WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.539 --> 00:00:17.539
انجمن مواضع خشنود است

00:00:17.539 --> 00:00:21.539
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:21.539 --> 00:00:25.539
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا

00:00:25.539 --> 00:00:30.300
خدا رحمتش کند

00:00:30.300 --> 00:00:32.649
سهیل بن عمر

00:00:32.649 --> 00:00:35.289
خدایا در مورد او

00:00:50.450 --> 00:00:52.450
سهیل بن عمر

00:00:52.450 --> 00:00:55.450
استادی از پیشوایان برجسته قریش

00:00:55.450 --> 00:00:58.450
او یکی از خوش بیان ترین سخنوران عرب است

00:00:58.450 --> 00:01:01.450
و یکی از اهل حل و عقد

00:01:01.450 --> 00:01:04.450
کسانی که نمی توان آنها را از انجام کاری منع کرد

00:01:04.450 --> 00:01:08.480
سهیل زمانی بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ضربت خورد

00:01:08.480 --> 00:01:10.480
با دعوت به حقیقت

00:01:10.480 --> 00:01:12.480
کامل و کامل است

00:01:12.480 --> 00:01:16.480
او شایسته ذهن روشن و بینش دقیق خود بود

00:01:16.480 --> 00:01:21.480
تا او را نخستین اجابت کننده دعوت پیامبر هدایت و رحمت کند

00:01:21.480 --> 00:01:25.480
اما سهیله فقط اسلام را رها نکرد

00:01:25.480 --> 00:01:29.480
بلکه شروع کرد به هر وسیله ای مردم را از راه خدا باز می دارد

00:01:29.480 --> 00:01:33.480
تازیانه عذابش را بر سر کسانی که اسلام آورده اند می ریزد

00:01:33.480 --> 00:01:37.480
تا آنها را از دین خود وسوسه کند و به شرک بازگرداند

00:01:37.480 --> 00:01:39.510
اما سهیل بن عمر

00:01:39.510 --> 00:01:44.510
او خیلی زود از خبری که مانند صاعقه به او برخورد کرد شگفت زده شد

00:01:44.510 --> 00:01:46.510
این زمانی بود که ما به آن بزرگ شدیم

00:01:46.510 --> 00:01:48.510
که پسرش عبدالله است

00:01:48.510 --> 00:01:50.510
دخترش ام کلثوم

00:01:50.510 --> 00:01:52.510
او به دنبال محمد رفت

00:01:52.510 --> 00:01:55.510
او با دین آنها به سرزمین حبشه گریخت

00:01:55.510 --> 00:01:58.510
از شر او و قریش خلاص شوید

00:01:58.510 --> 00:02:03.579
آن وقت انشاءالله این خبر برای مهاجر حبشی دروغ می شد

00:02:03.579 --> 00:02:06.579
آن قریش اسلام آورده بودند

00:02:06.579 --> 00:02:10.580
و مسلمانان اکنون در میان خانواده های خود در آرامش زندگی می کنند

00:02:10.580 --> 00:02:13.580
گروهی از آنان به مکه بازگشتند

00:02:13.580 --> 00:02:18.580
در میان کسانی که بازگشتند، عبدالله بن سهیل بود

00:02:18.580 --> 00:02:22.669
پاهای عبدالله به سختی پا به سرزمین مکه گذاشته بود

00:02:22.669 --> 00:02:24.669
تا اینکه پدرش او را برد

00:02:24.669 --> 00:02:26.669
و او را در زنجیر ببندید

00:02:26.669 --> 00:02:30.669
او را در جای تاریک خانه اش انداخت

00:02:30.669 --> 00:02:33.669
و مسحور شکنجه اش شد

00:02:33.669 --> 00:02:35.669
متوسل می شود تا به او آسیب برساند

00:02:35.669 --> 00:02:39.669
تا اینکه ترک دین محمدی را نشان داد

00:02:39.669 --> 00:02:43.669
از بازگشت به دین پدران و اجدادش خبر داد

00:02:43.669 --> 00:02:45.669
از سهیل بن عمر توضیح دهید

00:02:45.669 --> 00:02:47.669
و چشمش آرام شد

00:02:47.669 --> 00:02:50.669
وجد پیروزی بر محمد را احساس کرد

00:02:50.669 --> 00:02:52.669
سپس مشرکان نماندند

00:02:52.669 --> 00:02:57.669
تصمیم گرفتند در بدر با رسول خدا صلی الله علیه و آله بجنگند

00:02:57.669 --> 00:03:00.669
پس سهیل بن عمر با آنان بیرون رفت

00:03:00.669 --> 00:03:02.669
همراه پسرش عبدالله

00:03:02.669 --> 00:03:07.669
او مشتاق بود پسرش را ببیند که شمشیری را به صورت محمد می زند

00:03:07.669 --> 00:03:11.669
پس از اینکه اخیراً یکی از پیروان او بود

00:03:11.669 --> 00:03:14.669
اما سرنوشت برای سهیل در نظر گرفته شده بود

00:03:14.669 --> 00:03:17.669
مگر اینکه به حسابش بیفتد

00:03:17.669 --> 00:03:21.669
این دو گروه به سختی در سرزمین بدر به هم رسیدند

00:03:21.669 --> 00:03:25.669
تا اینکه پسر مسلمان مؤمن به صفوف مسلمانان گریخت

00:03:25.669 --> 00:03:30.669
خود را زیر پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار داد

00:03:30.669 --> 00:03:34.669
موهایش برای مبارزه با پدر کشیده شده بود

00:03:34.669 --> 00:03:36.669
و کسانی که با او هستند دشمن خدا هستند

00:03:36.669 --> 00:03:40.770
وقتی بدر با آن پیروزی قاطع تمام شد

00:03:40.770 --> 00:03:43.770
که خداوند به پیامبرش عطا کرد

00:03:43.770 --> 00:03:47.770
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ایستاد

00:03:47.770 --> 00:03:50.770
و یاران خوبش خانواده مشرکان را به رخ کشیدند

00:03:50.770 --> 00:03:54.770
سپس سهیل بن عمر را در دستان خود اسیر می یابند

00:03:54.770 --> 00:03:59.830
هنگامی که سهیل در دست پیامبر صلی الله علیه و آله ظهور کرد

00:03:59.830 --> 00:04:03.830
مفدی از عمر بن الخطاب می خواهد که به او نگاه کند

00:04:03.830 --> 00:04:07.830
گفت یا رسول الله باسنم را بردارم

00:04:07.830 --> 00:04:11.830
تا دیگر در مجامع مکه تبلیغ نکند

00:04:11.830 --> 00:04:14.830
به اسلام و پیامبرش توهین می کند

00:04:14.830 --> 00:04:17.829
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:17.829 --> 00:04:19.829
آنها را رها کن عمر

00:04:19.829 --> 00:04:23.829
شاید آنچه را که شما را خشنود می کند، به خواست خدا از آنها ببینید

00:04:23.829 --> 00:04:26.899
سپس روزها گذشت

00:04:26.899 --> 00:04:28.899
عهدنامه حدیبیه بود

00:04:28.899 --> 00:04:31.899
پس قریش سهیل بن عمر را فرستاد

00:04:31.899 --> 00:04:34.899
به نمایندگی از او در انعقاد مصالحه

00:04:34.899 --> 00:04:37.899
رسول خدا صلی الله علیه و آله از او پذیرایی کرد

00:04:37.899 --> 00:04:39.899
جمعی از یارانش را همراه داشت

00:04:39.899 --> 00:04:42.899
از جمله پسرش عبدالله بن سهیل است

00:04:42.899 --> 00:04:46.089
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بگذار

00:04:46.089 --> 00:04:49.089
درود بر علی بن ابی طالب برای نوشتن عقد

00:04:49.089 --> 00:04:52.089
شروع کرد به دیکته کردن و گفت:

00:04:52.089 --> 00:04:55.089
بنویس بسم الله الرحمن الرحیم

00:04:55.089 --> 00:04:59.089
سهیل گفت: ما این را نمی دانیم

00:04:59.089 --> 00:05:02.089
اما خدایا با نامت بنویس

00:05:02.089 --> 00:05:06.149
پیامبر صلی الله علیه و آله به علی فرمود

00:05:06.149 --> 00:05:09.149
خدایا به نام خودت بنویس

00:05:09.149 --> 00:05:15.149
سپس فرمود: بنویس: این همان چیزی است که محمد رسول خدا بر آن توافق کرده است.

00:05:15.149 --> 00:05:17.149
سهیل گفت

00:05:17.149 --> 00:05:21.149
اگر شاهد بودیم که تو رسول خدا هستی، با تو نمی جنگیدیم

00:05:21.149 --> 00:05:24.180
اما اسم خودت و پدرت را بنویس

00:05:24.180 --> 00:05:27.180
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:05:27.180 --> 00:05:31.180
به خدا سوگند من رسول خدا هستم هر چند مرا انکار کنید

00:05:31.180 --> 00:05:34.180
محمد بن عبدالله را بنویس

00:05:34.180 --> 00:05:36.180
سپس قرارداد را کامل کنید

00:05:36.180 --> 00:05:39.180
سهیل بن عمر سربلند برگشت

00:05:39.180 --> 00:05:44.180
زیرا گمان می کرد قومش بر محمد پیروز شده است

00:05:44.180 --> 00:05:48.180
بعد دوباره روزها گذشت

00:05:48.180 --> 00:05:53.180
و سپس قریش شکست سختی را بدون جنگ متحمل شدند

00:05:53.180 --> 00:05:58.180
و هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به عنوان فاتح وارد مکه شد.

00:05:58.180 --> 00:06:02.180
و چون منادى ندا دهد اى اهل مكه

00:06:02.180 --> 00:06:05.180
هر که وارد خانه اش شود در امان است

00:06:05.180 --> 00:06:08.180
هر کس وارد مسجدالحرام شود در امان است

00:06:08.180 --> 00:06:12.180
هر کس وارد خانه ابوسفیان شود در امان است

00:06:12.180 --> 00:06:15.250
به محض شنیدن صدای سهیلنی

00:06:15.250 --> 00:06:18.250
تا اینکه وحشت در دلش رخنه کرد

00:06:18.250 --> 00:06:22.250
در خانه اش را بست و به دستش افتاد

00:06:22.250 --> 00:06:25.250
اجازه دهید صحبت را به سهیل بن عمر بسپاریم

00:06:25.250 --> 00:06:29.250
تا از این لحظات سرنوشت ساز زندگی اش برایمان بگوید

00:06:29.250 --> 00:06:31.250
سهیل گفت

00:06:31.250 --> 00:06:35.250
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مکه شد

00:06:35.250 --> 00:06:39.250
او وارد خانه من شد و در را قفل کرد

00:06:39.250 --> 00:06:42.250
فرستادم دنبال پسرم عبدالله

00:06:42.250 --> 00:06:45.250
از دیدن چشماش خجالت میکشم

00:06:45.250 --> 00:06:49.250
زمانی که وقتم را صرف شکنجه او به خاطر اسلام آوردن کرده بودم

00:06:49.250 --> 00:06:51.279
وقتی او وارد من شد

00:06:51.279 --> 00:06:55.279
گفتم از محمد همسایه بخواه

00:06:55.279 --> 00:06:58.279
زیرا من از کشته شدن در امان نیستم

00:06:58.279 --> 00:07:02.279
پس عبدالله نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت

00:07:02.279 --> 00:07:07.279
پدرم گفت: ای رسول خدا به او ایمان داری؟ فدای تو بشم

00:07:07.279 --> 00:07:09.279
گفت بله

00:07:09.279 --> 00:07:11.279
او به امنیت خدا اعتقاد داشت

00:07:11.279 --> 00:07:13.279
بگذارید ظاهر شود

00:07:13.279 --> 00:07:16.279
سپس رو به دوستانش کرد و گفت

00:07:16.279 --> 00:07:18.279
کدام یک از شما با سهیل آشنا شد؟

00:07:18.279 --> 00:07:20.279
بد نیست با او آشنا شویم

00:07:20.279 --> 00:07:23.279
به جان من، سهیلا شعور و شرافت دارد

00:07:23.279 --> 00:07:26.279
هیچ کس مثل سهیل نیست که از اسلام بی خبر باشد

00:07:26.279 --> 00:07:29.279
اما مقدر بود و شد

00:07:29.279 --> 00:07:33.470
سهیل بن عمر بعداً مسلمان شد

00:07:33.470 --> 00:07:35.470
او صاحب قلب و ذهنش بود

00:07:36.470 --> 00:07:39.470
من پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را دوست دارم

00:07:39.470 --> 00:07:43.470
عشقی برای سویدا عزیزتر از دلش

00:07:43.470 --> 00:07:46.470
دوست رضی الله عنه گفت

00:07:46.470 --> 00:07:50.470
در حجة الوداع به سهیل بن عمر نگاه کردم

00:07:50.470 --> 00:07:54.470
ایستادن در دستان رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:07:54.470 --> 00:07:57.470
جسد را به او پیشنهاد می کند

00:07:57.470 --> 00:08:00.470
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:08:00.470 --> 00:08:02.470
با دست سخاوتمندش ذبح می کند

00:08:02.470 --> 00:08:06.470
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله آرایشگر را صدا زد

00:08:06.470 --> 00:08:08.470
پس سرش را تراشید

00:08:08.470 --> 00:08:10.470
پس به سهیل نگاه کردم

00:08:10.470 --> 00:08:14.470
یک مو از موی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می چیند

00:08:14.470 --> 00:08:17.470
و آن را روی چشمانم می گذارد

00:08:17.470 --> 00:08:19.470
پس یاد روز حدیبیه افتادم

00:08:19.470 --> 00:08:23.470
چگونه از نوشتن این که محمد رسول الله است خودداری کرد؟

00:08:23.470 --> 00:08:26.470
خدا را شکر کردم که او را هدایت کرد

00:08:26.470 --> 00:08:30.660
سهیل از زمانی که به اسلام گروید، خود را وقف انجام کارهایی کرد که او را به خدا نزدیکتر می کرد

00:08:30.660 --> 00:08:32.659
و در نهایت به نفع اوست

00:08:32.659 --> 00:08:35.730
در میان کسانی که بعد از فتح اسلام آوردند، کسی نبود

00:08:35.730 --> 00:08:39.730
چه کسی از او نماز و روزه و زکات بیشتری دارد؟

00:08:39.730 --> 00:08:44.730
نه نرمی دل است و نه گریه زیاد از ترس خدا

00:08:44.730 --> 00:08:48.860
سپس هر روز به معاذ بن جبل رفت

00:08:48.860 --> 00:08:51.860
تا اینکه چیزی از قرآن برایش بخواند

00:08:51.860 --> 00:08:54.860
درار بن خطاب به او گفت

00:08:54.860 --> 00:08:56.860
ای ابوزید!

00:08:56.860 --> 00:09:00.860
این خزرجی را بیاور تا برایت قرآن بخواند

00:09:00.860 --> 00:09:04.860
آیا به مردی از قوم خود از قریش پناه برده ای؟

00:09:04.860 --> 00:09:07.860
گفت ای دیرار

00:09:07.860 --> 00:09:11.860
آنچه شما می گویید یادگار جهل است

00:09:11.860 --> 00:09:14.860
اوست که همان کاری را کرد که با ما کرد

00:09:14.860 --> 00:09:17.860
تا اینکه او بر همه چیزهای خوب از ما پیشی گرفت

00:09:17.860 --> 00:09:21.860
اسلام تعصب جاهلیت را از ما دور کرده است

00:09:21.860 --> 00:09:24.860
او افرادی را پرورش داد که هیچ اشاره ای نداشتند

00:09:24.860 --> 00:09:28.860
ای کاش با آنها بودیم و همانطور که آنها پیش رفتند، پیش می رفتیم

00:09:28.860 --> 00:09:33.139
سهیل بن عمر همچنان شکر پیشینیان خود را احساس می کرد

00:09:33.139 --> 00:09:36.139
به اسلام بر او و امثال او باد

00:09:36.139 --> 00:09:39.139
او متوجه تفاوت او و آنها می شود

00:09:39.139 --> 00:09:43.139
روزی به درگاه عمر بن الخطاب آمد

00:09:43.139 --> 00:09:46.139
او و حارث بن هشام

00:09:46.139 --> 00:09:49.139
و ابوسفیان بن حرب

00:09:49.139 --> 00:09:52.139
عمار بن یاسر با آنان حضور یافت

00:09:52.139 --> 00:09:55.139
مردانی که به قبلی ها وفادارند

00:09:55.139 --> 00:09:58.139
اذان عمر آمد و گفت

00:09:58.139 --> 00:10:01.139
عمار وارد شود و صهیب وارد شود

00:10:01.139 --> 00:10:04.179
پس مردم قریش به یکدیگر نگاه کردند

00:10:04.179 --> 00:10:07.179
به برخی افراد عصبانی

00:10:07.179 --> 00:10:11.179
سپس شخصی گفت: ما تا به امروز تو را ندیده ایم.

00:10:11.179 --> 00:10:14.179
عمر به این افراد اجازه می دهد

00:10:14.179 --> 00:10:17.179
وقتی در خانه او هستیم، او به ما توجهی نمی کند

00:10:17.179 --> 00:10:20.179
سهیل گفت: اگر عصبانی هستی.

00:10:20.179 --> 00:10:23.179
پس با خودت قهر کن

00:10:23.179 --> 00:10:26.179
مردم را رها کنید و ما را دعوت کنید

00:10:26.179 --> 00:10:29.179
بنابراین آنها عجله کردند و ما سرعت خود را کم کردیم

00:10:29.179 --> 00:10:32.179
پس اگر روز قیامت ما را به بهشت بخوانند و رها کنند، چطور؟

00:10:32.179 --> 00:10:35.179
اما قسم می خورم

00:10:35.179 --> 00:10:38.179
آنها به فضیلتی که نمی بینید بر شما پیشی گرفتند

00:10:38.179 --> 00:10:41.179
بزرگتر از این دری که بر سر آن رقابت می کنید

00:10:41.179 --> 00:10:44.179
بعد گفت اینها

00:10:44.179 --> 00:10:47.179
در آنچه بر شما سبقت داشتند، پیشی گرفتند

00:10:47.179 --> 00:10:50.179
به خدا سوگند هیچ راهی برای جبران آنچه از دست رفته نیست

00:10:50.179 --> 00:10:53.179
مگر از راه جهاد و شهادت

00:10:53.179 --> 00:10:56.179
بعد لباسش را در آورد و بلند شد

00:10:56.179 --> 00:10:59.500
آن زمان جنگ هایی در جریان بود

00:10:59.500 --> 00:11:02.500
در مرزهای شام بین مسلمانان و رومیان

00:11:02.500 --> 00:11:05.500
پس سهیل بن عمر پسرانش را جمع کرد

00:11:05.500 --> 00:11:08.500
و همسران و نوه هایش

00:11:08.500 --> 00:11:11.500
او آنها را به شام هدایت کرد تا با آنها پیوند برقرار کند

00:11:11.500 --> 00:11:14.500
برای رضای خدا به همراهانش گفت

00:11:15.500 --> 00:11:18.500
به خدا من جایگاهی را که نزد مشرکان گرفتم رها نمی کنم

00:11:18.500 --> 00:11:21.500
مگر اینکه در کنار مسلمانانی مثل او بایستید

00:11:21.500 --> 00:11:24.500
و هیچ خرجی با مشرکان خرج نکردم

00:11:24.500 --> 00:11:27.529
جز اینکه من همون هزینه کردم

00:11:27.529 --> 00:11:30.529
به خدا قسم به خاطر خدا با هم رشد می کنم

00:11:30.529 --> 00:11:33.529
تا اینکه شهیدی را می کشم

00:11:33.529 --> 00:11:36.690
یا در مکه بیگانه بمیرم

00:11:36.690 --> 00:11:39.909
سهیل بن عمر به سوگند خود وفا کرد

00:11:39.909 --> 00:11:42.909
با مسلمانان یرموک شهادت داد

00:11:42.909 --> 00:11:45.909
و به امتحان مؤمنان واقعی مبتلا شد

00:11:45.909 --> 00:11:48.909
سپس او هنوز از جنگ حرکت کرد

00:11:48.909 --> 00:11:51.909
به دیگری تا اینکه به دمشق رسید

00:11:51.909 --> 00:11:54.909
طاعون Emmaus

00:11:54.909 --> 00:11:57.909
پس سهیل در آنجا درگذشت

00:11:57.909 --> 00:12:00.909
و همه فرزندان و بستگانش با او هستند

00:12:00.909 --> 00:12:03.909
خداوند از سهیل بن عمر راضی باشد

00:12:03.909 --> 00:12:06.909
آن را با انبیا و شهدا نوشته است

00:12:06.909 --> 00:12:12.309
و آن ها همراهان خوبی هستند

00:12:16.440 --> 00:12:19.440
الامری گفت که این برای او آسان است

00:12:19.440 --> 00:12:22.440
عقل و شرف

00:12:22.440 --> 00:12:25.700
هیچ کس مثل سهیل نیست که از اسلام بی خبر باشد

00:12:25.700 --> 00:12:28.700
محمد رسول خداست
