بسم الله الرحمن الرحیم اتحاف البر در شرح حال ده قاری الحمدلله او را ستایش می کنیم و از او یاری می جوییم و از او طلب مغفرت می کنیم از بدی های خود و بدی های اعمالمان به خدا پناه می بریم هر كه را خدا هدايت كند كسي نيست كه او را گمراه كند و هر کس گمراه شود، هیچ هدایت کننده ای برای او نیست شهادت می دهم که معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست شهادت می دهم که محمد بنده و فرستاده اوست ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا آنچنان که شایسته است بترسید و نميريد مگر اينكه مسلمان باشيد ای مردم از پروردگارتان بترسید که شما را از یک نفس آفرید و شوهرش از او آفریده شد بسیاری از مردان و زنان را از میان آنان پراکنده کرد و از خدایی که به او می‌خواهید و از رحم‌ها بترسید خداوند ناظر شما بوده است ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید و سخنان حکیمانه بگویید او اعمال شما را اصلاح می کند و گناهان شما را می بخشد هر کس خدا و رسولش را اطاعت کند به پیروزی بزرگی دست یافته است در مورد بعد این خلاصه ای از زندگی نامه ده امام است که به قرائت در آفاق مشهور بودند مکرر به ما منتقل می شد سندهای ما در آن قرائت به آنها رسیده است که آنها به انتخاب پیروان دریافت کردند از صحابه بزرگوار نقل کردند علی اکبر صادق و امین محمد صلی الله علیه و آله و سلم درصد قرائت هایی که به آن ائمه داده می شود چقدر است؟ به جز درصد تخصص و شهرت زیرا آنها در آن نامه هایی که دریافت کرده اند تخصص دارند و آنها را کنترل کند و با آن باهوش کند و چون در قرائت و قرائت به آن پایبندند به دلیل علاقه مردم به آنها به خاطر فضایل و زهد و تقوای فراوانشان و چیزهای دیگری که آنها را از بسیاری از خوانندگان زمان خود متمایز می کرد هر چند دورانشان خالی از بهترین خوانندگانی چون آنها نبود و در خواندن شرح حال صالحان از قاریان سلف و علما و عابد و زاهدانشان کمبود قاطعیت به ابن مبارک رحمه الله گفته شد اگر نماز خواندی چرا پیش ما نمی نشینی؟ گفت: با صحابه و تابعین بنشین. به کتاب ها و آثارشان نگاه کنید من با تو چه کنم؟ شما مردم را غیبت می کنید محققین فواید متعددی را از نگاه به شرح حال و شرح حال ذکر کرده اند از او اولاً عزم بالا و استواری قلبی خداوند متعال خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود و هر یک از ما از بزرگ‌ترین پیامبران چیزی برای تقویت قلب شما نقل می‌کنیم السعدی رحمه الله گفت ارواح با تقلید انسان می شوند فعال در تجارت و شما می خواهید با دیگران رقابت کنید حقیقت با ذکر شواهد آن تأیید می شود و افراد زیادی این کار را کردند دوما تقلید از پیشینیان و در نظر گرفتن نصایح و شرایط آنان خداوند متعال فرمود داستان های آنها درسی است برای کسانی که درک دارند سوم شناخت ارزش خود فرد ابوصالح گفت حمدون القصار خدا رحمتش کند هر که به راه پیشینیان بنگرد او به کاستی ها و عقب ماندن از مردان معروف بود همانطور که گفته شد در هنگام ذکر آنها از ما نام نبرید اگر صندلی داشته باشید درست نیست چهارم محبت به پیشینیان و ائمه دین زیرا خواندن بیوگرافی آنها و آگاهی از شرایط آنها این امر را تشویق می کند خوشا به حال کسانی که خداوند متعال آنها را دوست دارد پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند یکی با کسی است که دوستش دارد پنجم خلاصه ای از تجربیات قبلی برخی از آنها گفتند اگر بنده از اخبار گذشته خبر دارد توهم او از آغاز زندگی کرده است ششم وقتی از صالحان یاد شود رحمت نازل می شود آنها مانند باران هستند هر جا باشد خداوند متعال از آن بهره مند می شود سفیان بن عیینه رحمه الله گفت وقتی از صالحان یاد شود رحمت نازل می شود ترجمه امام نافع مدنی او ابورویم است نافع بن عبدالرحمن بن ابی نعیم اللیثی المدنی مولای جعونه بن شعوب اللیثی از یاران حمزه بن عبدالمطلب به دنیا آمد، خدا رحمتش کند در حدود سال هفتاد هجری قمری او اصالتا اصفهانی است تاریکی بود صورت صبحگاهی اخلاق خوب طنز در آن نهفته است با همراهانش همگام بود او خواندن را از هفتاد پیرو ارشد گرفت از جمله ابوجعفر القاری است شیبه بن نسح و عبدالرحمن بن هرمز الاعرج و مسلم بن جندوب یزید بن روما و صالح بن خوات و دیگران این افراد قرائت خود را از ابوهریره دریافت کردند و عبدالله بن عباس و عبدالله بن عیاش بن ابی رابعه المخزومی این افراد از ابی بن کعبر رضی الله عنه گرفته شده اند از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خدا رحمتش کند امین و صالح بود او به جنبه های خواندن و عربی آگاه است پایبندی به اثرات خوش بیان و پارسا او در نهایت به رهبری اقرا در شهر نبوی رسید و مردم پس از تابعین بر آن توافق کردند بیش از هفتاد سال است که آن را می خوانم تصمیم گرفته شده است که خواندن نافع سنت است این مطلب از امام مالک رحمه الله نیز نقل شده است عبدالله بن احمد بن حنبل گفت از پدرم پرسیدم کدام خواندن را بیشتر دوست داری؟ گفت اهل مدینه خواندن گفتم اگر نه عاصم خواند خدا رحمتش کند وقتی صحبت کرد بوی مشک می دهد به او گفته شد: آیا عطر می کنی؟ و او گفت نه اما دیدم که خفته پیامبر صلی الله علیه و آله را چه می بیند او در می خواند از آن زمان است من این عطر را استشمام می کنم بسیاری از مردم این قرائت را اتفاقی و شنیدنی از او نقل کردند از جمله دو امام مالک بن انس هستند و اللیث بن سعد و ابوعمر بن علاء و عیس بن واردان و سلیمان بن مسلم بن جماز و اسماعیل و یعقوب بن جعفر مشهورترین کسانی که از او روایت کردند دو نفر بودند سالن ها و کارگاه ها گفته شد وقتی مرگ به سراغش آمد پسرانش یا سنا به او گفتند او گفت پس از خدا بترسید و در میان خود اصلاح کنید و اگر مؤمن هستید خدا و رسولش را اطاعت کنید وی رحمه الله در سال 69 هجری قمری به رأی صحیح وفات یافت ترجمه امام قلون راوی اول از امام نافع او ابوموسی است عیسی بن منی ابن واردان بن عیسی الزرقی المدنی مولا بن زهرا رحمه الله در سال 20 هجری قمری متولد شد در روزگار او شام بن عبدالملک پسرخوانده نافی بود بسیار مفید بوده است او را باکالون می گفتند برای کیفیت خواندن آن اگر به زبان رومی بگویند حالمو خوب کن از امام نافع قرائت شد و محمد بن جعفر بن ابی کثیر و عیسی بن واردان و عبدالرحمن بن ابی الزناد و دیگران خدا رحمتش کند، قاری مدینه و صرف و نحو آن بود او در دوران حضورش در حجاز به ریاست اقرا رسید و مردم به سوی او رفتند و عمرش طولانی بود و بعد از شهرتش گفت خدا رحمتش کند بیش از یک بار آن را برای نافع خواندم درباره او نوشتم عثمان بن خرزاز الحافظ گفت قلون به ما گفت نافی به من گفت چقدر درباره من می خوانی؟ پشت یک غلتک بنشینید تا اینکه کسی را برایت بفرستم تا برایت بخواند توسط نافع خوانده شد در سال صد و پنجاه هجری قمری در ایام المنصور به او گفته شد چقدر در نافی خوانده اید؟ او گفت خیلی چیزها هست که نمی توانم بشمارم با این حال بعد از بیست سال با او نشستم خدا رحمتش کند کر بود او صدای شیپور را نمی شنود اگر قرآن برای او خوانده شود، می شنود عبدالرحمن بن ابی حاتم رحمه الله گفت شنیدم که علی بن الحسن الحسنجانی می گفت قالون به شدت ناشنوا بود اگر صدایت را بی هدف بلند کنی، شنیده نخواهد شد به لب های خواننده نگاه کرد ملودی و قدم ها به او پاسخ می دهند گروه زیادی از مردم این قرائت را از او نقل کردند از جمله پسرش احمد بن عیسی است و احمد بن یزید الحلوانی و ابونشیت محمد بن هارون و احمد بن صالح المصری الحافظ و دیگران وی رحمه الله در سال دویست و بیست هجری قمری درگذشت در مسیر درست در زمان خلیفه مأمون نمونه ای از رمان قلون به حکم نافع از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم همانا پرهیزگاران پاداش دارند باغ و انگور و کعب عطرابه و یک فنجان خوشمزه آنها آن را نمی شنوند نه دروغگو و نه دروغگو پروردگارت به تو پاداش داده و حساب تو را داده است پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست الرحمن الرحیم سخنی از او ندارند روح و فرشتگان در ردیف ایستاده اند و صحبت نمی کنند مگر آن کس که خدای رحمان اجازه داده و حق را گفته است اون روز درسته هر که بخواهد به سوی پروردگارش مقصدی می‌برد ما شما را از عذاب نزدیک بر حذر داشتیم روزی انسان می بیند که چه داده است روزی انسان می بیند که چه داده است کافر می گوید ای کاش خاک بودم. ترجمه امام وارش راوی دوم از امام نافع است. او ابوسعید است عثمان بن سعید المصری وارش برای او لقب و لقب شیخ نافع به دلیل سفیدی زیادش است او این عنوان را پسندید و گفت: استادم نافی مرا به نام او نامگذاری کرد رحمه الله در سال صد و ده هجری به دنیا آمد بقفت کشوری است در سعید مصر و اصل آن قیروان است او یک بلوند چشم آبی و مو سفید بود چاق و چمباتمه زده، لباس کوتاه می پوشد اهل مطالعه بود، صدای خوبی داشت و به زبان عربی تسلط داشت او به مدینه پیامبر صلی الله علیه و آله سفر کرد تا برای نافع بخواند. پس در یک ماه چهار مهر خواند و به مصر بازگشت او در زمان خود به ریاست اقرا در مصر رسید در مورد آن اختلافی وجود ندارد برای نافع بن عبدالرحمن بن ابی نعیم و دیگران خواند ابوعمر ندانی گفت مُهرهای زیادی بر نافع خوانده شد سپس به مصر بازگشت الذهبی در پیاده روی گفت او به نامه ها به عنوان استدلال اطمینان داشت یونس گفت که خوب خوانده و صدای خوبی دارد وقتی می خواند، حمام می کند، تمدید می کند و استرس می گیرد تجزیه را نشان می دهد او از گوش دادن خسته نمی شود می گویند در یک ماه چهار مهر بر نافع خواند او با خواندن در مورد شخصیت خود روایت می کرد از جمله ابویعقوب الازرق است و احمد بن صالح و داود بن ابی طیبه و ابوالازهر عبدالصمد بن عبدالرحمن العتقی و یونس بن عبدالله و دیگران از دنیا رفت، خدا رحمتش کند در سال صد و نود و هفت هجری قمری نمونه ای از روایت وارش از نافع. از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم هر کس کار نیکی بیاورد برای او بهتر از آن است آن روز وحشت کردند و به خواب رفتند و هر که بدی بیاورد پس صورتشان را در آتش انداختم آیا جز آنچه انجام می دادید پاداش می گیرید؟ به من دستور داده شد که پروردگار این شهر را عبادت کنم کسی که او را محروم کرده و همه چیز دارد به من دستور دادند که مسلمان باشم پس ما قرآن را تلاوت می کنیم هر که هدایت شود برای خودش هدایت شده است و هر کس گمراه شد بگو من از مؤمنانم. و بگو خدایا شکرت او نشانه های خود را به شما نشان خواهد داد چطور او را می شناسید؟ و پروردگارت از آنچه انجام می دهید غافل نیست ترجمه امام بن کثیر مکی او ابو معبد عبدالله بن کثیر الدری مکی است او را الدری می گفتند چون عطاری بود عرب ها عطار را داریا می نامند به نام دارن جایی در بحرین که از آن عطر می آورند گفته شد که الدری به بنی عبدالدر اشاره دارد وی رحمه الله در سال 45 هجری قمری در مکه به دنیا آمد او اصالتاً ایرانی است سخنور، سخنور و خوش بیان بود ریش سفید قهوه ای بزرگ رنگ شده با حنا او دارای آرامش و وقار است با یکی از اصحاب به نام عبدالله بن الزبیر ملاقات کرد و ابو ایوب بن الانصاری و بن مالک را فراموش کن که خدا از آنها راضی باشد این قرائت توسط عبدالله بن الصائب المخزومی ارائه شد مجاهد بن جبر دربس، مولا بن عباس ابن الصائب برای ابی بن کعب خواند و عمر بن الخطاب مجاهد بر ابن الصائب و ابن عباس خواند ابن عباس برای ابی بن کعب خواند و زید بن ثابت زید و ابی و عمر خواندند بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ابن مجاهد گفت او همچنان امامی بود که مردم برای خواندن در مکه با او جمع می شدند تا اینکه درگذشت الاسمایی گفت به ابوعمر گفتم درباره ابن کثیر خواندم گفت بله من بعد از خواندن در مورد مجاهد، سخنی را در مورد ابن کثیر به پایان بردم او به زبان عربی بیشتر از مجاهد آگاه بود ابن عیین گفت در مکه کسی نبود که بیشتر از حمید بن قیس بخواند و عبدالله بن کثیر امام شافعی قرائت ابن کثیر را نقل کرده است او را تحسین کرد و گفت قرائت ما قرائت عبدالله بن کثیر است و بر آن مردم مکه را یافتم او داستان های زیادی را از خواندن درباره او نقل کرد از جمله امام ابوعمر بن علاء است و شبل بن عباد و معروف بن مشکان و اسماعیل القسط و دیگران وی رحمه الله در سال صد و بیست هجری درگذشت حدود هفتاد و پنج سالشه ترجمه امام بازی راوی اول از امام بن کثیر مکی او ابوالحسن است احمد بن محمد بن عبدالله ابن القاسم بن نافع ابن ابی بزا نام پدرم بزا بشار است منشاء فارسی خدا رحمتش کند به مکه بازگشت در سال صد و هفتاد هجری قمری او بزرگترین راوی تلاوت امام عبدالله بن کثیر است در قرائت امام بود افسر تحقیق تسلط یافت به او اعتماد کن او صاحب یک سال بود حکومت اقرا با او در مکه به پایان رسید چهل سال مؤذن مسجد جامع بود خدا رحمتش کند برای عبدالله بن زیاد خواند مولا عبید بن عمیر اللیثی و عکرمه بن سلیمان مولا بن شیبه و پدرم الاخریط وهب بن وض و دیگران ابوربیعه برای او خواند محمد بن اسحاق الربیعی و اسحاق بن احمد خزاعی و احمد بن فرج و الحسن بن الحباب و دیگران وی رحمه الله در سال دویست و پنجاه هجری قمری درگذشت نمونه ای از روایت بزی از ابن کثیر از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم ای کسانی که ایمان آورده اید از چیزهای خوبی که به دست آورده اید خرج کنید و از آنچه از زمین برای شما بیرون آوردیم و از شر انفاق نکنید و شما آن را نخواهید گرفت اما در آن افتادند و بدانید که خداوند غنی و ستوده است شیطان به شما وعده فقر می دهد و شما را به فحشا امر می کند و خداوند به شما وعده آمرزش و رحمت می دهد خداوند نسبت به من سخاوتمند است به هر که بخواهد حکمت می دهد به کسی که حکمت داده شده، خیر بسیار داده شده است فقط کسانی که شخصیت نجیب دارند ذکر شده است سنگ امام قنبل راوی دوم از امام بن کثیر مکی او ابوعمر محمد بن عبدالرحمن بن خالد بن سعید مخزومی با وفا است. او را قنبل می نامیدند چون از کسانی بود که قنبله نامیده می شد، اما چیزهای دیگری گفته می شد رحمه الله در سال 95 و 100 هجری قمری در مکه به دنیا آمد. امامی در قرائت، متبحر و کند بود حکومت اقرا به حجاز ختم شد مردم از سراسر جهان به او سفر کردند رحمه الله بر ابوالحسن احمد بن محمد القواس تلاوت کرد. صحابی ابوالاخریت و جانشین او در الاقرا پس از مرگش او از اهل فضیلت و نیکی و نیکی بود وی به دلیل آگاهی از حدود و احکام، در مکه مسئولیت شهربانی را بر عهده داشت به خاطر علم و لطفی که به ایشان داشت، آن را به او اختصاص دادند عمر طولانی و ضعیفی داشت و هفت سال قبل از مرگش از خواندن قرآن دست کشید ابو ربیعه محمد بن اسحاق برای او خواند و ابوبکر بن مجاهد و ابراهیم بن عبدالرزاق المتکی فقط حروف را نمایش می دهد و ابوالحسن بن شنبوده و ابوبکر محمد بن عیس الجصاس و ابوبکر محمد بن موسی الهاشمی الزینبی نظیف بن عبدالله و دیگران وی رحمه الله در سال دویست و نود و یک هجری قمری درگذشت نمونه ای از روایت قنبل از ابن کثیر از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم بگو: آیا دیدی که خداوند شب را بر تو جاویدان قرار داد؟ تا روز قیامت خدایی جز خدا کیست که شما را نورانی کند؟ گوش نمیدی؟ بگو: آیا دیدی که خداوند روز را برای تو جاودانه قرار داد؟ تا روز قیامت از معبودی غیر از خدا او شبی را برای شما می آورد که در آن استراحت کنید آیا نخواهی دید؟ و از رحمت خود شب و روز را برای شما آفرید برای ساکن شدن در آن و از فضل او طلب کن شاید شما سپاسگزار باشید ترجمه امام ابوعمر بصری او ابوعمر است زبان بن العلاء بن عمار المزنی البصری از تبار آشکار عرب خدا رحمتش کند در سال شصت و هشتم هجری به مکه بازگشت. می گفتند سال هفتاد هجری است او در بصره بزرگ شد سپس همراه پدرش به مکه و مدینه رفت او داناترین مردم به قرآن و عربی بود با صداقت، امانت، صداقت و دین برای ابوجعفر قاری خواند شیبه بن نسح و نافع بن ابی نعیم و عبدالله بن کثیر و عاصم بن ابی النجود و پدرم علیا الریاحی و دیگران ابوعبیده گفت دفترهای ابوعمر بود از خانه تا سقف آن وقت زهد می کنی پس آن را سوزاند و برای عبادت گذاشت بر خود واجب ساخت که هر سه شب نماز را تمام کند و هنگامی که ماه رمضان آغاز شد آیه ای در آن نیست تا بتواند خود را وقف عبادت کند یحیی بن معین درباره او گفت اعتماد کنید ابوحاتم گفت ضرری ندارد ابوعمر الشیبانی گفت: من هرگز کسی را مانند ابوعمر ندیده ام ابن مجاهد گفت از وهب بن جریر به ما گفتند او گفت شعبه به من گفت به خواندن ابوعمر بچسبید منبع حمایت مردم خواهد شد برای او خواند و قرائت را از او نقل کرد توسط افراد زیادی دیده و شنیده شده است از جمله یونس بن حبیب و سیبوه بودند یحیی بن مبارک یزیدی وی در سال 200 هجری قمری درگذشت هر دو راوی از او گرفتند الدوری و السوسی به قول اکثر مردم از دنیا رفت، رحمه الله در سال 154 هـ او نزدیک به 90 سال سن دارد ترجمه امام الدوری راوی اول از امام ابوعمر ابوعمر حفص بن عمر بن عبدالعزیز بن صحبان لیگ البغدادی العضدی گرامر نابینا از امامان ابوعمر و کسایی روایت شده است تناوب نسبت به نقش است مکانی در ضلع شرقی بغداد به دنیا آمد، خدا رحمتش کند تقریباً 150 هجری قمری در ایام المنصور در زمان خود امام خواندن بود اعتماد ثابت شده یک افسر ارشد و گفته شد او اولین کسی بود که قرائت ها را جمع آوری کرد و آنها را طبقه بندی کرد و او یک کتاب دارد قرائت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چاپ می شود برای اسماعیل بن جعفر خواند و از او شنید با خواندن آن برای کسایی خواند درباره یحیی یزیدی خواند قرائت ابوعمر البصری سلیم باید حمزه را بخواند و دیگران از احمد بن حنبل روایت شده است او یکی از همسالان اوست و پدرم اسماعیل ابراهیم بن سلیمان المدب و ابراهیم بن ابی یحیی و اسماعیل بن عیاش و سفیان بن عیینه و دیگران ابو داود گفت احمد بن حنبل را دیدم او درباره ابوعمر الدوری می نویسد ابوعلی الاحوازی گفت ابوعمر رفت تا قرائت بخواند و بقیه هفت حرف را خواند و با جوانان او از آن زیاد شنید و به قرائت ها طبقه بندی می شود او قابل اعتماد است و او برای همیشه زندگی کرد او عمر طولانی داشت و منظور او افق ها بود افراد باهوش دور او جمع شدند حمایتش بالا و دانشش وسیع باشد در اواخر عمرش بینایی اش از بین رفت مذهبی بود احمد بن فرح مترجم برای او خواند و الحسن بن بشر بن العلف و ابوالزرعه عبدالرحمن بن عبدوس و احمد بن یزید الحلوانی و دیگران وی رحمه الله در سال 46 هجری قمری سال 200 هجری قمری درگذشت در زمان حکومت متوکل نمونه ای از رمان لیگ از ابوعمر از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم ای کسانی که ایمان آورده اید حواستون به پولتون پرت نشه نه فرزندانت درباره یاد خدا و چه کسی این کار را انجام می دهد اینها بازنده ها هستند و از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید قبل از اینکه مرگ به سراغ یکی از شما بیاید می گوید: پروردگارا، اگر مدت کوتاهی مرا به تأخیر نمی انداختی. پس راستگو باشم و از صالحان باشم خداوند روحی را به تأخیر نمی اندازد اگر وقتش برسد و خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است ترجمه امام السوسی راوی دوم از امام ابوعمر است او ابو شعیب است صالح بن زیاد بن عبدالله پیچیدگی سوسی در رابطه با سوس شهری در اهواز است ورد رحمه الله در سال 72 هـ او افسر قابل اعتمادی بود ویرایشگر خواندن به خاطر یاران یزیدی و بزرگترشان برای یحیی یزیدی قرآن خواند او درباره کوفه از عبدالله بن نامیر شنید و اسباط بن محمد و در مکه از سفیان بن عیینه قرائت را درباره او نقل کرد پسرش ابومعصوم و موسی بن جریر علم نحو و علی بن الحسین و ابوالحارث محمد بن احمد و ابوعثمان نحوی الراقیون و ابوعلی محمد بن سعید حرانی ابوبکر بن ابی عاصم از او روایت کرده است و ابو عروبه الحرانی و احمد بن شعیب النسائی، الحافظ و دیگران رحمه الله در رقه درگذشت در سال دویست و شصت و یک هجری نزدیک نود بود نمونه ای از رمان السوسی از ابوعمر از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم ای کسانی که ایمان آورده اید از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید قبل از اینکه او بیاید روزی که فروشی نیست هیچ دوستی و شفاعتی در کار نیست و كافران ستمكارند خدایا معبودی جز او نیست، زنده و همیشه پاینده نه یک سال طول می کشد و نه خواب آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست چه کسی می تواند نزد او شفاعت کند؟ مگر با اذن او او می داند چه چیزی در دست آنهاست و آنچه پشت سر آنهاست آنها حق هیچ یک از علم او را ندارند به جز آنچه او می خواست عرش او بر آسمانها و زمین گسترده است او به حفظ آنها اهمیتی نمی دهد او اعلی و بزرگ است ترجمه امام بن عامر الشامی او ابوعمران عبدالله بن عامر بن یزید است ابن تمیم بن ربیعه الیحسابی با مثلث الصاد به نام یحسب بن ضمان امام مردم دمشق صادقانه بگویم، نسبت به مورد صحیح به دنیا آمد، خدا رحمتش کند سال هشتم هجری قمری به تصدیق امام بن جزاری در الغایه گفته شد سال بیست و یک هجری است از المغیره بن ابی شهاب مخزومی قرائت و قرائت شد که برای عثمان بن عفام خواند مستقیماً از ابودردا رضی الله عنه نیز دریافت شد امام دانی آن را پذیرفت عثمان و ابودردا برای رسول خدا صلی الله علیه و آله خواندند امام بزرگواری بود یک فالوور عالی و دانشمند معروف در مسجد جز چیز دیگری بدعتی ندید و اما مسلمانان در مسجد اموی سالها در ایام عمر بن عبدالعزیز و قبل و بعد در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام از آن پیروی می کرد شنل او را هم ذکر نکنیم امامت و قضا را برای او جمع کرد و شیخ نشین اقراء در دمشق در آن زمان دمشق خانه خلافت بود محل رفت و آمد علما و تابعین است بنابراین مردم با خواندن آن موافقت کردند و با قبولی آن را دریافت کنند آنها اولین رهبرانی هستند که بهترین مسلمانان هستند بسیاری از مردم از او نقل می کردند که او را می خواند یا گوش می داد مشهورترین آنها یحیی بن الحارث الضمری است او بود که در این کار جانشین او شد او با خواندن رمان من به شهرت رسید هشام و بن ذکوان او رحمه الله در روز عاشورا در دمشق درگذشت در سال صد و هجده هجری قمری ترجمه امام هشام راوی اول از امام بن عامر نشامی است او ابوالولید است هشام بن عمار بن نصیر بن میسره السلامی الدمشقی بازگشت رحمه الله در سال صد و پنجاه و سه هجری او داناترین و مبلغ ترین مردم دمشق بود قاری و سخنران و مفتی آنها با اعتماد، کنترل و عدالت ابن معین به او اعتماد کرد الدر قطنی درباره او گفت صدوق، مغازه بزرگ فصیح بود و روایی عالی داشت عبدان الاحوازی گفت: شنیدم که گفت بیست سال است که خطبه ای آماده نکرده ام درباره اراک بن خالد خواند و ایوب بن تمیم و دیگر اصحاب یحیی الضمری از مالک بن انس شنید و مسلم بن خالد الزنجی و اسماعیل بن عیاش یحیی بن حمزه الحضرمی و هیثم بن حمید الغسانی و خیلی خلق کرد حافظ صالح بن محمد رحمه الله گفت شنیدم شام بن عمار می گفت من پول شما را وارد کردم پس گفتم: به من بگو. گفت: بخوان. گفتم: نه بگو وقتی او را می خواست او به پسر گفت که او را بزند پانزده درهم به من داد گفتم: به من ظلم کردی من شما را در راه حل رها نمی کنم فرمود: کفاره او چیست؟ گفتم: پانزده حدیث بگو بنابراین او با من صحبت کرد پس گفتم کتک زدن بیشتر و بیشتر صحبت کنید خندید و گفت برو ابوعبید برای او خواند القاسم بن سلام با پیشروی خود و احمد بن یزید الحلوانی و هارون بن موسی برادر فاش و احمد بن محمد بن ماموح و دیگران ولید بن مسلم از او روایت کرده است و محمد بن شعیب آنها دو تن از شیوخ او هستند و بخاری در صحیح خود و ابوداود سیجستانی نسائی و ابن ماجه در سننشان و دیگران وی رحمه الله در سال دویست و چهل و پنج هجری قمری درگذشت نمونه ای از روایت هشام از ابن عامر از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم و هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارا. این کشور را امیدوار کنیم او من و فرزندانم را از عبادت اسلام باز داشت پروردگارا، آنها از بسیاری از مردم ظلم‌ترند هر که مرا دنبال کند از آن است و هر کس مرا نافرمانی کند، تو آمرزنده و مهربانی پروردگارا، من به نسل خود سلامتی بخشیدم دره ای بدون کشت در خانه مقدس شما خداوند نماز را برپا دارد پس دل مردم را مشتاق آنها کرد و از میوه ها به آنها روزی داد شاید قدردان باشند پروردگارا، تو می دانی که ما چه چیزی را پنهان می کنیم و چه چیزی را اعلام می کنیم هیچ چیز در زمین و آسمان بر خداوند پوشیده نیست الحمدلله که به من فرصت پیری داد اسماعیل و اسحاق همانا پروردگار من دعاها را می شنود پروردگارا مرا اهل نماز و از فرزندانم قرار ده خداوند دعای ما را قبول کند پروردگارا مرا و پدر و مادرم و ولي مؤمنان را در روزي كه كارهاي نيكو فرا مي گيرد بيامرز. او ابوعمر عبدالله بن احمد بن بشیر بن ذکوان القرشی الدمشقی است خدا رحمتش کند در روز عاشورای سال یکصد و هفتاد و سه هجری قمری ذکر شده است. امام جماعت مسجد اموی بود حکومت اقرا پس از ایوب بن تمیم با او پایان یافت برای ایوب بن تمیم، اسحاق بن مسیبی و دیگران خواند الذهبی گفت ابن ذکوان بسیار خواندنی تر از شام بود گویا اهل شام بود که از ابن ذکوان داناتر بود ابوزراء دمشقی گفت نه در عراق بود، نه در حجاز، نه در شام و نه در مصر و در زمان ابن ذکوان در خراسان از او نخواندم برایش خواند از جمله احمد بن یوسف تغلبی است و محمد بن موسی السوری و هارون بن شریک الاخفش و محمد بن القاسم اسکندرانی و دیگران وی رحمه الله در سال 242 هجری قمری درگذشت نمونه ای از روایت ابن ذکوان از ابن عامر از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم و هنگامى كه به ابراهيم خانه خانه داديم چیزی را با من شریک مکن و خانه را بپز برای طواف کنندگان، ایستادگان و زانوکنندگان و سجده کنندگان و هنگامی که در میان مردم در حج، مردانی نزد تو آمدند و بر هر زمین لاغری، از هر کشور قدیمی می آیند شاهد منافعی برای آنها و ذکر نام خدا در روزهای اطلاع رسانی برای دام هایی که به آنها می داد پس از آن بخورید و به فقیر بخورانید سپس بگذار خلأ خود را خرج کنند و به عهد خود عمل خواهند کرد و بگذار خانه باستانی را طواف کنند آن و کسانی که مقدسات خدا را تبلیغ می کنند نزد پروردگار برای او بهتر است و چهارپایان بر شما حلال شده است جز آنچه بر شما خوانده می شود پس از زشت بتها بپرهیز و از گفتن ازدواج بپرهیزید تحقق خدا، شرک نکردن با او و هر که چیزی را برای خدا شریک قرار دهد انگار از آسمان افتاده بود سپس پرندگان او را می ربایند یا باد آن را به جای عمیقی می برد ترجمه امام عاصم کوفی او ابوبکر عاصم بن بن نجود است کوفی اسدی غلام بنی اسد است شیخ الاقرا در کوفه تاریخ تولد ذکر نشده است شاید حدود اواسط قرن اول هجری بوده است او قرائت را از ابو عبدالرحمن السلامی دریافت کرد وزیر بن حبیش و ابوعمر الشیبانی این سه برای عبدالله بن مسعود خواندند هم ابو عبدالرحمن السلمی و هم ذیر می خواندند علی عثمان بن عفان و علی بن ابی طالب ابو عبدالرحمن السلمی نیز برای ابی بن کعب خواند و زید بن ثابت رضی الله عنهم زید بن ثابت، بن مسعود، علی، عثمان و ابی خواندند بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او یکی از پیروان محسوب می شود او امامی است که به ریاست اقرا در کوفه پایان داد بعد از ابو عبدالرحمن السلمی او نشست و جای او را بخوانید مردم نزد او رفتند تا درباره او بخوانند او فصاحت و استادی را در هم آمیخت ویرایش و لحن او بهترین فرد در تلاوت قرآن بود وقتی نماز می خواند، مثل چوب راست می ایستاد جمعه ها تا بعد از ظهر در مسجد می ماند نمازگزار خوبی بود و همیشه نماز می خواند شاید چیزی پیش آمد اگر مسجدی ببیند می گوید: کمک ما، نیاز ما از دست نرفته است سپس وارد می شود و نماز می خواند ابو اسحاق السبعی گفت من ندیدم کسی بیشتر از عاصم بن ابی النجود بخواند عبدالله بن حنبل گفت از پدرم درباره عاصم پرسیدم گفت یک مرد خوب، قابل اعتماد، خوب ابن جزری گفت ابوزرعه و گروهی به او اعتماد کردند ابو حاتم گفت جای آن صداقت است حدیث او در کتابهای شش گانه ذکر شده است برایش زیاد می خواند از جمله حفص بن سلیمان است و ابوبکر شعبه بن عیاش مشهورترین راویان درباره او هستند و حماد بن سلمه و سلیمان بن مهران العمش و دیگران ابوبکر شعبه بن عیاش گفت وارد عاصم شدم و داشت می میرد پس شروع به تکرار این آیه کرد او به آن دست می یابد حتی اگر در حال نماز باشد سپس به سوی خداوند، سرور واقعی خود بازگردانده شدند وی رحمه الله در اواخر سال 1027 هجری قمری در کوفه درگذشت. ترجمه امام شعبه راوی اول از امام عاصم او ابوبکر شعبه بن عیاش بن سالم است الحنات النهشعلی الاسدی الکوفی گفته می شد که نام او نام مستعار اوست او امام بزرگواری بود عالمی که استدلال می کند یکی از بزرگ ترین ائمه اهل سنت او را رحمه الله در سال 97 هجری قمری گزارش کردند بر خلاف آن برای امام عاصم خواند قرآن را به عطاء بن الصائب هدیه کرد اسلم المنقری از اسماعیل السعدی و سلیمان الاعمش روایت شده است صالح بن ابی صالح، خدمتکار عمر بن حارث از ابوهریره رضی الله عنه به او گفت و دیگران احمد بن حنبل درباره او گفت حافظ یعقوب بن شیبه گفت: ابوبکر به نیکی معروف بود فقاهت و علم اخبار داشت ابن مبارک گفت من ندیدم که کسی به سنت عجله کند از ابوبکر بن عیاش وکیع گفت: او عالم است که خداوند با آن نسل خود را زنده کرد ابویوسف قرآن را به او نشان داد و عاقوب بن خلیفه العشا یحیی بن محمد علیمی و دیگران نامه ها از او به گوش عجم نقل شده است علی بن حمزه الکسایی یحیی بن آدم و دیگران وقتی او مرد، خواهرش گریه کرد به او گفت: چه چیزی تو را به گریه می‌اندازد؟ به آن زاویه نگاه کنید به او گفت هجده هزار مهر از دنیا رفت، خدا رحمتش کند در سال صد و نود و سه هجری نمونه ای از رمان شعبه درباره عاصم از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله که او این کتاب را بر بنده اش نازل کرد و آن را کج نکرد با ارزش برای هشدار دادن خیلی غمگین از جانب او و بشارت می دهد مؤمنانی که کارهای نیک انجام می دهند که پاداش خوبی خواهند داشت هیچ وقت برای من کافی نیست او به کسانی که گفتند: خداوند پسری به دنیا آورده است. چه ربطی به آن دارند؟ چه کسی می دانست یا نمی دانست؟ کلمه رشد کرده است از دهان آنها خارج می شود چیزی جز دروغ نمی گویند شاید بتونی خودتو بکشی در مسیر آنها اگر به این حدیث اعتقادی ندارند ببخشید ترجمه امام حفص راوی دوم از امام عاصم او ابوعمر است حفص بن سلیمان بن المغیره شیر کوفی جوانان درصد فروش پوشاک یعنی لباس در سال نود هجری به دنیا آمد او فرزند خوانده امام عاصم بود پسر همسرش برای عاصم بن ابی النجود خواند چند تمبر و شگفت انگیزترین آنها ابن مرثید است و ثابت البنانی و ابواسحق السبعی الدینی گفت او بود که تلاوت عاصم را به عنوان تلاوت نزد مردم برد به بغداد رفت پس بخون و در کنار مکه پس بخون طلایی گفت در مورد خواندن این یک اعتماد ثابت شده است افسر او اولین مردم آن را در حفظ در نظر می گرفتند بالاتر از ابوبکر بن عیاش آن را با تصحیح حروفی که با آن خوانده می شود توصیف می کنند علی عاصم مردم را برای همیشه بخوانید عمر بن الصباح برای او خواند و عبید بن الصباح و ابوشی بن القواس بکر بن بکار از او روایت کرده است و آدم بن ابی ایاس و هشام بن عمار و دیگران از دنیا رفت، خدا رحمتش کند در سال یکصد و هشتاد هجری قمری نمونه ای از روایت حفص درباره آسیم از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند آنها باغ و محل سکونت داشتند در آن جاودانه خواهند ماند و سالی دیگر در جستجوی آن نیستند بگو: اگر دریا برای سخنان پروردگارم مرکب بود. بگذار دریا پیش از تمام شدن سخنان پروردگار من تمام شود حتی اگر چیزی شبیه به آن بیاوریم بگو: من مانند شما بشری هستم و به من وحی شده که خدای شما خدای یگانه است. هر که امیدوار است مرا ملاقات کند بگذار کارهای نیک انجام دهد هیچ کس را با عبادت پروردگارش شریک نمی‌کند ترجمه امام حمزه کوفی او ابوعماره است حمزه بن حبیب بن عماره بن اسماعیل زیات فرضی کوفی تایمی، استادشان کنیه: بلزیات چون نفت را از عراق به حلوان می آورد پنیر و گردو از آن به کوفه می آورد او را در سال هشتاد هجری به کوفه آوردند او و ابوحنیفه در یک سال برخی از اصحاب متوجه شدند او یکی از پیروان است الذهبی گفت سهل بن محمد التیمی گفت اسلیم به ما گفت شنیدم که حمزه گفت من متولد سال هشتاد هستم در پانزده سالگی درست خواندم قرائت را از ابو اسحاق السبعی دریافت کنید و محمد بن عبدالرحمن بن ابی لیله و طلحه بن مسرف و جعفر الصادق ابن محمد باقر ابن زین العابدین ابن الحسین ابن علی بن ابی طالب تلاوت حمزه سلسله سند خود را به علی بن ابی طالب می رساند و ابن مسعود از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او امام مردم در تلاوت در کوفه پس از عاصمه و الاعمش بود استدلال بزرگی بود راضی به کتاب خدا او در فرایض دینی و زبان عربی ماهر و آگاه است حفظ حدیث پارسا و زاهد مطیع خدا بودند او برابری نداشت امام ابوحنیفه به او گفت بر دو چیز غلبه کردیم ما بر سر آنها با شما اختلافی نداریم قرآن و واجبات سفیان الثوری گفت حمزه کلمه ای نخواند جز با اثر وقتی شیخ الاعمش او را می دید که می آید، می گفت: این مرکب قرآن است یحیی بن معین گفت شنیدم که محمد بن فدیل می گفت گمان نمی کنم که خداوند متعال بلا را از اهل کوفه حفظ می کند مگر به وسیله حمزه افراد زیادی در مورد او خوانده اند مشهورترین آنها امام کسایی است سفیان الثوری و جمعی از ائمه برجسته ترین آنها سلیم بن عیس الحنفی است دو راوی از او گرفته شد پشت و پشت وی رحمه الله در سال 156 هجری قمری درگذشت در حلوان در محلی معروف به بع یوسف به قول معروف ترین ترجمه امام خلف اولین راوی از امام حمزه کوفی او ابومحمد است خلف بن هشام بن ثعلب الاسدی البغدادی، قاری البزر در سال 150 هجری قمری گزارش شده است او در ده سالگی قرآن را حفظ کرد او شروع به جستجوی دانش کرد او سیزده ساله است امام و عالم بزرگی بود امین و زاهد و عابد برای سلیم بن عیس الحنفی خواند وی در سال 188 هجری قمری درگذشت درباره حمزه و ابویوسف العشا و اسحاق المصیبی و یحیی بن آدم مالک و ابوعوانه شنیدند و حماد بن زید عبد ربه بن نافع الحنات پدر الاحواس و شریک و حماد بن یحیی و دیگران الدر قطنی گفت او یک عباد با فضیلت بود حمدان بن حنین مقری گفت: شنیدم که خلف بن هشام می گفت من با گرامر مشکل دارم پس هشتاد هزار درهم خرج کردم تا اینکه به آن مسلط شدم الذهبی گفت امام الحافظ الحجه شیخ اسلام الحسین بن فهم گفت من بزرگتر از خلف بن هشام ندیدم از اهل قرآن شروع کرد سپس به اهل حدیث اجازه می دهد از حدیث ابوعوانه برای ما می خواند پنجاه حدیث اسحاق بن ابراهیم الوراق برای او خواند و احمد بن یزید الحلوانی احمد بن ابراهیم نویسنده اوست و محمد بن یحیی الکسایی الصغیر و ادریس بن عبدالکریم الحداد مسلم آن را در صحیح خود نقل کرده است و ابوداود در سنن خود و احمد بن حنبل و ابوزراء رازی و ابویعل الموسلی و ابوالقاسم البغاوی و دیگران از دنیا رفت، خدا رحمتش کند نمونه ای از روایت خلف از حمزه از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم و به حق نازلش کردیم راستی پایین آمد و ما تو را نفرستادیم و ما تو را نفرستادیم مگر بشارت دهنده و بیم دهنده ما قرآن را تقسیم کردیم برای خواندن آن برای مردم مدتی آن را به افتخار نازل کردیم به او ایمان بیاور، باور نخواهی کرد کسانی که پیش از او به آنان علم داده شد چون بر آنها خوانده شود، به زمین می افتند به چانه سجده و گفتند: منزه است پروردگار ما اگر وعده پروردگار ما باشد در اثر و با گریه به چانه می افتند تواضع آنها را افزایش می دهد بگو برای خدا دعا می کنم یا از مهربانان هر چه بخوانی دو اسم نیکو از آن اوست با صدای بلند دعا نکنید و از آن نترسید و راهی در این بین پیدا کنید و بگو خدایا شکرت که پسر نداشت او در پادشاهی شریکی نداشت او محافظی برای تحقیر نداشت و بزرگش کرد ترجمه امام خلد راوی دوم از امام حمزه کوفی است او ابو عیسی است خالد بن خالد الشیبانی السیرافی الکوفی در سال صد و نوزده هجری گزارش شده است برای هجرت صد و سی گفته شد الدینی گفت او داناترین و قدرتمندترین یاران سلیم بود سلیم ممتازترین و با انضباط ترین یاران حمزه بود و آنها را با حروف حمزه تلفظ می کنم در قرائت امامی امین و آگاه بود یک محقق و استاد ماهر یک افسر عالی محمد بن شاذان جوهری برای او خواند محمد بن هیثم قاضی اکبره است و محمد بن یحیی الخنیسی و القاسم بن یزید او بزرگوارترین یارانش است ابوزرعه و ابوحاتم از او روایت کردند وی رحمه الله در سال دویست و بیست هجری قمری درگذشت نمونه ای از رمان خلاد درباره حمزه از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم کیست ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ می بندد؟ یا گفت: به من وحی شد، ولی چیزی بر او نازل نشد و هر کس گفت: چیزی مانند آنچه خدا نازل کرده است نازل می کنم. حتی اگر ستمکاران را در اعماق مرگ دیدی و فرشتگان دست خود را دراز کردند خودتان را بیرون بیاورید امروز به عذاب ذلت و خواری به آنچه در مورد خدا غیر از حق می گفتید کیفر خواهید داد. و نسبت به آیات او تکبّر داشتید و تو تنها به سوی ما آمدی، چنانکه ما تو را نخستین بار نیافریدیم آنچه را که به شما عطا کردیم، پشت سر گذاشتید ما نزد شما شفیعانی برای کسانی که ادعا می کردید در میان شما شریک هستند، نمی بینیم میان شما تفرقه افتاد و آنچه ادعا کردید گمراه شد ترجمه امام کسائی کوفی او ابوالحسن علی بن حمزه بن عبدالله النحوی الکسایی است در مورد لباسی که در آن نهی شده بود رحمه الله در سال صد و بیست هجری در کوفه به دنیا آمد او در بسیاری از افراد مورد مطالعه قرار گرفت از جمله امام حمزه بن حبیب الزیات است و محمد بن عبدالرحمن بن ابی لیله و عاصم بن ابی النجود و ابوبکر شعبه بن عیاش و اسماعیل بن جعفر شیبه بن نسح شیخ امام نافع المدنی همه آنها سلسله سندی به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دارند او امام مردم در قرائت در زمان خود و داناترین آنها بود ابوبکر بن عمبری گفت همه چیز در الکسایی جمع شد او داناترین مردم در علم نحو بود و من آنها را در عجیب متحد می کنم او تنها شخص قرآن بود آنها به سوی او هجوم می آوردند تا گرفتار گرفتن آنها نشوند آنها را در یک شورا گرد هم می آورد روی صندلی می نشیند قرآن را از اول تا آخر می خواند آنها آن را می شنوند و کنترل می کنند حتی عبارات و اصول ابن معین گفت من هرگز با چشمان خود واقعی ترین لحن کسایی را ندیده ام شافعی گفت هر که می خواهد گرامر را کشف کند او از وابستگان علی الکسایی است از او روایت می کرد که هم لفظی و هم لفظی می خواند افراد بی شماری از جمله احمد بن منصور البغدادی است و ابوحیوه شریح بن یزید و ابوالحارث لیث بن خالد و حفص بن عمر الدوری وی در سال 189 هجری قمری درگذشت حدود 70 ساله او ابوالحارث اللیث بن خالد است المروازی البغدادی امام کسایی را بخوانید به خاطر اصحابش است این نامه ها از یحیی بن مبارک یزیدی نقل شده است و حمزه بن القاسم الاحوال او با اعتماد به نفس و ظریف بود افسری بازپرسش را می خواند الذهبی گفت: برای قاریان صادر می شود و مردم او را حمل کردند او در آنچه می گفت مطمئن و ثابت قدم بود این قرائت را سلمه بن عاصم روایت کرده است صاحب خز و محمد بن یحیی الکسایی الصغیر الفضل بن شاذان و دیگران وی رحمه الله در سال 2040 هجری قمری درگذشت نمونه ای از روایت ابوالحارث از کسایی از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم و ستاره سقوط می کند رفیق شما به بیراهه و گمراهی نرفته است و از اشتیاق صحبت نمی کند چیزی جز وحی نیست دانش او بسیار قدرتمند است روزی روزگاری مستقر شد در افق بالا قرار دارد سپس نزدیک شد و آویزان شد همین نزدیکی بود پس آنچه را که نازل کرده بود به بنده اش وحی کرد دل دروغ نگفت چه دید به او می گویید چه می بیند؟ یک کاتار دیگر دیدم در سیدرا المنتهی او یک بهشت سرپناه دارد همانطور که سدره با آنچه آن را پنهان می کند، تقلب می شود دید گمراه نشد و آنچه از دست رفت او یکی از نشانه های بزرگ پروردگارش را دیده است ترجمه امام الدوری راوی دوم از امام کسایی است قبلا بحث شده است در ترجمه ابوعمر بن العلاء البصری زیرا از او و از کسایی روایت شده است خداوند متعال داناتر است نمونه ای از رمان الدوری در مقام الکسایی از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم خداوند نور آسمانها و زمین است مَثَل نور او مانند شربتی است که در آن چراغی است لامپ در یک لیوان بطری شبیه یک سیاره است از درخت مبارک زیتون روشن می شود زیتون نه شرقی است و نه غربی روغن او تقریبا می درخشد حتی اگر آتش به او نرسیده بود نور بر نور خداوند هر که را بخواهد به نور خود هدایت می کند خداوند نمونه هایی از آتش می آورد و خداوند به هر چیزی داناست در خانه ها خداوند اجازه داده است که برانگیخته شوند و نام او در آن ذکر شده و او را ستایش می کند صبح و عصر مرد هستند مردانی که حواسشان به تجارت پرت نمی شود در مورد یاد خدا هیچ فروشی نیست و نماز را برپا دار و پرداخت زکات آنها از روزی می ترسند که تو تغییر کنی دل ها و دل ها خداوند آنها را به بهترین کاری که انجام داده اند پاداش دهد و بر فضلشان می افزاید و خداوند به هر که بخواهد روزی می دهد بدون شمارش ترجمه امام ابوجعفر مدنی او ابوجعفر یزید بن الققاع است قاری مدنی خدا رحمتش کند ریاست قرائت با ایشان به پایان رسید در شهر پیامبر او برای مدتی طولانی از خواندن قرآن دست کشید گفته شد که او را نزد ام سلمه آوردند پس سرش را نوازش کرد و برایش دعا کرد خداوند از او راضی باشد برای عبدالله بن عیاش خواند بن ابی رابعه المخزومی گفته شد که آن را برای ابوهریره خواند و ابن عباس رضی الله عنهم او یکی از پیروان محسوب می شود ابوالزناد گفت ابوجعفر بود در زمان خود به عبدالرحمن عرضه شد بن هرمز الاعرج مالک بن انس گفت ابوجعفر قاری بود یک مرد خوب به مردم شهر فتوا می دهد یحیی بن معین گفت در قرائت امام مردم مدینه بود او قابل اعتماد بود مردی به ابوجعفر گفت به شما تبریک می گویم برای آنچه از قرآن به شما رسیده است ابوجعفر گفت یعنی اگر جایز شد، جایز است و حرام بود و من روی آن کار کردم نافع بن ابی نعیم برای او خواند و سلیمان بن مسلم بن جماز و عیس بن وردان نیز از آن پیروی کرد و عبدالرحمن بن زید بن اسلم مالک از او روایت کرده است و عبدالعزیز الدراوردی و عبدالعزیز بن ابی حازم و دیگران می گفتند وقتی شست از گلویش تا قلبش نگاه کردند مثل برگی از قرآن کسانی که در آن شرکت کردند شک نداشتند که آن نور قرآن است در سال صد و سی هجری وفات کرد رحمه الله درست تر غیر از این گفته شد ترجمه امام بن واردان راوی اول از امام ابوجعفر او ابوالحارث است آیا بن واردان الهدی خواننده غیرنظامی امام جماعت و قاری ماهر و راوی یک افسر بازپرس است ابوعمر الدینی گفت او از بزرگان اصحاب نافع است. و قدیمی هایشان او زنجیره انتقال را به اشتراک گذاشت برای ابوجعفر مدنی خواند شیبه بن نسح و نافع بن ابی نعیم اسماعیل بن جعفر مدنی برای او خواند و گفتند و محمد بن عمر الواقدی و دیگران رحمه الله در سال صد و شصت هجری درگذشت و خدا داناتر است مدل از رمان بن واردان از ابوجعفر از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم برای مشرکان نبود برای ساختن مساجد خدا خود شاهد باشند در کمال ناباوری این اعمال آنهاست و در جهنم برای همیشه زنده خواهند ماند فقط مساجد خدا را نگه می دارد هر که به خدا و روز بازپسین ایمان دارد و نماز را به جا آورد و زکات داد کسی که جز از خدا می ترسد ممکن است آن ها که از هدایت یافتگان باشند سقات حج را کردی و عمره مسجد جامع انگار به خدا ایمان داشت و روز دیگر و در راه خدا تلاش کن لایق خدا نیستند و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه خدا تلاش کردند با پولشان و خودشان و بالاترین درجه در نزد خداوند و آنها برنده هستند پروردگارشان آنها را بشارت می دهد به رحمت و رضایت او و باغهایی برای آنها در آن است سعادتی که در آن تا ابد زندگی خواهند کرد خداوند اجر بزرگی دارد ترجمه امام بن جماز راوی دوم از امام ابوجعفر او پدر بهار است سلیمان بن مسلم بن جماز الزهری، کارمند دولتی آنها ابن جزری گفت او قاری بزرگی بود غرض در خواندن ابوجعفر و نافع برای نافع بن ابی نعیم خواند و ابوجعفر شیبه بن نسح قتیبه بن مهران برای او خواند و یعقوب بن جعفر بن ابی کثیر و محمد بن عمر الواقدی و دیگران از دنیا رفت، خدا رحمتش کند پس از سال صد و هفتاد هجری قمری و خدا داناتر است نمونه ای از رمان ابن جماز از ابوجعفر از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم و در هر دو انتهای روز دعا کنید و شب از بین رفت اعمال خوب، اعمال بد را از بین می برد این تذکری است برای کسانی که به یاد دارند و شکیبا باش که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند اگر قرن ها قبل از شما نبود کسانی که باقی می مانند، فساد را در زمین حرام می کنند جز اندکی از آنها را نجات دادیم و كسانى كه ستم كردند از آنچه در آن تجمّل كرده بودند پيروى كردند و جنایتکار بودند و پروردگارت شهرها را به ستم هلاک نمی کند مردمش اصلاح طلب هستند ترجمه امام یعقوب الحضرمی البصری او ابومحمد است یعقوب بن اسحق بن زید ابن عبدالله بن ابی اسحاق الحضرمی امام بزرگواری بود قابل اعتماد و آگاه دین خوب امامت قرائت بعد از ابوعمر با او تمام شد وی سال ها امام جماعت مسجد بصره بود ابوحاتم سیجستانی درباره او گفته است او داناترین حروف و اختلاف قرآن است که تا به حال دیده ام دلایل، آموزه ها و آموزه های دستور زبان من بر اساس حروف قرآن و احادیث فقها به مردم می گویم ابن ابی حاتم گفت از احمد بن حنبل درباره او سؤال شد و گفت صادقانه برای ابو المندیر خواند سلام بن سلیمان المقر و بر ابوالاصهب جعفر بن حبم و شهاب بن شرنفه و مهد بن میمون از حمزه الزیات و دیگران شنید رویس برای او خواند محمد بن متوکل و روح بن عبدالمومن و الورید بن حسن التوزی و احمد بن عبدالخالق المکفوف و ابوعمر الدوری و ابوحاتم سیجستانی ابوحفص الفلاس از او روایت کرده است و ابوقلابه الرقشی و دیگران وی رحمه الله در سال دویست و پنج هجری قمری درگذشت او هشتاد و هشت سال دارد ترجمه امام رویس راوی اول از امام یعقوب او اباعبدالله است محمد بن متوکل الللوئی برای امام یعقوب و دیگران خواند الدینی گفت او یکی از باهوش ترین یاران یعقوب است ابن جزری گفت در قرائت امام بود برای آن ارزش قائل شوید افسر ماهر معروف و باهوش برای خوانندگان صادر شد برای خوانندگان صادر شد و خلق برای او خواند از جمله محمد بن هارون التمار است و اباعبدالله الزبیری فقیه شافعی و دیگران او رحمه الله در بصره درگذشت در سال دویست و سی و هشت هجری قمری نمونه ای از رمان رویس درباره یعقوب از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم شیطان گفت وقتی قضیه قطعی شد خداوند به شما وعده حق داده است من بهت قول دادم اما زیر قولت زدم من هیچ اختیاری بر شما نداشتم جز اینکه من شما را دعوت کردم پس به من جواب دادی من را سرزنش نکن و خودتان را سرزنش کنید من سر شما فریاد نمی زنم و شما فریادکشان او نیستید من به آنچه قبلاً با من شریک کردی کافر شدم ستمگران عذاب دردناکی دارند و کسانی را که ایمان آورده اند وارد کن و كارهاى شايسته انجام دهيد، باغهاى جارى است در زیر رودخانه ها وجود دارد در آن جاودانه خواهند ماند با اذن پروردگارشان با سلام به آنها سلام کنید ترجمه امام روح راوی دوم از امام یعقوب است ابوالحسن روح بن عبدالمومن بن عبده بن مسلم الهذعلی مولای آنها گرامر خوان بصری یعقوب الحضرمی را بخوانید این نامه ها از احمد بن موسی نقل شده است و معاذ بن معاذ و پسرش عبید الله بن معز و دیگران از حماد بن زید روایت شده است و ابوعوانا و جعفر بن سلیمان الدبایی و دیگران ابن جزری درباره او گفته است او قاری بزرگی بود افسر امین و معروف به خاطر یاران یعقوب و نزدیکترین یارانش بخاری در صحیح خود روایت کرده است طلایی گفت او ماهر و ماهر بود ابوبکر برای او خواند محمد بن وهب ثقفی به خاطر اصحابش است و احمد بن یزید الحلوانی و الطیب بن حمدان و احمد بن یحیی الوکیل و دیگران عبدالله بن احمد از او روایت کرده است و ابویعل الموسلی و ابراهیم بن محمد بن نائله الاصبهانی و دیگران از دنیا رفت، خدا رحمتش کند در سال دویست و سی و چهار هجری قمری گفته شد دویست و سی و پنج ق نمونه ای از رمان روح درباره یعقوب از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم و آسمانی که با دستان خود ساختیم و در واقع، ما در حال گسترش هستیم و زمین را پهن کردیم چه نعمتی هستند و از همه چیز ما یک زوج ایجاد کردیم شاید یادت باشه پس به سوی خدا گریختند من از سوی او برای شما هشداری آشکارم و با خدا معبود دیگری قرار نده من از سوی او برای شما هشداری آشکارم همان طور که به کسانی که قبل از آنها بودند رسید هیچ رسولی جز می گفتند شعبده باز یا دیوانه است با او تماس بگیرید بلکه مردمی مستبد هستند آنها را به حال خود رها کنید شما مقصر نیستید و آن ذکر به نفع مؤمنان است و جن و انس را نیافریدم جز اینکه مرا بپرستید من از آنها چیزی نمی خواهم و من نمی خواهم آنها به من غذا بدهند خداوند روزی دهنده است بادوام و قوی زیرا کسانی که ظلم می کنند گناه دارند مانند گناهان یارانشان پس عجله نکن پس وای بر کسانی که از روزگار خود کافر شدند از اونایی که قول دادن ترجمه امام خلف کوفی ترجمه آن پس از ترجمه حمزه الزیات پیش رفت به عنوان راوی بر حمزه در اینجا به گفته راوی آن ترجمه نمی شود اسحاق و ادریس چون اینجا یک امام انتخاب شده است ترجمه امام اسحق بن ابراهیم راوی اول از امام خلف است او ابویعقوب است اسحاق بن ابراهیم بن عثمان بن عبدالله المروزی، سپس البغدادی الوراق او انتخاب خود را برای خلف بن هشام بذر خواند و پشت سر او در خواندن برای ولید بن مسلم خواند ابن جزری رحمه الله گفت او در خواندن اعتماد به نفس داشت و ارزشمند بود به عنوان افسر او تنها با روایت خلف در انتخابش او هیچ چیز دیگری نمی داند محمد بن عبدالله بن ابی عمر بحث را برای او خواند و الحسن بن عثمان البرسطی علی بن موسی ثقفی و پسرش محمد بن اسحاق و بن شنبود وی رحمه الله در سال 2086 هجری قمری درگذشت نمونه ای از روایت اسحاق از خلف از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان چیره سازد خدا به عنوان شاهد کافی است محمد رسول خداست و كسانى كه با او هستند بر كافران سختگيرند بین خودشان مهربانند آنها را در حال زانو زدن و سجده خواهی دید آنها به دنبال فضل و رضایت خداوند هستند آنها را از اثر سجده بر چهره هایشان نشان می دهد این مثل آنها در حماسه زدن است مثال آنها در کتاب مقدس مانند دانه ای است که شاخه های خود را بیرون آورده است بنابراین من به او کمک کردم و او استفاده کرد پس در بازار خود مستقر شد کشاورزان از خشم کفار شگفت زده می شوند خداوند به کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، وعده داد مغفرت و اجر بزرگ ترجمه امام ادریس الحداد راوی دوم از امام خلف او قاری ابوالحسن ادریس بن عبدالکریم الحداد البغدادی است. امام و افسری ماهر و امین بود مردم را می خواند و به دلیل تسلط و کیفیت بالای زنجیره انتقالش از کشور به او سفر می کرد قطانی گفت: «امین» و درجه بالاتر از امانت احمد بن المندی گفت: مردم به خاطر امانت و درستی او درباره او نوشتند او رمان و منتخب خود را برای خلف البزار خواند از عاصم بن علی و احمد بن حنبل روایت شده است یحیی بن معین، مصعب بن عبدالله و دیگران احمد بن بویان و ابوبکر احمد بن جعفر بن حمدان قطایی برای او خواندند و الحسن بن سعید متوافی ابن مجاهد و ابن شنبذ از او روایت کرده اند و موسی بن عبیدالله الخاقانی و دیگران وی رحمه الله در روز عید قربان سال دویست و نود و دو هجری قمری درگذشت. او نود و سه سال دارد نمونه ای از روایت ادریس از خلف از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم بسم الله الرحمن الرحیم ای مردم از پروردگارتان بترسید. زلزله قیامت چیز بزرگی است روزی که آن را ببینی، هر زن شیرده ای از آنچه شیر داده است دور می شود و هر زن حامله ای فرزند خود را به دنیا می آورد. و مردم را مست می بینی ولی مست نیستند ولی عذاب خدا سخت است در میان مردم کسانی هستند که بدون علم در مورد خدا مجادله می کنند و از هر شیطانی که می خواهد پیروی می کنند برای او نوشته شده است که هر کس به او روی آورد او را گمراه می کند و به عذاب سعادتمندان می رساند. خداوند ائمه ما را که قرآن را شیرین و روان بیان کردند، پاداش دهد