توقف کنید با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد یک چالش جدی برای اینکه من هستم من از کوچکترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم زمانی که نوجوان بودم به اسلام گرویدم پیامبر صلی الله علیه و آله در روز بدر نزد من آمد سپس به من اجازه داد تا به احد بروم در آن سمره بن جند بن رضی الله عنه از من خواست که با من کشتی بگیرد برای اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه دهد ما کشتی گرفتیم و او به من ضربه زد رسول خدا صلی الله علیه و آله به او اجازه داد با هم شاهدش بودیم من با او شاهد صحنه های بعد بودم صحروی بودم و در زراعت و زراعت آگاه بودم یک روز یکشنبه مورد اصابت تیر قرار گرفتم پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم پس گفتم یا رسول الله تیر را بردار گفت: اگر بخواهی، تیر و تیغ را برداری. یعنی نوک پیکان در صورت تمایل می توانید فلش را بردارید و تیغه را رها کنید و روز قیامت برای تو شهادت می دهم که شهید شدی پس گفتم: یا رسول الله تیر را بردارید و تیغ را رها کنید. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله تیر را برداشت و تیغ را رها کرد. من تا زمان معاویه رضی الله عنه در آنجا زندگی کردم آن زخم خوب شد این مرگ من بود من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند وقتی ملاقات می کنیم، یادشان بلند می شود رفتند و از من سؤال کردند آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند و عالم خودپسندی بر آنها آشکار شده است اگر نه