1 00:00:00,000 --> 00:00:03,399 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,399 --> 00:00:06,889 گنجینه های زندگی نامه 3 00:00:06,889 --> 00:00:11,310 اگر بخرد بخشنده است 4 00:00:11,310 --> 00:00:15,710 و در این تهاجم 5 00:00:15,710 --> 00:00:21,109 جابر بن عبدالله رضی الله عنه داستان دیگری را برای ما بیان کرد 6 00:00:21,109 --> 00:00:22,510 و او گفت 7 00:00:22,510 --> 00:00:26,109 با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتم 8 00:00:26,109 --> 00:00:29,309 به جنگ ذات الرقه از نخل 9 00:00:29,309 --> 00:00:31,710 بر شتر ضعیف من 10 00:00:31,910 --> 00:00:35,509 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تعطیل شد 11 00:00:35,509 --> 00:00:37,310 از این تهاجم 12 00:00:37,310 --> 00:00:39,710 باعث شد بچه ها بروند 13 00:00:39,710 --> 00:00:41,509 و من عقب افتادم 14 00:00:41,509 --> 00:00:45,509 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله به من رسید 15 00:00:45,509 --> 00:00:46,710 و او گفت 16 00:00:46,710 --> 00:00:48,710 چه بلایی سرت اومده جابر؟ 17 00:00:48,710 --> 00:00:50,710 عرض کردم یا رسول الله 18 00:00:50,710 --> 00:00:53,310 این جمله را کم کن 19 00:00:53,310 --> 00:00:54,909 آنخ گفت 20 00:00:54,909 --> 00:00:56,909 گفت پس من او را خفه کردم 21 00:00:56,909 --> 00:01:00,909 و رسول خدا صلی الله علیه و آله لعنت کرد 22 00:01:00,909 --> 00:01:02,509 سپس گفت 23 00:01:02,509 --> 00:01:05,109 این چوب را از دستت به من بده 24 00:01:05,109 --> 00:01:07,709 یا چوبی را از درخت جدا کنید 25 00:01:07,709 --> 00:01:09,510 گفت منم همین کارو کردم 26 00:01:09,510 --> 00:01:13,510 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را گرفت 27 00:01:13,510 --> 00:01:16,109 ما او را با نیش می زنیم 28 00:01:16,109 --> 00:01:17,310 سپس گفت 29 00:01:17,310 --> 00:01:18,709 سوار شوید 30 00:01:18,709 --> 00:01:20,310 گفت پس سوار شدم 31 00:01:20,310 --> 00:01:23,310 پس رفت و سوگند به کسی که او را به حق فرستاد 32 00:01:23,310 --> 00:01:26,579 او با شترش رابطه جنسی دارد 33 00:01:26,579 --> 00:01:27,579 او گفت 34 00:01:27,579 --> 00:01:31,980 با رسول خدا صلی الله علیه و آله صحبت کردم 35 00:01:31,980 --> 00:01:33,180 و او گفت 36 00:01:33,180 --> 00:01:36,780 ای جابر این شتر خود را به من میفروشی؟ 37 00:01:36,780 --> 00:01:37,780 او گفت 38 00:01:37,780 --> 00:01:39,810 بلکه به شما می دهم 39 00:01:39,810 --> 00:01:41,010 گفت نه 40 00:01:41,010 --> 00:01:43,010 اما منظورم همینه 41 00:01:43,010 --> 00:01:44,010 او گفت 42 00:01:44,010 --> 00:01:45,810 گفتم: پس اسمش را بگذار. 43 00:01:45,810 --> 00:01:49,609 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 44 00:01:49,609 --> 00:01:52,209 من آن را به یک درهم گرفتم 45 00:01:52,209 --> 00:01:53,609 جابر گفت 46 00:01:53,609 --> 00:01:54,609 خیر 47 00:01:54,810 --> 00:01:57,609 اگر مرا نادیده بگیری ای رسول خدا 48 00:01:57,609 --> 00:01:59,810 گفت: به دو درهم. 49 00:01:59,810 --> 00:02:00,810 او گفت 50 00:02:00,810 --> 00:02:02,209 گفتم نه 51 00:02:02,209 --> 00:02:06,810 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مدام بر من ستایش می کرد. 52 00:02:06,810 --> 00:02:09,210 تا اینکه به یک اونس رسید 53 00:02:09,210 --> 00:02:11,409 گفتم: راضی هستم. 54 00:02:11,409 --> 00:02:13,810 مال توست یا رسول الله 55 00:02:13,810 --> 00:02:16,409 ایشان رضی الله عنه فرمودند 56 00:02:16,409 --> 00:02:17,870 من آن را گرفتم 57 00:02:17,870 --> 00:02:19,469 جابر گفت 58 00:02:19,469 --> 00:02:23,469 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 59 00:02:23,469 --> 00:02:24,669 ای جابر 60 00:02:24,669 --> 00:02:26,270 ازدواج کردی؟ 61 00:02:26,270 --> 00:02:27,270 او گفت 62 00:02:27,270 --> 00:02:29,870 گفتم بله یا رسول الله 63 00:02:29,870 --> 00:02:30,870 او گفت 64 00:02:30,870 --> 00:02:33,669 آتیبا یا باکره؟ 65 00:02:33,669 --> 00:02:34,669 او گفت 66 00:02:34,669 --> 00:02:37,099 گفتم اما یک لباس 67 00:02:37,099 --> 00:02:38,300 او گفت 68 00:02:38,300 --> 00:02:42,370 آیا کنیز نیست که با او بازی کند و با تو بازی کند؟ 69 00:02:42,370 --> 00:02:46,370 این به ما نشان می دهد که بهتر است با یک دختر باکره ازدواج کند 70 00:02:46,370 --> 00:02:48,699 اگر این امکان برای او وجود دارد 71 00:02:48,699 --> 00:02:49,900 او گفت 72 00:02:49,900 --> 00:02:51,900 عرض کردم یا رسول الله 73 00:02:51,900 --> 00:02:54,699 پدرم روز یکشنبه مجروح شد 74 00:02:54,699 --> 00:02:57,699 از من هفت دختر به جا گذاشت 75 00:02:57,699 --> 00:03:00,099 بنابراین با یک خانم دانشگاه ازدواج کردم 76 00:03:00,099 --> 00:03:03,530 شما سر آنها را جمع کنید و بر ضد آنها قیام کنید 77 00:03:03,530 --> 00:03:05,729 این نوع دوستی است 78 00:03:05,729 --> 00:03:10,590 چون خواهرانش را بر خود ترجیح داد، رضی الله عنه 79 00:03:10,590 --> 00:03:14,189 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 80 00:03:14,189 --> 00:03:16,590 انشالله مجروح شدم 81 00:03:16,590 --> 00:03:19,189 اما اگر با اصرار آمده بودیم 82 00:03:19,389 --> 00:03:22,189 دستور دادیم هویج را ذبح کنند 83 00:03:22,189 --> 00:03:25,189 آن روز آنجا ماندیم 84 00:03:25,189 --> 00:03:28,990 او درباره ما شنید و دروغ هایش را کنار زد 85 00:03:28,990 --> 00:03:29,990 او گفت 86 00:03:29,990 --> 00:03:32,590 گفتم: به خدا سوگند یا رسول الله. 87 00:03:32,590 --> 00:03:34,590 ما نمی توانیم اشتباه کنیم 88 00:03:34,590 --> 00:03:35,590 او گفت 89 00:03:35,590 --> 00:03:37,789 خواهد بود 90 00:03:37,789 --> 00:03:42,259 اگه اومدی یه کار هوشمندانه انجام بده 91 00:03:42,259 --> 00:03:46,259 چون غروب شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 92 00:03:46,259 --> 00:03:48,460 او وارد شد و ما وارد شدیم 93 00:03:48,460 --> 00:03:50,460 زن مدرن اتفاق افتاد 94 00:03:50,460 --> 00:03:54,460 و آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود 95 00:03:54,460 --> 00:03:55,460 او گفت 96 00:03:55,460 --> 00:03:56,460 بدون تو 97 00:03:56,460 --> 00:03:58,460 پس گوش داد و اطاعت کرد 98 00:03:58,460 --> 00:04:00,460 پس وقتی شدم 99 00:04:00,460 --> 00:04:02,460 سر شتر را گرفتم 100 00:04:02,460 --> 00:04:08,460 پس او را بوسیدم تا اینکه او را بر درگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ایستادم. 101 00:04:08,460 --> 00:04:12,460 سپس در مسجد نزدیک ایشان نشستم 102 00:04:12,460 --> 00:04:15,460 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 103 00:04:15,460 --> 00:04:17,459 شتر را دید 104 00:04:17,459 --> 00:04:19,459 گفت: این چیست؟ 105 00:04:19,459 --> 00:04:21,459 گفتند یا رسول الله 106 00:04:21,459 --> 00:04:24,459 این جمله ای است که جابر مطرح کرد 107 00:04:24,459 --> 00:04:25,459 او گفت 108 00:04:25,459 --> 00:04:27,459 جابر کجاست؟ 109 00:04:27,459 --> 00:04:29,459 پس برایش دعا کردم 110 00:04:29,459 --> 00:04:30,459 او به من گفت 111 00:04:30,459 --> 00:04:31,459 برادرزاده ام 112 00:04:31,459 --> 00:04:34,459 سر شترت را بگیر، مال توست 113 00:04:34,459 --> 00:04:37,459 سپس بلال را صدا زد و گفت: 114 00:04:37,459 --> 00:04:39,459 با جابر برو 115 00:04:39,459 --> 00:04:41,459 بنابراین من به او یک اونس می دهم 116 00:04:41,459 --> 00:04:42,459 او گفت 117 00:04:42,459 --> 00:04:45,459 پس با او رفتم و او به من یک اونس داد 118 00:04:45,459 --> 00:04:48,459 کمی به من اضافه کرد 119 00:04:48,459 --> 00:04:49,459 او گفت 120 00:04:49,459 --> 00:04:52,459 به خدا هنوز در حال رشد است 121 00:04:52,459 --> 00:04:55,459 او جایگاه خود را در میان ما می بیند 122 00:04:55,459 --> 00:04:59,459 تا اینکه او دیروز مجروح شد در حالی که ما مجروح بودیم 123 00:04:59,459 --> 00:05:01,459 یعنی روز آزاد 124 00:05:01,459 --> 00:05:04,459 در سال 63 هـ 125 00:05:04,459 --> 00:05:06,459 و در یک رمان 126 00:05:06,459 --> 00:05:10,459 جابر بر پیامبر صلی الله علیه و آله شرط کرد 127 00:05:10,459 --> 00:05:13,449 تا او را به شهر برسانند 128 00:05:13,449 --> 00:05:16,449 این حدیث فواید بسیاری دارد 129 00:05:16,449 --> 00:05:17,449 از آن 130 00:05:17,449 --> 00:05:18,449 اولا 131 00:05:18,449 --> 00:05:21,449 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 132 00:05:21,449 --> 00:05:23,449 از جابر شتر بخر 133 00:05:23,449 --> 00:05:26,449 پس با او چانه زد و او را به قیمت راضی کرد 134 00:05:26,449 --> 00:05:28,449 معامله جایز است 135 00:05:28,449 --> 00:05:30,449 دوما 136 00:05:30,449 --> 00:05:32,449 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 137 00:05:32,449 --> 00:05:35,449 کسی که با دوستانش با مردم مهربانی کند 138 00:05:35,449 --> 00:05:40,449 این به خاطر آن است که او به تأخیر افتاد تا جابر بن عبدالله به او رسید 139 00:05:40,449 --> 00:05:42,449 سوم 140 00:05:42,449 --> 00:05:46,449 حاوی محبت صحابه به پیامبر صلی الله علیه و آله است 141 00:05:46,449 --> 00:05:51,449 این بود که پیامبر صلی الله علیه و آله به جابر فرمود 142 00:05:51,449 --> 00:05:52,449 بفروش 143 00:05:52,449 --> 00:05:54,449 جابر گفت 144 00:05:54,449 --> 00:05:56,449 بلکه به شما می دهم 145 00:05:56,449 --> 00:05:57,670 چهارم 146 00:05:57,670 --> 00:06:00,670 مطلوبیت ازدواج با باکره 147 00:06:00,670 --> 00:06:05,670 پیامبر صلی الله علیه و آله نیز به جابر دستور داد 148 00:06:05,670 --> 00:06:06,740 پنجم 149 00:06:06,740 --> 00:06:10,740 ازدواج در حال ازدواج نیز جایز است 150 00:06:10,829 --> 00:06:11,829 VI 151 00:06:11,829 --> 00:06:15,829 شرح سخاوت پیامبر صلی الله علیه و آله 152 00:06:15,829 --> 00:06:18,829 این پس از آن است که شتر آب خرید 153 00:06:18,829 --> 00:06:22,829 آن را به جابر رضی الله عنه به عنوان هدیه برگرداند 154 00:06:22,829 --> 00:06:24,829 هفتم 155 00:06:24,829 --> 00:06:26,829 آن جابر بن عبدالله 156 00:06:26,829 --> 00:06:29,829 شرط کرد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 157 00:06:29,829 --> 00:06:31,829 وقتی شتر را از او خرید 158 00:06:31,829 --> 00:06:35,829 تا به شهر برسند 159 00:06:35,829 --> 00:06:39,829 علما این را دلیل بر جواز تقسیم قرار دادند 160 00:06:39,829 --> 00:06:41,829 بدون فروش و شرط 161 00:06:41,829 --> 00:06:43,829 و خدا داناتر است 162 00:06:43,829 --> 00:06:47,439 گنجینه های بیوگرافی 163 00:06:47,439 --> 00:06:52,300 موقعیت ها و درس ها 164 00:06:52,300 --> 00:06:57,629 من رسول خدا صلی الله علیه و آله را تماشا می کنم 165 00:06:57,629 --> 00:07:00,629 دو مردی که مسلمانان را تربیت کردند 166 00:07:00,629 --> 00:07:02,629 آنها عباد بن بشر هستند 167 00:07:02,629 --> 00:07:04,629 و عمار بن یاسر 168 00:07:04,629 --> 00:07:08,629 پس عمار خوابید و عباد نشست و نماز خواند 169 00:07:08,629 --> 00:07:11,629 سپس مردی از مشرکان آمد 170 00:07:11,629 --> 00:07:13,629 هنگام نماز، اشیایی را پرتاب کرد 171 00:07:13,629 --> 00:07:16,629 آن را برداشت و نمازش را ادامه داد 172 00:07:16,629 --> 00:07:19,629 با یک تیر دیگر به او زد 173 00:07:19,629 --> 00:07:22,629 آن را برداشت و نمازش را ادامه داد 174 00:07:22,629 --> 00:07:24,629 با الثارث به سوی او پرتاب کرد 175 00:07:24,629 --> 00:07:28,629 تا سلام نکرد، رضوان الله تعالی علیه 176 00:07:28,629 --> 00:07:30,629 دوستش را بیدار کرد 177 00:07:30,629 --> 00:07:32,629 وقتی او را دید گفت: 178 00:07:32,629 --> 00:07:34,629 سبحان الله 179 00:07:34,629 --> 00:07:36,629 به من هشدار ندادی؟ 180 00:07:36,629 --> 00:07:37,629 او گفت 181 00:07:37,629 --> 00:07:39,629 من در سوره بودم 182 00:07:39,629 --> 00:07:41,629 از قطع کردنش متنفر بودم 183 00:07:42,629 --> 00:07:44,860 و امسال 184 00:07:44,860 --> 00:07:47,860 رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن استفاده کرد 185 00:07:47,860 --> 00:07:49,860 مرد انصار 186 00:07:49,860 --> 00:07:51,860 در مورد محرمانه بودن مأموریت خود 187 00:07:51,860 --> 00:07:54,860 به آنها دستور داد که به سخنان او گوش فرا دهند و از او اطاعت کنند 188 00:07:54,860 --> 00:07:56,860 آنها شاهزاده خود را عصبانی کردند 189 00:07:56,860 --> 00:07:58,860 به آنها گفت 190 00:07:58,860 --> 00:08:00,860 برای من هیزم جمع کن 191 00:08:00,860 --> 00:08:02,860 پس برای او جمع شدند 192 00:08:02,860 --> 00:08:03,860 و او گفت 193 00:08:03,860 --> 00:08:05,860 آتش درست کن 194 00:08:05,860 --> 00:08:06,860 پس آتش روشن کردند 195 00:08:06,860 --> 00:08:07,860 سپس گفت 196 00:08:07,860 --> 00:08:10,860 آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله شما را امر نکرده است؟ 197 00:08:10,860 --> 00:08:13,860 که به من گوش کنی و از من اطاعت کنی 198 00:08:13,860 --> 00:08:15,860 گفتند بله 199 00:08:15,860 --> 00:08:16,860 او گفت 200 00:08:16,860 --> 00:08:18,860 پس آن را وارد کنید 201 00:08:18,860 --> 00:08:21,920 این خیلی عجیب است 202 00:08:21,920 --> 00:08:23,920 زیرا او این را تا زمانی که 203 00:08:23,920 --> 00:08:26,920 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 204 00:08:26,920 --> 00:08:29,920 به آنها دستور داد که او را بشنوند و اطاعت کنند 205 00:08:29,920 --> 00:08:31,920 اگر در همه چیز از او اطاعت کنند 206 00:08:31,920 --> 00:08:34,919 حتی اگر در نافرمانی خدا باشد 207 00:08:34,919 --> 00:08:36,919 تبارک و تعالی 208 00:08:36,919 --> 00:08:38,950 آنها به یکدیگر نگاه کردند 209 00:08:38,950 --> 00:08:40,950 و گفتند 210 00:08:40,950 --> 00:08:44,950 به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله گریختیم 211 00:08:44,950 --> 00:08:46,950 فرار از آتش 212 00:08:46,950 --> 00:08:48,950 نه اینکه در آن بیفتیم 213 00:08:48,950 --> 00:08:49,950 او گفت 214 00:08:49,950 --> 00:08:51,950 بنابراین عصبانیت او فروکش کرد 215 00:08:51,950 --> 00:08:55,950 وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند 216 00:08:55,950 --> 00:08:57,950 به آن اشاره کردند 217 00:08:57,950 --> 00:08:58,950 و او گفت 218 00:08:58,950 --> 00:09:01,950 اگر وارد آن شده بودند از آن خارج نمی شدند 219 00:09:01,950 --> 00:09:04,950 اطاعت فقط در خیر است 220 00:09:04,950 --> 00:09:08,659 گنجینه های بیوگرافی 221 00:09:08,659 --> 00:09:15,769 عمره قضا در سال هفتم هجری است 222 00:09:15,769 --> 00:09:21,590 به ما رسید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 223 00:09:21,590 --> 00:09:24,590 یارانش از مسجد الحرام رویگردان شدند 224 00:09:24,590 --> 00:09:27,590 تا اینکه عهدنامه حدیبیه منعقد شد 225 00:09:27,590 --> 00:09:30,659 اباعبدالله الحکیم گفت 226 00:09:30,659 --> 00:09:34,659 اخباری منتشر شد که ایشان رضی الله عنه 227 00:09:34,659 --> 00:09:36,659 چرا اینجا نشستی؟ 228 00:09:36,659 --> 00:09:40,659 به یاران خود دستور داد که عمره را انجام دهند تا عمره خود را کامل کنند 229 00:09:40,659 --> 00:09:44,659 و هیچ یک از آنها نباید عقب بماند. او شاهد حدیبیه بود 230 00:09:44,659 --> 00:09:47,659 رفتند مگر آنهایی که شهید شدند 231 00:09:47,659 --> 00:09:50,659 دیگران با او برای انجام عمره بیرون رفتند 232 00:09:50,659 --> 00:09:53,659 تعداد آنها دو هزار نفر بود 233 00:09:53,659 --> 00:09:55,659 به جز زنان و پسران 234 00:09:55,659 --> 00:10:00,720 او رضی الله عنه با خود شصت شتر آورد 235 00:10:00,720 --> 00:10:02,720 و من حرام تر از مومنم 236 00:10:02,720 --> 00:10:06,720 با اسلحه و جنگ آماده بیرون آمد 237 00:10:06,720 --> 00:10:09,720 از ترس خیانت قریش 238 00:10:09,720 --> 00:10:11,750 وقتی به یاجیج رسید 239 00:10:11,750 --> 00:10:15,750 همه ابزار و حجف و مجانی را قرار دهید 240 00:10:15,750 --> 00:10:17,750 و تیر و نیزه 241 00:10:17,750 --> 00:10:22,750 اوس بن خوله انصاریه دویست نفر جانشین او شدند 242 00:10:22,750 --> 00:10:26,750 او رضی الله عنه با سلاح سوار وارد شد 243 00:10:26,750 --> 00:10:29,750 و شمشیرها در این نزدیکی هستند 244 00:10:29,750 --> 00:10:34,750 قریش میکراز بن حفص را نزد گروهی از قریش فرستاده بودند 245 00:10:34,750 --> 00:10:37,750 به او گفت: ای محمد. 246 00:10:37,750 --> 00:10:40,750 من از خیانت کوچک یا بزرگ خبر نداشتم 247 00:10:40,750 --> 00:10:44,750 شما با سلاح علیه قوم خود وارد حرم می شوید 248 00:10:44,750 --> 00:10:49,750 تصمیم گرفت جز با اسلحه مسافر وارد نشود 249 00:10:49,750 --> 00:10:52,750 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 250 00:10:52,750 --> 00:10:55,750 من برای آنها اسلحه نمی‌آورم 251 00:10:55,750 --> 00:10:57,750 مکرز گفت 252 00:10:57,750 --> 00:10:59,750 این چیزی است که شما می دانید 253 00:10:59,750 --> 00:11:01,750 درستکاری و وفاداری 254 00:11:01,750 --> 00:11:07,909 این شهادت یکی از دشمنان پیامبر صلی الله علیه و آله است 255 00:11:07,909 --> 00:11:10,909 گواهینامه های تترا زیادی وجود دارد 256 00:11:10,909 --> 00:11:15,909 آنها به صداقت، صداقت، درستکاری و وفاداری او شهادت دادند 257 00:11:15,909 --> 00:11:23,330 هنگام ورود، رسول خدا صلی الله علیه و آله بر شتر خود، الاقصی، سوار شد. 258 00:11:23,330 --> 00:11:29,330 اسبها، شترها، الاغها و قاطرهایش را نام می برد 259 00:11:29,330 --> 00:11:35,330 از تخیلات پیامبر صلی الله علیه و آله در بیت شعر جمع آوری شد. 260 00:11:35,330 --> 00:11:39,330 و اسب ها رشته ای از دانه های تسبیح ریختند 261 00:11:39,330 --> 00:11:43,330 لزاز مرتجز به اسرار او پاسخ داد 262 00:11:43,330 --> 00:11:45,419 در مورد قاطرها 263 00:11:45,419 --> 00:11:51,419 پیامبر صلی الله علیه و آله قاطری داشت که آن را دلدل نامید 264 00:11:51,419 --> 00:11:54,419 او خرهای زیادی دارد، عفر 265 00:11:54,419 --> 00:11:58,419 او شتران زیادی دارد که کوخ و چاق هستند 266 00:11:58,419 --> 00:12:01,419 این شتر داستان معروفی دارد 267 00:12:01,419 --> 00:12:05,419 چون سریع و بی سابقه بود 268 00:12:05,419 --> 00:12:10,419 سپس یک بادیه نشین آمد و با شتر خود به مسابقه پرداخت 269 00:12:10,419 --> 00:12:13,419 این برای مسلمانان سخت بود 270 00:12:13,419 --> 00:12:16,460 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 271 00:12:16,460 --> 00:12:23,460 خداوند وظیفه دارد جز مقام خود چیزی را از دنیا حذف نکند 272 00:12:23,460 --> 00:12:28,620 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سوار بر شتر خود، القصوه وارد شد. 273 00:12:28,620 --> 00:12:31,620 مسلمانان مسلح به شمشیر هستند 274 00:12:31,620 --> 00:12:36,620 خیره شده به رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ می دهند 275 00:12:36,620 --> 00:12:41,620 مشرکان مکه را به سوی کوهی در شمال مکه ترک کردند 276 00:12:41,620 --> 00:12:44,620 او را قایقان می نامند 277 00:12:44,620 --> 00:12:46,620 به هم گفتند 278 00:12:46,620 --> 00:12:50,620 هيئتى ضعيف و از پا افتاده نزد يثرب مى آيد 279 00:12:50,620 --> 00:12:56,620 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گویا این را شنیده یا حس کرده است 280 00:12:56,620 --> 00:13:01,620 به همراهانش دستور داد که سه دور اول را کامل کنند 281 00:13:01,620 --> 00:13:04,620 و بین دو ستون راه برود 282 00:13:04,620 --> 00:13:09,620 زیرا مردم مکه هنگام طواف از حجر به گوشه یمانی آنها را می بینند. 283 00:13:09,620 --> 00:13:14,620 در مورد بین گوشه یمن و حجر، آنها را نمی توان دید 284 00:13:14,620 --> 00:13:20,620 زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله دوست داشت علیه قریش دسیسه کند 285 00:13:20,620 --> 00:13:23,620 ماسه بعد از آن تبدیل به شن شد 286 00:13:23,620 --> 00:13:26,620 نه فقط در عمره قضائیه 287 00:13:26,620 --> 00:13:28,620 بلکه سال دائمی است 288 00:13:28,620 --> 00:13:34,620 زیرا از پیامبر صلی الله علیه و آله ثابت شده بود که هنگام ادای حج، ماسه زد. 289 00:13:34,620 --> 00:13:36,620 اما در کل خانه 290 00:13:36,620 --> 00:13:40,620 پیامبر صلی الله علیه و آله وارد مکه شد 291 00:13:40,620 --> 00:13:45,620 عبدالله بن رواحه در دست پیامبر صلی الله علیه و آله بود 292 00:13:45,620 --> 00:13:47,620 و شاعر بود 293 00:13:47,620 --> 00:13:51,620 شاعران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سه نفر هستند 294 00:13:51,620 --> 00:13:53,620 آنها حسن بن ثابت هستند 295 00:13:53,620 --> 00:13:55,620 کعب بن مالک 296 00:13:55,620 --> 00:13:57,620 و عبدالله بن رواحه 297 00:13:57,620 --> 00:14:02,649 عبدالله بن رواحه شمشیر خود را در دست می گرفت و می گفت: 298 00:14:02,649 --> 00:14:06,649 فرزندان کفار را از راه او دور کن 299 00:14:06,649 --> 00:14:09,649 تنها باش که همه خوبی ها در رسول اوست 300 00:14:09,649 --> 00:14:12,649 خداوند رحمان آن را در نزول خود نازل کرده است 301 00:14:12,649 --> 00:14:16,649 در کتب آسمانی که بر رسولش خوانده شده است 302 00:14:16,649 --> 00:14:19,649 پروردگارا من به سخنان او ایمان دارم 303 00:14:19,649 --> 00:14:23,649 من حق قبولش را دیدم 304 00:14:23,649 --> 00:14:26,649 که بهترین کار کشتن به خاطر اوست 305 00:14:26,649 --> 00:14:30,649 امروز به شما توصیه می کنیم آن را دانلود کنید 306 00:14:30,649 --> 00:14:34,649 کتکی که الهام را از رختخوابش می برد 307 00:14:34,649 --> 00:14:37,649 دوست پسر از دوست پسرش شگفت زده شده است 308 00:14:38,649 --> 00:14:40,779 عمر آمد و گفت 309 00:14:40,779 --> 00:14:42,779 ابن رواحه 310 00:14:42,779 --> 00:14:46,779 به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله 311 00:14:46,779 --> 00:14:49,779 و در حرم خدا شعر می گویی 312 00:14:49,779 --> 00:14:52,779 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 313 00:14:52,779 --> 00:14:54,779 ولش کن عمر 314 00:14:54,779 --> 00:14:58,779 او سریعتر نجابت را در آنها آشکار می کند 315 00:14:58,779 --> 00:15:02,779 یعنی این شعر برایشان سخت تر از تیر است 316 00:15:02,779 --> 00:15:05,779 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ماسه زد 317 00:15:05,779 --> 00:15:08,779 سه دور اول و آنهایی که با او بودند 318 00:15:08,779 --> 00:15:10,779 و مشرکان آنها را دیدند 319 00:15:10,779 --> 00:15:13,779 گفتند: ادعا کردی 320 00:15:13,779 --> 00:15:16,779 که مادرشوهر آنها را ضعیف کرده است 321 00:15:16,779 --> 00:15:19,779 اینها بیشتر شلاق خورده اند تا فلانی 322 00:15:19,779 --> 00:15:22,840 وقتی تلاشش تمام شد 323 00:15:22,840 --> 00:15:25,840 قربانی را که او را آورده بود درست کرده بود 324 00:15:25,840 --> 00:15:28,840 خدا رحمت کند و درود بفرستد وقتی از او نقل شد 325 00:15:28,840 --> 00:15:30,840 این منحرف گفت 326 00:15:30,840 --> 00:15:33,840 و تمام مرغ های مکه ذبح می شوند 327 00:15:33,840 --> 00:15:36,840 پس او رضی الله عنه فداکاری کرد 328 00:15:36,840 --> 00:15:39,840 در المروه و آنجا پرواز کن 329 00:15:39,840 --> 00:15:42,840 رسول خدا صلی الله علیه و آله اقامت داشت 330 00:15:42,840 --> 00:15:44,840 سه بار در مکه 331 00:15:44,840 --> 00:15:47,840 وقتی روز چهارم شد 332 00:15:47,840 --> 00:15:49,840 نزد من آمدند و گفتند: 333 00:15:49,840 --> 00:15:52,840 به دوستت بگو ما را ترک کند 334 00:15:52,840 --> 00:15:54,840 مهلت به پایان رسیده است 335 00:15:54,840 --> 00:15:58,840 این به خاطر آن است که با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم موافق بودند 336 00:15:58,840 --> 00:16:02,840 سه روز طول می کشد 337 00:16:02,840 --> 00:16:05,840 پس پیامبر صلی الله علیه و آله رفت 338 00:16:05,840 --> 00:16:07,840 در صراف ماند 339 00:16:07,840 --> 00:16:10,450 و آنجا ساکن شد 340 00:16:10,450 --> 00:16:13,450 گنجینه های بیوگرافی