توقف کنید با صحابه و علما و علما آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من از اصحاب انصار و اولین کسی هستم که اسلام آوردم من با پیامبر صلی الله علیه و آله بدر و احد را شاهد بودم او در روز بیر مائونه سال چهارم هجری کشته شد مردم نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و به او گفتند با ما مردانی بفرست که به ما قرآن و سنت بیاموزند پس پیامبر صلی الله علیه و آله هفتاد نفر از انصار را با آنان فرستاد به آنها خواننده می گویند و من یکی از آنها بودم جایی که شب ها قرآن می خواندیم و مطالعه می کردیم روزها آب می آوریم و در مسجد می گذاریم هیزم جمع آوری می کنیم و هیزم می فروشیم با آن برای اهل صوفیه و برای فقرا غذا می خریم رسول خدا صلی الله علیه و آله برای من نامه ای به دشمن خدا و رسولش فرستاد. عامر بن الطفیل سید بنی عامر بن صععاء از حواز وقتی به بیر ماونه رفتیم نامه ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله به عامر بن الطفیل تقدیم کردم. وقتی کتاب را گرفت به آن نگاه نکرد به یکی از آنها اشاره کرد او خیانتکارانه با نیزه از پشت به من خنجر زد تا اینکه نیزه از بدنم بیرون رفت پس خون را در دست گرفتم و همانطور که گفتم به سر و صورتم پاشیدم من به پروردگار کعبه پیروز شدم در مورد دوستانم بن سلیم آنها را محاصره کرد آنها با آنها جنگیدند تا اینکه همه آنها را کشتند به جز مردی که با گلوله خون رفت در روز خندق زندگی کرد و به شهادت رسید من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند آنها ما را درک می کنند و یادشان بلند است رفتند و از من سؤال کردند آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند و دنیای رویاها برایشان زیبا شد