WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.220 --> 00:00:18.219
انجمن مواضع خشنود است

00:00:18.219 --> 00:00:22.219
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:22.219 --> 00:00:25.219
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.219 --> 00:00:27.260
خدا رحمتش کند

00:00:27.260 --> 00:00:31.019
زید بن حارثه

00:00:32.140 --> 00:00:34.340
خداوند از او راضی باشد

00:00:47.460 --> 00:00:51.460
سعده بنت طالب به قصد دیدار قوم خود بنی معان رفت

00:00:51.460 --> 00:00:56.460
او با خدمتکارش زید بن حارثه الکعبی همراه بود

00:00:56.460 --> 00:00:59.460
او تقریباً در خانه های مردم خود نمی ماند

00:00:59.460 --> 00:01:02.460
تا اینکه اسب های بنی القین به آنها حمله کردند

00:01:02.460 --> 00:01:05.459
پس پول را گرفتند و شترها را راندند

00:01:05.459 --> 00:01:07.459
فرزندان را اسیر کردند

00:01:07.459 --> 00:01:10.549
او از جمله کسانی بود که او را با آنها تحمل کردند

00:01:10.549 --> 00:01:13.650
پسرش زید بن حارثه

00:01:13.650 --> 00:01:16.650
زید در آن زمان پسر جوانی بود

00:01:16.650 --> 00:01:18.650
او حدود هشت سال سن دارد

00:01:18.650 --> 00:01:20.650
او را به بازار عكب آوردند

00:01:20.650 --> 00:01:22.650
برای فروش عرضه کردند

00:01:22.650 --> 00:01:25.650
مردی ثروتمند آن را از اربابان قریش خرید

00:01:25.650 --> 00:01:28.650
او حکیم بن حزام بن خویلد است

00:01:28.650 --> 00:01:30.650
به چهارصد درهم

00:01:30.650 --> 00:01:33.650
او با او یک گروه پسر خرید

00:01:33.650 --> 00:01:35.650
آنها را به مکه برگرداند

00:01:35.650 --> 00:01:39.650
وقتی عمه اش خدیجه بنت خویلد از آمدن او باخبر شد

00:01:39.650 --> 00:01:43.650
او را عیادت کرد و سلام کرد و به او خوش آمد گفت

00:01:43.650 --> 00:01:46.650
به او گفت عمو

00:01:46.650 --> 00:01:50.650
من یک گروه پسر از بازار عکب خریدم

00:01:50.650 --> 00:01:53.650
هر کدام را که دوست دارید انتخاب کنید

00:01:53.650 --> 00:01:55.680
برای شما هدیه است

00:01:55.680 --> 00:01:59.680
خدیجه خانم به صورت پسرها نگاه کرد

00:01:59.680 --> 00:02:01.680
زید بن حارثه را برگزید

00:02:01.680 --> 00:02:04.680
زیرا به عنوان نشانه های پاکی بر او ظاهر شد

00:02:04.680 --> 00:02:06.680
و او با آن پیش رفت

00:02:06.680 --> 00:02:08.680
و فقط تعداد کمی است

00:02:08.680 --> 00:02:10.680
تا اینکه با خدیجه بنت خویلد ازدواج کرد

00:02:10.680 --> 00:02:13.680
از محمد بن عبدالله

00:02:13.680 --> 00:02:16.680
می خواست او را دعوت کند و هدیه ای به او بدهد

00:02:16.680 --> 00:02:20.680
او کسی را بهتر از خدمتکار محبوبش زید بن حارثه نیافت

00:02:20.680 --> 00:02:22.680
پس به او دادم

00:02:22.680 --> 00:02:24.680
در حالی که پسر خوش شانس بود

00:02:24.680 --> 00:02:27.680
او در مراقبت از محمد بن عبدالله در نوسان بود

00:02:27.680 --> 00:02:29.680
او از همراهی سخاوتمندانه لذت می برد

00:02:29.680 --> 00:02:31.680
و از زیبایی آن لذت ببرید

00:02:31.680 --> 00:02:36.680
مادرش که از فقدان او غمگین بود، نمی‌توانست از او غافل شود

00:02:36.680 --> 00:02:38.680
اندوه او فروکش نمی کند

00:02:38.680 --> 00:02:40.680
و هیچ آرامشی با او وجود ندارد

00:02:40.680 --> 00:02:43.680
و او را بدبخت تر از او کرد

00:02:43.680 --> 00:02:46.680
او نمی داند کجاست، بنابراین به او امیدوار است

00:02:46.680 --> 00:02:49.680
یا مرده و از او ناامید است؟

00:02:49.680 --> 00:02:51.840
در مورد پدرش

00:02:51.840 --> 00:02:53.840
بنابراین او شروع به جستجو برای آن در هر سرزمینی کرد

00:02:53.840 --> 00:02:55.840
و هر قبیله ای از او می پرسند

00:02:55.840 --> 00:02:59.840
اشتیاق او به او بیانگر شعر غمگین است

00:02:59.840 --> 00:03:01.840
جگرش می شکند

00:03:01.840 --> 00:03:03.840
جایی که می گوید

00:03:03.840 --> 00:03:07.870
برای زید گریه کردم و نفهمیدم چه کرد

00:03:07.870 --> 00:03:11.870
ممکن است به امید زندگی کنم یا منتظر ترم باشم

00:03:11.870 --> 00:03:15.870
به خدا نمی دانم و می پرسم

00:03:15.870 --> 00:03:19.870
دشت را دوست داری یا کوه را؟

00:03:19.870 --> 00:03:22.870
خورشید وقتی طلوع می کند مرا به یاد آن می اندازد

00:03:22.870 --> 00:03:26.870
اگر آن را رها کند، حافظه اش فاش می شود

00:03:26.870 --> 00:03:29.870
من تا جایی که بتوانم روی زمین کار خواهم کرد

00:03:29.870 --> 00:03:33.870
نه از سرگردانی خسته می شوم و نه از شترها

00:03:33.870 --> 00:03:37.870
زندگی من یا به سمت راست من بیا

00:03:37.870 --> 00:03:41.870
هر انسانی فانی است حتی اگر امید او را فریب دهد

00:03:41.870 --> 00:03:45.259
در یکی از موسم حج

00:03:45.259 --> 00:03:48.259
گروهی از قوم زید به بیت الحرام رفتند

00:03:48.259 --> 00:03:51.259
در حالی که خانه باستانی را طواف می کردند

00:03:51.259 --> 00:03:54.259
اگر بیشتر چهره به چهره باشند

00:03:54.259 --> 00:03:58.259
پس او را شناختند و او آنها را شناخت و از او پرسیدند و او از آنها پرسید

00:03:58.259 --> 00:04:02.259
هنگامی که مراسم خود را به پایان رساندند و به خانه های خود بازگشتند

00:04:02.259 --> 00:04:04.259
آنچه را که دیدند به حارثه گفتند

00:04:04.259 --> 00:04:07.259
و آنچه را که شنیدند به او گفتند

00:04:07.259 --> 00:04:10.259
سریع حارثه را برای رفتنش آماده کردم

00:04:10.259 --> 00:04:14.259
او مبلغی را برای باج دادن به جگر حمل کرد

00:04:14.259 --> 00:04:18.259
قرت العین و برادرش کعب را همراهی کرد

00:04:18.259 --> 00:04:22.259
با هم راهی مکه شدند

00:04:22.259 --> 00:04:26.259
چون به آنجا رسیدند نزد محمد بن عبدالله رفتند

00:04:26.259 --> 00:04:30.319
و به او گفت: ای پسر عبدالمطلب

00:04:30.319 --> 00:04:32.319
شما همسایگان خدا هستید

00:04:32.319 --> 00:04:35.319
نیازمندان را راحت می کنی و گرسنگان را سیر می کنی

00:04:35.319 --> 00:04:38.319
و شما به فرد مضطرب کمک می کنید

00:04:38.319 --> 00:04:41.319
ما در مورد پسرمان که تو داری نزد تو آمده ایم

00:04:41.319 --> 00:04:44.319
ما به اندازه کافی برای شما پول آورده ایم تا کفایت کنید

00:04:44.319 --> 00:04:47.319
هر که بر ماست، هر چه می خواهی از ما بهره مند شود

00:04:47.319 --> 00:04:51.319
محمد گفت پسرت کیست؟

00:04:51.319 --> 00:04:55.319
بنده تو زید بن حارثه گفت:

00:04:55.319 --> 00:04:59.319
گفت: آیا چیزی بهتر از فدیه داری؟

00:04:59.319 --> 00:05:02.319
گفت: این چیست؟

00:05:02.319 --> 00:05:05.319
گفت: او را برای تو دعوت می کنم

00:05:05.319 --> 00:05:08.319
پس بین من و تو یکی را انتخاب کن

00:05:08.319 --> 00:05:11.319
اگر شما را انتخاب کند، بدون پول مال شماست

00:05:11.319 --> 00:05:14.319
و اگر مرا انتخاب کرد، به خدا سوگند من نیستم

00:05:14.319 --> 00:05:17.319
به خدا سوگند من مشتاق کسی نیستم که او انتخاب کند

00:05:17.319 --> 00:05:20.319
گفت: عدالت را ادا کردی.

00:05:20.319 --> 00:05:23.480
و انصافا اغراق کردی

00:05:23.480 --> 00:05:26.480
پس محمد زید را صدا زد و گفت: این دو کیستند؟

00:05:26.480 --> 00:05:29.540
پدرم این را گفت

00:05:29.540 --> 00:05:33.540
حارثه بن شرحیل و این عموی من کعب است

00:05:33.540 --> 00:05:36.639
گفت: من به تو اختیار دادم

00:05:36.639 --> 00:05:39.639
اگر بخواهید می توانید با آنها همراه شوید

00:05:39.639 --> 00:05:42.639
اگه خواستی میتونی پیش من بمونی

00:05:42.639 --> 00:05:45.639
او به من گفت که معطل و تردید نکن

00:05:45.639 --> 00:05:48.769
بلکه با شما می مانم

00:05:48.769 --> 00:05:51.769
پدرش گفت: وای بر تو ای زید

00:05:51.769 --> 00:05:54.769
آیا برده داری را به پدر و مادرت ترجیح می دهی؟

00:05:54.769 --> 00:05:57.769
گفت: اگر ببینی این مرد کیست؟

00:05:57.769 --> 00:06:00.769
چیزی و من کسی نیستم که آن را ترک کنم

00:06:00.769 --> 00:06:03.769
وقتی محمد زید را دید

00:06:03.769 --> 00:06:06.769
آنچه را دید در دست گرفت

00:06:06.769 --> 00:06:09.769
و او را به بیت الحرام ببر

00:06:09.769 --> 00:06:12.769
پر از قریش

00:06:12.769 --> 00:06:15.769
و گفت: ای اهل قریش

00:06:15.769 --> 00:06:18.769
گواه باشید که این پسر من است و من از او ارث خواهم برد

00:06:18.769 --> 00:06:21.860
پس پدر و عمویش در آرامش بودند

00:06:21.860 --> 00:06:24.860
جانشین او محمد بن عبدالله شد

00:06:24.860 --> 00:06:27.860
او با آسودگی خاطر به سوی قومشان بازگشت

00:06:27.860 --> 00:06:30.860
از آن روز آرامش خاطر

00:06:30.860 --> 00:06:33.860
زید بن حارثه را زید بن محمد نامیدند

00:06:33.860 --> 00:06:36.860
و او هنوز به این نام خوانده می شد

00:06:36.860 --> 00:06:39.860
تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد

00:06:39.860 --> 00:06:42.860
اسلام فرزندخواندگی را لغو کرد

00:06:42.860 --> 00:06:45.860
آنجا که قول او جل جلاله نازل شد

00:06:45.860 --> 00:06:48.860
آنها را نزد پدر و مادرشان صدا کن

00:06:48.860 --> 00:06:51.860
او را زید بن حارثه نامیدند

00:06:51.860 --> 00:06:54.860
زید نمی دانست چه زمانی محمد را انتخاب کرد

00:06:54.860 --> 00:06:57.860
بر مادر و پدرش، یعنی یکی از گوسفندانش

00:06:57.860 --> 00:07:00.860
او نمی دانست که اربابش

00:07:00.860 --> 00:07:03.860
که او را بر خانواده و طایفه اش ترجیح داد

00:07:03.860 --> 00:07:06.860
او استاد اول و آخر است

00:07:06.860 --> 00:07:09.860
و رسول خدا به همه خلقش

00:07:09.860 --> 00:07:12.860
و به ذهنش خطور نکرد

00:07:12.860 --> 00:07:15.860
که حالتی بهشتی در سطح زمین پدید خواهد آمد

00:07:15.860 --> 00:07:18.860
آن چیزی که بین شرق و غرب است را پر می کند

00:07:18.860 --> 00:07:21.860
عادل و عادل و اینکه او همان است

00:07:21.860 --> 00:07:24.860
این اولین بلوک ساختمانی خواهد بود

00:07:24.860 --> 00:07:27.959
این کشور بزرگ

00:07:27.959 --> 00:07:30.959
هیچ کدام از اینها در ذهن زید نبود

00:07:30.959 --> 00:07:33.959
بلکه فضل خداست که به هر که بخواهد می دهد

00:07:33.959 --> 00:07:36.959
خداوند دارای فضل بزرگ است

00:07:36.959 --> 00:07:39.990
چون از آن زمان دیگر هیچ حادثه ای رخ نداده است

00:07:39.990 --> 00:07:42.990
این گزینه فقط برای چند سال است

00:07:42.990 --> 00:07:45.990
تا اینکه خداوند پیامبرش محمد را فرستاد

00:07:45.990 --> 00:07:49.250
من دنبال راهنمایی و حقیقت هستم

00:07:49.250 --> 00:07:52.250
زید بن حارثه اولین کسی بود که به او ایمان آورد

00:07:52.250 --> 00:07:55.379
آیا بالاتر از این اولویت است؟

00:07:55.379 --> 00:07:58.379
مرحله مقدماتی که در آن رقبا به رقابت می پردازند

00:07:58.379 --> 00:08:01.379
زید بن حارثه آمین شده است

00:08:01.379 --> 00:08:04.379
مخفیانه رسول خدا و پیشوا بودن

00:08:04.379 --> 00:08:07.379
برای فرستادگان و شرکت هایش

00:08:07.379 --> 00:08:10.379
یکی از جانشینان او اگر شهر را ترک کند، اداره شهر را بر عهده می گیرد

00:08:10.379 --> 00:08:13.439
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:08:13.439 --> 00:08:16.439
و همانطور که زیدانی پیامبر را دوست داشت

00:08:16.439 --> 00:08:19.439
او بر مادر و پدرش تأثیر گذاشت

00:08:19.439 --> 00:08:22.439
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله او را دوست می داشت

00:08:22.439 --> 00:08:25.439
بر او و آمیختن او با خانواده و فرزندانش

00:08:26.439 --> 00:08:29.439
اگر نزد او بازگردد از آمدنش خوشحال می شود

00:08:29.439 --> 00:08:32.440
او با برخوردی که لیاقتش را ندارد ملاقات خواهد کرد

00:08:32.440 --> 00:08:35.440
هیچ کس دیگری مثل او نیست

00:08:35.500 --> 00:08:38.500
اینجا عایشه است که خدا از او راضی باشد

00:08:38.500 --> 00:08:41.500
صحنه ای را برای ما تصور کنید

00:08:41.500 --> 00:08:44.500
شادی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:08:44.500 --> 00:08:47.500
ملاقات با زید

00:08:47.500 --> 00:08:50.500
زید بن حارثه به شهر آمد

00:08:50.500 --> 00:08:53.500
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:08:53.500 --> 00:08:56.500
پس در زد

00:08:56.500 --> 00:08:59.500
پس رسول برهنه در برابر او ایستاد

00:08:59.500 --> 00:09:02.500
او فقط باید چیزی را که بین ناف و زانوهایش است بپوشاند

00:09:02.500 --> 00:09:05.500
به طرف در رفت و لباسش را کشید

00:09:05.500 --> 00:09:08.500
پس او را در آغوش گرفت و پذیرفت

00:09:08.500 --> 00:09:11.500
به خدا سوگند من رسول خدا را قبل و بعد از او برهنه ندیده ام

00:09:11.500 --> 00:09:14.570
موضوع محبت به پیامبر فراگیر شد

00:09:14.570 --> 00:09:17.570
زید در میان مسلمانان و به تفصیل

00:09:17.570 --> 00:09:20.570
پس او را زید اللوو نامیدند

00:09:20.570 --> 00:09:23.570
عنوان محبت رسول خدا

00:09:23.570 --> 00:09:26.570
پسرش به نام او اسامه نامیده شد

00:09:26.570 --> 00:09:29.629
من رسول خدا را دوست دارم و او را دوست دارم

00:09:29.629 --> 00:09:32.629
در سال هشتم هجری

00:09:32.629 --> 00:09:35.629
انشاءالله عقلش برکت باد

00:09:35.629 --> 00:09:38.659
تا عاشق را با فراق معشوق بیازماید

00:09:38.659 --> 00:09:41.659
این به خاطر آن است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:41.659 --> 00:09:44.659
حارث ابن عمیر ازدی را فرستاد

00:09:44.659 --> 00:09:47.659
با نامه ای به پادشاه بصره که او را دعوت کرده است

00:09:48.659 --> 00:09:51.659
هنگامی که الحارث در شرق اردن به مرگ رسید

00:09:51.659 --> 00:09:54.659
یکی از شاهزادگان غسانی آن را به او تقدیم کرد

00:09:54.659 --> 00:09:57.659
شرابیل بن عمر

00:09:57.659 --> 00:10:00.659
پس او را گرفت و محکم بست

00:10:00.659 --> 00:10:03.659
سپس او را جلو آورد و سرش را برید

00:10:03.659 --> 00:10:06.659
این برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سخت شد

00:10:06.659 --> 00:10:09.659
زیرا پیامبری جز او برای او کشته نشد

00:10:09.659 --> 00:10:12.659
او ارتشی متشکل از سه هزار جنگجو آماده کرد

00:10:12.659 --> 00:10:15.659
تاختن به موته

00:10:15.659 --> 00:10:18.659
لشکر محبوبش زید بن حارثه

00:10:18.659 --> 00:10:21.659
گفت زید مجروح شده است

00:10:21.659 --> 00:10:24.700
رهبری به جعفر بن ابی طالب داده می شود

00:10:24.700 --> 00:10:27.700
اگر جعفر مجروح شود

00:10:27.700 --> 00:10:30.700
متعلق به عبدالله بن رواحه بود

00:10:30.700 --> 00:10:33.700
اگر عبدالله مجروح شود

00:10:33.700 --> 00:10:36.950
مسلمانان از میان خود مردی را برای خود انتخاب کنند

00:10:36.950 --> 00:10:39.950
لشکر ادامه یافت تا به معان رسید

00:10:39.950 --> 00:10:42.950
در شرق اردن

00:10:43.950 --> 00:10:46.950
برای دفاع از غسانیان

00:10:46.950 --> 00:10:49.950
صد هزار مشرک عرب به او پیوستند

00:10:49.950 --> 00:10:52.950
این ارتش بزرگ نه چندان دور اردو زد

00:10:52.950 --> 00:10:55.950
از سایت های مسلمان

00:10:55.950 --> 00:10:58.950
مسلمانان دو شب را در معان به سر بردند

00:10:58.950 --> 00:11:01.980
در مورد کاری که انجام می دهند مشورت می کنند

00:11:01.980 --> 00:11:04.980
شخصی گفت: به رسول خدا می نویسیم

00:11:04.980 --> 00:11:07.980
شماره دشمنمان را به او می گوییم

00:11:07.980 --> 00:11:10.980
منتظر فرمانش هستیم

00:11:10.980 --> 00:11:13.980
ما با اعداد، قدرت و اعداد نمیجنگیم

00:11:13.980 --> 00:11:16.980
اما ما با این دین می جنگیم

00:11:16.980 --> 00:11:19.980
پس به دنبال چیزی بروید که برای آن در نظر گرفته اید

00:11:19.980 --> 00:11:22.980
خداوند ضمانت کرده است که یکی از این دو حسنه را برنده شوید

00:11:22.980 --> 00:11:25.980
یا بافتن

00:11:25.980 --> 00:11:28.980
یا گواهینامه

00:11:28.980 --> 00:11:31.980
سپس دو گروه در سرزمین موته جمع شدند

00:11:31.980 --> 00:11:34.980
مسلمانان در جنگی جنگیدند که رومیان را شگفت زده کرد

00:11:34.980 --> 00:11:37.980
دلشان از ترس این سه هزار پر شد

00:11:37.980 --> 00:11:40.980
که با لشکر او با مبالغ دویست هزار نفری مقابله کرد

00:11:40.980 --> 00:11:43.980
و جلد زید بن حارثه

00:11:43.980 --> 00:11:46.980
بر پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:11:46.980 --> 00:11:49.980
جلادی که سابقه قهرمانی اش معلوم نبود

00:11:49.980 --> 00:11:52.980
چنین چیزی تا بدن او را سوراخ کرد

00:11:52.980 --> 00:11:55.980
صدها نیزه به زانو در آمد

00:11:55.980 --> 00:11:58.980
شنا در خونش

00:11:58.980 --> 00:12:01.980
سپس جعفر بن ابی طالب پرچم را از او گرفت

00:12:01.980 --> 00:12:04.980
و اکرم الداود شروع به دفاع از او کرد

00:12:04.980 --> 00:12:07.980
تا اینکه به دوستش رسید

00:12:07.980 --> 00:12:10.980
عبدالله بن رواحه پرچم را از او گرفت

00:12:10.980 --> 00:12:13.980
او شجاعانه ترین برای آن جنگید

00:12:13.980 --> 00:12:16.980
تا اینکه به جایی رسید که دو یارانش رسیدند

00:12:16.980 --> 00:12:19.980
پس فرماندهی مردم را خالد بن ولید بر عهده داشت

00:12:19.980 --> 00:12:22.980
حدیث اسلام بود

00:12:22.980 --> 00:12:25.980
او در کنار ارتش قرار گرفت و آن را از نابودی اجتناب ناپذیر نجات داد

00:12:25.980 --> 00:12:29.049
به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدم

00:12:29.049 --> 00:12:32.049
موتا نیوز

00:12:32.049 --> 00:12:35.049
و سه اعتقاد او

00:12:35.049 --> 00:12:38.049
او برای آنها غمگین بود با اندوهی که هرگز قبل از آن نبود

00:12:38.049 --> 00:12:41.049
و کسی که به خانواده هایشان اهمیت می دهد با آنها دلداری می دهد

00:12:41.049 --> 00:12:44.049
وقتی به خانه زید بن حارثه رسید

00:12:44.049 --> 00:12:47.049
دختر کوچکش به او پناه برد

00:12:47.049 --> 00:12:50.049
داشت از اشک می ترکید

00:12:50.049 --> 00:12:53.049
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله گریه کرد

00:12:53.049 --> 00:12:56.049
تا اینکه غارت شد

00:12:56.049 --> 00:12:59.049
سعد بن عباده به او گفت

00:13:00.049 --> 00:13:03.049
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم

00:13:03.049 --> 00:13:09.179
این عاشق گریه بر معشوق است

00:13:09.179 --> 00:13:12.340
و به خدا سوگند

00:13:12.340 --> 00:13:15.340
زید بن حارثه شایسته امارت بود

00:13:15.340 --> 00:13:18.340
او محبوب ترین فرد برای او بود

00:13:18.340 --> 00:13:21.340
محمد رسول خداست
