WEBVTT

00:00:00.400 --> 00:00:03.399
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.399 --> 00:00:08.400
بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها

00:00:08.400 --> 00:00:13.400
هنگامی که رسول می خواهد یا صحبت می کند، از او پیروی کنید

00:00:13.400 --> 00:00:15.400
جمهوری موادده

00:00:15.400 --> 00:00:17.399
پیشبرد

00:00:17.399 --> 00:00:21.399
تصاویری از زندگی فالوورها

00:00:21.399 --> 00:00:26.429
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا

00:00:26.429 --> 00:00:28.429
خدا رحمتش کند

00:00:28.429 --> 00:00:33.539
عامر بن عبدالله تمیمین

00:00:33.539 --> 00:00:35.539
خدا رحمتش کند

00:00:42.700 --> 00:00:45.700
اکنون در سال چهاردهم هجری هستیم

00:00:45.700 --> 00:00:51.829
و اینها اولین هادیان، دختران صحابه ارجمند و پیروان ارشد هستند

00:00:51.829 --> 00:00:54.829
آنها شهر بصره را طراحی می کنند

00:00:54.829 --> 00:01:00.829
به دستور خلیفه مسلمین عمر بن الخطاب رضی الله عنه.

00:01:00.829 --> 00:01:04.959
آنها تصمیم گرفتند آن را به یک شهر جدید تبدیل کنند

00:01:04.959 --> 00:01:09.959
اردوگاهی برای لشکریان متجاوز مسلمان در ایران

00:01:09.959 --> 00:01:13.959
و زمینه ای برای دعوت به سوی خداوند متعال

00:01:13.959 --> 00:01:17.959
و چراغی برای برافراشتن کلام او در زمین

00:01:19.219 --> 00:01:21.219
و اینجا توده های مسلمانان هستند

00:01:21.219 --> 00:01:27.219
شما از همه جای شبه جزیره عربستان به شهر جوان سفر می کنید

00:01:27.219 --> 00:01:31.219
از نجد، از حجاز، از یمن

00:01:31.219 --> 00:01:35.219
حضور در خط مقدم مسلمانان

00:01:35.219 --> 00:01:39.280
در میان مهاجران کسانی از نجد بودند

00:01:39.280 --> 00:01:41.280
دختری از بنی تمیم

00:01:41.280 --> 00:01:47.370
نام او عامر بن عبدالله التمیمیه الانباری است

00:01:47.370 --> 00:01:52.370
عامر بن عبدالله در آن زمان جوانی بود

00:01:52.370 --> 00:01:55.370
موهای جوانی ریان پژمرده شده است

00:01:55.370 --> 00:01:59.370
صورت درخشنده، روح پاک دل

00:01:59.370 --> 00:02:05.370
بصره علیرغم مدرن بودنش یکی از ثروتمندترین کشورهای مسلمان بود

00:02:05.370 --> 00:02:07.370
و فراوان ترین ثروت

00:02:07.370 --> 00:02:11.370
به دلیل غنایم جنگی که به سمت آن سرازیر می شد

00:02:11.370 --> 00:02:14.370
با طلای تازه ریخته می شود

00:02:14.370 --> 00:02:16.370
یعنی طلای خالص

00:02:16.370 --> 00:02:20.370
اما الفت التمیمی عامر بن عبدالله است

00:02:20.370 --> 00:02:24.370
او هیچ مسئولیتی در تمام این کارها نداشت

00:02:24.370 --> 00:02:27.370
با آنچه در دست مردم بود زاهد بود

00:02:27.370 --> 00:02:30.370
آرزوی آنچه خدا دارد

00:02:30.370 --> 00:02:33.370
روی گردانی از دنیا و زینت های آن

00:02:33.370 --> 00:02:37.389
روی آوردن به خدا و رضای او

00:02:37.389 --> 00:02:40.389
او مرد و رهبر بصره در آن زمان بود

00:02:40.389 --> 00:02:45.389
صحابی بزرگ ابوموسی اشعری رضی الله عنه

00:02:45.389 --> 00:02:48.389
و صورتش در بهشت می درخشد

00:02:48.389 --> 00:02:51.389
او فرماندار شهر آباد است

00:02:51.389 --> 00:02:56.389
او رهبر لشکریان مسلمانان است که از هر جهت از آن خارج می شوند

00:02:56.389 --> 00:02:59.389
او امام مردم و معلم آنهاست

00:02:59.389 --> 00:03:02.389
و راهنمای آنها به سوی خداوند متعال

00:03:02.389 --> 00:03:09.669
عامر بن عبدالله در صلح و جنگ به ابوموسی اشعری تمسک کرد

00:03:09.669 --> 00:03:12.669
در سفر و سفر او را همراهی کرد

00:03:12.669 --> 00:03:16.669
پس کتاب خدا را تازه و تازه از او گرفت

00:03:16.669 --> 00:03:21.740
بر فؤاد محمد صلی الله علیه و آله نیز نازل شد

00:03:21.740 --> 00:03:26.740
حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله را نقل کردند

00:03:26.740 --> 00:03:29.740
درست است، متصل به پیامبر اکرم

00:03:29.740 --> 00:03:34.770
به دست او دین خدای متعال را فرا گرفت

00:03:34.770 --> 00:03:37.770
وقتی به آنچه از دانش می خواست رسید

00:03:37.770 --> 00:03:40.770
او زندگی خود را سه قسمت کرد

00:03:40.770 --> 00:03:43.770
پس به دایره های ذکر تقسیم شد

00:03:43.770 --> 00:03:47.770
مردم در مسجد بصره قرآن می خوانند

00:03:47.770 --> 00:03:50.770
و بخشی از عبادت عقب نشینی می کند

00:03:50.770 --> 00:03:53.770
او در دستان خدا راست می ایستد

00:03:53.770 --> 00:03:56.770
تا پاهایش خسته شود

00:03:56.770 --> 00:03:59.770
و به عرصه های جهاد تقسیم شد

00:03:59.770 --> 00:04:03.900
او شمشیر خود را به عنوان مبارز در راه خدا می کشد

00:04:03.900 --> 00:04:08.900
او هرگز در زندگی خود جایی برای هیچ چیز دیگری باقی نگذاشت

00:04:08.900 --> 00:04:12.900
تا اینکه او را عابد و زاهد بصره نامیدند

00:04:12.900 --> 00:04:16.980
از اخبار عامر بن عبدالله بود

00:04:16.980 --> 00:04:19.980
اتفاقی که برای یکی از مردم بصره افتاد

00:04:19.980 --> 00:04:25.980
گفت: من با کاروانی که عامر بن عبدالله در آن حضور داشت، سفر کردم

00:04:25.980 --> 00:04:29.050
وقتی شب به سراغمان آمد

00:04:29.050 --> 00:04:31.050
ناخوشایند ماندیم

00:04:31.050 --> 00:04:34.050
گروهی از درختان در حوض آب است

00:04:34.050 --> 00:04:37.050
عامر وسایلش را جمع کرد

00:04:37.050 --> 00:04:39.050
سپر خود را به درخت بست

00:04:39.050 --> 00:04:41.050
و افسارش دراز است

00:04:41.050 --> 00:04:45.050
او به اندازه کافی از زمین علف جمع کرد تا نیازهایش را برآورده کند

00:04:45.050 --> 00:04:47.050
و آن را پیش او بگذار

00:04:47.050 --> 00:04:50.079
سپس وارد جنگل شد و در آن نفوذ کرد

00:04:50.079 --> 00:04:52.079
پس با خودم گفتم

00:04:52.079 --> 00:04:54.079
به خدا سوگند از او پیروی خواهم کرد

00:04:54.079 --> 00:05:00.079
و ببینید در این شب در اعماق جنگل چه می شود

00:05:00.079 --> 00:05:04.139
ادامه داد تا به تپه ای رسید که درختان آن را احاطه کرده بودند

00:05:04.139 --> 00:05:07.139
از دید پنهان است

00:05:07.139 --> 00:05:09.139
پس رو به قبله شد

00:05:09.139 --> 00:05:12.139
برخاست و نماز خواند

00:05:12.139 --> 00:05:17.180
من نماز او را بهتر، نه کاملتر و نه خاضعتر از او ندیده ام

00:05:17.180 --> 00:05:21.180
وقتی دعایی کرد که خدا خواسته بود

00:05:21.180 --> 00:05:24.180
شروع کرد به دعا کردن با خدا و صحبت کردن با او

00:05:24.180 --> 00:05:26.180
پس این چیزی بود که او گفت

00:05:26.180 --> 00:05:30.240
خدای من، تو مرا به فرمان خود آفریدی

00:05:30.240 --> 00:05:35.370
تو مرا به خواست خود در مصیبت های دنیا زنده کردی

00:05:35.370 --> 00:05:37.370
بعد به من گفتی

00:05:37.370 --> 00:05:38.370
نگه دارید

00:05:38.370 --> 00:05:44.459
ای قوی و محکم، اگر مرا به مهربانی خود نداری، چگونه تو را در آغوش بگیرم؟

00:05:44.459 --> 00:05:46.560
خدای من

00:05:46.560 --> 00:05:51.560
تو می دانی که اگر من این دنیا و همه چیز را در آن داشتم

00:05:51.560 --> 00:05:54.560
بعد باعث شدی احساس خوشایندی داشته باشم

00:05:54.560 --> 00:05:57.560
چون به شاگردش داد

00:05:57.560 --> 00:06:01.560
پس جانم را به من عطا کن ای مهربان ترین مهربانان

00:06:01.560 --> 00:06:03.779
خدای من

00:06:03.779 --> 00:06:08.779
تو را با عشقی دوست داشتم که هر بلای را آسان می کرد

00:06:08.779 --> 00:06:11.779
و مرا به هر حکمی راضی می کرد

00:06:11.779 --> 00:06:14.819
من به دوست پسرت اهمیتی نمیدم

00:06:14.819 --> 00:06:20.000
چه شده ام و چه شده ام

00:06:20.000 --> 00:06:22.000
مرد بصری گفت

00:06:22.000 --> 00:06:25.000
بعد خوابم برد

00:06:25.000 --> 00:06:28.000
پس پلک هایم را به پلک تسلیم کردم

00:06:28.000 --> 00:06:31.000
بعد من هنوز می خوابم و بیدار می شوم

00:06:31.000 --> 00:06:34.000
عامر در موضع خود راست است

00:06:34.000 --> 00:06:37.000
به دعاها و مونولوگ هایش ادامه داد

00:06:37.000 --> 00:06:40.060
تا نفس صبح

00:06:40.060 --> 00:06:42.060
وقتی سحر بر او ظاهر شد

00:06:42.060 --> 00:06:44.060
led نوشته شده

00:06:44.060 --> 00:06:47.060
سپس شروع به دعا كرد و فرمود:

00:06:47.060 --> 00:06:50.060
خدایا دیگه صبح شده

00:06:50.060 --> 00:06:53.060
مردم آمدند و رفتند

00:06:53.060 --> 00:06:55.060
لطفا لطفا

00:06:55.060 --> 00:06:58.060
و هر کدام نیازی دارند

00:06:58.060 --> 00:07:01.060
و اگر عامر به تو نیاز دارد

00:07:01.060 --> 00:07:03.060
تا او را ببخشم

00:07:03.060 --> 00:07:06.060
خدایا حاجات من و آنها را برآورده کن

00:07:06.060 --> 00:07:09.129
ای بخشنده ترین سخاوتمندان

00:07:09.129 --> 00:07:12.129
خدایا سه بار ازت پرسیدم

00:07:12.129 --> 00:07:14.129
پس دو تا به من دادی

00:07:14.129 --> 00:07:16.129
و یکی منو بلاک کرد

00:07:16.129 --> 00:07:18.129
خدایا به من بده

00:07:18.129 --> 00:07:22.129
تا بتوانم تو را آن گونه که دوست دارم و می خواهم پرستش کنم

00:07:22.129 --> 00:07:25.259
سپس از جای خود بلند شد

00:07:25.259 --> 00:07:27.259
بعد نگاهش به من افتاد

00:07:27.259 --> 00:07:30.259
او می دانست آن شب کجا با او بودم

00:07:30.259 --> 00:07:33.259
او از این موضوع به شدت نگران شد

00:07:33.259 --> 00:07:35.259
او با ناراحتی به من گفت

00:07:35.259 --> 00:07:39.259
می بینم که امشب مرا نگاه می کردی ای برادر بصره

00:07:39.259 --> 00:07:41.259
پس گفتم بله

00:07:41.259 --> 00:07:42.259
و او گفت

00:07:42.259 --> 00:07:46.259
آنچه را از من دیدی بپوشان، خداوند تو را خواهد دید

00:07:46.259 --> 00:07:47.319
پس گفتم

00:07:47.319 --> 00:07:52.319
به خدا سوگند این سه چیزی را که از پروردگارت خواستم به من خواهی گفت

00:07:52.319 --> 00:07:56.319
یا آنچه را که از شما دیدم به مردم بگویید

00:07:56.319 --> 00:07:57.319
و او گفت

00:07:57.319 --> 00:07:59.319
وای بر تو، این کار را نکن

00:07:59.319 --> 00:08:02.319
پس گفتم این چیزی است که به شما می گویم

00:08:02.319 --> 00:08:05.509
وقتی اصرار من را دید گفت:

00:08:05.509 --> 00:08:09.509
من به شما می گویم که عهد و عهد خدا را به من بدهید

00:08:09.509 --> 00:08:12.509
اینو به کسی نگو

00:08:12.509 --> 00:08:14.509
پس گفتم

00:08:14.509 --> 00:08:17.509
شما عهد و عهد خدا را دارید

00:08:17.509 --> 00:08:20.509
آیا تا زنده ای رازی را برایت فاش نکنم؟

00:08:20.509 --> 00:08:22.509
و او گفت

00:08:22.509 --> 00:08:26.509
در دینم از چیزی بیشتر از زن ترس نداشتم

00:08:27.509 --> 00:08:31.509
پس از پروردگارم خواستم که محبت مرا نسبت به آنان از قلبم بزداید

00:08:31.509 --> 00:08:33.509
بنابراین او به من پاسخ داد

00:08:33.509 --> 00:08:35.509
تا اینکه دیگه برام مهم نبود

00:08:35.509 --> 00:08:38.509
من یک زن یا یک دیوار را دیدم

00:08:38.509 --> 00:08:40.509
پس گفتم این یکی است

00:08:40.509 --> 00:08:42.509
دومی چیست؟

00:08:42.509 --> 00:08:43.509
و او گفت

00:08:43.509 --> 00:08:48.509
دوم این که از پروردگارم خواستم که جز از او نترسد

00:08:48.509 --> 00:08:50.509
بنابراین او به من پاسخ داد

00:08:50.509 --> 00:08:56.509
آنقدر که به خدا سوگند از هیچ چیز در زمین و آسمان جز از خود نمی ترسم

00:08:56.509 --> 00:08:58.509
گفتم سومی چی؟

00:08:58.509 --> 00:09:00.509
و او گفت

00:09:00.509 --> 00:09:03.509
از پروردگارم خواستم که خوابم را برطرف کند

00:09:03.509 --> 00:09:07.509
تا شب و روز او را هر طور که می خواهم عبادت کنم

00:09:07.509 --> 00:09:10.639
او من را از انجام این سوم منع کرد

00:09:10.639 --> 00:09:12.639
وقتی این را از او شنیدم

00:09:12.639 --> 00:09:14.639
به او گفتم

00:09:14.639 --> 00:09:16.639
خیالت راحت باشه

00:09:16.639 --> 00:09:19.639
شما شب خود را ایستاده می گذرانید

00:09:19.639 --> 00:09:22.639
و روز خود را با روزه سپری می کنید

00:09:22.639 --> 00:09:26.639
بهشت با کمتر از آنچه می سازید به دست می آید

00:09:26.639 --> 00:09:30.639
آتش کمتر از آن که آسیب ببیند از آتش محافظت می شود

00:09:30.639 --> 00:09:32.639
و او گفت

00:09:32.639 --> 00:09:36.639
می ترسم جایی که پشیمانی فایده ای ندارد پشیمان شوم

00:09:36.639 --> 00:09:39.639
به خدا سوگند برای عبادت تلاش خواهم کرد

00:09:39.639 --> 00:09:42.639
هیچ راهی برای تلاش پیدا نکردم

00:09:42.639 --> 00:09:44.639
اگر زنده بمانم

00:09:44.639 --> 00:09:46.639
به رحمت خدا

00:09:46.639 --> 00:09:48.639
و اگر وارد آتش شوید

00:09:48.639 --> 00:09:51.919
با سهل انگاری من

00:09:51.919 --> 00:09:53.919
اما عامر بن عبدالله

00:09:53.919 --> 00:09:57.919
او فقط یک راهب شب نبود

00:09:57.919 --> 00:10:01.919
اما او همچنین یک شوالیه روز بود

00:10:01.919 --> 00:10:05.919
هیچ مؤذنی اجازه جهاد فی سبیل الله را نداد

00:10:05.919 --> 00:10:09.919
مگر اینکه در خط مقدم پاسخگویی به تماس او باشد

00:10:09.919 --> 00:10:15.139
سپس با مجاهدین برای یکی از حملات آماده شد

00:10:15.139 --> 00:10:17.139
از سلام و احوالپرسی با مردم دست کشید

00:10:17.139 --> 00:10:19.139
برای انتخاب یارانش

00:10:19.139 --> 00:10:22.139
اگر او عاشق ربکا شود، او با او موافق است

00:10:22.139 --> 00:10:23.139
به آنها گفت

00:10:23.139 --> 00:10:25.139
آهای این مردم

00:10:25.139 --> 00:10:27.139
من می خواهم شما را همراهی کنم

00:10:27.139 --> 00:10:31.139
مشروط بر اینکه از خودتان سه اجازه به من بدهید

00:10:31.139 --> 00:10:34.139
آنها می گویند: آنها چه هستند؟

00:10:34.139 --> 00:10:35.139
و او می گوید

00:10:35.139 --> 00:10:38.139
اول اینکه بنده تو خواهم شد

00:10:38.139 --> 00:10:42.139
هیچ یک از شما هرگز در خدمت با من رقابت نخواهید کرد

00:10:42.139 --> 00:10:46.139
دوم اینکه من مؤذن شما باشم

00:10:46.139 --> 00:10:50.139
هیچ یک از شما با من در اذان مناقشه نکند

00:10:50.139 --> 00:10:55.179
سوم اینکه من تا آنجا که می توانم برای شما خرج می کنم

00:10:55.179 --> 00:10:59.179
اگر بگویند بله به آنها اضافه می شود

00:10:59.179 --> 00:11:03.179
و اگر یکی از آنها در مورد آن با او اختلاف داشت

00:11:03.179 --> 00:11:05.179
آنها را برای دیگران گذاشت

00:11:05.179 --> 00:11:10.490
عامر یکی از آن مجاهدان بود

00:11:10.490 --> 00:11:13.490
کسانی که در هنگام وحشت زیاد می شوند

00:11:13.490 --> 00:11:15.490
و به هنگام طمع کاهش می یابند

00:11:15.490 --> 00:11:17.490
پوشیده از تاریکی است

00:11:17.490 --> 00:11:20.490
و هیچ کس جز او نمی تواند آن را فریب دهد

00:11:20.490 --> 00:11:23.549
اما او با گوسفندان پاکدامن است

00:11:23.549 --> 00:11:26.549
و هیچ کس دیگری او را نخواهد بخشید

00:11:26.549 --> 00:11:29.549
این سعد بن ابی وقاص است

00:11:29.549 --> 00:11:33.549
پس از القادسیه به ایوان کسری می رسد

00:11:33.549 --> 00:11:35.549
عمر بن مقر دستور می دهد

00:11:35.549 --> 00:11:38.549
برای جمع آوری غنایم و شمارش

00:11:38.549 --> 00:11:42.549
یک پنجم آن را به بیت المال مسلمین بفرستد

00:11:42.549 --> 00:11:45.549
بقیه آن بین مجاهدین تقسیم شده است

00:11:45.549 --> 00:11:50.549
او ثروت، روابط و اشیای گرانبها را در دستان خود جمع کرد

00:11:50.549 --> 00:11:54.549
که فراتر از توصیف و فراتر از محدودیت است

00:11:54.549 --> 00:11:56.549
اینجا سبدهای بزرگی وجود دارد

00:11:56.549 --> 00:11:58.549
مهر سرب

00:11:58.549 --> 00:12:01.549
پر از ظروف طلا و نقره

00:12:01.549 --> 00:12:04.549
پادشاهان ایران با آن غذا خوردند

00:12:04.549 --> 00:12:08.549
جعبه هایی از چوب گرانبها وجود دارد

00:12:08.549 --> 00:12:11.549
لباس و روسری کسری در آن انباشته بود

00:12:11.549 --> 00:12:15.549
زره آن با نگین و مروارید آراسته شده است

00:12:15.549 --> 00:12:19.549
اینها سبدهایی پر از جواهرات گرانبها هستند

00:12:19.549 --> 00:12:21.549
و شاهکارهای کلکسیونی

00:12:21.549 --> 00:12:25.549
اینها غلافهای حاوی شمشیرهای شاهان ایرانی است

00:12:25.549 --> 00:12:27.549
شاه پس از پادشاه

00:12:27.549 --> 00:12:29.549
و شمشیرهای شاهان و دلالان

00:12:29.549 --> 00:12:33.549
که در طول تاریخ تابع ایرانیان بودند

00:12:33.549 --> 00:12:38.899
در حالی که کارگران مشغول شمارش این غنایم بودند

00:12:38.899 --> 00:12:41.899
در دید و شنید مسلمانان

00:12:41.899 --> 00:12:44.899
مردی ژولیده و خاک آلود به مردم نزدیک شد

00:12:44.899 --> 00:12:47.899
و حق بزرگی دارد

00:12:47.899 --> 00:12:49.899
وزن سنگین

00:12:49.899 --> 00:12:52.899
با دو دست نگه داشت

00:12:52.899 --> 00:12:54.899
پس تامل کن

00:12:54.899 --> 00:12:56.899
پس درست است

00:12:56.899 --> 00:12:59.899
آنها هرگز به کسی مثل او نگاه نکرده بودند

00:12:59.899 --> 00:13:01.899
و در آنچه جمع کردند یافت نشدند

00:13:01.899 --> 00:13:04.899
چیزی شبیه یا مشابه آن

00:13:04.899 --> 00:13:06.899
بنابراین آنها به داخل نگاه کردند

00:13:06.899 --> 00:13:10.899
اگر پر از شاهکارهای مروارید و جواهرات بود

00:13:10.899 --> 00:13:12.899
به آن مرد گفتند

00:13:12.899 --> 00:13:15.899
این گنج گرانبها را از کجا پیدا کردی؟

00:13:15.899 --> 00:13:16.929
و او گفت

00:13:16.929 --> 00:13:18.929
غنائم او در فلان جنگ

00:13:18.929 --> 00:13:20.929
در فلان مکان

00:13:20.929 --> 00:13:22.929
و گفتند

00:13:22.929 --> 00:13:24.929
چیزی ازش گرفتی؟

00:13:24.929 --> 00:13:26.929
و او گفت

00:13:26.929 --> 00:13:28.929
خداوند شما را هدایت کند

00:13:28.929 --> 00:13:30.929
به خدا این حقیقت است

00:13:30.929 --> 00:13:33.929
و تمام آنچه پادشاهان ایران در اختیار داشتند

00:13:33.929 --> 00:13:36.929
من به اندازه کافی ناخن گیر ندارم

00:13:36.929 --> 00:13:39.960
اگر حق بیت المال مسلمین بر آن نبود

00:13:39.960 --> 00:13:41.960
آنچه از سرزمین او برانگیختی

00:13:41.960 --> 00:13:43.960
برای شما نیاوردم

00:13:43.960 --> 00:13:48.019
گفتند: تو کیستی؟ خداوند شما را گرامی داشته است

00:13:48.019 --> 00:13:50.019
و او گفت

00:13:50.019 --> 00:13:51.019
نه، قسم می خورم

00:13:51.019 --> 00:13:53.019
نمیگم از من تعریف کن

00:13:53.019 --> 00:13:57.019
من به کسی نمی گویم که به من وام بدهد

00:13:57.019 --> 00:13:59.019
یعنی از من تعریف کنند

00:13:59.019 --> 00:14:01.019
اما خدای متعال را شکر می کنم

00:14:01.019 --> 00:14:03.019
به اجر او امیدوارم

00:14:03.019 --> 00:14:06.019
سپس آنها را رها کرد و رفت

00:14:06.019 --> 00:14:08.019
پس به مردی از خود دستور دادند که از او پیروی کند

00:14:09.019 --> 00:14:11.019
و اخبارش را برایشان بیاورد

00:14:11.019 --> 00:14:14.019
مرد همچنان او را دنبال می کرد

00:14:14.019 --> 00:14:16.019
و او آن را نمی داند

00:14:16.019 --> 00:14:18.019
تا اینکه به یارانش رسید

00:14:18.019 --> 00:14:20.019
وقتی از آنها در مورد آن می پرسم

00:14:20.019 --> 00:14:23.019
گفتند شما او را نمی شناسید

00:14:23.019 --> 00:14:25.019
او زاهد بصره است

00:14:25.019 --> 00:14:28.019
عامر بن عبدالله تمیمی

00:14:28.019 --> 00:14:32.019
اما زندگی عامر بن عبدالله

00:14:32.019 --> 00:14:35.019
با وجود آنچه در مورد او می دانستم

00:14:35.019 --> 00:14:37.019
بدون مزاحمت نبود

00:14:37.019 --> 00:14:40.019
او از آسیب رساندن به مردم در امان نبود

00:14:40.019 --> 00:14:43.019
او در معرض آنچه ستمگران با آن مواجه می شوند قرار گرفت

00:14:43.019 --> 00:14:45.019
با حرف حق

00:14:45.019 --> 00:14:47.019
منکران منکران

00:14:47.019 --> 00:14:49.019
کسانی که برای حذف آن تلاش می کنند

00:14:49.019 --> 00:14:51.049
یک علت مستقیم بود

00:14:51.049 --> 00:14:54.049
در آسیبی که خورد

00:14:54.049 --> 00:14:56.049
مردی از عون را دید

00:14:56.049 --> 00:14:58.049
صاحب شرط بصره

00:14:58.049 --> 00:15:00.049
او در چوکی گرفتار شد

00:15:00.049 --> 00:15:02.049
مردی از اهل ذمه

00:15:02.049 --> 00:15:05.049
و او را با خود کشید

00:15:05.049 --> 00:15:08.049
ذمی از مردم کمک می گیرد و می گوید

00:15:08.049 --> 00:15:11.049
کمکم کن خدا اجرت بده

00:15:11.049 --> 00:15:15.049
ای امت مسلمین به وظیفه پیامبرت احترام بگذار

00:15:15.049 --> 00:15:18.049
عامر به او نزدیک شد و گفت

00:15:18.049 --> 00:15:20.049
آیا سهم خود را پرداخت کرده اید؟

00:15:20.049 --> 00:15:23.049
گفت بله انجام دادم

00:15:23.049 --> 00:15:27.110
رو به مردی که طنابش را گرفته بود کرد و گفت

00:15:27.110 --> 00:15:29.110
آنچه شما از او می خواهید

00:15:29.110 --> 00:15:30.110
و او گفت

00:15:30.110 --> 00:15:32.110
من می خواهم او با من بیاید

00:15:32.110 --> 00:15:35.110
باغ صاحب شرط را جارو کند

00:15:35.110 --> 00:15:37.110
یعنی تمیز کردنش

00:15:37.110 --> 00:15:39.110
به ذمی گفت

00:15:39.110 --> 00:15:42.110
از این کار لذت ببرید

00:15:42.110 --> 00:15:44.110
گفت نه

00:15:44.110 --> 00:15:46.110
این قدرت من را ضعیف می کند

00:15:46.110 --> 00:15:49.110
این مرا مشغول به دست آوردن رزق و روزی فرزندانم می کند

00:15:49.110 --> 00:15:53.110
عامر رو به مرد کرد و گفت: او را رها کن.

00:15:53.110 --> 00:15:55.110
گفت: اجازه نمی دهم.

00:15:55.110 --> 00:15:57.210
عامر چی بود؟

00:15:57.210 --> 00:15:59.210
با این حال، او ردای خود را به بیرون انداخت

00:15:59.210 --> 00:16:01.210
بر ذمه و گفت

00:16:01.210 --> 00:16:07.210
به خدا سوگند حفظ محمد صلی الله علیه و آله و سلم تا زمانی که من زنده هستم فراموش نمی شود.

00:16:07.210 --> 00:16:09.240
سپس مردم جمع شدند

00:16:09.240 --> 00:16:12.240
آنها به عامر با مرد کمک کردند

00:16:12.240 --> 00:16:15.269
اهل ذمه را به زور نجات دادند

00:16:15.269 --> 00:16:18.269
او از دستیاران صاحب شرط نبود

00:16:18.269 --> 00:16:21.269
اما عامر را متهم به ترک اطاعت کردند

00:16:21.269 --> 00:16:25.269
آنها او را به خروج از سنت و جامعه متهم کردند

00:16:25.269 --> 00:16:26.269
و گفتند

00:16:26.269 --> 00:16:29.269
او مردی است که با زنان ازدواج نمی کند

00:16:29.269 --> 00:16:33.269
گوشت و شیر حیوان نمی خورد

00:16:33.269 --> 00:16:37.269
او از فریب شوراهای حاکمان برمی خیزد

00:16:37.269 --> 00:16:40.269
موضوع او را به امیرالمؤمنین(ع) رساندند

00:16:40.269 --> 00:16:43.269
عثمان بن عفان رضی الله عنه

00:16:43.269 --> 00:16:47.490
دستور خلیفه و والی او بر بصره

00:16:47.490 --> 00:16:51.490
عامر بن عبدالله را به مجلس خود دعوت کند

00:16:51.490 --> 00:16:54.490
و از او درباره آنچه به او نسبت داده شده است بپرسم

00:16:54.490 --> 00:16:56.490
و دانش خود را بالا ببرد

00:16:56.490 --> 00:16:59.490
پس والی بصره عامر را احضار کرد و گفت

00:16:59.490 --> 00:17:03.490
امیرالمؤمنین خداوند عمرش را طولانی کند

00:17:03.490 --> 00:17:07.490
به من دستور داد که از تو در مورد مسائل منسوب به تو سؤال کنم

00:17:07.490 --> 00:17:08.490
و او گفت

00:17:08.490 --> 00:17:12.619
بپرس که امیرالمؤمنین چه دستوری داد؟

00:17:12.619 --> 00:17:13.650
و او گفت

00:17:13.650 --> 00:17:18.650
چرا سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله را نادیده می گیرید؟

00:17:18.650 --> 00:17:21.650
او حاضر به ازدواج نیست

00:17:21.650 --> 00:17:22.710
و او گفت

00:17:22.710 --> 00:17:28.710
من از روی بی میلی به سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ازدواج را ترک نکردم.

00:17:28.710 --> 00:17:32.710
من شهادت می دهم که در اسلام رهبانیت وجود ندارد

00:17:32.710 --> 00:17:37.710
اما من کسی هستم که دیدم او یک روح دارد

00:17:37.710 --> 00:17:40.710
پس آن را برای خدای متعال ساخت

00:17:40.710 --> 00:17:43.710
می ترسید همسرش او را شکست دهد

00:17:43.710 --> 00:17:45.839
و او گفت

00:17:45.839 --> 00:17:47.839
چرا گوشت نمی خوری؟

00:17:47.839 --> 00:17:48.839
و او گفت

00:17:48.839 --> 00:17:52.839
بلکه اگر هوس کنم و پیداش کنم می خورم

00:17:52.839 --> 00:17:54.940
اما اگر آن را دوست نداشته باشم

00:17:54.940 --> 00:17:56.940
یا می خواستم و پیداش نمی کردم

00:17:57.940 --> 00:17:59.940
من نمیخورم

00:17:59.940 --> 00:18:01.099
و او گفت

00:18:01.099 --> 00:18:04.099
چرا پنیر نمی خوری؟

00:18:04.099 --> 00:18:05.259
و او گفت

00:18:05.259 --> 00:18:10.259
ما در منطقه ای هستیم که مجوسی ها پنیر درست می کنند

00:18:10.259 --> 00:18:15.259
آنها مردمی هستند که بین حیوانات مرده و ذبح شده فرقی نمی گذارند

00:18:15.259 --> 00:18:19.259
می ترسم این پنیر مایه پنیر باشد

00:18:19.259 --> 00:18:22.259
از یک گوسفند نکشته

00:18:22.380 --> 00:18:25.380
هیچ دو شاهد مسلمان شهادت ندادند

00:18:25.380 --> 00:18:30.380
پنیری است که با مایه پنیر گوسفند ذبح شده درست می شود

00:18:30.380 --> 00:18:31.380
من آن را خوردم

00:18:31.380 --> 00:18:32.579
و او گفت

00:18:32.579 --> 00:18:37.579
چه چیزی مانع از آمدن شما به فرمانداری و حضور در شوراهای آنها می شود؟

00:18:37.579 --> 00:18:39.670
و او گفت

00:18:39.670 --> 00:18:43.670
جویندگان زیادی در دروازه های شما هستند

00:18:43.670 --> 00:18:45.670
پس آنها را به خود دعوت کنید

00:18:45.670 --> 00:18:48.670
و نیازهای آنها را با شما برطرف کنید

00:18:48.670 --> 00:18:51.670
و کسانی را که به آنها نیازی ندارید رها کنید

00:18:51.670 --> 00:18:55.789
سخنان عامر بن عبدالله را مطرح کرد

00:18:55.789 --> 00:18:58.789
به امیرالمؤمنین عثمان بن عفان

00:18:58.789 --> 00:19:01.789
رد اطاعت را در آن نیافت

00:19:01.789 --> 00:19:04.789
یا خروج از سنت و اجتماع

00:19:04.789 --> 00:19:08.789
با این حال، آن آتش شر را خاموش نکرد

00:19:08.789 --> 00:19:12.789
در مورد عامر بن عبدالله شایعات بسیار شد

00:19:12.789 --> 00:19:17.789
تقریباً بین طرفداران مرد و مخالفان او درگیری وجود داشت

00:19:17.789 --> 00:19:22.819
پس عثمان رضی الله عنه دستور حرکت او به شام را صادر کرد

00:19:22.819 --> 00:19:25.819
و آن را منزلگاه خدا قرار ده

00:19:25.819 --> 00:19:28.819
او به ولی خود توصیه کرد که بر شام حکومت کند

00:19:28.819 --> 00:19:30.819
معاویه بن ابی سفیان

00:19:30.819 --> 00:19:32.819
مورد استقبال قرار گیرد

00:19:32.819 --> 00:19:34.819
و مراقب حرمت او باشد

00:19:34.819 --> 00:19:40.230
روزی که عامر بن عبدالله تصمیم گرفت

00:19:40.230 --> 00:19:42.230
برای ترک بصره

00:19:42.230 --> 00:19:47.230
بسیاری از برادران و شاگردانش برای وداع با او بیرون آمدند

00:19:47.230 --> 00:19:51.230
او را پهن کردند تا به حومه حرم رسیدند

00:19:51.230 --> 00:19:54.230
محلی در حومه بصره است

00:19:54.230 --> 00:19:56.230
و آنجا به آنها گفت

00:19:56.230 --> 00:20:01.230
من دعا کننده هستم، پس به دعای من ایمان بیاور

00:20:01.230 --> 00:20:04.259
گردن مردم به سمت او چرخید

00:20:04.259 --> 00:20:06.259
و حرکتشان آرام شد

00:20:06.259 --> 00:20:09.259
چشمانشان به او دوخته شد

00:20:09.259 --> 00:20:11.259
دستانش را بالا آورد و گفت

00:20:11.259 --> 00:20:15.359
ای خدایی که به من خیانت کرد و به من دروغ گفت

00:20:15.359 --> 00:20:18.359
این دلیل اخراج من از کشورم بود

00:20:18.359 --> 00:20:21.359
و تفاوت من با دوستانم

00:20:21.359 --> 00:20:24.359
خدایا من او را بخشیدم

00:20:24.359 --> 00:20:26.359
پس او را ببخش

00:20:26.359 --> 00:20:29.359
در دین و دنیایش به او سعادت عطا کن

00:20:29.359 --> 00:20:33.359
و من و او و همه مسلمانان را بپوشان

00:20:33.359 --> 00:20:36.359
با رحمت و مغفرت و احسان شما

00:20:36.359 --> 00:20:38.359
ای مهربان ترین مهربانان

00:20:38.359 --> 00:20:42.650
سپس کوه خود را به سمت شام هدایت کرد

00:20:42.650 --> 00:20:44.650
و او گم شده است

00:20:44.650 --> 00:20:48.250
عامر بن عبدالله از دنیا رفت

00:20:48.250 --> 00:20:51.250
بقیه عمرش در شام

00:20:51.250 --> 00:20:55.250
او اورشلیم را به عنوان اقامتگاه خود انتخاب کرد

00:20:55.250 --> 00:20:58.250
او به حقانیت امیر شام رسید

00:20:58.250 --> 00:21:00.250
معاویه بن ابی سفیان

00:21:00.250 --> 00:21:04.250
تسبیح و تکریم او سزاوار است

00:21:04.250 --> 00:21:09.380
چون مریض شد، یارانش بر او وارد شدند

00:21:09.380 --> 00:21:11.380
او را در حال گریه یافتند

00:21:11.380 --> 00:21:15.410
گفتند: وقتی تو بودی و من بودم چه چیزی تو را به گریه می انداخت؟

00:21:15.410 --> 00:21:17.410
و او گفت

00:21:17.410 --> 00:21:22.410
به خدا سوگند نه از نگرانی دنیا گریه می کنم و نه از ترس مرگ

00:21:22.410 --> 00:21:26.410
اما به خاطر سفر طولانی و کمبود آذوقه گریه می کنم

00:21:26.410 --> 00:21:30.500
من فراز و نشیب هایی داشته ام

00:21:30.500 --> 00:21:34.500
یا به بهشت یا جهنم

00:21:34.500 --> 00:21:37.500
نمی دانم به کدام یک مراجعه کنم

00:21:37.500 --> 00:21:39.539
سپس نفسش را حبس کرد

00:21:39.539 --> 00:21:43.539
زبانش از یاد خدا مرطوب است

00:21:43.789 --> 00:21:47.819
و در دو بوسه اول وجود دارد

00:21:47.819 --> 00:21:49.819
و سوم از حرمین شریفین

00:21:49.819 --> 00:21:53.819
و سفر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:21:53.819 --> 00:21:57.819
ثوا عامر بن عبدالله التمیمی

00:21:57.819 --> 00:22:00.920
نور خدا برای عامر در قبرش

00:22:00.920 --> 00:22:04.920
و باغ های ابدیت را در چهره اش نگریست

00:22:04.920 --> 00:22:10.769
زهد به هشت سالگی رسید

00:22:10.769 --> 00:22:15.829
در راس آنها عامر بن عبدالله التمیمی است

00:22:15.829 --> 00:22:18.250
علی القیمه بن مرصاد

00:22:49.460 --> 00:22:54.460
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:22:54.460 --> 00:22:58.519
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است
