضی الله عنه گفت پیامبر صلی الله علیه و آله به خیبر رفت شب نزد او آمد هرگاه شبانه نزد قومی می آمد، تا صبح بر آنان حمله نمی کرد وقتی صبح شد، یهودیان با نقشه برداران و دفاتر خود بیرون آمدند چون او را دیدند گفتند: محمد و الخمیس یعنی محمد و لشکر پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند خدا بزرگ است خیبر ویران شد وقتی در میدان مردم اردو زدیم صبح بخیر به کسانی که هشدار می دهند و به عبارت دیگر در دو صحیح انس رضی الله عنه گفت پیامبر صلی الله علیه و آله به خیبر تاخت سپس نماز صبح را در قلاس خواندیم پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سوار شد ابوطلحه سوار شد من همنشین ابوطلحه هستم وقتی وارد روستا شد گفت: خدا بزرگ است خیبر ویران شد وقتی در میدان مردم اردو زدیم صبح بخیر به کسانی که هشدار می دهند امام سهیلی فرمودند گفتار او رضی الله عنه که آنها را دید خدا بزرگ است خیبر ویران شد خوش بینی در آن نهفته است دلیلش این است که نقشه برداران و نقشه برداران را دید دستگاه تخریب و گودبرداری است اگر چه کلمه «مشه» از «شنهو» زمین است اگر پوستش را بکنید این نشان دهنده ویرانی شهر تحت نظارت او بود قلعه های خیبر خیبر دژی است تسخیر ناپذیر قلعه های آن به دو قسمت تقسیم می شود اول قلعه های النطاط و الشق شامل پنج قلعه است قلعه نرمی است و قلعه الصعب بن معاذ و دژ قلعه الزبیر و قلعه پدرم و قلعه النظر دوم دژهای گردان شامل سه قلعه است قلعه القاموس است و قلعه الوطیح و پله ها را محکم کنید شروع کن دعوا و دژ نرمی را گشود وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر رسید آن را محکم پس از استحکام محاصره کرد اولین قلعه ای که مسلمانان فتح کردند قلعه نرمی است برای زمانی که مردم صف کشیده اند اومد بیرون خوش اومدی او درخواست دوئل می کند عامر بن الاکوا رضی الله عنه بر او ظاهر شد آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند تلفظ برای مسلمان است گفت خداوند از او راضی باشد وقتی به خیبر آمدیم پادشاه آنها به استقبال آمد با شمشیر بالا می آید و او می گوید خیبر یاد گرفته که خوش آمدم سازنده سلاح یک قهرمان اثبات شده است اگر جنگ ها بیاید، آنها خشمگین می شوند او گفت عمویم عامر به او ظاهر شد و او گفت خیبر فهمیده که من امیر هستم اسلحه را قلاب کنید قهرمان ماجراجویی پس دو بار با هم اختلاف کردند شمشیر مرحب افتاد در دنده عامر عامر برای او پایین رفت یعنی از پایین به او ضربه می زند شمشیرش را به خودش پس داد خط چشمش را برید و روحش در آن بود سلامه گفت پس بیرون رفتم و دیدم که فرار کرد یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می گویند قهرمان اکشن عامر خودش را کشت پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و من گریه می کنم پس گفتم یا رسول الله قهرمان اکشن عامر رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند کی گفته؟ بعضی از دوستان گفتند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند هر کی اینو گفته دروغ گفته بلکه دوبار ثوابش را می گیرد و به عبارت دیگر در دو صحیح رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند هر کی اینو گفته دروغ گفته او دو ثواب دارد انگشتانش را به هم نزدیک کرد او یک مبارز جهادی است عربی مشابه را بگویید خلاصه ای از سیره پیامبر اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد تا زمانی که شبنم از بین می رود، خداوند برکت دهد بقیه با لب هایش حرکت کرد