1 00:00:00,000 --> 00:00:04,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:04,000 --> 00:00:10,000 محمد رسول خداست 3 00:00:10,000 --> 00:00:17,750 خلاصه ای از سیره پیامبر 4 00:00:17,750 --> 00:00:25,100 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله 5 00:00:25,100 --> 00:00:37,590 ازدواج رسول خدا صلی الله علیه و آله با ابن جویریه بنت الحارث رضی الله عنه. 6 00:00:37,590 --> 00:00:45,939 رسول خدا صلی الله علیه و آله با جویریه بنت الحارث رضی الله عنه ازدواج کرد. 7 00:00:45,939 --> 00:00:48,939 این بعد از آزادی او بود 8 00:00:48,939 --> 00:00:51,939 داستان او را امام احمد در مسند خود آورده است 9 00:00:51,939 --> 00:00:55,939 و ابوداود در سنن خود با سند حسنه 10 00:00:55,939 --> 00:00:58,939 قال عایشه رضی الله عنها 11 00:00:58,939 --> 00:01:04,939 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سبایة بن المصطلق را تقسیم کرد. 12 00:01:04,939 --> 00:01:10,939 جویریه بنت الحارث عاشق ثابت بن قیس بن شمس رضی الله عنه شد. 13 00:01:10,939 --> 00:01:12,939 یا به پسر عموی خدا 14 00:01:12,939 --> 00:01:15,939 و برای خودش نوشت 15 00:01:15,939 --> 00:01:18,939 او زنی مهربان و مهربان بود 16 00:01:18,939 --> 00:01:22,939 هیچ کس آن را نمی بیند مگر اینکه خودش آن را بگیرد 17 00:01:22,939 --> 00:01:28,939 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و در نوشتن آن از او یاری خواست 18 00:01:28,939 --> 00:01:35,939 او گفت: به خدا سوگند تنها زمانی که آن را درب اتاقم دیدم از آن متنفر شدم. 19 00:01:35,939 --> 00:01:38,939 می دانستم که او همان چیزی را که من دیدم از او خواهد دید 20 00:01:38,939 --> 00:01:42,030 پس بر او وارد شد و گفت: 21 00:01:42,030 --> 00:01:44,030 ای رسول خدا 22 00:01:44,030 --> 00:01:47,030 من جویریه بنت الحارث بن ابی دیرار هستم 23 00:01:47,030 --> 00:01:49,030 آقای ناسیونالیست 24 00:01:49,030 --> 00:01:52,030 من به مصیبتی مبتلا شده ام که بر تو پوشیده نیست 25 00:01:52,030 --> 00:01:56,030 به تیر ثابت بن قیس بن شمس افتاد 26 00:01:56,030 --> 00:01:59,030 پس برای خودم نوشتم 27 00:01:59,030 --> 00:02:02,030 پس به نزد شما آمدم تا از شما برای نوشتن کمک بخواهم 28 00:02:02,030 --> 00:02:06,030 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 29 00:02:06,030 --> 00:02:09,030 آیا چیزی بهتر از این برای شما وجود دارد؟ 30 00:02:09,030 --> 00:02:12,030 عرض کرد: این چیست یا رسول الله؟ 31 00:02:12,030 --> 00:02:16,030 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 32 00:02:16,030 --> 00:02:19,030 من برای نوشتن شما هزینه خواهم کرد و با شما ازدواج خواهم کرد 33 00:02:19,030 --> 00:02:22,030 گفت: آری یا رسول الله 34 00:02:22,030 --> 00:02:26,099 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 35 00:02:26,099 --> 00:02:28,099 من انجام دادم 36 00:02:28,099 --> 00:02:31,099 گفت و خبر به گوش مردم رسید 37 00:02:31,099 --> 00:02:34,099 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 38 00:02:34,099 --> 00:02:37,099 او با جویریه بنت الحارث ازدواج کرد 39 00:02:37,099 --> 00:02:43,099 مردم گفتند: خسران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. 40 00:02:43,099 --> 00:02:45,099 پس آنها را با دست فرستادند 41 00:02:46,099 --> 00:02:50,099 او گفت که با ازدواج با او آزاد شده است 42 00:02:50,099 --> 00:02:53,099 صد نفر از خاندان بنی مصطلق 43 00:02:53,099 --> 00:02:59,099 من زنی را نمی شناسم که برای قوم خود نعمتی بزرگتر از او باشد 44 00:02:59,099 --> 00:03:05,020 منافقانی که به دنبال ایجاد اختلاف هستند 45 00:03:05,020 --> 00:03:10,590 ذکر کردیم که با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفت 46 00:03:10,590 --> 00:03:14,590 در این کارزار تعداد زیادی از منافقین حضور داشتند 47 00:03:14,590 --> 00:03:20,590 و در رأس آنها عبدالله بن ابی بن سلول، رئیس منافقین است 48 00:03:20,590 --> 00:03:24,590 خروجشان با رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود 49 00:03:24,590 --> 00:03:26,590 در این تهاجم 50 00:03:26,590 --> 00:03:29,590 مگر برای دامن زدن به اختلاف بین مسلمانان 51 00:03:29,590 --> 00:03:33,590 اتفاقات بزرگ به خاطر آنها رخ داد 52 00:03:33,590 --> 00:03:37,590 از جمله تحریک احساسات پیش از اسلام 53 00:03:37,590 --> 00:03:40,620 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 54 00:03:40,620 --> 00:03:44,620 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 55 00:03:44,620 --> 00:03:49,620 ما در جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودیم 56 00:03:49,620 --> 00:03:53,620 مردی از مهاجران مرد انصار را با لگد زد 57 00:03:53,620 --> 00:03:57,620 انصاری گفت: ای انصار 58 00:03:57,620 --> 00:04:01,620 مهاجران گفتند: ای مهاجران! 59 00:04:01,620 --> 00:04:05,620 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را شنید 60 00:04:05,620 --> 00:04:09,620 گفت: ادعای جاهلیت چیست؟ 61 00:04:09,620 --> 00:04:12,620 گفتند یا رسول الله 62 00:04:12,620 --> 00:04:16,620 مردی از مهاجران مردی از انصار را با چاقو زد 63 00:04:16,620 --> 00:04:20,620 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 64 00:04:20,620 --> 00:04:23,620 او را تنها بگذار، او زیباست 65 00:04:23,620 --> 00:04:27,620 امام مسلم در روایت دیگری در صحیح خود افزوده است 66 00:04:27,620 --> 00:04:31,620 انسان از برادرش حمایت کند، خواه ظالم باشد یا ظلم 67 00:04:31,620 --> 00:04:34,620 اگر ظالم است، حرامش کنند 68 00:04:34,620 --> 00:04:36,620 زیرا او پیروزی دارد 69 00:04:36,620 --> 00:04:39,620 اگر مظلوم است از او حمایت کند 70 00:04:39,620 --> 00:04:43,360 موضع ابن سلول در این باره 71 00:04:43,360 --> 00:04:48,360 عبدالله بن ابی بن سلول با شنیدن این سخن خشمگین شد 72 00:04:48,360 --> 00:04:50,360 او یک چیز قابل اعتراض گفت 73 00:04:50,360 --> 00:04:53,360 ابن اسحاق در شرح حال خود از شیوخ خود روایت کرده است 74 00:04:53,360 --> 00:04:58,360 گفتند و عبدالله بن ابی بن سلول خشمگین شد 75 00:04:58,360 --> 00:05:00,360 او گروهی از مردم خود را دارد 76 00:05:00,360 --> 00:05:03,360 از جمله زید بن ارقم رضی الله عنه است 77 00:05:03,360 --> 00:05:05,360 یک پسر نوجوان 78 00:05:05,360 --> 00:05:08,360 گفت: یا این کار را کردند؟ 79 00:05:08,360 --> 00:05:12,360 آنها ما را از خود بیگانه کرده اند و ما را در کشورمان افزایش داده اند 80 00:05:12,360 --> 00:05:15,360 به خدا ما لباس قریش را پس ندادیم 81 00:05:15,360 --> 00:05:17,360 به جز همان چیزی که اولی گفت 82 00:05:17,360 --> 00:05:20,360 سگت تو را می خورد 83 00:05:20,360 --> 00:05:23,360 به خدا اگر به شهر برگردیم 84 00:05:23,360 --> 00:05:26,360 شرافتمندتر، پست تر را بیرون بیاورد 85 00:05:26,360 --> 00:05:29,360 سپس به کسانی از قومش که حاضر بودند روی آورد 86 00:05:29,360 --> 00:05:34,360 به آنها گفت: این همان کاری است که با خود کردید. 87 00:05:34,360 --> 00:05:36,360 شما به آنها اجازه ورود به کشورتان را دادید 88 00:05:36,360 --> 00:05:39,360 و شما پول خود را با آنها تقسیم کردید 89 00:05:39,360 --> 00:05:43,360 به خدا سوگند اگر آنها را عقب نگه می داشتی، نمی توانستی آنها را کنترل کنی 90 00:05:43,360 --> 00:05:46,519 برای نقل مکان به مکانی غیر از خانه خود 91 00:05:46,519 --> 00:05:49,519 از امام بخاری و مسلم و ترمذی روایت شده است 92 00:05:49,519 --> 00:05:52,519 تلفظ ترمذی است 93 00:05:52,519 --> 00:05:56,519 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 94 00:05:56,519 --> 00:05:59,519 عبدالله بن ابی بن سلول این را شنید 95 00:05:59,519 --> 00:06:02,519 گفت: یا این کار را کردند؟ 96 00:06:02,519 --> 00:06:05,519 به خدا اگر به شهر برگردیم 97 00:06:05,519 --> 00:06:08,519 شرافتمندتر، پست تر را بیرون بیاورد 98 00:06:08,519 --> 00:06:11,579 عمر رضی الله عنه گفت 99 00:06:11,579 --> 00:06:13,579 ای رسول خدا 100 00:06:13,579 --> 00:06:16,620 بگذار گردن این منافق را بکوبم 101 00:06:16,620 --> 00:06:19,620 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 102 00:06:19,620 --> 00:06:21,620 اجازه دهید 103 00:06:21,620 --> 00:06:25,620 مردم درباره کشتن یارانش توسط محمد صحبت نمی کنند 104 00:06:25,620 --> 00:06:30,699 زید بن ارقم رضی الله عنه 105 00:06:30,699 --> 00:06:33,699 او خبر را می گوید 106 00:06:33,699 --> 00:06:37,300 وقتی زید بن ارقم رضی الله عنه شنید 107 00:06:37,300 --> 00:06:40,300 اونم از این منافق 108 00:06:40,300 --> 00:06:43,339 رفت و ماجرا را به عمویش گفت 109 00:06:43,339 --> 00:06:46,339 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 110 00:06:46,339 --> 00:06:49,339 از زید بن ارقم رضی الله عنه گفت 111 00:06:49,339 --> 00:06:52,339 من در یک حمله بودم 112 00:06:52,339 --> 00:06:55,339 پس شنیدم عبدالله بن ابی می گفت 113 00:06:55,339 --> 00:06:58,339 برای کسانی از رسول خدا خرج نکنید 114 00:06:58,339 --> 00:07:01,339 تا اینکه اطرافیانش را تکان دهند 115 00:07:02,339 --> 00:07:05,339 شرافتمندتر، پست تر را بیرون بیاورد 116 00:07:05,339 --> 00:07:08,370 پس این را به عمو یا عمرم اشاره کردم 117 00:07:08,370 --> 00:07:12,370 پس آن را برای پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر کرد 118 00:07:12,370 --> 00:07:15,370 بنابراین او با من تماس گرفت و من با او صحبت کردم 119 00:07:15,370 --> 00:07:18,370 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را فرستاد 120 00:07:18,370 --> 00:07:21,370 به عبدالله بن ابی و یارانش 121 00:07:21,370 --> 00:07:24,370 پس به آنچه گفتند سوگند یاد کردند 122 00:07:24,370 --> 00:07:27,370 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من دروغ گفت 123 00:07:27,370 --> 00:07:30,620 و به عبارت دیگر در دو صحیح 124 00:07:30,620 --> 00:07:33,620 زید رضی الله عنه گفت 125 00:07:33,620 --> 00:07:36,620 پس نزد عبدالله بن اُبی فرستاد 126 00:07:36,620 --> 00:07:39,620 پس از او بخواهید و برای ادای سوگند تلاش کنید 127 00:07:39,620 --> 00:07:42,620 کاری که کرد و گفت 128 00:07:42,620 --> 00:07:45,620 زید رسول خدا صلی الله علیه و آله دروغ گفت 129 00:07:45,620 --> 00:07:48,689 و در روایت الطحاوی در شرح 130 00:07:48,689 --> 00:07:51,689 مشکل آثار باستانی با زنجیره انتقال خوب 131 00:07:51,689 --> 00:07:54,689 زید رضی الله عنه گفت 132 00:07:54,689 --> 00:07:57,689 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نگاه کرد 133 00:07:57,689 --> 00:08:00,689 سعد بن عباده رضی الله عنه گفت 134 00:08:00,689 --> 00:08:03,689 سعد گفت یا رسول الله 135 00:08:03,689 --> 00:08:06,689 اما پسر به من گفت 136 00:08:06,689 --> 00:08:09,689 از زید بن ارقم 137 00:08:09,689 --> 00:08:12,689 بعد سعد آمد دستم را گرفت و پیاده کرد 138 00:08:12,689 --> 00:08:15,689 گفت: این یکی به من گفت. 139 00:08:15,689 --> 00:08:18,689 عبدالله بن ابی مرا سرزنش کرد 140 00:08:18,689 --> 00:08:21,689 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتم 141 00:08:21,689 --> 00:08:24,689 پس گریه کردم 142 00:08:24,689 --> 00:08:27,689 و آن که بر تو نبوت نازل کرد 143 00:08:27,689 --> 00:08:30,689 او گفت 144 00:08:30,689 --> 00:08:33,690 زید رضی الله عنه گفت 145 00:08:33,690 --> 00:08:36,690 امثال آن برایم پیش نیامده بود 146 00:08:36,690 --> 00:08:39,690 عمویم به من گفت 147 00:08:39,690 --> 00:08:42,690 نخواستی تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به تو دروغ گفت 148 00:08:42,690 --> 00:08:47,700 و من از تو متنفرم 149 00:08:47,700 --> 00:08:50,700 اعتقاد به ظهور زید بن ارقم 150 00:08:50,700 --> 00:08:54,250 خداوند از او راضی باشد 151 00:08:55,250 --> 00:08:58,250 در حالی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله راه می رفتم 152 00:08:58,250 --> 00:09:01,250 سرم از نگرانی می تپید 153 00:09:01,250 --> 00:09:04,250 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من آمد 154 00:09:04,250 --> 00:09:07,250 گوشم را مالید و به صورتم خندید 155 00:09:07,250 --> 00:09:10,250 من از داشتن یک ابدیت در این دنیا با او خوشحال نمی شدم 156 00:09:10,250 --> 00:09:13,250 سپس ابوبکر به دنبال من آمد 157 00:09:13,250 --> 00:09:16,309 و او گفت 158 00:09:16,309 --> 00:09:19,309 آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما فرمود 159 00:09:19,309 --> 00:09:22,309 گفتم 160 00:09:22,309 --> 00:09:25,309 به من چیزی نگفت 161 00:09:25,309 --> 00:09:28,309 با این حال او گوشم را لیسید و به صورتم خندید 162 00:09:28,309 --> 00:09:31,309 و او گفت 163 00:09:31,309 --> 00:09:34,340 بشارت بده 164 00:09:34,340 --> 00:09:37,340 سپس عمر رضی الله عنه به دنبال من آمد 165 00:09:37,340 --> 00:09:40,340 پس همان طور که به ابوبکر گفتم به او گفتم 166 00:09:40,340 --> 00:09:43,340 وقتی شدیم 167 00:09:43,340 --> 00:09:46,340 رسول خدا صلی الله علیه و آله بخواند 168 00:09:46,340 --> 00:09:49,570 سوره منافقین 169 00:09:50,570 --> 00:09:53,570 تلفظ برای احمد است 170 00:09:53,570 --> 00:09:56,570 از زید بن ارقم رضی الله عنه گفت 171 00:09:56,570 --> 00:09:59,570 پس نزد پیامبر خدا فرستاد 172 00:09:59,570 --> 00:10:02,570 یا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدی 173 00:10:02,570 --> 00:10:05,570 فرمود که خداوند متعال 174 00:10:05,570 --> 00:10:08,570 عذر تو را آشکار کرده و حقیقت تو را تأیید کرده است 175 00:10:08,570 --> 00:10:11,570 گفت: پس این آیه نازل شد. 176 00:10:11,570 --> 00:10:14,570 اینها هستند که می گویند خرج نکنید 177 00:10:14,570 --> 00:10:17,570 از رسول خدا 178 00:10:17,570 --> 00:10:20,570 تا زمانی که تکان بخورند 179 00:10:20,570 --> 00:10:23,570 تا اینکه رسید 180 00:10:23,570 --> 00:10:26,700 چون اگر به شهر برگردیم آنها می روند 181 00:10:26,700 --> 00:10:29,700 عزیزتر از پست ترین 182 00:10:29,700 --> 00:10:32,700 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 183 00:10:32,700 --> 00:10:35,700 قال عن انس رضی الله عنه 184 00:10:35,700 --> 00:10:38,700 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 185 00:10:38,700 --> 00:10:41,700 این همان چیزی است که خداوند به اذن خود به او عطا کرد 186 00:10:41,700 --> 00:10:44,700 حافظ در الفتح گفته است 187 00:10:45,700 --> 00:10:48,700 معنی واقعی تر است 188 00:10:48,700 --> 00:10:52,590 خلاصه ای از سیره پیامبر 189 00:11:16,940 --> 00:11:19,940 با بقیه 190 00:11:19,940 --> 00:11:23,669 او شفا داد