WEBVTT

00:00:00.080 --> 00:00:03.600
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.600 --> 00:00:13.050
محمد رسول خداست

00:00:13.050 --> 00:00:17.769
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.769 --> 00:00:23.089
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:00:23.089 --> 00:00:25.089
خدا حفظش کنه

00:00:25.089 --> 00:00:30.170
راه مسلمانان به بدر

00:00:30.170 --> 00:00:35.189
رسول خدا صلی الله علیه و آله راه افتاد

00:00:35.189 --> 00:00:38.189
تا اینکه به درجه معنوی رسید

00:00:38.189 --> 00:00:40.189
پس با آن پایین آمد

00:00:40.189 --> 00:00:42.189
بعد رفت و راه افتاد

00:00:42.189 --> 00:00:44.189
وقتی به صفرا نزدیک شد

00:00:44.189 --> 00:00:47.189
بسبعه بن عمر الجهانی را فرستاد

00:00:47.189 --> 00:00:49.189
عدی بن ابی الزغبه

00:00:49.189 --> 00:00:51.189
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد

00:00:51.189 --> 00:00:54.189
به بدر خبر کاروان را حس می کنند

00:00:54.189 --> 00:00:58.380
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رهسپار شد

00:00:58.380 --> 00:01:01.380
تا اینکه به وادی ظفران رسید

00:01:01.380 --> 00:01:05.530
پس با آن پایین آمد

00:01:05.530 --> 00:01:10.459
مردم مکه بسیج شدند و رفتند

00:01:10.459 --> 00:01:14.459
وقتی به ابوسفیان فرمانده کاروان رسید

00:01:14.459 --> 00:01:17.459
خروج رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:17.459 --> 00:01:19.459
و منظورش این بود

00:01:19.459 --> 00:01:24.459
دمدم بن عمر الغفاری به مکه اجیر شد

00:01:24.459 --> 00:01:28.459
فریاد می زند که قریش به کاروانشان برود

00:01:28.459 --> 00:01:33.459
تا او را از محمد صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش باز دارد

00:01:33.459 --> 00:01:36.650
فریاد به مردم مکه رسید

00:01:36.650 --> 00:01:40.650
آنها به سرعت بلند شدند و سعی کردند بیرون بیایند

00:01:40.650 --> 00:01:45.650
هیچ یک از بزرگانشان جز ابولهب باقی نماند

00:01:45.650 --> 00:01:49.650
عاصب به جای او نهشم بن المغیره را فرستاد

00:01:49.650 --> 00:01:52.650
تعداد آنها هزار رزمنده بود

00:01:52.650 --> 00:01:54.650
و با آنها صد اسب بود

00:01:54.650 --> 00:01:58.650
و شتران بسیار که تعدادشان معلوم نیست

00:01:58.650 --> 00:02:05.019
ترس امیه بن خلف از کشته شدن

00:02:05.019 --> 00:02:08.780
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است

00:02:08.780 --> 00:02:12.780
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه

00:02:12.780 --> 00:02:15.780
از سعد بن معاذ رضی الله عنه روایت شده است

00:02:15.780 --> 00:02:17.780
او گفت

00:02:17.780 --> 00:02:20.780
او دوست اموی بن خلف بود

00:02:20.780 --> 00:02:25.780
هرگاه امیه از مدینه می گذشت، سعد را زیارت می کرد

00:02:25.780 --> 00:02:30.780
سعد هر گاه از مکه می گذشت، امیه را زیارت می کرد

00:02:30.780 --> 00:02:34.780
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:02:34.780 --> 00:02:38.780
سعد به سمت مدینه حرکت کرد

00:02:38.780 --> 00:02:41.780
پس نزد امیه در مکه آمد

00:02:41.780 --> 00:02:43.780
به امیه گفت

00:02:43.780 --> 00:02:48.780
یک ساعت خلوت به من بده تا خانه را طواف کنم

00:02:48.780 --> 00:02:51.780
پس نزدیک ظهر بیرون رفت

00:02:51.780 --> 00:02:54.780
ابوجهل با آنها ملاقات کرد

00:02:54.780 --> 00:02:55.780
و او گفت

00:02:55.780 --> 00:02:59.780
ای ابوصفوان این با تو کیست؟

00:02:59.780 --> 00:03:00.780
و او گفت

00:03:00.780 --> 00:03:02.780
این سعد است

00:03:02.780 --> 00:03:04.780
ابوجهل به او گفت

00:03:04.780 --> 00:03:07.780
آیا تو را نمی بینم که به سلامت در مکه طواف می کنی؟

00:03:07.780 --> 00:03:09.780
تو به پسرها پناه دادی

00:03:09.780 --> 00:03:13.780
و ادعا کردی که از آنها حمایت می کنی و کمکشان می کنی

00:03:13.780 --> 00:03:17.780
به خدا سوگند اگر با ابوصفوان نبودی

00:03:17.780 --> 00:03:20.780
شما سالم نزد خانواده خود برنگشتید

00:03:20.780 --> 00:03:22.780
سعد به او گفت

00:03:22.780 --> 00:03:24.780
صدایش را به سمت او بلند کرد

00:03:24.780 --> 00:03:27.780
اما به خدا سوگند مرا از این کار باز داشتی

00:03:27.780 --> 00:03:31.780
تا تو را از آنچه برای تو دشوارتر از اوست حفظ کند

00:03:31.780 --> 00:03:33.780
راه شما بر فراز شهر

00:03:33.780 --> 00:03:35.780
امیه به او گفت

00:03:35.780 --> 00:03:39.780
صدایت را بر ابوالحکم بلند مکن

00:03:39.780 --> 00:03:41.780
پروردگار مردم دره

00:03:41.780 --> 00:03:43.780
سعد گفت

00:03:43.780 --> 00:03:45.780
ما را به حال خود رها کن ای امیه

00:03:45.780 --> 00:03:50.780
به خدا قسم از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود

00:03:50.780 --> 00:03:53.780
تو را کشتند

00:03:53.780 --> 00:03:54.819
او گفت

00:03:54.819 --> 00:03:55.819
در مکه

00:03:55.819 --> 00:03:56.819
او گفت

00:03:56.819 --> 00:03:57.819
من نمی دانم

00:03:58.819 --> 00:04:02.819
امیه از این امر بسیار ترسیده بود

00:04:02.819 --> 00:04:05.819
هنگامی که امیه نزد خانواده خود بازگشت

00:04:05.819 --> 00:04:07.819
گفت: ام صفوان

00:04:07.819 --> 00:04:10.819
ندیدی سعد به من چه گفت؟

00:04:10.819 --> 00:04:11.819
او گفت

00:04:11.819 --> 00:04:13.819
و آنچه او به شما گفت

00:04:13.819 --> 00:04:14.819
او گفت

00:04:14.819 --> 00:04:18.819
ظاهراً محمد به آنها گفت که آنها قاتلان من هستند

00:04:18.819 --> 00:04:21.819
در مکه به او گفتم

00:04:21.819 --> 00:04:23.819
گفت نمی دانم

00:04:23.819 --> 00:04:25.819
امیه گفت

00:04:25.819 --> 00:04:29.040
به خدا من مکه را ترک نمی کنم

00:04:29.040 --> 00:04:31.040
وقتی روز بدر بود

00:04:31.040 --> 00:04:34.040
ابوجهل مردم را بسیج کرد

00:04:34.040 --> 00:04:35.040
او گفت

00:04:35.040 --> 00:04:37.040
به شرمندگی خود پی ببرید

00:04:37.040 --> 00:04:39.040
عقیده امیه بیرون آمدن است

00:04:39.040 --> 00:04:41.040
ابوجهل نزد او آمد

00:04:41.040 --> 00:04:42.040
و او گفت

00:04:42.040 --> 00:04:44.040
ای ابوصفوان

00:04:44.040 --> 00:04:48.040
وقتی مردم شما را می بینند، عقب افتاده اید

00:04:48.040 --> 00:04:50.040
و تو سرور اهل وادی هستی

00:04:50.040 --> 00:04:52.199
با تو پشت سر گذاشتند

00:04:52.199 --> 00:04:54.199
ابوجهل دست از این کار برنداشت

00:04:54.199 --> 00:04:56.199
او حتی گفت

00:04:56.199 --> 00:04:58.199
اما اگر بر من غلبه کردی

00:04:58.199 --> 00:05:02.389
به خدا بهترین شترها را در مکه خواهم خرید

00:05:02.389 --> 00:05:04.389
سپس امیه گفت

00:05:04.389 --> 00:05:06.389
ای مادر صفوان

00:05:06.389 --> 00:05:07.389
مرا آماده کن

00:05:07.389 --> 00:05:09.389
به او گفت

00:05:09.389 --> 00:05:11.389
ای ابوصفوان

00:05:11.389 --> 00:05:15.389
و آنچه را که برادرت یثربی به تو گفت فراموش کردی

00:05:15.389 --> 00:05:16.389
گفت نه

00:05:16.389 --> 00:05:20.389
من نمی خواهم به این زودی با آنها ازدواج کنم

00:05:20.389 --> 00:05:22.490
وقتی امیه رفت

00:05:22.490 --> 00:05:26.490
بدون عقل شتر از خانه ای پایین نمی رفت

00:05:26.490 --> 00:05:28.490
او دست از این کار برنداشت

00:05:28.490 --> 00:05:32.490
تا اینکه خداوند متعال او را در بدر کشت

00:05:32.490 --> 00:05:34.649
حافظ در الفتح گفته است

00:05:34.649 --> 00:05:40.649
در حدیث معجزات ظاهری پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است

00:05:40.649 --> 00:05:44.649
و در آن چیزی است که سعد بن معاذ رضی الله عنه بر آن بود

00:05:44.649 --> 00:05:47.649
از قوت نفس و یقین

00:05:47.649 --> 00:05:51.779
در آن اصل عمره قدیم بوده است

00:05:51.779 --> 00:05:55.779
به صحابه اجازه داده شد که عمره کنند

00:05:55.779 --> 00:05:59.779
قبل از اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله عمره را به جا آورد

00:05:59.779 --> 00:06:01.779
غیر از حج

00:06:01.779 --> 00:06:04.740
و خدا داناتر است

00:06:04.740 --> 00:06:08.740
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:06:08.740 --> 00:06:14.740
حسرت دو دنیا برای هم

00:06:14.740 --> 00:06:22.500
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد

00:06:22.500 --> 00:06:28.500
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد

00:06:28.500 --> 00:06:35.689
و شما بقیه کار را انجام دهید

00:06:35.689 --> 00:06:37.689
او شفا داد
