WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.609 --> 00:00:17.609
انجمن مواضع خشنود است

00:00:17.609 --> 00:00:21.609
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:21.609 --> 00:00:25.670
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.670 --> 00:00:26.670
خدا رحمتش کند

00:00:30.620 --> 00:00:36.219
بلال بن رباح رضی الله عنه

00:00:52.079 --> 00:00:57.079
بلال بن رباح مؤذن رسول الله صلی الله علیه وسلم

00:00:57.079 --> 00:01:01.079
یکی از شگفت انگیزترین بیوگرافی مبارزه در راه ایمان

00:01:01.079 --> 00:01:05.079
داستانی است که زمان از تکرار آن خسته نمی شود

00:01:05.079 --> 00:01:08.079
اذان هرگز به جادوی سرود خود راضی نمی شود

00:01:08.079 --> 00:01:14.079
بلال حدود 43 سال قبل از هجرت در صراط به دنیا آمد

00:01:14.079 --> 00:01:17.079
پدرش رابه نام داشت

00:01:17.079 --> 00:01:20.079
مادرش همامه نام داشت

00:01:20.079 --> 00:01:24.079
کنیز سیاهی اهل مکه است

00:01:24.079 --> 00:01:28.079
به همین دلیل عده ای او را ابن السوده نامیدند

00:01:28.079 --> 00:01:31.209
بلال در ام القری بزرگ شد

00:01:31.209 --> 00:01:34.209
مالک آن یتیمان بنی عبدالدر بود

00:01:34.209 --> 00:01:37.209
یا پدرشان به دنبال آنها نزد امیه بن خلف رفت

00:01:37.209 --> 00:01:39.209
یکی از سرهای کفر

00:01:39.209 --> 00:01:43.269
هنگامی که مکه با چراغ های دین جدید درخشید

00:01:43.269 --> 00:01:47.269
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم می خواند

00:01:47.269 --> 00:01:49.269
با کلمه توحید

00:01:49.269 --> 00:01:53.269
بلال از اولین کسانی بود که اسلام آورد

00:01:53.269 --> 00:01:57.269
اسلام آورد و مسلمانی بر روی زمین نبود

00:01:57.269 --> 00:02:01.269
به جز چند مورد از دو مورد اول

00:02:01.269 --> 00:02:04.269
در رأس آنها خدیجه بنت خویلد قرار دارد

00:02:04.269 --> 00:02:06.269
مادر مؤمنان

00:02:06.269 --> 00:02:08.270
و ابوبکر صدیق

00:02:08.270 --> 00:02:10.270
و علی بن ابی طالب

00:02:10.270 --> 00:02:12.270
و عمار بن یاسر

00:02:12.270 --> 00:02:14.270
و مادرش سمیه است

00:02:14.270 --> 00:02:16.270
و صهیب الرومی

00:02:16.270 --> 00:02:18.270
و المقداد بن الاسود

00:02:18.270 --> 00:02:21.620
بلال از مشرکان آسیب دید

00:02:21.620 --> 00:02:23.620
مگر اینکه آن را پیدا کند

00:02:23.620 --> 00:02:25.620
او از ظلم و بی رحمی آنها رنج می برد

00:02:25.620 --> 00:02:27.620
و دلهایشان را سخت کن

00:02:27.620 --> 00:02:29.620
مگر اینکه شخص دیگری از آن رنج ببرد

00:02:29.620 --> 00:02:32.620
او و ستمدیدگان همراهش صبر کردند

00:02:32.620 --> 00:02:34.620
برای رضای خدا آزمایش شوند

00:02:34.620 --> 00:02:36.620
و هیچکس صبور نبود

00:02:36.620 --> 00:02:39.620
متعلق به ابوبکر صدیق بود

00:02:39.620 --> 00:02:41.620
و علی بن ابی طالب

00:02:41.620 --> 00:02:43.620
عصبی بودن مانع آنها می شود

00:02:43.620 --> 00:02:45.620
و مردم از آنها محافظت می کنند

00:02:45.620 --> 00:02:49.620
در مورد کسانی که ضعیف هستند، کنیزان مرد و زن هستند

00:02:49.620 --> 00:02:53.620
قریش آنها را مورد آزار شدید قرار دادند

00:02:53.620 --> 00:02:56.620
می خواست از آنها مثال بزند

00:02:56.620 --> 00:02:58.620
برای هرکسی که با خودش حرف می زند نمونه

00:02:58.620 --> 00:03:01.620
با طرد خدایانشان و پیروی از محمد

00:03:01.620 --> 00:03:04.659
او با شکنجه این افراد مقابله کرد

00:03:04.659 --> 00:03:07.659
گروهی از ظالم ترین کفار قریش

00:03:07.659 --> 00:03:09.659
و سخت ترین دل

00:03:09.659 --> 00:03:11.659
ابوجهل شکست خورد

00:03:11.659 --> 00:03:14.659
خداوند او را با گناهش رسوا کند

00:03:14.659 --> 00:03:17.659
بالای سرش ایستاد و فحش داد

00:03:17.659 --> 00:03:19.659
سپس با نیزه خود او را زد

00:03:19.659 --> 00:03:21.659
از زیر شکمش وارد شد

00:03:21.659 --> 00:03:23.659
و از پشتش بیرون آمد

00:03:23.659 --> 00:03:26.659
او اولین شهید اسلام بود

00:03:26.659 --> 00:03:29.689
و اما دیگران، او برادران او در خدا هستند

00:03:29.689 --> 00:03:32.689
و در رأس آنها بلال بن رباح بود

00:03:32.689 --> 00:03:35.689
قریش آنها را برای مدت طولانی شکنجه کردند

00:03:35.689 --> 00:03:38.689
وقتی خورشید در وسط بود، آنها به آسمان ظاهر می شدند

00:03:38.689 --> 00:03:41.689
ریگ های مکه از سرخی سوخت

00:03:41.689 --> 00:03:43.689
لباس هایشان را در می آورند

00:03:43.689 --> 00:03:46.689
زره آهنی می پوشند

00:03:46.689 --> 00:03:49.689
آنها آنها را با پرتوهای فروزان خورشید ذوب می کنند

00:03:49.689 --> 00:03:52.689
با شلاق به پشت خود می زنند

00:03:52.689 --> 00:03:55.689
به آنها دستور می دهند که محمد را لعن کنند

00:03:55.689 --> 00:03:58.780
وقتی شکنجه شدید شد، تحت شکنجه شدید قرار گرفتند

00:03:58.780 --> 00:04:01.780
انرژی آنها نمی توانست آن را تحمل کند

00:04:01.780 --> 00:04:04.780
آنها به آنچه از آنها می خواهند پاسخ می دهند

00:04:04.780 --> 00:04:07.780
دلهایشان به خدا و رسولش وابسته است

00:04:07.780 --> 00:04:11.780
جز بلال رضی الله عنه

00:04:11.780 --> 00:04:15.780
بسمه تعالى روحش بر او آسان شد

00:04:15.780 --> 00:04:18.819
او بود که او را شکنجه کرد

00:04:19.819 --> 00:04:22.819
امیه بن خلف و یارانش

00:04:22.819 --> 00:04:25.850
پشتش را شلاق می زدند

00:04:25.850 --> 00:04:28.850
یکی می گوید، یکی

00:04:28.850 --> 00:04:31.850
روی سینه اش سنگ گذاشتند

00:04:31.850 --> 00:04:33.850
یک نفر به کسی زنگ می زند

00:04:33.850 --> 00:04:36.850
به شدت به او حمله می کنند

00:04:36.850 --> 00:04:38.850
یک نفر فریاد زد

00:04:38.850 --> 00:04:42.980
او را به یاد خدا و جلال حمل می کردند

00:04:42.980 --> 00:04:44.980
پس خدا و رسولش را یاد می کند

00:04:44.980 --> 00:04:48.009
و به او گفتند: چنان که ما می گوییم بگو.

00:04:48.009 --> 00:04:52.009
او به آنها پاسخ می دهد: "زبان من در آن خوب نیست."

00:04:52.009 --> 00:04:54.139
او را آزار خواهند داد

00:04:54.139 --> 00:04:56.139
سعی می کنند او را شکنجه کنند

00:04:56.139 --> 00:05:00.230
ظالم قدرتمند امیه بن خلف بود

00:05:00.230 --> 00:05:02.230
اگر از شکنجه کردنش خسته شد

00:05:02.230 --> 00:05:05.230
طنابی ضخیم به گردنش بسته بودند

00:05:05.230 --> 00:05:08.230
و او را به دست احمق ها و بچه ها می سپارم

00:05:08.230 --> 00:05:11.230
دستور داد با او در کوچه های مکه طواف کنند

00:05:11.230 --> 00:05:14.230
و او را به پایین ترین قسمت هایش بکشاند

00:05:14.230 --> 00:05:17.259
بلال رضی الله عنه بود

00:05:17.259 --> 00:05:21.259
او به خاطر خدا و رسولش عذاب عذاب می کند

00:05:21.259 --> 00:05:24.259
او همیشه سرود عالی خود را تکرار می کند

00:05:24.259 --> 00:05:27.259
یکی یکی یکی

00:05:27.259 --> 00:05:30.259
او هرگز از تکرار آن خسته نمی شود

00:05:30.259 --> 00:05:32.259
او از خواندن آن سیر نمی شود

00:05:32.259 --> 00:05:36.519
ابوبکر صدیق رضی الله عنه آن را به او عرضه داشت

00:05:36.519 --> 00:05:39.519
امیه بن خلف باید آن را از او بخرد

00:05:39.519 --> 00:05:41.519
گران تر است

00:05:41.519 --> 00:05:44.519
فکر می کند ابوبکر او را نمی گیرد

00:05:44.519 --> 00:05:47.519
پس آن را به نه اونس طلا از او خرید

00:05:47.519 --> 00:05:51.519
آمیت پس از اتمام معامله به او گفت

00:05:51.519 --> 00:05:55.519
اگر جز یک اونس از گرفتن آن امتناع می کردم، آن را می فروختم

00:05:55.519 --> 00:05:57.519
دوست به او گفت

00:05:57.519 --> 00:06:01.519
اگر از فروش آن به قیمت بیش از صد نفر خودداری می کردم، آن را می خریدم

00:06:01.519 --> 00:06:05.839
و چون آن دوست به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت

00:06:05.839 --> 00:06:07.839
بللا آن را خرید

00:06:07.839 --> 00:06:10.839
و او را از دست شکنجه کنندگانش نجات ده

00:06:10.839 --> 00:06:13.839
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود

00:06:13.839 --> 00:06:15.839
شرکت، ابوبکر

00:06:15.839 --> 00:06:17.839
یعنی با من به اشتراک بگذارید

00:06:17.839 --> 00:06:20.839
دوست رضی الله عنه به او گفت

00:06:20.839 --> 00:06:23.839
من او را آزاد کردم یا رسول الله

00:06:23.839 --> 00:06:28.129
و هنگامی که خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله اجازه داد

00:06:28.129 --> 00:06:30.129
با مهاجرت به شهر

00:06:30.129 --> 00:06:33.129
هاجر بلال رضی الله عنه

00:06:33.129 --> 00:06:35.129
در جمله ای از هاجر

00:06:35.129 --> 00:06:38.129
او و صدیق و امیر بن فهر فرود آمدند

00:06:38.129 --> 00:06:40.129
در یک خانه

00:06:40.129 --> 00:06:42.129
همشون تب کردند

00:06:42.129 --> 00:06:45.129
وقتی بلال تب کرد، تبش از بین رفت

00:06:45.129 --> 00:06:47.129
صدایش را بلند کرد

00:06:47.129 --> 00:06:50.129
و با صدای شیرین خود شروع به خواندن کرد و گفت:

00:06:50.129 --> 00:06:54.129
نمیدونی شب رو گذروندی؟

00:06:54.129 --> 00:06:57.129
با تله و اطراف یدخار و جلیل

00:06:57.129 --> 00:07:01.129
آیا هرگز می خواهم آب آنها بهشت شود؟

00:07:01.129 --> 00:07:04.129
آیا به نظر من شبیه خال یا انگل است؟

00:07:04.129 --> 00:07:09.290
جای تعجب نیست که بلال مشتاق مکه و اهل آن است

00:07:09.290 --> 00:07:12.290
دلم برای دره ها و کوه هایش تنگ شده است

00:07:12.290 --> 00:07:15.290
در آنجا شیرینی ایمان را چشید

00:07:15.290 --> 00:07:18.290
در آنجا عذاب را در جوار خدا تحمل کرد

00:07:18.290 --> 00:07:22.290
در آنجا بر خود و شیطان پیروز شد

00:07:22.290 --> 00:07:27.740
بلال در یثرب و دور از دسترس ریش ساکن شد

00:07:27.740 --> 00:07:33.740
او خود را وقف پیامبرش و حبیب محمد صلی الله علیه و آله کرد

00:07:33.740 --> 00:07:36.740
هر روز صبح با او بیرون می رفت

00:07:36.740 --> 00:07:39.740
و اگر برگردد با او برمی گردد

00:07:39.740 --> 00:07:41.740
و هنگام نماز با او نماز می خواند

00:07:41.740 --> 00:07:44.740
و اگر حمله کند با او می جنگد

00:07:44.740 --> 00:07:47.740
تا اینکه برایش مهمتر از سایه اش شد

00:07:47.740 --> 00:07:53.740
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مسجد خود را در مدینه ساخت

00:07:53.740 --> 00:07:58.740
اذان اقامه شد. بلال اولین مؤذن اسلام بود

00:07:58.740 --> 00:08:00.930
وقتی اذان را تمام می کرد، اذان می گفت

00:08:00.930 --> 00:08:04.930
بر در خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ایستاد

00:08:04.930 --> 00:08:09.930
گفت: به نماز زنده باش، برای کشاورز زنده باش.

00:08:09.930 --> 00:08:14.019
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از اتاق خود خارج شد

00:08:14.019 --> 00:08:19.279
بلال آمدن او را دید و شروع به ماندن کرد

00:08:19.279 --> 00:08:24.279
نجاشی پادشاه حبشه این هدیه را به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله تقدیم کرد.

00:08:24.279 --> 00:08:27.279
سه نیزه کوتاه

00:08:27.279 --> 00:08:30.279
از چیزهای گرانبهایی که پادشاهان دارند

00:08:30.279 --> 00:08:33.279
پس یکی از آنها را برای خود نگه داشت

00:08:33.279 --> 00:08:36.279
به اورى بن ابى طالب يكى داد

00:08:36.279 --> 00:08:39.379
یکی به عمر بن خطاب داد

00:08:39.379 --> 00:08:42.379
سپس نیزه خود را برای بلال جدا کرد

00:08:42.379 --> 00:08:47.379
پس بلال در تمام روزهای زندگی با آن در دستان خود شروع به دویدن کرد

00:08:47.379 --> 00:08:52.379
آن را در دو عید و در نماز باران حمل می کرد

00:08:52.379 --> 00:08:56.379
اگر در جایی غیر از مسجد نماز خوانده شود آن را جلوی خود می گذارد

00:08:56.379 --> 00:09:00.570
بلال با نبیه بدر شهادت داد

00:09:00.570 --> 00:09:03.570
من با چشمان او می بینم که چگونه خداوند به وعده خود عمل کرد

00:09:03.570 --> 00:09:05.570
و پیروزی سپاه او

00:09:05.570 --> 00:09:10.570
کشتی گیر شاهد ظالمانی بود که او را شکنجه می کردند

00:09:10.570 --> 00:09:13.570
ابوجهل و امیه بن خلف را دید

00:09:13.570 --> 00:09:16.570
دو کشته بر اثر اصابت شمشیر مسلمانان

00:09:16.570 --> 00:09:20.570
خونشان از نیزه های شکنجه شدگان می چکد

00:09:20.570 --> 00:09:25.980
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به عنوان فاتح وارد مکه شد

00:09:25.980 --> 00:09:28.980
در راس گردان سبزش

00:09:28.980 --> 00:09:31.980
با او دعا كننده بهشت بلال بن رباح بود

00:09:31.980 --> 00:09:35.179
وقتی وارد کعبه شد

00:09:35.179 --> 00:09:39.179
تنها سه مرد با او بودند

00:09:39.179 --> 00:09:41.179
آنها عثمل بن طلحه هستند

00:09:41.179 --> 00:09:44.179
دارنده مفاتیح کعبه

00:09:44.179 --> 00:09:46.179
و اسامه بن زید

00:09:46.179 --> 00:09:49.179
محبت رسول خدا و محبت او

00:09:49.179 --> 00:09:51.179
و بلال بن رباح

00:09:51.179 --> 00:09:53.340
مؤذن رسول خدا

00:09:53.340 --> 00:09:55.340
وقتی نماز ظهر آمد

00:09:55.340 --> 00:10:01.340
هزاران نفر دور رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم را گرفته بودند

00:10:01.340 --> 00:10:06.460
کسانی که اسلام آوردند خواسته یا ناخواسته از کفار قریش بودند

00:10:06.460 --> 00:10:09.460
آنها شاهد آن صحنه بزرگ هستند

00:10:09.460 --> 00:10:15.529
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بلال بن رباح را صدا زد

00:10:15.529 --> 00:10:18.529
به او دستور داد بر بالای کعبه برود

00:10:18.529 --> 00:10:21.529
و بالاتر از آن کلمه توحید را اعلام کند

00:10:21.529 --> 00:10:24.529
بلال از این موضوع شوکه شد

00:10:24.529 --> 00:10:27.529
صدای بلند خود را برای اعلام اذان فرستاد

00:10:27.529 --> 00:10:31.529
هزاران گردن به سمت او دراز شده بودند و به او نگاه می کردند

00:10:31.529 --> 00:10:36.529
هزاران زبان با احترام پشت سر او طنین انداختند

00:10:36.529 --> 00:10:39.820
و اما کسانی که در دلهایشان بیماری است

00:10:39.820 --> 00:10:43.820
حسادت شروع به خوردن قلب آنها کرد

00:10:43.820 --> 00:10:47.820
و کینه قلبشان را پاره کرد

00:10:47.820 --> 00:10:52.039
به محض اینکه بلال به اذان رسید، آن را گفت

00:10:52.039 --> 00:10:55.039
شهادت می دهم که محمد رسول خداست

00:10:55.039 --> 00:10:58.139
تا اینکه جویریه بنت ابی جهل گفت:

00:10:58.139 --> 00:11:02.330
به جانم سوگند، خداوند ذکر تو را بر تو بلند کرده است

00:11:02.330 --> 00:11:04.330
در مورد نماز، ما نماز می خوانیم

00:11:04.330 --> 00:11:08.330
اما به خدا ما دوست نداریم عزیزانمان را بکشیم

00:11:08.330 --> 00:11:11.330
پدرش در بدر کشته شد

00:11:11.330 --> 00:11:14.419
خالد بن عوسید گفت

00:11:14.419 --> 00:11:17.419
الحمدلله که پدرم را گرامی داشت

00:11:17.419 --> 00:11:19.419
او شاهد این روز نبود

00:11:19.419 --> 00:11:23.419
پدرش یک روز قبل از فتح فوت کرده بود

00:11:23.419 --> 00:11:25.490
حارث بن هشام گفت

00:11:25.490 --> 00:11:27.490
عجب

00:11:27.490 --> 00:11:31.490
ای کاش قبل از دیدن بلال بالای کعبه مرده بودم

00:11:31.490 --> 00:11:34.649
الحکم بن ابی العاص گفت:

00:11:34.649 --> 00:11:36.649
به خدا این یک اشتباه بزرگ است

00:11:36.649 --> 00:11:41.649
تا غلام بنی جمه بر این بنا بشوی

00:11:41.649 --> 00:11:44.809
ابوسفیان بن حرب با آنان بود

00:11:44.809 --> 00:11:48.809
گفت: در مورد من چیزی نمی گویم

00:11:48.809 --> 00:11:50.809
اگر یک کلمه به زبان آورده بودم

00:11:50.809 --> 00:11:55.809
این سهام به محمد بن عبدالله منتقل شد

00:11:55.809 --> 00:12:02.000
بلال در تمام عمر خود به اذان بر رسول صلی الله علیه و آله و سلم ادامه داد.

00:12:02.000 --> 00:12:06.029
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باقی ماند

00:12:06.029 --> 00:12:14.029
او این صدا را احساس می کند که خداوند به سخت ترین مجازات آن را مجازات کرده است، همانطور که "احد احد" را تکرار می کند.

00:12:15.159 --> 00:12:21.159
هنگامی که اعظم رسول الله صلی الله علیه وسلم به سوی برترین صحابه حرکت کرد

00:12:21.159 --> 00:12:23.159
و وقت دعا فرا رسیده است

00:12:23.159 --> 00:12:26.159
بلال برخاست تا مردم را اذان دهد

00:12:26.159 --> 00:12:32.289
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حالت خوابیده و هنوز دفن نشده است.

00:12:32.289 --> 00:12:34.289
وقتی به بیانیه خود رسید

00:12:34.289 --> 00:12:38.289
شهادت می دهم که محمد رسول خداست

00:12:38.289 --> 00:12:40.289
درس ها او را خفه کردند

00:12:40.289 --> 00:12:43.289
صدایش در گلویش گیر کرد

00:12:43.289 --> 00:12:45.289
مسلمانان گریه می کردند

00:12:45.289 --> 00:12:47.289
غرق در ناله شدند

00:12:47.289 --> 00:12:51.419
سپس سه روز اجازه داد

00:12:51.419 --> 00:12:58.539
هرگاه به قول خود می رسید: شهادت می دهم که محمد رسول الله است، گریه می کرد و می گریست.

00:12:58.539 --> 00:13:05.539
سپس از ابوبکر جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرسید.

00:13:05.539 --> 00:13:07.539
تا او را از اذان معاف کنند

00:13:07.539 --> 00:13:10.539
بعد از اینکه غیر قابل تحمل شد

00:13:10.539 --> 00:13:13.539
برای جهاد فی سبیل الله از او اجازه بگیرید

00:13:13.539 --> 00:13:16.539
و در شام مستقر شد

00:13:16.539 --> 00:13:21.539
دوست رضی الله عنه در پاسخ به درخواست او تردید کرد

00:13:21.539 --> 00:13:24.539
و اجازه خروج او از شهر

00:13:24.539 --> 00:13:26.539
بلال به او گفت

00:13:26.539 --> 00:13:29.539
اگر مرا برای خود خریدی، مرا نگه دار

00:13:29.539 --> 00:13:32.539
حتی اگر مرا به خاطر خدا آزاد کردی

00:13:32.539 --> 00:13:35.539
پس مرا به کسی بسپار که به دست او آزادم کردی

00:13:35.539 --> 00:13:37.669
ابوبکر گفت

00:13:37.669 --> 00:13:40.669
به خدا من تو را فقط برای خدا خریدم

00:13:40.669 --> 00:13:43.769
من تو را فقط به خاطر او آزاد کردم

00:13:43.769 --> 00:13:45.769
بلال گفت

00:13:45.769 --> 00:13:48.769
من بعد از رسول خدا به هیچکس اجازه نمی دهم

00:13:48.769 --> 00:13:50.799
ابوبکر گفت

00:13:50.799 --> 00:13:52.990
بنابراین

00:13:52.990 --> 00:13:58.990
بلال با اولین مأموریت مسلمانان از مدینه خارج شد

00:13:58.990 --> 00:14:01.990
او در درایا در نزدیکی دمشق اقامت داشت

00:14:01.990 --> 00:14:04.990
او مدام از اذان خودداری می کرد

00:14:04.990 --> 00:14:08.990
تا اینکه عمر بن خطاب به شام آمد

00:14:08.990 --> 00:14:13.990
بلال رضی الله عنه پس از مدت ها غیبت با او ملاقات کرد

00:14:13.990 --> 00:14:16.990
عمر بسیار مشتاق او بود

00:14:16.990 --> 00:14:19.149
احترام زیادی برای او

00:14:19.149 --> 00:14:23.149
حتی اگر از دوستی که در مقابلش بود یاد می کرد، می گفت:

00:14:23.149 --> 00:14:26.149
ابوبکر مولای ماست

00:14:26.149 --> 00:14:29.149
اوست که ارباب ما را آزاد کرد

00:14:29.149 --> 00:14:32.309
یعنی بلال رضی الله عنه

00:14:32.309 --> 00:14:38.309
در آنجا اصحاب تصمیم گرفتند که بلال در حضور فاروق اذان دهد

00:14:38.309 --> 00:14:41.309
همین که صدایش به اذان بلند شد

00:14:41.309 --> 00:14:43.309
تا اینکه عمر گریه کرد

00:14:43.309 --> 00:14:45.309
اصحاب با او گریستند

00:14:45.309 --> 00:14:48.340
تا اینکه ریش هایشان از اشک خیس شد

00:14:48.340 --> 00:14:53.340
بلال اشتیاق آنان را نسبت به روزگار مدینه برانگیخت

00:14:53.340 --> 00:14:55.340
سیراب کردن او از عهد

00:14:55.340 --> 00:14:58.539
و منادى بهشت ماند

00:14:58.539 --> 00:15:00.539
او در منطقه دمشق زندگی می کند

00:15:00.539 --> 00:15:03.629
تا مرگ حتمی او

00:15:03.629 --> 00:15:07.629
همسرش در بستر مرگ در کنارش از او حمایت کرد

00:15:07.629 --> 00:15:09.629
او فریاد می زند

00:15:09.629 --> 00:15:11.730
و او را ناراحت کردند

00:15:11.730 --> 00:15:14.730
و هر بار چشمانش را باز می کرد

00:15:14.730 --> 00:15:16.730
و او در جواب او می گوید:

00:15:16.730 --> 00:15:18.730
و شادی او

00:15:18.730 --> 00:15:21.730
سپس در حالی که تکرار می کرد آخرین نفس خود را کشید

00:15:21.730 --> 00:15:23.730
فردا با عزیزانمان ملاقات خواهیم کرد

00:15:23.730 --> 00:15:25.730
محمد و یارانش

00:15:25.730 --> 00:15:27.730
فردا با عزیزانمان ملاقات خواهیم کرد

00:15:27.730 --> 00:15:29.730
محمد و یارانش

00:15:30.730 --> 00:15:36.019
مولای ما ابوبکر

00:15:36.019 --> 00:15:39.019
و استاد ما آزاد شد

00:15:39.019 --> 00:15:41.149
یعنی بلال

00:15:41.149 --> 00:15:45.730
عمر فاروق رضی الله عنه
