WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.399
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.399 --> 00:00:06.690
گنجینه های زندگی نامه

00:00:06.690 --> 00:00:11.859
یک موضع شجاعانه

00:00:11.859 --> 00:00:20.460
او صلوات الله علیه می خواست با فزاره و غطافان و دیگران صلح کند.

00:00:20.460 --> 00:00:24.059
به سعد بن معاذ و سعد بن عباده گفت

00:00:24.059 --> 00:00:27.059
او استاد اوس و خزرج بود

00:00:27.059 --> 00:00:28.859
شما چه می گویید؟

00:00:28.859 --> 00:00:32.060
دو پیمانه یک سوم میوه های شهر را می دهیم

00:00:32.060 --> 00:00:34.060
که برگردند

00:00:34.259 --> 00:00:37.259
زیرا دو گات بیانگر چهار هزار است

00:00:37.259 --> 00:00:39.259
از ده هزار

00:00:39.259 --> 00:00:41.259
قریش چهار هزار نفر بودند

00:00:41.259 --> 00:00:45.259
و بقیه اقوام که با قریش آمدند

00:00:45.259 --> 00:00:47.259
آنها نماینده دو هزار نفر هستند

00:00:47.259 --> 00:00:48.259
و او گفت

00:00:48.259 --> 00:00:50.259
ای رسول خدا

00:00:50.259 --> 00:00:53.259
اگر خدا به شما دستور داد که این کار را انجام دهید

00:00:53.259 --> 00:00:55.259
پس گوش کن و اطاعت کن

00:00:55.259 --> 00:00:57.259
حتی اگر چیزی باشد که شما برای ما می سازید

00:00:57.259 --> 00:00:59.259
ما به آن نیاز نداریم

00:00:59.259 --> 00:01:03.259
ما و آنها مشرک بودیم

00:01:03.259 --> 00:01:05.260
به خدا، ای رسول خدا

00:01:05.260 --> 00:01:08.260
آنها تمایلی به خوردن میوه ما ندارند

00:01:08.260 --> 00:01:10.260
جز با فروش یا روستا

00:01:10.260 --> 00:01:14.260
پس چگونه، وقتی خداوند به ما اسلام نعمت داده است

00:01:14.260 --> 00:01:16.260
من افتخار می کنم که خداوند ما را به اسلام عزت داده است

00:01:16.260 --> 00:01:18.260
و ما را به سوی خود هدایت کرد

00:01:18.260 --> 00:01:20.260
ما به شما افتخار می کنیم

00:01:20.260 --> 00:01:22.260
پولمان را به آنها می دهیم

00:01:22.260 --> 00:01:24.260
نه به خدا قسم یا رسول الله

00:01:24.260 --> 00:01:27.260
ما فقط به آنها شمشیر می دهیم

00:01:27.260 --> 00:01:30.260
این شجاعت کمیاب است

00:01:30.260 --> 00:01:32.260
آنها توسط ده هزار احاطه شده اند

00:01:32.260 --> 00:01:34.260
آنها کم هستند

00:01:34.260 --> 00:01:37.260
خیانت، خیانت از درون و گرسنگی

00:01:37.260 --> 00:01:40.260
و از طریق این توافق می توانند

00:01:40.260 --> 00:01:43.260
چهار هزار از طرف آنها خرج کند

00:01:43.260 --> 00:01:46.260
اما آنها امتناع می کنند

00:01:46.260 --> 00:01:51.260
رسول خدا صلی الله علیه و آله نظر آنان را تصحیح کرد و فرمود

00:01:51.260 --> 00:01:53.260
قسم می خورم که این کار را نمی کنم

00:01:53.260 --> 00:01:59.739
اما دیدم که اعراب تو را با یک کمان به زمین زدند

00:01:59.739 --> 00:02:01.739
گنجینه های بیوگرافی

00:02:01.739 --> 00:02:07.180
جنگ یک حقه است

00:02:07.180 --> 00:02:13.870
نعیم بن مسعود نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:02:13.870 --> 00:02:15.870
گفت یا رسول الله

00:02:15.870 --> 00:02:17.870
من مسلمان شدم

00:02:17.870 --> 00:02:19.870
و من میخواهم با تو بجنگم

00:02:19.870 --> 00:02:21.900
و او گفت

00:02:21.900 --> 00:02:23.900
آیا کسی از مسلمان شدن شما اطلاعی داشت؟

00:02:23.900 --> 00:02:24.900
گفت نه

00:02:24.900 --> 00:02:25.900
او گفت

00:02:25.900 --> 00:02:28.900
پس اجازه دهید ما هر کاری که می توانید انجام دهیم

00:02:28.900 --> 00:02:30.900
و او گفت بله

00:02:30.900 --> 00:02:34.900
نعیم بن مسعود از داخل به سوی بنی قریده رفت

00:02:34.900 --> 00:02:36.900
به آنها گفت

00:02:36.900 --> 00:02:37.900
آهای مردم

00:02:37.900 --> 00:02:39.900
قریش قومی خیانتکار هستند

00:02:39.900 --> 00:02:44.900
و اگر بر محمد پیروز شوند و آنچه را که می خواهند بگیرند

00:02:44.900 --> 00:02:46.900
رفتند و تو را ترک کردند

00:02:46.900 --> 00:02:49.900
سپس مردم شهر از شما انتقام خواهند گرفت

00:02:49.900 --> 00:02:51.900
گفتند نه

00:02:51.900 --> 00:02:53.900
آنها در کنار ما خواهند ایستاد

00:02:53.900 --> 00:02:56.900
از طریق حوی بن اخطب با ما عهد بستند

00:02:56.900 --> 00:02:57.900
او گفت

00:02:57.900 --> 00:02:59.900
من نمی بینم

00:02:59.900 --> 00:03:03.900
مگر اینکه برای تضمین حقوق خود از آنها باج بگیرید

00:03:03.900 --> 00:03:05.900
گفتند این چیست؟

00:03:05.900 --> 00:03:06.900
او گفت

00:03:06.900 --> 00:03:10.900
از آنها بخواهید ده تا از فرزندانشان را به شما بدهند

00:03:10.900 --> 00:03:13.900
حتی اگر آنها خیانت کردند شما آنها را کشتید

00:03:13.900 --> 00:03:17.900
از ترس فرزندانشان خیانت نمی کنند

00:03:17.900 --> 00:03:18.900
گفتند

00:03:18.900 --> 00:03:20.900
ایده خوبیه

00:03:20.900 --> 00:03:22.969
سپس نزد قریش رفت

00:03:22.969 --> 00:03:23.969
و به آنها گفت

00:03:23.969 --> 00:03:27.969
شما می دانید که یهودیان مردمی خیانتکار هستند

00:03:27.969 --> 00:03:29.969
و به شما خیانت خواهند کرد

00:03:29.969 --> 00:03:31.969
گفتند چگونه

00:03:31.969 --> 00:03:32.969
او گفت

00:03:32.969 --> 00:03:34.969
صحبت آنها را شنیدم

00:03:34.969 --> 00:03:38.969
می گویند از قریش ده می گیریم

00:03:38.969 --> 00:03:40.969
و آنها را به محمد می دهیم

00:03:40.969 --> 00:03:44.969
اجازه دهید به او ثابت کنیم که حسن نیت خود را داریم و صادق هستیم

00:03:44.969 --> 00:03:46.969
و اینکه ما با هم هستیم

00:03:46.969 --> 00:03:48.969
پس قریش به یهودیان پیوستند

00:03:48.969 --> 00:03:51.969
یهودیان به قریش گفتند

00:03:51.969 --> 00:03:54.969
ده تا از فرزندانت را به ما بده

00:03:54.969 --> 00:03:56.969
تا بتوانیم حقوق خود را تضمین کنیم

00:03:56.969 --> 00:03:59.969
قریش با خود گفتند

00:03:59.969 --> 00:04:00.969
بله

00:04:00.969 --> 00:04:03.969
آنها می خواهند که ده نفر آنها را به محمد تحویل دهند

00:04:03.969 --> 00:04:05.969
و گفتند

00:04:05.969 --> 00:04:07.969
نه، این نخواهد بود

00:04:07.969 --> 00:04:10.969
یهودیان با خود گفتند

00:04:10.969 --> 00:04:11.969
بله

00:04:11.969 --> 00:04:14.969
قریش می خواهد به ما خیانت کند

00:04:14.969 --> 00:04:16.970
پس ده نده

00:04:16.970 --> 00:04:20.970
پس خداوند متعال عهد و پیمانی را که بین آنها بود شکست

00:04:20.970 --> 00:04:24.970
و نصرت رسولش صلی الله علیه و آله

00:04:24.970 --> 00:04:27.970
در آن زمان قریش شکست خورد

00:04:27.970 --> 00:04:30.970
قریش قریش را ناامید کرد

00:04:30.970 --> 00:04:32.970
محاصره ادامه داشت

00:04:32.970 --> 00:04:36.970
سپس خداوند متعال از جانب خود سربازانی فرستاد

00:04:36.970 --> 00:04:39.970
باد بزرگی است

00:04:39.970 --> 00:04:42.970
خداوند متعال برایشان فرستاد

00:04:42.970 --> 00:04:44.970
بنابراین آنها مکان خود را ترک کردند

00:04:44.970 --> 00:04:48.970
آنها ناامید به کشور خود بازگشتند

00:04:48.970 --> 00:04:52.029
گنجینه های بیوگرافی

00:04:52.029 --> 00:04:57.459
تأخیر در نماز عصر

00:04:57.459 --> 00:05:03.480
درود خدا بر او نماز عصر را اشغال کند

00:05:03.480 --> 00:05:08.480
برادرش سلیمان رضی الله عنه نیز با اسب کار می کرد

00:05:08.480 --> 00:05:10.480
تا اینکه خورشید غروب کرد

00:05:10.480 --> 00:05:13.480
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:13.480 --> 00:05:16.480
او با سپاه مکه و کسانی که با آنها می آمدند کار می کرد

00:05:16.480 --> 00:05:18.480
تا اینکه خورشید غروب کرد

00:05:18.480 --> 00:05:20.480
و او گفت

00:05:20.480 --> 00:05:24.480
مشغول نماز وسط، نماز عصر هستند

00:05:24.480 --> 00:05:28.480
خداوند قبرها و خانه هایشان را پر از آتش کرد

00:05:28.480 --> 00:05:32.540
پس او رضی الله عنه علیه آنها دعا کرد

00:05:32.540 --> 00:05:38.069
گنجینه های بیوگرافی

00:05:38.069 --> 00:05:41.069
حذیفه رضی الله عنه

00:05:41.069 --> 00:05:45.990
شب مهمانی

00:05:45.990 --> 00:05:49.019
حذیفه رضی الله عنه گفت

00:05:49.019 --> 00:05:52.019
ما را با رسول خدا صلی الله علیه و آله دیدی

00:05:52.019 --> 00:05:54.019
شب مهمانی ها

00:05:54.019 --> 00:05:57.019
باد شدید ما را با خود برد

00:05:57.019 --> 00:06:01.019
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:06:01.019 --> 00:06:04.019
آیا مردی هست که اخبار مردم را برای من بیاورد؟

00:06:04.019 --> 00:06:07.089
خداوند او را در روز قیامت نزد من نگه دارد

00:06:07.089 --> 00:06:10.089
ما ساکت شدیم و هیچ کدام جواب او را ندادیم

00:06:10.089 --> 00:06:12.089
سپس گفت

00:06:12.089 --> 00:06:15.089
آیا مردی هست که اخبار مردم را برای ما بیاورد؟

00:06:15.089 --> 00:06:18.089
خداوند او را در روز قیامت نزد من نگه دارد

00:06:18.089 --> 00:06:20.089
پس سکوت کردیم

00:06:20.089 --> 00:06:21.089
و او گفت

00:06:21.089 --> 00:06:23.089
حذیفه برخیز

00:06:23.089 --> 00:06:26.089
برو از مردم برایم خبر بیاور

00:06:26.089 --> 00:06:27.089
او گفت

00:06:27.089 --> 00:06:29.089
چیزی پیدا نکردم

00:06:29.089 --> 00:06:32.089
وقتی مرا به نامم صدا زد تا برخیز

00:06:32.089 --> 00:06:33.089
او گفت

00:06:33.089 --> 00:06:36.089
برو از مردم برایم خبر بیاور

00:06:36.089 --> 00:06:38.089
آنها را در مورد من وحشت نکنید

00:06:38.089 --> 00:06:40.089
وقتی او را ترک کردم،

00:06:40.089 --> 00:06:43.089
انگار داشتم وارد حمام می شدم

00:06:43.089 --> 00:06:45.089
من احساس سرما نمی کنم

00:06:45.089 --> 00:06:48.089
این تاییدی است از جانب خداوند متعال

00:06:48.089 --> 00:06:49.089
او گفت

00:06:49.089 --> 00:06:51.089
تا اینکه به سراغشان آمدم

00:06:51.089 --> 00:06:54.089
ابوسفیان پشتش را با آتش نماز خواند

00:06:54.089 --> 00:06:57.089
بنابراین او یک تیر در کمان قرار داد

00:06:57.089 --> 00:06:59.089
و من می خواستم آن را دور بریزم

00:06:59.089 --> 00:07:03.089
پس به یاد آوردم که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود

00:07:03.089 --> 00:07:05.089
نگران من نباش

00:07:05.089 --> 00:07:08.120
اگر پرتاب می کردم حتما می زدمش

00:07:08.120 --> 00:07:10.120
سبحان الله

00:07:10.120 --> 00:07:14.180
خدا خواست ابوسفیان اسلام را بپذیرد و مسلمان شود

00:07:14.180 --> 00:07:15.180
او گفت

00:07:15.180 --> 00:07:20.180
پس برگشتم و من هم مثل حمام راه می رفتم

00:07:20.180 --> 00:07:23.180
وقتی آمدم خبرشان را به او گفتم

00:07:23.180 --> 00:07:27.180
وقتی کارم تمام شد، تصمیم گرفتم چه سردی باشد

00:07:27.180 --> 00:07:31.180
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا لباس پوشاند

00:07:31.180 --> 00:07:35.180
از مازاد خرقه ای که بر تن داشت و در آن نماز می خواند

00:07:35.180 --> 00:07:38.180
تا بیدار شدم در خواب ماندم

00:07:38.180 --> 00:07:41.250
وقتی بیدار شدم گفت

00:07:41.250 --> 00:07:43.310
بلند شو نوما

00:07:43.310 --> 00:07:48.620
گنجینه های بیوگرافی

00:07:48.620 --> 00:07:56.220
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر طرفین مناجات می کند

00:07:56.220 --> 00:08:01.220
در اینجا رسول خدا صلی الله علیه و آله صدا زد و فرمود

00:08:01.220 --> 00:08:04.220
ای خدا خانه کتاب

00:08:04.220 --> 00:08:06.220
محاسبه سریع

00:08:06.220 --> 00:08:08.220
احزاب را شکست دهید

00:08:08.220 --> 00:08:11.250
خدایا شکستشان بده و تکانشان بده

00:08:11.250 --> 00:08:14.250
پس خداوند لشکری از سربازان خود را بر آنان فرستاد

00:08:14.250 --> 00:08:16.250
باد سردی است

00:08:16.250 --> 00:08:18.250
آتش آنها خاموش شد

00:08:18.250 --> 00:08:19.250
چادرهایشان را پایین آوردند

00:08:19.250 --> 00:08:21.250
و گلدانهایشان را برگرداندم

00:08:21.250 --> 00:08:24.250
سرما، گرسنگی و ترس

00:08:24.250 --> 00:08:27.250
خداوند بر هر چیزی تواناست

00:08:27.250 --> 00:08:29.250
از هم جدا شدند

00:08:29.250 --> 00:08:33.250
ابوسفیان ترسو اعلام شکست کرد

00:08:33.250 --> 00:08:36.250
به قریش دستور داد که بروند

00:08:36.250 --> 00:08:40.250
از این روست که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:08:40.250 --> 00:08:43.250
هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست

00:08:43.250 --> 00:08:45.250
عزیزترین سربازش

00:08:45.250 --> 00:08:46.250
و نصر عبده

00:08:46.250 --> 00:08:48.250
او به تنهایی احزاب را شکست داد

00:08:48.250 --> 00:08:51.250
بعد از آن چیزی نیست

00:08:51.250 --> 00:08:54.279
گنجینه های بیوگرافی

00:08:54.279 --> 00:08:59.519
تخلیه بنی گریدا

00:08:59.519 --> 00:09:03.409
جبرئیل علیه السلام آمد

00:09:03.409 --> 00:09:06.409
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:06.409 --> 00:09:07.409
و او گفت

00:09:07.409 --> 00:09:09.409
شما اسلحه را زمین بگذارید

00:09:09.409 --> 00:09:11.409
و او گفت بله

00:09:11.409 --> 00:09:13.409
جبرئیل گفت

00:09:13.409 --> 00:09:16.409
در مورد ما، ما هنوز سلاح خود را زمین نگذاریم

00:09:16.409 --> 00:09:18.409
آهی به مردم کشید

00:09:18.409 --> 00:09:21.409
خداوند به شما دستور می دهد که این کار را انجام دهید

00:09:21.409 --> 00:09:24.409
پس پیامبر صلی الله علیه و آله رفت

00:09:24.409 --> 00:09:26.409
به مردم دستور داد و گفت

00:09:26.409 --> 00:09:31.409
نماز عصر را جز در بنی قریده نمی خوانند

00:09:31.409 --> 00:09:36.470
مسلمانان در پاسخ به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفتند

00:09:36.470 --> 00:09:38.470
به بانو گریدا

00:09:38.470 --> 00:09:39.470
و آنها را عجله کنید

00:09:39.470 --> 00:09:42.470
پرچم را به علی بن ابی طالب داد

00:09:42.470 --> 00:09:46.470
ابن ام مکتوم به عنوان حاکم مدینه منصوب شد

00:09:46.470 --> 00:09:50.470
آمد تا در قلعه های بنی قریده توقف کرد

00:09:50.470 --> 00:09:53.470
25 شب آنها را محاصره کرد

00:09:53.470 --> 00:09:56.470
اربابشان کعب بن اسد آن را به آنها تقدیم کرد

00:09:56.470 --> 00:09:58.470
و او گفت

00:09:58.470 --> 00:10:04.470
یا اسلام بیاورید و به دین محمد صلی الله علیه و آله ملحق شوید

00:10:04.470 --> 00:10:07.470
در مورد کشتن فرزندانت

00:10:07.470 --> 00:10:11.470
و شما بیرون می روید و می جنگید تا آخرین نفرتان کشته شود

00:10:11.470 --> 00:10:18.470
و اما حمله به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش در روز شنبه.

00:10:18.470 --> 00:10:21.470
وقتی مسلمانان به شر تو امید دارند

00:10:21.470 --> 00:10:23.470
همه آنها را رد کردند

00:10:23.470 --> 00:10:25.470
به آنها گفت

00:10:25.470 --> 00:10:27.470
به خدا تو قرمزی

00:10:27.470 --> 00:10:30.470
و هیچی قبول نمیکنی

00:10:30.470 --> 00:10:33.470
بعد یکی از آنها بیرون آمد و گفت

00:10:33.470 --> 00:10:35.470
ای رسول خدا

00:10:35.470 --> 00:10:37.470
به حکم سعد بن معاذ می رسیم

00:10:37.470 --> 00:10:40.470
زیرا عبدالله بن ابی بن سلول

00:10:40.470 --> 00:10:42.470
همانطور که قبلا ذکر شد

00:10:42.470 --> 00:10:44.470
او برای بنی قینوقع شفاعت کرد

00:10:44.470 --> 00:10:48.470
پس پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را به او واگذار کرد

00:10:48.470 --> 00:10:52.470
این مردم خواهان حکومت سعد بن معاذ بودند

00:10:52.470 --> 00:10:56.470
چون در دوران جاهلیت هم پیمان آنها بود

00:10:56.470 --> 00:10:59.470
گفتند: شاید از ما دفاع کند.

00:10:59.470 --> 00:11:02.470
عبدالله بن ابی بن سلول نیز دفاع کرد

00:11:02.470 --> 00:11:04.470
عن بنی قینوقع

00:11:04.470 --> 00:11:07.470
او فرق بین عبدالله بن ابی بن سلول را نمی دانست

00:11:07.470 --> 00:11:09.470
رئیس منافقین

00:11:09.470 --> 00:11:11.470
و بین سعد بن معاذ

00:11:11.470 --> 00:11:14.470
یکی از پیشوایان صالحین رضی الله عنه

00:11:14.470 --> 00:11:18.470
گفتند: به حکومت سعد بن معاذ فرود می آییم.

00:11:18.470 --> 00:11:23.470
برادران ما نیز به حکومت عبدالله بن ابی بن سلول نازل شدند

00:11:23.470 --> 00:11:26.470
پس پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد

00:11:26.470 --> 00:11:29.470
سعد بن معاذ او را بیاورد

00:11:29.470 --> 00:11:33.470
از ناحیه مچ پا مجروح شده بود، خدا از او راضی باشد

00:11:33.470 --> 00:11:34.470
وقتی آمد

00:11:34.470 --> 00:11:37.470
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:11:38.470 --> 00:11:40.470
برو پیش استادت

00:11:40.470 --> 00:11:43.470
یعنی سعد بن معاذ رضی الله عنه

00:11:43.470 --> 00:11:47.470
او را از الاغی که آورده بود پایین آوردند

00:11:47.470 --> 00:11:50.470
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:11:50.470 --> 00:11:52.470
در وفاداری خود عاقل باشید

00:11:52.470 --> 00:11:55.470
شروع کردند به فریاد زدن بر سر او

00:11:55.470 --> 00:11:58.470
بهترین ابوعمر در وفاداری تو

00:11:58.470 --> 00:12:00.470
و همچنین دیگران

00:12:00.470 --> 00:12:02.470
سعد بن معاذ گفت

00:12:02.470 --> 00:12:07.470
وقت آن است که سعد مورد سرزنش یک سرزنش کننده در خداوند قرار نگیرد

00:12:07.470 --> 00:12:10.470
گفت: حکم من بر آنهاست.

00:12:10.470 --> 00:12:13.470
برای کشتن مبارزشان

00:12:13.470 --> 00:12:15.470
و ذریه آنها را نفرین کن

00:12:15.500 --> 00:12:19.500
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:12:19.500 --> 00:12:22.500
من آنها را با قضاوت خدا قضاوت کردم

00:12:22.500 --> 00:12:25.500
پس پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد

00:12:25.500 --> 00:12:27.500
با کشتن مردانشان

00:12:27.500 --> 00:12:30.500
فرزندان و زنان آنها به اسارت درآمدند

00:12:30.500 --> 00:12:33.539
ماشین کنوزو
