1 00:00:00,400 --> 00:00:03,399 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,399 --> 00:00:11,560 در وسعت خدا، شادی در سینه ها جاری می شود 3 00:00:11,560 --> 00:00:15,560 نزدیکی خود را به رحمان بیشتر کن 4 00:00:15,560 --> 00:00:18,559 مسجد محمد بن عبدالعزیز آل موسی 5 00:00:18,559 --> 00:00:21,559 به زیبایی ارائه شده است 6 00:00:21,559 --> 00:00:24,559 نامه را نگه دارید 7 00:00:24,559 --> 00:00:26,559 نوشته شیخ اسامه بحر 8 00:00:26,559 --> 00:00:28,559 خدا حفظش کنه 9 00:00:28,559 --> 00:00:35,560 هر کس خدا را اطاعت کند در شیرین ترین احساس ذوب می شود 10 00:00:35,560 --> 00:00:38,560 اثق الرضّه از ابوالدهده 11 00:00:38,560 --> 00:00:44,770 در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 12 00:00:44,770 --> 00:00:46,770 یه پسر یتیم 13 00:00:46,770 --> 00:00:49,770 او یک باغ میوه در مجاورت باغ یک مرد دارد 14 00:00:49,770 --> 00:00:52,770 پس پسر می خواست دیواری بسازد 15 00:00:52,770 --> 00:00:56,770 درخت نخل مرد در راه رسیدن به این دیوار او را قطع کرد 16 00:00:56,770 --> 00:00:58,770 پس نزد او رفت و گفت 17 00:00:58,770 --> 00:01:00,770 برادر من 18 00:01:00,770 --> 00:01:03,770 شما درختان نخل زیادی در باغ خود دارید 19 00:01:03,770 --> 00:01:08,769 اگر این درخت نخل را که دیوارم را مسدود کرده بود به من بدهی به دردت نمی خورد 20 00:01:08,769 --> 00:01:09,769 و او گفت 21 00:01:09,769 --> 00:01:12,769 نه به خدا نخل را به تو نمی دهم 22 00:01:12,769 --> 00:01:14,769 گفت: بفروش. 23 00:01:14,769 --> 00:01:15,769 و او گفت 24 00:01:15,769 --> 00:01:18,769 نه به خدا هیچ کدام از این کارها را نمی کنم 25 00:01:18,769 --> 00:01:22,769 پس این یتیم نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت 26 00:01:22,769 --> 00:01:23,769 و او گفت 27 00:01:23,769 --> 00:01:25,769 ای رسول خدا 28 00:01:25,769 --> 00:01:28,769 باغبان من کنار باغبان فلانی است 29 00:01:28,769 --> 00:01:31,769 و من می خواستم یک دیوار بسازم 30 00:01:31,769 --> 00:01:35,769 نخل این مرد مرا قطع کرد، اما او نپذیرفت 31 00:01:35,769 --> 00:01:39,769 پس برای من نزد او شفاعت کن شاید درخت خرما را به من بدهد 32 00:01:39,769 --> 00:01:41,769 ایشان رضی الله عنه فرمودند 33 00:01:41,769 --> 00:01:42,769 دعوتش کن 34 00:01:42,769 --> 00:01:44,769 وقتی آن مرد آمد 35 00:01:44,769 --> 00:01:47,769 حضرت درود خدا بر او فرمود 36 00:01:47,769 --> 00:01:49,769 این نخل را به برادرت بده 37 00:01:49,769 --> 00:01:51,769 گفت نه 38 00:01:51,769 --> 00:01:53,769 او این درخواست را سه بار تکرار کرد 39 00:01:53,769 --> 00:01:55,769 و مرد امتناع می کند 40 00:01:55,769 --> 00:01:57,769 ایشان رضی الله عنه فرمودند 41 00:01:57,769 --> 00:01:59,769 درخت خرما را به او بدهید 42 00:01:59,769 --> 00:02:02,769 و در بهشت درخت خرمایی خواهید داشت 43 00:02:02,769 --> 00:02:04,769 مرد گفت نه 44 00:02:04,769 --> 00:02:07,769 سپس رضی الله عنه سکوت کرد 45 00:02:07,769 --> 00:02:10,770 ابوالدهده با دیدن این پیشنهاد برخاست 46 00:02:10,770 --> 00:02:11,770 و او گفت 47 00:02:11,770 --> 00:02:13,770 ای رسول خدا 48 00:02:13,770 --> 00:02:16,770 اگر نخل این مرد را بخرم چه می شود؟ 49 00:02:16,770 --> 00:02:18,770 سپس آن را به یتیم دادم 50 00:02:18,770 --> 00:02:21,770 آیا در بهشت نخل خواهم داشت؟ 51 00:02:21,770 --> 00:02:22,770 گفت بله 52 00:02:22,770 --> 00:02:25,770 ابوالدهده باغی را به او عرضه کرد 53 00:02:25,770 --> 00:02:28,770 شامل ششصد درخت نخل، چاه و خانه است 54 00:02:28,770 --> 00:02:30,770 ابوالدهده گفت 55 00:02:30,770 --> 00:02:32,770 ای صاحب نخل 56 00:02:32,770 --> 00:02:34,770 باغبان من را می شناسید؟ 57 00:02:34,770 --> 00:02:36,770 گفت بله می شناسمش 58 00:02:36,770 --> 00:02:38,770 کسی او را می شناسد؟ 59 00:02:38,770 --> 00:02:41,770 باغ شما خرمای خوبی دارد 60 00:02:41,770 --> 00:02:42,770 و او گفت 61 00:02:42,770 --> 00:02:43,770 آه فلانی 62 00:02:43,770 --> 00:02:46,770 تمام باغ من و هر آنچه در آن است را بگیرید 63 00:02:46,770 --> 00:02:48,770 و این درخت خرما را به من بده 64 00:02:48,770 --> 00:02:51,770 مرد رو به مردم کرد و گفت 65 00:02:51,770 --> 00:02:53,770 آیا شاهد فروش هستید؟ 66 00:02:53,770 --> 00:02:54,770 گفتند بله 67 00:02:54,770 --> 00:02:56,770 مرد گفت 68 00:02:56,770 --> 00:03:00,770 بله، باغ را گرفتم و درخت خرما را به تو دادم 69 00:03:00,770 --> 00:03:03,770 ابوالدهده رو به یتیم کرد و گفت: 70 00:03:03,770 --> 00:03:06,770 ای فلانی، نخل از من به سوی توست 71 00:03:06,770 --> 00:03:08,770 آن را بگیرید 72 00:03:08,770 --> 00:03:12,770 سپس ابوالدحده رو به پیامبر صلی الله علیه و آله کرد 73 00:03:12,770 --> 00:03:13,770 و او گفت 74 00:03:13,770 --> 00:03:15,770 ای رسول خدا 75 00:03:15,770 --> 00:03:18,770 حالا من یک درخت خرما در بهشت دارم 76 00:03:18,770 --> 00:03:20,770 ایشان رضی الله عنه فرمودند 77 00:03:20,770 --> 00:03:25,770 چند تا از گلوی ابوالدهده در بهشت ذبح می شود؟ 78 00:03:25,770 --> 00:03:29,830 سپس ابوالدحده نزد خانواده خود رفت تا آنان را از باغ بیرون آورد 79 00:03:29,830 --> 00:03:31,830 و او گفت 80 00:03:31,830 --> 00:03:34,830 ای ام الدحده، باغ را فروختم 81 00:03:34,830 --> 00:03:35,830 و او گفت 82 00:03:35,830 --> 00:03:37,830 چگونه باغ را فروختی؟ 83 00:03:37,830 --> 00:03:38,830 و او گفت 84 00:03:38,830 --> 00:03:41,830 من او را در بهشت برای درخت خرمایی به پروردگارم فروختم 85 00:03:41,830 --> 00:03:43,830 و او گفت 86 00:03:43,830 --> 00:03:45,830 فروش منفعت، ابوالدهده 87 00:03:46,830 --> 00:03:50,830 سپس فرزندانش را از در باغ بیرون آورد 88 00:03:50,830 --> 00:03:52,830 سپس جیب آنها را گشتم 89 00:03:52,830 --> 00:03:56,830 هر که میوه ای دارد بیرون آورده شود 90 00:03:56,830 --> 00:03:58,830 بعد گذاشتمش تو باغ 91 00:03:58,830 --> 00:03:59,830 او گفت 92 00:03:59,830 --> 00:04:01,830 این برای ما نیست 93 00:04:01,830 --> 00:04:04,830 این از آن خداوند پروردگار جهانیان است 94 00:04:46,949 --> 00:04:54,949 خداوند چیزی را که به تو گفته بود حذف کرد، پس پوشیده شد