WEBVTT

00:00:00.820 --> 00:00:04.019
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:04.019 --> 00:00:09.560
زندگی پیشینیان بین گفتار و کردار

00:00:09.560 --> 00:00:13.630
علم و دانشمندان

00:00:13.630 --> 00:00:17.940
احترام به دانش و تجلیل از اهل آن

00:00:17.940 --> 00:00:24.589
ابن مسعود رضي الله عنه مردي را ديد كه حيوان شده بود

00:00:24.589 --> 00:00:27.890
گفت: جامه خود را بلند کن.

00:00:27.890 --> 00:00:33.460
گفت: و تو ای ابن مسعود جامه خود را بلند کن

00:00:34.079 --> 00:00:40.079
گفت: پاهایم کبود است و من مادر مردم هستم.

00:00:40.079 --> 00:00:43.579
این به عمر رضی الله عنه رسید

00:00:43.579 --> 00:00:46.579
پس شروع کرد به زدن مرد و گفت

00:00:46.579 --> 00:00:49.969
من به ابن مسعود پاسخ می دهم

00:00:49.969 --> 00:00:53.469
از ابن عباس رضی الله عنهم

00:00:53.469 --> 00:00:57.969
زید بن ثابت را با مسافران برد

00:00:57.969 --> 00:00:59.469
و او گفت

00:00:59.469 --> 00:01:04.969
پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله کنار رفت

00:01:04.969 --> 00:01:06.530
و او گفت

00:01:06.530 --> 00:01:11.599
این کاری است که ما با علما و بزرگان خود می کنیم

00:01:11.599 --> 00:01:16.599
ثابت البنانی رحمه الله وقتی آمد آنجا بود

00:01:16.599 --> 00:01:20.099
انس بن مالک رضی الله عنه گفت

00:01:20.099 --> 00:01:21.599
اوه زیبا

00:01:21.599 --> 00:01:26.129
عطری را که دیروز دریافت کردم به من بده

00:01:26.129 --> 00:01:31.629
ابن ام ثابت تا دستم را نپذیرد راضی نمی شود

00:01:31.629 --> 00:01:33.129
و او می گوید

00:01:33.129 --> 00:01:38.980
دست رسول خدا صلی الله علیه و آله را دراز کرده است

00:01:38.980 --> 00:01:44.480
نافع بن جبیر به علی بن الحسین رحمه الله گفت

00:01:44.480 --> 00:01:47.109
خداوند شما را ببخشد

00:01:47.109 --> 00:01:50.109
برای حکومت بر مردم و بهترین آنها

00:01:50.109 --> 00:01:54.109
تو برو پیش این خادم و با او بنشین

00:01:54.109 --> 00:01:56.739
به معنای زید بن اسلم

00:01:56.739 --> 00:01:58.239
و او گفت

00:01:58.239 --> 00:02:04.500
علم باید هر جا هست دنبالش باشد

00:02:04.500 --> 00:02:11.500
از ابن مبارک رحمه الله در حضور سفیان بن عیینه درباره مسئله او سؤال شد.

00:02:11.500 --> 00:02:13.159
و او گفت

00:02:13.159 --> 00:02:18.550
ما از صحبت با بزرگان خود منع شده ایم

00:02:18.550 --> 00:02:23.050
مردی به برخی از پیشینیان اشاره کرد که چیزی می دانستند

00:02:23.050 --> 00:02:24.550
و او گفت

00:02:24.550 --> 00:02:25.550
مه

00:02:25.550 --> 00:02:28.550
علما را به یاد چیزی نیندازید

00:02:28.550 --> 00:02:31.900
خدا قلبت را بکشد

00:02:31.900 --> 00:02:35.400
قتاده رحمه الله فرمود:

00:02:35.400 --> 00:02:41.960
توصیه می شود احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را نخوانید.

00:02:41.960 --> 00:02:45.379
جز پاکی

00:02:45.379 --> 00:02:50.379
محمد بن سیرین رحمه الله شاعر بود

00:02:50.379 --> 00:02:53.439
موضوع را ذکر می کند و می خندد

00:02:53.439 --> 00:02:56.939
حتی اگر حدیث از سنت آمده باشد

00:02:56.939 --> 00:03:01.900
مثل ریش و به هم پیوسته

00:03:01.900 --> 00:03:05.030
زهری رحمه الله فرمود

00:03:05.030 --> 00:03:09.599
خدمت عبید الله بن عبدالله بن عتبه بودم

00:03:09.599 --> 00:03:13.599
حتی خادمش بیرون آمد و گفت

00:03:13.599 --> 00:03:15.599
چه کسی دم در است؟

00:03:15.599 --> 00:03:17.599
پس کنیز می گوید:

00:03:17.599 --> 00:03:20.099
بنده شما العامش

00:03:20.099 --> 00:03:22.599
پس فکر میکنی من پسرم

00:03:23.319 --> 00:03:29.199
حتی اگر قرار باشد خدمتش بروم حتی برایش وضو می گرفتم

00:03:29.199 --> 00:03:35.240
مردی نزد سعید بن المسیاب رحمه الله آمد و او مریم بود.

00:03:35.240 --> 00:03:39.270
پس در حالی که دراز کشیده از او درباره حدیثی بپرس

00:03:39.270 --> 00:03:41.270
پس نشست و با او صحبت کرد

00:03:41.270 --> 00:03:44.520
آن مرد به او گفت

00:03:44.520 --> 00:03:48.650
کاش اهمیت نمیدادی

00:03:48.650 --> 00:03:49.650
و او گفت

00:03:49.650 --> 00:03:55.680
بدم می آمد که درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما بگویم

00:03:55.680 --> 00:03:57.680
و من دراز می کشم

00:03:57.680 --> 00:04:02.419
امام مالک رحمه الله فرمودند

00:04:02.419 --> 00:04:07.419
در حال زیارت ایوب السختیانی رحمه الله بودیم

00:04:07.419 --> 00:04:13.449
اگر حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله را برای او ذکر کنیم

00:04:13.449 --> 00:04:16.449
تا ما به او رحم کردیم گریه کرد

00:04:16.449 --> 00:04:20.709
مالک از انس رحمه الله بود

00:04:20.709 --> 00:04:22.709
اگر می خواست این اتفاق بیفتد

00:04:22.709 --> 00:04:26.740
وضو گرفت و جلوی تختش نشست

00:04:26.740 --> 00:04:28.740
ریشش را شانه کرد

00:04:28.740 --> 00:04:32.740
توانست با وقار و وقار بنشیند

00:04:32.740 --> 00:04:34.930
سپس این اتفاق افتاد

00:04:34.930 --> 00:04:36.930
در این مورد به او گفته شد

00:04:36.930 --> 00:04:38.959
و او گفت

00:04:38.959 --> 00:04:43.959
دوست دارم حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بزرگ کنم

00:04:43.959 --> 00:04:50.060
من از آن سخن نمی گویم مگر در حالت پاکی و توانایی

00:04:50.060 --> 00:04:56.319
از اینکه در جاده در حالی که ایستاده یا عجله داشت اتفاق بیفتد متنفر بود

00:04:56.319 --> 00:04:58.410
و او گفت

00:04:58.410 --> 00:05:05.410
دوست دارم آنچه را که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است بفهمد.

00:05:05.410 --> 00:05:12.149
خدا رحمتش کند، اگر کسی صدایش را بلند می کرد، می گفت:

00:05:12.149 --> 00:05:14.149
صداتو کم میکنم

00:05:14.149 --> 00:05:17.149
خداوند متعال می فرماید:

00:05:17.149 --> 00:05:24.240
ای کسانی که ایمان آورده اید صدای خود را از صدای پیامبر بالاتر نبرید

00:05:24.240 --> 00:05:31.399
هر کس در هنگام صحبت رسول خدا صلی الله علیه و آله صدایش را بلند کند.

00:05:31.399 --> 00:05:39.660
گویی صدایش را بالاتر از صدای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برد.

00:05:39.660 --> 00:05:42.199
او مالک بن انس بود

00:05:42.199 --> 00:05:48.199
نافعه مولا بن عمر را از خانه اش به مسجد می برد

00:05:48.199 --> 00:05:51.199
بینایی خود را از دست داده بود

00:05:51.199 --> 00:05:54.269
پس از او می پرسد و او با او صحبت می کند

00:05:54.269 --> 00:05:58.269
خانه نافع در منطقه بقیع بود

00:05:58.269 --> 00:06:03.589
عبدالرحمن بن مهدی رحمه الله گفت

00:06:03.589 --> 00:06:07.589
آنچه را که می خواستیم بداند به آن مرد گفتیم

00:06:07.589 --> 00:06:13.589
ما فقط می توانیم از هدایت، شخصیت و راهنمایی او درس بگیریم

00:06:13.589 --> 00:06:19.319
یحیی بن یحیی رحمه الله سؤالات را جمع آوری کرد

00:06:19.319 --> 00:06:22.420
اصحاب و ابن نافع از او پرسیدند

00:06:22.420 --> 00:06:27.420
و دیگر اصحاب ملکار رحمه الله

00:06:27.420 --> 00:06:29.420
و درباره آنها نوشت

00:06:29.420 --> 00:06:33.579
آن را به بن القاسم رحمه الله عرضه کرد

00:06:33.579 --> 00:06:35.579
برای دیدن آن طلاکاری شده است

00:06:35.579 --> 00:06:39.930
پس بن القاسم شروع به انتقاد از آنها کرد

00:06:39.930 --> 00:06:43.160
وقتی یحیی دید

00:06:43.160 --> 00:06:47.160
کتابش را تا کرد و در آستینش فرو کرد

00:06:47.160 --> 00:06:49.480
بن القاسم به او گفت:

00:06:49.480 --> 00:06:51.480
چه بلایی سرت اومده؟

00:06:51.480 --> 00:06:52.639
و او گفت

00:06:52.639 --> 00:06:57.639
این افراد هم مثل شما حقی دارند

00:06:57.639 --> 00:06:59.800
من در مورد آنها نوشتم

00:06:59.800 --> 00:07:04.800
من نمی خواستم آنها را در معرض آنها قرار دهم

00:07:04.800 --> 00:07:09.990
اگر اینطور است، پس من نیازی به این کار ندارم

00:07:09.990 --> 00:07:15.529
ابوعبیدان القاسم بن سلام رحمه الله گفت

00:07:15.529 --> 00:07:17.689
کسی که شکرگزار علم است

00:07:17.689 --> 00:07:22.689
با مردم بنشینی و چیزی را ذکر کنند و تو آن را خوب انجام ندهی

00:07:22.689 --> 00:07:25.689
بنابراین شما آن را از آنها یاد می گیرید

00:07:25.689 --> 00:07:29.920
بعد می نشینی جای دیگری

00:07:29.920 --> 00:07:33.920
آنها آن چیزی را که یاد گرفتی به خاطر می آورند

00:07:34.920 --> 00:07:36.949
بنابراین او می گوید

00:07:36.949 --> 00:07:40.949
به خدا من کاری به این موضوع نداشتم

00:07:40.949 --> 00:07:44.949
تا اینکه شنیدم فلانی می گوید فلان

00:07:44.949 --> 00:07:46.949
بنابراین آن را یاد گرفتم

00:07:46.949 --> 00:07:49.009
اگر شما این کار را انجام دهید

00:07:49.009 --> 00:07:51.009
من از علم تشکر کردم

00:07:51.009 --> 00:07:56.170
کاری نکنید که فکر کنند خودتان این را گفته اید

00:07:56.170 --> 00:08:02.870
یک زندگی صلح آمیز بین حرف و عمل
