WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:04.360
توقف کنید

00:00:04.360 --> 00:00:12.140
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:21.609
من یکی از همراهان مهاجر هستم

00:00:21.609 --> 00:00:28.640
من در گذشته در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در دارالارقم بود مسلمان شدم.

00:00:28.640 --> 00:00:30.640
سپس هر دو بار مهاجرت کردم

00:00:30.640 --> 00:00:34.640
مادرم عروه بنت عبدالمطلب بن هاشم است

00:00:34.640 --> 00:00:38.640
عمه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:38.640 --> 00:00:43.439
یک روز پیش مادرم آمدم و به او گفتم

00:00:43.439 --> 00:00:47.439
من از محمد پیروی کردم و اسلام آوردم

00:00:47.439 --> 00:00:52.439
گفت: سزاوارترین کسی که از او حمایت کردی و گاز گرفتی پسر عمویت است.

00:00:52.439 --> 00:00:57.500
قسم می خورم، اگر ما قادر بودیم آنچه را که مردان می توانند انجام دهند

00:00:57.500 --> 00:01:00.500
ما مانع او شدیم و از او دوری کردیم

00:01:00.500 --> 00:01:06.629
پس گفتم ای مادر چه چیزی تو را از تسلیم شدن و تعقیب من باز می دارد؟

00:01:06.629 --> 00:01:09.629
برادرت حمزه اسلام آورد

00:01:09.629 --> 00:01:13.629
گفت: صبر کن خواهرانم چه کنند.

00:01:13.629 --> 00:01:16.629
سپس من با آنها خواهم بود

00:01:16.629 --> 00:01:19.659
پس گفتم به خدا از تو می خواهم

00:01:19.659 --> 00:01:24.659
مگر اینکه نزد او آمدم و سلام کردم و به او ایمان آوردم

00:01:24.659 --> 00:01:27.659
شهادت دادم که معبودی جز خدا نیست

00:01:28.760 --> 00:01:33.760
گفت: گواهی می دهم که معبودی جز خدا نیست.

00:01:33.760 --> 00:01:36.760
و اینکه محمد رسول خداست

00:01:36.760 --> 00:01:42.920
سپس با زبان از پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع کرد

00:01:42.920 --> 00:01:46.920
و مرا تشویق کنید که از او حمایت کنم و دستور او را انجام دهم

00:01:46.920 --> 00:01:54.750
شنیدم که عوف بن صبیره السهمیه به رسول خدا صلی الله علیه و آله دشنام می داد.

00:01:54.750 --> 00:02:01.750
پس پوست شتری را برداشتم و با آن زدم تا غرق در خون افتاد

00:02:01.750 --> 00:02:06.780
روزی ابوجهل را دیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را خطاب می کند

00:02:06.780 --> 00:02:11.780
عده ای از کافران قریش با خود داشت که به او آسیب رساندند

00:02:11.780 --> 00:02:16.819
پس نزد ابوجهل رفتم و او را سخت زدم

00:02:16.819 --> 00:02:19.819
پس مرا گرفتند و بستند

00:02:19.819 --> 00:02:24.819
سپس عمویم ابولهب برخاست و مرا از آنان جدا کرد

00:02:24.819 --> 00:02:31.819
به مادرم گفت: مگر نمی بینی پسرت به جای محمد مدافع شده است؟

00:02:31.819 --> 00:02:40.849
گفت: بهترین روز او روزی است که پسر عمویش را رها کند و حق را از جانب خداوند آورده است

00:02:40.849 --> 00:02:45.979
گفتند: یا از محمد پیروی کرده ای؟

00:02:45.979 --> 00:02:50.360
گفت بله من کی هستم؟
