1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,539 --> 00:00:17,539 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:17,539 --> 00:00:22,539 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,539 --> 00:00:25,539 اید الرحمن رفاه الپاشا 5 00:00:25,539 --> 00:00:30,550 خدا رحمتش کند 6 00:00:30,550 --> 00:00:32,549 الزبیر بن العوا 7 00:00:32,549 --> 00:00:34,649 خداوند از او راضی باشد 8 00:00:34,649 --> 00:00:39,609 رهبران جهان هر که رهبری کند و احترام نگذارد 9 00:00:39,609 --> 00:00:45,729 ظلم انسان در آیات و والس 10 00:00:45,729 --> 00:00:47,729 نه، ما نداریم 11 00:00:47,729 --> 00:00:55,420 این شوالیه کیست که با شمشیر خود صف مردم مکه را برید؟ 12 00:00:55,420 --> 00:00:59,420 رژیمی برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 13 00:00:59,420 --> 00:01:03,420 او اولین کسی بود که در اسلام تعیین کننده شد 14 00:01:03,420 --> 00:01:08,420 از این مقداری که فاروق برای مسلمانان مصر آذوقه می فرستاد 15 00:01:08,420 --> 00:01:10,420 بهش قول دادم هزارتا 16 00:01:10,420 --> 00:01:13,420 برای آنها از هزاران نفر بهتر بود 17 00:01:13,420 --> 00:01:17,450 این چریک کیست که تاریخ چریک را نمی دانست؟ 18 00:01:17,450 --> 00:01:19,450 من از او شجاع ترم 19 00:01:19,450 --> 00:01:21,450 بدون فداکاری 20 00:01:21,450 --> 00:01:23,450 هیچ هدف بزرگتری وجود ندارد 21 00:01:23,450 --> 00:01:26,450 هیچ نعمتی بزرگتر برای اسلام نیست 22 00:01:26,450 --> 00:01:28,450 او زبیر بن العوام است 23 00:01:28,450 --> 00:01:32,450 گفتگوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 24 00:01:32,450 --> 00:01:36,609 زبیر بن عوام در الذعبه از قریش بود 25 00:01:36,609 --> 00:01:41,609 نسب او با نسب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جمع می شود 26 00:01:41,609 --> 00:01:43,609 در قصی بن کلیب 27 00:01:43,609 --> 00:01:46,609 مادرش صفیه بنت عبدالمطلب بود 28 00:01:46,609 --> 00:01:50,609 عمه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 29 00:01:50,609 --> 00:01:54,609 عمه او خدیجه بنت خویلد بود 30 00:01:54,609 --> 00:01:59,609 صالح ترین و بخشنده ترین همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. 31 00:01:59,609 --> 00:02:01,700 زبیر بن العوام پاسخ داد 32 00:02:01,700 --> 00:02:04,700 حدود پانزده سال قبل از مأموریت 33 00:02:04,700 --> 00:02:07,700 با این حال، او به سختی نور را دید 34 00:02:07,700 --> 00:02:10,699 تا اینکه خود را یتیم یافت 35 00:02:10,699 --> 00:02:13,699 پدرش در جبهه های جنگ کشته شد 36 00:02:13,699 --> 00:02:16,900 پدربزرگش هم قبلا کشته شده بود 37 00:02:16,900 --> 00:02:20,900 مادرش صفیه بنت عبدالمطلب او را بزرگ کرد 38 00:02:20,900 --> 00:02:23,900 او در زبری و صلابت بزرگ شد 39 00:02:23,900 --> 00:02:27,900 مادرش زنی سختگیر و سختگیر بود 40 00:02:27,900 --> 00:02:30,900 بنابراین از ترس شروع به پرتاب کردن او کرد 41 00:02:30,900 --> 00:02:33,900 و او را در هر خطری قرار دهید 42 00:02:33,900 --> 00:02:36,900 اگر خودداری کرد، تردید کرد یا کوتاه آمد 43 00:02:36,900 --> 00:02:39,900 او را به شدت کتک زد 44 00:02:39,900 --> 00:02:42,900 حتی عمویش نوفل بن خویلد 45 00:02:42,900 --> 00:02:45,900 او را به خاطر ظلم به او سرزنش کرد و گفت: 46 00:02:45,900 --> 00:02:48,900 اینجوری یه پسر رو میزنه 47 00:02:48,900 --> 00:02:51,900 با نفرت بهش زدی 48 00:02:51,900 --> 00:02:54,900 می لرزید و می گفت: 49 00:02:54,900 --> 00:02:57,900 هر کی میگه ازش متنفرم دروغ میگه 50 00:02:57,900 --> 00:03:00,900 اما من او را زدم تا جواب بدهد 51 00:03:00,900 --> 00:03:04,090 ارتش شکست خورده و غارت می آورد 52 00:03:04,090 --> 00:03:07,090 زمانی که شبه جزیره عربستان از نور اسلام درخشید 53 00:03:07,090 --> 00:03:10,090 او زبیر بن العوام بود 54 00:03:10,090 --> 00:03:13,090 از دو سلف اول تا آغوش او 55 00:03:13,090 --> 00:03:16,090 روز دوم اسلام آورد 56 00:03:16,090 --> 00:03:19,090 به اسلام صدیق رضی الله عنه 57 00:03:19,090 --> 00:03:22,120 او پانزده ساله بود 58 00:03:22,120 --> 00:03:25,120 او شجاعی بود که پرها را چشید 59 00:03:25,120 --> 00:03:28,120 هر چه خودت را فروتن کنی، قدرت قوی ترین مردان را به او بده 60 00:03:28,120 --> 00:03:31,120 او نه ضعیف شد و نه ضعیف شد 61 00:03:31,120 --> 00:03:34,120 این عمویش نوفل بن خویلد است 62 00:03:34,120 --> 00:03:37,120 او در شکنجه کردن او برتری دارد 63 00:03:37,120 --> 00:03:40,120 حتی تشک هایی هم روی او غلتیده بود 64 00:03:40,120 --> 00:03:43,120 در لبه های آن آتش روشن می شود 65 00:03:43,120 --> 00:03:46,120 آتش می گیرد 66 00:03:46,120 --> 00:03:49,120 گرما را به بدن او می فرستد 67 00:03:50,120 --> 00:03:53,120 تا اینکه نزدیک بود بر اثر خفگی بمیرد 68 00:03:53,120 --> 00:03:56,120 دایی با آرامش او را تماشا می کرد 69 00:03:56,120 --> 00:03:59,120 اگر پریشانی شدید شد، 70 00:03:59,120 --> 00:04:02,120 به او گفت به دینت برگرد 71 00:04:02,120 --> 00:04:05,120 می گوید: هرگز کافر نمی شوم 72 00:04:05,120 --> 00:04:08,180 زمانی که اولین مسلمانان هجرت کردند 73 00:04:08,180 --> 00:04:11,180 در حبشه، الزبیر پیشتاز بود 74 00:04:11,180 --> 00:04:14,180 مهاجران به همراه برادرانش جان باختند 75 00:04:14,180 --> 00:04:17,180 در مراقبت از پادشاه خوب او 76 00:04:18,180 --> 00:04:21,180 آنها بدون ترس از کسی شروع به پرستش خدا کردند 77 00:04:21,180 --> 00:04:24,180 و در حالی که هستند 78 00:04:24,180 --> 00:04:27,250 مردی از قوم او نزد نگوس بیرون آمد 79 00:04:27,250 --> 00:04:30,250 او در مورد پادشاهی خود بحث می کند 80 00:04:30,250 --> 00:04:33,250 پس نگوس نزد او آمد 81 00:04:33,250 --> 00:04:36,250 او از رود نیل گذشت تا با او و همراهانش دیدار کند 82 00:04:36,250 --> 00:04:39,250 مسلمانان به شدت نگران بودند 83 00:04:39,250 --> 00:04:42,250 ام سلمه گفت او با آنها بود 84 00:04:42,250 --> 00:04:45,250 به خدا من نمی دانم که ما هستیم 85 00:04:45,250 --> 00:04:48,250 من نمی دانم که ما هرگز غمگین بوده ایم 86 00:04:48,250 --> 00:04:51,250 شدیدتر از اتفاقی که اون روز برامون افتاد 87 00:04:51,250 --> 00:04:54,250 از ترس اینکه این مرد ظاهر شود 88 00:04:54,250 --> 00:04:57,250 بر روی Negus و ما را به 89 00:04:57,250 --> 00:05:00,250 مردم ما که به دنبال درخواست ما بودند 90 00:05:00,250 --> 00:05:03,250 اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 91 00:05:03,250 --> 00:05:06,250 از مردی که از نیل عبور می کند 92 00:05:06,250 --> 00:05:09,250 او اخبار مردم را برای ما می آورد 93 00:05:09,250 --> 00:05:12,250 زبیر بن عوام گفت: من هستم. 94 00:05:12,250 --> 00:05:15,279 او یکی از جوان ترین افراد بود 95 00:05:15,279 --> 00:05:18,279 ام سلمه گفت: پس برای او دمیدند 96 00:05:18,279 --> 00:05:21,279 یک پوست آب و آن را روی سینه اش گذاشت 97 00:05:21,279 --> 00:05:24,279 سپس در میان امواج و نهنگ ها شنا کرد 98 00:05:24,279 --> 00:05:27,279 تا اینکه رود نیل از کرانه خود به 99 00:05:27,279 --> 00:05:30,339 به ساحل آن رسید و به میدان جنگ رسید 100 00:05:30,339 --> 00:05:33,339 در حالی که با هم منتظر بودیم 101 00:05:33,339 --> 00:05:36,339 از خدا می خواهیم که نگوس ظاهر شود 102 00:05:36,339 --> 00:05:39,339 دشمن او هنگامی که زبیر بر ما وارد شد 103 00:05:39,339 --> 00:05:42,339 لباسش را از دور تکان می دهد و می گوید 104 00:05:42,339 --> 00:05:45,339 خبر خوب ندهم؟ نگوس خود را بافته است 105 00:05:45,339 --> 00:05:48,339 خداوند دشمنش را نابود کند 106 00:05:48,339 --> 00:05:51,339 ام سلمه گفت: به خدا سوگند تو به ما یاد ندادی. 107 00:05:51,339 --> 00:05:54,339 مثل همیشه خوشحال بودیم 108 00:05:54,339 --> 00:05:57,439 هنگامی که زبیر به مکه بازگشت 109 00:05:57,439 --> 00:06:00,439 جوانی خود را از حبشه گذاشت 110 00:06:00,439 --> 00:06:03,439 با شجاعت و شهامتش بسم الله 111 00:06:03,439 --> 00:06:06,439 و رسولش صلی الله علیه و آله و سلم 112 00:06:06,439 --> 00:06:09,439 مشرکان از رسول خدا لرزیدند 113 00:06:09,439 --> 00:06:12,439 خدا رحمتش کند و درود فرستد. گفتند 114 00:06:12,439 --> 00:06:15,439 او را برای کشتن بردند 115 00:06:15,439 --> 00:06:18,439 پسر شجاع شمشیر خود را بیرون آورد 116 00:06:18,439 --> 00:06:21,439 و صفوف مردم را از هم جدا کرد 117 00:06:21,439 --> 00:06:24,439 تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله به سن رسید 118 00:06:24,439 --> 00:06:27,439 در بالای مکه 119 00:06:27,439 --> 00:06:30,439 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود 120 00:06:30,439 --> 00:06:33,439 زبیر چه مشکلی داری؟ 121 00:06:33,439 --> 00:06:36,629 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر او دعا کرد 122 00:06:36,629 --> 00:06:39,629 و برای شمشیرش 123 00:06:39,629 --> 00:06:42,629 بنابراین، شمشیر او اولین شمشیر بود 124 00:06:42,629 --> 00:06:45,860 در اسلام بپرس 125 00:06:45,860 --> 00:06:48,860 و هنگامی که خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله اجازه داد 126 00:06:48,860 --> 00:06:51,860 با مهاجرت به شهر 127 00:06:51,860 --> 00:06:54,860 مسلمانان دسته دسته رفتند 128 00:06:54,860 --> 00:06:57,860 برای حمایت از یکدیگر 129 00:06:57,860 --> 00:07:00,860 آنها مطمئن شدند که مخفیانه بیرون می روند 130 00:07:00,860 --> 00:07:03,860 جز سه فرقه مسلمان 131 00:07:03,860 --> 00:07:06,860 انفرادی بیرون رفتند 132 00:07:06,860 --> 00:07:09,860 و انبوهی از قریش 133 00:07:09,860 --> 00:07:12,860 یکی از آنها در حال طواف بر کعبه بود 134 00:07:12,860 --> 00:07:15,860 قریش اجازه خروج او را می دهند 135 00:07:15,860 --> 00:07:18,860 او آنها را به چالش می کشد تا او را دفع کنند یا به او برسند 136 00:07:18,860 --> 00:07:21,860 این سه تا 137 00:07:21,860 --> 00:07:24,860 عمر بن الخطاب 138 00:07:24,860 --> 00:07:27,860 جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 139 00:07:27,860 --> 00:07:30,860 عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 140 00:07:30,860 --> 00:07:33,860 و الزبیر بن العوام 141 00:07:33,860 --> 00:07:36,860 شاگردان من رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 142 00:07:36,860 --> 00:07:40,079 در روز بدر 143 00:07:40,079 --> 00:07:43,079 تنها دو پارسی با مسلمانان بودند 144 00:07:43,079 --> 00:07:46,079 یکی از آنها متعلق به زبیر بن العوام بود 145 00:07:46,079 --> 00:07:49,079 پس سوار اسبش شد 146 00:07:49,079 --> 00:07:52,079 عمامه زردی دور سرش پیچید 147 00:07:52,079 --> 00:07:55,079 و هنگامی که خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله روزی داد 148 00:07:55,079 --> 00:07:58,079 با فرشته ها 149 00:07:58,079 --> 00:08:01,079 و عمامه زرد به سر داشتند 150 00:08:01,079 --> 00:08:04,079 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند 151 00:08:04,079 --> 00:08:07,079 فرشتگان بر سيم الزبير نازل شدند 152 00:08:07,079 --> 00:08:10,209 یعنی به شرح و تصویر او 153 00:08:10,209 --> 00:08:13,209 هابیل الزبیر در بدر مصیبت بود 154 00:08:13,209 --> 00:08:16,209 شایسته شوالیه نجیبی مثل اوست 155 00:08:16,209 --> 00:08:19,209 با گروهی از مشرکان آشنا شد 156 00:08:19,209 --> 00:08:22,269 آنها را روی دستان خود کشتی گرفت 157 00:08:22,269 --> 00:08:25,269 اگر بدانید کسی او را کشته است تعجب خواهید کرد 158 00:08:25,269 --> 00:08:28,269 بلکه عمویش نوفل بن خویلد است 159 00:08:28,269 --> 00:08:31,459 صاحب تشک 160 00:08:31,459 --> 00:08:34,460 و در یک روز یکشنبه 161 00:08:34,460 --> 00:08:37,460 الزبیر با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کرد. 162 00:08:37,460 --> 00:08:40,460 برای مردن در این تهاجم 163 00:08:40,460 --> 00:08:43,460 هنگامی که مصیبت بر مسلمانان شدید شد 164 00:08:43,460 --> 00:08:46,460 آنها شروع به شکست در هر جهت کردند 165 00:08:46,460 --> 00:08:49,460 رسول خدا صلی الله علیه و آله دید 166 00:08:49,460 --> 00:08:52,460 به شدت به مسلمانان ضربه می زند 167 00:08:52,460 --> 00:08:55,460 مردان آنها با خشونت کشته می شوند 168 00:08:55,460 --> 00:08:58,460 رو به الزبیر کرد و گفت 169 00:08:58,460 --> 00:09:01,460 به او ای زبیر حتی یک کلمه 170 00:09:01,460 --> 00:09:04,460 رسول صلی الله علیه و آله و سلم لمس می کند 171 00:09:04,460 --> 00:09:07,460 او آن را شنید تا اینکه شیر تو را به گریه انداخت 172 00:09:07,460 --> 00:09:10,460 او از مردم بالاتر رفت 173 00:09:10,460 --> 00:09:13,460 در حالی که بر اسبش بود بر او پرید 174 00:09:13,460 --> 00:09:16,460 او را در آغوش گرفت و روی زمین آورد 175 00:09:16,460 --> 00:09:19,460 به طوری که حتی روی آن از پهلو غلت نمی خورد 176 00:09:19,460 --> 00:09:22,500 سینه کن و او را بکش 177 00:09:22,500 --> 00:09:25,500 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را فدیه داد 178 00:09:25,500 --> 00:09:28,750 بعد پدر و مادرش 179 00:09:28,750 --> 00:09:31,750 در روز حنین یا مشرکان شکایت کردند 180 00:09:31,750 --> 00:09:34,750 احاطه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 181 00:09:34,750 --> 00:09:37,750 او همچنان از آنها اطاعت می کند 182 00:09:37,750 --> 00:09:40,750 تا اینکه آنها را از جایشان برد 183 00:09:40,750 --> 00:09:43,750 مشرکان به یکی از سران خود از فارس شکایت کردند 184 00:09:43,750 --> 00:09:46,750 نیزه اش را روی شانه اش گذاشت 185 00:09:46,750 --> 00:09:49,750 سرش را با ملحفه زرد می بندد 186 00:09:49,750 --> 00:09:52,750 و در این امر به او کمک کردند 187 00:09:52,750 --> 00:09:55,750 و از او در این باره سؤال کردند و او گفت 188 00:09:55,750 --> 00:09:58,750 این الزبیر بن العوام است 189 00:09:58,750 --> 00:10:01,750 و به خدا و جلال سوگند 190 00:10:01,750 --> 00:10:04,820 از جمعیت خود الهام بگیرید 191 00:10:04,820 --> 00:10:07,820 و آنها را با درجات شما مخلوط کنید، پس در برابر او ثابت قدم باشید 192 00:10:07,820 --> 00:10:10,820 الزبیر دروغ نگفته است 193 00:10:10,820 --> 00:10:13,820 کف زد و آنها را با چاقو زد تا اینکه صفوفشان را با هم مخلوط کرد 194 00:10:13,820 --> 00:10:17,139 و آنها را از آن حذف کنید 195 00:10:17,139 --> 00:10:20,139 سایه شمشیر الزبیر بن العوام 196 00:10:20,139 --> 00:10:23,139 سرگردان در طول زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 197 00:10:23,139 --> 00:10:26,139 عقب نیفتاد 198 00:10:26,139 --> 00:10:29,139 درباره جنگی که پیامبر صلی الله علیه و آله هرگز به آن هجوم نیاورد 199 00:10:29,139 --> 00:10:32,200 او ممکن است برای این تحمل کند 200 00:10:32,200 --> 00:10:35,200 انشاءالله طاقت بیاورد 201 00:10:35,200 --> 00:10:38,200 حتی هیچ یک از اعضای بدنش باقی نمانده بود 202 00:10:39,200 --> 00:10:42,200 جز اینکه با رسول خدا صلی الله علیه و آله مجروح شد 203 00:10:42,200 --> 00:10:45,299 اگه بریم تحقیق کنیم 204 00:10:45,299 --> 00:10:48,299 تصاویری با بازی الزبیر بن العوام 205 00:10:48,299 --> 00:10:51,299 پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 206 00:10:51,299 --> 00:10:54,299 ما آن را کمتر درخشان و منحصر به فرد خواهیم یافت 207 00:10:54,299 --> 00:10:57,299 نسبت به آن دوران 208 00:10:57,299 --> 00:11:00,299 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 209 00:11:00,299 --> 00:11:03,299 ما از این تصاویر روشن راضی هستیم 210 00:11:03,299 --> 00:11:06,299 وضو برای یک روز کافی نبود 211 00:11:06,299 --> 00:11:09,490 فتح مصر 212 00:11:09,490 --> 00:11:12,490 عمر بن العاص برای فتح مصر به مصر رفت 213 00:11:12,490 --> 00:11:15,490 در سه هزار و پانصد مرد 214 00:11:15,490 --> 00:11:18,490 از سربازان مسلمان 215 00:11:18,490 --> 00:11:21,490 به محض ورود به سرزمین کنانا 216 00:11:21,490 --> 00:11:24,490 تا اینکه احساس نیاز به حمایت کرد 217 00:11:24,490 --> 00:11:27,490 پس به فاروق نوشت و از او چیزی خواست 218 00:11:27,490 --> 00:11:30,490 او به اندازه کافی سرباز دارد 219 00:11:30,490 --> 00:11:33,490 فاروق به اطرافش نگاه کرد 220 00:11:34,490 --> 00:11:37,490 الزبیر در آن زمان بود 221 00:11:37,490 --> 00:11:40,490 او تصمیم گرفت به انطاکیه حمله کند 222 00:11:40,490 --> 00:11:43,490 عمر به او گفت 223 00:11:43,490 --> 00:11:46,490 ای اباعبدالله آیا ولایت مصر را داری؟ 224 00:11:46,490 --> 00:11:49,490 گفت نیازی به آن ندارم 225 00:11:49,490 --> 00:11:52,490 اما برو بیرون و برای خدا تلاش کن 226 00:11:52,490 --> 00:11:55,490 یاور مسلمانان 227 00:11:55,490 --> 00:11:58,490 اگر عمر را پیدا کردی باز می کند 228 00:11:58,490 --> 00:12:01,490 من در معرض کار او نبودم و سراغ برخی رفتم 229 00:12:02,490 --> 00:12:05,490 و اگر او را در جهاد یافتی با او خواهی بود 230 00:12:05,490 --> 00:12:08,519 فاروق چهار هزار تهیه کرد 231 00:12:08,519 --> 00:12:11,519 چه کسی مسلمانان را جذب کرد؟ 232 00:12:11,519 --> 00:12:14,519 زبیر بن عوام بر آنها منصوب شد 233 00:12:14,519 --> 00:12:17,519 مقداد بن الاسود و عباده بن السامیت 234 00:12:17,519 --> 00:12:20,519 و مسلمه بن مخلد 235 00:12:20,519 --> 00:12:23,519 او به عمر بن العاصی نوشت: 236 00:12:23,519 --> 00:12:26,519 من به شما چهار هزار مرد می دهم 237 00:12:26,519 --> 00:12:29,519 برای هر هزار نفر از آنها یک مرد در مقام هزار وجود دارد 238 00:12:29,519 --> 00:12:32,899 هنگامی که زبیر نزد عمر آمد 239 00:12:32,899 --> 00:12:35,899 او را در حال محاصره قلعه بابلی یافت 240 00:12:35,899 --> 00:12:38,899 در فسطات بر اسب خود سوار شد 241 00:12:38,899 --> 00:12:41,899 دور دیوارهای قلعه قدم زد 242 00:12:41,899 --> 00:12:45,159 سپس به افراد خود مکان های آنها را اختصاص داد 243 00:12:45,159 --> 00:12:48,159 محاصره قلعه بابل مدت زیادی به طول انجامید 244 00:12:48,159 --> 00:12:51,159 و مردم را وادار کرد که بگویند در قلعه است 245 00:12:51,159 --> 00:12:54,159 آنها ما را آفت دادند، پس الزبیر گفت 246 00:12:54,159 --> 00:12:57,190 ما فقط برای چاقو زدن و طاعون آمده ایم 247 00:12:57,190 --> 00:13:00,190 و هنگامی که فتح کند شد 248 00:13:00,190 --> 00:13:03,190 کسالت و کینه تقریباً بر مسلمانان غلبه کرد 249 00:13:03,190 --> 00:13:06,190 زبیر گفت: خود را به خدا می سپارم 250 00:13:06,190 --> 00:13:09,190 امیدوارم خداوند آن را باز کند 251 00:13:09,190 --> 00:13:12,220 بر مسلمانان 252 00:13:12,220 --> 00:13:15,220 الزبیر صلح نزدیک و محکمی را آماده کرد 253 00:13:15,220 --> 00:13:18,220 آن را به یکی از دیوارهای قلعه تکیه داد 254 00:13:18,220 --> 00:13:21,220 به مردانش دستور داد که تکبیر او را بشنوند 255 00:13:21,220 --> 00:13:24,220 که همه یک صدا جواب می دهند 256 00:13:25,220 --> 00:13:28,220 و فقط تعداد کمی است 257 00:13:28,220 --> 00:13:31,220 تا اینکه زبیر بن العوام شمشیر کشید 258 00:13:31,220 --> 00:13:34,220 در یک چشم به هم زدن از پله ها بالا رفت 259 00:13:34,220 --> 00:13:37,220 دیوار قلعه را حصار کشید و فریاد زد 260 00:13:37,220 --> 00:13:40,220 خدا بزرگ است، خدا بزرگ است 261 00:13:40,220 --> 00:13:43,220 هزاران گله به دنبال او به راه افتادند 262 00:13:43,220 --> 00:13:46,220 درنگ کردن، خدا بزرگ است 263 00:13:46,220 --> 00:13:49,220 خدا بزرگ است 264 00:13:49,220 --> 00:13:52,220 صدای آن دل مشرکان را به لرزه درآورد 265 00:13:52,220 --> 00:13:55,220 الزبیر خود را به داخل شهر انداخت 266 00:13:55,220 --> 00:13:58,220 در داخل قلعه و به دنبال آن سربازان 267 00:13:58,220 --> 00:14:01,220 مسلمانان خود را به دنبال او بیاندازند 268 00:14:01,220 --> 00:14:04,220 و شمشیرهای خود را به گردن رومیان گذاشتند 269 00:14:04,220 --> 00:14:07,220 که از غافلگیری متحیر شدند 270 00:14:07,220 --> 00:14:10,220 زبیر و یارانش به سوی دروازه قلعه حرکت کردند 271 00:14:10,220 --> 00:14:13,220 آنها آن را باز کردند و جمعیت به داخل آن هجوم بردند 272 00:14:13,220 --> 00:14:16,220 مسلمانان و به دشمن او حمله کردند 273 00:14:16,220 --> 00:14:19,220 Thunderbolt سرکوب شد 274 00:14:20,220 --> 00:14:23,220 خداوند پیروزی را برای سربازانش نوشت 275 00:14:23,220 --> 00:14:26,220 و گفته شد: ستمگران را بفرستید. 276 00:14:26,220 --> 00:14:31,139 فرشتگان بر سيم الزبير نازل شدند 277 00:14:31,139 --> 00:14:34,460 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 278 00:14:34,460 --> 00:14:37,460 روز بدر