1 00:00:00,020 --> 00:00:04,019 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:04,019 --> 00:00:09,429 انجمن مواضع تقدیم می کند 3 00:00:09,429 --> 00:00:12,429 در ماه رمضان اتفاق افتاد 4 00:00:12,429 --> 00:00:15,720 نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا 5 00:00:15,720 --> 00:00:19,100 حادثه آموری 6 00:00:19,100 --> 00:00:24,289 در سال 223 ه 7 00:00:24,289 --> 00:00:26,289 و در ماه مبارک رمضان 8 00:00:26,289 --> 00:00:30,289 معتصم بن الرشید به دژهای عموریه یورش برد 9 00:00:30,289 --> 00:00:33,289 در 150 هزار سربازش 10 00:00:33,289 --> 00:00:36,289 و شهری را که برای فاتحان عزیز بود فتح کرد 11 00:00:36,289 --> 00:00:40,289 از زمان اسکندر مقدونی تا زمان او 12 00:00:40,289 --> 00:00:44,420 حادثه آموری ها در برابر زمان غافلگیر کننده بود 13 00:00:44,420 --> 00:00:47,420 گوهری در تاریخ اسلام 14 00:00:47,420 --> 00:00:50,420 و چهارراه تاج زن المعتصم 15 00:00:50,420 --> 00:00:53,640 نگهبان امروریا، قوی و مستحکم 16 00:00:53,640 --> 00:00:56,640 و باشکوه ترین روزش 17 00:00:56,640 --> 00:00:59,640 و به خلیفه ای که پایه های آن را به لرزه درآورد 18 00:00:59,640 --> 00:01:01,640 و ساختار آن را تضعیف کرد 19 00:01:01,640 --> 00:01:04,640 داستانی مهیج که با ایمان به آن دامن می زند 20 00:01:04,640 --> 00:01:06,739 هسته اصلی او غرور است 21 00:01:06,739 --> 00:01:09,739 پس بیایید از این روز بزرگ لذت ببریم 22 00:01:09,739 --> 00:01:12,739 یکی از شاهکارهای روزگار خداست 23 00:01:12,739 --> 00:01:15,959 این داستان شروع می شود 24 00:01:15,959 --> 00:01:17,959 روزی که در را باز می فرستم 25 00:01:17,959 --> 00:01:19,959 یکی از ایرانیان توانا 26 00:01:19,959 --> 00:01:22,959 غیر اسلامی و مسلمان 27 00:01:22,959 --> 00:01:25,959 نامه ای به تئوفیل، پادشاه روم 28 00:01:25,959 --> 00:01:28,090 در آن می گوید 29 00:01:28,090 --> 00:01:31,090 بیست سال در مقابل مسلمانان مقاومت کردم 30 00:01:31,090 --> 00:01:34,090 و پنجاه و دویست هزار نفر را کشتم 31 00:01:34,090 --> 00:01:36,090 یکی از بهترین سربازهاشون 32 00:01:36,090 --> 00:01:39,090 هفت تن از فرماندهان ارشد آنها را شکست داد 33 00:01:39,090 --> 00:01:42,090 هزاران نفر خسته هستند 34 00:01:42,090 --> 00:01:44,090 چه کسی با پول خود سخاوتمند است؟ 35 00:01:44,090 --> 00:01:47,090 بدون آنها آمد و آنها نتوانستند پا بر روی صخره ها بگذارند 36 00:01:47,090 --> 00:01:50,090 منطقه ای واقع در فارس علیا 37 00:01:50,090 --> 00:01:53,090 معتصم العباسی 38 00:01:53,090 --> 00:01:55,090 می خواست از خودش انتقام بگیرد 39 00:01:55,090 --> 00:01:57,090 مأمون قبل از او اعدام شد 40 00:01:57,090 --> 00:02:00,090 پس تمام سربازان خود را به جنگ فرستاد 41 00:02:00,090 --> 00:02:03,090 و او به مبارزه من، به ویژه مردانش نفوذ کرد 42 00:02:03,090 --> 00:02:06,090 تا اینکه جزو کسانی بود که آنها را به خدمت گرفتند 43 00:02:06,090 --> 00:02:09,090 خیاطی که لباس می دوزد 44 00:02:09,090 --> 00:02:12,469 و آشپز او که غذایش را می پزد 45 00:02:12,469 --> 00:02:15,469 اگر می خواهید انتقام دین و قوم خود را بگیرید 46 00:02:15,469 --> 00:02:17,469 از مسلمانان و جانشینان آنها 47 00:02:17,469 --> 00:02:20,469 این فرصت بی بدیل از دست خواهد رفت 48 00:02:20,469 --> 00:02:23,469 مواظب باشید که از بین نرود و پشیمان شوید 49 00:02:23,469 --> 00:02:26,919 جایی که پشیمانی فایده ای ندارد 50 00:02:26,919 --> 00:02:29,919 یوویل متقاعد شده بود که آنچه به او گفت درست است 51 00:02:29,919 --> 00:02:31,919 درب شما باز است 52 00:02:31,919 --> 00:02:33,919 او را خلیفه مسلمین می دانستند 53 00:02:33,919 --> 00:02:36,919 او مصمم است که حرکت درب شما را نابود کند 54 00:02:36,919 --> 00:02:39,949 مهم نیست چقدر گران است 55 00:02:39,949 --> 00:02:42,949 یوویل نمی خواست این فرصت را از دست بدهد 56 00:02:42,949 --> 00:02:44,949 بر خودش و مردمش 57 00:02:44,949 --> 00:02:48,949 او مصمم بود از خلفای مسلمان انتقام بگیرد 58 00:02:48,949 --> 00:02:51,949 چه کسی آنها را بیش از یک بار مجبور کرد 59 00:02:51,949 --> 00:02:54,949 پس خراج داد در حالی که خوار و ذلیل بودند 60 00:02:54,949 --> 00:02:57,949 بنابراین یوویل برای این موضوع آماده شد 61 00:02:57,949 --> 00:02:59,949 و هدیه اش را گرفت 62 00:02:59,949 --> 00:03:02,949 او راهی شهر زاپاترا شد 63 00:03:02,949 --> 00:03:04,949 زادگاه معتصم 64 00:03:04,949 --> 00:03:07,949 یکصد و هفتاد هزار نفر از سربازان او 65 00:03:07,949 --> 00:03:11,949 و هبوط مانون بر شهر مصیبت زده نازل شد 66 00:03:11,949 --> 00:03:13,949 قلعه های آن را ویران کرد 67 00:03:13,949 --> 00:03:15,949 و زمین او را تصرف کرد 68 00:03:15,949 --> 00:03:17,949 و مدافعان آن اسیر شدند 69 00:03:17,949 --> 00:03:20,949 زنان و فرزندانش را به اسارت گرفت 70 00:03:20,949 --> 00:03:24,020 و همه اینها درد دل او را التیام نداد 71 00:03:24,020 --> 00:03:27,020 حتی مثال زدن به اسیر او هم مثالی شیطانی است 72 00:03:27,020 --> 00:03:29,020 پس چشمانشان را مسموم کرد 73 00:03:29,020 --> 00:03:32,020 بینی آنها را تیز کرد و گوشهایشان را سفت کرد 74 00:03:32,020 --> 00:03:35,020 او آنها را در سراسر کشورش گردش کرد 75 00:03:35,020 --> 00:03:38,110 در حالی که نهضت خرمی... 76 00:03:38,110 --> 00:03:40,110 آخرین نفسش را کشید 77 00:03:40,110 --> 00:03:43,110 زیر بار لشکریان قدرتمند معتصم 78 00:03:43,110 --> 00:03:46,110 بت او بابک بود 79 00:03:46,110 --> 00:03:50,110 او توسط سربازان شجاع مسلمان اسیر شد 80 00:03:50,110 --> 00:03:54,110 خلیفه معتصم برای محافظت از سپاه پیروز خود بیرون می رفت 81 00:03:54,110 --> 00:03:59,110 او دو روسری از جواهرات بر سر رهبر پیروز خود می بندد 82 00:03:59,110 --> 00:04:04,110 او و نظامیانش بیست هزار درهم دریافت خواهند کرد 83 00:04:04,110 --> 00:04:09,110 در حالی که شادی ها در تمام کشورهای مسلمان به اوج خود می رسید 84 00:04:09,110 --> 00:04:14,110 سربازان در سر بابک الخرامی آن را محاصره می کردند 85 00:04:14,110 --> 00:04:18,110 معتصم خبر نکبت زبرطه را دریافت کرد 86 00:04:18,110 --> 00:04:23,110 به او رساندند که زن مسلمان از زنان پاکدامن و پاکدامن است 87 00:04:23,110 --> 00:04:26,110 به دست یک مرد قدرتمند رومی افتاده است 88 00:04:26,110 --> 00:04:29,110 وقتی او را به اسارت می بردند، صدا زد 89 00:04:29,110 --> 00:04:32,110 وا موتصامه 90 00:04:32,110 --> 00:04:36,110 ندای جوانمردی او را تکان داد و مردانگی او را برانگیخت 91 00:04:36,110 --> 00:04:39,110 از روی تخت بلند شد و گفت 92 00:04:39,110 --> 00:04:41,110 شما اینجا هستید، اینجا هستید 93 00:04:41,110 --> 00:04:44,240 معتصم همین الان بلند شد 94 00:04:44,240 --> 00:04:47,240 او برای ملت خود لباس پوشید و اسلحه خود را برداشت 95 00:04:47,240 --> 00:04:50,240 کیسه ای برداشت و مقداری غذا در آن گذاشت 96 00:04:50,240 --> 00:04:52,240 و مصونیت سوار شد 97 00:04:52,240 --> 00:04:55,240 در دروازه های قصرش فریاد زد 98 00:04:55,240 --> 00:05:00,240 سوگند یاد کرد که به سوی او برنگردد مگر به عنوان شهیدی که بر گردن اوست 99 00:05:00,240 --> 00:05:05,240 یا انتقام‌جوی پیروز برای شهر دردمند 100 00:05:05,240 --> 00:05:08,240 و زن مسلمان مورد تجاوز 101 00:05:08,240 --> 00:05:11,399 سپس از کاخ خلافت برای دیده بان خود خارج شد 102 00:05:11,399 --> 00:05:15,399 ده شب در خانه عمومی بغداد ماند 103 00:05:15,399 --> 00:05:19,399 برای آماده سازی تجهیزات، برنامه ریزی و بسیج ارتش 104 00:05:19,399 --> 00:05:26,459 هنگامی که دستگاهی را تهیه کرد که هیچ یک از خلفای مسلمان مانند آن را تهیه نکرده بود 105 00:05:26,459 --> 00:05:30,459 قاضی بغداد، عبدالرحمن بن اسحاق را آوردند 106 00:05:30,459 --> 00:05:34,459 سیصد مرد عادل را با خود آورد 107 00:05:34,459 --> 00:05:38,459 پس آنان را بر اراده خود و تقسیم اموالش شهادت داد 108 00:05:38,459 --> 00:05:40,459 پس یک سوم پولش را به خدا داد 109 00:05:40,459 --> 00:05:44,459 بقیه به همسران، فرزندان و افراد تحت تکفل او می رسد 110 00:05:44,459 --> 00:05:48,459 از کل ثروتش فقط یک هشتم از کفن خود را برداشت 111 00:05:48,459 --> 00:05:54,750 معتصم به دیدار دشمن خدا و دشمنش با سپاه اللجب امیدوار بود. 112 00:05:54,750 --> 00:05:57,750 در آن، همانطور که مورخان می گویند 113 00:05:57,750 --> 00:05:59,750 هشتاد هزار اسب ابلق 114 00:05:59,750 --> 00:06:02,750 هشتاد هزار اسب ادهم 115 00:06:02,750 --> 00:06:06,750 انشالله منجنیق و اسلحه و ماشین جنگی هست 116 00:06:06,750 --> 00:06:10,750 این علاوه بر نیاز سربازان است 117 00:06:10,750 --> 00:06:13,750 از حیض و روایات و قرب 118 00:06:13,750 --> 00:06:16,750 او مقصد خود را آموریا کرد 119 00:06:16,750 --> 00:06:19,750 این به این دلیل است که او یک روح مسیحی بود 120 00:06:19,750 --> 00:06:22,750 جاده منتهی به قسطنطنیه 121 00:06:22,750 --> 00:06:25,750 و شهری که توسط فاتحان ویران شد 122 00:06:25,750 --> 00:06:28,750 از زمان اسکندر تا روز معتصم 123 00:06:28,750 --> 00:06:32,750 پس قوتشان دادم و تحت ستم بازگرداندم 124 00:06:32,750 --> 00:06:37,750 این فقط به این دلیل بود که قلعه ساخته بود 125 00:06:37,750 --> 00:06:39,750 و نشانه های سرکش 126 00:06:39,750 --> 00:06:42,750 این شهر همچنین شهر خاندان حاکم است 127 00:06:42,750 --> 00:06:46,750 و زادگاه تئوفیل، امپراتور روم 128 00:06:46,750 --> 00:06:51,850 معتصم گروه زیادی از لشکر خود را به آنکارا فرستاد 129 00:06:51,850 --> 00:06:54,850 تا تئوفیل را رها کند و او را از او دور کند 130 00:06:54,850 --> 00:06:58,850 او با بقیه سپاهش به سمت آموریا حرکت کرد 131 00:06:58,850 --> 00:07:01,850 من به شهر بزرگ نزدیک نشدم 132 00:07:01,850 --> 00:07:04,850 او ارتش خود را به سه سپاه تقسیم کرد 133 00:07:04,850 --> 00:07:08,850 هر کدام از آنها رهبر خود را برای هدایت آن داشتند 134 00:07:08,850 --> 00:07:13,850 به هر ارتش روزی اختصاص داده شد که در آن روزهای متناوب می جنگید 135 00:07:13,850 --> 00:07:15,850 وقتی اولین لشکر از راه رسید 136 00:07:15,850 --> 00:07:18,850 او دو بار به اطراف امریه رفت 137 00:07:18,850 --> 00:07:21,850 سپس بر دیوارهای آن موضع گرفت 138 00:07:21,850 --> 00:07:23,879 سپس لشکر دوم دنبال شد 139 00:07:23,879 --> 00:07:25,879 پس دور آن حلقه زد 140 00:07:25,879 --> 00:07:28,879 او سمت تعیین شده خود را اشغال کرد 141 00:07:28,879 --> 00:07:30,879 سپس ارتش سوم آنها را تعقیب کردند 142 00:07:30,879 --> 00:07:33,879 در محل مورد نظر خود مستقر شد 143 00:07:33,879 --> 00:07:38,040 در هفته اول ماه مبارک رمضان 144 00:07:38,040 --> 00:07:41,040 در سال دویست و بیست و سه هجری 145 00:07:41,040 --> 00:07:47,040 منجنیق ها در اطراف دیوارهای آموری در هر طرف نصب شده بودند 146 00:07:47,040 --> 00:07:50,040 سه لشکر مسلمان بودند 147 00:07:50,040 --> 00:07:52,040 اطراف شهر مستحکم 148 00:07:52,040 --> 00:07:56,040 امواج جزیره ای در دریا را احاطه کرده اند 149 00:07:56,040 --> 00:08:00,100 دور زدن آن مانند دستبند دور مچ است 150 00:08:00,100 --> 00:08:03,100 اولین ارتش در شیفت خود جنگید 151 00:08:03,100 --> 00:08:06,100 او بزرگترین مصیبت را در جنگش متحمل شد 152 00:08:06,100 --> 00:08:09,100 سپس ارتش دوم در شیفت خود به دنبال آنها رفت 153 00:08:09,100 --> 00:08:12,100 از لشکر اول بیشتر اضافه کرد و از آن وام گرفت 154 00:08:12,100 --> 00:08:15,100 سپس ارتش سوم آنها را تعقیب کردند 155 00:08:15,100 --> 00:08:18,100 رهبری آن را خود معتصم بر عهده داشت 156 00:08:18,100 --> 00:08:21,100 او شجاعت و نبوغ زیادی از خود نشان داد 157 00:08:21,100 --> 00:08:25,100 مردم شایستگی دو ارتش قبلی را به سختی فراموش کرده اند 158 00:08:25,100 --> 00:08:30,100 درگیری چند روزی به همین منوال ادامه یافت 159 00:08:30,100 --> 00:08:33,100 با این حال، دیوارهای شهر تخریب شده است 160 00:08:33,100 --> 00:08:37,100 در برابر حملات منجنیق مسلمانان ایستادگی کرد 161 00:08:37,100 --> 00:08:40,100 او اصلا تحت تأثیر آن قرار نگرفت 162 00:08:40,100 --> 00:08:44,100 اما این امر در حمایت از معتصم و لشکریانش کوتاهی نکرد 163 00:08:44,100 --> 00:08:47,100 او آنها را به دلیل اطمینان آنها به پیروزی ناراحت نکرد 164 00:08:47,100 --> 00:08:50,100 اما ناراحتی آنها موضوع دیگری است 165 00:08:50,100 --> 00:08:53,100 از ابوبکر الصولی روایت شده که گفت: 166 00:08:53,100 --> 00:08:57,100 روایت است که یعقوب بن جعفر بن سلیمان گفت 167 00:08:57,100 --> 00:09:00,100 من با معتصم در روز عموریه هجوم آوردم 168 00:09:00,100 --> 00:09:03,100 یک مرد رومی عادت داشت هر روز بیدار شود 169 00:09:03,100 --> 00:09:06,100 روی یکی از دیوارهای شهر 170 00:09:06,100 --> 00:09:09,100 او پیامبر صلی الله علیه و آله را لعن می کند 171 00:09:09,100 --> 00:09:12,100 در عربی، وحشتناک ترین توهین ها 172 00:09:12,100 --> 00:09:14,100 نام و نسب خود را ذکر می کند 173 00:09:14,100 --> 00:09:17,100 این امر برای مسلمانان دشوارتر شد 174 00:09:17,100 --> 00:09:19,100 احساسات آنها را برانگیخت 175 00:09:19,100 --> 00:09:23,100 آنها شروع به پرتاب تیرهای ضربی به سمت او کردند، اما به او برخورد نکردند 176 00:09:23,100 --> 00:09:26,100 و خوب پرتاب می کردم 177 00:09:26,100 --> 00:09:29,100 در حالی که مرد آن عمل شنیع را انجام می داد 178 00:09:29,100 --> 00:09:31,100 توسط زن جوان پذیرفته شده است 179 00:09:31,100 --> 00:09:33,100 پس مجروح شدم 180 00:09:33,100 --> 00:09:35,100 از روی دیوار افتاد 181 00:09:35,100 --> 00:09:37,100 مسلمانان بزرگ شدند و شادی کردند 182 00:09:37,100 --> 00:09:40,100 معتصم خوشحال شد و گفت 183 00:09:40,100 --> 00:09:42,100 علی با مردی که به او شلیک کرد 184 00:09:42,100 --> 00:09:44,100 بنابراین من در دستان او ظاهر شدم 185 00:09:44,100 --> 00:09:47,100 گرم ترین استقبال را از من کرد 186 00:09:47,100 --> 00:09:49,100 او از من بسیار تعریف کرد 187 00:09:49,100 --> 00:09:51,100 سپس گفت 188 00:09:51,100 --> 00:09:52,100 تو کی هستی؟ 189 00:09:52,100 --> 00:09:54,100 پس من به او تعلق داشتم 190 00:09:54,100 --> 00:09:56,100 من از بنی هاشم بودم 191 00:09:56,100 --> 00:09:57,100 و او گفت 192 00:09:57,100 --> 00:10:00,100 الحمدلله که این تیر را ثواب قرار داد 193 00:10:00,100 --> 00:10:03,100 برای مردی از خانواده ام 194 00:10:03,100 --> 00:10:05,100 بعد رو به من کرد و گفت 195 00:10:05,100 --> 00:10:08,100 ثواب خود را از این سهم به من بفروش 196 00:10:08,100 --> 00:10:09,100 پس گفتم 197 00:10:09,100 --> 00:10:13,100 ثواب آن چیزی نیست که فروخته می شود یا امیرالمؤمنین 198 00:10:13,100 --> 00:10:14,100 و او گفت 199 00:10:14,100 --> 00:10:16,100 آرزوی تو را دارم 200 00:10:16,100 --> 00:10:18,100 صد هزار درهم به من تعارف کرد 201 00:10:18,100 --> 00:10:21,100 پس گفتم: ثواب خود را نمی فروشم. 202 00:10:21,100 --> 00:10:23,100 او همچنان در حال افزایش آن است 203 00:10:23,100 --> 00:10:26,100 تا اینکه به 500 هزار درهم رسید 204 00:10:26,100 --> 00:10:27,100 پس گفتم 205 00:10:27,100 --> 00:10:30,100 من اجر خود را با دنیا و آنچه در آن است عوض نمی کنم 206 00:10:30,100 --> 00:10:34,100 اما نصف ثواب این سهم را به شما داده ام 207 00:10:34,100 --> 00:10:37,100 خدا شاهد آن من است 208 00:10:37,100 --> 00:10:40,100 معتصم بزرگترین لذت را بیان کرد و گفت: 209 00:10:40,100 --> 00:10:42,100 خداوند به شما اجر بدهد 210 00:10:42,100 --> 00:10:46,100 و از من روی گردان و با دشمن خدا و دشمن او بجنگ 211 00:10:46,100 --> 00:10:49,299 از لشکر مسلمانان ادامه یافت 212 00:10:49,299 --> 00:10:53,299 شهر ده روز متوالی ضربه خورد 213 00:10:53,299 --> 00:10:57,299 شاید خللی در آن وجود داشت، اما کارساز نبود 214 00:10:57,299 --> 00:11:02,299 در اینجا سرنوشت با مردی از مسلمانان به معتصم کمک کرد 215 00:11:02,299 --> 00:11:05,299 رومی ها چند سال پیش او را اسیر کرده بودند 216 00:11:05,299 --> 00:11:08,299 او به مسیحیت گروید و در آموریا اقامت گزید 217 00:11:08,299 --> 00:11:13,389 همین که دید سپاه اسلام اذان را در آسمان بلند می کند 218 00:11:13,389 --> 00:11:16,389 صدای هلهله و تکبیر را شنید 219 00:11:16,389 --> 00:11:19,389 تا اینکه روحش در حسرت دین خدا بود 220 00:11:19,389 --> 00:11:22,389 ایمان به خدا در سینه اش بیدار شد 221 00:11:22,389 --> 00:11:25,389 او یواشکی از شهر مستحکم بیرون رفت 222 00:11:25,389 --> 00:11:27,389 به سپاهیان مسلمانان پناه برد 223 00:11:27,389 --> 00:11:29,389 او این دو گواهی را اعلام کرد 224 00:11:29,389 --> 00:11:32,389 راز بزرگی را بر معتصم فاش کرد 225 00:11:32,389 --> 00:11:34,389 به معتصم گفت 226 00:11:34,389 --> 00:11:38,389 که قسمتی از دیوار شهر ویران شده بود 227 00:11:38,389 --> 00:11:41,389 به دلیل سیل عظیمی که او را در نوردید 228 00:11:41,389 --> 00:11:46,389 بنابراین یوویل به فرماندار خود در آموریا نامه نوشت تا آن را بازسازی کند 229 00:11:46,389 --> 00:11:48,389 کارگر در این باره فتوا داد 230 00:11:49,389 --> 00:11:51,389 او نمی دانست که تو می آیی 231 00:11:51,389 --> 00:11:55,389 تا اینکه به سرعت بیرون دیوار را با سنگ ساخت 232 00:11:55,389 --> 00:11:58,389 و استتار درونی او استتار است 233 00:11:58,389 --> 00:12:01,389 سپس معتصم محل خود را نشان داد 234 00:12:01,389 --> 00:12:05,389 خلیفه منجنیق ها را به آن محل هدایت کرد 235 00:12:05,389 --> 00:12:09,389 شروع کرد به پرتاب آن، یکی پس از دیگری 236 00:12:09,389 --> 00:12:11,389 تا اینکه حصار ترک خورد 237 00:12:11,389 --> 00:12:13,389 و شکافی از او باز شد 238 00:12:13,389 --> 00:12:14,580 در آن 239 00:12:15,580 --> 00:12:18,580 سربازان مسلمان به شکاف آشکار نزدیک شدند 240 00:12:18,580 --> 00:12:23,580 فرد تشنه در یک روز گرم به دنبال منبعی تازه است 241 00:12:23,580 --> 00:12:29,580 آنها سوار بر اسبان خود جمع شدند تا با دشمن خدا و دشمن خود در داخل شهر ملاقات کنند 242 00:12:29,580 --> 00:12:34,580 در میان معدود افرادی که توانستند آموریا را تحت تأثیر قرار دهند، اتفاق افتاد 243 00:12:34,580 --> 00:12:37,580 و در میان بسیاری از رومی ها 244 00:12:37,580 --> 00:12:39,580 نبردهای شدید 245 00:12:39,580 --> 00:12:42,580 تنها چیزی که می شنید صدای برخورد شمشیرها بود 246 00:12:42,580 --> 00:12:44,580 زمزمه مبارزان 247 00:12:44,580 --> 00:12:48,649 و طنین نیزه ها و صبر سوراخ شدگان 248 00:12:48,649 --> 00:12:52,649 خورشید در هفدهم ماه رمضان غروب نکرد 249 00:12:52,649 --> 00:12:55,649 در سال دویست و بیست و سه هجری 250 00:12:55,649 --> 00:12:59,649 جز اینکه شهری باستانی و باستانی بوده است 251 00:12:59,649 --> 00:13:03,649 به روی لشکرهای پیروز مسلمان گشوده شد 252 00:13:03,649 --> 00:13:06,779 معتصم بن الرشید دیده شد 253 00:13:06,779 --> 00:13:11,779 او بر پشت اسب سرخش وارد شهر آموریا می شود 254 00:13:11,779 --> 00:13:14,779 سرش را به نشانه تسلیم در برابر خدا خم کرد 255 00:13:14,779 --> 00:13:16,779 از نعمت های او سپاسگزارم 256 00:13:16,779 --> 00:13:20,970 مسلمانان در این روز عموریا غنیمت گرفتند 257 00:13:20,970 --> 00:13:24,970 غنایمی که قابل شمارش نیست و قیمت آن قابل تخمین نیست 258 00:13:24,970 --> 00:13:27,970 هفتاد هزار نفر از مردم آن را در آنجا اسیر کردند 259 00:13:27,970 --> 00:13:31,970 غنائم و اسیران را به حومه شهر بردند 260 00:13:31,970 --> 00:13:34,970 سپس معتصم امر به امروریه کرد 261 00:13:34,970 --> 00:13:36,970 دیوارهای آن خراب شد 262 00:13:36,970 --> 00:13:38,970 و ساختار آن تخریب شد 263 00:13:38,970 --> 00:13:40,970 ویژگی های آن حذف شد 264 00:13:40,970 --> 00:13:43,970 روزهای زیادی سوخته بود 265 00:13:43,970 --> 00:13:46,970 تا اینکه سرپا گذاشتمش 266 00:13:46,970 --> 00:13:50,129 انگار دیروز نخواندی 267 00:13:50,129 --> 00:13:54,129 خلیفه الظاهر به بغداد، پایگاه حکومت خود بازگشت 268 00:13:54,129 --> 00:13:58,129 پیش از آن مژده فتح بزرگ بود 269 00:13:58,129 --> 00:14:00,129 بنابراین مردم به طور کامل بیرون رفتند 270 00:14:00,129 --> 00:14:03,129 با تشویق از او پذیرایی می کنند 271 00:14:03,129 --> 00:14:05,129 با گفتن «الله اکبر» به او سلام می کنند. 272 00:14:05,129 --> 00:14:09,129 آن را روی لیوان حاوی ریحان و گل رز می پاشند 273 00:14:09,129 --> 00:14:12,129 شاعران مورد تحسین قرار گرفتند 274 00:14:12,129 --> 00:14:17,129 ابوتمام آخرین بیت خود را در حضورش خواند که برای همیشه ماندگار است 275 00:14:17,129 --> 00:14:20,129 و خطاب به او فرمود: 276 00:14:20,129 --> 00:14:24,289 خلیفه الله اجر زحماتت را بدهد 277 00:14:24,289 --> 00:14:27,289 نطفه دین، اسلام و محاسبه 278 00:14:27,289 --> 00:14:31,350 آرامش بزرگ را دیدی اما ندیدی 279 00:14:31,350 --> 00:14:34,350 شما فقط روی پل خستگی می روید 280 00:14:34,350 --> 00:14:37,350 اگر بین انتهای ابدیت رحم باشد 281 00:14:37,350 --> 00:14:41,350 تهمت متصل یا غیر قراردادی 282 00:14:41,350 --> 00:14:44,350 بین روزهایت که در آن پیروز بودی 283 00:14:44,350 --> 00:14:48,350 بین روزهای بدر نزدیکترین نسب 284 00:14:48,350 --> 00:14:50,419 و هیچ فریبکاری وجود ندارد 285 00:14:50,419 --> 00:14:53,419 بدر در هفدهم ماه مبارک رمضان بود 286 00:14:53,419 --> 00:14:57,419 آموریا هم هفدهم بود 287 00:14:57,419 --> 00:14:59,419 من ماه رمضان را ترجیح می دهم 288 00:14:59,419 --> 00:15:03,419 او درخشان ترین روزهایش را ترجیح می داد