WEBVTT

00:00:00.430 --> 00:00:03.430
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.430 --> 00:00:08.529
بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها

00:00:08.529 --> 00:00:13.529
اگر پیغمبر تلاش کرد یا طولانی شد، از او پیروی کنید

00:00:13.529 --> 00:00:15.529
انجمن مواضع

00:00:15.529 --> 00:00:17.530
پیشبرد

00:00:17.530 --> 00:00:21.559
تصاویری از زندگی فالوورها

00:00:21.559 --> 00:00:25.980
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا

00:00:25.980 --> 00:00:27.980
خدا رحمتش کند

00:00:27.980 --> 00:00:33.479
سالم بن عبدالله بن عمر

00:00:33.479 --> 00:00:35.799
خدا رحمتش کند

00:00:43.340 --> 00:00:46.340
متعلق به امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب بود

00:00:46.340 --> 00:00:48.340
گروهی از بچه ها

00:00:48.340 --> 00:00:50.340
اما پسرش عبدالله

00:00:50.340 --> 00:00:52.340
شبیه ترین به او بود

00:00:52.340 --> 00:00:54.340
متعلق به عبدالله بن عمر بود

00:00:54.340 --> 00:00:56.340
تعداد فرزندان

00:00:56.340 --> 00:00:58.340
بیشتر از آنچه پدرش داشت

00:00:58.340 --> 00:01:00.340
اما پسرش سالم است

00:01:00.340 --> 00:01:03.429
شبیه ترین به او بود

00:01:03.429 --> 00:01:07.430
بیایید داستان زندگی سالم بن عبدالله را دنبال کنیم

00:01:07.430 --> 00:01:09.430
نوه آل فاروق

00:01:09.430 --> 00:01:12.430
مردم از نظر شخصیت و منش بیشتر شبیه او هستند

00:01:12.430 --> 00:01:14.430
ما دوستانه و خوش تیپ هستیم

00:01:14.430 --> 00:01:21.159
سالم بن عبدالله در آسایش طیبه زندگی می کرد

00:01:21.159 --> 00:01:23.159
اون موقع مهربون بود

00:01:23.159 --> 00:01:26.159
او در لباس های ثروت و فضل خودنمایی می کند

00:01:26.159 --> 00:01:29.159
تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

00:01:29.159 --> 00:01:33.159
امرار معاش از همه جا به وفور به او می رسید

00:01:33.159 --> 00:01:38.159
خلفای اموی وسایل ثروت او را فراهم کردند

00:01:38.159 --> 00:01:40.159
چیزی که هرگز به ذهنم خطور نکرد

00:01:40.159 --> 00:01:43.159
اما سالم بن عبدالله

00:01:43.159 --> 00:01:47.159
او دنیا را مانند دیگران قبول نکرد

00:01:47.159 --> 00:01:49.159
او به نمایش زودگذر او اهمیتی نمی داد

00:01:49.159 --> 00:01:51.159
و بقیه آن را جشن گرفتند

00:01:51.159 --> 00:01:56.159
بلکه از آنچه در دست مردم است از روی میل به آنچه نزد خداست پرهیز کرد

00:01:56.159 --> 00:01:58.159
و از اضطرار روی گردان

00:01:58.159 --> 00:02:01.159
لطفا آینده را برنده شوید

00:02:01.159 --> 00:02:06.159
خلفای بنی امیه سعی کردند به او نیکی کنند

00:02:06.159 --> 00:02:08.159
به دیگران نیز عطا کردند

00:02:08.159 --> 00:02:12.159
او را در حال پرهیز از آنچه در دست داشتند یافتند

00:02:12.159 --> 00:02:15.159
او دنیا و آنچه را در آن است کوچک می شمرد

00:02:15.159 --> 00:02:18.539
در همان سال

00:02:18.539 --> 00:02:22.539
سلیمان بن عبدالملک در حاجت به مکه آمد

00:02:22.539 --> 00:02:25.599
وقتی شروع به طواف قدوم کرد

00:02:25.599 --> 00:02:30.599
سالم بن عبدالله را می بینم که در مقابل کعبه تسلیم نشسته است

00:02:30.599 --> 00:02:35.599
زبانش را با قرآن از روی عبادت و تکریم حرکت می دهد

00:02:35.599 --> 00:02:39.599
و اشک هایش بر گونه هایش جاری می شود

00:02:39.599 --> 00:02:43.599
حتی تو هم دریایی از اشک پشت چشمانش هست

00:02:43.599 --> 00:02:46.699
هنگامی که خلیفه طواف خود را تمام کرد

00:02:46.699 --> 00:02:49.699
در طواف دو رکعت نماز خواند

00:02:49.699 --> 00:02:53.699
به سمت جایی که سالم بن عبدالله نشسته است بروید

00:02:53.699 --> 00:02:55.699
پس مردم راه را برای او باز کردند

00:02:55.699 --> 00:02:58.699
پس جای خود را در کنار او گرفت

00:02:58.699 --> 00:03:01.699
تقریباً زانویش را لمس کرد

00:03:01.699 --> 00:03:05.699
سالم متوجه او نشد و توجهی به او نکرد

00:03:05.699 --> 00:03:08.699
چون غرق در چیزی بود که در آن بود

00:03:08.699 --> 00:03:12.699
مشغول یاد خدا در مورد همه چیز

00:03:12.699 --> 00:03:16.699
خلیفه بدون آسیب شروع به تماشا کرد

00:03:16.699 --> 00:03:20.699
او به دنبال فرصتی برای ترک تلاوت است

00:03:20.699 --> 00:03:24.789
تا زمانی که با او صحبت نمی کند گریه اش را قطع می کند

00:03:24.789 --> 00:03:28.789
وقتی فرصت پیدا کرد رو به او کرد و گفت:

00:03:28.789 --> 00:03:32.789
سلام بر تو ای ابوعمر و رحمت خدا

00:03:32.789 --> 00:03:37.789
گفت: سلام و رحمت خداوند متعال بر تو باد.

00:03:37.789 --> 00:03:41.789
و برکاتش. خلیفه با صدای آهسته گفت

00:03:41.789 --> 00:03:45.789
چیزی از من بخواه تا آن را برایت برآورده کنم ای ابوعمر

00:03:45.789 --> 00:03:48.919
سالم هیچ جوابی به او نداد

00:03:48.919 --> 00:03:51.919
خلیفه فکر کرد او را نمی شنود

00:03:51.919 --> 00:03:55.979
بیشتر از قبل به او تکیه داد و گفت

00:03:55.979 --> 00:03:59.979
می خواستی از من چیزی بپرسی تا بتوانم آن را برایت برآورده کنم

00:04:00.139 --> 00:04:04.139
سالم گفت: به خدا سوگند من شرم دارم.

00:04:04.139 --> 00:04:07.139
در خانه خدای متعال بودن

00:04:07.139 --> 00:04:10.139
سپس از شخص دیگری بپرسید

00:04:10.139 --> 00:04:13.180
خلیفه شرمنده شد و سکوت کرد

00:04:13.180 --> 00:04:16.240
اما او در جای خود نشسته ماند

00:04:17.240 --> 00:04:21.240
سالم برخاست و خواست به سفر برود

00:04:21.240 --> 00:04:24.240
سپس انبوهی از مردم به دنبال او رفتند

00:04:24.240 --> 00:04:27.240
این شخص از او درباره یکی از احادیث می پرسد

00:04:27.240 --> 00:04:30.240
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:30.240 --> 00:04:34.240
از او در مورد امر دینی فتوا می خواهد

00:04:34.240 --> 00:04:38.240
سومی از او در مورد یک موضوع دنیوی مشاوره می خواهد

00:04:38.240 --> 00:04:41.240
چهارمی از او می خواهد که دعا کند

00:04:41.240 --> 00:04:44.370
او از جمله کسانی بود که از او پیروی کردند

00:04:44.370 --> 00:04:47.370
خلیفه مسلمین سلیمان بن عبدالملک

00:04:47.370 --> 00:04:50.370
وقتی مردم او را دیدند

00:04:50.370 --> 00:04:53.370
او را هل دادند تا این که بار او شد

00:04:53.370 --> 00:04:56.370
شانه سلیم بن عبدالله

00:04:56.370 --> 00:04:59.370
پس بر او خم شد و در گوشش زمزمه کرد و گفت:

00:04:59.370 --> 00:05:02.399
اینجا ما کسانی هستیم که شده اند

00:05:02.399 --> 00:05:05.399
بیرون مسجد از من چیزی بپرس

00:05:05.399 --> 00:05:08.430
من آن را برای شما پرداخت می کنم و سالم گفت

00:05:08.430 --> 00:05:11.430
از حوائج دنیا یا از حاجت من

00:05:12.430 --> 00:05:15.500
خلیفه گیج شد و گفت:

00:05:15.500 --> 00:05:18.500
بلکه یکی از نیازهای دنیاست

00:05:18.500 --> 00:05:21.500
سالم به او گفت که من نپرسیدم

00:05:21.500 --> 00:05:24.500
نیازهای دنیا کسانی هستند که آنها را دارند

00:05:24.500 --> 00:05:27.500
چگونه می توانم آن را از کسی که آن را ندارد بخواهم؟

00:05:27.500 --> 00:05:30.500
خلیفه از او شرمنده شد

00:05:30.500 --> 00:05:33.500
سلام کرد و او را ترک کرد و گفت:

00:05:33.500 --> 00:05:36.500
چقدر عزیزی الخطاب

00:05:36.500 --> 00:05:39.500
با زهد و تقوا

00:05:39.500 --> 00:05:42.500
خداوند متعال شما را برکت دهد

00:05:42.500 --> 00:05:46.709
خداوند شما را از خاندان پیامبر برکت دهد

00:05:46.709 --> 00:05:49.709
و در سال قبل از آن

00:05:49.709 --> 00:05:52.740
حاج الولید بن عبدالملک

00:05:52.740 --> 00:05:55.740
وقتی مردم از عرفات پراکنده شدند

00:05:55.740 --> 00:05:58.740
او با خلیفه سالم بن عبدالله ملاقات کرد

00:05:58.740 --> 00:06:01.740
در مزدلفه حرام است

00:06:01.740 --> 00:06:04.740
بنابراین او و خانواده اش زندگی کردند

00:06:04.740 --> 00:06:07.740
سپس به بدن آشکار خود نگاه کرد

00:06:08.740 --> 00:06:11.740
گویی یک ساختمان ساخته شده است

00:06:11.740 --> 00:06:14.740
به او گفت: تو اندام زیبایی داری ابوعمر.

00:06:14.740 --> 00:06:17.740
چقدر غذا داری؟

00:06:17.740 --> 00:06:20.740
گفت نان و روغن

00:06:20.740 --> 00:06:23.740
اگر گاهی گوشت پیدا کنم، می خورم

00:06:23.740 --> 00:06:26.810
گفت نان و روغن

00:06:26.810 --> 00:06:29.810
و او گفت بله

00:06:29.810 --> 00:06:32.810
گفت: آیا آن را می‌خواهی؟

00:06:32.810 --> 00:06:35.810
گفت: اگر نخواهم ترکش می کنم.

00:06:35.810 --> 00:06:40.279
اگر گرسنه باشم، هوس می کنم

00:06:40.279 --> 00:06:43.279
و درست مثل سالم، پدربزرگش فاروق

00:06:43.279 --> 00:06:46.279
در روی گرداندن از دنیا

00:06:46.279 --> 00:06:49.279
و زهد با عرضه فانی آن

00:06:49.279 --> 00:06:52.279
همچنین با صدای بلند شبیه آن است

00:06:52.279 --> 00:06:55.279
با حرف حق

00:06:55.279 --> 00:06:58.410
مهم نیست چقدر سنگین باشد

00:06:58.410 --> 00:07:01.410
عواقب شدید

00:07:01.410 --> 00:07:04.410
از این جا وارد حجاج شد

00:07:04.410 --> 00:07:07.410
حجاج او را دوست داشت و پست ترین محفل خود را برپا کرد

00:07:07.410 --> 00:07:10.470
و در شأن او زیاده روی کرد

00:07:10.470 --> 00:07:13.470
و در حالی که هستند

00:07:13.470 --> 00:07:16.470
حجاج گروهی از مردان را آوردند

00:07:16.470 --> 00:07:19.470
احساس بی حسی نسبت به اشیا

00:07:19.470 --> 00:07:22.569
صفر صورت های بسته شده در دستبند

00:07:22.569 --> 00:07:25.569
حجاج رو به سالم کرد

00:07:25.569 --> 00:07:28.569
گفت: اینها رفته اند

00:07:28.569 --> 00:07:31.569
مفسد فی الارض

00:07:32.629 --> 00:07:35.629
سپس شمشیری به او داد

00:07:35.629 --> 00:07:38.629
به اولین آنها اشاره کرد و گفت

00:07:38.629 --> 00:07:41.759
باید به سمتش بروی و گردنش را بزنی

00:07:41.759 --> 00:07:44.759
پس سليمان شمشير را از دست حجاج گرفت

00:07:44.759 --> 00:07:47.759
به سمت مرد رفت

00:07:47.759 --> 00:07:50.759
چشم مردم به او دوخته شد

00:07:50.759 --> 00:07:53.949
ببین چیکار میکنه

00:07:53.949 --> 00:07:56.949
هنگامی که در برابر آن مرد ایستاد، به او گفت

00:07:56.949 --> 00:07:59.949
آیا شما مسلمان هستید؟ و او گفت بله

00:07:59.949 --> 00:08:02.949
و این سوال

00:08:02.949 --> 00:08:06.019
من می روم و آنچه را که شما دستور داده اید انجام می دهم

00:08:06.019 --> 00:08:09.050
سالم به او گفت: آیا نماز صبح خواندی؟

00:08:09.050 --> 00:08:12.050
مرد گفت

00:08:12.050 --> 00:08:15.050
گفتم من مسلمانم

00:08:15.050 --> 00:08:18.050
سپس از من می پرسد که آیا نماز صبح را خوانده ام؟

00:08:18.050 --> 00:08:21.079
به نظر شما مسلمانی هست که نماز نخواند؟

00:08:21.079 --> 00:08:24.079
سالم گفت

00:08:24.079 --> 00:08:27.079
از تو می پرسم آیا امروز صبح نماز خواندی؟

00:08:27.079 --> 00:08:30.079
خداوند شما را هدایت کند

00:08:30.079 --> 00:08:33.080
من به شما گفتم بله

00:08:33.080 --> 00:08:36.080
من از تو خواستم که آنچه را که این ظالم به تو دستور داده است انجام دهی

00:08:36.080 --> 00:08:39.179
در غیر این صورت خود را در معرض خشم او قرار می دهید

00:08:39.179 --> 00:08:42.179
پس سالم به حجاج بازگشت

00:08:42.179 --> 00:08:45.179
شمشیر را در دستانش انداخت و گفت

00:08:45.179 --> 00:08:48.179
مرد اعتراف می کند که مسلمان است

00:08:48.179 --> 00:08:51.179
می گوید امروز صبح نماز خوانده است

00:08:51.179 --> 00:08:54.179
به من خبر دادند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:08:54.179 --> 00:08:57.179
فرمود: هر که نماز صبح را خواند؟

00:08:57.179 --> 00:09:00.179
او در پناه خداوند است

00:09:00.179 --> 00:09:03.179
من مردی را که در پناه خداوند متعال قرار گرفته است نمی کشم

00:09:03.179 --> 00:09:06.370
حجاج به او گفت

00:09:06.370 --> 00:09:09.370
عصبانی، ما او را نمی کشیم

00:09:09.370 --> 00:09:12.370
باید نماز صبح را ترک کنم

00:09:12.370 --> 00:09:15.370
ما او را می کشیم زیرا او یکی از کسانی است که به من کمک کرد

00:09:15.370 --> 00:09:18.399
خلیفه عثمان بن عفان کشته شد

00:09:18.399 --> 00:09:21.399
سالم به او گفت

00:09:21.399 --> 00:09:24.399
چه کسی به خون عثمان از من و تو سزاوارتر است؟

00:09:24.399 --> 00:09:27.399
زائران ساکت ماندند

00:09:27.399 --> 00:09:30.500
جوابی نداد

00:09:30.500 --> 00:09:33.500
سپس یکی از شاهدان شورا به شهر آمد

00:09:33.500 --> 00:09:36.500
عبدالله بن عمر گفت

00:09:36.500 --> 00:09:39.500
آنچه حجاج از فرزندش سالم خواست

00:09:39.500 --> 00:09:42.500
صبر نکرد تا بقیه اخبار را شنید

00:09:42.500 --> 00:09:45.500
اما همکارش سریع گفت:

00:09:45.500 --> 00:09:48.500
و سالم در مورد حجاج کاری نکرد

00:09:48.500 --> 00:09:51.500
به او گفت فلان و چنان کن

00:09:51.500 --> 00:09:54.500
برایش توضیح داد و گفت

00:09:54.500 --> 00:09:57.500
کیف کیف عاقل

00:09:57.500 --> 00:10:02.159
وقتی خلافت آمد

00:10:02.159 --> 00:10:05.159
به عمر بن عبدالعزیز

00:10:05.159 --> 00:10:08.159
او به سالم بن عبدالله نوشت:

00:10:08.159 --> 00:10:11.159
و اما آنچه در ادامه می آید، خداوند متعال

00:10:11.159 --> 00:10:14.159
او مرا به آنچه از نظر ولایت به من مبتلا کرد، مبتلا کرد

00:10:14.159 --> 00:10:17.159
او بدون مشورت با او به مسلمانان فرمان داد

00:10:18.159 --> 00:10:21.190
پس از خدا می خواهم که مرا با این موضوع آزمایش کرد

00:10:21.190 --> 00:10:24.190
برای کمک به من در آن

00:10:24.190 --> 00:10:27.190
اگر این کتاب برای شما بیاید

00:10:27.190 --> 00:10:30.190
پس نامه های عمر بن الخطاب را برای من بفرست

00:10:30.190 --> 00:10:33.190
و صرف آن و پیاده روی آن کردم

00:10:33.190 --> 00:10:36.190
مصمم هستم راه او را ادامه دهم

00:10:36.190 --> 00:10:39.190
اگر خدا کمکم کند راه او را ادامه خواهم داد

00:10:39.190 --> 00:10:42.379
درود بر آن

00:10:42.379 --> 00:10:45.379
پس سالم به او نوشت و گفت: "اما اکنون."

00:10:45.379 --> 00:10:48.379
کتاب شما را دریافت کردم که در آن به آن اشاره کرده اید

00:10:48.379 --> 00:10:51.379
خداوند متعال شما را امتحان کرده است

00:10:51.379 --> 00:10:54.379
تحت فرمان مسلمانان بدون درخواست شما

00:10:54.379 --> 00:10:57.379
توصیه ای نیست و می خواهید راه بروید

00:10:57.379 --> 00:11:00.379
با تاریخ عمر او نابود نمی شود

00:11:00.379 --> 00:11:03.379
شما در زمانی غیر از زمان عمر هستید

00:11:03.379 --> 00:11:06.379
و هیچ کس در میان مردان شما مشابه نیست

00:11:06.379 --> 00:11:09.379
مردان عمر، اما

00:11:09.379 --> 00:11:12.379
بدانید که حقیقت را می خواهید و آن را می خواهید

00:11:12.379 --> 00:11:15.379
خداوند به شما کمک کند و این امکان را برای شما فراهم کند

00:11:15.379 --> 00:11:18.379
کارگرانی که این کار را برای شما انجام می دهند

00:11:18.379 --> 00:11:21.379
و آنها را از جایی که انتظارش را نداشتید نزد شما آورد

00:11:21.379 --> 00:11:24.379
کمک خداوند به بنده بی نهایت است

00:11:24.379 --> 00:11:27.379
نیت او همان است که نیتش برآورده شد

00:11:27.379 --> 00:11:30.379
در خیر، خداوند او را یاری کرد

00:11:30.379 --> 00:11:33.379
هر که نیت کوتاهی داشته باشد کمکی نخواهد داشت

00:11:33.379 --> 00:11:36.419
خدا به اندازه بی نیت او خوب است

00:11:36.419 --> 00:11:39.419
و اگر روحت با تو اختلاف کرد

00:11:39.419 --> 00:11:42.419
خدای متعال راضی نیست

00:11:42.419 --> 00:11:45.419
پس کسانی را که پیش از شما بودند و قدرتمند بودند به یاد آورید

00:11:45.419 --> 00:11:48.419
کسانی که در ترک این دنیا پیشی گرفتند

00:11:48.419 --> 00:11:51.419
و از خود بپرسید

00:11:51.419 --> 00:11:54.419
چجوری چشماشون بیرون رفت؟

00:11:54.419 --> 00:11:57.419
لذت ها را با آن می بینند

00:11:57.419 --> 00:12:00.419
و چگونه شکمشان پاره شد

00:12:00.419 --> 00:12:03.419
آنها خواسته های خود را برآورده نمی کنند

00:12:03.419 --> 00:12:06.419
چگونه مرده شدند؟

00:12:06.419 --> 00:12:09.419
و تپه های زمین آن را پنهان نکردند

00:12:09.419 --> 00:12:12.419
ما از بوی آن ناراحت شدیم

00:12:12.419 --> 00:12:15.419
ما آسیب را از بوی تعفن آن احساس کردیم

00:12:15.419 --> 00:12:18.419
درود و رحمت خداوند متعال بر شما باد

00:12:18.419 --> 00:12:22.759
و نعمت های او

00:12:22.759 --> 00:12:25.759
و پس از آن سالم بن عبدالله بن عمر بن الخطاب زندگی کرد

00:12:25.759 --> 00:12:28.759
عمر طولانی

00:12:28.759 --> 00:12:31.759
پر از جلسات و پر از راهنمایی

00:12:31.759 --> 00:12:34.759
در آن از زینت ها و زینت های دنیا روی گردان

00:12:34.759 --> 00:12:37.759
از طریق آن، آنچه را که خدا راضی است، می پذیرم

00:12:37.759 --> 00:12:40.820
پس تا جایی که می توانست غذا می خورد

00:12:40.820 --> 00:12:43.820
و لباس های خشن بپوشید

00:12:43.820 --> 00:12:46.820
رومیان با لشکریان مسلمان حمله کردند

00:12:46.820 --> 00:12:49.820
او نیازهای مسلمانان را برآورده کرد

00:12:49.820 --> 00:12:52.820
و مادران خیرخواهانه روی آنها خم شدند

00:12:52.820 --> 00:12:56.049
وقتی یقین به او رسید

00:12:56.049 --> 00:12:59.049
در سال صد و شش هجری قمری

00:12:59.049 --> 00:13:02.049
شهر از غم او لرزید

00:13:02.049 --> 00:13:05.049
و ترحیم او غمی در هر دلی است

00:13:05.049 --> 00:13:08.110
و روی هر گونه اشکی

00:13:08.110 --> 00:13:11.110
همه مردم را به غیبت داد

00:13:11.110 --> 00:13:14.110
تشییع جنازه او و شاهد دفن او هستند

00:13:14.110 --> 00:13:17.110
هشام بن عبدالملک بود

00:13:17.110 --> 00:13:20.110
آن روز در شهر بود

00:13:20.110 --> 00:13:23.110
پس بیرون رفت تا برایش دعا کند و او را به تشییع جنازه ببرد

00:13:23.110 --> 00:13:26.110
وقتی ازدحام و جریان مردم را دید

00:13:26.110 --> 00:13:29.110
هاله او فراوانی آنهاست

00:13:29.110 --> 00:13:32.110
نوعی حسادت در سینه اش برانگیخت

00:13:32.110 --> 00:13:35.110
از خود پرسید و گفت:

00:13:35.110 --> 00:13:38.110
ببینید چقدر از این مردم بیرون می آید

00:13:38.110 --> 00:13:41.110
اگر خلیفه مسلمین در...

00:13:41.110 --> 00:13:44.299
این کشور آنهاست

00:13:44.299 --> 00:13:47.299
سپس به ابراهیم بن هشام مخزومی گفت

00:13:47.299 --> 00:13:50.299
و فرماندار او بر شهر

00:13:50.299 --> 00:13:53.299
مردم مدینه را وادار به اعزام کنید

00:13:53.299 --> 00:13:56.299
چهار هزار مرد به مرزها

00:13:56.299 --> 00:14:03.210
یک سال، چهار هزار

00:14:03.210 --> 00:14:06.210
در زمان سلم هیچ کس در امان نبود

00:14:06.210 --> 00:14:09.210
بن عبدالله شباهت بیشتری به او دارد

00:14:09.210 --> 00:14:12.210
با کسانی که از صالحان گذشتند

00:14:12.210 --> 00:14:15.210
در زهد و فضیلت و زیستن

00:14:15.210 --> 00:14:20.129
امام مالک

00:14:32.129 --> 00:14:35.129
رفتند و رفتند

00:14:35.129 --> 00:14:38.129
یک سوال در وجدان وجود دارد

00:14:38.129 --> 00:14:41.129
آیا آنها مانند یک ستاره هستند؟

00:14:41.129 --> 00:14:44.129
آسمان و تپه ها

00:14:44.129 --> 00:14:47.129
آنها پر از زندگی شدند

00:14:47.129 --> 00:14:50.129
به عملکرد آنها افتخار می کنند

00:14:50.129 --> 00:14:53.129
و عالم خودپسندی بر آنها آشکار شده است
