WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:12.179
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.179 --> 00:00:16.179
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.179 --> 00:00:23.579
من از اصحاب بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:23.579 --> 00:00:27.579
او از اولین کسانی بود که به اسلام آمد

00:00:27.579 --> 00:00:30.579
و یکی از ده بهشت موعود

00:00:30.579 --> 00:00:35.700
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا منشی امت نامید

00:00:35.700 --> 00:00:43.700
ابوبکر صدیق رضی الله عنه پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مرا به خلافت معرفی کرد.

00:00:43.700 --> 00:00:47.799
او به حبشه و سپس به مدینه مهاجرت کرد

00:00:47.799 --> 00:00:52.799
من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:00:52.799 --> 00:00:57.799
من در روز احد در کنار او ایستادم و با مرتدان جنگیدم

00:00:57.799 --> 00:01:01.799
من ارتش ها را برای فتح شام رهبری کردم

00:01:03.729 --> 00:01:09.730
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا در مأموریت ها و غزوه ها استخدام می کرد.

00:01:09.730 --> 00:01:16.760
یک بار پیغمبر صلی الله علیه و آله دسته ای را به سوی ساحل فرستاد

00:01:16.760 --> 00:01:21.760
آنها سیصد نفر بودند و او به من فرمان داد

00:01:21.760 --> 00:01:27.760
پس بیرون رفتیم تا اینکه کمی دور شدیم و زیاد شد

00:01:27.760 --> 00:01:31.760
پس آنچه از غذای لشکر باقی مانده بود سفارش دادم و جمع شد

00:01:31.760 --> 00:01:35.760
بنابراین هر روز کمی از آن را به آنها می دادم

00:01:35.760 --> 00:01:40.760
سپس شروع کردم به دادن یک خرما به هر مرد در روز

00:01:40.760 --> 00:01:44.760
حتی تکنسین غذا متوجه شد که ما گرسنه ایم

00:01:44.760 --> 00:01:50.859
بنابراین تا زمانی که لب هایمان زخمی شد از برگ درخت خوردیم

00:01:50.859 --> 00:01:56.859
به دریا که رسیدیم نهنگی عظیم مثل کوه کوچک را دیدیم

00:01:56.859 --> 00:02:00.859
مرده در ساحل، بنابراین به دوستانم گفتم

00:02:00.859 --> 00:02:04.859
این نهنگ مرده است، پس از آن نخورید

00:02:04.859 --> 00:02:11.949
سپس به آنها گفتم: نه، ما فرستادگان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستیم.

00:02:11.949 --> 00:02:16.949
برای رضای خدا و تشویق شدی پس بخور

00:02:16.949 --> 00:02:20.949
پس یک ماه بر آن ماندیم و از آن خوردیم و روغن زدیم

00:02:20.949 --> 00:02:24.949
تا اینکه چاق شدیم و بدنمان سالم شد

00:02:24.949 --> 00:02:27.979
من سیزده مرد را بردم

00:02:28.979 --> 00:02:31.979
بنابراین آنها را در سوراخ چشم نهنگ قرار دادم

00:02:31.979 --> 00:02:35.979
یکی از دنده هایش را گرفتم و صافش کردم

00:02:35.979 --> 00:02:41.210
سپس بزرگترین شتر با ما رفت و از زیر آن گذشت

00:02:41.210 --> 00:02:44.210
و تو به ما گوشت و خار می دهی

00:02:44.210 --> 00:02:47.210
وقتی به شهر آمدیم

00:02:47.210 --> 00:02:50.210
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدیم

00:02:50.210 --> 00:02:53.210
بنابراین ما به او اشاره کردیم

00:02:53.210 --> 00:02:57.210
فرمود: رزقى است كه خداوند به شما روزى داده است

00:02:57.210 --> 00:03:01.210
آیا گوشتی با خود دارید تا بتوانید به ما غذا بدهید؟

00:03:01.210 --> 00:03:07.210
پس مقداری از آن را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستادیم و او خورد.

00:03:07.210 --> 00:03:14.139
من در عصر عمر بن خطاب رضی الله عنه فرمانده مردم شام بودم.

00:03:14.139 --> 00:03:19.259
سپس طاعون بر آن نازل شد و مردم محصولی درو کردند

00:03:19.259 --> 00:03:22.259
وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام این را شنید

00:03:22.259 --> 00:03:26.259
برای او ترسید، پس برایم نامه نوشت و گفت

00:03:26.259 --> 00:03:31.259
به نظرم می رسید که به تو نیاز دارم و بدون تو نمی توانم

00:03:31.259 --> 00:03:34.259
اگر یک شب کتاب من برای شما بیاید

00:03:34.259 --> 00:03:39.259
تصميم دارم تا پيش من سوار نشوي بيدار نخواهي شد

00:03:39.259 --> 00:03:42.259
و اگر کتاب من در طول روز نزد شما بیاید

00:03:42.259 --> 00:03:47.490
به تو دستور می‌دهم تا به سوی من سوار نشدی، دست نزنی

00:03:47.490 --> 00:03:49.490
پس با خودم گفتم

00:03:49.490 --> 00:03:53.490
حاجت امیرالمؤمنین را که عرض شد می دانستم

00:03:53.490 --> 00:03:58.550
او می خواهد کسانی را که نمی مانند نگه دارد

00:03:58.550 --> 00:04:00.620
بنابراین او برای من نوشت

00:04:00.620 --> 00:04:02.620
ای امیرالمومنین!

00:04:02.620 --> 00:04:05.620
من نیاز تو را به من دانسته ام

00:04:05.620 --> 00:04:08.620
من در ارتش مسلمانان هستم

00:04:08.620 --> 00:04:11.620
من در خودم تمایلی به آنها پیدا نمی کنم

00:04:11.620 --> 00:04:18.620
من نمی خواهم از آنها جدا شوم تا اینکه خداوند تصمیم به انجام فرمان و حکم خود بر آنها نگیرد

00:04:18.620 --> 00:04:22.709
پس مرا از عزم خود رها کن ای امیرالمؤمنین

00:04:22.709 --> 00:04:24.709
او به عنوان یک سرباز از من خداحافظی کرد

00:04:24.709 --> 00:04:28.000
وقتی خریفه کتاب من را خواند

00:04:28.000 --> 00:04:31.000
چشمانش پر از اشک شد و گریه کرد

00:04:31.000 --> 00:04:33.000
به او گفت: او کیست؟

00:04:33.000 --> 00:04:35.000
ای امیرالمومنین!

00:04:35.000 --> 00:04:37.000
آیا امیر دمشق درگذشت؟

00:04:37.000 --> 00:04:41.000
مثل اینکه گفته بود نه گفت

00:04:41.000 --> 00:04:44.189
یعنی من در شرف مرگ هستم

00:04:44.189 --> 00:04:46.189
بعد مدتی نماندم

00:04:46.189 --> 00:04:49.189
تا اینکه طاعون به سرم زد

00:04:49.189 --> 00:04:52.089
روحم لبریز شد

00:04:52.089 --> 00:04:54.089
وقتی او مرد

00:04:54.089 --> 00:04:57.089
معاذ بن جبل رضی الله عنه برخاست

00:04:57.089 --> 00:04:59.089
با مردم نماز می خواند

00:04:59.089 --> 00:05:01.089
سپس ایشان را مورد خطاب قرار داد و فرمود

00:05:01.089 --> 00:05:03.089
مردم

00:05:03.089 --> 00:05:05.089
شما از یک مرد ناراحت هستید

00:05:05.089 --> 00:05:09.089
به خدا سوگند هیچ یک از بندگان خدا را ندیده ای

00:05:09.089 --> 00:05:12.089
کمتر نفرت انگیز و دلسوزتر

00:05:12.089 --> 00:05:14.089
و هیچ چیز دورتر از این نیست

00:05:14.089 --> 00:05:17.089
من نتیجه را بیشتر دوست ندارم

00:05:17.089 --> 00:05:20.089
من آن را به عموم مردم توصیه نمی کنم

00:05:20.089 --> 00:05:22.089
پس به او رحم کن

00:05:22.089 --> 00:05:25.089
سپس بیدار شدند تا بر او نماز بخوانند

00:05:25.089 --> 00:05:29.089
به خدا قسم دیگر مانند آن برای شما نخواهد آمد

00:05:29.089 --> 00:05:32.120
بعد آمد جلو و برایم دعا کرد

00:05:32.120 --> 00:05:35.180
وقتی مرا در قبرم گذاشتند

00:05:35.180 --> 00:05:37.180
و روی خاک فرود آمدند

00:05:37.180 --> 00:05:40.180
معاذ رضی الله عنه گفت

00:05:40.180 --> 00:05:42.180
برای دو نفر روی شما

00:05:42.180 --> 00:05:44.180
من نمی گویم دروغ است

00:05:44.180 --> 00:05:47.180
می ترسم کینه خدا به سراغم بیاید

00:05:48.730 --> 00:05:50.730
قسم می خورم که نمی دانستم

00:05:50.730 --> 00:05:53.730
یکی از کسانی که خدا را زیاد یاد می کنند

00:05:53.730 --> 00:05:56.730
و در میان کسانی که بر روی زمین راه می روند، ما فروتن هستیم

00:05:56.730 --> 00:05:59.730
و اگر مردم جاهل آنها را خطاب کنند

00:05:59.730 --> 00:06:01.730
سلام کردند

00:06:01.730 --> 00:06:03.730
و از کسانی که انفاق می کنند

00:06:03.730 --> 00:06:06.730
نه اسراف می کردند و نه بخیل

00:06:06.730 --> 00:06:09.730
یک بافت در این بین وجود داشت

00:06:09.730 --> 00:06:12.790
قسم می خورم یکی از کسانی بودم که ناامید شدم

00:06:12.790 --> 00:06:14.790
فروتن

00:06:14.790 --> 00:06:17.790
و از کسانی که به یتیمان و نیازمندان رحم می کنند

00:06:17.790 --> 00:06:21.790
از خائنان متکبر متنفرند

00:06:21.790 --> 00:06:23.790
خداوند شما را بیامرزد

00:06:23.790 --> 00:06:26.180
من کی هستم؟
