WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:08.460
توقف کن و از صحابه و علما و حق تعالی یاد کن

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدی برای اینکه من هستم

00:00:16.460 --> 00:00:21.600
من یکی از اصحاب زن هستم

00:00:21.600 --> 00:00:25.660
خداوند قرآنی نازل کرد تا بر من تلاوت شود

00:00:25.660 --> 00:00:30.760
دلیلش این است که شوهرم عوسه بن السامط رضی الله عنه

00:00:30.760 --> 00:00:36.759
یک روز با من قهر کرد و گفت: تو مثل پشت مادرم هستی.

00:00:36.759 --> 00:00:39.789
بعد خواست مرا ببیند

00:00:39.789 --> 00:00:43.789
پس به او گفتم: نه، سوگند به کسی که جان من در دست اوست

00:00:43.789 --> 00:00:47.789
بعد از اینکه گفتم حرفم را با من تمام نکن

00:00:47.789 --> 00:00:50.789
تا زمانی که خداوند ما را با حکمت خود قضاوت کند

00:00:50.789 --> 00:00:56.049
سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:00:56.049 --> 00:00:58.049
بنابراین او در دستان من نشست

00:00:58.049 --> 00:01:01.049
پس آنچه را که از شوهرم شنیده بودم به او گفتم

00:01:01.049 --> 00:01:05.049
شروع کردم به شکایت از او به خاطر رفتار بدش

00:01:05.049 --> 00:01:09.049
سپس آنچه را که در مورد ظهار به من گفت، به او گفتم

00:01:09.049 --> 00:01:12.049
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:01:12.049 --> 00:01:15.049
من تو را برای او حرام نمی بینم

00:01:15.049 --> 00:01:18.239
پس گفتم یا رسول الله

00:01:18.239 --> 00:01:22.239
من پیر شده ام و استخوان هایم ضعیف شده اند

00:01:22.239 --> 00:01:24.269
و بچه دارد

00:01:24.269 --> 00:01:27.269
اگر آنها را به او بسپارید، گم می شود

00:01:27.269 --> 00:01:30.400
اگر آنها را نزد خود نگه دارم، گرسنه می شوند

00:01:30.400 --> 00:01:35.400
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله شروع به گفتن کرد

00:01:35.400 --> 00:01:38.459
من تو را برای او حرام نمی بینم

00:01:38.459 --> 00:01:43.560
من با رسول خدا صلی الله علیه و آله بحث می کردم

00:01:43.560 --> 00:01:46.560
به خدا من جای خود را ترک نکرده ام

00:01:46.560 --> 00:01:50.560
تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله بیهوش شد

00:01:50.560 --> 00:01:53.560
چه وحی او را پوشانده بود؟

00:01:53.560 --> 00:01:55.560
سپس از او پنهان شوید

00:01:55.560 --> 00:01:57.560
او به من گفت

00:01:57.560 --> 00:02:01.659
خداوند قرآنی درباره تو و همراهت نازل کرده است

00:02:01.659 --> 00:02:05.659
سپس علی صدر سوره مجادله را قرائت کرد

00:02:05.659 --> 00:02:09.719
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:02:09.719 --> 00:02:12.719
بگذار برده اش را آزاد کند

00:02:12.719 --> 00:02:14.750
پس گفتم یا رسول الله

00:02:14.750 --> 00:02:17.750
او چیزی برای آزاد کردن ندارد

00:02:17.750 --> 00:02:18.819
او گفت

00:02:18.819 --> 00:02:21.819
بگذارید دو ماه متوالی روزه بگیرد

00:02:21.819 --> 00:02:23.819
پس گفتم

00:02:23.819 --> 00:02:26.819
به خدا او شیخ بزرگی است

00:02:26.819 --> 00:02:28.979
روزه چیست؟

00:02:28.979 --> 00:02:29.979
او گفت

00:02:29.979 --> 00:02:32.979
بگذارید شصت فقیر را سیر کند

00:02:32.979 --> 00:02:34.979
پس گفتم

00:02:34.979 --> 00:02:36.979
به خدا، ای رسول خدا

00:02:36.979 --> 00:02:39.169
اون اینو نداره

00:02:39.169 --> 00:02:44.169
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من خرما داد

00:02:44.169 --> 00:02:45.169
و او گفت

00:02:45.169 --> 00:02:49.169
برو از طرف او به او صدقه بده

00:02:49.169 --> 00:02:52.169
سپس از پسر عموی خود تقاضای خیر کنید

00:02:52.169 --> 00:02:53.169
بنابراین من انجام دادم

00:02:53.169 --> 00:02:55.969
و یک روز

00:02:55.969 --> 00:03:00.969
خلیفه عمر بن خطاب رضی الله عنه از مسجد خارج شد

00:03:00.969 --> 00:03:02.969
و با او جرود العبدی است

00:03:02.969 --> 00:03:05.969
او یکی از اصیل ترین اعراب است

00:03:05.969 --> 00:03:08.969
عمر من را در پشت جاده دید

00:03:08.969 --> 00:03:10.969
پس سلام کرد

00:03:10.969 --> 00:03:12.969
او پاسخ داد: سلام بر او.

00:03:12.969 --> 00:03:13.969
بعد گفتم

00:03:13.969 --> 00:03:15.969
او عمر است

00:03:15.969 --> 00:03:20.969
دیدم در سوق اوکاد به عمیر زنگ زدی

00:03:20.969 --> 00:03:22.969
با چوب خود پسرها را وحشت زده کنید

00:03:22.969 --> 00:03:27.060
روزها نگذشت که او را عمر نامیدند

00:03:27.060 --> 00:03:32.060
آنگاه روزها نگذشت که امیرالمؤمنین علیه السلام نام گرفتم

00:03:32.060 --> 00:03:35.159
پس در شبان از خدا بترسید

00:03:35.159 --> 00:03:38.219
او می دانست که او کسی است که از تهدید می ترسد

00:03:38.219 --> 00:03:40.219
نزدیک به او بسیار دور

00:03:40.219 --> 00:03:42.219
و هر که از مرگ بترسد

00:03:42.219 --> 00:03:44.219
ترس از دست دادن

00:03:44.219 --> 00:03:46.379
الجارود به من گفت

00:03:46.379 --> 00:03:50.379
در مورد امیرالمؤمنین(ع) بسیار گفته اید

00:03:50.379 --> 00:03:52.479
عمر به او گفت

00:03:52.479 --> 00:03:53.479
رها کن

00:03:53.479 --> 00:03:55.479
آیا او را نمی شناسید؟

00:03:55.479 --> 00:04:00.479
این همان چیزی است که خداوند از بالای هفت آسمان شنید

00:04:00.479 --> 00:04:04.479
عمر به خدا سزاوارتر است که به او گوش دهد

00:04:04.479 --> 00:04:06.699
من کی هستم؟

00:04:06.699 --> 00:04:11.979
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:04:11.979 --> 00:04:16.240
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:16.240 --> 00:04:19.240
وقتی قسمت بعدی میاد

00:04:19.240 --> 00:04:21.240
انشاالله

00:04:24.589 --> 00:04:27.589
موقعیت ها و مثال ها

00:04:27.589 --> 00:04:32.589
وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد

00:04:32.589 --> 00:04:37.589
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:04:37.589 --> 00:04:42.589
یاد آنها در ما بلند است

00:04:42.589 --> 00:04:47.589
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:04:47.589 --> 00:04:52.589
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:04:53.589 --> 00:04:58.589
زندگی خود را پر از غرور در امرار معاش کردند

00:04:58.589 --> 00:05:02.589
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است
