1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,609 --> 00:00:17,609 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:17,609 --> 00:00:21,609 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:21,609 --> 00:00:25,640 اید الرحمن رفاه الپاشا 5 00:00:25,640 --> 00:00:26,640 خدا رحمتش کند 6 00:00:26,640 --> 00:00:34,159 حقه بن عمر رضی الله عنه 7 00:00:48,210 --> 00:00:55,929 شب به سختی فرا رسیده بود و تاریکی میدان القادسیه را فرا گرفت 8 00:00:55,929 --> 00:00:57,929 تا اینکه سربازان سلاح های خود را زمین گذاشتند 9 00:00:57,929 --> 00:01:00,929 و جنوب خود را به بالین خود تسلیم کردند 10 00:01:00,929 --> 00:01:04,930 روز دوم نبرد مثل روز قبل بود 11 00:01:04,930 --> 00:01:07,930 سنگین و قدرتمند 12 00:01:07,930 --> 00:01:11,930 اما چشم القاقا بن عمر نخوابید 13 00:01:11,930 --> 00:01:13,930 و گذاشتم بخوابه 14 00:01:13,930 --> 00:01:15,930 صبر مسلمانان تمام شده است 15 00:01:15,930 --> 00:01:18,930 آنها منتظر حمایتی هستند که از شام می آید 16 00:01:18,930 --> 00:01:20,930 به رهبری حشی بن عتبه 17 00:01:20,930 --> 00:01:23,930 تا اینکه تقریباً ناامید شدند 18 00:01:23,930 --> 00:01:26,930 و هر دکترینی از آن پیروی می کند 19 00:01:26,930 --> 00:01:31,930 تصمیم گرفت در این روز همان کاری را که دیروز انجام داده بود تکرار کند 20 00:01:31,930 --> 00:01:34,930 القاقاع شروع به فرستادن هزار شوالیه خود کرد 21 00:01:34,930 --> 00:01:40,930 که با او به جایی که صبح گذشته ایستاده بودند آمد 22 00:01:40,930 --> 00:01:42,930 دور از القادسیه 23 00:01:42,930 --> 00:01:45,930 و فرمان آنها هنگام طلوع خورشید بر آنها 24 00:01:45,930 --> 00:01:49,930 برای آمدن به میدان جنگ، صد پس از صد 25 00:01:49,930 --> 00:01:54,930 مشروط بر اینکه فاصله صد تا خواهرش به اندازه چشم باشد 26 00:01:54,930 --> 00:01:56,930 و فضا پر از گرد و غبار است 27 00:01:56,930 --> 00:01:59,930 و زمین را پر از هیاهو و هیاهو کند 28 00:01:59,930 --> 00:02:03,930 القای اطمینان و عزم را در دل مسلمانان 29 00:02:03,930 --> 00:02:07,930 تشویش و ترس را در دل پارسیان پراکنده کردند 30 00:02:07,930 --> 00:02:10,090 و همین که صبح شد 31 00:02:10,090 --> 00:02:13,090 و زمین از نور پروردگارش درخشید 32 00:02:13,090 --> 00:02:16,090 تا اینکه تیپ ها از پشت بیابان شروع به آمدن کردند 33 00:02:16,090 --> 00:02:20,090 در میدان جنگ، بزرگنمایی و تشویق 34 00:02:20,090 --> 00:02:24,090 ققاع او را گردان به گردان پذیرفت 35 00:02:24,090 --> 00:02:27,090 جای او بین ردیف ها مشخص می شود 36 00:02:27,090 --> 00:02:30,310 اما جریان گردان ها از ده گذشت 37 00:02:30,310 --> 00:02:33,310 نگاه کرد و هاشم بن عتبه را دید 38 00:02:33,310 --> 00:02:38,310 او تا صبح نیز با سپاه خود به حومه قادسیه رسیده بود 39 00:02:38,310 --> 00:02:43,379 هاشم شوالیه های ققاع بن عمر و آنچه انجام می دادند را دید 40 00:02:43,379 --> 00:02:45,379 توضیح دهید که چه کردند 41 00:02:45,379 --> 00:02:48,379 او را تقسیم کرد و دیگری او را به صدها نفر استخدام کرد 42 00:02:48,379 --> 00:02:53,379 دستور داد که یکی پس از دیگری به میدان جنگ بروند 43 00:02:53,379 --> 00:02:58,569 این افزایش زیاد در بازوی مادیان زیاد دوام نیاورد 44 00:02:58,569 --> 00:03:02,569 به این دلیل که تابوت های ویلای خود را تعمیر کرده بودند 45 00:03:02,569 --> 00:03:04,569 و معنای آن را تجدید کند 46 00:03:04,569 --> 00:03:06,569 آنها او را در خط مقدم ارتش توصیف کردند 47 00:03:06,569 --> 00:03:09,569 گویی یک ساختار محکم است 48 00:03:09,569 --> 00:03:14,569 آنها مطمئن بودند که امروز مسلمانان را نابود خواهد کرد 49 00:03:14,569 --> 00:03:17,569 بیشتر از آن چیزی که روز اول آنها را کشتم 50 00:03:17,569 --> 00:03:20,569 دلیلش این است که این بار برای او احتیاط کردند 51 00:03:20,569 --> 00:03:23,569 با چیزی که قبلاً به آن رسیدگی نکرده بودند 52 00:03:23,569 --> 00:03:26,569 آنها از هر طرف آن را با شوالیه ها احاطه کردند 53 00:03:26,569 --> 00:03:29,569 تا مسلمانان به آن نرسند 54 00:03:29,569 --> 00:03:31,569 وضو او را قطع کردند 55 00:03:31,569 --> 00:03:33,569 و تابوت هایش را می شکنند 56 00:03:33,569 --> 00:03:35,569 و فیل هایش را دور می اندازند 57 00:03:35,569 --> 00:03:39,569 بنابراین او مانند روز اول مسئولیت را بر عهده گرفت 58 00:03:39,569 --> 00:03:42,659 به محض وقوع جنگ، او رفت 59 00:03:42,659 --> 00:03:45,659 تا اینکه مسلمانان به محافظان فیل فشار وارد کردند 60 00:03:45,659 --> 00:03:47,659 ایرانیان به مسلمانان حمله کردند 61 00:03:47,659 --> 00:03:50,659 چه کسی با این محافظان مقابله کرد 62 00:03:50,659 --> 00:03:53,659 بنابراین من دور این حیوانات وحشتناک دویدم 63 00:03:53,659 --> 00:03:55,659 نبردهای شدید 64 00:03:55,659 --> 00:03:57,659 خون زیادی ریخته شد 65 00:03:57,659 --> 00:04:00,659 جان بسیاری در جریان آن از دست رفت 66 00:04:00,659 --> 00:04:03,659 پس مسلمانان صبر و بردباری کردند 67 00:04:03,659 --> 00:04:06,659 دشمن خود را شلاق زدند و شلاق زدند 68 00:04:06,659 --> 00:04:09,659 تا اینکه محافظان فیل را سرنگون کردند 69 00:04:09,659 --> 00:04:11,659 یکی پس از دیگری 70 00:04:11,659 --> 00:04:14,659 اگر کشته یا زخمی شده باشند 71 00:04:14,659 --> 00:04:16,660 رفت و برگشت 72 00:04:16,660 --> 00:04:19,860 اما این حیوانات وحشی هستند 73 00:04:19,860 --> 00:04:23,860 او به سختی می دید که مادرشوهرش او را رها کرده است 74 00:04:23,860 --> 00:04:25,860 تا اینکه تنها شدم و پریشان شدم 75 00:04:25,860 --> 00:04:27,860 به صفوف مسلمانان حمله کرد 76 00:04:27,860 --> 00:04:30,860 مثل دژهای متحرک 77 00:04:30,860 --> 00:04:33,860 و با شلنگ های بلندش شروع به زدن کرد 78 00:04:33,860 --> 00:04:35,860 راست و چپ 79 00:04:35,860 --> 00:04:39,860 هیچ کس را جلوی او نگذارید و ترک نکنید 80 00:04:39,860 --> 00:04:42,889 ضربات شمشیر بر آن تأثیر نمی گذاشت 81 00:04:42,889 --> 00:04:45,889 او با نیزه ها اصابت نمی کرد 82 00:04:45,889 --> 00:04:50,889 تیرها فقط برای افزایش انقلاب و هیاهو بود 83 00:04:50,889 --> 00:04:57,050 سعد بن وقاص فاجعه ای را که بر سر مسلمانان می آمد احساس کرد 84 00:04:57,050 --> 00:04:59,050 به خاطر این فیل ها 85 00:04:59,050 --> 00:05:02,050 او مطمئن بود که اگر او را نابود نکند 86 00:05:02,050 --> 00:05:07,050 مسلمانان شکستی خواهند خورد که پس از آن نمی توانند زنده بمانند 87 00:05:07,050 --> 00:05:11,139 سخت ترین این فیل ها بر سر مسلمانان بود 88 00:05:12,139 --> 00:05:16,139 فیل سفید، فیل یزدگرد، پادشاه ایرانیان 89 00:05:16,139 --> 00:05:21,139 سپس فیل مجلل که وحشتناکش کم نیست 90 00:05:21,139 --> 00:05:26,139 فیل های دیگر طوری دنبالشان می کردند که انگار رهبرشان هستند 91 00:05:26,139 --> 00:05:33,180 سعد بن وابی وقاص با گروهی از ایرانیان که اسلام آورده بودند در مورد این فیل ها مشورت کرد. 92 00:05:33,180 --> 00:05:35,180 از آنها در مورد مبارز او پرسید 93 00:05:35,180 --> 00:05:40,180 گفتند: چشمانش را بیرون بیاور و شلنگ هایش را ببر. 94 00:05:40,180 --> 00:05:43,180 از کار می افتد و بوی آن از بین می رود 95 00:05:43,180 --> 00:05:47,180 پس به دنبال ققا بن عمر و برادرش عاصم فرستاد و گفت 96 00:05:47,180 --> 00:05:50,180 مسلمانان فیل سفید بس است 97 00:05:50,180 --> 00:05:54,180 دو پوست از قبیله اسد فرستاد و گفت 98 00:05:54,180 --> 00:05:57,269 شما باید فیل جربی را بخورید 99 00:05:57,269 --> 00:06:01,269 ققاع و برادرش عاصم از اسب پیاده شدند 100 00:06:01,269 --> 00:06:05,269 آنها به سمت فیل سفید هجوم آوردند 101 00:06:05,269 --> 00:06:09,269 حتی اگر در گوشه و کنار باشد 102 00:06:09,269 --> 00:06:13,269 ققاع نیزه خود را به سمت چشم راست او نشانه رفت 103 00:06:13,269 --> 00:06:16,269 در حالی که برادرش مراقب چشم چپ او بود 104 00:06:16,269 --> 00:06:20,269 در یک لحظه با نیزه بر چشمانش افتادند 105 00:06:20,269 --> 00:06:24,300 سپس دندان هایشان در دو سوکت افتاد 106 00:06:24,300 --> 00:06:28,300 حیوان وحشتناک از شدت درد سرش را تکان داد 107 00:06:28,300 --> 00:06:31,300 حیوانی که فیلش را روی زمین انداخت 108 00:06:31,300 --> 00:06:34,300 پا به شکمش زد و او را ناک اوت کرد 109 00:06:34,300 --> 00:06:37,300 سپس فیل خرطوم خود را روی زمین پایین آورد 110 00:06:37,300 --> 00:06:41,300 تا بعد از اینکه بینایی خود را از دست داد راه خود را احساس کند 111 00:06:41,300 --> 00:06:45,399 ققاعه بر او پرید و با شمشیر او را زد 112 00:06:45,399 --> 00:06:49,399 دو شوالیه شیر، فیل جعلی را حمل کردند 113 00:06:49,399 --> 00:06:52,399 یکی از چشمانش را بیرون آورد 114 00:06:52,399 --> 00:06:55,399 تنه او به شدت مجروح شده بود 115 00:06:55,399 --> 00:06:58,399 خشمگین و خشمگین به صف پارسیان دوید 116 00:06:58,399 --> 00:07:01,399 او به کشتن آنها با وحشیگری ویرانگر ادامه داد 117 00:07:01,399 --> 00:07:05,399 ما او را مطیع کردیم و به صفوف مسلمانان روی آورد 118 00:07:05,399 --> 00:07:09,399 مسلمانان او را نیش زدند و او به جایی که از آنجا آمده بود بازگشت 119 00:07:09,399 --> 00:07:12,399 بعد شروع کرد به دویدن این طرف و آن طرف 120 00:07:12,399 --> 00:07:15,399 مثل خوک از درد فریاد می زند 121 00:07:15,399 --> 00:07:18,399 سپس با عجله به سمت رودخانه رفت و به داخل آن پرید 122 00:07:18,399 --> 00:07:22,399 فیل های دیگر به دنبال او رفتند و پشت سر او پریدند 123 00:07:22,399 --> 00:07:26,750 سمت راست و چپ ویلای خود را اعلام کرد 124 00:07:26,750 --> 00:07:29,750 ریشه کن کردن فیل ها تاثیر زیادی داشته است 125 00:07:29,750 --> 00:07:32,750 هم مسلمانان و هم دشمنانشان 126 00:07:32,750 --> 00:07:35,750 در مورد مسلمانان، به یاری خداوند یقین داشته باشید 127 00:07:35,750 --> 00:07:39,750 اگر صبور و بردبار بودند به پیروزی او اعتماد کردند 128 00:07:39,750 --> 00:07:42,750 و در راه خدا خون بریزد 129 00:07:42,750 --> 00:07:45,750 در مورد ایرانی ها، آنها فیل ها را جایگزین کردند 130 00:07:45,750 --> 00:07:48,750 با تدارکات هنگفتی که برایشان فراهم کرد 131 00:07:48,750 --> 00:07:51,750 پادشاه آنها یزدگرد بود 132 00:07:51,750 --> 00:07:54,980 عزم آنها را تقویت کرد 133 00:07:54,980 --> 00:07:57,980 دو تیم شروع به مبارزه کردند 134 00:07:57,980 --> 00:07:59,980 تشنه به دنبال آب است 135 00:07:59,980 --> 00:08:02,980 جنگ سختی بین آنها درگرفت 136 00:08:02,980 --> 00:08:05,980 آسیاب کردن مردان و اسلحه به سنگ زنی 137 00:08:05,980 --> 00:08:07,980 و وقتی شب فرا رسید 138 00:08:07,980 --> 00:08:09,980 کائنات در حجاب سیاه خود پوشیده شده بود 139 00:08:09,980 --> 00:08:12,980 هیچ یک از دو تیم سلاح های خود را زمین نگذارند 140 00:08:12,980 --> 00:08:15,980 همانطور که هر شب انجام دادند 141 00:08:15,980 --> 00:08:19,980 بلکه جنگ روز را با جنگ شب همراه کردند 142 00:08:19,980 --> 00:08:21,980 انگار هر دو تصمیم گرفته بودند 143 00:08:21,980 --> 00:08:23,980 نه برای انداختن اسلحه 144 00:08:23,980 --> 00:08:26,980 مگر اینکه دایره دور دشمن او بچرخد 145 00:08:26,980 --> 00:08:28,980 به خاطر همین عزم 146 00:08:28,980 --> 00:08:31,980 کاری که رزمندگان تصمیم گرفتند انجام دهند 147 00:08:31,980 --> 00:08:34,980 به خاطر تاریکی که بر کائنات افتاده است 148 00:08:34,980 --> 00:08:38,980 به خاطر گرد و غباری که میدان جنگ را پوشانده بود 149 00:08:38,980 --> 00:08:41,980 موضوع از دست سعد بن ابی وقاص خارج شد 150 00:08:41,980 --> 00:08:43,980 رهبر لشکر مسلمانان 151 00:08:43,980 --> 00:08:45,980 از دست رستم هم خارج شد 152 00:08:45,980 --> 00:08:47,980 فرمانده سپاه فارس 153 00:08:47,980 --> 00:08:50,980 آنها کنترل ارتش خود را از دست دادند 154 00:08:50,980 --> 00:08:54,070 سعد می دانست که القاقا بن عمر 155 00:08:54,070 --> 00:08:57,070 او بدون اجازه او روی اسب خزید 156 00:08:57,070 --> 00:08:59,070 او از سربازان مسلمان می ترسید 157 00:08:59,070 --> 00:09:01,070 از بلایی که بر سرشان آمده است 158 00:09:01,070 --> 00:09:04,070 اما چاره ای جز گفتن نداشت 159 00:09:04,070 --> 00:09:08,070 خداوندا ققا بن عمر را ببخش و پیروز فرما 160 00:09:08,070 --> 00:09:10,070 خدایا من به او اجازه دادم 161 00:09:10,070 --> 00:09:12,070 حتی اگر از من اجازه نگیرد 162 00:09:12,070 --> 00:09:15,200 او را بیشتر از آنچه بود مضطرب می کرد 163 00:09:15,200 --> 00:09:19,200 قبایل عرب را دید که در پشت ققاع می خزند 164 00:09:19,200 --> 00:09:21,200 یکی و دیگری 165 00:09:21,200 --> 00:09:25,200 این شیری است که با نیش و طعمه اش می شتابد 166 00:09:25,200 --> 00:09:29,200 و آن بوگیلا با اسب و پایش می خزد 167 00:09:29,200 --> 00:09:31,200 این یه جورایی قابل قبوله 168 00:09:31,200 --> 00:09:34,200 و آن نخاها خرس 169 00:09:34,200 --> 00:09:38,200 چاره ای جز گفتن سه تکبیرش نداشت 170 00:09:38,200 --> 00:09:40,200 ما یک حمله عمومی را آغاز کردیم 171 00:09:40,200 --> 00:09:43,200 همه مسلمانان حمله کردند 172 00:09:43,200 --> 00:09:46,200 دو ارتش متضاد را آتش بزنید 173 00:09:46,200 --> 00:09:49,200 نبردی در جریان بود که جرقه هایی در حال پرواز بودند 174 00:09:49,200 --> 00:09:51,200 تو تاریکی شب نمی توانستی ببینی 175 00:09:51,200 --> 00:09:55,200 غیر از چشم هایی مانند اخگر که در معادن می چرخد 176 00:09:55,200 --> 00:09:57,200 چیزی جز زمزمه نمی شنوید 177 00:09:57,200 --> 00:10:00,200 مثل غرشی که از گلو بیرون می زند 178 00:10:00,200 --> 00:10:03,200 شما چیزی جز جرقه های پرواز نمی بینید 179 00:10:03,200 --> 00:10:06,200 از برخورد تیرها به تیرها 180 00:10:06,200 --> 00:10:10,360 و چون صبح از آن شب فرا رسید، شب 181 00:10:10,360 --> 00:10:13,360 که به آن شب بچه گربه می گفتند 182 00:10:13,360 --> 00:10:17,360 خستگی برای هر دو تیم به اوج خود رسیده بود 183 00:10:17,360 --> 00:10:19,360 بازوها خسته اند 184 00:10:19,360 --> 00:10:21,360 و عزم ضعیف شده است 185 00:10:21,360 --> 00:10:24,360 و شمشیرها کند شدند 186 00:10:24,360 --> 00:10:26,360 هر دو تیم آرزو کردند 187 00:10:26,360 --> 00:10:28,360 برای راحتی اسلحه را زمین بگذارد 188 00:10:28,360 --> 00:10:31,419 و هنگامی که پیروزی برای او نوشته شود 189 00:10:31,419 --> 00:10:33,419 در آن 190 00:10:33,419 --> 00:10:36,419 القاقا بن عمر در میان صفوف مسلمانان ایستاد 191 00:10:36,419 --> 00:10:37,419 و او گفت 192 00:10:37,419 --> 00:10:39,419 ای مسلمانان! 193 00:10:39,419 --> 00:10:42,419 پیروزی یک ساعت دیگر خواهد بود 194 00:10:42,419 --> 00:10:46,419 برای کسانی که در جنگ پافشاری می کنند، چه در میان شما و چه در میان دشمنتان 195 00:10:46,419 --> 00:10:50,419 پس صبر کنید در این ساعت 196 00:10:50,419 --> 00:10:53,419 سپس به گروهی از مردان نخبه خود پیوست 197 00:10:53,419 --> 00:10:55,419 در اردوگاه فرصت 198 00:10:55,419 --> 00:10:58,519 مسلمانان از شدت آن ناراحت شدند 199 00:10:58,519 --> 00:11:01,519 آن روز خورشید بلند نشد 200 00:11:01,519 --> 00:11:03,519 تا اینکه صف هایی از فرصت ها به وجود آمد 201 00:11:03,519 --> 00:11:07,549 زیر بار حملات مسلمانان می چرخد 202 00:11:07,549 --> 00:11:10,549 باد طوفانی بر میدان جنگ وزید 203 00:11:10,549 --> 00:11:13,549 سایبان تخت رستم بالای سرش قاب شده بود 204 00:11:13,549 --> 00:11:16,549 و او را به رودخانه انداخت 205 00:11:16,549 --> 00:11:19,549 ققاع و همراهانش به سوی تخت شتافتند 206 00:11:19,549 --> 00:11:21,549 برای کشتن صاحبش 207 00:11:21,549 --> 00:11:23,549 رستم از روی او پرید 208 00:11:23,549 --> 00:11:25,549 وقتی دید که مسلمانان را به خدمت گرفت 209 00:11:25,549 --> 00:11:27,549 در شرف اعمال آن هستند 210 00:11:27,549 --> 00:11:30,549 خودش را به رودخانه انداخت 211 00:11:30,549 --> 00:11:33,549 یکی از افراد ققاعه به او حمله کرد 212 00:11:33,549 --> 00:11:36,549 با شمشیر پیشانی خود را به دو قسمت تقسیم کرد 213 00:11:36,549 --> 00:11:39,549 روی تختش رفت و شروع کرد به داد زدن 214 00:11:39,549 --> 00:11:42,549 رستم و رب محمد را کشتم 215 00:11:42,549 --> 00:11:45,549 رستم و ارباب کعبه را کشتم 216 00:11:45,809 --> 00:11:48,809 مرگ رستم بود 217 00:11:48,809 --> 00:11:50,809 پایان بزرگترین نبرد 218 00:11:50,809 --> 00:11:52,809 چهره تاریخ را تغییر داد 219 00:11:52,809 --> 00:11:54,809 او القاقا بن عمر بود 220 00:11:54,809 --> 00:11:57,809 او قهرمان این نبرد است 221 00:11:57,809 --> 00:12:03,779 بلامنازع 222 00:12:03,779 --> 00:12:06,779 صدای القاقا بن عمر در لشکر است 223 00:12:06,779 --> 00:12:10,059 بهتر از هزار شوالیه 224 00:12:10,059 --> 00:12:12,059 ابوبکر صدیق