WEBVTT

00:00:00.850 --> 00:00:04.799
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:04.799 --> 00:00:11.720
عمر اقتدار بین گفتار و کردار

00:00:11.720 --> 00:00:16.800
جهاد و ایثار در راه خدا

00:00:16.800 --> 00:00:22.960
پیامبر صلی الله علیه و آله روزی در سنگ کعبه نماز می خواند.

00:00:22.960 --> 00:00:25.960
وقتی عقبه بن ابی معوق نزدیک شد

00:00:25.960 --> 00:00:28.460
لباسش را دور گردنش انداخت

00:00:28.460 --> 00:00:31.500
او را به شدت خفه کرد

00:00:31.500 --> 00:00:34.000
پس ابوبکر رضی الله عنه آمد

00:00:34.000 --> 00:00:36.000
تا اینکه از تو گرفت

00:00:36.000 --> 00:00:40.000
او آن را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دور کرد

00:00:40.000 --> 00:00:46.570
گفت: آیا مردی را می کشی که بگوید پروردگار من خداست؟

00:00:46.570 --> 00:00:50.570
عمر رضی الله عنه لشکری را به سوی رومیان هدایت کرد

00:00:50.570 --> 00:00:54.570
عبدالله بن حذفه رضی الله عنه را اسیر کردند

00:00:54.570 --> 00:00:57.570
پس او را نزد پادشاه خود بردند

00:00:57.570 --> 00:01:01.570
گفتند این یکی از اصحاب محمد است

00:01:02.070 --> 00:01:07.069
گفت: آیا می توانی مسیحی شوی و من نصف پادشاهی خود را به تو بدهم؟

00:01:07.069 --> 00:01:13.069
گفت: اگر هر چه داری و همه اموال عرب را به من بدهی

00:01:13.069 --> 00:01:17.069
من یک چشم به هم زدن از دین محمد برنگشتم

00:01:17.069 --> 00:01:20.069
گفت پس من تو را خواهم کشت

00:01:20.069 --> 00:01:23.140
گفت تو و آن

00:01:23.140 --> 00:01:25.140
پس دستور داد او را مصلوب کنند

00:01:25.140 --> 00:01:29.140
او به تیراندازان گفت که او را نزدیک بدنش بیندازند

00:01:29.640 --> 00:01:32.640
به او پیشنهاد داد اما او نپذیرفت

00:01:32.640 --> 00:01:35.640
پس آن را نازل کرد و خواستار سرنوشت شد

00:01:35.640 --> 00:01:39.140
آب در آن ریخت تا بسوزد

00:01:39.140 --> 00:01:42.140
دو اسیر مسلمان را فراخواند

00:01:42.140 --> 00:01:45.640
پس دستور داد یکی از آنها را در آن بیندازند

00:01:45.640 --> 00:01:48.640
مسیحیت را به او پیشنهاد می کند

00:01:48.640 --> 00:01:50.140
او امتناع می کند

00:01:50.140 --> 00:01:53.140
سپس گریه کردند و به پادشاه خبر دادند

00:01:53.140 --> 00:01:55.140
این باکا است

00:01:55.140 --> 00:01:57.640
او فکر کرد که نگران است

00:01:57.640 --> 00:01:59.140
گفت برگردان

00:01:59.140 --> 00:02:01.200
چه چیزی باعث گریه شما شد؟

00:02:01.200 --> 00:02:03.200
گفت من گفتم

00:02:03.200 --> 00:02:05.200
یک روح است

00:02:05.200 --> 00:02:07.700
شما ساعت را دریافت می کنید و می روید

00:02:07.700 --> 00:02:14.259
پس آرزو داشتم که به اندازه ی موی سرم به جهنم به نام خدا روح داشته باشم

00:02:14.259 --> 00:02:16.259
ظالم به او گفت

00:02:16.259 --> 00:02:20.360
آیا سرم را می پذیری و من تو را رها می کنم؟

00:02:20.360 --> 00:02:22.360
عبدالله به او گفت

00:02:22.360 --> 00:02:24.360
و در مورد همه زندانیان

00:02:24.360 --> 00:02:25.860
گفت بله

00:02:26.360 --> 00:02:28.360
پس سرش را بوسید

00:02:28.360 --> 00:02:30.860
اسیران را به عمر تقدیم کرد

00:02:30.860 --> 00:02:32.860
بنابراین او تجربه خود را به او گفت

00:02:32.860 --> 00:02:34.860
عمر گفت

00:02:34.860 --> 00:02:39.360
بوسیدن سر ابن حذفه حق هر مسلمانی است

00:02:39.360 --> 00:02:41.360
و من شروع می کنم

00:02:41.360 --> 00:02:43.900
پس سرش را بوسید

00:02:43.900 --> 00:02:45.900
از ابن عمر گفت:

00:02:45.900 --> 00:02:50.900
جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه را در روز وفاتش از دست دادیم

00:02:50.900 --> 00:02:53.400
پس آن را در میان مردگان خواستیم

00:02:53.900 --> 00:02:56.900
او را بین یک ضربه چاقو و گلوله پیدا کردیم

00:02:56.900 --> 00:02:58.900
نود و چند

00:02:58.900 --> 00:03:03.479
ما این را در قسمت جلوی بدن او پیدا کردیم

00:03:03.479 --> 00:03:07.979
از عبدالله بن عمر رضی الله عنه گفت

00:03:07.979 --> 00:03:12.979
فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله در جنگ موته

00:03:12.979 --> 00:03:15.199
زید بن حارثه

00:03:15.199 --> 00:03:19.199
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:19.199 --> 00:03:21.699
اگر زید کشته شد جعفر

00:03:21.699 --> 00:03:25.699
اگر جعفر کشته شد، عبدالله بن رواحه

00:03:25.699 --> 00:03:27.860
عبدالله گفت

00:03:27.860 --> 00:03:30.860
من در آن حمله در میان آنها بودم

00:03:30.860 --> 00:03:34.860
پس جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه را طلبیدیم

00:03:34.860 --> 00:03:37.360
او را در میان مردگان یافتیم

00:03:37.360 --> 00:03:43.360
نود و چند زخم چاقو و تومور روی بدنش پیدا کردیم

00:03:43.360 --> 00:03:47.879
خالد بن ولید رضی الله عنه گفت

00:03:47.879 --> 00:03:53.909
هیچ شبی نیست که در آن عروسی که دوستش دارم به من تقدیم شود

00:03:53.909 --> 00:03:59.409
من آن را بیشتر از یک شب بسیار سرد و یخ زده دوست دارم

00:03:59.409 --> 00:04:03.759
در خفا دشمن شد

00:04:03.759 --> 00:04:05.759
گفت خدا از او راضی باشد

00:04:05.759 --> 00:04:10.759
در روز موته نه شمشیر در دست من قطع شد

00:04:10.759 --> 00:04:15.870
تنها چیزی که در دستم مانده بود یک بشقاب یمنی بود

00:04:15.870 --> 00:04:17.370
و درباره انس

00:04:17.370 --> 00:04:20.870
ابوطلحه انصاریه رضی الله عنه

00:04:20.870 --> 00:04:23.459
سوره براء را تلاوت کرد

00:04:23.459 --> 00:04:26.459
وقتی به این آیه رسید

00:04:26.459 --> 00:04:29.959
برو جلو، چه سبک و چه سنگین

00:04:29.959 --> 00:04:35.959
گفت: پروردگارمان را می بینم که پیران و جوانان را فرا می خواند

00:04:35.959 --> 00:04:38.459
من رو آماده کن پسرم

00:04:38.459 --> 00:04:42.000
پسرش گفت: خدا تو را بیامرزد.

00:04:42.000 --> 00:04:47.000
من با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگیدم تا اینکه از دنیا رفت

00:04:47.500 --> 00:04:50.500
و با ابوبکر تا وفات

00:04:50.500 --> 00:04:53.500
و با عمر، خدا از هر دو راضی باشد

00:04:53.500 --> 00:04:55.500
ما برای شما تهاجم می کنیم

00:04:55.500 --> 00:04:57.000
ابا

00:04:57.000 --> 00:04:58.500
پس او را آماده کنید

00:04:58.500 --> 00:05:00.500
پس به دریا رفت و مرد

00:05:00.500 --> 00:05:04.500
جزیره ای نیافتند که او را دفن کنند

00:05:04.500 --> 00:05:07.000
فقط بعد از هفت روز

00:05:07.000 --> 00:05:09.000
او تغییر نکرد

00:05:09.000 --> 00:05:11.639
پس او را در آن دفن کردند

00:05:11.639 --> 00:05:17.139
یونس بن عبید رحمه الله هنگام مرگ به پاهای من نگاه کرد

00:05:17.139 --> 00:05:18.639
گریه کرد

00:05:18.639 --> 00:05:21.139
به او گفتند: چه چیزی تو را به گریه می‌اندازد؟

00:05:21.139 --> 00:05:29.410
گفت: عرض کردم که برای رضای خدا غبارآلود نبودند.

00:05:29.410 --> 00:05:32.579
ندای خدا

00:05:32.579 --> 00:05:35.079
عن انس رضی الله عنه

00:05:35.079 --> 00:05:40.079
ابوطلحه از ام سلیم رضی الله عنه خواستگاری کرد

00:05:40.079 --> 00:05:43.079
گفت: ای ابوطلحه!

00:05:43.079 --> 00:05:46.579
آیا نمی دانی خدای خود را که او را می پرستید؟

00:05:46.579 --> 00:05:49.079
چوبی که از زمین می رویید

00:05:49.079 --> 00:05:52.079
ما آن را به سمت یک پسر فلانی اتیوپیایی بردیم

00:05:52.079 --> 00:05:54.180
اگر مسلمان شوید

00:05:54.180 --> 00:05:57.180
من از شما مهریه دیگری نخواستم

00:05:57.180 --> 00:05:58.769
او گفت

00:05:58.769 --> 00:06:01.269
تا من به موضوع خود رسیدگی کنم

00:06:01.269 --> 00:06:02.769
پس رفت

00:06:02.769 --> 00:06:04.769
بعد آمد و گفت

00:06:04.769 --> 00:06:08.269
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:06:08.269 --> 00:06:11.269
و اینکه محمد رسول خداست

00:06:11.269 --> 00:06:12.839
او گفت

00:06:12.839 --> 00:06:14.339
ای انس

00:06:14.339 --> 00:06:16.939
شوهر ابوطلحه

00:06:16.939 --> 00:06:20.439
علی الحسن البصری رحمه الله

00:06:20.439 --> 00:06:24.009
در آن زمان بود که این آیه را خواند

00:06:24.009 --> 00:06:30.509
چه کسی گفتارش بهتر از کسی است که خدا را بخواند و کار نیک انجام دهد؟

00:06:30.509 --> 00:06:33.509
گفت من مسلمانم

00:06:33.509 --> 00:06:35.009
او گفت

00:06:35.009 --> 00:06:37.009
این محبوب خداست

00:06:37.009 --> 00:06:39.009
این ولی خداست

00:06:39.009 --> 00:06:41.509
این نخبه خداست

00:06:41.509 --> 00:06:43.509
این بهترین خداست

00:06:43.509 --> 00:06:46.509
این محبوب ترین اهل زمین نزد خداوند است

00:06:46.509 --> 00:06:49.069
خداوند ندای او را اجابت کرد

00:06:49.069 --> 00:06:53.569
او مردم را به چیزی فراخواند که خداوند دعوت او را اجابت کرد

00:06:53.569 --> 00:06:56.569
در جوابش خوب عمل کرد

00:06:56.569 --> 00:06:58.069
و او گفت

00:06:58.069 --> 00:07:00.569
من به خدا مسلمانم

00:07:00.569 --> 00:07:03.069
این جانشین خداست

00:07:03.069 --> 00:07:05.329
و اگر تلاوت کرد

00:07:05.329 --> 00:07:10.329
آنان که گفتند: «پروردگار ما خداست» و سپس ثابت قدم شدند

00:07:10.329 --> 00:07:11.829
او گفت

00:07:11.829 --> 00:07:13.829
خدایا تو پروردگار ما هستی

00:07:13.829 --> 00:07:16.519
پس به ما صداقت عطا کن

00:07:16.519 --> 00:07:18.519
گفت خدا رحمتش کند

00:07:18.519 --> 00:07:21.019
که به برادر خدا سود می رساند

00:07:21.019 --> 00:07:24.319
او را یک درجه بالا ببرید

00:07:24.319 --> 00:07:30.319
هنگامی که شیخ عبدالله بن محمد القراوی رحمه الله از هند برگشت.

00:07:30.319 --> 00:07:33.319
برای شیخ خود شروع به خواندن کرد

00:07:33.319 --> 00:07:37.819
شیخ محمد بن ابراهیم آل شیخ رحمه الله

00:07:37.819 --> 00:07:41.850
او در مجالس شیخ خود جهل کامل می شنید

00:07:41.850 --> 00:07:46.850
تاریکی مطلق در جنوب عربستان

00:07:47.350 --> 00:07:48.850
درباره خودش گفت

00:07:48.850 --> 00:07:51.350
پس از خداوند متعال کمک خواستم

00:07:51.350 --> 00:07:55.350
برای رفتن به آن منطقه با شیخم مشورت کردم

00:07:55.350 --> 00:07:57.350
بنابراین توصیه می شود

00:07:57.350 --> 00:07:59.350
او مرا به ترس از خدا توصیه کرد

00:07:59.350 --> 00:08:00.850
او با من تماس گرفت

00:08:00.850 --> 00:08:04.350
من با او وداع کردم و در آن سال به حج مشرف شدم

00:08:04.350 --> 00:08:07.170
و به سمت سمطه حرکت کرد

00:08:07.170 --> 00:08:12.670
شیخ عبدالله غرق در جهل و نادانی به آن کشورها رفت

00:08:12.670 --> 00:08:15.170
به لطف و عنایت خداوند متعال

00:08:15.170 --> 00:08:18.170
سپس توجه اعلیحضرت

00:08:18.170 --> 00:08:21.170
ملک عبدالعزیز رحمه الله

00:08:21.170 --> 00:08:24.170
و هدايت و هدايت آن حضرت

00:08:24.170 --> 00:08:27.170
محمد بن ابراهیم رحمه الله

00:08:27.170 --> 00:08:32.169
و اخلاص از شیخ عبدالله القراوی و اخلاص

00:08:32.169 --> 00:08:39.169
او یک رسالت واقعی اسلام سلفی را در آن ملت جاهل انجام داد

00:08:39.169 --> 00:08:41.169
و مدارس در آنجا افتتاح شد

00:08:41.169 --> 00:08:44.169
برای آنها شوراهای علمی تأسیس کرد

00:08:44.169 --> 00:08:47.169
به توصیه ملک عبدالعزیز

00:08:47.169 --> 00:08:50.169
او عقیده سلفی را در میان آنها رواج داد

00:08:50.169 --> 00:08:56.200
بدین ترتیب در سال 6350 مدرسه افتتاح شد

00:08:56.200 --> 00:09:00.299
در سال 1961، 300000

00:09:00.299 --> 00:09:02.299
به 200 مدرسه رسید

00:09:02.299 --> 00:09:06.299
در سال 1963، 300000

00:09:06.299 --> 00:09:09.299
به 300 مدرسه رسید

00:09:09.299 --> 00:09:13.399
در سال 1973، 300000

00:09:13.399 --> 00:09:16.399
به 700 مدرسه رسید

00:09:16.399 --> 00:09:19.399
سپس به 1500 مدرسه

00:09:19.399 --> 00:09:23.399
در کار سرپرستی و آموزشی جدی است

00:09:23.399 --> 00:09:25.399
و راهنمایی راهنمایی

00:09:25.399 --> 00:09:29.399
او یک گروه نخبه از فارغ التحصیلان ممتاز است

00:09:29.399 --> 00:09:31.399
تعداد مدارس افزایش یافت

00:09:31.399 --> 00:09:34.399
تا اینکه به 2200 مدرسه رسید

00:09:34.399 --> 00:09:38.399
570000 دانش آموز در آنجا یاد می گیرند

00:09:38.399 --> 00:09:41.399
در میان آنها 10000 دانش آموز دختر وجود دارد

00:09:41.399 --> 00:09:46.399
آنها توسط 3000 معلم مرد و زن تدریس می شوند

00:09:46.399 --> 00:09:50.720
به خدا سوگند من از هیچ کار خیری خبر ندارم

00:09:50.720 --> 00:09:53.720
انسان به وسیله آن به پروردگارش نزدیک می شود

00:09:53.720 --> 00:09:58.720
بهتر از این کار این مجاهد است
