WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.200
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:05.169 --> 00:00:08.070
نتیجه از تفسیر طبری

00:00:08.589 --> 00:00:12.689
دکتر عقیل بن سالم الشمری آن را خلاصه کرد

00:00:14.210 --> 00:00:16.109
سوره یوسف

00:00:17.890 --> 00:00:22.190
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:22.839 --> 00:00:26.440
زنان شهر گفتند

00:00:26.440 --> 00:00:31.339
زن عزیز از خودش به پسرش می گوید

00:00:31.539 --> 00:00:34.140
او را با عشق گرامی داشت

00:00:34.439 --> 00:00:41.369
ما آن را در خطای آشکار می بینیم

00:00:42.380 --> 00:00:47.979
زنان در مورد یوسف و همسر آن بزرگوار در شهر مصر صحبت کردند

00:00:48.280 --> 00:00:51.979
گفتیم که زن پادشاه، خدمتکار خود را در مورد خودش فریب می دهد

00:00:52.380 --> 00:00:56.880
عشق یوسف به اعماق قلبش رسید و در زیر آن وارد شد

00:00:57.380 --> 00:01:02.079
همسر بزرگوار را در طفره رفتن پسرش از خود می بینیم

00:01:02.280 --> 00:01:04.180
در فعل خطایی وجود دارد

00:01:04.579 --> 00:01:08.980
برای کسانی که در آن می اندیشند و می دانند که گمراهی و خطا است روشن است

00:01:09.379 --> 00:01:11.480
معتبر یا معتبر نیست

00:01:13.239 --> 00:01:19.340
وقتی خبر فریب آنها را شنیدم به دنبال آنها فرستادم

00:01:19.340 --> 00:01:33.140
برای آنها میز ناهارخوری آماده کرد و هر کدام یک چاقو آوردند

00:01:33.640 --> 00:01:39.140
هر کدامشان یک چاقو آوردند

00:01:39.140 --> 00:01:42.040
گفت بیا بیرون پیش آنها

00:01:42.540 --> 00:01:49.540
چون او را دیدند او را مغرور ساختند و دستهایشان را قطع کردند

00:01:50.040 --> 00:01:52.540
دستشان را قطع کردند

00:01:52.540 --> 00:01:56.939
گفتیم خدای ناکرده این انسان نیست

00:01:57.439 --> 00:02:01.640
گفتیم خدای ناکرده این انسان نیست

00:02:01.640 --> 00:02:05.640
این چیزی نیست جز یک پادشاه سخاوتمند

00:02:07.629 --> 00:02:10.629
وقتی همسر العزیز از نیرنگ زنان با خبر شد

00:02:11.129 --> 00:02:15.129
نزد زنان فرستادم و برایشان غذا درست کردم

00:02:15.629 --> 00:02:19.129
و پتوها و بالش هایی که به آنها تکیه کرده است

00:02:19.629 --> 00:02:26.129
او به هر یک از زنان حاضر یک چاقو داد تا غذا را برش دهند

00:02:26.629 --> 00:02:29.129
زن عزیز به یوسف گفت

00:02:29.629 --> 00:02:31.129
برو بیرون روی آنها

00:02:31.629 --> 00:02:33.629
پس یوسف نزد آنها رفت

00:02:34.129 --> 00:02:37.629
وقتی یوسف را دیدند، او را گرامی داشتند و او را گرامی داشتند

00:02:38.129 --> 00:02:41.129
بدون اینکه متوجه شوند دست هایشان را قطع کردند

00:02:41.629 --> 00:02:43.629
و گفتیم: یاری کن که خدا جلال یابد.

00:02:44.129 --> 00:02:45.629
چه انسانی

00:02:46.129 --> 00:02:50.129
گفتیم: این جز فرشته ای سخاوتمند در میان فرشتگان نیست

00:02:51.680 --> 00:02:58.180
او گفت: این همان چیزی است که تو مرا به خاطرش سرزنش کردی.

00:02:58.680 --> 00:03:04.680
او درباره خودش گفت، پس او ثابت قدم ماند

00:03:05.180 --> 00:03:09.680
اگر دستور من را انجام ندهد به زندان می افتد

00:03:10.180 --> 00:03:14.180
و او را در زمره كوچكان قرار ده

00:03:22.110 --> 00:03:25.110
اوست که مرا به خاطر دوست داشتنش سرزنش کرد

00:03:25.610 --> 00:03:28.610
او در مورد خودش به او گفت، اما او خودداری کرد

00:03:29.110 --> 00:03:32.110
حتی اگر در کاری که او را به آن می‌خوانم از من اطاعت نکند

00:03:32.610 --> 00:03:34.110
در زندان حبس شدن

00:03:34.610 --> 00:03:37.610
و از اهل ذلیل و ذلیل باشد

00:03:38.110 --> 00:03:40.110
او با زندان تحقیر شد

00:03:40.610 --> 00:03:48.719
خداوند گفت: «زندان نزد من محبوب‌تر از آن چیزی است که مرا به آن دعوت می‌کنند.»

00:03:49.219 --> 00:03:56.719
در غیر این صورت مکر آنها را از من دور کن تا به آنها حمله کنم

00:03:57.219 --> 00:04:03.719
آنها را خواهم جست و از جاهلان خواهم بود

00:04:04.219 --> 00:04:06.650
یوسف گفت

00:04:07.150 --> 00:04:12.650
پروردگارا حبس در زندان نزد من از آنچه مرا به آن فرا می خوانند محبوبتر از نافرمانی توست.

00:04:13.150 --> 00:04:17.649
و اگر مرا حفظ نمی کنی، پروردگارا، همان کاری را انجام بده که پیامبر می کند

00:04:18.149 --> 00:04:19.149
من به آنها امیدوارم

00:04:19.649 --> 00:04:22.149
من آنها را برای هر آنچه از من بخواهند دنبال می کنم

00:04:22.649 --> 00:04:26.649
و من نسبت به آنان شکیباتر از کسانی هستم که از حق تو بی خبرند

00:04:27.149 --> 00:04:29.649
و از امر و نهی تو سرپیچی کردند

00:04:30.920 --> 00:04:36.920
پس پروردگارش او را اجابت کرد و مکر آنها را از او رد کرد

00:04:37.420 --> 00:04:42.420
او شنوا و داناست

00:04:42.920 --> 00:04:46.279
پس خداوند دعای یوسف را مستجاب کرد

00:04:46.779 --> 00:04:50.279
پس آنچه را که همسر عزیز از او می خواست، از او روی گردانید

00:04:50.779 --> 00:04:54.279
اوست که دعای یوسف را هنگامی که او را می خواند می شنود

00:04:54.779 --> 00:04:59.279
دانای نیازها و نیازهای خود و نیازهای همه خلقش

00:04:59.779 --> 00:05:06.050
سپس پس از دیدن نشانه ها بر آنها ظاهر شد

00:05:06.550 --> 00:05:13.550
تا مدتی او را زندانی کنند

00:05:14.050 --> 00:05:19.250
سپس به نظر آنها رسید که تصمیم گرفته اند یوسف را زندانی کنند

00:05:19.250 --> 00:05:22.250
پس از آنکه نشانه های بی گناهی او را دیدند

00:05:22.750 --> 00:05:25.250
از آنچه زن عزیز به سوی او پرتاب کرد

00:05:25.750 --> 00:05:30.250
تا نظرشان را ببینند او را زندانی کنند

00:05:30.750 --> 00:05:34.519
دو پسر با او وارد زندان شدند

00:05:35.019 --> 00:05:41.519
یکی از آنها گفت که من را در حال فشار دادن شراب دید

00:05:42.019 --> 00:05:49.019
دیگری گفت من را دید که نان بر سرم حمل می کنم

00:05:49.519 --> 00:05:52.019
اگر پرندگان از آن بخورند

00:05:52.519 --> 00:06:00.689
تعبیرش را به ما بگویید. ما تو را یکی از نیکوکاران می‌بینیم

00:06:01.189 --> 00:06:03.689
دو پسر با یوسف وارد زندان شدند

00:06:04.189 --> 00:06:05.689
همانطور که ذکر شد بود

00:06:06.189 --> 00:06:09.189
دو تن از خدمتکاران پادشاه بزرگ مصر

00:06:09.689 --> 00:06:11.689
یکی از آنها صاحب نوشیدنی اوست

00:06:12.189 --> 00:06:14.189
دیگری صاحب غذای اوست

00:06:14.689 --> 00:06:18.689
علت زندانی شدن این دو پسر توسط شاه همانگونه بود که ذکر شد

00:06:18.689 --> 00:06:21.189
پادشاه با نانوای خود عصبانی شد

00:06:21.689 --> 00:06:24.189
به او گفت که می‌خواهم اسمش را بگذارم

00:06:24.689 --> 00:06:26.689
صاحب نوشیدنی او را زندانی کردند

00:06:27.189 --> 00:06:29.689
او فکر می کرد که برای این کار پول دارد

00:06:30.350 --> 00:06:31.850
یکی از آنها گفت

00:06:32.350 --> 00:06:35.350
خودم را در خواب می بینم که انگور را فشار می دهم

00:06:35.850 --> 00:06:38.350
یکی از دو پسر دیگر گفت

00:06:38.850 --> 00:06:42.350
خودم را در خواب می بینم که روی سرم نان می کشم

00:06:42.850 --> 00:06:44.850
پرندگان نان می خورند

00:06:45.350 --> 00:06:48.350
همانطور که به شما گفتیم به ما بگویید چه می گوید

00:06:48.850 --> 00:06:52.850
ما تو را در تمام اعمالت یکی از نیکوکاران می‌بینیم

00:06:54.410 --> 00:06:58.910
فرمود: هیچ غذایی به شما نمی رسد که به شما مهیا شود

00:06:59.410 --> 00:07:02.910
مگر اینکه شما را از تفسیر آن آگاه کنم

00:07:03.410 --> 00:07:06.410
مگر اینکه شما را از تفسیر آن آگاه کنم

00:07:06.910 --> 00:07:09.910
قبل از اینکه به تو بیاید

00:07:10.410 --> 00:07:14.910
اینها چیزی است که پروردگارم به من آموخت

00:07:15.410 --> 00:07:21.129
من دین قومی را ترک کردم که به خدا ایمان ندارند

00:07:21.629 --> 00:07:26.129
و در آخرت کافر خواهند بود

00:07:27.339 --> 00:07:28.339
یوسف گفت

00:07:28.839 --> 00:07:33.839
ای پسران، در رویاهایتان غذایی به سراغتان نمی آید

00:07:34.339 --> 00:07:36.839
مگر اینکه شما را از آنچه به او می گوید آگاه کنم

00:07:37.339 --> 00:07:40.839
قبل از اینکه به سراغ شما بیاید در ساعات بیداری شما اتفاق می افتد

00:07:41.399 --> 00:07:45.399
این چیزی است که من از تفسیر رویا می دانم

00:07:45.899 --> 00:07:48.399
از آنچه پروردگارم به من آموخت، من آن را آموختم

00:07:48.899 --> 00:07:54.399
من از دین کسانی که به خدا ایمان ندارند و به یگانگی او اعتراف می کنند، دست برداشته ام

00:07:54.899 --> 00:07:56.899
و ایمان را ترک کردند

00:07:57.399 --> 00:08:02.399
نه روز رستاخیز را تصدیق می کنند و نه به پاداش و نه عذاب

00:08:03.860 --> 00:08:12.360
من از دین پدران ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کردم

00:08:12.860 --> 00:08:19.860
بر ما نیست که چیزی را شریک خدا قرار دهیم

00:08:20.360 --> 00:08:25.860
این از لطف خدا بر ما و مردم است

00:08:26.360 --> 00:08:31.360
اما بیشتر مردم شکرگزار نیستند

00:08:33.059 --> 00:08:37.059
او پیرو دین پدران ابراهیم، اسحاق و یعقوب بود

00:08:37.559 --> 00:08:39.059
نه دین مشرکان

00:08:39.559 --> 00:08:44.559
جایز نیست که خدا را در عبادت و اطاعت او شریک کنیم

00:08:45.059 --> 00:08:48.559
این از لطف خداست که به ما ارزانی داشته است

00:08:49.059 --> 00:08:52.059
این هم از لطف خدا بر مردم است

00:08:52.559 --> 00:08:57.059
هنگامی که به سوی آنها مبلغانی به سوی توحید و اطاعت او فرستادیم

00:08:57.559 --> 00:09:02.559
اما هر کس به خدا کافر شود، شکر نعمت او را بر او ندارد

00:09:03.059 --> 00:09:08.559
زیرا نه می داند چه کسی آن را به او بخشیده است و نه می داند چه کسی آن را به او بخشیده است

00:09:10.169 --> 00:09:17.669
ای رفیق زندان من اربابان مختلف بهترند یا خدا؟

00:09:18.169 --> 00:09:26.169
آیا اعیان مختلف بهترند یا خداوند یگانه و متعال است؟

00:09:27.409 --> 00:09:28.909
چه کسی در زندان است؟

00:09:29.409 --> 00:09:36.909
آیا پرستش خدایان مختلف بهتر است یا پرستش خدای یگانه ای که دومی ندارد؟

00:09:36.909 --> 00:09:43.909
کسی که همه چیز را تسخیر کرد و آن را ذلیل و مسخرش کرد، پس خواسته یا ناخواسته از آن اطاعت کرد.

00:09:44.409 --> 00:10:00.899
جز او را نمی پرستید جز نام هایی که نام برده اید، شما و پدرانتان

00:10:01.399 --> 00:10:05.899
خداوند هیچ حجتی برای آن نفرستاده است

00:10:06.399 --> 00:10:15.899
حکم فقط از آن خداست. دستور داد که جز او را نپرستید

00:10:16.399 --> 00:10:24.899
این دین ارزشمندی است، اما بیشتر مردم نمی دانند

00:10:26.299 --> 00:10:32.299
جز نام خدا را نمی پرستید جز نام هایی که خود و پدرانتان نام برده اید

00:10:32.799 --> 00:10:36.799
شرک از جانب شما و تشبیه آن در اسماء به خداوند

00:10:37.299 --> 00:10:39.799
اجازه نام بردن از آن را نداشتند

00:10:40.299 --> 00:10:44.299
هیچ معنا و استدلالی برای این اسامی وجود ندارد

00:10:44.799 --> 00:10:48.299
اما ساخته آنها و تهمت بود

00:10:48.799 --> 00:10:50.799
قضاوت فقط از آن خداست

00:10:51.299 --> 00:10:55.299
اوست که دستور داده است که شما و همه خلقش او را نپرستید

00:10:55.799 --> 00:10:58.299
مگر او که دارای الوهیت و عبادت است

00:10:58.799 --> 00:11:00.799
خالص و هیچ چیز دیگر

00:11:01.299 --> 00:11:03.299
این همان چیزی است که من شما را به آن فراخواندم

00:11:03.799 --> 00:11:06.799
دین راستی است که در آن پرشور و شور شده است

00:11:07.299 --> 00:11:10.799
اما اهل شرک از آن غافلند

00:11:11.299 --> 00:11:13.299
حقیقت آن را نمی دانند

00:11:15.200 --> 00:11:22.700
ای دو یاران زندان، یکی از شما به ارباب خود شراب می دهد

00:11:23.200 --> 00:11:29.700
در مورد دیگری، او مصلوب خواهد شد و پرندگان از سر او خواهند خورد

00:11:30.200 --> 00:11:35.200
موضوعی که می‌پرسید قطعی شده است

00:11:37.070 --> 00:11:38.070
یوسف گفت

00:11:38.570 --> 00:11:44.070
ای دو اصحاب زندان، یکی از شما به اربابش آب می دهد

00:11:44.570 --> 00:11:49.070
در مورد دیگری، او مصلوب خواهد شد و پرندگان از سر او خواهند خورد

00:11:49.570 --> 00:11:53.070
او موضوعی را که شما درباره آن فتوا دادید تمام کرده است

00:11:54.240 --> 00:12:00.240
او به کسی که فکر می کرد از آنها بازمانده است گفت

00:12:00.740 --> 00:12:10.240
مرا نزد پروردگارت ياد كن، ولي شيطان او را از ياد پروردگارش فراموش مي كند

00:12:10.740 --> 00:12:15.240
چند سالی در زندان ماند

00:12:16.690 --> 00:12:22.690
یوسف به کسی که می دانست از دست رفیقش که رؤیا را اشتباه فهمیده بود فرار کرده است گفت.

00:12:22.690 --> 00:12:27.190
مرا نزد ارباب خود یاد کن و از غم و اندوه من به او بگو

00:12:27.690 --> 00:12:30.690
شیطان باعث شد یوسف ذکر پروردگارش را فراموش کند

00:12:31.190 --> 00:12:36.190
اما او در حق او گناه کرد و به خاطر او مدت زیادی زندانی شد

00:12:36.690 --> 00:12:41.190
او چند سال از سه تا نه سال در زندان ماند

00:12:41.690 --> 00:12:52.860
پادشاه گفت: هفت گاو چاق را می بینم که توسط هفت لاغر خورده می شوند.

00:12:53.360 --> 00:13:03.360
هفت خوشه لاغر، هفت خوشه ذرت سبز و چند خوشه خشک آنها را می خورد

00:13:03.860 --> 00:13:13.360
اى بزرگواران اگر مى توانيد رؤيتم را بيان كنيد، به من فتواي بينش بدهيد

00:13:14.789 --> 00:13:20.289
پادشاه مصر گفت: در خواب هفت گاو چاق می بینم

00:13:20.789 --> 00:13:23.789
هفت گاو لاغر آنها را می خورند

00:13:24.289 --> 00:13:29.289
او گفت: در خواب هفت سامبالای سبز می بینم.

00:13:29.789 --> 00:13:32.789
و هفت سمبول خشک دیگر

00:13:33.320 --> 00:13:41.820
اى بزرگواران و اصحاب، در مورد رؤيا به من فتوا دهيد و اگر براى رؤيت معنا داريد تفسير كنيد.

00:13:43.279 --> 00:13:53.279
گفتند اینها فقط رویا هستند و ما خواب را با دو دنیا تعبیر نمی کنیم

00:13:54.480 --> 00:14:00.480
بزرگان گفتند: این رؤیای شما رؤیایی باطل است که حقیقت ندارد.

00:14:00.980 --> 00:14:05.480
ما چیزی نیستیم که رویاهای دروغین به دو دنیا تعبیر کنند

00:14:07.570 --> 00:14:21.570
و كسانى كه از ميان آنها آمدند گفتند و ذكر پس از قومى آمد كه شما را از تأويل آن آگاه مى‏كنم، پس فرستادند.

00:14:22.070 --> 00:14:26.870
او که از کشته شدن دو همراه زندان به دست آمد

00:14:27.370 --> 00:14:31.370
پس از مدتی یاد یوسف افتاد که چه چیزی را فراموش کرده بود

00:14:31.870 --> 00:14:39.870
من تفسیرش را به شما می گویم، پس بگذارید بروم و تفسیر آن را از دانا برای شما بیاورم

00:14:41.200 --> 00:14:47.200
دوست جوزف، در مورد هفت گاو چاق به ما توصیه کن

00:14:47.700 --> 00:15:09.700
هفت خوشه لاغر و هفت خوشه گندم و بقیه را خشک می خورد. شاید به سوی مردم بازگردم تا بدانند

00:15:10.200 --> 00:15:20.940
ای دوست یوسف ما را نصیحت کن که هفت گاو چاق را در خواب ببینی که هفت تای آنها را بزها می خورند.

00:15:21.440 --> 00:15:27.440
و در هفت گوش سبز نیز رؤیا بود و هفت تن از آنها پژمرده شد

00:15:27.940 --> 00:15:34.940
تا به مردم برگردم و به آنها بگویم تا تفسیر آنچه را که در مورد رؤیت از تو پرسیدم بدانند.

00:15:35.440 --> 00:15:52.210
فرمود: هفت سال پیوسته بکارید و هر چه درو کردید در خوشه هایش بگذارید جز اندکی از آنچه می خورید.

00:15:52.710 --> 00:16:10.710
سپس پس از آن هفت سختی پیش می آید که آنچه را که به آنها داده ای می خورد، جز اندکی از آنچه تقویت می کنی.

00:16:11.210 --> 00:16:27.850
پس از آن سالی فرا می رسد که مردم در آن باران می بارد و در آن می فشارند

00:16:28.350 --> 00:16:39.830
یوسف به سؤال کننده خود گفت: «این هفت سال را همان گونه که در تمام سال های قبل از آن زراعت می کردی، طبق عادت گذشته خود خواهی کرد.»

00:16:40.330 --> 00:16:45.830
هر چه درو کردی در گوشش بگذار، جز اندکی از آنچه می خوری

00:16:46.330 --> 00:16:51.330
سپس پس از هفت سالی که در آن درخت می کارید فرا می رسد

00:16:52.330 --> 00:17:04.329
هفت سال خشکسالی، که در آن، آنچه را که آورده اید، در تهیه آنچه برای آنها در هفت سال حاصلخیز غذا و رزق تهیه کرده اید، خورده می شود.

00:17:04.829 --> 00:17:12.829
به جز مقدار کمی از آنچه به دست می آورید. پس از آن سالی فرا می رسد که در آن باران و باران برای مردم فراهم می شود

00:17:13.329 --> 00:17:17.329
در آن انگور و کنجد و مانند آن را می فشارند

00:17:22.130 --> 00:17:44.670
هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نزد او آمد، فرمود: «به سوی پروردگارت بازگرد و از او بپرس که زنانی که دستهایشان را می‌برند، چه می‌شود، همانا پروردگار من به مکر آنها داناست».

00:17:46.279 --> 00:17:50.279
وقتی قاصد برگشت، تعبیر رؤیای پادشاه درباره یوسف را به آنها گفت

00:17:50.279 --> 00:17:56.279
پادشاه صحت آنچه را که در فتوا به تفسیر رؤیت و صحت آن به او داده بود می دانست.

00:17:57.279 --> 00:18:01.279
پادشاه گفت: «کسی را که این رؤیای من را دید، برایم بیاور.»

00:18:02.279 --> 00:18:08.410
هنگامی که فرستاده پادشاه نزد او آمد و او را نزد پادشاه دعوت کرد، یوسف به رسول گفت:

00:18:09.410 --> 00:18:18.410
نزد ارباب خود برگرد و از پادشاه بپرس که چه حال زنانی که دستشان را بریده اند و زنی را که به خاطر آنها زندانی کرده اند.

00:18:18.410 --> 00:18:27.410
او از بیرون رفتن با رسول امتناع کرد تا زمانی که صحت وضعیت خود را با آنها بداند، به دلیل آنچه که او را در مورد زنان متهم کرده بودند.

00:18:28.410 --> 00:18:39.410
خداوند به اعمال و کردار آنها داناتر است، چنانکه پیامبری نیز از آن آگاه است، و همه اینها بر او پوشیده نیست، و اوست که پاداش آنها را پشت سر می گذارد.

00:18:40.410 --> 00:18:48.430
گفت: چه اشکالی داشتی که یوسف را از خود گفتی؟

00:18:49.430 --> 00:18:55.430
گفتیم: خدای ناکرده از این بدی که او کرد، خبر داشتیم

00:18:56.430 --> 00:19:11.430
همسر عزيز گفت: اينك حق به ثمر رسيد، من آن را از خود او نقل كردم و او از راستگويان است.

00:19:11.430 --> 00:19:20.140
گفت: چه بود و چه دغدغه ای داشتی که برای یوسف از او روایت کردی؟

00:19:21.170 --> 00:19:25.170
او به او پاسخ داد و گفت: خدای ناکرده از کار بدی که انجام داده است آگاه شویم.

00:19:26.170 --> 00:19:31.329
همسر عزیز گفت: اکنون حق آشکار و آشکار شده و آشکار شده است.

00:19:32.329 --> 00:19:40.329
من آن را از خود او روایت کردم و یوسف از راستگویان بود که گفت: آن را از خود من برای من روایت کرد.

00:19:41.329 --> 00:19:56.970
این برای آن است که بداند من در غیب به او خیانت نکردم و خداوند مکر خائنان را هدایت نمی کند.

00:19:58.700 --> 00:20:05.700
این همان کاری بود که کردم وقتی فرستاده پادشاه را به او بازگرداندم و جواب او را ندادم و نزد او رفتم.

00:20:05.700 --> 00:20:16.700
و از او خواستم که از زنان بپرسد، این کار را کردم تا اربابم بداند که در مدتی که از من دور بود با همسرش به او خیانت نکردم.

00:20:17.700 --> 00:20:21.700
خداوند عمل کسانی را که در امانت هایشان خیانت می کنند، نمی دهد
