WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.259 --> 00:00:18.260
انجمن مواضع خشنود است

00:00:18.260 --> 00:00:22.260
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:22.260 --> 00:00:25.260
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا

00:00:25.260 --> 00:00:27.289
خدا رحمتش کند

00:00:27.289 --> 00:00:33.049
نعیم بن مسعود رضی الله عنه

00:00:45.460 --> 00:00:51.570
نعیم بن مسعود وسوسه ای است دلخراش

00:00:51.570 --> 00:00:53.570
من هوش دارم

00:00:53.570 --> 00:00:55.570
آبسه و تاخیر

00:00:55.570 --> 00:00:58.570
نه معضلی مانع او می شود و نه مشکلی او را ناتوان می کند

00:00:58.570 --> 00:01:03.570
بن نماینده صحرا با تمام اعتبار شهودی است که خداوند به او داده است

00:01:03.570 --> 00:01:06.569
تیز هوش و تیز هوشی

00:01:06.569 --> 00:01:10.569
اما او جوانی و گونه های شادی داشت

00:01:10.569 --> 00:01:14.569
این چیزی بود که آنها را در میان یهودیان یثرب بیش از همه جذب کرد

00:01:14.569 --> 00:01:20.569
هرگاه روحش در آرزوی آرامش بود یا آزرده می شد، لاتار را می شنید

00:01:20.569 --> 00:01:23.569
او از خانه های قوم خود در نجد به راه افتاد

00:01:23.569 --> 00:01:26.569
صورتش را به سمت شهر چرخاند

00:01:26.569 --> 00:01:29.569
جایی که سخاوتمندانه به یهودیانش پول داده می شود

00:01:29.569 --> 00:01:32.569
تا سخاوتمندانه تر به او لذت ببرند

00:01:32.569 --> 00:01:37.569
از این رو، نعیم مکرراً از یثرب بازدید می کرد

00:01:37.569 --> 00:01:40.569
ارتباط نزدیک با یهودیان در آن

00:01:40.569 --> 00:01:42.569
به خصوص بنی گریدا

00:01:42.569 --> 00:01:48.599
زمانی که خداوند بشریت را با فرستادن رسولش با دین هدایت و حق گرامی داشت

00:01:48.599 --> 00:01:51.599
خیابان های مکه از نور اسلام می درخشید

00:01:52.599 --> 00:01:56.599
نعیم بن مسعود همچنان آرام بود

00:01:56.599 --> 00:02:00.599
پس با انزجار شدید از دین جدید روی گردانید

00:02:00.599 --> 00:02:04.599
از ترس اینکه مانع او و لذت و نفس او شود

00:02:04.599 --> 00:02:10.599
سپس به زودی متوجه شد که خود را برای پیوستن به مخالفان قسم خورده اسلام هدایت می کنند

00:02:10.599 --> 00:02:14.599
او مجبور شد شمشیر را به سمت او نشانه بگیرد

00:02:14.599 --> 00:02:16.819
اما نعیم بن مسعود

00:02:16.819 --> 00:02:22.819
وی در روز جنگ احزاب صفحه جدیدی در تاریخ دفاع از اسلام گشود.

00:02:22.819 --> 00:02:28.819
او در این صفحه یکی از شاهکارهای توطئه های جنگ را نوشت

00:02:28.819 --> 00:02:34.819
داستانی که تاریخ هنوز با جذابیت های فراوان و فصل های دقیق آن بیان می کند

00:02:34.819 --> 00:02:37.819
و تحسین قهرمان باهوش و باهوش آن

00:02:37.819 --> 00:02:40.819
با داستان نعیم بن مسعود آشنا شوید

00:02:40.819 --> 00:02:44.819
باید کمی به عقب برگردی

00:02:44.819 --> 00:02:47.819
اندکی قبل از جنگ الاحزاب

00:02:47.819 --> 00:02:51.819
این فرقه از یهود بن النضل در یثرب آمده است

00:02:51.819 --> 00:02:58.819
رهبران آنها برای جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و از بین بردن دین او دست به تشکیل دسته‌هایی زدند.

00:02:58.819 --> 00:03:01.819
پس در مکه به قریش نزدیک شدند

00:03:01.819 --> 00:03:04.819
آنها مسلمانان را به جنگ تحریک می کردند

00:03:04.819 --> 00:03:08.819
آنها قول دادند که وقتی به شهر رسیدند به آنها بپیوندند

00:03:08.819 --> 00:03:11.819
و برای آن قراری گذاشتند که شکست ندهند

00:03:12.819 --> 00:03:15.819
سپس آنها را ترک کردند و به غطافان در نجد رفتند

00:03:15.819 --> 00:03:18.819
آنها را بر ضد اسلام و پیامبرش تحریک کردند

00:03:18.819 --> 00:03:22.819
آنها از آنها می خواستند که دین جدید را از ریشه آن ریشه کن کنند

00:03:22.819 --> 00:03:26.819
آنها آنچه را که بین آنها و قریش اتفاق افتاده بود، به آنها باز گفتند

00:03:26.819 --> 00:03:29.819
همان چیزی را که به او داده بودند به آنها قول دادند

00:03:29.819 --> 00:03:32.819
آنها را از تاریخ توافق شده مطلع کردند

00:03:32.819 --> 00:03:36.819
قریش با تمام قوا از مکه خارج شد

00:03:36.819 --> 00:03:38.819
و اسب و پایش

00:03:38.819 --> 00:03:41.819
به رهبری رهبر آن ابوسفیان بن حرب

00:03:41.819 --> 00:03:43.819
به سمت تقسیم شهر

00:03:43.819 --> 00:03:47.860
قطفان نیز با شماره و اعداد از نجد خارج شد

00:03:47.860 --> 00:03:51.860
به رهبری عیینه بن حسال الغطفانی

00:03:51.860 --> 00:03:54.860
او در صف اول مردان غطافان قرار داشت

00:03:54.860 --> 00:03:57.860
قهرمان داستان ما نعیم بن مسعود است

00:03:57.860 --> 00:04:00.949
وقتی به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید

00:04:00.949 --> 00:04:02.949
خبر خروج آنها

00:04:02.949 --> 00:04:05.949
اصحاب خود را جمع کرد و در این مورد با آنان مشورت کرد

00:04:05.949 --> 00:04:09.949
آنها تصمیم گرفتند در اطراف شهر سنگر حفر کنند

00:04:09.949 --> 00:04:12.949
برای دفع این پیشروی بزرگ

00:04:12.949 --> 00:04:14.949
کاری که او هیچ انرژی برای انجام دادن ندارد

00:04:14.949 --> 00:04:18.949
بگذار سنگر در برابر ارتش متراکم مهاجم بایستد

00:04:18.949 --> 00:04:23.269
دو سپاه به سختی از مکه و نجد پیشروی می کردند

00:04:23.269 --> 00:04:25.269
آنها به حومه شهر نزدیک می شوند

00:04:25.269 --> 00:04:28.269
تا اینکه سران یهود ابن النضیر از دنیا رفتند

00:04:28.269 --> 00:04:32.269
به رهبران یهودیان بنی قریظه که در آن شهر زندگی می کنند

00:04:33.269 --> 00:04:36.269
و شروع کردند به تحریک آنها برای ورود به جنگ با پیامبر

00:04:36.269 --> 00:04:41.269
آنها از آنها می خواهند که از دو سپاهی که از مکه و نجد می آیند حمایت کنند

00:04:41.269 --> 00:04:44.269
سران بنی قریده به آنها گفتند

00:04:44.269 --> 00:04:47.269
شما ما را فرا خوانده اید تا آنچه را که دوست داریم و می خواهیم انجام دهیم

00:04:47.269 --> 00:04:51.269
اما شما می دانید که بین ما و محمد است

00:04:51.269 --> 00:04:54.269
عهد کردیم که با او صلح کنیم و خداحافظی کنیم

00:04:54.269 --> 00:04:58.269
ما در شهر زندگی می کنیم، امن و مطمئن

00:04:58.269 --> 00:05:03.269
و می دانید که هنوز مرکب عهد ما با او خشک نشده است

00:05:03.269 --> 00:05:06.269
ما می ترسیم که محمد در این جنگ پیروز شود

00:05:06.269 --> 00:05:09.269
برای اعمال وحشیانه وحشیانه بر ما

00:05:09.269 --> 00:05:14.269
و ما را به عنوان مجازاتی برای خیانت ما به طور کامل از شهر ریشه کن کند

00:05:14.269 --> 00:05:19.269
اما رهبران ابن النضیر همچنان در وسوسه شکستن عهد بودند

00:05:19.269 --> 00:05:22.269
و خیانت به محمد را در نظرشان زیبا جلوه می دهند

00:05:22.269 --> 00:05:28.269
آنها به آنها اطمینان می دهند که این دایره به ناچار دور او می چرخد

00:05:28.269 --> 00:05:32.269
آنها عزم خود را با ورود دو ارتش بزرگ تقویت می کنند

00:05:32.269 --> 00:05:36.269
یهودیان بنی قریظه به سرعت صبر کردند

00:05:36.269 --> 00:05:40.269
عهد خود را با رسول خدا صلی الله علیه و آله شکستند

00:05:40.269 --> 00:05:43.269
روزنامه را بین خود و او پاره کردند

00:05:43.269 --> 00:05:46.269
آنها پیوستن خود را به احزاب در جنگ او اعلام کردند

00:05:46.269 --> 00:05:50.269
به مسلمانان خبر رسید که صاعقه اصابت کرده است

00:05:50.269 --> 00:05:53.399
ارتش های حزب شهر را محاصره کردند

00:05:53.399 --> 00:05:56.399
درآمد و رزق و روزی خانواده اش را قطع کرد

00:05:56.399 --> 00:06:00.399
شعر رسول صلی الله علیه و آله و سلم

00:06:00.399 --> 00:06:03.399
در چنگال دشمن افتاد

00:06:03.399 --> 00:06:08.399
قریش و غطفان از بیرون شهر در مقابل مسلمانان اردو زده بودند

00:06:08.399 --> 00:06:14.399
بنی قریده پشت سر مسلمانان داخل شهر در کمین هشدار بودند

00:06:14.399 --> 00:06:18.459
سپس منافقان و کسانی که در دلهایشان بیماری است

00:06:18.459 --> 00:06:22.459
شروع کردند به افشای اسرار پنهان روحشان و گفتن

00:06:22.459 --> 00:06:26.459
محمد به ما قول داده بود که گنجینه های خسرو و سزار را در اختیار خواهیم داشت

00:06:26.459 --> 00:06:31.459
و امروز اینجا هستیم، هیچ یک از ما نسبت به خود احساس امنیت نمی کنیم

00:06:31.459 --> 00:06:34.459
برای تسکین خود به توالت رفتن

00:06:34.459 --> 00:06:38.459
سپس گروه به گروه از پیامبر پراکنده شدند

00:06:38.459 --> 00:06:42.459
به بهانه ترس برای زنان و کودکان و خانه هایشان

00:06:42.459 --> 00:06:47.459
از حمله ای که بنی قریده علیه آنها در هنگام جنگ آغاز کرد

00:06:47.459 --> 00:06:52.459
تا اینکه تنها چند صد مؤمن واقعی نزد رسول خدا ماندند

00:06:52.459 --> 00:06:55.529
یک شب در دوران محاصره

00:06:55.529 --> 00:06:58.529
که تقریباً بیست روز به طول انجامید

00:06:58.529 --> 00:07:02.529
رسول خدا صلی الله علیه و آله به پروردگارش پناه برد

00:07:02.529 --> 00:07:05.529
و او را به دعای حاجتمند واداشت

00:07:05.529 --> 00:07:08.529
در دعای خود سخن خود را تکرار می کند

00:07:08.529 --> 00:07:11.529
خدایا از تو عهد و پیمانت را می خواهم

00:07:11.529 --> 00:07:14.529
خدایا از تو عهد و پیمانت را می خواهم

00:07:15.529 --> 00:07:18.529
نعیم بن مسعود در آن شب آنجا بود

00:07:18.529 --> 00:07:21.529
او بر روی بهترین گهواره خود می غلتد

00:07:21.529 --> 00:07:25.529
گویی پلک هایش سیاه شده و برای خواب بسته نشده اند

00:07:25.529 --> 00:07:31.529
بنابراین او شروع به پرسه زدن در پشت ستاره های شناور در آسمان صاف کرد

00:07:31.529 --> 00:07:33.529
و تفکر پرواز می کند

00:07:33.529 --> 00:07:37.529
ناگهان متوجه شد که از او می پرسد:

00:07:37.529 --> 00:07:39.529
ای سعادت!

00:07:39.529 --> 00:07:43.529
چه چیزی تو را از آن نقاط دور نجد آورده است؟

00:07:43.529 --> 00:07:46.529
برای مبارزه با این مرد و کسانی که با او هستند

00:07:46.529 --> 00:07:49.529
شما برای به دست آوردن حق دزدیده شده با آن مبارزه نمی کنید

00:07:49.529 --> 00:07:52.529
یا رژیم غذایی برای یک پیشنهاد غصبی

00:07:52.529 --> 00:07:56.529
اما تو بی دلیل برای مبارزه با او آمدی

00:07:56.529 --> 00:07:59.529
من لایق مردی با ذهنی مثل تو هستم

00:07:59.529 --> 00:08:03.529
جنگیدن و کشتن یا کشته شدن بی دلیل

00:08:03.529 --> 00:08:05.529
ای سعادت!

00:08:05.529 --> 00:08:09.529
چه چیزی باعث می شود شمشیر خود را در مقابل این مرد خوب نشانه بگیرید؟

00:08:09.529 --> 00:08:12.529
که پیروان خود را به عدالت و نیکوکاری امر می کند

00:08:12.529 --> 00:08:14.529
و دادن به یکی از اقوام

00:08:14.529 --> 00:08:18.529
چه انگیزه ای تو را برمی انگیزد که نیزه خود را در خون یارانش فرو کنی؟

00:08:18.529 --> 00:08:22.529
کسانی که از هدایت و حق پیروی کردند، برایشان آورد

00:08:22.529 --> 00:08:26.589
این گفتگوی خشونت آمیز بین نعیم و خودش حل نشد

00:08:26.589 --> 00:08:30.589
به جز تصمیم قاطعانه ای که برای اجرای آن برخاست

00:08:30.589 --> 00:08:35.590
نعیم بن مسعود از اردوگاه قوم خود در زیر پوشش تاریکی بیرون رفت

00:08:36.590 --> 00:08:41.590
به سرعت به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله حرکت کرد

00:08:41.590 --> 00:08:46.620
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را در برابر خود ایستاد، فرمود

00:08:46.620 --> 00:08:48.620
نعیم بن مسعود

00:08:48.620 --> 00:08:50.620
گفت: آری یا رسول الله

00:08:50.620 --> 00:08:52.620
او گفت

00:08:52.620 --> 00:08:55.620
چه چیزی شما را در این ساعت به ارمغان می آورد؟

00:08:55.620 --> 00:08:56.620
او گفت

00:08:56.620 --> 00:08:59.620
من آمده ام تا شهادت دهم که معبودی جز خدا نیست

00:08:59.620 --> 00:09:02.620
و تو بنده خدا و رسول او هستی

00:09:02.620 --> 00:09:04.620
و آنچه شما با آن آمده اید حقیقت دارد

00:09:04.620 --> 00:09:06.620
بعد جواب می دهم و می گوید

00:09:06.620 --> 00:09:08.620
من اسلام آوردم یا رسول الله

00:09:08.620 --> 00:09:11.620
و قوم من از اسلام من خبر نداشتند

00:09:11.620 --> 00:09:13.620
پس هر چی میخوای بگو

00:09:13.620 --> 00:09:16.620
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:16.620 --> 00:09:18.620
شما یک مرد در میان ما هستید

00:09:18.620 --> 00:09:22.620
پس به سراغ افراد خود بروید و اگر می توانید کمک بگیرید

00:09:22.620 --> 00:09:24.620
جنگ یک حقه است

00:09:24.620 --> 00:09:27.659
گفت: آری یا رسول الله

00:09:27.659 --> 00:09:30.659
و انشاءالله آنچه را که شما را خشنود می کند خواهید دید

00:09:30.659 --> 00:09:34.750
نعیم بن مسعود عازم بنی قریده شد

00:09:34.750 --> 00:09:37.750
او زمانی دوست و دوست آنها بود

00:09:37.750 --> 00:09:38.750
و به آنها گفت

00:09:38.750 --> 00:09:40.750
ای بنی قریده

00:09:40.750 --> 00:09:44.750
دوستی و صمیمیت من را در نصیحت دانسته ای

00:09:44.750 --> 00:09:45.750
و گفتند بله

00:09:45.750 --> 00:09:48.750
شما با ما متهم نیستید

00:09:48.750 --> 00:09:49.750
و او گفت

00:09:49.750 --> 00:09:54.750
مسئله قریش و غطافان در این جنگ با شما فرق دارد

00:09:54.750 --> 00:09:56.750
گفتند: چگونه؟

00:09:56.750 --> 00:09:57.750
و او گفت

00:09:57.750 --> 00:10:00.750
شما این کشور، کشور خود هستید

00:10:00.750 --> 00:10:03.750
این شامل پول شما، فرزندان و زنان شما است

00:10:03.750 --> 00:10:06.750
و شما نمی توانید آن را به دیگری بسپارید

00:10:06.750 --> 00:10:09.750
و اما قریش و غطفان

00:10:09.750 --> 00:10:14.750
کشورشان، پولشان، بچه ها و زنانشان در کشور دیگری هستند

00:10:14.750 --> 00:10:17.750
به جنگ محمد آمدند

00:10:17.750 --> 00:10:20.750
از تو خواستند که عهدش را بشکنی و از او حمایت کنی

00:10:20.750 --> 00:10:22.750
پس شما به آنها پاسخ دادید

00:10:22.750 --> 00:10:25.750
اگر در مبارزه با او موفق باشند، از آن بهره خواهند برد

00:10:25.750 --> 00:10:27.750
حتی اگر نتوانستند او را تسخیر کنند

00:10:27.750 --> 00:10:30.750
آنها به سلامت به کشور خود بازگشتند

00:10:30.750 --> 00:10:31.750
تو را به او واگذار کردند

00:10:31.750 --> 00:10:34.750
او انتقام بدی از شما خواهد گرفت

00:10:34.750 --> 00:10:39.750
و می دانی که اگر با تو خلوت کند بر او قدرتی نداری

00:10:39.750 --> 00:10:41.750
گفتند حق با شماست

00:10:41.750 --> 00:10:43.750
شما نظری دارید؟

00:10:43.750 --> 00:10:44.750
و او گفت

00:10:44.750 --> 00:10:46.750
نظر من

00:10:46.750 --> 00:10:50.750
آیا با آنها نمی جنگی تا اینکه گروهی از بزرگانشان را دستگیر کنی؟

00:10:50.750 --> 00:10:53.750
و آنها را گروگان خود کنید

00:10:53.750 --> 00:10:57.750
بنابراین، آنها را مجبور خواهید کرد که با شما با محمد بجنگند

00:10:57.750 --> 00:10:59.750
تا زمانی که او را شکست دهید

00:10:59.750 --> 00:11:02.750
یا آخرین مرد شما و آنها هلاک شود

00:11:02.750 --> 00:11:05.750
گفتند: نصیحت و نصیحت کردم.

00:11:05.750 --> 00:11:07.850
سپس آنها را ترک کرد

00:11:07.850 --> 00:11:10.850
او نزد ابوسفیان بن حرب، رهبر قریش آمد

00:11:10.850 --> 00:11:12.850
به او و به همراهانش گفت

00:11:12.850 --> 00:11:14.850
ای مردم قریش!

00:11:14.850 --> 00:11:18.850
دوستی من با خود و دشمنی من با محمد را شناختی

00:11:18.850 --> 00:11:20.850
سفارشی به من رسیده است

00:11:20.850 --> 00:11:23.850
بنابراین فکر کردم باید آن را برای شما فاش کنم

00:11:23.850 --> 00:11:24.850
ما به شما توصیه می کنیم

00:11:24.850 --> 00:11:28.850
لطفا آن را مخفی نگه دارید و از من پخش نکنید

00:11:28.850 --> 00:11:31.850
به شما گفتند ما باید این کار را بکنیم

00:11:31.850 --> 00:11:32.850
و او گفت

00:11:32.850 --> 00:11:36.850
بنی قریظه از نزاع خود با محمد پشیمان شدند

00:11:36.850 --> 00:11:38.850
پس نزد او فرستادند و گفتند

00:11:38.850 --> 00:11:41.850
از کاری که کردیم پشیمانیم

00:11:41.850 --> 00:11:45.850
ما مصمم هستیم که به پیمان و صلح شما بازگردیم

00:11:45.850 --> 00:11:48.850
آیا اگر چیزی از قریش برایت بگیریم راضی می شوی؟

00:11:48.850 --> 00:11:51.850
سپس بسیاری از مردان بزرگوار خود را پوشاندند

00:11:51.850 --> 00:11:54.850
ما آنها را به شما تحویل می دهیم تا گردن آنها را ببرید

00:11:54.850 --> 00:11:59.850
سپس ما به شما می‌پیوندیم تا با آنها مبارزه کنید تا زمانی که آنها را از بین ببرید

00:11:59.850 --> 00:12:01.850
پس نزد آنان فرستاد و گفت

00:12:01.850 --> 00:12:02.850
بله

00:12:02.850 --> 00:12:06.850
اگر یهودیان فرستاده شوند تا از شما گروگان بخواهند

00:12:06.850 --> 00:12:09.850
کسی را به سمت آنها هل ندهید

00:12:09.850 --> 00:12:10.850
ابوسفیان گفت

00:12:10.850 --> 00:12:12.850
بله، شما یک متحد هستید

00:12:12.850 --> 00:12:14.850
و پاداش خوبی دادم

00:12:14.850 --> 00:12:17.850
سپس نعیم ابوسفیان مرا ترک کرد

00:12:17.850 --> 00:12:20.850
ادامه داد تا قومش به غطافان آمدند

00:12:20.850 --> 00:12:23.850
پس همان چیزی را که ابوسفیان به آنها گفت به آنها گفت

00:12:23.850 --> 00:12:26.850
از آنچه به او هشدار داده بود به آنها هشدار داد

00:12:26.850 --> 00:12:29.850
ابوسفیان می خواست بنی قریده را بیازماید

00:12:29.850 --> 00:12:32.850
پس پسرش را نزد او فرستاد و به آنها خبر داد

00:12:32.850 --> 00:12:35.850
پدرم به تو سلام می کند و به تو می گوید

00:12:35.850 --> 00:12:40.850
ما آنقدر در محاصره محمد و یارانش بودیم که خسته شدیم

00:12:40.850 --> 00:12:45.850
ما تصمیم گرفته ایم که با محمد بجنگیم و او را شکست دهیم

00:12:45.850 --> 00:12:50.850
پدرم مرا نزد تو فرستاده تا فردا تو را به جنگ با او دعوت کنم

00:12:50.850 --> 00:12:53.850
به او گفتند امروز شنبه است

00:12:53.850 --> 00:12:56.850
ما هیچ کاری در مورد آن انجام نمی دهیم

00:12:56.850 --> 00:12:58.850
پس ما با شما دعوا نمی کنیم

00:12:58.850 --> 00:13:02.850
تا اینکه هفتاد نفر از بزرگان خود و بزرگان غطافان را به ما بدهید

00:13:02.850 --> 00:13:05.850
گروگان ما بودن

00:13:05.850 --> 00:13:08.850
ما می ترسیم که جنگ برای شما شدیدتر شود

00:13:08.850 --> 00:13:12.850
که به سوی کشورت بشتابی و ما را تنها به محمد بسپاری

00:13:12.850 --> 00:13:16.850
و می دانید که ما هیچ ظرفیتی برای آن نداریم

00:13:16.850 --> 00:13:19.850
هنگامی که ابن ابی سفیان به سوی قوم خود بازگشت

00:13:19.850 --> 00:13:22.850
آنچه از بنی قریده شنیده بود به آنها گفت

00:13:22.850 --> 00:13:24.850
گفتند یک بالسال

00:13:24.850 --> 00:13:27.850
ننگ بر فرزندان میمون و خوک

00:13:27.850 --> 00:13:30.850
به خدا اگر از ما یک گوسفند گروگان خواستند

00:13:30.850 --> 00:13:32.850
چیزی که به آنها پرداختیم

00:13:32.850 --> 00:13:37.009
نعیم بن مسعود موفق شد صف احزاب را از هم بپاشد

00:13:37.009 --> 00:13:39.009
و کلامشان را پراکنده کن

00:13:39.009 --> 00:13:42.009
و خداوند بر قریش و یارانشان فرستاد

00:13:42.009 --> 00:13:44.009
باد جیرجیرک قوی

00:13:44.009 --> 00:13:46.009
چادرهایشان را از جا کنده اند

00:13:46.009 --> 00:13:48.009
گلدان آنها کافی است

00:13:48.009 --> 00:13:50.009
و آتش آنها خاموش می شود

00:13:50.009 --> 00:13:52.009
و به صورتشان سیلی بزنند

00:13:52.009 --> 00:13:54.009
چشمانشان پر از خاک می شود

00:13:54.009 --> 00:13:57.009
دلیلی برای رفتن پیدا نکردند

00:13:57.009 --> 00:14:00.009
زیر پوشش تاریکی رفتند

00:14:00.009 --> 00:14:02.039
و هنگامی که مسلمان شدند

00:14:02.039 --> 00:14:05.039
و دریافتند که دشمنان خدا فرار کرده اند

00:14:05.039 --> 00:14:07.039
آنها را وادار به شعار کردند

00:14:07.039 --> 00:14:10.039
ستایش خدایی را که بنده اش را یاری کرد

00:14:10.039 --> 00:14:12.039
و عزیزترین سربازانش

00:14:12.039 --> 00:14:14.039
او به تنهایی احزاب را شکست داد

00:14:14.039 --> 00:14:16.230
سایه نعیم بن مسعود

00:14:16.230 --> 00:14:18.230
بعد از اون روز

00:14:18.230 --> 00:14:22.230
محل اعتماد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:14:22.230 --> 00:14:24.230
کار را برای او انجام دهید

00:14:24.230 --> 00:14:26.230
و بارها را برای او حمل کن

00:14:26.230 --> 00:14:28.230
او پرچم هایی را در دست داشت

00:14:28.230 --> 00:14:31.230
هنگامی که روز فتح مکه بود

00:14:31.230 --> 00:14:33.230
وقف ابوسفیان بن حرب

00:14:33.230 --> 00:14:35.230
ارتش مسلمانان را مرور می کند

00:14:35.230 --> 00:14:38.230
مردی را دید که پرچم غطافان را حمل می کرد

00:14:38.230 --> 00:14:41.230
این را به هر که با او بود گفت

00:14:41.230 --> 00:14:44.230
گفتند: نعیم بن مسعود

00:14:44.230 --> 00:14:48.230
گفت: در روز خندق چه بدی به ما کردند.

00:14:48.230 --> 00:14:51.230
به خدا او یکی از سرسخت ترین افراد بود

00:14:51.230 --> 00:14:53.230
دشمنی با محمد

00:14:53.230 --> 00:14:56.230
این مرد پرچم قوم خود را در دست دارد

00:14:56.230 --> 00:14:59.230
او زیر پرچم خود به جنگ ما می رود

00:14:59.230 --> 00:15:04.019
نعیم بن مسعود

00:15:04.019 --> 00:15:08.019
مردی که میداند جنگ فریب است

00:15:08.019 --> 00:15:10.720
مدا و یارانش

00:15:10.720 --> 00:15:13.720
عمارت ساخته شده زیر آب رفته است

00:15:13.720 --> 00:15:16.460
اوه موهای نرم

00:15:16.460 --> 00:15:18.460
آیا در ستایش آنها برتری دارد؟
