1 00:00:00,000 --> 00:00:03,200 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:05,169 --> 00:00:08,070 نتیجه از تفسیر طبری 3 00:00:08,589 --> 00:00:12,689 دکتر عقیل بن سالم الشمری آن را خلاصه کرد 4 00:00:14,210 --> 00:00:16,109 سوره یوسف 5 00:00:17,890 --> 00:00:22,190 بسم الله الرحمن الرحیم 6 00:00:22,839 --> 00:00:26,440 زنان شهر گفتند 7 00:00:26,440 --> 00:00:31,339 زن عزیز از خودش به پسرش می گوید 8 00:00:31,539 --> 00:00:34,140 او را با عشق گرامی داشت 9 00:00:34,439 --> 00:00:41,369 ما آن را در خطای آشکار می بینیم 10 00:00:42,380 --> 00:00:47,979 زنان در مورد یوسف و همسر آن بزرگوار در شهر مصر صحبت کردند 11 00:00:48,280 --> 00:00:51,979 گفتیم که زن پادشاه، خدمتکار خود را در مورد خودش فریب می دهد 12 00:00:52,380 --> 00:00:56,880 عشق یوسف به اعماق قلبش رسید و در زیر آن وارد شد 13 00:00:57,380 --> 00:01:02,079 همسر بزرگوار را در طفره رفتن پسرش از خود می بینیم 14 00:01:02,280 --> 00:01:04,180 در فعل خطایی وجود دارد 15 00:01:04,579 --> 00:01:08,980 برای کسانی که در آن می اندیشند و می دانند که گمراهی و خطا است روشن است 16 00:01:09,379 --> 00:01:11,480 معتبر یا معتبر نیست 17 00:01:13,239 --> 00:01:19,340 وقتی خبر فریب آنها را شنیدم به دنبال آنها فرستادم 18 00:01:19,340 --> 00:01:33,140 برای آنها میز ناهارخوری آماده کرد و هر کدام یک چاقو آوردند 19 00:01:33,640 --> 00:01:39,140 هر کدامشان یک چاقو آوردند 20 00:01:39,140 --> 00:01:42,040 گفت بیا بیرون پیش آنها 21 00:01:42,540 --> 00:01:49,540 چون او را دیدند او را مغرور ساختند و دستهایشان را قطع کردند 22 00:01:50,040 --> 00:01:52,540 دستشان را قطع کردند 23 00:01:52,540 --> 00:01:56,939 گفتیم خدای ناکرده این انسان نیست 24 00:01:57,439 --> 00:02:01,640 گفتیم خدای ناکرده این انسان نیست 25 00:02:01,640 --> 00:02:05,640 این چیزی نیست جز یک پادشاه سخاوتمند 26 00:02:07,629 --> 00:02:10,629 وقتی همسر العزیز از نیرنگ زنان با خبر شد 27 00:02:11,129 --> 00:02:15,129 نزد زنان فرستادم و برایشان غذا درست کردم 28 00:02:15,629 --> 00:02:19,129 و پتوها و بالش هایی که به آنها تکیه کرده است 29 00:02:19,629 --> 00:02:26,129 او به هر یک از زنان حاضر یک چاقو داد تا غذا را برش دهند 30 00:02:26,629 --> 00:02:29,129 زن عزیز به یوسف گفت 31 00:02:29,629 --> 00:02:31,129 برو بیرون روی آنها 32 00:02:31,629 --> 00:02:33,629 پس یوسف نزد آنها رفت 33 00:02:34,129 --> 00:02:37,629 وقتی یوسف را دیدند، او را گرامی داشتند و او را گرامی داشتند 34 00:02:38,129 --> 00:02:41,129 بدون اینکه متوجه شوند دست هایشان را قطع کردند 35 00:02:41,629 --> 00:02:43,629 و گفتیم: یاری کن که خدا جلال یابد. 36 00:02:44,129 --> 00:02:45,629 چه انسانی 37 00:02:46,129 --> 00:02:50,129 گفتیم: این جز فرشته ای سخاوتمند در میان فرشتگان نیست 38 00:02:51,680 --> 00:02:58,180 او گفت: این همان چیزی است که تو مرا به خاطرش سرزنش کردی. 39 00:02:58,680 --> 00:03:04,680 او درباره خودش گفت، پس او ثابت قدم ماند 40 00:03:05,180 --> 00:03:09,680 اگر دستور من را انجام ندهد به زندان می افتد 41 00:03:10,180 --> 00:03:14,180 و او را در زمره كوچكان قرار ده 42 00:03:22,110 --> 00:03:25,110 اوست که مرا به خاطر دوست داشتنش سرزنش کرد 43 00:03:25,610 --> 00:03:28,610 او در مورد خودش به او گفت، اما او خودداری کرد 44 00:03:29,110 --> 00:03:32,110 حتی اگر در کاری که او را به آن می‌خوانم از من اطاعت نکند 45 00:03:32,610 --> 00:03:34,110 در زندان حبس شدن 46 00:03:34,610 --> 00:03:37,610 و از اهل ذلیل و ذلیل باشد 47 00:03:38,110 --> 00:03:40,110 او با زندان تحقیر شد 48 00:03:40,610 --> 00:03:48,719 خداوند گفت: «زندان نزد من محبوب‌تر از آن چیزی است که مرا به آن دعوت می‌کنند.» 49 00:03:49,219 --> 00:03:56,719 در غیر این صورت مکر آنها را از من دور کن تا به آنها حمله کنم 50 00:03:57,219 --> 00:04:03,719 آنها را خواهم جست و از جاهلان خواهم بود 51 00:04:04,219 --> 00:04:06,650 یوسف گفت 52 00:04:07,150 --> 00:04:12,650 پروردگارا حبس در زندان نزد من از آنچه مرا به آن فرا می خوانند محبوبتر از نافرمانی توست. 53 00:04:13,150 --> 00:04:17,649 و اگر مرا حفظ نمی کنی، پروردگارا، همان کاری را انجام بده که پیامبر می کند 54 00:04:18,149 --> 00:04:19,149 من به آنها امیدوارم 55 00:04:19,649 --> 00:04:22,149 من آنها را برای هر آنچه از من بخواهند دنبال می کنم 56 00:04:22,649 --> 00:04:26,649 و من نسبت به آنان شکیباتر از کسانی هستم که از حق تو بی خبرند 57 00:04:27,149 --> 00:04:29,649 و از امر و نهی تو سرپیچی کردند 58 00:04:30,920 --> 00:04:36,920 پس پروردگارش او را اجابت کرد و مکر آنها را از او رد کرد 59 00:04:37,420 --> 00:04:42,420 او شنوا و داناست 60 00:04:42,920 --> 00:04:46,279 پس خداوند دعای یوسف را مستجاب کرد 61 00:04:46,779 --> 00:04:50,279 پس آنچه را که همسر عزیز از او می خواست، از او روی گردانید 62 00:04:50,779 --> 00:04:54,279 اوست که دعای یوسف را هنگامی که او را می خواند می شنود 63 00:04:54,779 --> 00:04:59,279 دانای نیازها و نیازهای خود و نیازهای همه خلقش 64 00:04:59,779 --> 00:05:06,050 سپس پس از دیدن نشانه ها بر آنها ظاهر شد 65 00:05:06,550 --> 00:05:13,550 تا مدتی او را زندانی کنند 66 00:05:14,050 --> 00:05:19,250 سپس به نظر آنها رسید که تصمیم گرفته اند یوسف را زندانی کنند 67 00:05:19,250 --> 00:05:22,250 پس از آنکه نشانه های بی گناهی او را دیدند 68 00:05:22,750 --> 00:05:25,250 از آنچه زن عزیز به سوی او پرتاب کرد 69 00:05:25,750 --> 00:05:30,250 تا نظرشان را ببینند او را زندانی کنند 70 00:05:30,750 --> 00:05:34,519 دو پسر با او وارد زندان شدند 71 00:05:35,019 --> 00:05:41,519 یکی از آنها گفت که من را در حال فشار دادن شراب دید 72 00:05:42,019 --> 00:05:49,019 دیگری گفت من را دید که نان بر سرم حمل می کنم 73 00:05:49,519 --> 00:05:52,019 اگر پرندگان از آن بخورند 74 00:05:52,519 --> 00:06:00,689 تعبیرش را به ما بگویید. ما تو را یکی از نیکوکاران می‌بینیم 75 00:06:01,189 --> 00:06:03,689 دو پسر با یوسف وارد زندان شدند 76 00:06:04,189 --> 00:06:05,689 همانطور که ذکر شد بود 77 00:06:06,189 --> 00:06:09,189 دو تن از خدمتکاران پادشاه بزرگ مصر 78 00:06:09,689 --> 00:06:11,689 یکی از آنها صاحب نوشیدنی اوست 79 00:06:12,189 --> 00:06:14,189 دیگری صاحب غذای اوست 80 00:06:14,689 --> 00:06:18,689 علت زندانی شدن این دو پسر توسط شاه همانگونه بود که ذکر شد 81 00:06:18,689 --> 00:06:21,189 پادشاه با نانوای خود عصبانی شد 82 00:06:21,689 --> 00:06:24,189 به او گفت که می‌خواهم اسمش را بگذارم 83 00:06:24,689 --> 00:06:26,689 صاحب نوشیدنی او را زندانی کردند 84 00:06:27,189 --> 00:06:29,689 او فکر می کرد که برای این کار پول دارد 85 00:06:30,350 --> 00:06:31,850 یکی از آنها گفت 86 00:06:32,350 --> 00:06:35,350 خودم را در خواب می بینم که انگور را فشار می دهم 87 00:06:35,850 --> 00:06:38,350 یکی از دو پسر دیگر گفت 88 00:06:38,850 --> 00:06:42,350 خودم را در خواب می بینم که روی سرم نان می کشم 89 00:06:42,850 --> 00:06:44,850 پرندگان نان می خورند 90 00:06:45,350 --> 00:06:48,350 همانطور که به شما گفتیم به ما بگویید چه می گوید 91 00:06:48,850 --> 00:06:52,850 ما تو را در تمام اعمالت یکی از نیکوکاران می‌بینیم 92 00:06:54,410 --> 00:06:58,910 فرمود: هیچ غذایی به شما نمی رسد که به شما مهیا شود 93 00:06:59,410 --> 00:07:02,910 مگر اینکه شما را از تفسیر آن آگاه کنم 94 00:07:03,410 --> 00:07:06,410 مگر اینکه شما را از تفسیر آن آگاه کنم 95 00:07:06,910 --> 00:07:09,910 قبل از اینکه به تو بیاید 96 00:07:10,410 --> 00:07:14,910 اینها چیزی است که پروردگارم به من آموخت 97 00:07:15,410 --> 00:07:21,129 من دین قومی را ترک کردم که به خدا ایمان ندارند 98 00:07:21,629 --> 00:07:26,129 و در آخرت کافر خواهند بود 99 00:07:27,339 --> 00:07:28,339 یوسف گفت 100 00:07:28,839 --> 00:07:33,839 ای پسران، در رویاهایتان غذایی به سراغتان نمی آید 101 00:07:34,339 --> 00:07:36,839 مگر اینکه شما را از آنچه به او می گوید آگاه کنم 102 00:07:37,339 --> 00:07:40,839 قبل از اینکه به سراغ شما بیاید در ساعات بیداری شما اتفاق می افتد 103 00:07:41,399 --> 00:07:45,399 این چیزی است که من از تفسیر رویا می دانم 104 00:07:45,899 --> 00:07:48,399 از آنچه پروردگارم به من آموخت، من آن را آموختم 105 00:07:48,899 --> 00:07:54,399 من از دین کسانی که به خدا ایمان ندارند و به یگانگی او اعتراف می کنند، دست برداشته ام 106 00:07:54,899 --> 00:07:56,899 و ایمان را ترک کردند 107 00:07:57,399 --> 00:08:02,399 نه روز رستاخیز را تصدیق می کنند و نه به پاداش و نه عذاب 108 00:08:03,860 --> 00:08:12,360 من از دین پدران ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کردم 109 00:08:12,860 --> 00:08:19,860 بر ما نیست که چیزی را شریک خدا قرار دهیم 110 00:08:20,360 --> 00:08:25,860 این از لطف خدا بر ما و مردم است 111 00:08:26,360 --> 00:08:31,360 اما بیشتر مردم شکرگزار نیستند 112 00:08:33,059 --> 00:08:37,059 او پیرو دین پدران ابراهیم، اسحاق و یعقوب بود 113 00:08:37,559 --> 00:08:39,059 نه دین مشرکان 114 00:08:39,559 --> 00:08:44,559 جایز نیست که خدا را در عبادت و اطاعت او شریک کنیم 115 00:08:45,059 --> 00:08:48,559 این از لطف خداست که به ما ارزانی داشته است 116 00:08:49,059 --> 00:08:52,059 این هم از لطف خدا بر مردم است 117 00:08:52,559 --> 00:08:57,059 هنگامی که به سوی آنها مبلغانی به سوی توحید و اطاعت او فرستادیم 118 00:08:57,559 --> 00:09:02,559 اما هر کس به خدا کافر شود، شکر نعمت او را بر او ندارد 119 00:09:03,059 --> 00:09:08,559 زیرا نه می داند چه کسی آن را به او بخشیده است و نه می داند چه کسی آن را به او بخشیده است 120 00:09:10,169 --> 00:09:17,669 ای رفیق زندان من اربابان مختلف بهترند یا خدا؟ 121 00:09:18,169 --> 00:09:26,169 آیا اعیان مختلف بهترند یا خداوند یگانه و متعال است؟ 122 00:09:27,409 --> 00:09:28,909 چه کسی در زندان است؟ 123 00:09:29,409 --> 00:09:36,909 آیا پرستش خدایان مختلف بهتر است یا پرستش خدای یگانه ای که دومی ندارد؟ 124 00:09:36,909 --> 00:09:43,909 کسی که همه چیز را تسخیر کرد و آن را ذلیل و مسخرش کرد، پس خواسته یا ناخواسته از آن اطاعت کرد. 125 00:09:44,409 --> 00:10:00,899 جز او را نمی پرستید جز نام هایی که نام برده اید، شما و پدرانتان 126 00:10:01,399 --> 00:10:05,899 خداوند هیچ حجتی برای آن نفرستاده است 127 00:10:06,399 --> 00:10:15,899 حکم فقط از آن خداست. دستور داد که جز او را نپرستید 128 00:10:16,399 --> 00:10:24,899 این دین ارزشمندی است، اما بیشتر مردم نمی دانند 129 00:10:26,299 --> 00:10:32,299 جز نام خدا را نمی پرستید جز نام هایی که خود و پدرانتان نام برده اید 130 00:10:32,799 --> 00:10:36,799 شرک از جانب شما و تشبیه آن در اسماء به خداوند 131 00:10:37,299 --> 00:10:39,799 اجازه نام بردن از آن را نداشتند 132 00:10:40,299 --> 00:10:44,299 هیچ معنا و استدلالی برای این اسامی وجود ندارد 133 00:10:44,799 --> 00:10:48,299 اما ساخته آنها و تهمت بود 134 00:10:48,799 --> 00:10:50,799 قضاوت فقط از آن خداست 135 00:10:51,299 --> 00:10:55,299 اوست که دستور داده است که شما و همه خلقش او را نپرستید 136 00:10:55,799 --> 00:10:58,299 مگر او که دارای الوهیت و عبادت است 137 00:10:58,799 --> 00:11:00,799 خالص و هیچ چیز دیگر 138 00:11:01,299 --> 00:11:03,299 این همان چیزی است که من شما را به آن فراخواندم 139 00:11:03,799 --> 00:11:06,799 دین راستی است که در آن پرشور و شور شده است 140 00:11:07,299 --> 00:11:10,799 اما اهل شرک از آن غافلند 141 00:11:11,299 --> 00:11:13,299 حقیقت آن را نمی دانند 142 00:11:15,200 --> 00:11:22,700 ای دو یاران زندان، یکی از شما به ارباب خود شراب می دهد 143 00:11:23,200 --> 00:11:29,700 در مورد دیگری، او مصلوب خواهد شد و پرندگان از سر او خواهند خورد 144 00:11:30,200 --> 00:11:35,200 موضوعی که می‌پرسید قطعی شده است 145 00:11:37,070 --> 00:11:38,070 یوسف گفت 146 00:11:38,570 --> 00:11:44,070 ای دو اصحاب زندان، یکی از شما به اربابش آب می دهد 147 00:11:44,570 --> 00:11:49,070 در مورد دیگری، او مصلوب خواهد شد و پرندگان از سر او خواهند خورد 148 00:11:49,570 --> 00:11:53,070 او موضوعی را که شما درباره آن فتوا دادید تمام کرده است 149 00:11:54,240 --> 00:12:00,240 او به کسی که فکر می کرد از آنها بازمانده است گفت 150 00:12:00,740 --> 00:12:10,240 مرا نزد پروردگارت ياد كن، ولي شيطان او را از ياد پروردگارش فراموش مي كند 151 00:12:10,740 --> 00:12:15,240 چند سالی در زندان ماند 152 00:12:16,690 --> 00:12:22,690 یوسف به کسی که می دانست از دست رفیقش که رؤیا را اشتباه فهمیده بود فرار کرده است گفت. 153 00:12:22,690 --> 00:12:27,190 مرا نزد ارباب خود یاد کن و از غم و اندوه من به او بگو 154 00:12:27,690 --> 00:12:30,690 شیطان باعث شد یوسف ذکر پروردگارش را فراموش کند 155 00:12:31,190 --> 00:12:36,190 اما او در حق او گناه کرد و به خاطر او مدت زیادی زندانی شد 156 00:12:36,690 --> 00:12:41,190 او چند سال از سه تا نه سال در زندان ماند 157 00:12:41,690 --> 00:12:52,860 پادشاه گفت: هفت گاو چاق را می بینم که توسط هفت لاغر خورده می شوند. 158 00:12:53,360 --> 00:13:03,360 هفت خوشه لاغر، هفت خوشه ذرت سبز و چند خوشه خشک آنها را می خورد 159 00:13:03,860 --> 00:13:13,360 اى بزرگواران اگر مى توانيد رؤيتم را بيان كنيد، به من فتواي بينش بدهيد 160 00:13:14,789 --> 00:13:20,289 پادشاه مصر گفت: در خواب هفت گاو چاق می بینم 161 00:13:20,789 --> 00:13:23,789 هفت گاو لاغر آنها را می خورند 162 00:13:24,289 --> 00:13:29,289 او گفت: در خواب هفت سامبالای سبز می بینم. 163 00:13:29,789 --> 00:13:32,789 و هفت سمبول خشک دیگر 164 00:13:33,320 --> 00:13:41,820 اى بزرگواران و اصحاب، در مورد رؤيا به من فتوا دهيد و اگر براى رؤيت معنا داريد تفسير كنيد. 165 00:13:43,279 --> 00:13:53,279 گفتند اینها فقط رویا هستند و ما خواب را با دو دنیا تعبیر نمی کنیم 166 00:13:54,480 --> 00:14:00,480 بزرگان گفتند: این رؤیای شما رؤیایی باطل است که حقیقت ندارد. 167 00:14:00,980 --> 00:14:05,480 ما چیزی نیستیم که رویاهای دروغین به دو دنیا تعبیر کنند 168 00:14:07,570 --> 00:14:21,570 و كسانى كه از ميان آنها آمدند گفتند و ذكر پس از قومى آمد كه شما را از تأويل آن آگاه مى‏كنم، پس فرستادند. 169 00:14:22,070 --> 00:14:26,870 او که از کشته شدن دو همراه زندان به دست آمد 170 00:14:27,370 --> 00:14:31,370 پس از مدتی یاد یوسف افتاد که چه چیزی را فراموش کرده بود 171 00:14:31,870 --> 00:14:39,870 من تفسیرش را به شما می گویم، پس بگذارید بروم و تفسیر آن را از دانا برای شما بیاورم 172 00:14:41,200 --> 00:14:47,200 دوست جوزف، در مورد هفت گاو چاق به ما توصیه کن 173 00:14:47,700 --> 00:15:09,700 هفت خوشه لاغر و هفت خوشه گندم و بقیه را خشک می خورد. شاید به سوی مردم بازگردم تا بدانند 174 00:15:10,200 --> 00:15:20,940 ای دوست یوسف ما را نصیحت کن که هفت گاو چاق را در خواب ببینی که هفت تای آنها را بزها می خورند. 175 00:15:21,440 --> 00:15:27,440 و در هفت گوش سبز نیز رؤیا بود و هفت تن از آنها پژمرده شد 176 00:15:27,940 --> 00:15:34,940 تا به مردم برگردم و به آنها بگویم تا تفسیر آنچه را که در مورد رؤیت از تو پرسیدم بدانند. 177 00:15:35,440 --> 00:15:52,210 فرمود: هفت سال پیوسته بکارید و هر چه درو کردید در خوشه هایش بگذارید جز اندکی از آنچه می خورید. 178 00:15:52,710 --> 00:16:10,710 سپس پس از آن هفت سختی پیش می آید که آنچه را که به آنها داده ای می خورد، جز اندکی از آنچه تقویت می کنی. 179 00:16:11,210 --> 00:16:27,850 پس از آن سالی فرا می رسد که مردم در آن باران می بارد و در آن می فشارند 180 00:16:28,350 --> 00:16:39,830 یوسف به سؤال کننده خود گفت: «این هفت سال را همان گونه که در تمام سال های قبل از آن زراعت می کردی، طبق عادت گذشته خود خواهی کرد.» 181 00:16:40,330 --> 00:16:45,830 هر چه درو کردی در گوشش بگذار، جز اندکی از آنچه می خوری 182 00:16:46,330 --> 00:16:51,330 سپس پس از هفت سالی که در آن درخت می کارید فرا می رسد 183 00:16:52,330 --> 00:17:04,329 هفت سال خشکسالی، که در آن، آنچه را که آورده اید، در تهیه آنچه برای آنها در هفت سال حاصلخیز غذا و رزق تهیه کرده اید، خورده می شود. 184 00:17:04,829 --> 00:17:12,829 به جز مقدار کمی از آنچه به دست می آورید. پس از آن سالی فرا می رسد که در آن باران و باران برای مردم فراهم می شود 185 00:17:13,329 --> 00:17:17,329 در آن انگور و کنجد و مانند آن را می فشارند 186 00:17:22,130 --> 00:17:44,670 هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نزد او آمد، فرمود: «به سوی پروردگارت بازگرد و از او بپرس که زنانی که دستهایشان را می‌برند، چه می‌شود، همانا پروردگار من به مکر آنها داناست». 187 00:17:46,279 --> 00:17:50,279 وقتی قاصد برگشت، تعبیر رؤیای پادشاه درباره یوسف را به آنها گفت 188 00:17:50,279 --> 00:17:56,279 پادشاه صحت آنچه را که در فتوا به تفسیر رؤیت و صحت آن به او داده بود می دانست. 189 00:17:57,279 --> 00:18:01,279 پادشاه گفت: «کسی را که این رؤیای من را دید، برایم بیاور.» 190 00:18:02,279 --> 00:18:08,410 هنگامی که فرستاده پادشاه نزد او آمد و او را نزد پادشاه دعوت کرد، یوسف به رسول گفت: 191 00:18:09,410 --> 00:18:18,410 نزد ارباب خود برگرد و از پادشاه بپرس که چه حال زنانی که دستشان را بریده اند و زنی را که به خاطر آنها زندانی کرده اند. 192 00:18:18,410 --> 00:18:27,410 او از بیرون رفتن با رسول امتناع کرد تا زمانی که صحت وضعیت خود را با آنها بداند، به دلیل آنچه که او را در مورد زنان متهم کرده بودند. 193 00:18:28,410 --> 00:18:39,410 خداوند به اعمال و کردار آنها داناتر است، چنانکه پیامبری نیز از آن آگاه است، و همه اینها بر او پوشیده نیست، و اوست که پاداش آنها را پشت سر می گذارد. 194 00:18:40,410 --> 00:18:48,430 گفت: چه اشکالی داشتی که یوسف را از خود گفتی؟ 195 00:18:49,430 --> 00:18:55,430 گفتیم: خدای ناکرده از این بدی که او کرد، خبر داشتیم 196 00:18:56,430 --> 00:19:11,430 همسر عزيز گفت: اينك حق به ثمر رسيد، من آن را از خود او نقل كردم و او از راستگويان است. 197 00:19:11,430 --> 00:19:20,140 گفت: چه بود و چه دغدغه ای داشتی که برای یوسف از او روایت کردی؟ 198 00:19:21,170 --> 00:19:25,170 او به او پاسخ داد و گفت: خدای ناکرده از کار بدی که انجام داده است آگاه شویم. 199 00:19:26,170 --> 00:19:31,329 همسر عزیز گفت: اکنون حق آشکار و آشکار شده و آشکار شده است. 200 00:19:32,329 --> 00:19:40,329 من آن را از خود او روایت کردم و یوسف از راستگویان بود که گفت: آن را از خود من برای من روایت کرد. 201 00:19:41,329 --> 00:19:56,970 این برای آن است که بداند من در غیب به او خیانت نکردم و خداوند مکر خائنان را هدایت نمی کند. 202 00:19:58,700 --> 00:20:05,700 این همان کاری بود که کردم وقتی فرستاده پادشاه را به او بازگرداندم و جواب او را ندادم و نزد او رفتم. 203 00:20:05,700 --> 00:20:16,700 و از او خواستم که از زنان بپرسد، این کار را کردم تا اربابم بداند که در مدتی که از من دور بود با همسرش به او خیانت نکردم. 204 00:20:17,700 --> 00:20:21,700 خداوند عمل کسانی را که در امانت هایشان خیانت می کنند، نمی دهد