WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:08.580
قصص انبیاء.. قصص انبیاء.. درود خدا بر ایشان

00:00:25.539 --> 00:00:29.539
داستان حضرت یعقوب علیه السلام

00:00:29.539 --> 00:00:33.719
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:34.719 --> 00:00:37.750
الحمدلله پروردگار جهانیان است

00:00:37.750 --> 00:00:40.750
درود و درود بر پیامبر ما محمد

00:00:40.750 --> 00:00:44.750
و بر همه خانواده و یارانش

00:00:44.780 --> 00:00:47.070
در مورد بعد

00:00:47.070 --> 00:00:49.070
در سرزمین مبارک فلسطین

00:00:49.070 --> 00:00:53.070
زنده باد دوست خدا ابراهیم علیه السلام

00:00:53.070 --> 00:00:56.070
اعلام شد که اسحاق علیه السلام اعلام شد

00:00:56.070 --> 00:01:00.070
به اسحاق یعقوب علیه السلام گزارش شد

00:01:00.070 --> 00:01:04.069
به یعقوب یوسف علیه السلام گزارش شد

00:01:04.069 --> 00:01:08.099
فرزندان مبارک، یکی از دیگری

00:01:08.099 --> 00:01:12.489
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:01:12.489 --> 00:01:16.519
پسر سخاوتمند پسر سخاوتمند پسر سخاوتمند سخاوتمند

00:01:16.519 --> 00:01:21.519
یوسف پسر یعقوب پسر اسحاق پسر ابراهیم

00:01:21.519 --> 00:01:23.519
درود بر آنان باد

00:01:23.519 --> 00:01:28.640
یعقوب علیه السلام در خانه پیامبر بزرگ شد

00:01:28.640 --> 00:01:31.640
و از چشمه های وحی و حکمت بنوشید

00:01:32.640 --> 00:01:36.640
چه چیزی او را واجد شرایط می دانست که راه پدر و پدربزرگش را ادامه دهد

00:01:36.640 --> 00:01:41.640
یعقوب علیه السلام از پیامبران بود

00:01:41.640 --> 00:01:45.640
و آثاری که در مورد حضرت یعقوب علیه السلام ذکر شد

00:01:45.640 --> 00:01:51.640
همه آنها نشان می دهد که او از دین پدرش ابراهیم علیه السلام پیروی می کرد

00:01:51.640 --> 00:01:54.640
همانطور که قرآن کریم به ما گفته است

00:01:54.640 --> 00:01:59.640
یعقوب علیه السلام از اهل علم مفید و عمل نیک بود

00:01:59.640 --> 00:02:03.640
قوت در عبادت و بینش نافذ

00:02:03.640 --> 00:02:07.640
و صبر بر احکام خداوند متعال

00:02:07.640 --> 00:02:11.740
خداوند متعال در قرآن او را اسرائیل نامیده است

00:02:11.740 --> 00:02:14.740
و معنای عبدالله

00:02:14.740 --> 00:02:22.819
در دوران جوانی او بین یعقوب و برادر بزرگترش ایس اختلافی در گرفت

00:02:22.819 --> 00:02:27.819
پس مادر یعقوب به پسرش دستور داد که نزد عمویش به بان برود

00:02:27.819 --> 00:02:31.819
در شهر حران در شمال شام

00:02:31.819 --> 00:02:34.819
و مدتی پیش او بمانم

00:02:34.819 --> 00:02:38.819
یعقوب فرمان مادرش را اجابت کرد و نزد عمویش رفت

00:02:38.819 --> 00:02:41.819
مدت زیادی پیش او ماند

00:02:41.819 --> 00:02:44.819
گوسفندانش را آنجا می چراند

00:02:44.819 --> 00:02:46.889
عموی مادری او دو دختر داشت

00:02:46.889 --> 00:02:49.889
نام بزرگتر لیا است

00:02:49.889 --> 00:02:52.889
نام کوچکترین آنها راشل است

00:02:52.889 --> 00:02:56.889
راشل بهترین و زیباترین آنها بود

00:02:56.889 --> 00:03:00.889
بنابراین یعقوب از عمویش خواستار ازدواج راحیل کوچک شد

00:03:00.889 --> 00:03:03.889
او به آن پاسخ داد

00:03:03.889 --> 00:03:06.889
به شرطی که گوسفندانش را هفت سال چرا کند

00:03:06.889 --> 00:03:09.949
یعقوب با آن شرط موافقت کرد

00:03:09.949 --> 00:03:15.080
مدتی که گذشت از عمویش خواستگاری کرد

00:03:15.080 --> 00:03:18.080
او و همسرش به سرعت موافقت کردند

00:03:18.080 --> 00:03:22.080
غذا درست کرد و مردم را به آن دعوت کرد

00:03:22.080 --> 00:03:25.270
هنگامی که یعقوب بر همسرش وارد شد

00:03:25.270 --> 00:03:28.270
پس این راحیل نبود که او خواسته بود

00:03:28.270 --> 00:03:31.270
اما خواهر بزرگترش، لیا

00:03:31.270 --> 00:03:34.340
به عمویش گفت

00:03:34.340 --> 00:03:37.340
این نیاز من نیست

00:03:37.340 --> 00:03:40.400
راحیل با تو نامزد بود

00:03:40.400 --> 00:03:43.400
گفت سنت ما نیست

00:03:43.400 --> 00:03:46.400
برای ازدواج با کوچکتر قبل از بزرگتر

00:03:46.400 --> 00:03:49.400
اگر خواهرش را دوست دارد

00:03:49.400 --> 00:03:52.400
هفت سال دیگر کار کرد

00:03:52.400 --> 00:03:54.460
و من تو را به عقد خواهرش درآورم

00:03:55.460 --> 00:03:58.460
هفت سال دیگر کار کرد

00:03:58.460 --> 00:04:01.460
سپس با راحیل ازدواج کرد

00:04:01.460 --> 00:04:04.460
او را با خواهرش آورد

00:04:04.460 --> 00:04:07.460
این در دینشان مقبول بود

00:04:07.460 --> 00:04:10.460
سپس در شریعت تورات نسخ شد

00:04:10.460 --> 00:04:14.550
او از یعقوب از همسر اولش به دنیا آمد

00:04:14.550 --> 00:04:17.550
تعداد ساختمان ها

00:04:17.550 --> 00:04:20.620
راحیل او را به دنیا نیاورد

00:04:20.620 --> 00:04:23.620
سپس راحیل به درگاه خداوند متعال دعا کرد

00:04:23.620 --> 00:04:26.620
به او گفت پسری از یعقوب به او بدهد

00:04:26.620 --> 00:04:29.620
پس خدا صدای او را شنید

00:04:29.620 --> 00:04:32.620
دعایش را مستجاب کرد

00:04:32.620 --> 00:04:35.620
پس از پیامبر خدا یعقوب حامله شد

00:04:35.620 --> 00:04:38.620
از او پسر شریفی به دنیا آورد

00:04:38.620 --> 00:04:41.620
خوب خوبه

00:04:41.620 --> 00:04:44.620
نام او را یوسف گذاشت

00:04:44.620 --> 00:04:47.620
پس از او برادرش بن یمین را به دنیا آورد

00:04:47.620 --> 00:04:50.620
همه اینها در حالی که در سرزمین حران ساکن بودند

00:04:50.620 --> 00:04:53.899
یعقوب علیه السلام ماند

00:04:53.899 --> 00:04:56.899
شش سال دیگر

00:04:56.899 --> 00:04:59.899
مدت اقامت ایشان بیست سال شد

00:04:59.899 --> 00:05:02.899
خداوند به او خیر فراوان عنایت فرماید

00:05:02.899 --> 00:05:06.000
تا اینکه پول و بچه اش زیاد شد

00:05:06.000 --> 00:05:09.000
سپس خداوند متعال به یعقوب علیه السلام وحی کرد

00:05:09.000 --> 00:05:12.000
تا به کشور پدر و مردمش برگردد

00:05:12.000 --> 00:05:15.000
او این را به خانواده اش ارائه کرد

00:05:15.000 --> 00:05:18.060
آنها به او پاسخ دادند و به اطاعت او عجله کردند

00:05:18.060 --> 00:05:21.060
بنابراین او خانواده و پول خود را حمل کرد

00:05:21.060 --> 00:05:25.180
او به کشورش فلسطین بازگشت

00:05:25.180 --> 00:05:28.180
سپس یعقوب از اورشلیم گذشت

00:05:28.180 --> 00:05:31.180
پس جلوی روستا فرود آمد

00:05:31.180 --> 00:05:34.180
مزرعه ای با صد میش خرید

00:05:34.180 --> 00:05:37.180
نالک فوستاتا او را زد

00:05:37.180 --> 00:05:40.180
خداوند متعال به او دستور داد در آنجا خانه ای بسازد

00:05:40.180 --> 00:05:43.180
امروز بیت القدس است

00:05:43.180 --> 00:05:46.180
که بعدها توسط پیامبر خدا سلیمان علیه السلام تجدید شد

00:05:47.180 --> 00:05:50.279
یعقوب علیه السلام

00:05:50.279 --> 00:05:53.279
او اولین کسی بود که اورشلیم را ساخت

00:05:53.279 --> 00:05:56.279
ابراهیم و عمویش او را پیدا کردند

00:05:56.279 --> 00:05:59.279
اسماعیل علیه السلام

00:05:59.279 --> 00:06:02.540
آنها هستند که ما را ای بیت الله الحرام در مکه بنا کردند

00:06:02.540 --> 00:06:05.540
از رسول خدا صلی الله علیه و آله سؤال شد

00:06:05.540 --> 00:06:08.540
درباره اولین مسجدی که روی زمین ساخته شد

00:06:08.540 --> 00:06:11.569
گفت مسجد جامع

00:06:11.569 --> 00:06:14.569
آن وقت گفته شد هر

00:06:14.569 --> 00:06:17.629
مسجد الاقصی گفت

00:06:17.629 --> 00:06:20.730
گفته شد بین آنها چقدر است

00:06:20.730 --> 00:06:23.730
گفت چهل سال

00:06:23.730 --> 00:06:27.879
یعقوب نزد پدرش بازگشت

00:06:27.879 --> 00:06:30.879
اسحاق علیه السلام

00:06:30.879 --> 00:06:33.879
او به شدت از او خوشحال بود

00:06:33.879 --> 00:06:36.879
سپس، اندکی پس از آن، اسحاق درگذشت

00:06:36.879 --> 00:06:39.910
یعقوب در فلسطین اقامت داشت

00:06:39.910 --> 00:06:42.910
چندین سال

00:06:42.910 --> 00:06:45.910
به مهم ترین آنها اشاره می کنیم

00:06:45.910 --> 00:06:48.910
در داستان پسرش یوسف علیه السلام است

00:06:48.910 --> 00:06:51.910
انشاالله

00:06:51.910 --> 00:06:55.420
همه نوع غذا بود

00:06:55.420 --> 00:06:58.420
برای بنی اسرائیل جایز است

00:06:58.420 --> 00:07:01.420
فرزندان یعقوب علیه السلام چه کسانی هستند؟

00:07:01.420 --> 00:07:04.420
جز آنچه یعقوب برای خود منع کرده است

00:07:04.420 --> 00:07:07.420
بدون منعی از جانب خداوند متعال

00:07:07.420 --> 00:07:10.420
زیرا که درود خدا بر او باد

00:07:10.420 --> 00:07:13.420
عرق فراموشکار او را گرفت

00:07:13.420 --> 00:07:16.420
پس نذر کرد که خداوند متعال او را شفا دهد

00:07:16.420 --> 00:07:19.420
تا خود را از غذاهایی که بیشتر دوست دارد رها کند

00:07:19.420 --> 00:07:22.420
این چیزی بود که او بیشتر دوست داشت

00:07:22.420 --> 00:07:25.420
گوشت و شیر شتر

00:07:25.420 --> 00:07:28.420
پس برای خود نهی کرد

00:07:28.420 --> 00:07:31.579
و پسرانش نیز بر این اساس از او پیروی کردند

00:07:31.579 --> 00:07:34.740
خداوند متعال فرمود

00:07:34.740 --> 00:07:37.740
همه غذاها بر بنی اسرائیل حلال بود

00:07:37.740 --> 00:07:40.740
مگر آنچه بر اسرائیل حرام بود

00:07:40.740 --> 00:07:43.740
روی خودش

00:07:43.740 --> 00:07:46.740
مگر آنچه بر اسرائیل حرام بود

00:07:46.740 --> 00:07:49.740
قبلش روی خودش

00:07:49.740 --> 00:07:52.740
برای پایین آوردن توری ها

00:07:52.740 --> 00:07:55.740
بگو: تورات را بیاور و بخوان.

00:07:55.740 --> 00:07:58.740
اگر صادق باشید

00:07:58.740 --> 00:08:01.740
چه کسی تهمت زد؟

00:08:01.740 --> 00:08:04.740
پس از آن خدا باید دروغ بگوید

00:08:04.740 --> 00:08:07.740
پس آنان ستمكارند

00:08:11.029 --> 00:08:14.029
قرآن کریم برای ما نقل شده است

00:08:14.029 --> 00:08:17.029
یوسف علیه السلام پدرش یعقوب را فرا خواند

00:08:17.029 --> 00:08:20.029
و برادرانش به مصر بیایند

00:08:20.029 --> 00:08:23.029
دعوت او را پذیرفتند و فلسطین را ترک کردند

00:08:23.029 --> 00:08:26.930
و به مصر آمدند

00:08:26.930 --> 00:08:29.930
یعقوب علیه السلام مشتاق دعوت قوم خود بود

00:08:29.930 --> 00:08:32.929
او بیشتر به فکر فرزندانش است

00:08:32.929 --> 00:08:35.990
همیشه آنها را به پایبندی به اسلام توصیه می کرد

00:08:35.990 --> 00:08:38.990
و از آن منحرف نشوید

00:08:38.990 --> 00:08:41.990
او آنها را از مرگ پیرو دینی غیر از این برحذر می دارد

00:08:41.990 --> 00:08:45.120
آنگاه که مرگ به سراغش آمد

00:08:45.120 --> 00:08:48.120
او در حال از دست دادن و مرگ بود

00:08:48.120 --> 00:08:51.120
در این شرایط سخت

00:08:51.120 --> 00:08:54.120
جایی که آدم دنیا را پشت سر می گذارد

00:08:54.120 --> 00:08:57.120
او آخرت را می پذیرد

00:08:57.120 --> 00:09:00.120
یعقوب علیه السلام دعوت خدا را فراموش نکرد

00:09:00.120 --> 00:09:03.120
پسرانش را دور خود جمع کرد

00:09:03.120 --> 00:09:06.120
تا آخرین وصیتش را به آنها بدهد

00:09:06.120 --> 00:09:09.120
از آنها پرسید: پس از آن چه چیزی را می پرستید؟

00:09:09.120 --> 00:09:12.120
گفتند ما خدای تو را می پرستیم

00:09:12.120 --> 00:09:15.120
و خدای پدران شما ابراهیم است

00:09:15.120 --> 00:09:18.120
و اسماعیل و اسحاق

00:09:18.120 --> 00:09:21.120
خدای یکتا

00:09:21.120 --> 00:09:24.539
ما برای او مسلمانیم

00:09:24.539 --> 00:09:27.539
خداوند متعال فرمود

00:09:27.539 --> 00:09:30.539
ابراهیم و پسرانش و یعقوب

00:09:30.539 --> 00:09:33.539
پسر، خداست

00:09:33.539 --> 00:09:36.539
او دین را برای شما انتخاب کرد

00:09:36.539 --> 00:09:39.539
پسر، خداست

00:09:39.539 --> 00:09:42.539
او دین را برای شما انتخاب کرد

00:09:42.539 --> 00:09:45.539
نمیری مگر اینکه هستی

00:09:45.539 --> 00:09:48.539
مسلمانان

00:09:48.539 --> 00:09:51.539
یا شهید بودید؟

00:09:51.539 --> 00:09:54.539
وقتی مرگ به یعقوب نزدیک شد

00:09:54.539 --> 00:09:57.539
وقتی به پسرانش گفت

00:09:57.539 --> 00:10:00.539
بعد از آن چه چیزی را عبادت خواهید کرد؟

00:10:00.539 --> 00:10:03.539
گفتند ما عبادت می کنیم

00:10:03.539 --> 00:10:06.539
خدای شما و خدای پدرانتان

00:10:06.539 --> 00:10:09.539
ابراهیم و اسماعیل

00:10:09.539 --> 00:10:12.539
و اسحاق خدای واحد است

00:10:12.539 --> 00:10:15.539
خدای یکتا

00:10:15.539 --> 00:10:18.539
ما برای او مسلمانیم

00:10:18.539 --> 00:10:21.539
از شرح حال نام برد

00:10:21.539 --> 00:10:25.529
آن یعقوب علیه السلام

00:10:25.529 --> 00:10:28.529
وقتی وارد مصر شد

00:10:28.529 --> 00:10:31.529
او 130 سال داشت

00:10:31.529 --> 00:10:34.529
او 17 سال در مصر زندگی کرد

00:10:34.529 --> 00:10:37.529
سپس از پروردگارش پیروی کرد

00:10:37.529 --> 00:10:40.590
او 147 سال سن دارد

00:10:40.590 --> 00:10:43.590
پس یوسف علیه السلام اجازه خواست

00:10:43.590 --> 00:10:46.590
پادشاه مصر در خروج با پدرش یعقوب

00:10:46.590 --> 00:10:49.590
تا او را با خانواده اش در فلسطین دفن کنند

00:10:49.590 --> 00:10:52.590
پس به او اجازه داد

00:10:52.590 --> 00:10:55.590
یعقوب علیه السلام را به خاک سپردند

00:10:55.590 --> 00:10:58.590
در شهر الخلیل المصامت

00:10:58.590 --> 00:11:01.590
امروز در هبرون

00:11:01.590 --> 00:11:08.110
در کنار جدش ابراهیم و پدرش اسحاق

00:11:08.110 --> 00:11:11.110
درود بر آنان باد

00:11:11.110 --> 00:11:16.029
داستان یوسف علیه السلام

00:11:16.029 --> 00:11:19.029
در مورد بهترین داستان ها

00:11:19.029 --> 00:11:22.029
داستان یوسف بن یعقوب علیه السلام است

00:11:22.029 --> 00:11:25.379
و مزایای منحصر به فرد

00:11:25.379 --> 00:11:28.379
در سرزمین مبارک فلسطین

00:11:28.379 --> 00:11:31.379
یوسف علیه السلام بزرگ شد

00:11:31.379 --> 00:11:34.379
او با پدر و مادر و یازده خواهر و برادرش زندگی می کرد

00:11:34.379 --> 00:11:37.379
او از زیبایی و صفات والایی برخوردار بود

00:11:37.379 --> 00:11:40.379
چه چیزی او را محبوب کرد

00:11:40.379 --> 00:11:43.379
با پدرش بیشتر از بقیه برادرانش

00:11:43.379 --> 00:11:46.379
آتش حسادت در درونشان شعله ور شد

00:11:46.379 --> 00:11:49.610
و سینه هایشان به سمت او فرو رفت

00:11:50.610 --> 00:11:53.610
یوسف علیه السلام دید

00:11:53.610 --> 00:11:56.610
در خواب، دید عجیبی

00:11:56.610 --> 00:11:59.610
پس آن را به پدرش گفت و گفت:

00:11:59.610 --> 00:12:02.610
یوسف به پدرش گفت: پدر

00:12:02.610 --> 00:12:05.610
یازده را دیدم

00:12:05.610 --> 00:12:08.610
یک سیاره

00:12:08.610 --> 00:12:11.610
من یازده سیاره دیدم

00:12:11.610 --> 00:12:14.610
و خورشید و ماه را دیدم

00:12:14.610 --> 00:12:18.059
به من سجده کن

00:12:18.059 --> 00:12:21.059
یعقوب علیه السلام می دانست

00:12:21.059 --> 00:12:24.059
برای دانشی که خدا به او داده است

00:12:24.059 --> 00:12:27.090
این دید درست است

00:12:27.090 --> 00:12:30.090
و پسرش یوسف است

00:12:30.090 --> 00:12:33.149
او پیامبری در میان پیامبران خواهد بود

00:12:33.149 --> 00:12:36.149
پس از برادرانش بر او ترسید

00:12:36.149 --> 00:12:39.149
از شر آنها می ترسید

00:12:39.149 --> 00:12:42.309
و به او گفت

00:12:42.309 --> 00:12:45.309
گفت: پسرم، رؤیاهایت را نقل مکن.

00:12:45.309 --> 00:12:48.309
علیه برادرانت علیه تو نقشه می کشند

00:12:48.309 --> 00:12:51.309
شیطان

00:12:51.309 --> 00:12:54.309
انسان دشمن دارد

00:12:55.309 --> 00:12:58.570
این جایی است که شما شروع می کنید

00:12:58.570 --> 00:13:02.559
داستان یوسف علیه السلام

00:13:02.559 --> 00:13:05.559
برادران یوسف جمع شدند

00:13:05.559 --> 00:13:08.559
به هم گفتند

00:13:08.559 --> 00:13:11.559
یوسف و برادرش بن یمین

00:13:11.559 --> 00:13:14.559
پسران راحیل برای پدر ما عزیزترند

00:13:14.559 --> 00:13:17.690
ما یک گروه و یک گروه هستیم

00:13:17.690 --> 00:13:20.690
آنها عصبانی شدند و پدرشان را متهم کردند

00:13:20.690 --> 00:13:23.690
پیامبر اکرم فرمودند

00:13:23.690 --> 00:13:26.690
و حقیقت

00:13:26.690 --> 00:13:29.690
آن عشق یعقوب به یوسف

00:13:29.690 --> 00:13:32.690
این یک عشق ذاتی بود که نمی توانست در برابر آن مقاومت کند

00:13:32.690 --> 00:13:35.690
با اراده خودش و مقصر نیست

00:13:35.690 --> 00:13:38.690
درود بر او

00:13:38.690 --> 00:13:41.690
با همه فرزندانش منصفانه رفتار می کند

00:13:41.690 --> 00:13:44.690
عشق او به یوسف بود

00:13:44.690 --> 00:13:47.690
چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:13:47.690 --> 00:13:50.690
خدایا این سهم من است از آنچه دارم

00:13:50.690 --> 00:13:53.720
این چیزی است که ما در مورد پیامبر خدا تأیید می کنیم

00:13:53.720 --> 00:13:56.720
یعقوب علیه السلام

00:13:56.720 --> 00:14:01.029
برادران یوسف با یکدیگر مشورت کردند

00:14:01.029 --> 00:14:04.029
چگونه توانستند یوسف را از پدرم دور کنند؟

00:14:04.029 --> 00:14:07.029
تا بتوانند عشق او به آنها را بدون او کنترل کنند

00:14:07.029 --> 00:14:10.100
برخی از آنها گفتند

00:14:10.100 --> 00:14:13.100
یوسف را بکش

00:14:13.100 --> 00:14:16.100
دیگران گفتند

00:14:16.100 --> 00:14:19.100
او را در سرزمینی دور از خود بیانداز

00:14:20.100 --> 00:14:23.220
اگر شما این کار را انجام دهید

00:14:23.220 --> 00:14:26.220
چهره پدرت برایت پاک شده است

00:14:26.220 --> 00:14:29.220
و یوسف را فراموش کرد

00:14:29.220 --> 00:14:32.220
سپس می توانید از آن گناه توبه کنید

00:14:32.220 --> 00:14:35.450
و شما افراد خوبی خواهید بود

00:14:35.450 --> 00:14:38.450
سپس یکی از آنها سخن گفت و او عادل ترین آنها بود

00:14:38.450 --> 00:14:41.450
ما باعث شدیم که آنها نسبت به یوسف دلسوزی کنند

00:14:41.450 --> 00:14:44.480
حتی اگر با آنها در جنایت شرکت کرده باشد

00:14:44.480 --> 00:14:47.480
گفت: یوسف را نکش.

00:14:47.480 --> 00:14:50.480
اما قدرت را در نبود گودال بیندازید

00:14:50.480 --> 00:14:53.480
یعنی در تاریکی چاه

00:14:53.480 --> 00:14:56.480
عده ای از رهگذران آن را برداشتند

00:14:56.480 --> 00:14:59.480
آن را با خود می برند و از شما دور می کنند

00:14:59.480 --> 00:15:02.480
آنگاه به هدف خود رسیده اید

00:15:02.480 --> 00:15:05.580
بدون کشتن برادرت

00:15:05.580 --> 00:15:08.669
آنها این نظر را تأیید کردند و تصمیم گرفتند آن را اتخاذ کنند

00:15:08.669 --> 00:15:11.929
روز بعد نزد پدر آمدند

00:15:11.929 --> 00:15:14.929
و گفتند

00:15:14.929 --> 00:15:17.929
چرا با یوسف به ما اعتماد نمی کنی؟

00:15:17.929 --> 00:15:20.929
چرا از ما محافظت نمی کنید؟

00:15:20.929 --> 00:15:23.929
بر یوسف و ما او هستیم

00:15:23.929 --> 00:15:26.929
بشقاب داریم

00:15:26.929 --> 00:15:29.929
فردا با ما بفرستید

00:15:29.929 --> 00:15:32.929
او وحشت زده است و بازی می کند

00:15:32.929 --> 00:15:36.279
او سرپرستان دارد

00:15:36.279 --> 00:15:39.279
یعقوب علیه السلام به آنها پاسخ داد

00:15:39.279 --> 00:15:42.279
گفت من هستم

00:15:42.279 --> 00:15:45.279
امیدوارم باهاش همراه بشی

00:15:45.279 --> 00:15:48.279
و من می ترسم

00:15:48.279 --> 00:15:51.279
می ترسم گرگ او را بخورد

00:15:51.279 --> 00:15:54.279
و شما از آن بی خبرید

00:15:54.279 --> 00:15:57.700
شاید این گفته از پدرشان باشد

00:15:57.700 --> 00:16:00.700
و دلبستگی او به یوسف

00:16:00.700 --> 00:16:03.700
خشم آنها نسبت به او بیشتر از قبل شد

00:16:03.700 --> 00:16:06.700
آنها ایده خوردن یک گرگ را دوست داشتند

00:16:06.700 --> 00:16:09.700
به برادرشان یوسف

00:16:10.700 --> 00:16:13.700
و گفتند

00:16:13.700 --> 00:16:16.700
چون گرگ او را خورد و ما مردان سختی هستیم

00:16:16.700 --> 00:16:19.700
آن وقت ما بازنده هستیم

00:16:19.700 --> 00:16:22.700
و همچنان با پدرشان در حال تلاش هستند

00:16:22.700 --> 00:16:25.700
اقناع تا اینکه اجازه داد یوسف را با خود ببرند

00:16:25.700 --> 00:16:28.700
در مقابل پدرشان شادی نشان دادند

00:16:28.700 --> 00:16:31.700
بدی را در درون خود داشتند

00:16:31.700 --> 00:16:35.659
وقتی برادرشان یوسف را بردند

00:16:35.659 --> 00:16:38.659
خارج از کشور

00:16:39.659 --> 00:16:42.720
پس بی رحمانه شروع به کتک زدن او کردند

00:16:42.720 --> 00:16:45.720
این درخواست ها برای کمک تأثیری بر آنها نداشت

00:16:45.720 --> 00:16:48.720
و گریه و اشک برادرشان

00:16:48.720 --> 00:16:51.720
او فقط 6 سال دارد

00:16:51.720 --> 00:16:55.009
وقتی به چاهی رسیدند

00:16:55.009 --> 00:16:58.009
در مسیر کاروان بود

00:16:58.009 --> 00:17:01.009
شنلش را درآوردند

00:17:01.009 --> 00:17:04.009
گریه می کند و به آنها التماس می کند

00:17:04.009 --> 00:17:07.069
سپس او را در آن چاه عمیق انداختند

00:17:08.069 --> 00:17:11.329
خداوند به یوسف الهام کرد

00:17:11.329 --> 00:17:14.329
که او را از این مصیبت نجات دهد

00:17:14.329 --> 00:17:17.329
و عمر او طولانی خواهد بود

00:17:17.329 --> 00:17:20.329
تا اینکه دوباره برادرانش را ملاقات می کند

00:17:20.329 --> 00:17:23.329
به آنها می گوید که با او چه کردند

00:17:23.329 --> 00:17:26.329
و احساس نمی کنند

00:17:26.329 --> 00:17:29.329
همانطور که خداوند متعال فرموده است

00:17:37.329 --> 00:17:40.329
در مورد برادران یوسف

00:17:40.329 --> 00:17:43.329
زیرا در راه قوچ را گرفتند

00:17:43.329 --> 00:17:46.650
پس او را ذبح کردند و پیراهن یوسف را به خون او آغشته کردند

00:17:46.650 --> 00:17:49.650
بعد شام نزد پدر آمدند

00:17:49.650 --> 00:17:52.650
به دروغ و دروغ گریه می کنند

00:17:52.650 --> 00:17:55.650
و به او گفتند

00:17:55.650 --> 00:17:58.650
جلوتر رفتیم

00:17:58.650 --> 00:18:01.650
برادرمان یوسف را با چمدانمان گذاشتیم

00:18:01.650 --> 00:18:04.650
و به یوسف دروغ گفتند

00:18:04.650 --> 00:18:07.650
برادرمان یوسف را با وسایلمان گذاشتیم

00:18:07.650 --> 00:18:10.809
سپس گرگ آمد و او را خورد

00:18:10.809 --> 00:18:13.809
این پیراهن آغشته به خون اوست

00:18:13.809 --> 00:18:17.000
همانطور که می بینید

00:18:17.000 --> 00:18:20.000
جایی برای گفت و گوی پدرشان نگذاشتند

00:18:20.000 --> 00:18:23.000
و به او گفتند

00:18:23.000 --> 00:18:26.099
و اگر راست می گفتیم ما را باور نمی کردی

00:18:26.099 --> 00:18:29.160
سبحان الله

00:18:29.160 --> 00:18:32.160
فرد مشکوک تقریباً گفت: «من را ببرید».

00:18:32.160 --> 00:18:35.160
وقتی یعقوب علیه السلام دید

00:18:35.160 --> 00:18:38.160
پیراهن پسرش یوسف

00:18:38.160 --> 00:18:41.799
او گفت

00:18:41.799 --> 00:18:44.799
چقدر این گرگ مهربان است

00:18:44.799 --> 00:18:47.799
یوسف خورد و پیراهنش را پاره نکرد

00:18:47.799 --> 00:18:50.799
سپس رو به پسرانش کرد و گفت:

00:18:50.799 --> 00:18:53.859
او گفت

00:18:53.859 --> 00:18:56.930
بلکه من از شما پرسیدم

00:18:56.930 --> 00:18:59.930
خودتون یه سفارش

00:18:59.930 --> 00:19:02.930
پس صبر زیباست

00:19:02.930 --> 00:19:05.930
خداوند یاور است

00:19:05.930 --> 00:19:08.930
همانطور که شما توصیف می کنید

00:19:08.930 --> 00:19:11.930
بله

00:19:11.930 --> 00:19:15.539
پس صبر زیباست

00:19:15.539 --> 00:19:18.539
آرامش بخش صبر است

00:19:18.539 --> 00:19:21.539
که با نارضایتی یا اضطراب همراه نیست

00:19:21.539 --> 00:19:24.539
در صداقت قول شکی نیست

00:19:24.539 --> 00:19:27.539
صبر کسی که به نتیجه اطمینان دارد

00:19:27.539 --> 00:19:30.539
راضی به رضای خدا

00:19:30.539 --> 00:19:35.420
بقیه صحبت ها انشاالله

00:19:35.420 --> 00:19:38.420
و خدا داناتر است

00:19:38.420 --> 00:19:41.420
الحمدلله پروردگار جهانیان است

00:19:41.420 --> 00:19:44.420
خداوند بر پیامبر ما محمد صلوات بفرستد

00:19:44.420 --> 00:19:47.420
و بر همه خانواده و یارانش

00:19:47.420 --> 00:19:51.930
با داستان انبیا بودی

00:19:51.930 --> 00:20:00.690
خدا رسید

00:20:00.690 --> 00:20:05.000
خدا رسید

00:20:05.000 --> 00:20:14.079
و درود خدا بر او باد
