1 00:00:00,460 --> 00:00:08,580 قصص انبیاء.. قصص انبیاء.. درود خدا بر ایشان 2 00:00:25,539 --> 00:00:29,539 داستان حضرت یعقوب علیه السلام 3 00:00:29,539 --> 00:00:33,719 بسم الله الرحمن الرحیم 4 00:00:34,719 --> 00:00:37,750 الحمدلله پروردگار جهانیان است 5 00:00:37,750 --> 00:00:40,750 درود و درود بر پیامبر ما محمد 6 00:00:40,750 --> 00:00:44,750 و بر همه خانواده و یارانش 7 00:00:44,780 --> 00:00:47,070 در مورد بعد 8 00:00:47,070 --> 00:00:49,070 در سرزمین مبارک فلسطین 9 00:00:49,070 --> 00:00:53,070 زنده باد دوست خدا ابراهیم علیه السلام 10 00:00:53,070 --> 00:00:56,070 اعلام شد که اسحاق علیه السلام اعلام شد 11 00:00:56,070 --> 00:01:00,070 به اسحاق یعقوب علیه السلام گزارش شد 12 00:01:00,070 --> 00:01:04,069 به یعقوب یوسف علیه السلام گزارش شد 13 00:01:04,069 --> 00:01:08,099 فرزندان مبارک، یکی از دیگری 14 00:01:08,099 --> 00:01:12,489 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 15 00:01:12,489 --> 00:01:16,519 پسر سخاوتمند پسر سخاوتمند پسر سخاوتمند سخاوتمند 16 00:01:16,519 --> 00:01:21,519 یوسف پسر یعقوب پسر اسحاق پسر ابراهیم 17 00:01:21,519 --> 00:01:23,519 درود بر آنان باد 18 00:01:23,519 --> 00:01:28,640 یعقوب علیه السلام در خانه پیامبر بزرگ شد 19 00:01:28,640 --> 00:01:31,640 و از چشمه های وحی و حکمت بنوشید 20 00:01:32,640 --> 00:01:36,640 چه چیزی او را واجد شرایط می دانست که راه پدر و پدربزرگش را ادامه دهد 21 00:01:36,640 --> 00:01:41,640 یعقوب علیه السلام از پیامبران بود 22 00:01:41,640 --> 00:01:45,640 و آثاری که در مورد حضرت یعقوب علیه السلام ذکر شد 23 00:01:45,640 --> 00:01:51,640 همه آنها نشان می دهد که او از دین پدرش ابراهیم علیه السلام پیروی می کرد 24 00:01:51,640 --> 00:01:54,640 همانطور که قرآن کریم به ما گفته است 25 00:01:54,640 --> 00:01:59,640 یعقوب علیه السلام از اهل علم مفید و عمل نیک بود 26 00:01:59,640 --> 00:02:03,640 قوت در عبادت و بینش نافذ 27 00:02:03,640 --> 00:02:07,640 و صبر بر احکام خداوند متعال 28 00:02:07,640 --> 00:02:11,740 خداوند متعال در قرآن او را اسرائیل نامیده است 29 00:02:11,740 --> 00:02:14,740 و معنای عبدالله 30 00:02:14,740 --> 00:02:22,819 در دوران جوانی او بین یعقوب و برادر بزرگترش ایس اختلافی در گرفت 31 00:02:22,819 --> 00:02:27,819 پس مادر یعقوب به پسرش دستور داد که نزد عمویش به بان برود 32 00:02:27,819 --> 00:02:31,819 در شهر حران در شمال شام 33 00:02:31,819 --> 00:02:34,819 و مدتی پیش او بمانم 34 00:02:34,819 --> 00:02:38,819 یعقوب فرمان مادرش را اجابت کرد و نزد عمویش رفت 35 00:02:38,819 --> 00:02:41,819 مدت زیادی پیش او ماند 36 00:02:41,819 --> 00:02:44,819 گوسفندانش را آنجا می چراند 37 00:02:44,819 --> 00:02:46,889 عموی مادری او دو دختر داشت 38 00:02:46,889 --> 00:02:49,889 نام بزرگتر لیا است 39 00:02:49,889 --> 00:02:52,889 نام کوچکترین آنها راشل است 40 00:02:52,889 --> 00:02:56,889 راشل بهترین و زیباترین آنها بود 41 00:02:56,889 --> 00:03:00,889 بنابراین یعقوب از عمویش خواستار ازدواج راحیل کوچک شد 42 00:03:00,889 --> 00:03:03,889 او به آن پاسخ داد 43 00:03:03,889 --> 00:03:06,889 به شرطی که گوسفندانش را هفت سال چرا کند 44 00:03:06,889 --> 00:03:09,949 یعقوب با آن شرط موافقت کرد 45 00:03:09,949 --> 00:03:15,080 مدتی که گذشت از عمویش خواستگاری کرد 46 00:03:15,080 --> 00:03:18,080 او و همسرش به سرعت موافقت کردند 47 00:03:18,080 --> 00:03:22,080 غذا درست کرد و مردم را به آن دعوت کرد 48 00:03:22,080 --> 00:03:25,270 هنگامی که یعقوب بر همسرش وارد شد 49 00:03:25,270 --> 00:03:28,270 پس این راحیل نبود که او خواسته بود 50 00:03:28,270 --> 00:03:31,270 اما خواهر بزرگترش، لیا 51 00:03:31,270 --> 00:03:34,340 به عمویش گفت 52 00:03:34,340 --> 00:03:37,340 این نیاز من نیست 53 00:03:37,340 --> 00:03:40,400 راحیل با تو نامزد بود 54 00:03:40,400 --> 00:03:43,400 گفت سنت ما نیست 55 00:03:43,400 --> 00:03:46,400 برای ازدواج با کوچکتر قبل از بزرگتر 56 00:03:46,400 --> 00:03:49,400 اگر خواهرش را دوست دارد 57 00:03:49,400 --> 00:03:52,400 هفت سال دیگر کار کرد 58 00:03:52,400 --> 00:03:54,460 و من تو را به عقد خواهرش درآورم 59 00:03:55,460 --> 00:03:58,460 هفت سال دیگر کار کرد 60 00:03:58,460 --> 00:04:01,460 سپس با راحیل ازدواج کرد 61 00:04:01,460 --> 00:04:04,460 او را با خواهرش آورد 62 00:04:04,460 --> 00:04:07,460 این در دینشان مقبول بود 63 00:04:07,460 --> 00:04:10,460 سپس در شریعت تورات نسخ شد 64 00:04:10,460 --> 00:04:14,550 او از یعقوب از همسر اولش به دنیا آمد 65 00:04:14,550 --> 00:04:17,550 تعداد ساختمان ها 66 00:04:17,550 --> 00:04:20,620 راحیل او را به دنیا نیاورد 67 00:04:20,620 --> 00:04:23,620 سپس راحیل به درگاه خداوند متعال دعا کرد 68 00:04:23,620 --> 00:04:26,620 به او گفت پسری از یعقوب به او بدهد 69 00:04:26,620 --> 00:04:29,620 پس خدا صدای او را شنید 70 00:04:29,620 --> 00:04:32,620 دعایش را مستجاب کرد 71 00:04:32,620 --> 00:04:35,620 پس از پیامبر خدا یعقوب حامله شد 72 00:04:35,620 --> 00:04:38,620 از او پسر شریفی به دنیا آورد 73 00:04:38,620 --> 00:04:41,620 خوب خوبه 74 00:04:41,620 --> 00:04:44,620 نام او را یوسف گذاشت 75 00:04:44,620 --> 00:04:47,620 پس از او برادرش بن یمین را به دنیا آورد 76 00:04:47,620 --> 00:04:50,620 همه اینها در حالی که در سرزمین حران ساکن بودند 77 00:04:50,620 --> 00:04:53,899 یعقوب علیه السلام ماند 78 00:04:53,899 --> 00:04:56,899 شش سال دیگر 79 00:04:56,899 --> 00:04:59,899 مدت اقامت ایشان بیست سال شد 80 00:04:59,899 --> 00:05:02,899 خداوند به او خیر فراوان عنایت فرماید 81 00:05:02,899 --> 00:05:06,000 تا اینکه پول و بچه اش زیاد شد 82 00:05:06,000 --> 00:05:09,000 سپس خداوند متعال به یعقوب علیه السلام وحی کرد 83 00:05:09,000 --> 00:05:12,000 تا به کشور پدر و مردمش برگردد 84 00:05:12,000 --> 00:05:15,000 او این را به خانواده اش ارائه کرد 85 00:05:15,000 --> 00:05:18,060 آنها به او پاسخ دادند و به اطاعت او عجله کردند 86 00:05:18,060 --> 00:05:21,060 بنابراین او خانواده و پول خود را حمل کرد 87 00:05:21,060 --> 00:05:25,180 او به کشورش فلسطین بازگشت 88 00:05:25,180 --> 00:05:28,180 سپس یعقوب از اورشلیم گذشت 89 00:05:28,180 --> 00:05:31,180 پس جلوی روستا فرود آمد 90 00:05:31,180 --> 00:05:34,180 مزرعه ای با صد میش خرید 91 00:05:34,180 --> 00:05:37,180 نالک فوستاتا او را زد 92 00:05:37,180 --> 00:05:40,180 خداوند متعال به او دستور داد در آنجا خانه ای بسازد 93 00:05:40,180 --> 00:05:43,180 امروز بیت القدس است 94 00:05:43,180 --> 00:05:46,180 که بعدها توسط پیامبر خدا سلیمان علیه السلام تجدید شد 95 00:05:47,180 --> 00:05:50,279 یعقوب علیه السلام 96 00:05:50,279 --> 00:05:53,279 او اولین کسی بود که اورشلیم را ساخت 97 00:05:53,279 --> 00:05:56,279 ابراهیم و عمویش او را پیدا کردند 98 00:05:56,279 --> 00:05:59,279 اسماعیل علیه السلام 99 00:05:59,279 --> 00:06:02,540 آنها هستند که ما را ای بیت الله الحرام در مکه بنا کردند 100 00:06:02,540 --> 00:06:05,540 از رسول خدا صلی الله علیه و آله سؤال شد 101 00:06:05,540 --> 00:06:08,540 درباره اولین مسجدی که روی زمین ساخته شد 102 00:06:08,540 --> 00:06:11,569 گفت مسجد جامع 103 00:06:11,569 --> 00:06:14,569 آن وقت گفته شد هر 104 00:06:14,569 --> 00:06:17,629 مسجد الاقصی گفت 105 00:06:17,629 --> 00:06:20,730 گفته شد بین آنها چقدر است 106 00:06:20,730 --> 00:06:23,730 گفت چهل سال 107 00:06:23,730 --> 00:06:27,879 یعقوب نزد پدرش بازگشت 108 00:06:27,879 --> 00:06:30,879 اسحاق علیه السلام 109 00:06:30,879 --> 00:06:33,879 او به شدت از او خوشحال بود 110 00:06:33,879 --> 00:06:36,879 سپس، اندکی پس از آن، اسحاق درگذشت 111 00:06:36,879 --> 00:06:39,910 یعقوب در فلسطین اقامت داشت 112 00:06:39,910 --> 00:06:42,910 چندین سال 113 00:06:42,910 --> 00:06:45,910 به مهم ترین آنها اشاره می کنیم 114 00:06:45,910 --> 00:06:48,910 در داستان پسرش یوسف علیه السلام است 115 00:06:48,910 --> 00:06:51,910 انشاالله 116 00:06:51,910 --> 00:06:55,420 همه نوع غذا بود 117 00:06:55,420 --> 00:06:58,420 برای بنی اسرائیل جایز است 118 00:06:58,420 --> 00:07:01,420 فرزندان یعقوب علیه السلام چه کسانی هستند؟ 119 00:07:01,420 --> 00:07:04,420 جز آنچه یعقوب برای خود منع کرده است 120 00:07:04,420 --> 00:07:07,420 بدون منعی از جانب خداوند متعال 121 00:07:07,420 --> 00:07:10,420 زیرا که درود خدا بر او باد 122 00:07:10,420 --> 00:07:13,420 عرق فراموشکار او را گرفت 123 00:07:13,420 --> 00:07:16,420 پس نذر کرد که خداوند متعال او را شفا دهد 124 00:07:16,420 --> 00:07:19,420 تا خود را از غذاهایی که بیشتر دوست دارد رها کند 125 00:07:19,420 --> 00:07:22,420 این چیزی بود که او بیشتر دوست داشت 126 00:07:22,420 --> 00:07:25,420 گوشت و شیر شتر 127 00:07:25,420 --> 00:07:28,420 پس برای خود نهی کرد 128 00:07:28,420 --> 00:07:31,579 و پسرانش نیز بر این اساس از او پیروی کردند 129 00:07:31,579 --> 00:07:34,740 خداوند متعال فرمود 130 00:07:34,740 --> 00:07:37,740 همه غذاها بر بنی اسرائیل حلال بود 131 00:07:37,740 --> 00:07:40,740 مگر آنچه بر اسرائیل حرام بود 132 00:07:40,740 --> 00:07:43,740 روی خودش 133 00:07:43,740 --> 00:07:46,740 مگر آنچه بر اسرائیل حرام بود 134 00:07:46,740 --> 00:07:49,740 قبلش روی خودش 135 00:07:49,740 --> 00:07:52,740 برای پایین آوردن توری ها 136 00:07:52,740 --> 00:07:55,740 بگو: تورات را بیاور و بخوان. 137 00:07:55,740 --> 00:07:58,740 اگر صادق باشید 138 00:07:58,740 --> 00:08:01,740 چه کسی تهمت زد؟ 139 00:08:01,740 --> 00:08:04,740 پس از آن خدا باید دروغ بگوید 140 00:08:04,740 --> 00:08:07,740 پس آنان ستمكارند 141 00:08:11,029 --> 00:08:14,029 قرآن کریم برای ما نقل شده است 142 00:08:14,029 --> 00:08:17,029 یوسف علیه السلام پدرش یعقوب را فرا خواند 143 00:08:17,029 --> 00:08:20,029 و برادرانش به مصر بیایند 144 00:08:20,029 --> 00:08:23,029 دعوت او را پذیرفتند و فلسطین را ترک کردند 145 00:08:23,029 --> 00:08:26,930 و به مصر آمدند 146 00:08:26,930 --> 00:08:29,930 یعقوب علیه السلام مشتاق دعوت قوم خود بود 147 00:08:29,930 --> 00:08:32,929 او بیشتر به فکر فرزندانش است 148 00:08:32,929 --> 00:08:35,990 همیشه آنها را به پایبندی به اسلام توصیه می کرد 149 00:08:35,990 --> 00:08:38,990 و از آن منحرف نشوید 150 00:08:38,990 --> 00:08:41,990 او آنها را از مرگ پیرو دینی غیر از این برحذر می دارد 151 00:08:41,990 --> 00:08:45,120 آنگاه که مرگ به سراغش آمد 152 00:08:45,120 --> 00:08:48,120 او در حال از دست دادن و مرگ بود 153 00:08:48,120 --> 00:08:51,120 در این شرایط سخت 154 00:08:51,120 --> 00:08:54,120 جایی که آدم دنیا را پشت سر می گذارد 155 00:08:54,120 --> 00:08:57,120 او آخرت را می پذیرد 156 00:08:57,120 --> 00:09:00,120 یعقوب علیه السلام دعوت خدا را فراموش نکرد 157 00:09:00,120 --> 00:09:03,120 پسرانش را دور خود جمع کرد 158 00:09:03,120 --> 00:09:06,120 تا آخرین وصیتش را به آنها بدهد 159 00:09:06,120 --> 00:09:09,120 از آنها پرسید: پس از آن چه چیزی را می پرستید؟ 160 00:09:09,120 --> 00:09:12,120 گفتند ما خدای تو را می پرستیم 161 00:09:12,120 --> 00:09:15,120 و خدای پدران شما ابراهیم است 162 00:09:15,120 --> 00:09:18,120 و اسماعیل و اسحاق 163 00:09:18,120 --> 00:09:21,120 خدای یکتا 164 00:09:21,120 --> 00:09:24,539 ما برای او مسلمانیم 165 00:09:24,539 --> 00:09:27,539 خداوند متعال فرمود 166 00:09:27,539 --> 00:09:30,539 ابراهیم و پسرانش و یعقوب 167 00:09:30,539 --> 00:09:33,539 پسر، خداست 168 00:09:33,539 --> 00:09:36,539 او دین را برای شما انتخاب کرد 169 00:09:36,539 --> 00:09:39,539 پسر، خداست 170 00:09:39,539 --> 00:09:42,539 او دین را برای شما انتخاب کرد 171 00:09:42,539 --> 00:09:45,539 نمیری مگر اینکه هستی 172 00:09:45,539 --> 00:09:48,539 مسلمانان 173 00:09:48,539 --> 00:09:51,539 یا شهید بودید؟ 174 00:09:51,539 --> 00:09:54,539 وقتی مرگ به یعقوب نزدیک شد 175 00:09:54,539 --> 00:09:57,539 وقتی به پسرانش گفت 176 00:09:57,539 --> 00:10:00,539 بعد از آن چه چیزی را عبادت خواهید کرد؟ 177 00:10:00,539 --> 00:10:03,539 گفتند ما عبادت می کنیم 178 00:10:03,539 --> 00:10:06,539 خدای شما و خدای پدرانتان 179 00:10:06,539 --> 00:10:09,539 ابراهیم و اسماعیل 180 00:10:09,539 --> 00:10:12,539 و اسحاق خدای واحد است 181 00:10:12,539 --> 00:10:15,539 خدای یکتا 182 00:10:15,539 --> 00:10:18,539 ما برای او مسلمانیم 183 00:10:18,539 --> 00:10:21,539 از شرح حال نام برد 184 00:10:21,539 --> 00:10:25,529 آن یعقوب علیه السلام 185 00:10:25,529 --> 00:10:28,529 وقتی وارد مصر شد 186 00:10:28,529 --> 00:10:31,529 او 130 سال داشت 187 00:10:31,529 --> 00:10:34,529 او 17 سال در مصر زندگی کرد 188 00:10:34,529 --> 00:10:37,529 سپس از پروردگارش پیروی کرد 189 00:10:37,529 --> 00:10:40,590 او 147 سال سن دارد 190 00:10:40,590 --> 00:10:43,590 پس یوسف علیه السلام اجازه خواست 191 00:10:43,590 --> 00:10:46,590 پادشاه مصر در خروج با پدرش یعقوب 192 00:10:46,590 --> 00:10:49,590 تا او را با خانواده اش در فلسطین دفن کنند 193 00:10:49,590 --> 00:10:52,590 پس به او اجازه داد 194 00:10:52,590 --> 00:10:55,590 یعقوب علیه السلام را به خاک سپردند 195 00:10:55,590 --> 00:10:58,590 در شهر الخلیل المصامت 196 00:10:58,590 --> 00:11:01,590 امروز در هبرون 197 00:11:01,590 --> 00:11:08,110 در کنار جدش ابراهیم و پدرش اسحاق 198 00:11:08,110 --> 00:11:11,110 درود بر آنان باد 199 00:11:11,110 --> 00:11:16,029 داستان یوسف علیه السلام 200 00:11:16,029 --> 00:11:19,029 در مورد بهترین داستان ها 201 00:11:19,029 --> 00:11:22,029 داستان یوسف بن یعقوب علیه السلام است 202 00:11:22,029 --> 00:11:25,379 و مزایای منحصر به فرد 203 00:11:25,379 --> 00:11:28,379 در سرزمین مبارک فلسطین 204 00:11:28,379 --> 00:11:31,379 یوسف علیه السلام بزرگ شد 205 00:11:31,379 --> 00:11:34,379 او با پدر و مادر و یازده خواهر و برادرش زندگی می کرد 206 00:11:34,379 --> 00:11:37,379 او از زیبایی و صفات والایی برخوردار بود 207 00:11:37,379 --> 00:11:40,379 چه چیزی او را محبوب کرد 208 00:11:40,379 --> 00:11:43,379 با پدرش بیشتر از بقیه برادرانش 209 00:11:43,379 --> 00:11:46,379 آتش حسادت در درونشان شعله ور شد 210 00:11:46,379 --> 00:11:49,610 و سینه هایشان به سمت او فرو رفت 211 00:11:50,610 --> 00:11:53,610 یوسف علیه السلام دید 212 00:11:53,610 --> 00:11:56,610 در خواب، دید عجیبی 213 00:11:56,610 --> 00:11:59,610 پس آن را به پدرش گفت و گفت: 214 00:11:59,610 --> 00:12:02,610 یوسف به پدرش گفت: پدر 215 00:12:02,610 --> 00:12:05,610 یازده را دیدم 216 00:12:05,610 --> 00:12:08,610 یک سیاره 217 00:12:08,610 --> 00:12:11,610 من یازده سیاره دیدم 218 00:12:11,610 --> 00:12:14,610 و خورشید و ماه را دیدم 219 00:12:14,610 --> 00:12:18,059 به من سجده کن 220 00:12:18,059 --> 00:12:21,059 یعقوب علیه السلام می دانست 221 00:12:21,059 --> 00:12:24,059 برای دانشی که خدا به او داده است 222 00:12:24,059 --> 00:12:27,090 این دید درست است 223 00:12:27,090 --> 00:12:30,090 و پسرش یوسف است 224 00:12:30,090 --> 00:12:33,149 او پیامبری در میان پیامبران خواهد بود 225 00:12:33,149 --> 00:12:36,149 پس از برادرانش بر او ترسید 226 00:12:36,149 --> 00:12:39,149 از شر آنها می ترسید 227 00:12:39,149 --> 00:12:42,309 و به او گفت 228 00:12:42,309 --> 00:12:45,309 گفت: پسرم، رؤیاهایت را نقل مکن. 229 00:12:45,309 --> 00:12:48,309 علیه برادرانت علیه تو نقشه می کشند 230 00:12:48,309 --> 00:12:51,309 شیطان 231 00:12:51,309 --> 00:12:54,309 انسان دشمن دارد 232 00:12:55,309 --> 00:12:58,570 این جایی است که شما شروع می کنید 233 00:12:58,570 --> 00:13:02,559 داستان یوسف علیه السلام 234 00:13:02,559 --> 00:13:05,559 برادران یوسف جمع شدند 235 00:13:05,559 --> 00:13:08,559 به هم گفتند 236 00:13:08,559 --> 00:13:11,559 یوسف و برادرش بن یمین 237 00:13:11,559 --> 00:13:14,559 پسران راحیل برای پدر ما عزیزترند 238 00:13:14,559 --> 00:13:17,690 ما یک گروه و یک گروه هستیم 239 00:13:17,690 --> 00:13:20,690 آنها عصبانی شدند و پدرشان را متهم کردند 240 00:13:20,690 --> 00:13:23,690 پیامبر اکرم فرمودند 241 00:13:23,690 --> 00:13:26,690 و حقیقت 242 00:13:26,690 --> 00:13:29,690 آن عشق یعقوب به یوسف 243 00:13:29,690 --> 00:13:32,690 این یک عشق ذاتی بود که نمی توانست در برابر آن مقاومت کند 244 00:13:32,690 --> 00:13:35,690 با اراده خودش و مقصر نیست 245 00:13:35,690 --> 00:13:38,690 درود بر او 246 00:13:38,690 --> 00:13:41,690 با همه فرزندانش منصفانه رفتار می کند 247 00:13:41,690 --> 00:13:44,690 عشق او به یوسف بود 248 00:13:44,690 --> 00:13:47,690 چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 249 00:13:47,690 --> 00:13:50,690 خدایا این سهم من است از آنچه دارم 250 00:13:50,690 --> 00:13:53,720 این چیزی است که ما در مورد پیامبر خدا تأیید می کنیم 251 00:13:53,720 --> 00:13:56,720 یعقوب علیه السلام 252 00:13:56,720 --> 00:14:01,029 برادران یوسف با یکدیگر مشورت کردند 253 00:14:01,029 --> 00:14:04,029 چگونه توانستند یوسف را از پدرم دور کنند؟ 254 00:14:04,029 --> 00:14:07,029 تا بتوانند عشق او به آنها را بدون او کنترل کنند 255 00:14:07,029 --> 00:14:10,100 برخی از آنها گفتند 256 00:14:10,100 --> 00:14:13,100 یوسف را بکش 257 00:14:13,100 --> 00:14:16,100 دیگران گفتند 258 00:14:16,100 --> 00:14:19,100 او را در سرزمینی دور از خود بیانداز 259 00:14:20,100 --> 00:14:23,220 اگر شما این کار را انجام دهید 260 00:14:23,220 --> 00:14:26,220 چهره پدرت برایت پاک شده است 261 00:14:26,220 --> 00:14:29,220 و یوسف را فراموش کرد 262 00:14:29,220 --> 00:14:32,220 سپس می توانید از آن گناه توبه کنید 263 00:14:32,220 --> 00:14:35,450 و شما افراد خوبی خواهید بود 264 00:14:35,450 --> 00:14:38,450 سپس یکی از آنها سخن گفت و او عادل ترین آنها بود 265 00:14:38,450 --> 00:14:41,450 ما باعث شدیم که آنها نسبت به یوسف دلسوزی کنند 266 00:14:41,450 --> 00:14:44,480 حتی اگر با آنها در جنایت شرکت کرده باشد 267 00:14:44,480 --> 00:14:47,480 گفت: یوسف را نکش. 268 00:14:47,480 --> 00:14:50,480 اما قدرت را در نبود گودال بیندازید 269 00:14:50,480 --> 00:14:53,480 یعنی در تاریکی چاه 270 00:14:53,480 --> 00:14:56,480 عده ای از رهگذران آن را برداشتند 271 00:14:56,480 --> 00:14:59,480 آن را با خود می برند و از شما دور می کنند 272 00:14:59,480 --> 00:15:02,480 آنگاه به هدف خود رسیده اید 273 00:15:02,480 --> 00:15:05,580 بدون کشتن برادرت 274 00:15:05,580 --> 00:15:08,669 آنها این نظر را تأیید کردند و تصمیم گرفتند آن را اتخاذ کنند 275 00:15:08,669 --> 00:15:11,929 روز بعد نزد پدر آمدند 276 00:15:11,929 --> 00:15:14,929 و گفتند 277 00:15:14,929 --> 00:15:17,929 چرا با یوسف به ما اعتماد نمی کنی؟ 278 00:15:17,929 --> 00:15:20,929 چرا از ما محافظت نمی کنید؟ 279 00:15:20,929 --> 00:15:23,929 بر یوسف و ما او هستیم 280 00:15:23,929 --> 00:15:26,929 بشقاب داریم 281 00:15:26,929 --> 00:15:29,929 فردا با ما بفرستید 282 00:15:29,929 --> 00:15:32,929 او وحشت زده است و بازی می کند 283 00:15:32,929 --> 00:15:36,279 او سرپرستان دارد 284 00:15:36,279 --> 00:15:39,279 یعقوب علیه السلام به آنها پاسخ داد 285 00:15:39,279 --> 00:15:42,279 گفت من هستم 286 00:15:42,279 --> 00:15:45,279 امیدوارم باهاش همراه بشی 287 00:15:45,279 --> 00:15:48,279 و من می ترسم 288 00:15:48,279 --> 00:15:51,279 می ترسم گرگ او را بخورد 289 00:15:51,279 --> 00:15:54,279 و شما از آن بی خبرید 290 00:15:54,279 --> 00:15:57,700 شاید این گفته از پدرشان باشد 291 00:15:57,700 --> 00:16:00,700 و دلبستگی او به یوسف 292 00:16:00,700 --> 00:16:03,700 خشم آنها نسبت به او بیشتر از قبل شد 293 00:16:03,700 --> 00:16:06,700 آنها ایده خوردن یک گرگ را دوست داشتند 294 00:16:06,700 --> 00:16:09,700 به برادرشان یوسف 295 00:16:10,700 --> 00:16:13,700 و گفتند 296 00:16:13,700 --> 00:16:16,700 چون گرگ او را خورد و ما مردان سختی هستیم 297 00:16:16,700 --> 00:16:19,700 آن وقت ما بازنده هستیم 298 00:16:19,700 --> 00:16:22,700 و همچنان با پدرشان در حال تلاش هستند 299 00:16:22,700 --> 00:16:25,700 اقناع تا اینکه اجازه داد یوسف را با خود ببرند 300 00:16:25,700 --> 00:16:28,700 در مقابل پدرشان شادی نشان دادند 301 00:16:28,700 --> 00:16:31,700 بدی را در درون خود داشتند 302 00:16:31,700 --> 00:16:35,659 وقتی برادرشان یوسف را بردند 303 00:16:35,659 --> 00:16:38,659 خارج از کشور 304 00:16:39,659 --> 00:16:42,720 پس بی رحمانه شروع به کتک زدن او کردند 305 00:16:42,720 --> 00:16:45,720 این درخواست ها برای کمک تأثیری بر آنها نداشت 306 00:16:45,720 --> 00:16:48,720 و گریه و اشک برادرشان 307 00:16:48,720 --> 00:16:51,720 او فقط 6 سال دارد 308 00:16:51,720 --> 00:16:55,009 وقتی به چاهی رسیدند 309 00:16:55,009 --> 00:16:58,009 در مسیر کاروان بود 310 00:16:58,009 --> 00:17:01,009 شنلش را درآوردند 311 00:17:01,009 --> 00:17:04,009 گریه می کند و به آنها التماس می کند 312 00:17:04,009 --> 00:17:07,069 سپس او را در آن چاه عمیق انداختند 313 00:17:08,069 --> 00:17:11,329 خداوند به یوسف الهام کرد 314 00:17:11,329 --> 00:17:14,329 که او را از این مصیبت نجات دهد 315 00:17:14,329 --> 00:17:17,329 و عمر او طولانی خواهد بود 316 00:17:17,329 --> 00:17:20,329 تا اینکه دوباره برادرانش را ملاقات می کند 317 00:17:20,329 --> 00:17:23,329 به آنها می گوید که با او چه کردند 318 00:17:23,329 --> 00:17:26,329 و احساس نمی کنند 319 00:17:26,329 --> 00:17:29,329 همانطور که خداوند متعال فرموده است 320 00:17:37,329 --> 00:17:40,329 در مورد برادران یوسف 321 00:17:40,329 --> 00:17:43,329 زیرا در راه قوچ را گرفتند 322 00:17:43,329 --> 00:17:46,650 پس او را ذبح کردند و پیراهن یوسف را به خون او آغشته کردند 323 00:17:46,650 --> 00:17:49,650 بعد شام نزد پدر آمدند 324 00:17:49,650 --> 00:17:52,650 به دروغ و دروغ گریه می کنند 325 00:17:52,650 --> 00:17:55,650 و به او گفتند 326 00:17:55,650 --> 00:17:58,650 جلوتر رفتیم 327 00:17:58,650 --> 00:18:01,650 برادرمان یوسف را با چمدانمان گذاشتیم 328 00:18:01,650 --> 00:18:04,650 و به یوسف دروغ گفتند 329 00:18:04,650 --> 00:18:07,650 برادرمان یوسف را با وسایلمان گذاشتیم 330 00:18:07,650 --> 00:18:10,809 سپس گرگ آمد و او را خورد 331 00:18:10,809 --> 00:18:13,809 این پیراهن آغشته به خون اوست 332 00:18:13,809 --> 00:18:17,000 همانطور که می بینید 333 00:18:17,000 --> 00:18:20,000 جایی برای گفت و گوی پدرشان نگذاشتند 334 00:18:20,000 --> 00:18:23,000 و به او گفتند 335 00:18:23,000 --> 00:18:26,099 و اگر راست می گفتیم ما را باور نمی کردی 336 00:18:26,099 --> 00:18:29,160 سبحان الله 337 00:18:29,160 --> 00:18:32,160 فرد مشکوک تقریباً گفت: «من را ببرید». 338 00:18:32,160 --> 00:18:35,160 وقتی یعقوب علیه السلام دید 339 00:18:35,160 --> 00:18:38,160 پیراهن پسرش یوسف 340 00:18:38,160 --> 00:18:41,799 او گفت 341 00:18:41,799 --> 00:18:44,799 چقدر این گرگ مهربان است 342 00:18:44,799 --> 00:18:47,799 یوسف خورد و پیراهنش را پاره نکرد 343 00:18:47,799 --> 00:18:50,799 سپس رو به پسرانش کرد و گفت: 344 00:18:50,799 --> 00:18:53,859 او گفت 345 00:18:53,859 --> 00:18:56,930 بلکه من از شما پرسیدم 346 00:18:56,930 --> 00:18:59,930 خودتون یه سفارش 347 00:18:59,930 --> 00:19:02,930 پس صبر زیباست 348 00:19:02,930 --> 00:19:05,930 خداوند یاور است 349 00:19:05,930 --> 00:19:08,930 همانطور که شما توصیف می کنید 350 00:19:08,930 --> 00:19:11,930 بله 351 00:19:11,930 --> 00:19:15,539 پس صبر زیباست 352 00:19:15,539 --> 00:19:18,539 آرامش بخش صبر است 353 00:19:18,539 --> 00:19:21,539 که با نارضایتی یا اضطراب همراه نیست 354 00:19:21,539 --> 00:19:24,539 در صداقت قول شکی نیست 355 00:19:24,539 --> 00:19:27,539 صبر کسی که به نتیجه اطمینان دارد 356 00:19:27,539 --> 00:19:30,539 راضی به رضای خدا 357 00:19:30,539 --> 00:19:35,420 بقیه صحبت ها انشاالله 358 00:19:35,420 --> 00:19:38,420 و خدا داناتر است 359 00:19:38,420 --> 00:19:41,420 الحمدلله پروردگار جهانیان است 360 00:19:41,420 --> 00:19:44,420 خداوند بر پیامبر ما محمد صلوات بفرستد 361 00:19:44,420 --> 00:19:47,420 و بر همه خانواده و یارانش 362 00:19:47,420 --> 00:19:51,930 با داستان انبیا بودی 363 00:19:51,930 --> 00:20:00,690 خدا رسید 364 00:20:00,690 --> 00:20:05,000 خدا رسید 365 00:20:05,000 --> 00:20:14,079 و درود خدا بر او باد