توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من از اصحاب بزرگ و از بزرگواران انصار هستم من استاد خزرج هستم او به شجاعت و سخاوتش مشهور بود من یکی از 12 قبیله بیعت عقبه بودم من در تمام فتوحات با پیامبر صلی الله علیه و آله جنگیدم من پولم را در خدمت اسلام و مسلمین گذاشتم او همچنین به حسادت شدیدش معروف بود من هرگز با زنی ازدواج نکرده ام مگر اینکه باکره باشد من تا به حال زنی را طلاق نداده ام یک نفر جرات کرد با او ازدواج کند در جریان جنگ حنین و هنگامی که مسلمانان آن را پیروز تمام کنند رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت غنائم آن را بین مسلمانان تقسیم می کند و او شروع به بخشش قلب خود به کسانی کرد که عاشق بودند آن بزرگواران هستند کسانی که به تازگی از اهل مکه وارد اسلام شده اند به مهاجران فقیر هم می داد به قوم من انصار نداد برخی از غنایم این تهاجم شنیدم که مردمم درباره این موضوع زمزمه می کردند از اینکه رسول خدا به آنها بی اعتنایی کرد ناراحت بودند پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم و گفتم یا رسول الله این محله از انصار است آنها شما را در درون خود یافته اند با این هزار نفر که گرفتارش شدی چه کردی؟ در میان قوم تو سوگند هدایای بزرگی به قبایل عرب داده شد هیچ یک از انصار در این محله نبودند رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود در این مورد کجا هستید؟ سرمو انداختم پایین و گفتم من فقط یکی از قوم خود هستم ای رسول خدا ایشان رضی الله عنه فرمودند پس افرادت را برای من جمع کن هیچ کس دیگری با آنها وارد نمی شود پس قوم خود انصار را جمع کردم و رسول خدا صلی الله علیه و آله را آگاه ساختم آنگاه او رضی الله عنه نزد ما آمد و او در حال لبخند زدن است گفت: ای انصار! چه مقاله ای در مورد شما شنیدم؟ فهمیدم تو خودت پیداش کردی آیا من به سوی شما گمراه نشدم، پس خداوند شما را هدایت کرد؟ و تو فقیری، پس خداوند تو را بی نیاز کند و دشمنان، پس خداوند دلهای شما را محشور سازد پس گفتیم با ما خدا و رسولش امن تر و بهترند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند ای انصار جواب من را نمی دهی؟ گفتیم ای رسول خدا چه کسی تو را آورد؟ برای خدا و رسولش صلوات و برکات است رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند به خدا اگر می خواستی می گفتی پس ایمان آوردی و ایمان آوردی تو با دروغ نزد ما آمدی، پس ما تو را باور کردیم و شما ناامید شدید، بنابراین ما به شما کمک کردیم و خانواده فسینک و ما به عنوان یک فراری تو را گرفتیم ای جماعت انصار، آن را در درون خود یافته اید در پرتو جهان گروهی را جمع کردم تا اسلام بیاورند من تو را به اسلام منصوب کردم ای انصار راضی نیستی؟ برای اینکه مردم با گوسفند و شتر بروند و تو ای رسول خدا به جای خود بازگرد سوگند به کسی که جان من در دست اوست بدون مهاجرت اما از انصار می دیدی حتی اگر مردم مثل مردم رفتار کنند من از قوم انصار پیروی می کردم خداوند انصار را بیامرزد و فرزندان انصار و فرزندان پسران انصار تا گلویمان خیس شد گریه کردیم و همه گفتیم ما به رسول خدا قسم و سهم راضی بودیم ما به رسول خدا قسم و سهم راضی بودیم خداوند مسلمانان را حفظ کند روح ما قرین رحمت شد ما جایگاه خود را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می دانستیم من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله