بسم الله الرحمن الرحیم با قلم های چوف و جوهر عشق ما ثروتی گرانبهاتر از طلا خلق می کنیم در وصف استاد خلقت خدا رحمتش کند و درود فرستد شمایل محمدیه باب آنچه ذکر شد در وصف عمامه رسول خدا صلی الله علیه و آله. عمامه نامی که به آنچه بر سر پوشیده می شود و آن را کاملاً می پوشاند داده می شود عمامه بستن رسم اعراب است عن جابر رضی الله عنه گفت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز فتح با عمامه سیاه وارد مکه شد. در این حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز فتح با عمامه سیاه وارد مکه شد. برای ما اتفاق افتاد که با بخشش بر سر وارد شد بین این دو حدیث منافاتی وجود ندارد به دلیل احتمال اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای حفظ سر خود مقفر می پوشید. بالای آن عمامه است همچنین ممکن است اولاً آمرزنده بر سر او باشد رضی الله عنه. بعد که کارها درست شد، میتر را برداشت و عمامه گذاشت از جعفر بن عمر بن حارث از پدرش فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم که بر منبر خطبه می خواند و عمامه سیاه بر سر داشت. در این حدیث دلیل بر جایز بودن گاهی سیاه پوشیدن وجود دارد از این رو خلفای ابن عباس سیاه پوشی را شعار خود قرار دادند و برای فرمانداران، قضات و واعظان آنها پیامبر صلی الله علیه و آله لباس معمولی نمی پوشید در اعیاد و مجالس و مجالس بزرگ اصلاً شعار او نبود بلکه اتفاق افتاد که عمامه سیاه در روز فتح بر سر گذاشت نه بقیه اصحاب. تمام لباس های او در آن زمان سیاه بود عن عبید الله بن عمر عن نافع. از ابن عمر رضی الله عنهم گفت وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله کم نور شد عمامه اش را بین شانه هایش انداخت نافع گفت: ابن عمر چنین می کرد عبیدالله گفت: قاسم بن محمد و سالم را دیدم که چنین کردند. در این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله تاریک می شد یعنی عمامه بر سر ببندد و دور سرش بپیچد عمامه اش را بین شانه هایش انداخت یعنی عمامه اش را شل کرد و فرستاد تا انتهایش بین دوش بیفتد به آن کما می گویند و گفت: ابن عمر چنین می کرد یعنی با عمامه اش مثل کاری که پیغمبر صلی الله علیه و آله انجام می داد می کند. بنابراین دم او را بین شانه هایش قرار می دهد و گفت: قاسم بن محمد و سالم را دیدم که چنین کردند. یعنی برای عمامه خود حاشیه درست می کنند و بین دوش می فرستند نشانه تقلید افراد صالح از یکدیگر از ابن عباس رضی الله عنهم پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب به مردم گفت و یک حلقه تیره روی آن قرار دارد در این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مردم را مورد خطاب قرار داده است و یک حلقه تیره روی آن قرار دارد هدبند چیزی است که دور سر پیچیده و بسته می شود یعنی عمامه و گفت: چاق یعنی سیاه می گفتند رنگ آن مانند رنگ چربی است که چاق است این یکی از آثار عطری است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر سرش می زد. هشدار در مورد فضیلت عمامه زدن از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حدیث صحیحی وارد نشده است. تنها آنچه در این مورد به طور صحیح از ایشان گزارش شده این است که ایشان رضی الله عنه آن را پوشیده است. گفته شده عمامه گذاشتن سنت است؟ اصل اساسی این است که انسان باید لباس مردم کشورش را بپوشد او به هیچ وجه خود را از آنها متمایز نمی کند مگر اینکه خلاف قانون باشد پیامبر صلی الله علیه و آله عمامه بر سر داشت چون لباس مردمش بود آن را زیر کاپوت پوشید عمامه بر سر بدون کلاه او کلاه جمجمه را بدون عمامه بر سر می گذارد همچنین خداوند رحمتش کند گاهی عمامه را رها می کرد گاهی آن را بدون عمامه می بندد چنانکه امام ابن قیم رحمه الله فرموده است باب آنچه در وصف لباس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شد. ایزار همان چیزی است که قسمت پایین بدن با آن پیچیده شده است عبا همان چیزی است که بر روی شانه ها قرار می گیرد قسمت بالایی بدن با آن پوشیده شده است از ابوبرده رضی الله عنه گفت عایشه رضی الله عنها جامه نمدی برای ما آورد و جامه ضخیم گفت: روح رسول خدا صلی الله علیه و آله در این اسیر شد. در این حدیث عایشه رضی الله عنها برای برخی از تابعین فرستاده شد پوشش نمدی جامه پارچه ای است که دوخته نمی شود ولی همینطوره که هست او رضی الله عنه با آن قسمت بالای بدن خود را می پوشاند و نمد وصله شده است یعنی وسط ضخیم با تکه های زیاد غلیظ شد و گفت و جامه ضخیم هر پارچه ضخیم رضی الله عنه پایین تنه خود را با آن می پیچید گفت که رسول خدا صلی الله علیه و آله در این امر وفات کرد یعنی در این دو لباس خواست خدا از او راضی باشد نشان دهید که این لباس ها با همه سختی ها و زمختی هایش لباس او پس از فتوحات است و در ایام کمال حجت او و تصرف او در بیشتر پول و شکست او از دشمنانش زیرا زمان وفات او زمان قوت اسلام بود با این حال، او به ثروت این دنیا اهمیت نمی داد نه با کالاهای فانی او از اشعث بن سلیم می‌گوید: شنیدم که عمه ام در مورد عمویش صحبت می کند گفت در حالی که در شهر قدم می زدم بنابراین یک نفر پشت سر من می گوید جامه خود را بلند کن که پرهیزگارتر و ماندگارتر است پس او رسول خدا صلی الله علیه و آله است پس گفتم یا رسول الله بلکه پرده نمکی است عمالک گفت بدتر پس نگاه کردم و دیدم لباس پایینش به نصف پایم رسیده است در این حدیث صحابه خدا از او راضی باشد در شهر قدم می زد سپس پیامبر صلی الله علیه و آله نزد او آمد به او گفت لباست را بلند کن زیرا پوشیدن جامه مستلزم گرو است هر چه انسان بیشتر راه برود، لباسش راحت تر می شود به همین دلیل است که پیامبر صلی الله علیه و آله به او دستور داد با تعهدش این را توضیح داد اینکه او باتقواتر است یعنی بین تو و خداوند متعال با رسیدن به اطاعت او و هر کدام را برای لباس خود نگه دارید چون اگر آن را بالا بیاورید در امان خواهد بود و او برای مدت طولانی با شما ماند مگر اینکه آرامش کنی زمین روی آن تاثیر می گذارد در یک رمان آمده است ماندگارتر و خالص تر است یعنی پاک کننده لباس صحابی به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت بلکه پرده نمکی است یعنی این همان لباسی است که من می پوشم دارای رنگ سفید مخلوط با سیاه است لباس بادیه نشینان است لباس های فانتزی نیست انگار می خواست بگوید این لباسی است که باید در نظر گرفته شود در مجالس و انجمن ها پوشیده نمی شود اما این یک لباس حرفه ای است بدون لباس فانتزی و گفتار او رضی الله عنه امید شما هم به همین صورت است یعنی الگو و پیرو منظور این است که او مشتاق الگوبرداری از پیامبر صلی الله علیه و آله است لباس هایش را کوتاه می کند حتی اگر قصد نداشت لباسش را نگه دارد یا در دلش غرور و تکبر نداشت؟ که در اسبال انتظار می رود زیرا صرف الگوگیری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم لازم است که فرد لباس خود را بلند کند از این رو وقتی صحابه به عزل پیامبر صلی الله علیه و آله نگاه کرد تا نصف پایم را دید و برعکس این روایت شده است که امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه در آن روز با چاقو زخمی شد. مردم برای خداحافظی و ستایش نزد او می آمدند سپس مرد جوانی نزد او آمد گفت یا امیرالمؤمنین بشارت ده که خداوند تو را بشارت داده است. از همراهی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و آنچه آموخته ای در اسلام عرضه کن بعد برگشتم و عوض شدم سپس یک شهادت عمر رضی الله عنه گفت آرزو کردم که این یک امرار معاش باشد، نه برای من و نه برای من وقتی مرد جوان موفق شد اگر لباس او به زمین برسد او به پسر جواب داد و به او گفت برادرزاده ام لباست را بلند کن لباس شما را حفظ می کند و از پروردگارت بترس و همچنین نسبت به این موقعیت سوگند به عبدالله بن عمر رضی الله عنهم جایی که گفت بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم و علی ایزار قهقهه می زند یعنی مختل می شود و حرکت می کند گفت این کیه؟ گفتم عبدالله گفت: اگر بنده خدایی. پس لباست را بلند کن ابن عمر گفت بنابراین لباسم را تا نصف پاها بلند کردم لباس او را از تن در نیاورد تا اینکه مرد از حذیفه بن الیمان رضی الله عنه می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را گرفت با ماهیچه ساق پا یا ساق پا و او گفت اینجا جای ایزار است اگر امتناع کردید، پس پایین اگر امتناع کنم پوشیدن لباس روی مچ پا حق ندارد در این حدیث که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عضله ساق پای او یا پای حذیفه رضی الله عنه را گرفت متشکرم راوی و او گفت اینجا جای ایزار است و عضله این چربی است که پشت پا گیر کرده است جلیقه مومن به نصف ساق پا می رسد یا ماهیچه پایش و او گفت: اگر امتناع کنم. یعنی از اتخاذ نیت خودداری کردم در بالا بردن لباس تا نصف ساق پا شما اجازه دارید که از آن مکان به بیراهه بروید مشروط بر اینکه جامه شما به مچ پا نرسد مچ پاها حق ندارند لباس به آنها برسد به همین دلیل گفت اگر امتناع کنم پوشیدن لباس روی مچ پا حق ندارد بهره مند شوند اگر مسلمانی بداند که پیامبر ما صلی الله علیه و آله و سلم احادیث صحیح زیادی درباره او وجود دارد در هشدار نسبت به اتلاف چنانکه ایشان رضی الله عنه فرمودند هر چه زیر قوزک لباس باشد در جهنم است و گفتار او رضی الله عنه سه نفر هستند که خداوند در قیامت با آنها سخن نمی گوید به آنها نگاه نمی کند و از آنها تمجید نمی کند و برای آنان عذابی دردناک است الماسبل و المنان و کسى که مال خود را به سوگند دروغ انفاق کند چگونه می توانست به این تهدید شدید راضی باشد؟ که نشان می دهد اتلاف گناه کبیره است دانشمندان گفتند تا قوزک لباس پایین آمد ممنوعیت مطلق حرام است چه برای غرور باشد چه نباشد اما برای باطل حرام تر است متاسفانه که چند جوان احمق اگر کسی را می دیدند که لباسی پوشیده که تا نیمه پاهایم می رسید مسخره اش کردند بعد که بعد از مدتی غربی ها را دیدند شلوار تا زانو می پوشند آنها کار خودشان را کردند پس با شلوار تا زانو در خیابان ها بیرون رفتند این نشان دهنده بیماری در قلب این جوانان است جایی که نشان دادند بلکه هدایت پیامبر صلی الله علیه و آله را مسخره می کردند که بهترین راهنمایی است آنها باطلى را كه از جانب دشمنانشان آمده بود، پذيرفتند و این حکم یعنی بالا بردن لباس تا نصف ساق پا انحصاری برای مردان نه زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وقتی گفت آن که جامه خود را با اسب می کشد خداوند در روز قیامت به او نگاه نکرد ام سلمه رضی الله عنه گفت پس چگونه زنان را با دم خود می سازند؟ یرخین یک اینچ گفت و او گفت اگر پاهایش نمایان باشد فرخینا بازویی گفت چیزی بهش اضافه نکن بازو از آرنج تا نوک انگشتان به زنان دستور داده شده است که بپوشانند او برای نگهداری آن آماده می شود و او را از نگاه های گناه آلود و نادرست محافظت کند بنابراین به او دستور داده شد که لباس خود را از این طریق گشاد کند حتی اگر لباس ممکن است در معرض مقداری کثیفی باشد اما علاقه به پوشاندن پاهای او بیشتر و محتمل تر است بقیه صحبت ها انشاالله و خدا داناتر است صلوات و درود خدا بر پیامبر ما محمد و بر همه خانواده و یارانش