WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
توقف کنید

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
با صحابه و علما و علما آشنا شد

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.460 --> 00:00:22.149
من از اصحاب انصار هستم

00:00:22.149 --> 00:00:27.149
من با پیامبر صلی الله علیه و آله بدر و احد را شاهد بودم

00:00:27.149 --> 00:00:31.179
سپس مشرکان مرا در سال سوم هجری کشتند

00:00:31.179 --> 00:00:35.179
بعد از اینکه در روز رجعت به ما خیانت کردند

00:00:35.179 --> 00:00:44.299
جمعی از مردم عدل و قاره پس از احد به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند.

00:00:44.299 --> 00:00:49.299
گفتند یا رسول الله ما در میان خود اسلام داریم

00:00:49.299 --> 00:00:52.299
پس گروهی از همراهان خود را با ما بفرستید

00:00:52.299 --> 00:00:56.299
به ما دین می آموزند و به ما قرآن می آموزند

00:00:56.299 --> 00:01:01.369
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا با آنها فرستاد

00:01:01.369 --> 00:01:04.370
و شش نفر دیگر از اصحاب بزرگوار

00:01:04.370 --> 00:01:09.400
بنابراین حتی وقتی برگشتیم با آنها بیرون رفتیم

00:01:09.400 --> 00:01:15.400
قبیله او، ذیل، نزد ما آمدند تا ما را بگیرند و به اهل مکه بفروشند

00:01:15.400 --> 00:01:18.430
به ما عهد و پیمان دادند

00:01:18.430 --> 00:01:23.430
آیا اگر اسلحه خود را زمین بگذاریم از آنها به ما ضرری نمی رسد؟

00:01:23.430 --> 00:01:28.500
برخی از ما پاسخی به آنها ندادیم و با آنها جنگیدیم تا کشته شدیم

00:01:28.500 --> 00:01:34.530
و اما من اسلحه ام را زمین گذاشتم و مرا با خود اسیر کردند

00:01:34.530 --> 00:01:42.659
وقتی به مکه رسیدیم، صفوان بن امیه مرا از آنها خرید تا از طرف پدرش مرا بکشد.

00:01:42.659 --> 00:01:46.689
پس به استادش که نستاس نام داشت دستور داد

00:01:46.689 --> 00:01:51.689
پس مرا به طنیم برد تا در بیرون حرم سرم را ببرد

00:01:51.689 --> 00:01:57.620
وقتی مرا برای کشتن آوردند، ابوسفیان به من گفت

00:01:57.620 --> 00:02:03.620
از تو پرسیدم خدایا دوست داری محمد الان به جای تو با ما باشد؟

00:02:03.620 --> 00:02:07.620
پس در حالی که در میان خانواده خود هستید گردن او را می زنید

00:02:07.620 --> 00:02:14.620
گفتم: به خدا سوگند من دوست ندارم محمد در جایگاهی که الان هست باشد.

00:02:14.620 --> 00:02:20.620
در حالی که در میان خانواده ام نشسته ام، خاری به او می زند و او را آزار می دهد

00:02:20.620 --> 00:02:26.710
ابوسفیان گفت: ندیدم کسی کسی را دوست داشته باشد

00:02:26.710 --> 00:02:30.710
مانند عشق یاران محمد به محمد

00:02:30.710 --> 00:02:34.710
سپس مرا جلو آوردند و گردنم را زدند

00:02:34.710 --> 00:02:36.810
من کی هستم؟

00:02:36.810 --> 00:02:42.539
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:02:42.539 --> 00:02:46.789
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:02:46.789 --> 00:02:50.789
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله

00:02:50.789 --> 00:02:56.889
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها

00:02:56.889 --> 00:03:01.889
وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد

00:03:01.889 --> 00:03:06.889
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:03:06.889 --> 00:03:11.889
وقتی ملاقات می کنیم، یادشان بلند می شود

00:03:11.889 --> 00:03:16.889
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:03:16.889 --> 00:03:21.889
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:03:22.889 --> 00:03:27.889
آنها سرشار از زندگی بودند و به کارهای خود افتخار می کردند

00:03:27.889 --> 00:03:31.889
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است
