WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.220 --> 00:00:18.219
انجمن مواضع خشنود است

00:00:18.219 --> 00:00:22.219
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:22.219 --> 00:00:25.219
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا

00:00:25.219 --> 00:00:27.260
خدا رحمتش کند

00:00:27.260 --> 00:00:33.920
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه

00:00:45.240 --> 00:00:51.140
او در آن زمان پسر جوانی بود، هنوز رویاپرداز نبود

00:00:51.140 --> 00:00:55.140
دور از مردم در کوچه های مکه پرسه می زد

00:00:55.140 --> 00:00:59.140
گوسفندی داشت که نزد استاد قریش می پروراند

00:00:59.140 --> 00:01:01.140
او عقبه بن معیت است

00:01:01.140 --> 00:01:04.140
مردم به او ابن ام عبد می گفتند

00:01:04.140 --> 00:01:06.140
اسمش عبدالله است

00:01:06.140 --> 00:01:09.140
در مورد نام پدرش مسعود است

00:01:09.140 --> 00:01:13.140
پسر در حال شنیدن خبر پیامبر بود که در میان قومش ظاهر شد

00:01:13.140 --> 00:01:16.140
از یک طرف به خاطر سن کمش به او اهمیت نمی دهد

00:01:16.140 --> 00:01:20.140
از طرفی به دلیل دوری از جامعه مکی

00:01:20.140 --> 00:01:24.140
او از همان روزهای اول به بیرون رفتن با گوسفندان عقبه عادت کرده است

00:01:24.140 --> 00:01:28.140
سپس آن را پس نمی دهد تا شب فرا رسد

00:01:28.140 --> 00:01:33.140
روزی پسر مکی عبدالله بن مسعود دید او را دید

00:01:33.140 --> 00:01:38.140
دو پیرمرد با وقار از دور به سمت او می رفتند

00:01:38.140 --> 00:01:41.140
هر زمان که لازم بود از آنها تلاش می شد

00:01:41.140 --> 00:01:47.140
تشنگی آنها شدید شد تا اینکه لب و گلویشان خشک شد

00:01:47.140 --> 00:01:50.200
وقتی ایستاد سلام کردند و گفتند

00:01:50.200 --> 00:01:54.200
ای پسر برای ما از این گوسفندها شیر بده

00:01:54.200 --> 00:01:57.200
آنچه چشمانمان را با آن می بندیم

00:01:57.200 --> 00:01:59.200
و شرافت رگهای ما

00:01:59.200 --> 00:02:02.230
پسر گفت: من این کار را نمی کنم.

00:02:02.230 --> 00:02:06.230
گوسفندان مال من نیستند و من نگهبان آنها هستم

00:02:06.230 --> 00:02:09.229
آن دو مرد سخنان او را انکار نکردند

00:02:09.229 --> 00:02:12.229
چهره هایشان نشان از رضایت از او داشت

00:02:12.229 --> 00:02:14.229
سپس یکی از آنها به او گفت

00:02:14.229 --> 00:02:18.229
به من یک چت نشان بده که اسب نر نداشته است

00:02:18.229 --> 00:02:23.229
پسر به گوسفند کوچکی که نزدیکش بود اشاره کرد

00:02:23.229 --> 00:02:26.229
پس مرد به او نزدیک شد و او را آزاد کرد

00:02:26.229 --> 00:02:30.229
در حالی که نام خدا را بر سر او می آورد شروع به پاک کردن پستان او با دست کرد

00:02:30.229 --> 00:02:34.229
پسر با تعجب به او نگاه کرد و با خود گفت

00:02:34.229 --> 00:02:39.229
و گوسفندان کوچکی که نریان آنها را شکار نمی کردند چه زمانی بودند؟

00:02:39.229 --> 00:02:41.229
شیر تولید می کند

00:02:41.229 --> 00:02:44.229
اما پستان چت خیلی زود متورم شد

00:02:44.229 --> 00:02:48.229
شیر جاری شد و مقدار زیادی روغن از آن خارج شد

00:02:48.229 --> 00:02:52.229
مرد دیگر سنگی توخالی از روی زمین برداشت

00:02:52.229 --> 00:02:54.229
و آن را با شیر پر کنید

00:02:54.229 --> 00:02:56.229
او و دوستش از آن نوشیدند

00:02:56.229 --> 00:02:59.229
سپس مرا وادار به نوشیدن با آنها کرد

00:02:59.229 --> 00:03:02.229
من به سختی می توانم چیزی را که می بینم باور کنم

00:03:02.229 --> 00:03:04.229
وقتی تشنگی خود را رفع کردیم

00:03:04.229 --> 00:03:06.229
آن مبارک به پستان گوسفند گفت

00:03:06.229 --> 00:03:08.229
قرارداد

00:03:08.229 --> 00:03:12.229
به انقباض خود ادامه داد تا اینکه به حالت قبل برگشت

00:03:12.229 --> 00:03:14.229
در آن

00:03:14.229 --> 00:03:16.229
به آن مرد مبارک گفتم

00:03:16.229 --> 00:03:19.229
به من یاد بده چی گفتی

00:03:19.229 --> 00:03:23.360
به من گفت تو پسر معلمی

00:03:23.360 --> 00:03:28.360
این آغاز داستان عبدالله بن مسعود با اسلام بود

00:03:28.360 --> 00:03:30.360
زیرا او مرد مبارکی نبود

00:03:30.360 --> 00:03:34.360
جز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:03:34.360 --> 00:03:38.360
صاحب آن کسی جز صدیق رضی الله عنه نبود

00:03:38.360 --> 00:03:42.360
در آن روز به حومه مکه گریخت

00:03:42.360 --> 00:03:45.360
زیرا قریش آنها را بسیار خسته کردند

00:03:45.360 --> 00:03:48.360
به دلیل شدت بلایی که بر آنها وارد شد

00:03:48.360 --> 00:03:52.520
همان گونه که پسر رسول اکرم و صحابه او را دوست داشت

00:03:52.520 --> 00:03:54.520
و به آنها وابسته شوید

00:03:54.520 --> 00:03:57.520
رسول و همراهش تحت تأثیر آن پسر قرار گرفتند

00:03:57.520 --> 00:04:00.520
بزرگترین صداقت و صلابت او

00:04:00.520 --> 00:04:02.520
و خوبی ها را در آن مشخص کردند

00:04:02.520 --> 00:04:04.520
فقط اندکی گذشت

00:04:04.520 --> 00:04:06.520
تا اینکه عبدالله بن مسعود اسلام آورد

00:04:06.520 --> 00:04:10.520
خود را به خدمت رسول خدا عرضه کرد

00:04:10.520 --> 00:04:14.520
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را در خدمت خود قرار داد

00:04:14.520 --> 00:04:16.519
از آن روز

00:04:16.519 --> 00:04:20.519
پسر خوش شانس عبدالله بن مسعود حرکت کرد

00:04:20.519 --> 00:04:22.519
از مراقبت از گوسفند

00:04:22.519 --> 00:04:25.519
برای خدمت به پروردگار خلق و ملت ها

00:04:25.519 --> 00:04:27.519
عبدالله بن مسعود مکلف شد

00:04:27.519 --> 00:04:30.519
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:30.519 --> 00:04:33.519
یک توهم به صاحبش می چسبد

00:04:33.519 --> 00:04:36.519
در سفر و سفر او را همراهی کرد

00:04:36.519 --> 00:04:39.519
در داخل و خارج خانه او را همراهی می کند

00:04:39.519 --> 00:04:42.519
وقتی می خوابید او را بیدار می کرد

00:04:42.519 --> 00:04:44.519
هنگام حمام روی آن را می پوشاند

00:04:44.519 --> 00:04:47.519
وقتی می خواهد بیرون برود کفش هایش را می پوشد

00:04:47.519 --> 00:04:51.519
وقتی می خواهند وارد شوند، آنها را از پایش در می آورد

00:04:51.519 --> 00:04:54.519
چوب و خلال دندانش را برایش حمل می کند

00:04:54.519 --> 00:04:58.519
وقتی به اتاقش برمی گردد وارد اتاق مقابلش می شود

00:04:58.519 --> 00:05:01.519
بلکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:01.519 --> 00:05:05.519
اجازه داشت هر وقت خواست وارد شود

00:05:05.519 --> 00:05:09.519
و بدون خجالت و گناه از راز او آگاه باش

00:05:09.519 --> 00:05:13.519
تا اینکه او را حافظ راز رسول خدا نامیدند

00:05:13.519 --> 00:05:15.519
پروردگارم عبدالله بن مسعود

00:05:16.519 --> 00:05:18.519
در خانه رسول خدا

00:05:18.519 --> 00:05:21.519
پس به هدایت او رهنمون شو و با فضایل او خوش اخلاق باش

00:05:21.519 --> 00:05:25.519
در تمام خصوصیاتش از او پیروی می کرد

00:05:25.519 --> 00:05:33.519
حتی در مورد او گفته شد که از نظر هدایت و شخصیت نزدیک ترین فرد به رسول خدا صلی الله علیه و آله است.

00:05:33.519 --> 00:05:39.550
ابن مسعود در مکتب رسول خدا صلی الله علیه و آله آموخت

00:05:39.550 --> 00:05:42.550
از صحابه ای بود که قرآن می خواند

00:05:42.550 --> 00:05:44.550
و آنها را وادار به درک معانی آن کنید

00:05:44.550 --> 00:05:46.550
و من به آنها در مورد قانون خدا آموزش می دهم

00:05:46.550 --> 00:05:50.550
هیچ مدرک روشن‌تری از داستان آن مرد برای این موضوع وجود ندارد

00:05:50.550 --> 00:05:54.550
آن که در عرفات به عمر بن خطاب نزدیک شد

00:05:54.550 --> 00:05:58.550
به او گفت یا امیرالمؤمنین من از کوفه آمده ام

00:05:58.550 --> 00:06:03.550
مردی باقی ماند که می توانست قرآن را حفظ کند

00:06:03.550 --> 00:06:07.550
عمر به شدت عصبانی شد. او هرگز اینقدر عصبانی نشده بود

00:06:07.550 --> 00:06:11.550
پف کرد تا جایی که تقریباً فضای بین دو شاخه عشایر را پر کرد

00:06:11.550 --> 00:06:14.550
گفت او کیست؟ وای بر تو

00:06:14.550 --> 00:06:17.550
عبدالله بن مسعود گفت

00:06:17.550 --> 00:06:23.550
همچنان خاموش و روشن می شد تا زمانی که به حالت اولیه خود بازگشت

00:06:23.550 --> 00:06:29.550
سپس گفت: وای بر تو، به خدا سوگند، نمی دانم که هیچ یک از مردم باقی مانده اند.

00:06:29.550 --> 00:06:34.550
من بیش از او حق این کار را دارم و به شما خواهم گفت

00:06:34.550 --> 00:06:37.550
عمر سخنان خود را از سر گرفت و گفت:

00:06:37.550 --> 00:06:40.550
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:06:40.550 --> 00:06:43.550
شبی نزد ابوبکر ماند

00:06:43.550 --> 00:06:46.550
آنها در مورد امور مسلمانان مذاکره می کنند

00:06:46.550 --> 00:06:48.550
و من با آنها بودم

00:06:48.550 --> 00:06:51.550
سپس رسول خدا بیرون آمد و ما با او بیرون رفتیم

00:06:51.550 --> 00:06:56.550
اگر مردی در مسجد ایستاده بود و نماز می خواند، نمی توانستیم بفهمیم

00:06:56.550 --> 00:07:01.550
رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستاد و به سخنان او گوش داد

00:07:01.550 --> 00:07:04.550
سپس رو به ما کرد و گفت

00:07:04.550 --> 00:07:08.550
هر کس راضی باشد که قرآن را به طور خالص بخواند، چنانکه نازل شده است

00:07:08.550 --> 00:07:12.550
به قرائت ابن ام عبد بخواند

00:07:12.550 --> 00:07:15.550
سپس عبدالله بن مسعود به نماز نشست

00:07:15.550 --> 00:07:19.550
پس رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به او گفت

00:07:19.550 --> 00:07:22.550
بخواهید به شما داده می شود. بخواهید به شما داده می شود

00:07:22.550 --> 00:07:24.550
سپس به قول عمر پیروی کنید

00:07:24.550 --> 00:07:29.550
پس با خود گفتم به خدا قسم به عبدالله بن مسعود حمله می کنم

00:07:29.550 --> 00:07:35.550
و او را مژده می دهم که رسول خدا صلی الله علیه و آله از دعای خود در امان بوده است.

00:07:35.550 --> 00:07:38.550
پس نزد او رفتم و بشارت دادم

00:07:38.550 --> 00:07:42.550
ابوبکر را که از من پیشی گرفته بود، یافتم و او را بشارت دادم

00:07:42.550 --> 00:07:46.550
به خدا سوگند من هرگز با ابوبکر برای هیچ چیز خوبی رقابت نکردم

00:07:46.550 --> 00:07:48.550
اما او مرا به آن کتک زد

00:07:48.550 --> 00:07:53.550
عبدالله بن مسعود به درجه ای از علم کتاب خدا رسیده بود

00:07:53.550 --> 00:07:55.550
او می گفت

00:07:55.550 --> 00:07:58.550
و خداوند کسی است که جز او معبودی نیست

00:07:58.550 --> 00:08:01.550
هیچ آیه ای از کتاب خدا نازل نشده است

00:08:01.550 --> 00:08:04.550
جز اینکه من می دانم کجا فرود آمده است

00:08:04.550 --> 00:08:06.550
من می دانم که چه چیزی آشکار شد

00:08:06.550 --> 00:08:11.550
اگر بدانم کسی از من به کتاب خدا داناتر است، ثوابش را خواهم گرفت

00:08:11.550 --> 00:08:13.550
من پیش او می آمدم

00:08:13.550 --> 00:08:18.550
عبدالله بن مسعود در سخنان خود غلو نمی کرد

00:08:18.550 --> 00:08:21.550
این عمر بن خطاب رضی الله عنه است

00:08:21.550 --> 00:08:24.550
او در یکی از سفرهایش سوار است

00:08:24.550 --> 00:08:28.550
شب اردوگاهی است که تاریکی اش زانوها را می پوشاند

00:08:28.550 --> 00:08:31.550
در گروه عبدالله بن مسعود بود

00:08:31.550 --> 00:08:36.549
پس عمر به مردی دستور داد تا آنان را از جایی که مردم از آنجا بودند صدا کند

00:08:36.549 --> 00:08:38.549
عبدالله به او پاسخ داد

00:08:38.549 --> 00:08:40.549
از فک عمیق

00:08:40.549 --> 00:08:43.549
عمر گفت: کجا می خواهی؟

00:08:43.549 --> 00:08:45.549
عبدالله گفت

00:08:45.549 --> 00:08:47.649
خانه قدیمی

00:08:47.649 --> 00:08:49.649
عمر گفت

00:08:49.649 --> 00:08:51.679
همانا در میان آنها یک عالم است

00:08:51.679 --> 00:08:53.679
به مردی دستور داد تا آنها را صدا کند

00:08:53.679 --> 00:08:55.679
کدام قرآن بزرگتر است؟

00:08:55.679 --> 00:08:57.679
عبدالله به او پاسخ داد

00:08:57.679 --> 00:09:06.179
خدایا معبودی جز او نیست، زنده و متعالی است

00:09:06.179 --> 00:09:12.500
آن را برای یک سال یا یک سال جدید مصرف نکنید

00:09:12.500 --> 00:09:14.500
باشگاه آنها گفت

00:09:14.500 --> 00:09:16.500
کدام قرآن حکیم تر است؟

00:09:16.500 --> 00:09:18.500
عبدالله گفت

00:09:18.500 --> 00:09:23.500
خداوند به عدالت و احسان فرمان می دهد

00:09:23.500 --> 00:09:27.559
و نزدیکش کن

00:09:27.559 --> 00:09:31.559
از فحشا نهی می کند

00:09:31.559 --> 00:09:34.559
و منکر و قاطر

00:09:34.559 --> 00:09:41.289
او شما را نصیحت می کند تا به یاد بیاورید

00:09:41.289 --> 00:09:43.289
عمر گفت

00:09:43.289 --> 00:09:44.289
با آنها تماس بگیرید

00:09:44.289 --> 00:09:46.289
یعنی کل قرآن

00:09:46.289 --> 00:09:48.289
عبدالله گفت

00:09:48.289 --> 00:09:53.289
هر کس به وزن ذره ای نیکی کند آن را می بیند

00:09:53.289 --> 00:10:00.289
و هر کس به اندازه ذره ای بدی کند آن را خواهد دید

00:10:00.289 --> 00:10:02.450
عمر گفت

00:10:02.450 --> 00:10:03.450
با آنها تماس بگیرید

00:10:03.450 --> 00:10:05.450
کدام قرآن ترسناک تر است؟

00:10:05.450 --> 00:10:07.450
عبدالله گفت

00:10:07.450 --> 00:10:16.450
نه با خواسته های شما و نه با خواسته های اهل کتاب

00:10:16.450 --> 00:10:22.480
هر کس بدی کند، پاداش آن را خواهد گرفت

00:10:22.480 --> 00:10:26.539
و بدون خدا نمی تواند آن را پیدا کند

00:10:26.539 --> 00:10:30.539
نگهبان یا مددکار

00:10:30.539 --> 00:10:31.539
عمر گفت

00:10:31.539 --> 00:10:33.539
با آنها تماس بگیرید

00:10:33.539 --> 00:10:35.539
به کدام قرآن امید دارم؟

00:10:35.539 --> 00:10:37.539
عبدالله گفت

00:10:37.539 --> 00:10:41.539
بگو ای بندگان من که خود را توانگر ساختید

00:10:41.539 --> 00:10:49.539
برای خودشان، از رحمت خدا ناامید نشوند

00:10:49.539 --> 00:10:55.539
خداوند همه گناهان را می بخشد

00:10:55.539 --> 00:11:01.539
او آمرزنده و مهربان است

00:11:01.539 --> 00:11:02.539
عمر گفت

00:11:02.539 --> 00:11:03.539
با آنها تماس بگیرید

00:11:03.539 --> 00:11:06.539
آیا عبدالله بن مسعود بهترین شماست؟

00:11:06.539 --> 00:11:07.539
گفتند

00:11:07.539 --> 00:11:09.539
اوه خدا، بله

00:11:09.539 --> 00:11:12.669
عبدالله بن مسعود نبود

00:11:12.669 --> 00:11:15.669
خواننده و عالم و عابد و زاهد

00:11:15.669 --> 00:11:16.669
فقط

00:11:16.669 --> 00:11:18.669
اما با این وجود بود

00:11:18.669 --> 00:11:20.669
قوی و مصمم

00:11:20.669 --> 00:11:22.669
یک جنگجوی شجاع

00:11:22.669 --> 00:11:24.799
اگر پدربزرگ

00:11:24.799 --> 00:11:29.799
او را اولین مسلمان روی زمین می دانند که قرآن را با صدای بلند تلاوت کرد

00:11:29.799 --> 00:11:32.799
بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:11:32.799 --> 00:11:36.799
روزی اصحاب رسول خدا در مکه جمع شدند

00:11:36.799 --> 00:11:39.799
آنها تعداد کمی آسیب پذیر بودند

00:11:39.799 --> 00:11:40.799
و گفتند

00:11:40.799 --> 00:11:45.799
به خدا سوگند قریش هرگز نشنیدند که این قرآن با صدای بلند برایشان خوانده شود

00:11:45.799 --> 00:11:48.860
این مردی است که به آنها گوش می دهد

00:11:48.860 --> 00:11:50.860
عبدالله بن مسعود گفت

00:11:50.860 --> 00:11:53.860
من آنها را می شنوم

00:11:53.860 --> 00:11:54.860
و گفتند

00:11:54.860 --> 00:11:56.860
ما برای شما از آنها می ترسیم

00:11:56.860 --> 00:11:59.860
ما فقط یک مرد با طایفه می خواهیم

00:11:59.860 --> 00:12:03.860
او از او محافظت می کند و اگر آنها او را به عنوان یک انسان بخواهند او را از آنها باز می دارد

00:12:03.860 --> 00:12:04.860
و او گفت

00:12:04.860 --> 00:12:05.860
اجازه بده

00:12:05.860 --> 00:12:08.860
خدا از من محافظت می کند و از من محافظت می کند

00:12:08.860 --> 00:12:13.860
سپس فردا به مسجد رفت تا صبح به مقام ابراهیم رسید

00:12:13.860 --> 00:12:16.860
قریش دور کعبه نشسته اند

00:12:16.860 --> 00:12:19.860
پس در حرم ایستاد و خواند

00:12:19.860 --> 00:12:21.860
بسم الله الرحمن الرحیم

00:12:21.860 --> 00:12:24.860
صدایش را بالا می برد

00:12:24.860 --> 00:12:28.539
بخشنده ترین

00:12:28.539 --> 00:12:31.539
علم قرآن

00:12:31.539 --> 00:12:37.549
خلقت انسان

00:12:37.549 --> 00:12:40.549
بیانیه را به او بیاموزید

00:12:40.549 --> 00:12:43.190
و به خواندن آن ادامه داد

00:12:43.190 --> 00:12:46.190
قریش به او نگاه کردند و گفتند:

00:12:46.190 --> 00:12:48.190
ابن ام عبد چه گفت؟

00:12:48.190 --> 00:12:50.190
آن را مزه دار کنید

00:12:50.190 --> 00:12:53.190
مقداری از آنچه محمد آورده را می خواند

00:12:53.190 --> 00:12:55.190
و نزد او برخاستند

00:12:55.190 --> 00:12:58.190
در حالی که مشغول خواندن بود شروع کردند به زدن صورتش

00:12:58.190 --> 00:13:02.190
تا اینکه به چیزی رسید که خدا خواسته بود

00:13:02.190 --> 00:13:06.190
سپس با خونی که از او جاری بود به سوی یارانش بازگشت

00:13:06.190 --> 00:13:07.190
و به او گفتند

00:13:07.190 --> 00:13:10.190
این همان چیزی است که ما برای شما می ترسیدیم

00:13:10.190 --> 00:13:13.190
گفت: به خدا سوگند آنها دشمن خدا نبودند.

00:13:13.190 --> 00:13:16.190
من الان از نظر من راحت تر از آنها هستم

00:13:16.190 --> 00:13:20.190
در صورت تمایل می توانید با همان فردا به آنها مراجعه کنید

00:13:20.190 --> 00:13:23.190
گفتند نه، برای تو کافی است

00:13:23.190 --> 00:13:26.220
کاری کردم که از چیزی که متنفرند بشنوند

00:13:26.220 --> 00:13:28.220
زنده باد عبدالله بن مسعود

00:13:28.220 --> 00:13:31.220
تا زمان خلافت عثمان رضی الله عنه

00:13:31.220 --> 00:13:34.220
وقتی بیمار شد، مرگ

00:13:34.220 --> 00:13:36.220
عثمان نزد او برگشت

00:13:36.220 --> 00:13:37.220
و به او گفت

00:13:37.220 --> 00:13:39.220
شکایت نکن

00:13:39.220 --> 00:13:40.220
او گفت

00:13:40.220 --> 00:13:41.220
گناهان من

00:13:41.220 --> 00:13:42.220
او گفت

00:13:42.220 --> 00:13:44.220
هر آنچه که شما آرزو کنید

00:13:44.220 --> 00:13:45.220
او گفت

00:13:45.220 --> 00:13:47.220
رحمت خدا

00:13:47.220 --> 00:13:48.220
او گفت

00:13:48.220 --> 00:13:53.220
به تو دستور می دهم آنچه را که سال ها از گرفتن آن خودداری کرده ای به من بدهی

00:13:53.220 --> 00:13:54.220
او گفت

00:13:54.220 --> 00:13:56.220
من به آن نیازی ندارم

00:13:56.220 --> 00:13:57.220
او گفت

00:13:57.220 --> 00:14:00.220
دختران شما به دنبال شما خواهند بود

00:14:00.220 --> 00:14:01.220
او گفت

00:14:01.220 --> 00:14:03.220
من از فقر برای دخترانم می ترسم

00:14:03.220 --> 00:14:08.220
دستور دادم هر شب سوره واقعه را بخوانند

00:14:08.220 --> 00:14:13.220
و از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود

00:14:13.220 --> 00:14:16.220
که هر شب واقعه را می خواند

00:14:16.220 --> 00:14:18.220
او هرگز فقیر نبود

00:14:18.220 --> 00:14:21.350
و وقتی شب فرا رسید

00:14:21.350 --> 00:14:25.350
عبدالله بن مسعود به صحابی عالی پیوست

00:14:25.350 --> 00:14:28.350
زبانش از یاد خدا مرطوب است

00:14:28.350 --> 00:14:31.350
ما با آیات روشن او اعلام می کنیم

00:14:31.350 --> 00:14:37.409
هر کس راضی باشد که قرآن را به طور خالص بخواند، چنانکه نازل شده است

00:14:37.409 --> 00:14:41.409
به قرائت ابن ام عبد بخواند

00:14:41.409 --> 00:14:44.789
محمد رسول خداست
