WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
توقف کنید

00:00:03.459 --> 00:00:07.459
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:07.459 --> 00:00:12.460
یعنی قرون حالت و مصداق است

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.460 --> 00:00:23.019
من از اصحاب ثقیف هستم

00:00:23.019 --> 00:00:25.019
یک شاعر خوب

00:00:25.019 --> 00:00:30.019
وی از دلیرمردان نامدار پیش از اسلام و اسلام است

00:00:30.019 --> 00:00:33.020
من هم کریم جواد هستم

00:00:33.020 --> 00:00:37.020
به جز اینکه الکل می خوردم

00:00:37.020 --> 00:00:41.619
از ترس یا سرزنش او را ترک نمی کنم

00:00:41.619 --> 00:00:43.619
من با قومم ثقیف اسلام آوردم

00:00:43.619 --> 00:00:47.619
وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند

00:00:47.619 --> 00:00:50.619
او به دلیل نوشیدن مکرر الکل شلاق خورد

00:00:50.619 --> 00:00:52.619
این من را منصرف نکرد

00:00:52.619 --> 00:00:57.450
وقتی به القادسیه رفتیم

00:00:57.450 --> 00:00:59.450
شراب خوردم

00:00:59.450 --> 00:01:03.450
پس سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه مرا زندانی کرد

00:01:03.450 --> 00:01:06.450
تا اینکه بعد از جنگ به موضوع من رسیدگی می کند

00:01:06.450 --> 00:01:09.450
دستبند را روی پاهایم گذاشت

00:01:09.450 --> 00:01:12.450
مردم به مبارزه برخاستند

00:01:12.450 --> 00:01:16.450
صدای تق تق شمشیرها و ناله اسب ها را می شنیدم

00:01:16.450 --> 00:01:20.480
و مردم در حالی که من جای خودم بودم فریاد می زدند

00:01:20.480 --> 00:01:24.480
شنیدم که مشرکان به مسلمانان حمله کرده اند

00:01:24.480 --> 00:01:27.540
و تعادل به سمت آنها متمایل می شود

00:01:27.540 --> 00:01:29.540
پس برای همسرم سعد فرستادم

00:01:29.540 --> 00:01:32.540
من در خانه او زندانی بودم

00:01:32.540 --> 00:01:34.540
و من به او گفتم

00:01:34.540 --> 00:01:38.540
ای سلام، آیا تو خدای خوبی داری؟

00:01:38.540 --> 00:01:40.540
گفت تو چی؟

00:01:40.540 --> 00:01:45.540
گفتم: مرا رها کن و اسب سعد را به من قرض بده.

00:01:45.540 --> 00:01:48.540
پس من با مسلمانان می جنگم

00:01:48.540 --> 00:01:51.540
به خدا سوگند اگر خدا به من آرامش دهد

00:01:51.540 --> 00:01:55.540
برگردم و پاهایم را همان طور که بودم به زنجیر ببندم

00:01:55.540 --> 00:01:59.540
و اگر تو را بکشم از دست من راحت خواهی شد

00:01:59.540 --> 00:02:01.540
نپذیرفت و گفت

00:02:01.540 --> 00:02:03.540
من چه هستم و آن

00:02:03.540 --> 00:02:06.829
پس به زنجیر خود برگشتم

00:02:06.829 --> 00:02:10.830
روح من در آرزوی جهاد در راه خداست

00:02:10.830 --> 00:02:14.830
من مسلمانان را می بینم که در معرض چیزی قرار می گیرند

00:02:14.830 --> 00:02:16.830
پس گفتم

00:02:16.830 --> 00:02:20.830
خنجر زدن به اسب ها با تفنگ به اندازه کافی غم انگیز است

00:02:20.830 --> 00:02:24.830
سفت و تنگ شد

00:02:24.830 --> 00:02:28.830
اگر اتو را آزاد کنید و خاموش شود

00:02:28.830 --> 00:02:32.830
کشتی گیر بدون من، تماس گیرنده را کر می کند

00:02:32.830 --> 00:02:36.830
و خداوند عهدی دارد که در عهدش شکسته نمی شود

00:02:36.830 --> 00:02:41.830
چون خیالم راحت شد که به مغازه ها سر نزدم

00:02:41.830 --> 00:02:44.150
گفت: سلام بر او باد

00:02:44.150 --> 00:02:47.150
خدا را انتخاب کردی و عهد خود را پذیرفتی

00:02:47.150 --> 00:02:51.150
پس مرا آزاد کرد و مادیان سعد را به من داد

00:02:51.150 --> 00:02:54.150
اما او به من اسلحه داد

00:02:54.150 --> 00:02:58.560
پس مثل شیر دوان بیرون رفتم

00:02:58.560 --> 00:03:01.560
تا اینکه به سپاه مسلمانان پیوست

00:03:01.560 --> 00:03:05.560
بنابراین صفوف دشمن را آرامتر کردم

00:03:05.560 --> 00:03:07.560
از طرف مردم حمل شد

00:03:07.560 --> 00:03:09.560
پس عقب برگرد

00:03:09.560 --> 00:03:13.560
سپس از سمت راست مردم نیز حمل شد

00:03:13.560 --> 00:03:16.560
بنابراین مردم از من شگفت زده شدند

00:03:16.560 --> 00:03:20.560
آنها فکر می کردند من پادشاهی هستم که با آنها می جنگم

00:03:20.560 --> 00:03:25.560
سعد از تماشای جنگ شگفت زده شد و گفت:

00:03:25.560 --> 00:03:28.560
کر کر بالقا

00:03:28.560 --> 00:03:31.560
کتک زدن، زدن ثقفی است

00:03:31.560 --> 00:03:33.560
و فرهنگی در کارنامه است

00:03:33.560 --> 00:03:35.909
انسان است

00:03:35.909 --> 00:03:38.909
فقط مدت کوتاهی ماندند

00:03:38.909 --> 00:03:41.909
تا اینکه خداوند بر دشمنان پیروز شد

00:03:41.909 --> 00:03:43.909
پس به جای خودم برگشتم

00:03:43.909 --> 00:03:46.979
و پاهایم را در زنجیر انداختم

00:03:46.979 --> 00:03:49.979
سپس سلما، همسر سعد، آمد

00:03:49.979 --> 00:03:51.979
خبر من را به شوهرش گفت

00:03:51.979 --> 00:03:54.979
خوشحال نبود، خدا از او راضی باشد

00:03:54.979 --> 00:03:57.979
جز اینکه خودش دستم را تراشید

00:03:57.979 --> 00:03:59.979
و او گفت

00:03:59.979 --> 00:04:01.979
به خدا امیدوارم

00:04:01.979 --> 00:04:03.979
آیا شما را برای شراب شلاق نزنم؟

00:04:03.979 --> 00:04:05.979
هرگز پس از امروز

00:04:05.979 --> 00:04:08.139
پس گفتم

00:04:08.139 --> 00:04:10.139
قسم می خورم که نمی نوشم

00:04:10.139 --> 00:04:12.139
هرگز پس از امروز

00:04:12.139 --> 00:04:14.550
من کی هستم؟

00:04:14.550 --> 00:04:18.089
پاسخ های خود را با ما در میان بگذارید

00:04:18.089 --> 00:04:20.089
در نظرات زیر ویدیو

00:04:20.089 --> 00:04:23.339
پاسخ صحیح را ثابت خواهیم کرد

00:04:23.339 --> 00:04:25.339
در نظرات

00:04:25.339 --> 00:04:27.339
قسمت بعدی خواهیم بود

00:04:27.339 --> 00:04:29.339
انشاالله

00:04:29.339 --> 00:04:31.379
بهترین قرن ها

00:04:31.379 --> 00:04:34.379
موقعیت ها و مثال ها

00:04:34.379 --> 00:04:36.379
او به دنبال رسول خدا رفت

00:04:36.379 --> 00:04:39.379
اگر تلاش کرد یا گفت

00:04:39.379 --> 00:04:41.379
آنها اینجا بودند

00:04:41.379 --> 00:04:44.379
ابرهای زندگی ما را سیراب می کنند

00:04:44.379 --> 00:04:46.379
دهان او و در ما

00:04:46.379 --> 00:04:50.379
یادشان بزرگ است

00:04:50.379 --> 00:04:52.379
رفتند و رفتند

00:04:52.379 --> 00:04:55.379
یک سوال در وجدان وجود دارد

00:04:55.379 --> 00:04:57.379
آیا آنها را دوست دارید؟

00:04:57.379 --> 00:05:00.379
آسمان ستاره و تپه ها

00:05:00.379 --> 00:05:02.379
آنها پر از زندگی شدند

00:05:02.379 --> 00:05:05.379
به عملکرد آنها افتخار می کنند

00:05:05.379 --> 00:05:07.379
و من به آنها افتخار می کردم

00:05:07.379 --> 00:05:10.379
دنیای رویاها یک دله است
