1 00:00:00,000 --> 00:00:03,359 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,359 --> 00:00:12,820 محمد رسول است 3 00:00:12,820 --> 00:00:17,539 خلاصه ای از سیره پیامبر 4 00:00:17,539 --> 00:00:22,859 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی 5 00:00:22,859 --> 00:00:24,859 خدا حفظش کنه 6 00:00:24,859 --> 00:00:31,329 مجوز مهاجرت به شهر 7 00:00:31,329 --> 00:00:35,329 مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها فرمود 8 00:00:35,609 --> 00:00:40,609 هنگامی که هفتاد از رسول خدا صلی الله علیه و آله صادر شد 9 00:00:40,609 --> 00:00:43,609 خدا رحمتش کند و درود فرستد 10 00:00:43,609 --> 00:00:49,609 خداوند به او نیرو و قومی عطا کرده است که قادر به جنگ و تجهیزات و کمک باشد 11 00:00:49,609 --> 00:00:54,609 مصیبت را برای مسلمانان از مشرکان شدیدتر کرد 12 00:00:54,609 --> 00:00:57,609 وقتی از رفتنشان به شهر باخبر شدند 13 00:00:57,609 --> 00:00:59,609 یارانش را اذیت کردند 14 00:00:59,609 --> 00:01:04,609 از آنها چیزی دریافت کردند که از توهین و آزار دریافت نکرده بودند 15 00:01:04,890 --> 00:01:09,890 اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله از این امر شکایت کردند 16 00:01:09,890 --> 00:01:11,890 از او اجازه هجرت خواستند 17 00:01:11,890 --> 00:01:14,079 ابن اسحاق گفت 18 00:01:14,079 --> 00:01:19,079 وقتی این محله انصار با اسلام بیعت کرد 19 00:01:19,079 --> 00:01:24,079 و پیروزی برای او و پیروان او و مسلمانان اولیه آنهاست 20 00:01:24,079 --> 00:01:27,079 فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 21 00:01:27,079 --> 00:01:30,079 یارانش از مهاجران قومش بودند 22 00:01:30,079 --> 00:01:33,079 کسانی که در مکه با او بودند مسلمان بودند 23 00:01:33,359 --> 00:01:36,359 با رفتن به شهر و مهاجرت به آنجا 24 00:01:36,359 --> 00:01:39,359 و به برادرانشان از انصار ملحق شوند 25 00:01:40,549 --> 00:01:43,549 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 26 00:01:43,549 --> 00:01:46,549 قال عایشه رضی الله عنها 27 00:01:46,549 --> 00:01:51,549 رسول خدا صلی الله علیه و آله به مسلمانان فرمود 28 00:01:51,549 --> 00:01:56,549 محل هجرتت را نشانت دادم پر از درختان خرما در میان دو درخت 29 00:01:56,549 --> 00:01:58,549 هر دو آزاد هستند 30 00:01:58,549 --> 00:02:01,650 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 31 00:02:01,930 --> 00:02:05,930 از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید 32 00:02:05,930 --> 00:02:08,930 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 33 00:02:08,930 --> 00:02:11,930 در خواب دیدم 34 00:02:11,930 --> 00:02:15,930 من از مکه به سرزمینی هجرت می کنم که در آن درختان خرما وجود دارد 35 00:02:15,930 --> 00:02:19,930 پس وهلی گمان کرد که الیمامه یا حجر است 36 00:02:19,930 --> 00:02:22,930 پس شهر یثرب بود 37 00:02:22,930 --> 00:02:24,930 و معنای طلا و زندگی من 38 00:02:24,930 --> 00:02:27,990 یعنی خیالی و باور من 39 00:02:27,990 --> 00:02:30,990 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 40 00:02:31,270 --> 00:02:34,270 همه مسلمانان به مدینه مهاجرت کردند 41 00:02:34,270 --> 00:02:37,270 و به برادرانشان از انصار ملحق شوند 42 00:02:37,270 --> 00:02:40,270 به آنها گفت: الله اکبر 43 00:02:40,270 --> 00:02:43,270 او برای شما برادران و خانه ای قرار داد 44 00:02:43,270 --> 00:02:45,270 شما به آن اعتقاد دارید 45 00:02:45,270 --> 00:02:48,270 پس رسولان پنهانی فرستادند 46 00:02:48,270 --> 00:02:51,270 رسول خدا صلی الله علیه و آله اقامت داشت 47 00:02:51,270 --> 00:02:53,270 در مکه 48 00:02:53,270 --> 00:02:56,270 منتظر است تا پروردگارش به او اجازه دهد 49 00:02:56,270 --> 00:02:58,270 هنگام خروج از مکه 50 00:02:58,270 --> 00:03:02,099 و مهاجرت به شهر 51 00:03:02,379 --> 00:03:07,379 از هجرت اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی کنید 52 00:03:07,379 --> 00:03:10,819 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 53 00:03:10,819 --> 00:03:14,819 عن البراء بن عازب رضی الله عنهم گفت 54 00:03:14,819 --> 00:03:20,819 اولین نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد ما آمد 55 00:03:20,819 --> 00:03:23,819 مصعب بن عمیر و بن ام مکتوم 56 00:03:23,819 --> 00:03:26,819 پس شروع کرد به تلاوت قرآن برای ما 57 00:03:26,819 --> 00:03:30,819 سپس عمار و بلال و سعد آمدند 58 00:03:31,099 --> 00:03:34,099 سپس عمر بن خطاب در بیست سالگی آمد 59 00:03:34,099 --> 00:03:39,259 یعنی بیست نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله 60 00:03:39,259 --> 00:03:43,259 ابن اسحاق در شرح حال خود با سند صحیح نقل کرده است 61 00:03:43,259 --> 00:03:47,259 عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه گفت 62 00:03:47,259 --> 00:03:51,259 زمانی که خواستیم به شهر مهاجرت کنیم برگشتم 63 00:03:51,259 --> 00:03:55,259 یعنی من و عیاش بن ابی ربیع با هم قرار گذاشتیم 64 00:03:55,259 --> 00:03:58,259 و هشام بن العاص بن وائل السهمی 65 00:03:58,259 --> 00:04:02,259 تقارن از نور بنی غفار بر سر صراف 66 00:04:02,259 --> 00:04:06,259 روشنایی آب باتلاق ناشی از سیل یا چیز دیگری است 67 00:04:06,259 --> 00:04:11,259 گفتیم هر که آن وقت بیدار نشد زندانی شد 68 00:04:11,259 --> 00:04:14,259 گفت: دو یارانش بروند 69 00:04:14,259 --> 00:04:18,259 پس من و عیاش بن ابی ربیعه شدیم 70 00:04:18,259 --> 00:04:21,259 وقتی با هم متحد شدیم و هشام از دست ما زندانی شد 71 00:04:21,259 --> 00:04:26,060 از دست دادیم و از دست دادیم 72 00:04:26,060 --> 00:04:29,060 اجازه گرفتن از ابوبکر صدیق رضی الله عنه 73 00:04:29,060 --> 00:04:32,339 با هجرت، ابن اسحاق گفت 74 00:04:32,339 --> 00:04:35,339 ابوبکر رضی الله عنه بود 75 00:04:35,339 --> 00:04:40,339 رسول خدا صلی الله علیه و آله بارها اجازه می خواست 76 00:04:40,339 --> 00:04:45,339 در هنگام هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 77 00:04:45,339 --> 00:04:50,339 عجله نکن شاید خداوند تو را همسفر قرار دهد 78 00:04:50,339 --> 00:04:53,339 ابوبکر رضی الله عنه حریص شد 79 00:04:53,339 --> 00:04:56,339 رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد 80 00:04:56,339 --> 00:04:59,569 خدا رحمتش کند و درود فرستد. او همنشین است 81 00:04:59,569 --> 00:05:02,569 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 82 00:05:02,569 --> 00:05:05,569 از مادر مؤمنین عایشه رضی الله عنها 83 00:05:05,569 --> 00:05:08,569 گفت: حجر از هاجر است 84 00:05:08,569 --> 00:05:10,569 قبل از شهر 85 00:05:10,569 --> 00:05:12,569 اکثر کسانی که مهاجرت کرده بودند برگشتند 86 00:05:12,569 --> 00:05:15,569 در سرزمین حبشه به مدینه 87 00:05:15,569 --> 00:05:18,569 ابوبکر قبل از مدینه آماده شد 88 00:05:18,569 --> 00:05:22,569 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 89 00:05:22,569 --> 00:05:24,569 در پیام رسان های شما 90 00:05:24,569 --> 00:05:27,569 امیدوارم به من اجازه بدهد 91 00:05:27,569 --> 00:05:30,569 ابوبکر رضی الله عنه گفت 92 00:05:30,569 --> 00:05:33,569 به این امید داری پدرم؟ 93 00:05:33,569 --> 00:05:36,569 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 94 00:05:36,569 --> 00:05:38,569 بله 95 00:05:38,569 --> 00:05:43,569 ابوبکر به رسول خدا صلی الله علیه و آله اکتفا کرد 96 00:05:43,569 --> 00:05:45,569 تا او را همراهی کند 97 00:05:45,569 --> 00:05:48,569 در دو سفر او برگ های قهوه ای داشت 98 00:05:48,569 --> 00:05:50,569 این یک آشفتگی است 99 00:05:50,569 --> 00:05:52,569 چهار ماه 100 00:05:52,569 --> 00:05:57,050 خلاصه ای از سیره پیامبر 101 00:05:57,050 --> 00:06:04,050 حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است 102 00:06:04,050 --> 00:06:11,050 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد 103 00:06:11,050 --> 00:06:17,300 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد 104 00:06:17,300 --> 00:06:26,230 بقیه با لب هایش حرکت کرد