1 00:00:00,400 --> 00:00:03,399 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,399 --> 00:00:08,400 بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها 3 00:00:08,400 --> 00:00:13,400 هنگامی که رسول می خواهد یا صحبت می کند، از او پیروی کنید 4 00:00:13,400 --> 00:00:15,400 جمهوری موادده 5 00:00:15,400 --> 00:00:17,399 پیشبرد 6 00:00:17,399 --> 00:00:21,399 تصاویری از زندگی فالوورها 7 00:00:21,399 --> 00:00:26,429 نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا 8 00:00:26,429 --> 00:00:28,429 خدا رحمتش کند 9 00:00:28,429 --> 00:00:33,539 عامر بن عبدالله تمیمین 10 00:00:33,539 --> 00:00:35,539 خدا رحمتش کند 11 00:00:42,700 --> 00:00:45,700 اکنون در سال چهاردهم هجری هستیم 12 00:00:45,700 --> 00:00:51,829 و اینها اولین هادیان، دختران صحابه ارجمند و پیروان ارشد هستند 13 00:00:51,829 --> 00:00:54,829 آنها شهر بصره را طراحی می کنند 14 00:00:54,829 --> 00:01:00,829 به دستور خلیفه مسلمین عمر بن الخطاب رضی الله عنه. 15 00:01:00,829 --> 00:01:04,959 آنها تصمیم گرفتند آن را به یک شهر جدید تبدیل کنند 16 00:01:04,959 --> 00:01:09,959 اردوگاهی برای لشکریان متجاوز مسلمان در ایران 17 00:01:09,959 --> 00:01:13,959 و زمینه ای برای دعوت به سوی خداوند متعال 18 00:01:13,959 --> 00:01:17,959 و چراغی برای برافراشتن کلام او در زمین 19 00:01:19,219 --> 00:01:21,219 و اینجا توده های مسلمانان هستند 20 00:01:21,219 --> 00:01:27,219 شما از همه جای شبه جزیره عربستان به شهر جوان سفر می کنید 21 00:01:27,219 --> 00:01:31,219 از نجد، از حجاز، از یمن 22 00:01:31,219 --> 00:01:35,219 حضور در خط مقدم مسلمانان 23 00:01:35,219 --> 00:01:39,280 در میان مهاجران کسانی از نجد بودند 24 00:01:39,280 --> 00:01:41,280 دختری از بنی تمیم 25 00:01:41,280 --> 00:01:47,370 نام او عامر بن عبدالله التمیمیه الانباری است 26 00:01:47,370 --> 00:01:52,370 عامر بن عبدالله در آن زمان جوانی بود 27 00:01:52,370 --> 00:01:55,370 موهای جوانی ریان پژمرده شده است 28 00:01:55,370 --> 00:01:59,370 صورت درخشنده، روح پاک دل 29 00:01:59,370 --> 00:02:05,370 بصره علیرغم مدرن بودنش یکی از ثروتمندترین کشورهای مسلمان بود 30 00:02:05,370 --> 00:02:07,370 و فراوان ترین ثروت 31 00:02:07,370 --> 00:02:11,370 به دلیل غنایم جنگی که به سمت آن سرازیر می شد 32 00:02:11,370 --> 00:02:14,370 با طلای تازه ریخته می شود 33 00:02:14,370 --> 00:02:16,370 یعنی طلای خالص 34 00:02:16,370 --> 00:02:20,370 اما الفت التمیمی عامر بن عبدالله است 35 00:02:20,370 --> 00:02:24,370 او هیچ مسئولیتی در تمام این کارها نداشت 36 00:02:24,370 --> 00:02:27,370 با آنچه در دست مردم بود زاهد بود 37 00:02:27,370 --> 00:02:30,370 آرزوی آنچه خدا دارد 38 00:02:30,370 --> 00:02:33,370 روی گردانی از دنیا و زینت های آن 39 00:02:33,370 --> 00:02:37,389 روی آوردن به خدا و رضای او 40 00:02:37,389 --> 00:02:40,389 او مرد و رهبر بصره در آن زمان بود 41 00:02:40,389 --> 00:02:45,389 صحابی بزرگ ابوموسی اشعری رضی الله عنه 42 00:02:45,389 --> 00:02:48,389 و صورتش در بهشت می درخشد 43 00:02:48,389 --> 00:02:51,389 او فرماندار شهر آباد است 44 00:02:51,389 --> 00:02:56,389 او رهبر لشکریان مسلمانان است که از هر جهت از آن خارج می شوند 45 00:02:56,389 --> 00:02:59,389 او امام مردم و معلم آنهاست 46 00:02:59,389 --> 00:03:02,389 و راهنمای آنها به سوی خداوند متعال 47 00:03:02,389 --> 00:03:09,669 عامر بن عبدالله در صلح و جنگ به ابوموسی اشعری تمسک کرد 48 00:03:09,669 --> 00:03:12,669 در سفر و سفر او را همراهی کرد 49 00:03:12,669 --> 00:03:16,669 پس کتاب خدا را تازه و تازه از او گرفت 50 00:03:16,669 --> 00:03:21,740 بر فؤاد محمد صلی الله علیه و آله نیز نازل شد 51 00:03:21,740 --> 00:03:26,740 حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله را نقل کردند 52 00:03:26,740 --> 00:03:29,740 درست است، متصل به پیامبر اکرم 53 00:03:29,740 --> 00:03:34,770 به دست او دین خدای متعال را فرا گرفت 54 00:03:34,770 --> 00:03:37,770 وقتی به آنچه از دانش می خواست رسید 55 00:03:37,770 --> 00:03:40,770 او زندگی خود را سه قسمت کرد 56 00:03:40,770 --> 00:03:43,770 پس به دایره های ذکر تقسیم شد 57 00:03:43,770 --> 00:03:47,770 مردم در مسجد بصره قرآن می خوانند 58 00:03:47,770 --> 00:03:50,770 و بخشی از عبادت عقب نشینی می کند 59 00:03:50,770 --> 00:03:53,770 او در دستان خدا راست می ایستد 60 00:03:53,770 --> 00:03:56,770 تا پاهایش خسته شود 61 00:03:56,770 --> 00:03:59,770 و به عرصه های جهاد تقسیم شد 62 00:03:59,770 --> 00:04:03,900 او شمشیر خود را به عنوان مبارز در راه خدا می کشد 63 00:04:03,900 --> 00:04:08,900 او هرگز در زندگی خود جایی برای هیچ چیز دیگری باقی نگذاشت 64 00:04:08,900 --> 00:04:12,900 تا اینکه او را عابد و زاهد بصره نامیدند 65 00:04:12,900 --> 00:04:16,980 از اخبار عامر بن عبدالله بود 66 00:04:16,980 --> 00:04:19,980 اتفاقی که برای یکی از مردم بصره افتاد 67 00:04:19,980 --> 00:04:25,980 گفت: من با کاروانی که عامر بن عبدالله در آن حضور داشت، سفر کردم 68 00:04:25,980 --> 00:04:29,050 وقتی شب به سراغمان آمد 69 00:04:29,050 --> 00:04:31,050 ناخوشایند ماندیم 70 00:04:31,050 --> 00:04:34,050 گروهی از درختان در حوض آب است 71 00:04:34,050 --> 00:04:37,050 عامر وسایلش را جمع کرد 72 00:04:37,050 --> 00:04:39,050 سپر خود را به درخت بست 73 00:04:39,050 --> 00:04:41,050 و افسارش دراز است 74 00:04:41,050 --> 00:04:45,050 او به اندازه کافی از زمین علف جمع کرد تا نیازهایش را برآورده کند 75 00:04:45,050 --> 00:04:47,050 و آن را پیش او بگذار 76 00:04:47,050 --> 00:04:50,079 سپس وارد جنگل شد و در آن نفوذ کرد 77 00:04:50,079 --> 00:04:52,079 پس با خودم گفتم 78 00:04:52,079 --> 00:04:54,079 به خدا سوگند از او پیروی خواهم کرد 79 00:04:54,079 --> 00:05:00,079 و ببینید در این شب در اعماق جنگل چه می شود 80 00:05:00,079 --> 00:05:04,139 ادامه داد تا به تپه ای رسید که درختان آن را احاطه کرده بودند 81 00:05:04,139 --> 00:05:07,139 از دید پنهان است 82 00:05:07,139 --> 00:05:09,139 پس رو به قبله شد 83 00:05:09,139 --> 00:05:12,139 برخاست و نماز خواند 84 00:05:12,139 --> 00:05:17,180 من نماز او را بهتر، نه کاملتر و نه خاضعتر از او ندیده ام 85 00:05:17,180 --> 00:05:21,180 وقتی دعایی کرد که خدا خواسته بود 86 00:05:21,180 --> 00:05:24,180 شروع کرد به دعا کردن با خدا و صحبت کردن با او 87 00:05:24,180 --> 00:05:26,180 پس این چیزی بود که او گفت 88 00:05:26,180 --> 00:05:30,240 خدای من، تو مرا به فرمان خود آفریدی 89 00:05:30,240 --> 00:05:35,370 تو مرا به خواست خود در مصیبت های دنیا زنده کردی 90 00:05:35,370 --> 00:05:37,370 بعد به من گفتی 91 00:05:37,370 --> 00:05:38,370 نگه دارید 92 00:05:38,370 --> 00:05:44,459 ای قوی و محکم، اگر مرا به مهربانی خود نداری، چگونه تو را در آغوش بگیرم؟ 93 00:05:44,459 --> 00:05:46,560 خدای من 94 00:05:46,560 --> 00:05:51,560 تو می دانی که اگر من این دنیا و همه چیز را در آن داشتم 95 00:05:51,560 --> 00:05:54,560 بعد باعث شدی احساس خوشایندی داشته باشم 96 00:05:54,560 --> 00:05:57,560 چون به شاگردش داد 97 00:05:57,560 --> 00:06:01,560 پس جانم را به من عطا کن ای مهربان ترین مهربانان 98 00:06:01,560 --> 00:06:03,779 خدای من 99 00:06:03,779 --> 00:06:08,779 تو را با عشقی دوست داشتم که هر بلای را آسان می کرد 100 00:06:08,779 --> 00:06:11,779 و مرا به هر حکمی راضی می کرد 101 00:06:11,779 --> 00:06:14,819 من به دوست پسرت اهمیتی نمیدم 102 00:06:14,819 --> 00:06:20,000 چه شده ام و چه شده ام 103 00:06:20,000 --> 00:06:22,000 مرد بصری گفت 104 00:06:22,000 --> 00:06:25,000 بعد خوابم برد 105 00:06:25,000 --> 00:06:28,000 پس پلک هایم را به پلک تسلیم کردم 106 00:06:28,000 --> 00:06:31,000 بعد من هنوز می خوابم و بیدار می شوم 107 00:06:31,000 --> 00:06:34,000 عامر در موضع خود راست است 108 00:06:34,000 --> 00:06:37,000 به دعاها و مونولوگ هایش ادامه داد 109 00:06:37,000 --> 00:06:40,060 تا نفس صبح 110 00:06:40,060 --> 00:06:42,060 وقتی سحر بر او ظاهر شد 111 00:06:42,060 --> 00:06:44,060 led نوشته شده 112 00:06:44,060 --> 00:06:47,060 سپس شروع به دعا كرد و فرمود: 113 00:06:47,060 --> 00:06:50,060 خدایا دیگه صبح شده 114 00:06:50,060 --> 00:06:53,060 مردم آمدند و رفتند 115 00:06:53,060 --> 00:06:55,060 لطفا لطفا 116 00:06:55,060 --> 00:06:58,060 و هر کدام نیازی دارند 117 00:06:58,060 --> 00:07:01,060 و اگر عامر به تو نیاز دارد 118 00:07:01,060 --> 00:07:03,060 تا او را ببخشم 119 00:07:03,060 --> 00:07:06,060 خدایا حاجات من و آنها را برآورده کن 120 00:07:06,060 --> 00:07:09,129 ای بخشنده ترین سخاوتمندان 121 00:07:09,129 --> 00:07:12,129 خدایا سه بار ازت پرسیدم 122 00:07:12,129 --> 00:07:14,129 پس دو تا به من دادی 123 00:07:14,129 --> 00:07:16,129 و یکی منو بلاک کرد 124 00:07:16,129 --> 00:07:18,129 خدایا به من بده 125 00:07:18,129 --> 00:07:22,129 تا بتوانم تو را آن گونه که دوست دارم و می خواهم پرستش کنم 126 00:07:22,129 --> 00:07:25,259 سپس از جای خود بلند شد 127 00:07:25,259 --> 00:07:27,259 بعد نگاهش به من افتاد 128 00:07:27,259 --> 00:07:30,259 او می دانست آن شب کجا با او بودم 129 00:07:30,259 --> 00:07:33,259 او از این موضوع به شدت نگران شد 130 00:07:33,259 --> 00:07:35,259 او با ناراحتی به من گفت 131 00:07:35,259 --> 00:07:39,259 می بینم که امشب مرا نگاه می کردی ای برادر بصره 132 00:07:39,259 --> 00:07:41,259 پس گفتم بله 133 00:07:41,259 --> 00:07:42,259 و او گفت 134 00:07:42,259 --> 00:07:46,259 آنچه را از من دیدی بپوشان، خداوند تو را خواهد دید 135 00:07:46,259 --> 00:07:47,319 پس گفتم 136 00:07:47,319 --> 00:07:52,319 به خدا سوگند این سه چیزی را که از پروردگارت خواستم به من خواهی گفت 137 00:07:52,319 --> 00:07:56,319 یا آنچه را که از شما دیدم به مردم بگویید 138 00:07:56,319 --> 00:07:57,319 و او گفت 139 00:07:57,319 --> 00:07:59,319 وای بر تو، این کار را نکن 140 00:07:59,319 --> 00:08:02,319 پس گفتم این چیزی است که به شما می گویم 141 00:08:02,319 --> 00:08:05,509 وقتی اصرار من را دید گفت: 142 00:08:05,509 --> 00:08:09,509 من به شما می گویم که عهد و عهد خدا را به من بدهید 143 00:08:09,509 --> 00:08:12,509 اینو به کسی نگو 144 00:08:12,509 --> 00:08:14,509 پس گفتم 145 00:08:14,509 --> 00:08:17,509 شما عهد و عهد خدا را دارید 146 00:08:17,509 --> 00:08:20,509 آیا تا زنده ای رازی را برایت فاش نکنم؟ 147 00:08:20,509 --> 00:08:22,509 و او گفت 148 00:08:22,509 --> 00:08:26,509 در دینم از چیزی بیشتر از زن ترس نداشتم 149 00:08:27,509 --> 00:08:31,509 پس از پروردگارم خواستم که محبت مرا نسبت به آنان از قلبم بزداید 150 00:08:31,509 --> 00:08:33,509 بنابراین او به من پاسخ داد 151 00:08:33,509 --> 00:08:35,509 تا اینکه دیگه برام مهم نبود 152 00:08:35,509 --> 00:08:38,509 من یک زن یا یک دیوار را دیدم 153 00:08:38,509 --> 00:08:40,509 پس گفتم این یکی است 154 00:08:40,509 --> 00:08:42,509 دومی چیست؟ 155 00:08:42,509 --> 00:08:43,509 و او گفت 156 00:08:43,509 --> 00:08:48,509 دوم این که از پروردگارم خواستم که جز از او نترسد 157 00:08:48,509 --> 00:08:50,509 بنابراین او به من پاسخ داد 158 00:08:50,509 --> 00:08:56,509 آنقدر که به خدا سوگند از هیچ چیز در زمین و آسمان جز از خود نمی ترسم 159 00:08:56,509 --> 00:08:58,509 گفتم سومی چی؟ 160 00:08:58,509 --> 00:09:00,509 و او گفت 161 00:09:00,509 --> 00:09:03,509 از پروردگارم خواستم که خوابم را برطرف کند 162 00:09:03,509 --> 00:09:07,509 تا شب و روز او را هر طور که می خواهم عبادت کنم 163 00:09:07,509 --> 00:09:10,639 او من را از انجام این سوم منع کرد 164 00:09:10,639 --> 00:09:12,639 وقتی این را از او شنیدم 165 00:09:12,639 --> 00:09:14,639 به او گفتم 166 00:09:14,639 --> 00:09:16,639 خیالت راحت باشه 167 00:09:16,639 --> 00:09:19,639 شما شب خود را ایستاده می گذرانید 168 00:09:19,639 --> 00:09:22,639 و روز خود را با روزه سپری می کنید 169 00:09:22,639 --> 00:09:26,639 بهشت با کمتر از آنچه می سازید به دست می آید 170 00:09:26,639 --> 00:09:30,639 آتش کمتر از آن که آسیب ببیند از آتش محافظت می شود 171 00:09:30,639 --> 00:09:32,639 و او گفت 172 00:09:32,639 --> 00:09:36,639 می ترسم جایی که پشیمانی فایده ای ندارد پشیمان شوم 173 00:09:36,639 --> 00:09:39,639 به خدا سوگند برای عبادت تلاش خواهم کرد 174 00:09:39,639 --> 00:09:42,639 هیچ راهی برای تلاش پیدا نکردم 175 00:09:42,639 --> 00:09:44,639 اگر زنده بمانم 176 00:09:44,639 --> 00:09:46,639 به رحمت خدا 177 00:09:46,639 --> 00:09:48,639 و اگر وارد آتش شوید 178 00:09:48,639 --> 00:09:51,919 با سهل انگاری من 179 00:09:51,919 --> 00:09:53,919 اما عامر بن عبدالله 180 00:09:53,919 --> 00:09:57,919 او فقط یک راهب شب نبود 181 00:09:57,919 --> 00:10:01,919 اما او همچنین یک شوالیه روز بود 182 00:10:01,919 --> 00:10:05,919 هیچ مؤذنی اجازه جهاد فی سبیل الله را نداد 183 00:10:05,919 --> 00:10:09,919 مگر اینکه در خط مقدم پاسخگویی به تماس او باشد 184 00:10:09,919 --> 00:10:15,139 سپس با مجاهدین برای یکی از حملات آماده شد 185 00:10:15,139 --> 00:10:17,139 از سلام و احوالپرسی با مردم دست کشید 186 00:10:17,139 --> 00:10:19,139 برای انتخاب یارانش 187 00:10:19,139 --> 00:10:22,139 اگر او عاشق ربکا شود، او با او موافق است 188 00:10:22,139 --> 00:10:23,139 به آنها گفت 189 00:10:23,139 --> 00:10:25,139 آهای این مردم 190 00:10:25,139 --> 00:10:27,139 من می خواهم شما را همراهی کنم 191 00:10:27,139 --> 00:10:31,139 مشروط بر اینکه از خودتان سه اجازه به من بدهید 192 00:10:31,139 --> 00:10:34,139 آنها می گویند: آنها چه هستند؟ 193 00:10:34,139 --> 00:10:35,139 و او می گوید 194 00:10:35,139 --> 00:10:38,139 اول اینکه بنده تو خواهم شد 195 00:10:38,139 --> 00:10:42,139 هیچ یک از شما هرگز در خدمت با من رقابت نخواهید کرد 196 00:10:42,139 --> 00:10:46,139 دوم اینکه من مؤذن شما باشم 197 00:10:46,139 --> 00:10:50,139 هیچ یک از شما با من در اذان مناقشه نکند 198 00:10:50,139 --> 00:10:55,179 سوم اینکه من تا آنجا که می توانم برای شما خرج می کنم 199 00:10:55,179 --> 00:10:59,179 اگر بگویند بله به آنها اضافه می شود 200 00:10:59,179 --> 00:11:03,179 و اگر یکی از آنها در مورد آن با او اختلاف داشت 201 00:11:03,179 --> 00:11:05,179 آنها را برای دیگران گذاشت 202 00:11:05,179 --> 00:11:10,490 عامر یکی از آن مجاهدان بود 203 00:11:10,490 --> 00:11:13,490 کسانی که در هنگام وحشت زیاد می شوند 204 00:11:13,490 --> 00:11:15,490 و به هنگام طمع کاهش می یابند 205 00:11:15,490 --> 00:11:17,490 پوشیده از تاریکی است 206 00:11:17,490 --> 00:11:20,490 و هیچ کس جز او نمی تواند آن را فریب دهد 207 00:11:20,490 --> 00:11:23,549 اما او با گوسفندان پاکدامن است 208 00:11:23,549 --> 00:11:26,549 و هیچ کس دیگری او را نخواهد بخشید 209 00:11:26,549 --> 00:11:29,549 این سعد بن ابی وقاص است 210 00:11:29,549 --> 00:11:33,549 پس از القادسیه به ایوان کسری می رسد 211 00:11:33,549 --> 00:11:35,549 عمر بن مقر دستور می دهد 212 00:11:35,549 --> 00:11:38,549 برای جمع آوری غنایم و شمارش 213 00:11:38,549 --> 00:11:42,549 یک پنجم آن را به بیت المال مسلمین بفرستد 214 00:11:42,549 --> 00:11:45,549 بقیه آن بین مجاهدین تقسیم شده است 215 00:11:45,549 --> 00:11:50,549 او ثروت، روابط و اشیای گرانبها را در دستان خود جمع کرد 216 00:11:50,549 --> 00:11:54,549 که فراتر از توصیف و فراتر از محدودیت است 217 00:11:54,549 --> 00:11:56,549 اینجا سبدهای بزرگی وجود دارد 218 00:11:56,549 --> 00:11:58,549 مهر سرب 219 00:11:58,549 --> 00:12:01,549 پر از ظروف طلا و نقره 220 00:12:01,549 --> 00:12:04,549 پادشاهان ایران با آن غذا خوردند 221 00:12:04,549 --> 00:12:08,549 جعبه هایی از چوب گرانبها وجود دارد 222 00:12:08,549 --> 00:12:11,549 لباس و روسری کسری در آن انباشته بود 223 00:12:11,549 --> 00:12:15,549 زره آن با نگین و مروارید آراسته شده است 224 00:12:15,549 --> 00:12:19,549 اینها سبدهایی پر از جواهرات گرانبها هستند 225 00:12:19,549 --> 00:12:21,549 و شاهکارهای کلکسیونی 226 00:12:21,549 --> 00:12:25,549 اینها غلافهای حاوی شمشیرهای شاهان ایرانی است 227 00:12:25,549 --> 00:12:27,549 شاه پس از پادشاه 228 00:12:27,549 --> 00:12:29,549 و شمشیرهای شاهان و دلالان 229 00:12:29,549 --> 00:12:33,549 که در طول تاریخ تابع ایرانیان بودند 230 00:12:33,549 --> 00:12:38,899 در حالی که کارگران مشغول شمارش این غنایم بودند 231 00:12:38,899 --> 00:12:41,899 در دید و شنید مسلمانان 232 00:12:41,899 --> 00:12:44,899 مردی ژولیده و خاک آلود به مردم نزدیک شد 233 00:12:44,899 --> 00:12:47,899 و حق بزرگی دارد 234 00:12:47,899 --> 00:12:49,899 وزن سنگین 235 00:12:49,899 --> 00:12:52,899 با دو دست نگه داشت 236 00:12:52,899 --> 00:12:54,899 پس تامل کن 237 00:12:54,899 --> 00:12:56,899 پس درست است 238 00:12:56,899 --> 00:12:59,899 آنها هرگز به کسی مثل او نگاه نکرده بودند 239 00:12:59,899 --> 00:13:01,899 و در آنچه جمع کردند یافت نشدند 240 00:13:01,899 --> 00:13:04,899 چیزی شبیه یا مشابه آن 241 00:13:04,899 --> 00:13:06,899 بنابراین آنها به داخل نگاه کردند 242 00:13:06,899 --> 00:13:10,899 اگر پر از شاهکارهای مروارید و جواهرات بود 243 00:13:10,899 --> 00:13:12,899 به آن مرد گفتند 244 00:13:12,899 --> 00:13:15,899 این گنج گرانبها را از کجا پیدا کردی؟ 245 00:13:15,899 --> 00:13:16,929 و او گفت 246 00:13:16,929 --> 00:13:18,929 غنائم او در فلان جنگ 247 00:13:18,929 --> 00:13:20,929 در فلان مکان 248 00:13:20,929 --> 00:13:22,929 و گفتند 249 00:13:22,929 --> 00:13:24,929 چیزی ازش گرفتی؟ 250 00:13:24,929 --> 00:13:26,929 و او گفت 251 00:13:26,929 --> 00:13:28,929 خداوند شما را هدایت کند 252 00:13:28,929 --> 00:13:30,929 به خدا این حقیقت است 253 00:13:30,929 --> 00:13:33,929 و تمام آنچه پادشاهان ایران در اختیار داشتند 254 00:13:33,929 --> 00:13:36,929 من به اندازه کافی ناخن گیر ندارم 255 00:13:36,929 --> 00:13:39,960 اگر حق بیت المال مسلمین بر آن نبود 256 00:13:39,960 --> 00:13:41,960 آنچه از سرزمین او برانگیختی 257 00:13:41,960 --> 00:13:43,960 برای شما نیاوردم 258 00:13:43,960 --> 00:13:48,019 گفتند: تو کیستی؟ خداوند شما را گرامی داشته است 259 00:13:48,019 --> 00:13:50,019 و او گفت 260 00:13:50,019 --> 00:13:51,019 نه، قسم می خورم 261 00:13:51,019 --> 00:13:53,019 نمیگم از من تعریف کن 262 00:13:53,019 --> 00:13:57,019 من به کسی نمی گویم که به من وام بدهد 263 00:13:57,019 --> 00:13:59,019 یعنی از من تعریف کنند 264 00:13:59,019 --> 00:14:01,019 اما خدای متعال را شکر می کنم 265 00:14:01,019 --> 00:14:03,019 به اجر او امیدوارم 266 00:14:03,019 --> 00:14:06,019 سپس آنها را رها کرد و رفت 267 00:14:06,019 --> 00:14:08,019 پس به مردی از خود دستور دادند که از او پیروی کند 268 00:14:09,019 --> 00:14:11,019 و اخبارش را برایشان بیاورد 269 00:14:11,019 --> 00:14:14,019 مرد همچنان او را دنبال می کرد 270 00:14:14,019 --> 00:14:16,019 و او آن را نمی داند 271 00:14:16,019 --> 00:14:18,019 تا اینکه به یارانش رسید 272 00:14:18,019 --> 00:14:20,019 وقتی از آنها در مورد آن می پرسم 273 00:14:20,019 --> 00:14:23,019 گفتند شما او را نمی شناسید 274 00:14:23,019 --> 00:14:25,019 او زاهد بصره است 275 00:14:25,019 --> 00:14:28,019 عامر بن عبدالله تمیمی 276 00:14:28,019 --> 00:14:32,019 اما زندگی عامر بن عبدالله 277 00:14:32,019 --> 00:14:35,019 با وجود آنچه در مورد او می دانستم 278 00:14:35,019 --> 00:14:37,019 بدون مزاحمت نبود 279 00:14:37,019 --> 00:14:40,019 او از آسیب رساندن به مردم در امان نبود 280 00:14:40,019 --> 00:14:43,019 او در معرض آنچه ستمگران با آن مواجه می شوند قرار گرفت 281 00:14:43,019 --> 00:14:45,019 با حرف حق 282 00:14:45,019 --> 00:14:47,019 منکران منکران 283 00:14:47,019 --> 00:14:49,019 کسانی که برای حذف آن تلاش می کنند 284 00:14:49,019 --> 00:14:51,049 یک علت مستقیم بود 285 00:14:51,049 --> 00:14:54,049 در آسیبی که خورد 286 00:14:54,049 --> 00:14:56,049 مردی از عون را دید 287 00:14:56,049 --> 00:14:58,049 صاحب شرط بصره 288 00:14:58,049 --> 00:15:00,049 او در چوکی گرفتار شد 289 00:15:00,049 --> 00:15:02,049 مردی از اهل ذمه 290 00:15:02,049 --> 00:15:05,049 و او را با خود کشید 291 00:15:05,049 --> 00:15:08,049 ذمی از مردم کمک می گیرد و می گوید 292 00:15:08,049 --> 00:15:11,049 کمکم کن خدا اجرت بده 293 00:15:11,049 --> 00:15:15,049 ای امت مسلمین به وظیفه پیامبرت احترام بگذار 294 00:15:15,049 --> 00:15:18,049 عامر به او نزدیک شد و گفت 295 00:15:18,049 --> 00:15:20,049 آیا سهم خود را پرداخت کرده اید؟ 296 00:15:20,049 --> 00:15:23,049 گفت بله انجام دادم 297 00:15:23,049 --> 00:15:27,110 رو به مردی که طنابش را گرفته بود کرد و گفت 298 00:15:27,110 --> 00:15:29,110 آنچه شما از او می خواهید 299 00:15:29,110 --> 00:15:30,110 و او گفت 300 00:15:30,110 --> 00:15:32,110 من می خواهم او با من بیاید 301 00:15:32,110 --> 00:15:35,110 باغ صاحب شرط را جارو کند 302 00:15:35,110 --> 00:15:37,110 یعنی تمیز کردنش 303 00:15:37,110 --> 00:15:39,110 به ذمی گفت 304 00:15:39,110 --> 00:15:42,110 از این کار لذت ببرید 305 00:15:42,110 --> 00:15:44,110 گفت نه 306 00:15:44,110 --> 00:15:46,110 این قدرت من را ضعیف می کند 307 00:15:46,110 --> 00:15:49,110 این مرا مشغول به دست آوردن رزق و روزی فرزندانم می کند 308 00:15:49,110 --> 00:15:53,110 عامر رو به مرد کرد و گفت: او را رها کن. 309 00:15:53,110 --> 00:15:55,110 گفت: اجازه نمی دهم. 310 00:15:55,110 --> 00:15:57,210 عامر چی بود؟ 311 00:15:57,210 --> 00:15:59,210 با این حال، او ردای خود را به بیرون انداخت 312 00:15:59,210 --> 00:16:01,210 بر ذمه و گفت 313 00:16:01,210 --> 00:16:07,210 به خدا سوگند حفظ محمد صلی الله علیه و آله و سلم تا زمانی که من زنده هستم فراموش نمی شود. 314 00:16:07,210 --> 00:16:09,240 سپس مردم جمع شدند 315 00:16:09,240 --> 00:16:12,240 آنها به عامر با مرد کمک کردند 316 00:16:12,240 --> 00:16:15,269 اهل ذمه را به زور نجات دادند 317 00:16:15,269 --> 00:16:18,269 او از دستیاران صاحب شرط نبود 318 00:16:18,269 --> 00:16:21,269 اما عامر را متهم به ترک اطاعت کردند 319 00:16:21,269 --> 00:16:25,269 آنها او را به خروج از سنت و جامعه متهم کردند 320 00:16:25,269 --> 00:16:26,269 و گفتند 321 00:16:26,269 --> 00:16:29,269 او مردی است که با زنان ازدواج نمی کند 322 00:16:29,269 --> 00:16:33,269 گوشت و شیر حیوان نمی خورد 323 00:16:33,269 --> 00:16:37,269 او از فریب شوراهای حاکمان برمی خیزد 324 00:16:37,269 --> 00:16:40,269 موضوع او را به امیرالمؤمنین(ع) رساندند 325 00:16:40,269 --> 00:16:43,269 عثمان بن عفان رضی الله عنه 326 00:16:43,269 --> 00:16:47,490 دستور خلیفه و والی او بر بصره 327 00:16:47,490 --> 00:16:51,490 عامر بن عبدالله را به مجلس خود دعوت کند 328 00:16:51,490 --> 00:16:54,490 و از او درباره آنچه به او نسبت داده شده است بپرسم 329 00:16:54,490 --> 00:16:56,490 و دانش خود را بالا ببرد 330 00:16:56,490 --> 00:16:59,490 پس والی بصره عامر را احضار کرد و گفت 331 00:16:59,490 --> 00:17:03,490 امیرالمؤمنین خداوند عمرش را طولانی کند 332 00:17:03,490 --> 00:17:07,490 به من دستور داد که از تو در مورد مسائل منسوب به تو سؤال کنم 333 00:17:07,490 --> 00:17:08,490 و او گفت 334 00:17:08,490 --> 00:17:12,619 بپرس که امیرالمؤمنین چه دستوری داد؟ 335 00:17:12,619 --> 00:17:13,650 و او گفت 336 00:17:13,650 --> 00:17:18,650 چرا سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله را نادیده می گیرید؟ 337 00:17:18,650 --> 00:17:21,650 او حاضر به ازدواج نیست 338 00:17:21,650 --> 00:17:22,710 و او گفت 339 00:17:22,710 --> 00:17:28,710 من از روی بی میلی به سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ازدواج را ترک نکردم. 340 00:17:28,710 --> 00:17:32,710 من شهادت می دهم که در اسلام رهبانیت وجود ندارد 341 00:17:32,710 --> 00:17:37,710 اما من کسی هستم که دیدم او یک روح دارد 342 00:17:37,710 --> 00:17:40,710 پس آن را برای خدای متعال ساخت 343 00:17:40,710 --> 00:17:43,710 می ترسید همسرش او را شکست دهد 344 00:17:43,710 --> 00:17:45,839 و او گفت 345 00:17:45,839 --> 00:17:47,839 چرا گوشت نمی خوری؟ 346 00:17:47,839 --> 00:17:48,839 و او گفت 347 00:17:48,839 --> 00:17:52,839 بلکه اگر هوس کنم و پیداش کنم می خورم 348 00:17:52,839 --> 00:17:54,940 اما اگر آن را دوست نداشته باشم 349 00:17:54,940 --> 00:17:56,940 یا می خواستم و پیداش نمی کردم 350 00:17:57,940 --> 00:17:59,940 من نمیخورم 351 00:17:59,940 --> 00:18:01,099 و او گفت 352 00:18:01,099 --> 00:18:04,099 چرا پنیر نمی خوری؟ 353 00:18:04,099 --> 00:18:05,259 و او گفت 354 00:18:05,259 --> 00:18:10,259 ما در منطقه ای هستیم که مجوسی ها پنیر درست می کنند 355 00:18:10,259 --> 00:18:15,259 آنها مردمی هستند که بین حیوانات مرده و ذبح شده فرقی نمی گذارند 356 00:18:15,259 --> 00:18:19,259 می ترسم این پنیر مایه پنیر باشد 357 00:18:19,259 --> 00:18:22,259 از یک گوسفند نکشته 358 00:18:22,380 --> 00:18:25,380 هیچ دو شاهد مسلمان شهادت ندادند 359 00:18:25,380 --> 00:18:30,380 پنیری است که با مایه پنیر گوسفند ذبح شده درست می شود 360 00:18:30,380 --> 00:18:31,380 من آن را خوردم 361 00:18:31,380 --> 00:18:32,579 و او گفت 362 00:18:32,579 --> 00:18:37,579 چه چیزی مانع از آمدن شما به فرمانداری و حضور در شوراهای آنها می شود؟ 363 00:18:37,579 --> 00:18:39,670 و او گفت 364 00:18:39,670 --> 00:18:43,670 جویندگان زیادی در دروازه های شما هستند 365 00:18:43,670 --> 00:18:45,670 پس آنها را به خود دعوت کنید 366 00:18:45,670 --> 00:18:48,670 و نیازهای آنها را با شما برطرف کنید 367 00:18:48,670 --> 00:18:51,670 و کسانی را که به آنها نیازی ندارید رها کنید 368 00:18:51,670 --> 00:18:55,789 سخنان عامر بن عبدالله را مطرح کرد 369 00:18:55,789 --> 00:18:58,789 به امیرالمؤمنین عثمان بن عفان 370 00:18:58,789 --> 00:19:01,789 رد اطاعت را در آن نیافت 371 00:19:01,789 --> 00:19:04,789 یا خروج از سنت و اجتماع 372 00:19:04,789 --> 00:19:08,789 با این حال، آن آتش شر را خاموش نکرد 373 00:19:08,789 --> 00:19:12,789 در مورد عامر بن عبدالله شایعات بسیار شد 374 00:19:12,789 --> 00:19:17,789 تقریباً بین طرفداران مرد و مخالفان او درگیری وجود داشت 375 00:19:17,789 --> 00:19:22,819 پس عثمان رضی الله عنه دستور حرکت او به شام را صادر کرد 376 00:19:22,819 --> 00:19:25,819 و آن را منزلگاه خدا قرار ده 377 00:19:25,819 --> 00:19:28,819 او به ولی خود توصیه کرد که بر شام حکومت کند 378 00:19:28,819 --> 00:19:30,819 معاویه بن ابی سفیان 379 00:19:30,819 --> 00:19:32,819 مورد استقبال قرار گیرد 380 00:19:32,819 --> 00:19:34,819 و مراقب حرمت او باشد 381 00:19:34,819 --> 00:19:40,230 روزی که عامر بن عبدالله تصمیم گرفت 382 00:19:40,230 --> 00:19:42,230 برای ترک بصره 383 00:19:42,230 --> 00:19:47,230 بسیاری از برادران و شاگردانش برای وداع با او بیرون آمدند 384 00:19:47,230 --> 00:19:51,230 او را پهن کردند تا به حومه حرم رسیدند 385 00:19:51,230 --> 00:19:54,230 محلی در حومه بصره است 386 00:19:54,230 --> 00:19:56,230 و آنجا به آنها گفت 387 00:19:56,230 --> 00:20:01,230 من دعا کننده هستم، پس به دعای من ایمان بیاور 388 00:20:01,230 --> 00:20:04,259 گردن مردم به سمت او چرخید 389 00:20:04,259 --> 00:20:06,259 و حرکتشان آرام شد 390 00:20:06,259 --> 00:20:09,259 چشمانشان به او دوخته شد 391 00:20:09,259 --> 00:20:11,259 دستانش را بالا آورد و گفت 392 00:20:11,259 --> 00:20:15,359 ای خدایی که به من خیانت کرد و به من دروغ گفت 393 00:20:15,359 --> 00:20:18,359 این دلیل اخراج من از کشورم بود 394 00:20:18,359 --> 00:20:21,359 و تفاوت من با دوستانم 395 00:20:21,359 --> 00:20:24,359 خدایا من او را بخشیدم 396 00:20:24,359 --> 00:20:26,359 پس او را ببخش 397 00:20:26,359 --> 00:20:29,359 در دین و دنیایش به او سعادت عطا کن 398 00:20:29,359 --> 00:20:33,359 و من و او و همه مسلمانان را بپوشان 399 00:20:33,359 --> 00:20:36,359 با رحمت و مغفرت و احسان شما 400 00:20:36,359 --> 00:20:38,359 ای مهربان ترین مهربانان 401 00:20:38,359 --> 00:20:42,650 سپس کوه خود را به سمت شام هدایت کرد 402 00:20:42,650 --> 00:20:44,650 و او گم شده است 403 00:20:44,650 --> 00:20:48,250 عامر بن عبدالله از دنیا رفت 404 00:20:48,250 --> 00:20:51,250 بقیه عمرش در شام 405 00:20:51,250 --> 00:20:55,250 او اورشلیم را به عنوان اقامتگاه خود انتخاب کرد 406 00:20:55,250 --> 00:20:58,250 او به حقانیت امیر شام رسید 407 00:20:58,250 --> 00:21:00,250 معاویه بن ابی سفیان 408 00:21:00,250 --> 00:21:04,250 تسبیح و تکریم او سزاوار است 409 00:21:04,250 --> 00:21:09,380 چون مریض شد، یارانش بر او وارد شدند 410 00:21:09,380 --> 00:21:11,380 او را در حال گریه یافتند 411 00:21:11,380 --> 00:21:15,410 گفتند: وقتی تو بودی و من بودم چه چیزی تو را به گریه می انداخت؟ 412 00:21:15,410 --> 00:21:17,410 و او گفت 413 00:21:17,410 --> 00:21:22,410 به خدا سوگند نه از نگرانی دنیا گریه می کنم و نه از ترس مرگ 414 00:21:22,410 --> 00:21:26,410 اما به خاطر سفر طولانی و کمبود آذوقه گریه می کنم 415 00:21:26,410 --> 00:21:30,500 من فراز و نشیب هایی داشته ام 416 00:21:30,500 --> 00:21:34,500 یا به بهشت یا جهنم 417 00:21:34,500 --> 00:21:37,500 نمی دانم به کدام یک مراجعه کنم 418 00:21:37,500 --> 00:21:39,539 سپس نفسش را حبس کرد 419 00:21:39,539 --> 00:21:43,539 زبانش از یاد خدا مرطوب است 420 00:21:43,789 --> 00:21:47,819 و در دو بوسه اول وجود دارد 421 00:21:47,819 --> 00:21:49,819 و سوم از حرمین شریفین 422 00:21:49,819 --> 00:21:53,819 و سفر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 423 00:21:53,819 --> 00:21:57,819 ثوا عامر بن عبدالله التمیمی 424 00:21:57,819 --> 00:22:00,920 نور خدا برای عامر در قبرش 425 00:22:00,920 --> 00:22:04,920 و باغ های ابدیت را در چهره اش نگریست 426 00:22:04,920 --> 00:22:10,769 زهد به هشت سالگی رسید 427 00:22:10,769 --> 00:22:15,829 در راس آنها عامر بن عبدالله التمیمی است 428 00:22:15,829 --> 00:22:18,250 علی القیمه بن مرصاد 429 00:22:49,460 --> 00:22:54,460 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 430 00:22:54,460 --> 00:22:58,519 و جهان نفس برای آنها آشکار شده است