WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:12.140
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:23.839
من از صحابه بزرگوارم و سرور قوم خود بن المصطلق هستم

00:00:23.839 --> 00:00:31.059
دخترم مادر مؤمنان، همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.

00:00:31.059 --> 00:00:36.060
او در سال پنجم هجری پس از جنگ ابن المصطلق اسلام آورد.

00:00:36.060 --> 00:00:44.189
علت آن یورش این بود که من مردم خود و اعراب را برای حمله به مسلمانان مدینه آماده می کردم

00:00:44.189 --> 00:00:52.189
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله از این موضوع مطلع شد، لشکر خود را آماده کرد و به سوی ما لشکر کشید.

00:00:52.189 --> 00:00:58.189
اسب های مسلمان به ما حمله کردند و ما از هر طرف از آنها فرار کردیم

00:00:58.189 --> 00:01:06.189
پس مقداری از چهارپایان و فرزندان را بردند و دخترم جویریه را نیز به عنوان بخشی از اسارت با خود بردند.

00:01:06.189 --> 00:01:12.989
پس پیامبر صلی الله علیه و آله او را برای خود برگزید و با او ازدواج کرد

00:01:12.989 --> 00:01:17.989
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم تا دخترم را فدیه دهم

00:01:17.989 --> 00:01:23.989
وقتی در العقیق بودم به شترهایی که به عنوان فدیه آورده بودم نگاه کردم

00:01:23.989 --> 00:01:30.989
من دو تا از شترهایش را می‌خواستم، آنها را در یکی از صخره‌های عقیق پنهان کردم

00:01:30.989 --> 00:01:39.989
سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و گفتم: ای محمد، دخترم را مانند او اسیر نمی کنند.

00:01:39.989 --> 00:01:47.120
من ارجمندتر از آن هستم، او را رها کن و این رستگاری اوست

00:01:47.120 --> 00:01:54.120
رضی الله عنه فرمود: «اگر او را انتخاب کنیم، چه فکر می‌کنی، آیا خوب نمی‌شود؟»

00:01:54.120 --> 00:02:00.150
گفتم: "بله، و من کاری که تو باید انجام می دادی" انجام دادم، پس رفتم پیش او و به او گفتم

00:02:00.150 --> 00:02:06.150
دخترم، این مرد تو را خوب ساخته است، پس ما را رسوا نکن

00:02:06.150 --> 00:02:12.150
گفت: من رسول خدا صلی الله علیه و آله را برگزیده ام.

00:02:12.150 --> 00:02:15.150
گفتم: به خدا سوگند ما را رسوا کردی.

00:02:15.150 --> 00:02:21.569
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به فدیه نگاه کرد و فرمود:

00:02:21.569 --> 00:02:27.659
کجایند آن دو شتری که با عقیق راندم در فلان کشور؟

00:02:27.659 --> 00:02:32.659
گفتم: به خدا سوگند، جز خدا کسى از آن خبر ندارد.

00:02:32.659 --> 00:02:38.659
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست و تو رسول خدا هستی

00:02:38.659 --> 00:02:45.530
پس اسلام آوردم و از پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی کردم

00:02:45.530 --> 00:02:50.530
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به دادن زکات دعوت کرد

00:02:50.530 --> 00:02:56.530
پس تصدیق کردم و گفتم ای رسول خدا به سوی قوم من بازگرد

00:02:56.530 --> 00:03:00.530
آنها را به اسلام دعوت می کنم و زکات می دهم

00:03:00.530 --> 00:03:05.530
هر کس مرا اجابت کند، زکاتش را جمع می کنم، پس به من اجازه داد

00:03:05.530 --> 00:03:11.530
چون وقت زکات فرا رسید، پیامی به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد.

00:03:11.530 --> 00:03:16.530
ولید بن عقبه رضی الله عنه از ما زکات بگیرد

00:03:16.530 --> 00:03:20.530
ما نیز به نوبه خود برای پذیرایی از او بیرون رفتیم

00:03:20.530 --> 00:03:25.530
وقتی ولید به ما نزدیک شد و ما را دید، ترسید

00:03:25.530 --> 00:03:31.530
فکر می کرد به خاطر خصومت ما در زمان جاهلیت او را می کشیم

00:03:31.530 --> 00:03:35.530
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت

00:03:35.530 --> 00:03:40.719
به او گفت که ما زکات را دریغ کردیم و می خواهیم او را بکشیم

00:03:40.719 --> 00:03:45.719
پیامبر صلی الله علیه و آله لشکری برای جنگ با ما آماده کرد

00:03:45.719 --> 00:03:48.780
دستور داد به سمت ما بروند

00:03:48.780 --> 00:03:52.780
و اما من به مردان قوم خود گفتم

00:03:52.780 --> 00:03:57.780
رسول خدا صلی الله علیه و آله از عهد خود با ما تخلف نمی کرد

00:03:57.780 --> 00:04:00.780
به جز کسانی که از دست ما عصبانی هستند

00:04:00.780 --> 00:04:02.780
ما را به حال خود رها کن و بگذار او را بیاوریم

00:04:02.780 --> 00:04:06.849
وقتی به شهر نزدیک شدیم با ارتش روبرو شدیم

00:04:06.849 --> 00:04:10.849
پس به آنها گفتم برای چه کسی فرستادید؟

00:04:10.849 --> 00:04:12.849
به شما گفتند

00:04:12.849 --> 00:04:14.849
گفتم چرا؟

00:04:14.849 --> 00:04:18.850
گفتند رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:04:18.850 --> 00:04:21.850
ولید بن عقبه تو را فرستاد

00:04:21.850 --> 00:04:25.850
او مدعی شد که زکات را از او دریغ کرده اید و می خواهید او را بکشید

00:04:25.850 --> 00:04:29.850
گفتم نه، سوگند به کسی که محمد را به حق فرستاد

00:04:29.850 --> 00:04:32.850
نه ندیدم و نه به سراغم آمد

00:04:32.850 --> 00:04:36.850
وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم

00:04:36.850 --> 00:04:37.850
او به من گفت

00:04:37.850 --> 00:04:41.850
زکات را دریغ کردم و خواستم رسولم را بکشم

00:04:41.850 --> 00:04:45.850
گفتم نه، سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد

00:04:45.850 --> 00:04:48.850
نه ندیدم و نه به سراغم آمد

00:04:48.850 --> 00:04:50.850
و من پیش تو نیامدم

00:04:50.850 --> 00:04:53.850
مگر زمانی که پیام رسان شما دیر کرده است

00:04:53.850 --> 00:04:57.850
ترسیدم خدا یا رسولش بر من خشمگین شود

00:04:57.850 --> 00:05:01.850
برای همین با زکات مردمم آمدم

00:05:01.850 --> 00:05:04.910
پس خداوند متعال قول او را نازل کرد

00:05:04.910 --> 00:05:09.910
ای کسانی که ایمان آورده اید

00:05:09.910 --> 00:05:26.980
اگر گناهکارى با خبرى نزد تو آمد، تحقیق کن

00:05:26.980 --> 00:05:37.100
شما از روی نادانی به قومی آسیب می رسانید، سپس از کاری که کرده اید پشیمان می شوید

00:05:37.100 --> 00:05:41.100
رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بر ما تحمیل کرد

00:05:41.100 --> 00:05:43.100
زکات را از ما پذیرفت

00:05:43.100 --> 00:05:45.319
من کی هستم؟

00:05:45.319 --> 00:05:53.379
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:05:53.379 --> 00:05:57.639
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:05:57.639 --> 00:06:00.639
وقتی قسمت بعدی میاد

00:06:00.639 --> 00:06:02.639
انشاالله
