1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,000 --> 00:00:06,419 انجمن مواضع 3 00:00:06,419 --> 00:00:13,560 ده بهشت موعود جلو آمدند 4 00:00:13,560 --> 00:00:17,660 عثمان بن عفان رضی الله عنه 5 00:00:17,660 --> 00:00:22,660 عشق به اصحاب و خویشاوندی، سنتون 6 00:00:22,660 --> 00:00:27,660 پروردگارم آن را به من داده است اگر به من حیات بخشد 7 00:00:27,660 --> 00:00:30,660 عشق به صحابه و خویشاوندی 8 00:00:30,660 --> 00:00:34,659 ابوموسی اشعری رضی الله عنه در خانه خود از دنیا رفت 9 00:00:34,659 --> 00:00:36,659 بعد اومد بیرون و گفت 10 00:00:36,659 --> 00:00:40,659 برای زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 11 00:00:40,659 --> 00:00:43,659 و من امروز با او خواهم بود 12 00:00:43,659 --> 00:00:47,659 سپس در حالی که بر چاه آرس نشسته بود نزد او آمد 13 00:00:47,659 --> 00:00:51,659 پاهایش را باز کرد و در چاه فرود آورد 14 00:00:51,659 --> 00:00:52,659 پس سلام کرد 15 00:00:52,659 --> 00:00:55,659 بعد رفت و دم در نشست 16 00:00:55,659 --> 00:00:56,659 و او گفت 17 00:00:56,659 --> 00:01:01,659 من امروز دربان رسول خدا صلی الله علیه و آله خواهم بود 18 00:01:01,659 --> 00:01:04,689 سپس مردی آمد و خواست که در را باز کنند 19 00:01:04,689 --> 00:01:08,689 پیامبر صلی الله علیه و آله به ابوموسی فرمود 20 00:01:08,689 --> 00:01:11,689 به روی او بگشا و او را به بهشت مژده ده 21 00:01:11,689 --> 00:01:13,689 پس برای او باز شد 22 00:01:13,689 --> 00:01:15,689 پس ابوبکر 23 00:01:15,689 --> 00:01:19,689 پس او را به آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند مژده ده 24 00:01:19,689 --> 00:01:21,689 پس خدا را شکر 25 00:01:21,689 --> 00:01:26,689 سپس وارد شد و در سمت راست رسول خدا صلی الله علیه و آله نشست 26 00:01:26,689 --> 00:01:29,849 پاهایش را در چاه آویزان کرد 27 00:01:29,849 --> 00:01:32,849 سپس مردی آمد و خواست که در را باز کنند 28 00:01:32,849 --> 00:01:35,849 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 29 00:01:35,849 --> 00:01:38,849 به روی او بگشا و او را به بهشت مژده ده 30 00:01:38,849 --> 00:01:40,849 پس برای او باز شد 31 00:01:40,849 --> 00:01:42,849 پس عمر است 32 00:01:42,849 --> 00:01:47,849 پس ابوموسی آنچه را که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند به او گفت 33 00:01:47,849 --> 00:01:48,849 پس خدا را شکر 34 00:01:48,849 --> 00:01:53,849 سپس وارد شد و در سمت چپ رسول خدا صلی الله علیه و آله نشست 35 00:01:53,849 --> 00:01:56,909 پاهایش را در چاه آویزان کرد 36 00:01:56,909 --> 00:01:58,909 سپس مردی باز شد 37 00:01:58,909 --> 00:02:01,909 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 38 00:02:01,909 --> 00:02:06,909 به روی او بگشا و با وجود مصیبتی که به او می رسد به بهشت بشارت ده 39 00:02:06,909 --> 00:02:08,909 پس برای او باز شد 40 00:02:08,909 --> 00:02:11,909 سپس عثمان رضی الله عنه 41 00:02:11,909 --> 00:02:15,909 پس به او بگو رسول خدا صلی الله علیه و آله چه فرمود 42 00:02:15,909 --> 00:02:17,909 پس خدا را شکر 43 00:02:17,909 --> 00:02:21,909 سپس خداوند مستعم فرمود 44 00:02:21,909 --> 00:02:25,909 سپس وارد شد و مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله نشست 45 00:02:25,909 --> 00:02:29,099 از آن طرف چاه 46 00:02:29,099 --> 00:02:33,550 او مکان آنها را به قبر آنها تعبیر کرد 47 00:02:33,550 --> 00:02:36,550 روزها می گذرد 48 00:02:36,550 --> 00:02:38,550 سالهای زیادی می گذرد 49 00:02:38,550 --> 00:02:43,550 سپس امیرالمؤمنین عثمان بن عفان رضی الله عنه می آید. 50 00:02:43,550 --> 00:02:45,550 به همان چاه 51 00:02:45,550 --> 00:02:48,550 شش سال از جانشینی او می گذرد 52 00:02:48,550 --> 00:02:51,550 روی لبه آن می نشیند 53 00:02:51,550 --> 00:02:55,550 در دست او خاتم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است 54 00:02:55,550 --> 00:03:02,550 آن انگشتری که تا زمان رحلت در دست پیامبر صلی الله علیه و آله بود 55 00:03:02,550 --> 00:03:06,550 سپس به دست ابوبکر رضی الله عنه بود 56 00:03:06,550 --> 00:03:09,550 سپس به دست عمر رضی الله عنه 57 00:03:09,550 --> 00:03:12,550 سپس به دست عثمان رضی الله عنه رسید 58 00:03:12,550 --> 00:03:17,550 عثمان انگشتر را از دستش برداشت و به فکر فرو رفت 59 00:03:17,550 --> 00:03:20,550 حلقه از دستش داخل چاه افتاد 60 00:03:20,550 --> 00:03:23,550 عثمان ترسید و به جستجوی او پرداخت 61 00:03:23,550 --> 00:03:25,550 و مسلمانان با او هستند 62 00:03:25,550 --> 00:03:29,550 جستجو در داخل چاه به مدت سه روز ادامه داشت 63 00:03:29,550 --> 00:03:32,550 حتی تمام آب چاه را بیرون آوردند 64 00:03:32,550 --> 00:03:34,550 حلقه را پیدا نکرد 65 00:03:34,550 --> 00:03:37,550 عثمان و مسلمانان از این امر متأثر شدند 66 00:03:37,550 --> 00:03:42,550 این تنها به دلیل ارزش بسیار زیاد این انگشتر در روح آنهاست 67 00:03:42,550 --> 00:03:45,550 امام نووی رحمه الله فرمودند 68 00:03:45,550 --> 00:03:47,550 و از وقتی که حلقه افتاد 69 00:03:47,550 --> 00:03:50,550 این کلمه در میان مسلمانان متفاوت است 70 00:03:50,550 --> 00:03:55,060 حلقه برای آنها مانند امنیت بود 71 00:03:55,060 --> 00:04:00,060 فتنه در سراسر کشور پهناور اسلامی برپا شد 72 00:04:00,060 --> 00:04:02,060 شاید یکی از دلایل این امر باشد 73 00:04:02,060 --> 00:04:06,060 عثمان رضی الله عنه خواب دید و پهلویش را نرم کرد 74 00:04:06,060 --> 00:04:08,060 و در عوض 75 00:04:08,060 --> 00:04:11,060 این تعصب پیش از اسلام بود 76 00:04:11,060 --> 00:04:14,060 برخی از قبایل به ریاست جمهوری طمع داشتند 77 00:04:14,060 --> 00:04:19,060 همچنین گسترش رفاه در بین مردم و گرایش آنان به تجمل گرایی 78 00:04:19,060 --> 00:04:25,060 که منجر به نسلی از جوانان مشتاق و بدون شناخت اروپا شد 79 00:04:25,060 --> 00:04:28,060 نباید از مهم ترین علل نزاع غافل شد 80 00:04:28,060 --> 00:04:30,060 نقش صبائیه است 81 00:04:30,060 --> 00:04:33,060 پیروان عبدالله بن سبعه یهودی 82 00:04:33,060 --> 00:04:38,060 شایعه پراکنی و توطئه علیه مسلمانان 83 00:04:38,060 --> 00:04:43,060 جایی که ابن سبعه و همراهانش در میان مردم عطر افشانی می کردند 84 00:04:43,060 --> 00:04:46,060 کسانی که ایمان ضعیفی دارند آن را تصرف می کنند 85 00:04:46,060 --> 00:04:49,060 و از امیرالمؤمنین انتقام می گیرند 86 00:04:49,060 --> 00:04:54,060 از جمله این است که مردی از مردم مصر برای ادای حج به مجلس آمد 87 00:04:54,060 --> 00:04:57,060 مردم را نشسته دید و گفت: 88 00:04:57,060 --> 00:04:59,060 از این افراد 89 00:04:59,060 --> 00:05:02,060 گفتند: اینها از قریش هستند 90 00:05:02,060 --> 00:05:05,060 گفت: شیخ در میان آنان کیست؟ 91 00:05:05,060 --> 00:05:08,060 گفتند عبدالله بن عمر 92 00:05:08,060 --> 00:05:10,060 گفت ای ابن عمر 93 00:05:10,060 --> 00:05:14,060 من در مورد چیزی از شما می پرسم، پس در مورد آن به من بگویید 94 00:05:14,060 --> 00:05:17,060 آیا می دانستی که عثمان در احد فرار کرد؟ 95 00:05:17,060 --> 00:05:19,060 گفت بله 96 00:05:19,060 --> 00:05:24,060 گفت: آیا می دانستی که او از بدر غایب است و شاهد آن نبوده است؟ 97 00:05:24,060 --> 00:05:26,060 گفت بله 98 00:05:26,060 --> 00:05:27,060 و او گفت 99 00:05:27,060 --> 00:05:32,060 آیا می دانستی که او در بیعت رضوان غایب بوده و شاهد آن نبوده است؟ 100 00:05:32,060 --> 00:05:34,060 گفت بله 101 00:05:34,060 --> 00:05:35,060 مرد گفت 102 00:05:35,060 --> 00:05:37,060 خدا بزرگ است 103 00:05:37,060 --> 00:05:39,160 ابن عمر گفت 104 00:05:39,160 --> 00:05:41,259 ایبل مال خودت بیا 105 00:05:41,259 --> 00:05:43,259 و اما فرار او در احد 106 00:05:43,259 --> 00:05:47,290 شهادت می دهم که خداوند او را بخشید و بخشید 107 00:05:47,290 --> 00:05:49,290 در مورد غیبت او از بدر 108 00:05:49,290 --> 00:05:54,290 زیر آن دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 109 00:05:54,290 --> 00:05:56,290 و او بیمار بود 110 00:05:56,290 --> 00:06:00,290 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 111 00:06:00,290 --> 00:06:04,290 شما ثواب مردی را خواهید داشت که شاهد بدر و تیر آن باشد 112 00:06:04,290 --> 00:06:07,290 و اما غیبت او از بیعت با الرضوان 113 00:06:07,290 --> 00:06:11,290 اگر کسی در دل مکه از عثمان عزیزتر بود 114 00:06:11,290 --> 00:06:13,290 تا او را به جای خود بفرستند 115 00:06:13,290 --> 00:06:18,290 بیعت با الرضوان پس از رفتن عثمان به مکه صورت گرفت 116 00:06:18,290 --> 00:06:22,290 رسول خدا صلی الله علیه و آله با دست راست فرمود 117 00:06:22,290 --> 00:06:25,290 این دست عثمان است 118 00:06:25,290 --> 00:06:28,290 از دست دیگرش زد و گفت 119 00:06:28,290 --> 00:06:30,290 این برای عثمان است 120 00:06:30,290 --> 00:06:32,290 ابن عمر به او گفت 121 00:06:32,290 --> 00:06:34,290 حالا با خودت ببر 122 00:06:34,290 --> 00:06:40,290 یکی از کارهایی که ما انجام می دهیم حمله به عثمان رضی الله عنه است 123 00:06:40,290 --> 00:06:44,290 پنج تن از بستگان خود را به عنوان والی ولایات منصوب کرد 124 00:06:44,290 --> 00:06:46,290 چه اشکالی دارد؟ 125 00:06:46,290 --> 00:06:51,290 مخصوصاً اگر صلاحیت، آگاه و عاقل باشند 126 00:06:51,290 --> 00:06:54,290 این را در ایام امارت خود ثابت کردند 127 00:06:54,290 --> 00:06:57,290 و او را به خاطر چیزهای دیگری سرزنش کردند 128 00:06:57,290 --> 00:07:01,290 انگیزه اش شور و هوس و هوس صبایی بود 129 00:07:01,290 --> 00:07:04,290 سپس اهل علم آن را به آنان برگرداندند 130 00:07:04,290 --> 00:07:10,990 مردم فتنه گر مصر به سوی شهر نبوی حرکت کردند 131 00:07:10,990 --> 00:07:15,990 دیدار امیرالمومنین عثمان بن عفان رضی الله عنه. 132 00:07:15,990 --> 00:07:18,990 وقتی مردم خبر رفتنشان را شنیدند 133 00:07:18,990 --> 00:07:21,990 نزد حذیفه بن الیمان رضی الله عنه آمدند 134 00:07:21,990 --> 00:07:23,990 گفت خدا از او راضی باشد 135 00:07:23,990 --> 00:07:28,990 صاحب راز رسول خدا صلی الله علیه و آله از او می پرسند 136 00:07:28,990 --> 00:07:33,990 گفتند اینها نزد عثمان رفته اند 137 00:07:33,990 --> 00:07:35,990 پس چی میگی؟ 138 00:07:35,990 --> 00:07:37,990 گفت خدا از او راضی باشد 139 00:07:37,990 --> 00:07:39,990 قسم می خورم او را می کشند 140 00:07:39,990 --> 00:07:42,990 گفتند: کجاست؟ 141 00:07:42,990 --> 00:07:46,019 گفت: به خدا سوگند در بهشت. 142 00:07:46,019 --> 00:07:49,019 گفتند: کجا او را کشتى؟ 143 00:07:49,019 --> 00:07:52,600 فرمود: به خدا سوگند در جهنم 144 00:07:52,600 --> 00:07:55,600 وقتی امیرالمؤمنین از آمدن آنها باخبر شد 145 00:07:55,600 --> 00:07:58,600 قبل از رسیدن آنها نزد آنها رفت 146 00:07:58,600 --> 00:08:02,600 او آنها را در روستایی خارج از شهر ملاقات کرد 147 00:08:02,600 --> 00:08:06,600 اوری بن ابی طالب رضی الله عنه با او حضور یافت 148 00:08:06,600 --> 00:08:10,600 هر یک از آنها بر اساس آنچه در ذهنشان بود صحبت می کردند 149 00:08:10,600 --> 00:08:15,600 آنها در مورد مسائلی به توافق رسیدند که هر دو طرف را راضی می کرد و به نفع همه بود 150 00:08:16,600 --> 00:08:19,600 که تبعیدی به جای خود برگردد 151 00:08:19,600 --> 00:08:22,600 به محروم داده می شود که از او محروم شده است 152 00:08:22,600 --> 00:08:24,600 و هزار فراهم کند 153 00:08:24,600 --> 00:08:28,600 و در تقسیم انصاف داشته باشد و با صداقت و قدرت از یکی استفاده کند 154 00:08:28,600 --> 00:08:32,600 و ابن عامر به عنوان فرماندار بصره اعاده می شود 155 00:08:32,600 --> 00:08:35,600 ابوموسی اشعری والی کوفه بود 156 00:08:35,600 --> 00:08:38,600 کتابی در این باره نوشتند 157 00:08:38,600 --> 00:08:42,600 مردم خود را راضی کردند و سپس رفتند تا برگردند 158 00:08:42,600 --> 00:08:47,600 پس از مصالحه بین امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه. 159 00:08:47,600 --> 00:08:50,600 و از جمله این متخلفان بیرونی 160 00:08:50,600 --> 00:08:55,600 عثمان رضی الله عنه در این باره نامه ای به نواحی نوشت 161 00:08:55,600 --> 00:08:58,600 روح ها آرام شد و شورش ها پایان یافت 162 00:08:58,600 --> 00:09:03,080 اما این موضوع شعله ور نزاع را خشنود نکرد 163 00:09:03,080 --> 00:09:05,080 نقشه آنها شکست خورده بود 164 00:09:05,080 --> 00:09:08,080 اهداف پلید آنها محقق نشد 165 00:09:08,080 --> 00:09:12,080 بنابراین آنها طرح دیگری را انجام دادند که دوباره به نزاع دامن می زد 166 00:09:12,080 --> 00:09:19,080 آشتی را که بین مردم شهرها و امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه رخ داده است از بین می برد. 167 00:09:19,080 --> 00:09:23,080 کتابی را که امیرالمؤمنین علیه السلام نوشته بود جعل کردند 168 00:09:23,080 --> 00:09:27,080 مردی را با او نزد هیئت مصری فرستادند 169 00:09:27,080 --> 00:09:29,110 پس آن مرد نزد آنها آمد 170 00:09:29,110 --> 00:09:33,110 با آنها ارتباط برقرار کرد و توجه آنها را به خود جلب کرد 171 00:09:33,110 --> 00:09:35,110 به او گفتند: مال تو چیست؟ 172 00:09:35,110 --> 00:09:38,110 کاری با خودت داری 173 00:09:38,110 --> 00:09:43,110 گفت: من فرستاده امیرالمؤمنین علیه السلام نزد عاملش در مصر هستم. 174 00:09:43,110 --> 00:09:46,110 من نامه ای از او به او دارم 175 00:09:46,110 --> 00:09:48,139 پس او را گرفتند و تفتیش کردند 176 00:09:48,139 --> 00:09:50,139 کتاب را پیدا کردند 177 00:09:50,139 --> 00:09:55,139 و اگر بر زبان عثمان امیرالمؤمنین رضی الله عنه باشد. 178 00:09:55,139 --> 00:09:57,139 و به این ترتیب تمام می شود 179 00:09:57,139 --> 00:09:59,139 به کارگرش دستور می دهد 180 00:09:59,139 --> 00:10:01,139 که اگر هیئت به مصر برسد 181 00:10:02,139 --> 00:10:04,139 آنها را گرفته و به صلیب کشیدند 182 00:10:04,139 --> 00:10:06,139 یا بکشندشون 183 00:10:06,139 --> 00:10:10,139 یا دست و پایشان را قطع کن تا بمیرند 184 00:10:10,139 --> 00:10:12,139 مردم عصبانی شدند 185 00:10:12,139 --> 00:10:15,139 آنها فکر کردند که این خیانت از جانب عثمان رضی الله عنه است 186 00:10:15,139 --> 00:10:17,139 و عهدشکنی میکنیم 187 00:10:17,139 --> 00:10:20,139 پس برگشتند تا به شهر آمدند 188 00:10:20,139 --> 00:10:22,139 نزد علی رضی الله عنه آمدند 189 00:10:22,139 --> 00:10:24,139 و گفتند 190 00:10:24,139 --> 00:10:26,139 آیا دشمن خدا را ندیدی؟ 191 00:10:26,139 --> 00:10:28,139 او در مورد ما چنین و چنان نوشت 192 00:10:28,139 --> 00:10:31,139 خداوند خون او را حلال کرده است 193 00:10:31,139 --> 00:10:33,139 با ما بیا پیشش 194 00:10:33,139 --> 00:10:35,139 علی رضی الله عنه می فرماید 195 00:10:35,139 --> 00:10:39,139 به خدا او هرگز نامه ای در مورد شما ننوشته است 196 00:10:39,139 --> 00:10:42,139 به خدا من پیش شما نمی مانم 197 00:10:42,139 --> 00:10:46,139 پس او را ترک کردند و نزد عثمان رضی الله عنه رفتند 198 00:10:46,139 --> 00:10:47,139 و گفتند 199 00:10:47,139 --> 00:10:49,139 فلان و فلان را نوشتم 200 00:10:49,139 --> 00:10:51,139 گفت خدا از او راضی باشد 201 00:10:51,139 --> 00:10:53,139 اما آنها دو نفر هستند 202 00:10:53,139 --> 00:10:58,139 یا شما دو شاهد مسلمان بیاورید که بر این امر شهادت دهند 203 00:10:58,139 --> 00:11:02,139 یا سوگند مرا به خدایی که جز او معبودی نیست بکوب 204 00:11:02,139 --> 00:11:06,139 من نه نوشتم، نه دیکته کردم و نه تدریس کردم 205 00:11:06,139 --> 00:11:11,139 شاید بدانید که این کتاب توسط یک مرد نوشته شده است 206 00:11:11,139 --> 00:11:14,139 مهر بر انگشتر او حک شده است 207 00:11:14,139 --> 00:11:15,139 و گفتند 208 00:11:15,139 --> 00:11:18,139 به خدا سوگند خداوند خون شما را حلال کرده است 209 00:11:18,139 --> 00:11:20,139 پس عهد و عهد را شکستند 210 00:11:20,139 --> 00:11:22,139 او را در خانه اش محاصره کردند 211 00:11:22,139 --> 00:11:25,139 از او خواستند که خود را از خلافت برکنار کند 212 00:11:25,139 --> 00:11:30,750 حقیقت این است که امیرالمؤمنین عثمان بن عفان رضی الله عنه است. 213 00:11:30,750 --> 00:11:33,750 او منتظر بود تا درگیری رخ دهد 214 00:11:33,750 --> 00:11:38,750 آنجا که پیامبر صلی الله علیه و آله او را از آزمایشی که برایش پیش خواهد آمد خبر داد 215 00:11:38,750 --> 00:11:41,750 و در آن به شهادت می رسد 216 00:11:41,750 --> 00:11:46,750 به او توصیه کرد که خلافت را به متجاوزان واگذار نکند و گفت: 217 00:11:46,750 --> 00:11:47,750 ای عثمان 218 00:11:47,750 --> 00:11:50,750 خدا تو را با پیراهن می پوشاند 219 00:11:50,750 --> 00:11:54,750 اگر می‌خواهند آن را بردارید، آن را برای آنها در نیاورید 220 00:11:54,750 --> 00:11:58,009 عثمان دنبال ماجرا بود 221 00:11:58,009 --> 00:12:01,009 به مسجد می رود و مردم را به نماز می خواند 222 00:12:01,009 --> 00:12:05,009 و ستمكاران در نظر او خوارتر از كثافت هستند 223 00:12:05,009 --> 00:12:08,009 سپس مانع خروج او شدند 224 00:12:08,009 --> 00:12:12,009 پس او رضی الله عنه در خانه خود نماز می خواند 225 00:12:12,009 --> 00:12:15,070 با آنان درباره کتاب خدا به مناظره پرداخت و آنها را موعظه کرد 226 00:12:15,070 --> 00:12:18,070 این همان چیزی بود که به آنها گفت 227 00:12:19,070 --> 00:12:22,070 اگر آن را در کتاب خدا یافتید 228 00:12:22,070 --> 00:12:25,070 اگر پاهای مرا به زنجیر می‌زنی، آن‌ها را در زنجیر بگذار 229 00:12:25,070 --> 00:12:28,070 پس آنان را ناتوان کرد، رضی الله عنه 230 00:12:28,070 --> 00:12:31,070 این به دلیل قوت استدلال اوست 231 00:12:31,070 --> 00:12:36,070 علم او به کتاب خدا و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 232 00:12:36,070 --> 00:12:39,070 سپس برخی از فضایل خود را به آنها یادآوری کرد 233 00:12:39,070 --> 00:12:43,070 شاید از خدا بترسند و از تجاوز خود بپرهیزند 234 00:12:43,070 --> 00:12:46,070 جایی که ایشان نظارت می کرد و می گفت 235 00:12:46,070 --> 00:12:48,070 تو را به خدا قسم می دهم 236 00:12:48,070 --> 00:12:52,070 آیا می دانستی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم؟ 237 00:12:52,070 --> 00:12:55,070 شهر قدیمی است و آب ندارد 238 00:12:55,070 --> 00:12:58,070 او را از چیزی غیر از چاه رومه عذاب می دهد 239 00:12:58,070 --> 00:13:01,070 گفت: چه کسی رومه چاه را می خرد؟ 240 00:13:01,070 --> 00:13:04,070 پس سطل خود را با سطل های مسلمانان می گذارد 241 00:13:04,070 --> 00:13:07,070 در بهشت برای او خوب خواهد بود 242 00:13:07,070 --> 00:13:10,070 پس با پول خودم خریدم 243 00:13:10,070 --> 00:13:13,070 امروز مرا از نوشیدن آن باز میداری 244 00:13:13,070 --> 00:13:16,070 گفتند: خدایا بله 245 00:13:16,070 --> 00:13:19,070 گفت: تو را به خدا سوگند می دهم. 246 00:13:19,070 --> 00:13:22,070 آیا می دانید مسجد مملو از مردمش است؟ 247 00:13:22,070 --> 00:13:25,070 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 248 00:13:25,070 --> 00:13:28,070 چه کسی جایگاه فلانی را می خرد؟ 249 00:13:28,070 --> 00:13:31,070 در مسجد زیاد می کند 250 00:13:31,070 --> 00:13:34,070 در بهشت برای او خوب خواهد بود 251 00:13:34,070 --> 00:13:37,070 پس با پول خودم خریدم 252 00:13:37,070 --> 00:13:40,070 امروز مرا از دو ركعت نماز در آن باز مى دارى 253 00:13:41,070 --> 00:13:44,070 گفتند: خدایا بله 254 00:13:44,070 --> 00:13:47,070 گفت: تو را به خدا سوگند می دهم. 255 00:13:47,070 --> 00:13:50,070 آیا می دانستی که من لشکر سختی را آماده کردم؟ 256 00:13:50,070 --> 00:13:53,070 از مالی 257 00:13:53,070 --> 00:13:56,070 گفتند: خدایا بله 258 00:13:56,070 --> 00:13:59,070 گفت: تو را به خدا سوگند می دهم. 259 00:13:59,070 --> 00:14:02,070 آیا می دانستی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم؟ 260 00:14:02,070 --> 00:14:05,070 ثبیر در مکه بود 261 00:14:05,070 --> 00:14:08,070 ابوبکر و عمر و من با او هستیم 262 00:14:08,070 --> 00:14:11,070 بنابراین کوه حرکت کرد 263 00:14:11,070 --> 00:14:14,070 تا اینکه سنگ هایش با آهن افتاد 264 00:14:14,070 --> 00:14:17,070 او را با پا دوید و گفت 265 00:14:17,070 --> 00:14:20,070 بی حرکت بمان، این وظیفه توست 266 00:14:20,070 --> 00:14:23,070 یک پیامبر و یک دوست و دو شهید 267 00:14:23,070 --> 00:14:26,070 گفتند: خدایا بله 268 00:14:26,070 --> 00:14:29,070 گفت: خدا بزرگ است. 269 00:14:29,070 --> 00:14:32,070 تو برای من به پروردگار کعبه شهادت دادی که من شهیدم 270 00:14:32,070 --> 00:14:35,070 پس آنها را موعظه کرد و تذکر داد 271 00:14:36,070 --> 00:14:39,809 مهاجمان محاصره را تشدید کردند 272 00:14:39,809 --> 00:14:42,809 بر امیرالمؤمنین رضی الله عنه 273 00:14:42,809 --> 00:14:45,809 از ورود آنها به غذا و نوشیدنی جلوگیری شد 274 00:14:45,809 --> 00:14:48,809 از آن اوست که یاری می طلبد 275 00:14:48,809 --> 00:14:51,809 پس مادر مؤمنان صفیه رضی الله عنه سعی کرد 276 00:14:51,809 --> 00:14:54,809 مخفیانه وارد غذا می شود 277 00:14:54,809 --> 00:14:57,809 اما کسی از آن خبر داشت 278 00:14:57,809 --> 00:15:00,809 ضربه ای به صورت قاطرش زد تا او برگشت 279 00:15:00,809 --> 00:15:03,809 پس تکه چوبی بین خانه اش گذاشت 280 00:15:03,809 --> 00:15:06,809 و بیت امیرالمومنین علیه السلام 281 00:15:06,809 --> 00:15:09,809 همسایه اش بود 282 00:15:09,809 --> 00:15:12,809 برای رساندن غذا و نوشیدنی به او 283 00:15:12,809 --> 00:15:15,809 مادر مؤمنین ام حبیبه رضی الله عنه تلاش کرد 284 00:15:15,809 --> 00:15:18,809 مخفیانه غذا را به او انتقال دهید 285 00:15:18,809 --> 00:15:21,809 بنابراین او به خانه او آمد 286 00:15:21,809 --> 00:15:24,809 گفتند این کیست؟ 287 00:15:24,809 --> 00:15:27,809 گفت: من مادرت ام حبیبه هستم. 288 00:15:27,809 --> 00:15:31,289 گفتند: به خدا سوگند داخل نشوید. 289 00:15:31,289 --> 00:15:34,289 برخورد صحابه در مدینه منفی نبود 290 00:15:34,289 --> 00:15:37,289 جایی که با بچه هایشان آمده بودند 291 00:15:37,289 --> 00:15:40,289 برای دفاع از امیرالمومنین علیه السلام 292 00:15:40,289 --> 00:15:43,289 پس عثمان رضی الله عنه علیه آنها تصمیم گرفت 293 00:15:43,289 --> 00:15:46,289 تا دستانشان را جمع کنند و شمشیرهایشان را غلاف کنند 294 00:15:46,289 --> 00:15:49,289 و به خانه های خود باز می گردند 295 00:15:49,289 --> 00:15:52,289 او به آنها گفت که مصمم است همان کسی باشد که هست 296 00:15:52,289 --> 00:15:55,289 او باید از من اطاعت کند و دعوا نکند 297 00:15:55,289 --> 00:15:58,289 بنابراین آنها پس از بچه دار شدن بازگشتند 298 00:15:59,289 --> 00:16:02,289 انصار رضی الله عنه نزد او آمدند 299 00:16:02,289 --> 00:16:05,289 گفتند: خدا را دوبار یاری می کنیم. 300 00:16:05,289 --> 00:16:08,289 رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را پیروز کرد 301 00:16:08,289 --> 00:16:11,289 و ما از شما حمایت خواهیم کرد 302 00:16:11,289 --> 00:16:14,419 گفت خدا از او راضی باشد 303 00:16:14,419 --> 00:16:17,419 من نیازی ندارم، برگرد 304 00:16:17,419 --> 00:16:20,419 و این از او نبود، خدا از او راضی باشد 305 00:16:20,419 --> 00:16:23,419 جز حفظ خون مسلمانان 306 00:16:23,419 --> 00:16:26,419 به خاطر او شکسته شود 307 00:16:26,419 --> 00:16:29,419 گفتند که این شهر جز فاسقان اندک است 308 00:16:29,419 --> 00:16:32,419 که تعدادشان در حال افزایش بود 309 00:16:32,419 --> 00:16:35,419 بر هزار جنگجوی سرسخت 310 00:16:35,419 --> 00:16:38,419 همچنین عثمان رضی الله عنه 311 00:16:38,419 --> 00:16:41,419 تسلیم شدن در برابر اراده و تقدیر خدا 312 00:16:41,419 --> 00:16:44,419 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 313 00:16:44,419 --> 00:16:47,419 او در این نزاع خواهد مرد 314 00:16:47,419 --> 00:16:50,700 مهاجمان می ترسیدند که این موضوع طولانی شود 315 00:16:50,700 --> 00:16:53,700 مردم از حج برمی گردند 316 00:16:53,700 --> 00:16:56,700 گفت هيئت ها از اراضي 317 00:16:56,700 --> 00:16:59,700 برای حمایت از امیرالمومنین علیه السلام 318 00:16:59,700 --> 00:17:02,700 آنها به سرعت جنایت خود را انجام دادند 319 00:17:02,700 --> 00:17:06,119 ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت 320 00:17:06,119 --> 00:17:09,119 صبح جمعه 321 00:17:09,119 --> 00:17:12,119 دوازدهم ذی الحجه 322 00:17:12,119 --> 00:17:15,119 از سال سی و پنجم هجری قمری 323 00:17:15,119 --> 00:17:18,119 مهاجمان از فرصت استفاده کردند 324 00:17:18,119 --> 00:17:21,119 به دلیل کمبود افراد و غیبت آنان در حج 325 00:17:22,119 --> 00:17:25,119 آنها با نگهبانان، فرزندان صحابه کشته شدند 326 00:17:25,119 --> 00:17:28,119 دعوای تلخ 327 00:17:28,119 --> 00:17:31,119 عبدالله بن الزبیر به شدت مجروح شد 328 00:17:31,119 --> 00:17:34,119 حسن بن علی نیز زخمی شد 329 00:17:34,119 --> 00:17:37,119 و دیگران که خداوند از همه آنها راضی باشد 330 00:17:37,119 --> 00:17:40,119 سپس عثمان به فرزندان صحابه دستور داد 331 00:17:40,119 --> 00:17:43,119 برای رفتن به خانه هایشان 332 00:17:43,119 --> 00:17:46,119 به زنان و پسران خود نیز فرمان می داد 333 00:17:46,119 --> 00:17:49,119 تا از دفاع از او دست بردارم 334 00:17:50,119 --> 00:17:53,119 شلوارش را رویش کشید 335 00:17:53,119 --> 00:17:56,119 زیرا در صورت کشته شدن عورت او آشکار نمی شود 336 00:17:56,119 --> 00:17:59,119 سپس به سوی قرآن خود برخاست 337 00:17:59,119 --> 00:18:02,119 آن را در دستانش پهن کرد و شروع به خواندن از روی آن کرد 338 00:18:02,119 --> 00:18:05,119 و روزه می گرفت 339 00:18:05,119 --> 00:18:08,119 پیامبر صلی الله علیه و آله را در خواب دید 340 00:18:08,119 --> 00:18:11,119 ابوبکر و عمر رضی الله عنه با او بودند 341 00:18:11,119 --> 00:18:14,119 و به او می گویند 342 00:18:14,119 --> 00:18:17,119 صبور باش امشب با ما افطار می کنی 343 00:18:17,119 --> 00:18:20,660 مردی در محاصره وارد او شد 344 00:18:20,660 --> 00:18:23,660 چون عثمان او را دید، رضی الله عنه 345 00:18:23,660 --> 00:18:26,660 به او گفت: میان من و تو کتاب خداست. 346 00:18:26,660 --> 00:18:29,660 پس آن مرد شرمنده شد و برگشت 347 00:18:29,660 --> 00:18:32,660 سپس یکی دیگر وارد شد 348 00:18:32,660 --> 00:18:35,660 او یک مرد سیاهپوست اهل مصر است 349 00:18:35,660 --> 00:18:38,660 او را کوه خود می نامند 350 00:18:38,660 --> 00:18:41,660 پس عثمان رضی الله عنه خفه شد 351 00:18:41,660 --> 00:18:44,660 سپس او را با شمشیر زد 352 00:18:44,660 --> 00:18:47,660 بنابراین او آن را قطع کرد 353 00:18:47,660 --> 00:18:50,660 عثمان رضی الله عنه گفت 354 00:18:50,660 --> 00:18:53,660 به خدا اولین نخلی است که مفصل نوشتم 355 00:18:53,660 --> 00:18:56,660 دلیلش این است که عثمان رضی الله عنه 356 00:18:56,660 --> 00:18:59,660 اولین کسی که قرآن را نوشت 357 00:18:59,660 --> 00:19:02,660 املائی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 358 00:19:02,660 --> 00:19:05,660 و وقتی دستش قطع شد 359 00:19:05,660 --> 00:19:08,660 خون در دستانش بر قرآن پاشیده شد 360 00:19:08,660 --> 00:19:11,660 و به قول خداوند متعال افتاد 361 00:19:11,660 --> 00:19:14,660 خدا برایشان بس است 362 00:19:14,660 --> 00:19:17,660 او شنوا و داناست 363 00:19:17,660 --> 00:19:20,789 سپس آن مرد با شمشیر به او حمله کرد و او را کشت 364 00:19:20,789 --> 00:19:23,789 قتل او رضی الله عنه فجیع بود 365 00:19:23,789 --> 00:19:26,789 حتی پدرش رآرت که خدا از او راضی باشد 366 00:19:26,789 --> 00:19:29,789 هر گاه اشاره می کرد که با عثمان چه کرده است 367 00:19:29,789 --> 00:19:32,789 گریه کرد تا اینکه گریه کرد و صدایش را بلند کرد 368 00:19:32,789 --> 00:19:36,180 او کشته شد که خدا از او راضی باشد 369 00:19:36,180 --> 00:19:39,180 مصیبت بزرگ برای مسلمانان 370 00:19:39,180 --> 00:19:42,180 زخم عمیقی در پیکر امت اسلامی بر جای گذاشت 371 00:19:42,180 --> 00:19:45,180 او هنوز از آن رنج می برد تا به امروز 372 00:19:45,180 --> 00:19:48,180 خداوند یاور است 373 00:19:48,180 --> 00:19:51,430 خداوند از عثمان رضی الله عنه انتقام گرفت 374 00:19:51,430 --> 00:19:54,430 در جهان 375 00:19:54,430 --> 00:19:57,430 همه در کشتن او مشارکت داشتند 376 00:19:57,430 --> 00:20:00,430 هیچکدام با هم نمردند 377 00:20:00,430 --> 00:20:03,430 امام ذهبی فرمودند 378 00:20:03,430 --> 00:20:06,430 در کل کسانی که به دنبال خون عثمان رضی الله عنه بودند 379 00:20:06,430 --> 00:20:09,430 آنها کشته شدند و حساب در آخرت باقی می ماند 380 00:20:09,430 --> 00:20:12,430 در نزد خداوند منزه است عدل 381 00:20:12,430 --> 00:20:16,230 امیرالمؤمنین عثمان بن عفان درگذشت 382 00:20:16,230 --> 00:20:19,230 خداوند از او راضی باشد 383 00:20:19,230 --> 00:20:22,230 او 82 سال سن دارد 384 00:20:22,230 --> 00:20:25,230 شست و موی خود را برداشت و گروهی بر او نماز خواندند 385 00:20:25,230 --> 00:20:28,230 چند تن از یاران تشییع جنازه او را دنبال کردند 386 00:20:28,230 --> 00:20:31,230 این به دلیل شرایط بحرانی است 387 00:20:31,230 --> 00:20:34,230 که شهر را احاطه کرده بود 388 00:20:35,230 --> 00:20:38,230 در حش کوکب به خاک سپرده شد 389 00:20:38,230 --> 00:20:41,230 باغی است برای مردی از شهر 390 00:20:41,230 --> 00:20:44,230 به آن سیاره می گویند 391 00:20:44,230 --> 00:20:47,230 شرق بقیع 392 00:20:47,230 --> 00:20:50,390 عثمان آن را از او خریده و در بقیع آورده بود. 393 00:20:50,390 --> 00:20:53,390 خداوند از خلیفه راشد راضی باشد 394 00:20:53,390 --> 00:20:56,390 عثمان بن عفان که در صبرا کشته شد 395 00:20:56,390 --> 00:20:59,390 بیش از یک بار به او وعده بهشت داده شده است 396 00:20:59,390 --> 00:21:02,390 خداوند از او راضی و خشنود باشد 397 00:21:02,390 --> 00:21:07,220 برای مصطفی 398 00:21:07,220 --> 00:21:10,220 بهترین نویسنده متن 399 00:21:10,220 --> 00:21:13,220 نگرانی ها 400 00:21:13,220 --> 00:21:16,220 در بهشت ابدی 401 00:21:16,220 --> 00:21:19,220 دو متن آنها را افزایش داد 402 00:21:19,220 --> 00:21:22,220 آنها نزد طلحه مورد احترام قرار می گیرند 403 00:21:22,220 --> 00:21:25,220 و ابن عوف 404 00:21:25,220 --> 00:21:28,220 و الزبیر به 405 00:21:28,220 --> 00:21:31,220 ابی عبیده 406 00:21:31,220 --> 00:21:34,220 و سعدان و خلفا