1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,220 --> 00:00:18,219 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:18,219 --> 00:00:22,219 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,219 --> 00:00:25,219 نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا 5 00:00:25,219 --> 00:00:27,260 خدا رحمتش کند 6 00:00:27,260 --> 00:00:36,619 عقبه بن عامر الجهانی رضی الله عنه 7 00:00:47,979 --> 00:00:52,979 این رسول خدا صلی الله علیه و آله است که به حومه یثرب می رسد. 8 00:00:52,979 --> 00:00:56,070 بعد از مدت ها اشتیاق و انتظار 9 00:00:56,070 --> 00:00:59,070 و اینجا هستند، مردم شهر خوب 10 00:00:59,070 --> 00:01:03,070 در مسیرها و پشت بام خانه ها ازدحام می کنند 11 00:01:03,070 --> 00:01:07,069 از دیدار با پیامبر رحمت از شادی بلند فریاد زدند 12 00:01:07,069 --> 00:01:09,069 و دوستش 13 00:01:09,069 --> 00:01:12,260 اینم دخترای کوچولوی شهر 14 00:01:12,260 --> 00:01:17,260 تنبور در دست و حسرت در چشمانشان بیرون می آیند 15 00:01:17,260 --> 00:01:19,260 پژواک تریل 16 00:01:19,260 --> 00:01:21,260 ماه کامل در راه است 17 00:01:21,260 --> 00:01:24,260 از چین های خداحافظی 18 00:01:24,260 --> 00:01:26,260 باید از ما تشکر کرد 19 00:01:26,260 --> 00:01:28,260 آنچه را که او به سوی خدا می خواند، برای آن خوانده می شود 20 00:01:28,260 --> 00:01:32,549 این موکب پیامبر اکرم است که در میان صفها حرکت می کند 21 00:01:32,549 --> 00:01:34,549 شاهکار حسرت 22 00:01:34,549 --> 00:01:37,549 و احاطه شده توسط قلب های مشتاق 23 00:01:37,549 --> 00:01:42,549 اشک شوق و لبخند شادی در اطرافش پراکنده است 24 00:01:42,549 --> 00:01:45,900 اما عقبه بن عامر الجهانی 25 00:01:45,900 --> 00:01:49,900 او شاهد حرکت رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود 26 00:01:49,900 --> 00:01:53,900 او از پذیرایی توسط گیرندگان خوشحال نشد 27 00:01:53,900 --> 00:01:58,000 دلیلش این است که او با غنایم به صحرا رفته بود 28 00:01:58,000 --> 00:02:00,000 تا آنجا از او مراقبت کند 29 00:02:01,000 --> 00:02:05,000 پس از آنکه خشم بر او شدید شد و از مرگ ترسید 30 00:02:05,000 --> 00:02:08,000 این همه زباله های دنیایی است که او دارد 31 00:02:08,000 --> 00:02:12,000 اما شادی که مدینه را فرا گرفت 32 00:02:12,000 --> 00:02:16,000 به زودی به دره های آن نزدیک و دور گسترش یافت 33 00:02:16,000 --> 00:02:20,000 در هر نقطه خوبی می درخشید 34 00:02:20,000 --> 00:02:24,000 خبر آن به عقبه بن عامر الجهانی رسید 35 00:02:24,000 --> 00:02:27,000 او با غنایم دور در بیابان است 36 00:02:27,000 --> 00:02:30,000 صحبت را به عقبه بن عامر بسپاریم 37 00:02:30,000 --> 00:02:35,000 تا ماجرای ملاقاتش با رسول خدا صلی الله علیه و آله را برایمان بازگو کند 38 00:02:35,000 --> 00:02:37,099 عقبه گفت 39 00:02:37,099 --> 00:02:41,159 رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه آمد 40 00:02:41,159 --> 00:02:44,159 و غنیمت دارم که باید از آن مراقبت کنم 41 00:02:44,159 --> 00:02:47,159 به محض شنیدن خبر آمدنش 42 00:02:47,159 --> 00:02:51,159 تا اینکه او را ترک کردم و بدون تردید به سمت او رفتم 43 00:02:51,159 --> 00:02:53,189 وقتی او را دیدم گفتم: 44 00:02:53,189 --> 00:02:56,189 ای رسول خدا با من بیعت کن 45 00:02:56,189 --> 00:02:58,259 گفت تو کی هستی؟ 46 00:02:58,259 --> 00:03:02,319 گفتم عقبه بن عامر الجهانی 47 00:03:02,319 --> 00:03:05,319 گفت: هر چه دوست دارم برای تو. 48 00:03:05,319 --> 00:03:07,319 تو با من بیعت کردی، بیعت بادیه نشینی 49 00:03:07,319 --> 00:03:09,319 یا فروش مهاجرت 50 00:03:09,319 --> 00:03:11,319 گفتم: بلكه بيعت هجرت. 51 00:03:11,319 --> 00:03:15,319 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با من بیعت کرد. 52 00:03:15,319 --> 00:03:18,319 در مورد آنچه با مهاجرین بیعت کرد 53 00:03:18,319 --> 00:03:20,319 یک شب پیش او ماندم 54 00:03:20,319 --> 00:03:22,319 بعد رفتم سراغ گوسفندم 55 00:03:22,319 --> 00:03:25,379 12 مرد مسلمان شدند 56 00:03:25,379 --> 00:03:27,379 ما دور از شهر زندگی می کنیم 57 00:03:27,379 --> 00:03:30,379 بیایید گوسفندان خود را در دره های آن بچریم 58 00:03:30,379 --> 00:03:32,419 به هم گفتیم 59 00:03:32,419 --> 00:03:35,419 اگر فراهم نکنیم خیری در ما وجود ندارد 60 00:03:35,419 --> 00:03:38,419 بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 61 00:03:38,419 --> 00:03:40,419 روز از نو 62 00:03:40,419 --> 00:03:42,419 تا به ما فهم دینمان بدهد 63 00:03:42,419 --> 00:03:45,419 ما آنچه را از آسمان بر او نازل شده می شنویم 64 00:03:45,419 --> 00:03:48,419 هر یک از ما هر روز به یثرب برویم 65 00:03:48,419 --> 00:03:50,419 و بگذار شیشه اش را برای ما بگذارد 66 00:03:50,419 --> 00:03:52,479 بنابراین ما از آن مراقبت می کنیم 67 00:03:52,479 --> 00:03:53,479 پس گفتم 68 00:03:53,479 --> 00:03:56,479 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله برو 69 00:03:56,479 --> 00:03:58,479 یکی پس از دیگری 70 00:03:58,479 --> 00:04:01,479 و آن که می رود، گوسفندان خود را به من بسپارد 71 00:04:01,479 --> 00:04:04,479 چون خیلی برای غنائم متاسف بودم 72 00:04:04,479 --> 00:04:06,479 تا اینکه آن را به هر کسی بسپارید 73 00:04:06,479 --> 00:04:09,580 سپس دوستان من شروع به تبدیل شدن به یکی از آنها کردند 74 00:04:09,580 --> 00:04:13,580 پس از دیگری بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 75 00:04:13,580 --> 00:04:16,579 و گوسفندانش را برای من می گذارد تا از او نگهداری کنم 76 00:04:16,579 --> 00:04:18,579 پس اگه بیاد 77 00:04:18,579 --> 00:04:20,579 من از آنها شنیدم 78 00:04:20,579 --> 00:04:22,579 من فقه را از ایشان آموختم 79 00:04:22,579 --> 00:04:26,579 اما خیلی زود به خودم برگشتم و گفتم: 80 00:04:26,579 --> 00:04:27,579 وای بر تو! 81 00:04:27,579 --> 00:04:31,610 برای غنایمی که نه چاق کننده و نه غنی کننده است، مطمئن شوید 82 00:04:31,610 --> 00:04:36,610 دلت برای مصاحبت رسول خدا صلی الله علیه و آله تنگ شده است 83 00:04:36,610 --> 00:04:39,610 و از او به صورت شفاهی و بدون واسطه گرفتن 84 00:04:39,610 --> 00:04:42,610 سپس من دست از سوگم زدم 85 00:04:42,610 --> 00:04:45,610 برای اقامت در مسجد به شهر رفتم 86 00:04:45,610 --> 00:04:49,829 در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 87 00:04:49,829 --> 00:04:53,829 عقبه بن عامر الجهانی هرگز به آن فکر نکرده بود 88 00:04:53,829 --> 00:04:57,829 وقتی این تصمیم قاطع و قاطع را گرفت 89 00:04:57,829 --> 00:05:03,829 او پس از یک دهه به یکی از بزرگ ترین علمای صحابه تبدیل شد 90 00:05:03,829 --> 00:05:05,829 و قاری از بزرگان قاریان 91 00:05:05,829 --> 00:05:09,829 و رهبر برجسته فتح 92 00:05:09,829 --> 00:05:12,829 یکی از حاکمان برشمرده اسلام 93 00:05:12,829 --> 00:05:15,829 او فقط تصور نمی کرد 94 00:05:15,829 --> 00:05:18,829 غنائمش را می بخشد 95 00:05:18,829 --> 00:05:20,829 نزد خدا و رسولش می رود 96 00:05:20,829 --> 00:05:26,829 او پیشتاز ارتشی خواهد بود که ملت جهان، دمشق را فتح می کند 97 00:05:26,829 --> 00:05:31,829 او برای خود در میان باغ های آن خانه ای می گیرد و به در توماس نگاه می کند 98 00:05:31,829 --> 00:05:34,930 این فقط یک چشم انداز نبود 99 00:05:34,930 --> 00:05:40,930 اینکه او یکی از رهبرانی باشد که زمرد سبز کیهان را بگشاید 100 00:05:40,930 --> 00:05:41,930 مصر 101 00:05:41,930 --> 00:05:44,930 و فرمانروای آن خواهد شد 102 00:05:44,930 --> 00:05:48,930 او برای خود خانه ای در دامنه کوه معتمم برنامه ریزی می کند 103 00:05:48,930 --> 00:05:53,930 اینها همه اموری است که در ضمیر غیب پنهان است 104 00:05:53,930 --> 00:05:55,930 فقط خدا میدونه 105 00:05:55,930 --> 00:06:01,220 عقبه بن عامر الجهانی به رسول خدا صلی الله علیه و آله پیوست. 106 00:06:01,220 --> 00:06:04,220 سایه برای صاحبش لازم است 107 00:06:04,220 --> 00:06:07,220 هر جا می رفت افسار قاطرش را می گرفت 108 00:06:07,220 --> 00:06:10,220 در دست اوست که حرکت می کنیم 109 00:06:10,220 --> 00:06:15,220 رسول خدا صلی الله علیه و آله غالباً پشت سر او به دنبال او می رفت 110 00:06:15,220 --> 00:06:18,220 تا اینکه او را بردیف رسول خدا نامیدند 111 00:06:18,220 --> 00:06:22,220 شاید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از قاطر خود بر او نازل شد 112 00:06:22,220 --> 00:06:24,220 سوار شدن 113 00:06:24,220 --> 00:06:28,220 پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم راه رفتن است 114 00:06:28,220 --> 00:06:30,410 او گفت مانعی پیش آمد 115 00:06:30,410 --> 00:06:37,410 در جنگل های مدینه افسار قاطر رسول خدا صلی الله علیه و آله را به دست می گرفتم. 116 00:06:37,410 --> 00:06:38,410 او به من گفت 117 00:06:38,410 --> 00:06:41,410 ای مانع، سوار مکن 118 00:06:41,410 --> 00:06:43,410 فهمیدم که باید بگویم نه 119 00:06:43,410 --> 00:06:47,410 اما ترسیدم که این نافرمانی از رسول خدا باشد 120 00:06:47,410 --> 00:06:50,410 گفتم بله ای پیامبر خدا 121 00:06:50,410 --> 00:06:53,410 پس رسول از قاطر خود پیاده شد و من سوار شدم 122 00:06:53,410 --> 00:06:55,410 طبق دستور او 123 00:06:55,410 --> 00:06:57,410 و او را وادار به راه رفتن کنید 124 00:06:57,410 --> 00:07:00,410 سپس او به زودی آن را ترک کرد 125 00:07:00,410 --> 00:07:03,410 پیامبر صلی الله علیه و آله سوار شد 126 00:07:03,410 --> 00:07:05,410 بعد به من گفت 127 00:07:05,410 --> 00:07:06,410 اوه مانع 128 00:07:06,410 --> 00:07:10,410 آیا دو سوره را که مانند آنها دیده نشده است به شما یاد ندهم؟ 129 00:07:10,410 --> 00:07:12,540 گفتم: آری یا رسول الله. 130 00:07:12,540 --> 00:07:14,600 پس برام بخون 131 00:07:14,600 --> 00:07:16,600 بگو پناه می برم به پروردگار خلق 132 00:07:16,600 --> 00:07:18,600 و بگو پناه می برم به پروردگار مردم 133 00:07:18,600 --> 00:07:20,600 سپس نماز اقامه شد 134 00:07:20,600 --> 00:07:23,600 پس جلو رفت و با آنان نماز خواند 135 00:07:23,600 --> 00:07:24,600 و او گفت 136 00:07:24,600 --> 00:07:27,600 هر زمان که می خوابید و هر زمان که بیدار می شوید آنها را بخوانید 137 00:07:27,600 --> 00:07:29,600 عقبه گفت 138 00:07:29,600 --> 00:07:32,600 من هنوز آنها را می خوانم و زندگی من ادامه دارد 139 00:07:33,759 --> 00:07:36,759 او عقبه بن عامر الجهانی را ساخت 140 00:07:36,759 --> 00:07:38,759 دغدغه او دو چیز است 141 00:07:38,759 --> 00:07:40,759 علم و جهاد 142 00:07:40,759 --> 00:07:43,759 با روح و جسم به سراغ آنها رفت 143 00:07:43,759 --> 00:07:45,759 از خودش به آنها داد 144 00:07:45,759 --> 00:07:47,759 سخاوتمندانه ترین و سخاوتمندانه ترین کمک هزینه 145 00:07:47,759 --> 00:07:49,860 در مورد رشته علم 146 00:07:49,860 --> 00:07:51,860 از مناهیل خسته شد 147 00:07:51,860 --> 00:07:53,860 رسول خدا مال شیرین است 148 00:07:53,860 --> 00:07:56,860 تا فردا تلاوت و بروز می شود 149 00:07:56,860 --> 00:07:58,860 یک فقیه فرضی 150 00:07:58,860 --> 00:08:01,860 نویسنده و شاعری خوش بیان 151 00:08:01,860 --> 00:08:04,860 او یکی از بهترین تلاوت کنندگان قرآن بود 152 00:08:04,860 --> 00:08:07,860 و وقتی شب فرا رسید 153 00:08:07,860 --> 00:08:09,860 و کائنات آرام شد 154 00:08:09,860 --> 00:08:11,860 به کتاب خدا روی آورید 155 00:08:11,860 --> 00:08:14,860 از آیات روشن او تلاوت می کند 156 00:08:14,860 --> 00:08:18,860 پس قلوب اصحاب ارجمند به تلاوت او گوش داد 157 00:08:18,860 --> 00:08:20,860 و دلهایشان تسلیم اوست 158 00:08:20,860 --> 00:08:24,860 چشمانشان از ترس خدا پر از اشک است 159 00:08:24,860 --> 00:08:27,860 روزی عمر بن خطاب او را دعوت کرد 160 00:08:27,860 --> 00:08:28,860 و او گفت 161 00:08:28,860 --> 00:08:31,860 ای عقبه چیزی از کتاب خدا به من نشان بده 162 00:08:31,860 --> 00:08:33,860 و او گفت 163 00:08:33,860 --> 00:08:35,860 بشنو ای امیرالمؤمنین 164 00:08:35,860 --> 00:08:39,860 سپس هر چه از آیات ذکر حکیم می توانست بر او بخواند 165 00:08:39,860 --> 00:08:41,860 عمر گریه می کند 166 00:08:41,860 --> 00:08:44,860 تا اینکه اشک ریشش را خیس کرد 167 00:08:44,860 --> 00:08:48,860 از عقبه قرآنی به خط خود بر جای گذاشته است 168 00:08:48,860 --> 00:08:52,860 این قرآن تا خیلی وقت پیش باقی بود 169 00:08:52,860 --> 00:08:54,860 در مصر واقع شده است 170 00:08:54,860 --> 00:08:57,860 در مسجد معروف به مسجد عقبه بن عامر 171 00:08:57,860 --> 00:08:59,860 در پایان آمد 172 00:08:59,860 --> 00:09:02,860 نوشته عقبه بن عامر الجهانی 173 00:09:02,860 --> 00:09:08,950 این قرآن عقبه یکی از قدیمی ترین قرآن هایی است که روی زمین یافت شده است 174 00:09:08,950 --> 00:09:12,950 اما در میان چیزهای دیگر، میراث گرانبهای ما را از دست داد 175 00:09:12,950 --> 00:09:15,950 ما از آن غافلیم 176 00:09:15,950 --> 00:09:18,080 در مورد میدان جهاد 177 00:09:18,080 --> 00:09:22,080 همین بس که عقبه بن عامر الجهانی را بدانیم 178 00:09:22,080 --> 00:09:28,080 او با رسول خدا صلی الله علیه و آله احد و جنگ های پس از آن را شهادت داد. 179 00:09:28,080 --> 00:09:32,080 و او یکی از شجاع ترین کماندوها بود 180 00:09:32,080 --> 00:09:36,080 کسانی که روز فتح دمشق را تحمل کردند، وحشتناک ترین و بزرگترین مصیبت بودند. 181 00:09:36,080 --> 00:09:41,080 ابوعبیده بن جراح به خاطر عملکرد خوبش به او پاداش داد 182 00:09:41,080 --> 00:09:46,080 که او را به عمر بن خطاب در مدینه بشارت داد تا او را به فتح بشارت دهد. 183 00:09:46,080 --> 00:09:49,080 هشت شبانه روز ماند 184 00:09:50,080 --> 00:09:52,080 از جمعه تا جمعه 185 00:09:52,080 --> 00:09:55,080 بدون وقفه ترافیک را تغذیه می کند 186 00:09:55,080 --> 00:09:58,080 فاروق حتی از فتح بزرگ خبر داد 187 00:09:58,080 --> 00:10:03,080 سپس یکی از رهبران لشکریان مسلمانی بود که مصر را فتح کردند 188 00:10:03,080 --> 00:10:07,080 پس امیرالمؤمنین به او معاویه بن ابی سفیان را پاداش داد 189 00:10:07,080 --> 00:10:11,080 با این که او را سه سال استاندار کرد 190 00:10:11,080 --> 00:10:14,080 سپس به او دستور داد تا به جزیره رودس حمله کند 191 00:10:14,080 --> 00:10:16,080 در دریای مدیترانه 192 00:10:16,080 --> 00:10:21,080 عقبه بن عامر الجهانی علاقه زیادی به جهاد داشت 193 00:10:21,080 --> 00:10:24,080 او در دل به حدیث جهاد آگاه بود 194 00:10:24,080 --> 00:10:27,080 او در نقل آن برای مسلمانان تخصص داشت 195 00:10:27,080 --> 00:10:30,080 و همیشه در تیراندازی خوب بود 196 00:10:30,080 --> 00:10:35,179 حتی اگر می خواست حواسش پرت شود با تیراندازی حواسش پرت می شد 197 00:10:35,179 --> 00:10:39,179 زمانی که عقبه بن عامر الجهانی بیمار شد، درگذشت 198 00:10:39,179 --> 00:10:40,179 او در مصر است 199 00:10:40,179 --> 00:10:43,179 پسرانش را جمع کرد و نصیحت کرد 200 00:10:43,179 --> 00:10:48,179 پسرم، من تو را از سه کار نهی می کنم، پس آنها را حفظ کن 201 00:10:48,179 --> 00:10:52,179 صحبت در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را قبول نکنید 202 00:10:52,179 --> 00:10:54,179 مگر کسانی که به او اعتماد دارند 203 00:10:54,179 --> 00:10:58,179 و قرض نگیرید، حتی اگر خرقه بر تن داشته باشید 204 00:10:58,179 --> 00:11:00,179 و شعر نگویید 205 00:11:00,179 --> 00:11:03,179 پس با آن دلهای خود را از قرآن منحرف کنید 206 00:11:03,179 --> 00:11:06,299 وقتی مرگ او را فرا گرفت 207 00:11:06,299 --> 00:11:08,299 او را در پای موکتم دفن کردند 208 00:11:08,299 --> 00:11:11,299 سپس برای جست و جو به ملک او رفتند 209 00:11:11,299 --> 00:11:15,299 پس هفتاد و چند کمان از خود به جا گذاشت 210 00:11:15,299 --> 00:11:18,299 با هر کمان یک شاخ و یک تیر 211 00:11:18,299 --> 00:11:22,429 آنها را به کار در راه رضای خدا توصیه کرد 212 00:11:22,429 --> 00:11:28,429 خداوند بر وجه قاری عالم و غازی عقبه بن عامر الجهانی رحمت کند. 213 00:11:28,429 --> 00:11:32,429 و از طرف اسلام و مسلمین به او بهترین پاداش را بدهید