1 00:00:00,850 --> 00:00:03,850 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,850 --> 00:00:09,300 زندگی پیشینیان بین گفتار و کردار 3 00:00:09,300 --> 00:00:14,539 احوال پیشینیان به هنگام مرگ 4 00:00:14,539 --> 00:00:19,359 داستان ها و اخبار 5 00:00:19,359 --> 00:00:22,359 زمانی که ابوبکر رضی الله عنه در حال مرگ بود 6 00:00:22,359 --> 00:00:25,359 عایشه رضی الله عنها آمد 7 00:00:25,359 --> 00:00:27,359 بنابراین من از این خانه تقلید کردم 8 00:00:27,359 --> 00:00:30,780 که هنوز اشک هایش پنهان است 9 00:00:30,780 --> 00:00:34,780 باید یکبار شسته شود 10 00:00:34,780 --> 00:00:37,939 ابوبکر رضی الله عنه گفت 11 00:00:37,939 --> 00:00:41,939 همانا سرمستی مرگ به حق رسید 12 00:00:41,939 --> 00:00:45,939 این همان چیزی است که شما از آن منحرف می شدید 13 00:00:45,939 --> 00:00:49,420 از ابن عمر رضی الله عنه آنچه گفت 14 00:00:49,420 --> 00:00:53,420 سر عمر رضی الله عنه بر ران من بود 15 00:00:53,420 --> 00:00:56,420 در طول بیماری که در آن درگذشت 16 00:00:56,420 --> 00:00:59,420 گفت سرم را روی زمین بگذار 17 00:00:59,420 --> 00:01:02,579 گفت پس گفتم 18 00:01:02,579 --> 00:01:06,579 چه ربطی بهش داری، روی ران من بود یا روی زمین؟ 19 00:01:06,579 --> 00:01:09,609 گفت بگذار روی زمین 20 00:01:09,609 --> 00:01:12,609 گفت پس او را روی زمین گذاشتم 21 00:01:12,609 --> 00:01:16,700 گفت: وای بر من، وای بر مادرم 22 00:01:16,700 --> 00:01:19,959 اگر پروردگارم مرا نبخشد 23 00:01:19,959 --> 00:01:22,959 و پیامبر صلی الله علیه و آله مبعوث شد 24 00:01:22,959 --> 00:01:25,959 هفتاد قاری به بنی عامر 25 00:01:25,959 --> 00:01:27,959 وقتی آمدند 26 00:01:27,959 --> 00:01:30,959 حرام بن میلهان رضی الله عنه به آنها گفت 27 00:01:30,959 --> 00:01:32,959 من شما را معرفی می کنم 28 00:01:32,959 --> 00:01:38,959 اگر بخواهند آنها را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آگاه کنم 29 00:01:38,959 --> 00:01:41,959 وگرنه به من نزدیک بودی 30 00:01:41,959 --> 00:01:44,959 پس جلو آمد و او را امن کردند 31 00:01:44,959 --> 00:01:48,959 در حالی که برایشان از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می گفت 32 00:01:48,959 --> 00:01:51,959 به مردی در میانشان اشاره کردند 33 00:01:51,959 --> 00:01:54,959 پس او را با چاقو زد و اعدام کرد 34 00:01:54,959 --> 00:01:56,959 با خون اینجوری گفت 35 00:01:56,959 --> 00:01:59,959 پس آن را بر سر و صورتش پاشید 36 00:01:59,959 --> 00:02:01,959 سپس گفت 37 00:02:01,959 --> 00:02:06,340 خدا بزرگ است، من پیروزم، پروردگار کعبه 38 00:02:06,340 --> 00:02:11,340 عن زیاد موکل ابن عباس رضی الله عنه آنچه گفت 39 00:02:11,340 --> 00:02:15,340 شخصی که حذیفه بن الیمان رضی الله عنه را زیارت کرده بود به من گفت. 40 00:02:15,340 --> 00:02:18,340 در طول بیماری که در آن درگذشت 41 00:02:18,340 --> 00:02:19,379 و او گفت 42 00:02:19,379 --> 00:02:24,379 اگر این روز را آخرین روز دنیا نمی دیدم 43 00:02:24,379 --> 00:02:27,379 و روز اول آخرت 44 00:02:27,379 --> 00:02:29,379 من آن را صحبت نکردم 45 00:02:29,379 --> 00:02:34,500 خدایا تو می دانی که من فقر را به ثروت ترجیح می دادم 46 00:02:34,500 --> 00:02:37,500 او تحقیر را بر غرور ترجیح می دهد 47 00:02:37,500 --> 00:02:40,500 من مرگ را بر زندگی ترجیح می دهم 48 00:02:40,500 --> 00:02:43,539 حبیب به سود او آمد 49 00:02:43,539 --> 00:02:45,539 من از پشیمانی موفق نمی شوم 50 00:02:45,539 --> 00:02:48,539 سپس درگذشت، رحمت الله علیه 51 00:02:48,539 --> 00:02:51,860 از سلام بن بشیر بن حجال می‌گوید: 52 00:02:51,860 --> 00:02:55,860 ابوهریره رضی الله عنه در هنگام بیماری گریه کرد 53 00:02:55,860 --> 00:02:57,860 پس به او گفته شد 54 00:02:57,860 --> 00:03:00,860 چه چیزی تو را به گریه می اندازد ابوهریره؟ 55 00:03:00,860 --> 00:03:01,860 او گفت 56 00:03:01,860 --> 00:03:05,860 اما من برای این دنیای شما گریه نمی کنم 57 00:03:05,860 --> 00:03:10,860 اما به خاطر سفر طولانی و کمبود غذا گریه می کنم 58 00:03:10,860 --> 00:03:15,860 من در حال ظهور و فرود در بهشت و جهنم هستم 59 00:03:15,860 --> 00:03:20,270 نمی دانم کدام یک از آنها مرا دنبال می کند 60 00:03:20,270 --> 00:03:23,270 زمانی که ابودرداء رضی الله عنه در حال مرگ بود 61 00:03:23,270 --> 00:03:25,270 بگو 62 00:03:25,270 --> 00:03:28,270 چه کسی در چنین روزی اینگونه کار می کند؟ 63 00:03:28,270 --> 00:03:32,620 چه کسی برای من اینطور کار می کند؟ 64 00:03:32,620 --> 00:03:38,620 ابوموسی اشعری رضی الله عنه قبل از مرگش بسیار زحمت کشید 65 00:03:38,620 --> 00:03:40,620 پس به او گفته شد 66 00:03:40,620 --> 00:03:43,620 اگر خودت را بگیری و راحت بگیری 67 00:03:43,620 --> 00:03:44,620 او گفت 68 00:03:44,620 --> 00:03:48,620 اگر اسب ها اعزام شوند به سر کورس خود نزدیک می شوند 69 00:03:48,620 --> 00:03:51,620 هر چه داشت بیرون آورد 70 00:03:51,620 --> 00:03:54,620 که کمتر از این برایم باقی گذاشت 71 00:03:54,620 --> 00:03:59,069 هنگامی که معاویه رضی الله عنه در مرگ او حاضر شد 72 00:03:59,069 --> 00:04:02,069 آنها آن را در قصر اجرا کردند 73 00:04:02,069 --> 00:04:03,069 و او گفت 74 00:04:03,069 --> 00:04:05,069 آیا به سبز رسیده ایم؟ 75 00:04:05,069 --> 00:04:08,069 دخترش راملا فریاد زد 76 00:04:08,069 --> 00:04:09,069 و او گفت 77 00:04:09,069 --> 00:04:11,069 من سر شما فریاد نمی زنم 78 00:04:11,069 --> 00:04:12,199 او گفت 79 00:04:12,199 --> 00:04:15,199 ما شما را سبز می کنیم 80 00:04:15,199 --> 00:04:18,199 او می گوید هنوز به سبز رسیده ای؟ 81 00:04:18,199 --> 00:04:19,230 و او گفت 82 00:04:19,230 --> 00:04:23,230 اگر ذهن پدرت مجرد باشد، همیشه مورد احترام خواهد بود 83 00:04:24,230 --> 00:04:27,649 چون مرگ بر او نازل شد گفت: 84 00:04:27,649 --> 00:04:31,649 ای کاش مردی از قریش در ذوی بودم 85 00:04:31,649 --> 00:04:35,649 و من از این موضوع چیزی نگرفتم 86 00:04:35,649 --> 00:04:41,100 بلال رضی الله عنه گفت وقتی مرگش فرا رسید 87 00:04:41,100 --> 00:04:43,100 فردا با عزیزانمان ملاقات خواهیم کرد 88 00:04:43,100 --> 00:04:45,100 محمد و حزبش 89 00:04:45,100 --> 00:04:47,100 همسرش می گوید 90 00:04:47,100 --> 00:04:49,100 عجب! 91 00:04:49,100 --> 00:04:50,100 او می گوید 92 00:04:50,100 --> 00:04:52,579 اوه شادی او 93 00:04:52,579 --> 00:04:56,579 سلمان فارسی رضی الله عنه بر مرگ گریه کرد 94 00:04:56,579 --> 00:04:59,639 گفته شد: چه چیزی تو را به گریه می آورد؟ 95 00:04:59,639 --> 00:05:00,639 او گفت 96 00:05:00,639 --> 00:05:03,639 از دلتنگی تو گریه نمی کنم 97 00:05:03,639 --> 00:05:05,639 بدون ترس از مرگ 98 00:05:05,639 --> 00:05:09,639 اما عدم زادی و بعد از معاذ 99 00:05:09,639 --> 00:05:13,019 انس بن سیرین گفت 100 00:05:13,019 --> 00:05:18,019 انس بن مالک رضی الله عنه شاهد مرگ او بود 101 00:05:18,019 --> 00:05:20,019 پس شروع کرد به گفتن 102 00:05:20,019 --> 00:05:23,019 به من یاد دادند که خدایی جز خدا نیست 103 00:05:23,019 --> 00:05:27,500 به گفتنش ادامه داد تا اینکه مرد 104 00:05:27,500 --> 00:05:31,500 ابراهیم النخعی رحمه الله هنگام مرگ گریه کرد 105 00:05:31,500 --> 00:05:34,500 به او گفتند: چه چیزی تو را به گریه می‌اندازد؟ 106 00:05:34,500 --> 00:05:35,500 او گفت 107 00:05:35,500 --> 00:05:41,949 من منتظر رسولی از طرف خدا هستم که مرا به بهشت یا جهنم مژده دهد 108 00:05:41,949 --> 00:05:46,949 هنگامی که عبدالرحمن بن الاسود در حال مرگ بود، رحمه الله گریه کرد. 109 00:05:46,949 --> 00:05:49,980 به او گفتند: چه چیزی تو را به گریه می‌اندازد؟ 110 00:05:49,980 --> 00:05:50,980 او گفت 111 00:05:50,980 --> 00:05:53,980 با عرض پوزش از روزه و نماز 112 00:05:53,980 --> 00:05:58,139 تا زمان مرگش به تلاوت قرآن ادامه داد 113 00:05:58,139 --> 00:06:02,139 وفات با حضور مرد عادل رحمه الله برگزار شد 114 00:06:02,139 --> 00:06:03,139 گریه کرد 115 00:06:03,139 --> 00:06:04,139 پس به او گفته شد 116 00:06:04,139 --> 00:06:06,139 علامت باکی 117 00:06:06,139 --> 00:06:10,139 این دنیایی است که شما می شناسید 118 00:06:10,139 --> 00:06:11,139 و او گفت 119 00:06:11,139 --> 00:06:14,139 من مجبور نیستم گریه کنم 120 00:06:14,139 --> 00:06:19,589 اما به خدا سوگند از جدایی مرد و اجتماعات خانواده اش گریه می کنم. 121 00:06:19,589 --> 00:06:24,589 هنگامی که عامر بن عبدالله در حال مرگ بود، رحمه الله گریه کرد 122 00:06:24,589 --> 00:06:26,589 گفته شد: چه چیزی تو را به گریه می آورد؟ 123 00:06:26,589 --> 00:06:27,589 او گفت 124 00:06:27,589 --> 00:06:32,589 من از ترس مرگ و یا از نگرانی دنیا گریه نمی کنم 125 00:06:32,589 --> 00:06:39,879 اما من برای ساعات گرگ و میش و شب های زمستان گریه می کنم 126 00:06:39,879 --> 00:06:43,879 ابن عون رحمه الله هنگام مرگ می گفت: 127 00:06:43,879 --> 00:06:45,879 سال سال 128 00:06:45,879 --> 00:06:47,879 و مراقب نوآوری ها باشید 129 00:06:47,879 --> 00:06:49,879 تا اینکه فوت کرد 130 00:06:49,879 --> 00:06:55,170 از محمد بن ثابت البنانی رحمه الله می فرماید: 131 00:06:55,170 --> 00:06:58,170 وقتی پدرم فوت کرد برای آموزش رفتم 132 00:06:58,170 --> 00:06:59,170 و او گفت 133 00:06:59,170 --> 00:07:02,170 پسرم تنهام بذار 134 00:07:02,170 --> 00:07:05,170 من در رز هفتم هستم 135 00:07:05,170 --> 00:07:08,170 انگار دارد می خواند و روحش می رود 136 00:07:08,170 --> 00:07:12,459 مرگ بر مردی از شهر آمد 137 00:07:12,459 --> 00:07:13,459 او نگران شد 138 00:07:13,459 --> 00:07:16,459 به او گفتند: می ترسی؟ 139 00:07:16,459 --> 00:07:17,459 و او گفت 140 00:07:17,459 --> 00:07:19,459 چرا من نگران نیستم؟ 141 00:07:19,459 --> 00:07:25,459 به خدا سوگند اگر فرستاده والى مدينه نزد من بيايد، از آن وحشت مى‏كنم. 142 00:07:25,459 --> 00:07:29,870 پس رسول رب العالمین چطور؟ 143 00:07:29,870 --> 00:07:34,870 چون مرگ فرا رسید، شیخ الکسانی رحمه الله 144 00:07:34,870 --> 00:07:37,870 شروع به خواندن سوره ابراهیم کرد 145 00:07:37,870 --> 00:07:40,870 تا اینکه با فرموده ی حق تعالی تمام شد 146 00:07:40,870 --> 00:07:47,870 خداوند مؤمنان را در دنیا و آخرت با قول محکم تقویت می کند 147 00:07:47,870 --> 00:07:53,870 پس روحش پس از پایان سخن و در آخرت رفت 148 00:07:53,870 --> 00:08:00,500 یک زندگی صلح آمیز بین حرف و عمل