WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:04.360
توقف کنید

00:00:04.360 --> 00:00:12.140
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:22.829
من از اصحاب انصار هستم

00:00:22.829 --> 00:00:28.829
من با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شاهد احد و صحنه های بعدی آن بودم

00:00:28.829 --> 00:00:35.829
من در جنگ تبوک در آغاز از رسول خدا صلی الله علیه و آله عقب ماندم.

00:00:35.829 --> 00:00:41.859
سپس در تبوک به او رسیدم و برای من دعا کرد که حالم خوب شود

00:00:41.859 --> 00:00:49.859
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در رجب سال نهم هجری به جنگ رومیان رفت.

00:00:49.859 --> 00:00:55.859
در جنگی به نام جنگ تبوک به جنگ العسره نیز معروف شد

00:00:55.859 --> 00:00:59.859
به دلیل سختی و شدت شرایطی که در آن رخ داده است

00:00:59.859 --> 00:01:06.859
به دلیل گرمای شدید، کمبود آب، دوری مکان و کمبود پول و حیوان

00:01:06.859 --> 00:01:14.859
با وجود سختی و شدت این غزوه، یارانش به پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ دادند.

00:01:14.859 --> 00:01:23.859
پس به سرعت به جهاد گریختند و در صحرای وسیع بین گرمای شدید و جاده ناهموار قدم زدند.

00:01:25.180 --> 00:01:32.269
و اما من از همراهی با پیامبر صلی الله علیه و آله و یارانش کوتاهی کردم.

00:01:32.269 --> 00:01:39.269
هرگاه در کوچه های شهر قدم می زدم، چیزی جز منافق با ریاکاری معلوم نمی یافتم.

00:01:39.269 --> 00:01:43.269
یا معذور از کسانی که خداوند آنها را معذور کرده است

00:01:43.269 --> 00:01:51.340
پس در یک روز گرم نزد خانواده ام برگشتم و دو تا از زنانم را در آلونک هایشان در باغمان یافتم

00:01:51.340 --> 00:02:00.340
هر کدام لانه اش را پاشیدند و آب را برایم خنک کردند و آنجا برایم غذا درست کردند

00:02:00.340 --> 00:02:06.340
وقتی بر دروازه العریش ایستادم، به همسرم و آنچه برای من کرده بود نگاه کردم.

00:02:06.340 --> 00:02:14.340
پس به رسول خدا صلی الله علیه و آله در آفتاب و باد و گرما عرض کردم.

00:02:14.340 --> 00:02:20.340
من در سایه خنک، غذای آماده و زن خوبی هستم

00:02:20.340 --> 00:02:31.340
این نصف نیست، به خدا سوگند من با هیچ یک از شما وارد عریش نمی شوم تا اینکه به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ملحق شوم.

00:02:31.340 --> 00:02:42.340
پس برایم آذوقه ای آماده کرد، پس چنین کردم، سپس بر کوه خود سوار شدم و در جستجوی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیرون آمدم.

00:02:42.340 --> 00:02:51.430
در بین راه به عمیر بن وهب رضی الله عنه برخوردم که در طلب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود.

00:02:51.430 --> 00:03:00.430
پس ما را همراهی کردیم تا زمانی که به تبوک نزدیک شدیم به عمیر بن وهب گفتم گناه کردم.

00:03:00.430 --> 00:03:07.430
تا زمانی که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیایم لازم نیست از من عقب بمانید.

00:03:07.430 --> 00:03:15.430
چنین کرد تا اینکه در تبوک به رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شدم.

00:03:15.430 --> 00:03:24.430
مردم گفتند: این سواری است که در راه می آید، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند.

00:03:24.430 --> 00:03:33.430
پدر فلانی باش، یعنی من. گفتند یا رسول الله او به خدا پدر فلانی است

00:03:33.430 --> 00:03:41.430
وقتی شترم زائید رفتم و بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سلام کردم.

00:03:41.430 --> 00:03:51.560
اولاک به من گفت: کدام قطعه از بین می رود؟ پس خبرم را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گفتم

00:03:51.560 --> 00:03:57.780
به من خوب گفت و دعا کرد حالم خوب شود پس من کی هستم؟

00:04:07.979 --> 00:04:15.979
انشاالله وقتی قسمت بعدی منتشر شد عضو کانال شوید
