WEBVTT

00:00:01.300 --> 00:00:12.179
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.179 --> 00:00:16.179
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.179 --> 00:00:23.320
بنده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و فرزند مولای او هستم

00:00:23.320 --> 00:00:28.320
و محبتش رضی الله عنه و پسر عشقش

00:00:28.320 --> 00:00:32.320
من قبل از هجرت به دنیا آمدم و زیر چتر اسلام زندگی می کردم

00:00:32.320 --> 00:00:35.320
من در خانه نبوت بزرگ شدم

00:00:35.320 --> 00:00:42.119
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا بسیار دوست داشت

00:00:42.119 --> 00:00:46.119
او مرا می گرفت و الحسن رضی الله عنه را می برد

00:00:46.119 --> 00:00:52.119
می گوید: خدایا دوستشان بدار که من آنها را دوست دارم

00:00:52.119 --> 00:00:58.219
او رضی الله عنه مرا بر ران خود می نشاند و برایم دعا می کرد.

00:00:58.219 --> 00:01:02.219
او اغلب مرا سوار بر اسب جلوی خود می برد

00:01:02.219 --> 00:01:05.219
او خیلی از من مراقبت می کند

00:01:05.219 --> 00:01:11.219
روزی دماغم سرد شد، پیامبر صلی الله علیه و آله خواست

00:01:11.219 --> 00:01:14.219
با دست شریفش گناهکار را از من دور کند

00:01:14.219 --> 00:01:22.219
عایشه رضی الله عنها گفت: یا رسول اللّه بگذار سوراخهای بینی را از او مسح کنم.

00:01:22.219 --> 00:01:31.250
رضی الله عنها فرمود: ای عایشه او را دوست بدار که من او را دوست دارم.

00:01:31.250 --> 00:01:37.019
من پوست تیره و پدرم سفید پوست بود

00:01:37.019 --> 00:01:43.019
آنچه مردم را نسبت به صحت نسب من نزد پدرم رضی الله عنهم شک می کرد

00:01:43.019 --> 00:01:46.019
برای تفاوت رنگ پوستمان

00:01:46.019 --> 00:01:51.049
یک روز با پدرم خوابیدم و سرمان را در پتو انداختیم

00:01:51.049 --> 00:01:54.049
پاهایمان را آشکار کردیم

00:01:54.049 --> 00:01:58.049
سپس مجاز المدلجی، قائف از کنار ما گذشت

00:01:58.049 --> 00:02:03.049
گفت بعضی از این پاها مال بعضی دیگر است

00:02:03.049 --> 00:02:06.049
وقتی شباهت بین آنها را دید

00:02:06.049 --> 00:02:11.080
پیامبر صلی الله علیه و آله از این امر بسیار خرسند شد

00:02:11.080 --> 00:02:15.080
تا اینکه بر عایشه رضی الله عنها وارد شد

00:02:15.080 --> 00:02:21.080
اسرار چهره اش از گفتار قائف از شادی و بشارت می درخشید

00:02:21.080 --> 00:02:26.080
و سخنان کسانی را که بدون آگاهی درباره ما صحبت کردند، رد کنیم

00:02:26.080 --> 00:02:32.780
امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه روزی نشست.

00:02:32.780 --> 00:02:35.780
وجوه بیت المال بین مسلمانان تقسیم می شود

00:02:35.780 --> 00:02:38.780
پس سهم پسرش عبدالله را داد

00:02:38.780 --> 00:02:40.780
بعد نوبت من شد

00:02:40.780 --> 00:02:45.780
پس عمر دو برابر آنچه به پسرش عبدالله داده بود به من داد

00:02:45.780 --> 00:02:48.780
عبدالله از پدرش پرسید و او گفت

00:02:49.780 --> 00:02:51.780
چرا او را بر من ترجیح دادی؟

00:02:51.780 --> 00:02:55.780
با رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت دادم

00:02:55.780 --> 00:02:57.819
مگر اینکه شهادت دهد

00:02:57.819 --> 00:02:59.819
عمر جواب او را داد و گفت:

00:02:59.819 --> 00:03:01.819
پسرم

00:03:01.819 --> 00:03:05.819
او نزد رسول خدا از شما محبوبتر بود

00:03:05.819 --> 00:03:10.909
و پدرش نزد رسول خدا از پدرت محبوبتر بود

00:03:10.909 --> 00:03:17.419
پس محبت رسول خدا صلی الله علیه و آله را بر محبت خود ترجیح دادم

00:03:17.419 --> 00:03:22.419
اصحاب مقام مرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می دانستند

00:03:22.419 --> 00:03:29.419
پس وقتی خواستند در مورد زنی که دزدی کرده بود نزد رسول خدا شفاعت کنند

00:03:29.419 --> 00:03:32.419
نزد من آمدند تا او را شفاعت کنم

00:03:32.419 --> 00:03:37.419
شاید رسول خدا صلی الله علیه و آله از من بپذیرد

00:03:37.419 --> 00:03:40.419
وقتی در این مورد با او صحبت کردم

00:03:40.419 --> 00:03:44.419
چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله رنگ پرید

00:03:44.419 --> 00:03:46.419
و او گفت

00:03:46.419 --> 00:03:50.419
آیا در مورد یکی از حدود خدا با من صحبت می کنی؟

00:03:50.419 --> 00:03:52.419
پس ترسیدم و گفتم

00:03:52.419 --> 00:03:55.580
برای من آمرزش بخواه ای رسول خدا

00:03:55.580 --> 00:03:57.580
وقتی عصر شد

00:03:57.580 --> 00:04:01.580
رسول خدا صلی الله علیه و آله سخنرانی کرد

00:04:01.580 --> 00:04:05.580
خداوند را آن گونه که شایسته او بود ستایش کرد

00:04:05.580 --> 00:04:06.580
سپس گفت

00:04:06.580 --> 00:04:08.580
در مورد بعد

00:04:08.580 --> 00:04:11.580
او مردم قبل از شما را نابود کرد

00:04:11.580 --> 00:04:15.580
اگر بزرگواری از آنها دزدی می کرد، او را رها می کردند

00:04:15.580 --> 00:04:20.579
اگر ضعيف آنها دزدي كند، عذابش را بر او تحميل مي كنند

00:04:20.579 --> 00:04:23.579
سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست

00:04:23.579 --> 00:04:26.579
اگر فاطمه بنت محمد دزدی می کرد

00:04:26.579 --> 00:04:29.579
دستش قطع می شد

00:04:29.579 --> 00:04:32.620
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد

00:04:32.620 --> 00:04:34.620
با اون زن

00:04:34.620 --> 00:04:36.620
پس دستش را قطع کرد

00:04:36.620 --> 00:04:40.319
کتیبه حلقه من بود

00:04:40.319 --> 00:04:42.319
محبت رسول خدا

00:04:42.319 --> 00:04:44.540
من کی هستم؟

00:04:44.540 --> 00:04:52.579
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:04:52.579 --> 00:04:56.829
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:56.829 --> 00:05:00.829
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
