1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,220 --> 00:00:18,219 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:18,219 --> 00:00:22,219 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,219 --> 00:00:25,219 اید الرحمن رفاه الپاشا 5 00:00:25,219 --> 00:00:27,260 خدا رحمتش کند 6 00:00:27,260 --> 00:00:31,019 زید بن حارثه 7 00:00:32,140 --> 00:00:34,340 خداوند از او راضی باشد 8 00:00:47,460 --> 00:00:51,460 سعده بنت طالب به قصد دیدار قوم خود بنی معان رفت 9 00:00:51,460 --> 00:00:56,460 او با خدمتکارش زید بن حارثه الکعبی همراه بود 10 00:00:56,460 --> 00:00:59,460 او تقریباً در خانه های مردم خود نمی ماند 11 00:00:59,460 --> 00:01:02,460 تا اینکه اسب های بنی القین به آنها حمله کردند 12 00:01:02,460 --> 00:01:05,459 پس پول را گرفتند و شترها را راندند 13 00:01:05,459 --> 00:01:07,459 فرزندان را اسیر کردند 14 00:01:07,459 --> 00:01:10,549 او از جمله کسانی بود که او را با آنها تحمل کردند 15 00:01:10,549 --> 00:01:13,650 پسرش زید بن حارثه 16 00:01:13,650 --> 00:01:16,650 زید در آن زمان پسر جوانی بود 17 00:01:16,650 --> 00:01:18,650 او حدود هشت سال سن دارد 18 00:01:18,650 --> 00:01:20,650 او را به بازار عكب آوردند 19 00:01:20,650 --> 00:01:22,650 برای فروش عرضه کردند 20 00:01:22,650 --> 00:01:25,650 مردی ثروتمند آن را از اربابان قریش خرید 21 00:01:25,650 --> 00:01:28,650 او حکیم بن حزام بن خویلد است 22 00:01:28,650 --> 00:01:30,650 به چهارصد درهم 23 00:01:30,650 --> 00:01:33,650 او با او یک گروه پسر خرید 24 00:01:33,650 --> 00:01:35,650 آنها را به مکه برگرداند 25 00:01:35,650 --> 00:01:39,650 وقتی عمه اش خدیجه بنت خویلد از آمدن او باخبر شد 26 00:01:39,650 --> 00:01:43,650 او را عیادت کرد و سلام کرد و به او خوش آمد گفت 27 00:01:43,650 --> 00:01:46,650 به او گفت عمو 28 00:01:46,650 --> 00:01:50,650 من یک گروه پسر از بازار عکب خریدم 29 00:01:50,650 --> 00:01:53,650 هر کدام را که دوست دارید انتخاب کنید 30 00:01:53,650 --> 00:01:55,680 برای شما هدیه است 31 00:01:55,680 --> 00:01:59,680 خدیجه خانم به صورت پسرها نگاه کرد 32 00:01:59,680 --> 00:02:01,680 زید بن حارثه را برگزید 33 00:02:01,680 --> 00:02:04,680 زیرا به عنوان نشانه های پاکی بر او ظاهر شد 34 00:02:04,680 --> 00:02:06,680 و او با آن پیش رفت 35 00:02:06,680 --> 00:02:08,680 و فقط تعداد کمی است 36 00:02:08,680 --> 00:02:10,680 تا اینکه با خدیجه بنت خویلد ازدواج کرد 37 00:02:10,680 --> 00:02:13,680 از محمد بن عبدالله 38 00:02:13,680 --> 00:02:16,680 می خواست او را دعوت کند و هدیه ای به او بدهد 39 00:02:16,680 --> 00:02:20,680 او کسی را بهتر از خدمتکار محبوبش زید بن حارثه نیافت 40 00:02:20,680 --> 00:02:22,680 پس به او دادم 41 00:02:22,680 --> 00:02:24,680 در حالی که پسر خوش شانس بود 42 00:02:24,680 --> 00:02:27,680 او در مراقبت از محمد بن عبدالله در نوسان بود 43 00:02:27,680 --> 00:02:29,680 او از همراهی سخاوتمندانه لذت می برد 44 00:02:29,680 --> 00:02:31,680 و از زیبایی آن لذت ببرید 45 00:02:31,680 --> 00:02:36,680 مادرش که از فقدان او غمگین بود، نمی‌توانست از او غافل شود 46 00:02:36,680 --> 00:02:38,680 اندوه او فروکش نمی کند 47 00:02:38,680 --> 00:02:40,680 و هیچ آرامشی با او وجود ندارد 48 00:02:40,680 --> 00:02:43,680 و او را بدبخت تر از او کرد 49 00:02:43,680 --> 00:02:46,680 او نمی داند کجاست، بنابراین به او امیدوار است 50 00:02:46,680 --> 00:02:49,680 یا مرده و از او ناامید است؟ 51 00:02:49,680 --> 00:02:51,840 در مورد پدرش 52 00:02:51,840 --> 00:02:53,840 بنابراین او شروع به جستجو برای آن در هر سرزمینی کرد 53 00:02:53,840 --> 00:02:55,840 و هر قبیله ای از او می پرسند 54 00:02:55,840 --> 00:02:59,840 اشتیاق او به او بیانگر شعر غمگین است 55 00:02:59,840 --> 00:03:01,840 جگرش می شکند 56 00:03:01,840 --> 00:03:03,840 جایی که می گوید 57 00:03:03,840 --> 00:03:07,870 برای زید گریه کردم و نفهمیدم چه کرد 58 00:03:07,870 --> 00:03:11,870 ممکن است به امید زندگی کنم یا منتظر ترم باشم 59 00:03:11,870 --> 00:03:15,870 به خدا نمی دانم و می پرسم 60 00:03:15,870 --> 00:03:19,870 دشت را دوست داری یا کوه را؟ 61 00:03:19,870 --> 00:03:22,870 خورشید وقتی طلوع می کند مرا به یاد آن می اندازد 62 00:03:22,870 --> 00:03:26,870 اگر آن را رها کند، حافظه اش فاش می شود 63 00:03:26,870 --> 00:03:29,870 من تا جایی که بتوانم روی زمین کار خواهم کرد 64 00:03:29,870 --> 00:03:33,870 نه از سرگردانی خسته می شوم و نه از شترها 65 00:03:33,870 --> 00:03:37,870 زندگی من یا به سمت راست من بیا 66 00:03:37,870 --> 00:03:41,870 هر انسانی فانی است حتی اگر امید او را فریب دهد 67 00:03:41,870 --> 00:03:45,259 در یکی از موسم حج 68 00:03:45,259 --> 00:03:48,259 گروهی از قوم زید به بیت الحرام رفتند 69 00:03:48,259 --> 00:03:51,259 در حالی که خانه باستانی را طواف می کردند 70 00:03:51,259 --> 00:03:54,259 اگر بیشتر چهره به چهره باشند 71 00:03:54,259 --> 00:03:58,259 پس او را شناختند و او آنها را شناخت و از او پرسیدند و او از آنها پرسید 72 00:03:58,259 --> 00:04:02,259 هنگامی که مراسم خود را به پایان رساندند و به خانه های خود بازگشتند 73 00:04:02,259 --> 00:04:04,259 آنچه را که دیدند به حارثه گفتند 74 00:04:04,259 --> 00:04:07,259 و آنچه را که شنیدند به او گفتند 75 00:04:07,259 --> 00:04:10,259 سریع حارثه را برای رفتنش آماده کردم 76 00:04:10,259 --> 00:04:14,259 او مبلغی را برای باج دادن به جگر حمل کرد 77 00:04:14,259 --> 00:04:18,259 قرت العین و برادرش کعب را همراهی کرد 78 00:04:18,259 --> 00:04:22,259 با هم راهی مکه شدند 79 00:04:22,259 --> 00:04:26,259 چون به آنجا رسیدند نزد محمد بن عبدالله رفتند 80 00:04:26,259 --> 00:04:30,319 و به او گفت: ای پسر عبدالمطلب 81 00:04:30,319 --> 00:04:32,319 شما همسایگان خدا هستید 82 00:04:32,319 --> 00:04:35,319 نیازمندان را راحت می کنی و گرسنگان را سیر می کنی 83 00:04:35,319 --> 00:04:38,319 و شما به فرد مضطرب کمک می کنید 84 00:04:38,319 --> 00:04:41,319 ما در مورد پسرمان که تو داری نزد تو آمده ایم 85 00:04:41,319 --> 00:04:44,319 ما به اندازه کافی برای شما پول آورده ایم تا کفایت کنید 86 00:04:44,319 --> 00:04:47,319 هر که بر ماست، هر چه می خواهی از ما بهره مند شود 87 00:04:47,319 --> 00:04:51,319 محمد گفت پسرت کیست؟ 88 00:04:51,319 --> 00:04:55,319 بنده تو زید بن حارثه گفت: 89 00:04:55,319 --> 00:04:59,319 گفت: آیا چیزی بهتر از فدیه داری؟ 90 00:04:59,319 --> 00:05:02,319 گفت: این چیست؟ 91 00:05:02,319 --> 00:05:05,319 گفت: او را برای تو دعوت می کنم 92 00:05:05,319 --> 00:05:08,319 پس بین من و تو یکی را انتخاب کن 93 00:05:08,319 --> 00:05:11,319 اگر شما را انتخاب کند، بدون پول مال شماست 94 00:05:11,319 --> 00:05:14,319 و اگر مرا انتخاب کرد، به خدا سوگند من نیستم 95 00:05:14,319 --> 00:05:17,319 به خدا سوگند من مشتاق کسی نیستم که او انتخاب کند 96 00:05:17,319 --> 00:05:20,319 گفت: عدالت را ادا کردی. 97 00:05:20,319 --> 00:05:23,480 و انصافا اغراق کردی 98 00:05:23,480 --> 00:05:26,480 پس محمد زید را صدا زد و گفت: این دو کیستند؟ 99 00:05:26,480 --> 00:05:29,540 پدرم این را گفت 100 00:05:29,540 --> 00:05:33,540 حارثه بن شرحیل و این عموی من کعب است 101 00:05:33,540 --> 00:05:36,639 گفت: من به تو اختیار دادم 102 00:05:36,639 --> 00:05:39,639 اگر بخواهید می توانید با آنها همراه شوید 103 00:05:39,639 --> 00:05:42,639 اگه خواستی میتونی پیش من بمونی 104 00:05:42,639 --> 00:05:45,639 او به من گفت که معطل و تردید نکن 105 00:05:45,639 --> 00:05:48,769 بلکه با شما می مانم 106 00:05:48,769 --> 00:05:51,769 پدرش گفت: وای بر تو ای زید 107 00:05:51,769 --> 00:05:54,769 آیا برده داری را به پدر و مادرت ترجیح می دهی؟ 108 00:05:54,769 --> 00:05:57,769 گفت: اگر ببینی این مرد کیست؟ 109 00:05:57,769 --> 00:06:00,769 چیزی و من کسی نیستم که آن را ترک کنم 110 00:06:00,769 --> 00:06:03,769 وقتی محمد زید را دید 111 00:06:03,769 --> 00:06:06,769 آنچه را دید در دست گرفت 112 00:06:06,769 --> 00:06:09,769 و او را به بیت الحرام ببر 113 00:06:09,769 --> 00:06:12,769 پر از قریش 114 00:06:12,769 --> 00:06:15,769 و گفت: ای اهل قریش 115 00:06:15,769 --> 00:06:18,769 گواه باشید که این پسر من است و من از او ارث خواهم برد 116 00:06:18,769 --> 00:06:21,860 پس پدر و عمویش در آرامش بودند 117 00:06:21,860 --> 00:06:24,860 جانشین او محمد بن عبدالله شد 118 00:06:24,860 --> 00:06:27,860 او با آسودگی خاطر به سوی قومشان بازگشت 119 00:06:27,860 --> 00:06:30,860 از آن روز آرامش خاطر 120 00:06:30,860 --> 00:06:33,860 زید بن حارثه را زید بن محمد نامیدند 121 00:06:33,860 --> 00:06:36,860 و او هنوز به این نام خوانده می شد 122 00:06:36,860 --> 00:06:39,860 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 123 00:06:39,860 --> 00:06:42,860 اسلام فرزندخواندگی را لغو کرد 124 00:06:42,860 --> 00:06:45,860 آنجا که قول او جل جلاله نازل شد 125 00:06:45,860 --> 00:06:48,860 آنها را نزد پدر و مادرشان صدا کن 126 00:06:48,860 --> 00:06:51,860 او را زید بن حارثه نامیدند 127 00:06:51,860 --> 00:06:54,860 زید نمی دانست چه زمانی محمد را انتخاب کرد 128 00:06:54,860 --> 00:06:57,860 بر مادر و پدرش، یعنی یکی از گوسفندانش 129 00:06:57,860 --> 00:07:00,860 او نمی دانست که اربابش 130 00:07:00,860 --> 00:07:03,860 که او را بر خانواده و طایفه اش ترجیح داد 131 00:07:03,860 --> 00:07:06,860 او استاد اول و آخر است 132 00:07:06,860 --> 00:07:09,860 و رسول خدا به همه خلقش 133 00:07:09,860 --> 00:07:12,860 و به ذهنش خطور نکرد 134 00:07:12,860 --> 00:07:15,860 که حالتی بهشتی در سطح زمین پدید خواهد آمد 135 00:07:15,860 --> 00:07:18,860 آن چیزی که بین شرق و غرب است را پر می کند 136 00:07:18,860 --> 00:07:21,860 عادل و عادل و اینکه او همان است 137 00:07:21,860 --> 00:07:24,860 این اولین بلوک ساختمانی خواهد بود 138 00:07:24,860 --> 00:07:27,959 این کشور بزرگ 139 00:07:27,959 --> 00:07:30,959 هیچ کدام از اینها در ذهن زید نبود 140 00:07:30,959 --> 00:07:33,959 بلکه فضل خداست که به هر که بخواهد می دهد 141 00:07:33,959 --> 00:07:36,959 خداوند دارای فضل بزرگ است 142 00:07:36,959 --> 00:07:39,990 چون از آن زمان دیگر هیچ حادثه ای رخ نداده است 143 00:07:39,990 --> 00:07:42,990 این گزینه فقط برای چند سال است 144 00:07:42,990 --> 00:07:45,990 تا اینکه خداوند پیامبرش محمد را فرستاد 145 00:07:45,990 --> 00:07:49,250 من دنبال راهنمایی و حقیقت هستم 146 00:07:49,250 --> 00:07:52,250 زید بن حارثه اولین کسی بود که به او ایمان آورد 147 00:07:52,250 --> 00:07:55,379 آیا بالاتر از این اولویت است؟ 148 00:07:55,379 --> 00:07:58,379 مرحله مقدماتی که در آن رقبا به رقابت می پردازند 149 00:07:58,379 --> 00:08:01,379 زید بن حارثه آمین شده است 150 00:08:01,379 --> 00:08:04,379 مخفیانه رسول خدا و پیشوا بودن 151 00:08:04,379 --> 00:08:07,379 برای فرستادگان و شرکت هایش 152 00:08:07,379 --> 00:08:10,379 یکی از جانشینان او اگر شهر را ترک کند، اداره شهر را بر عهده می گیرد 153 00:08:10,379 --> 00:08:13,439 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 154 00:08:13,439 --> 00:08:16,439 و همانطور که زیدانی پیامبر را دوست داشت 155 00:08:16,439 --> 00:08:19,439 او بر مادر و پدرش تأثیر گذاشت 156 00:08:19,439 --> 00:08:22,439 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله او را دوست می داشت 157 00:08:22,439 --> 00:08:25,439 بر او و آمیختن او با خانواده و فرزندانش 158 00:08:26,439 --> 00:08:29,439 اگر نزد او بازگردد از آمدنش خوشحال می شود 159 00:08:29,439 --> 00:08:32,440 او با برخوردی که لیاقتش را ندارد ملاقات خواهد کرد 160 00:08:32,440 --> 00:08:35,440 هیچ کس دیگری مثل او نیست 161 00:08:35,500 --> 00:08:38,500 اینجا عایشه است که خدا از او راضی باشد 162 00:08:38,500 --> 00:08:41,500 صحنه ای را برای ما تصور کنید 163 00:08:41,500 --> 00:08:44,500 شادی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 164 00:08:44,500 --> 00:08:47,500 ملاقات با زید 165 00:08:47,500 --> 00:08:50,500 زید بن حارثه به شهر آمد 166 00:08:50,500 --> 00:08:53,500 و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 167 00:08:53,500 --> 00:08:56,500 پس در زد 168 00:08:56,500 --> 00:08:59,500 پس رسول برهنه در برابر او ایستاد 169 00:08:59,500 --> 00:09:02,500 او فقط باید چیزی را که بین ناف و زانوهایش است بپوشاند 170 00:09:02,500 --> 00:09:05,500 به طرف در رفت و لباسش را کشید 171 00:09:05,500 --> 00:09:08,500 پس او را در آغوش گرفت و پذیرفت 172 00:09:08,500 --> 00:09:11,500 به خدا سوگند من رسول خدا را قبل و بعد از او برهنه ندیده ام 173 00:09:11,500 --> 00:09:14,570 موضوع محبت به پیامبر فراگیر شد 174 00:09:14,570 --> 00:09:17,570 زید در میان مسلمانان و به تفصیل 175 00:09:17,570 --> 00:09:20,570 پس او را زید اللوو نامیدند 176 00:09:20,570 --> 00:09:23,570 عنوان محبت رسول خدا 177 00:09:23,570 --> 00:09:26,570 پسرش به نام او اسامه نامیده شد 178 00:09:26,570 --> 00:09:29,629 من رسول خدا را دوست دارم و او را دوست دارم 179 00:09:29,629 --> 00:09:32,629 در سال هشتم هجری 180 00:09:32,629 --> 00:09:35,629 انشاءالله عقلش برکت باد 181 00:09:35,629 --> 00:09:38,659 تا عاشق را با فراق معشوق بیازماید 182 00:09:38,659 --> 00:09:41,659 این به خاطر آن است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 183 00:09:41,659 --> 00:09:44,659 حارث ابن عمیر ازدی را فرستاد 184 00:09:44,659 --> 00:09:47,659 با نامه ای به پادشاه بصره که او را دعوت کرده است 185 00:09:48,659 --> 00:09:51,659 هنگامی که الحارث در شرق اردن به مرگ رسید 186 00:09:51,659 --> 00:09:54,659 یکی از شاهزادگان غسانی آن را به او تقدیم کرد 187 00:09:54,659 --> 00:09:57,659 شرابیل بن عمر 188 00:09:57,659 --> 00:10:00,659 پس او را گرفت و محکم بست 189 00:10:00,659 --> 00:10:03,659 سپس او را جلو آورد و سرش را برید 190 00:10:03,659 --> 00:10:06,659 این برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سخت شد 191 00:10:06,659 --> 00:10:09,659 زیرا پیامبری جز او برای او کشته نشد 192 00:10:09,659 --> 00:10:12,659 او ارتشی متشکل از سه هزار جنگجو آماده کرد 193 00:10:12,659 --> 00:10:15,659 تاختن به موته 194 00:10:15,659 --> 00:10:18,659 لشکر محبوبش زید بن حارثه 195 00:10:18,659 --> 00:10:21,659 گفت زید مجروح شده است 196 00:10:21,659 --> 00:10:24,700 رهبری به جعفر بن ابی طالب داده می شود 197 00:10:24,700 --> 00:10:27,700 اگر جعفر مجروح شود 198 00:10:27,700 --> 00:10:30,700 متعلق به عبدالله بن رواحه بود 199 00:10:30,700 --> 00:10:33,700 اگر عبدالله مجروح شود 200 00:10:33,700 --> 00:10:36,950 مسلمانان از میان خود مردی را برای خود انتخاب کنند 201 00:10:36,950 --> 00:10:39,950 لشکر ادامه یافت تا به معان رسید 202 00:10:39,950 --> 00:10:42,950 در شرق اردن 203 00:10:43,950 --> 00:10:46,950 برای دفاع از غسانیان 204 00:10:46,950 --> 00:10:49,950 صد هزار مشرک عرب به او پیوستند 205 00:10:49,950 --> 00:10:52,950 این ارتش بزرگ نه چندان دور اردو زد 206 00:10:52,950 --> 00:10:55,950 از سایت های مسلمان 207 00:10:55,950 --> 00:10:58,950 مسلمانان دو شب را در معان به سر بردند 208 00:10:58,950 --> 00:11:01,980 در مورد کاری که انجام می دهند مشورت می کنند 209 00:11:01,980 --> 00:11:04,980 شخصی گفت: به رسول خدا می نویسیم 210 00:11:04,980 --> 00:11:07,980 شماره دشمنمان را به او می گوییم 211 00:11:07,980 --> 00:11:10,980 منتظر فرمانش هستیم 212 00:11:10,980 --> 00:11:13,980 ما با اعداد، قدرت و اعداد نمیجنگیم 213 00:11:13,980 --> 00:11:16,980 اما ما با این دین می جنگیم 214 00:11:16,980 --> 00:11:19,980 پس به دنبال چیزی بروید که برای آن در نظر گرفته اید 215 00:11:19,980 --> 00:11:22,980 خداوند ضمانت کرده است که یکی از این دو حسنه را برنده شوید 216 00:11:22,980 --> 00:11:25,980 یا بافتن 217 00:11:25,980 --> 00:11:28,980 یا گواهینامه 218 00:11:28,980 --> 00:11:31,980 سپس دو گروه در سرزمین موته جمع شدند 219 00:11:31,980 --> 00:11:34,980 مسلمانان در جنگی جنگیدند که رومیان را شگفت زده کرد 220 00:11:34,980 --> 00:11:37,980 دلشان از ترس این سه هزار پر شد 221 00:11:37,980 --> 00:11:40,980 که با لشکر او با مبالغ دویست هزار نفری مقابله کرد 222 00:11:40,980 --> 00:11:43,980 و جلد زید بن حارثه 223 00:11:43,980 --> 00:11:46,980 بر پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 224 00:11:46,980 --> 00:11:49,980 جلادی که سابقه قهرمانی اش معلوم نبود 225 00:11:49,980 --> 00:11:52,980 چنین چیزی تا بدن او را سوراخ کرد 226 00:11:52,980 --> 00:11:55,980 صدها نیزه به زانو در آمد 227 00:11:55,980 --> 00:11:58,980 شنا در خونش 228 00:11:58,980 --> 00:12:01,980 سپس جعفر بن ابی طالب پرچم را از او گرفت 229 00:12:01,980 --> 00:12:04,980 و اکرم الداود شروع به دفاع از او کرد 230 00:12:04,980 --> 00:12:07,980 تا اینکه به دوستش رسید 231 00:12:07,980 --> 00:12:10,980 عبدالله بن رواحه پرچم را از او گرفت 232 00:12:10,980 --> 00:12:13,980 او شجاعانه ترین برای آن جنگید 233 00:12:13,980 --> 00:12:16,980 تا اینکه به جایی رسید که دو یارانش رسیدند 234 00:12:16,980 --> 00:12:19,980 پس فرماندهی مردم را خالد بن ولید بر عهده داشت 235 00:12:19,980 --> 00:12:22,980 حدیث اسلام بود 236 00:12:22,980 --> 00:12:25,980 او در کنار ارتش قرار گرفت و آن را از نابودی اجتناب ناپذیر نجات داد 237 00:12:25,980 --> 00:12:29,049 به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدم 238 00:12:29,049 --> 00:12:32,049 موتا نیوز 239 00:12:32,049 --> 00:12:35,049 و سه اعتقاد او 240 00:12:35,049 --> 00:12:38,049 او برای آنها غمگین بود با اندوهی که هرگز قبل از آن نبود 241 00:12:38,049 --> 00:12:41,049 و کسی که به خانواده هایشان اهمیت می دهد با آنها دلداری می دهد 242 00:12:41,049 --> 00:12:44,049 وقتی به خانه زید بن حارثه رسید 243 00:12:44,049 --> 00:12:47,049 دختر کوچکش به او پناه برد 244 00:12:47,049 --> 00:12:50,049 داشت از اشک می ترکید 245 00:12:50,049 --> 00:12:53,049 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله گریه کرد 246 00:12:53,049 --> 00:12:56,049 تا اینکه غارت شد 247 00:12:56,049 --> 00:12:59,049 سعد بن عباده به او گفت 248 00:13:00,049 --> 00:13:03,049 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم 249 00:13:03,049 --> 00:13:09,179 این عاشق گریه بر معشوق است 250 00:13:09,179 --> 00:13:12,340 و به خدا سوگند 251 00:13:12,340 --> 00:13:15,340 زید بن حارثه شایسته امارت بود 252 00:13:15,340 --> 00:13:18,340 او محبوب ترین فرد برای او بود 253 00:13:18,340 --> 00:13:21,340 محمد رسول خداست