1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,580 --> 00:00:17,579 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:17,579 --> 00:00:22,579 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,579 --> 00:00:25,579 اید الرحمن رفاه الپاشا 5 00:00:25,579 --> 00:00:30,390 خدا رحمتش کند 6 00:00:30,390 --> 00:00:35,390 ابوحقیل عنقی رضی الله عنه 7 00:00:50,750 --> 00:00:54,750 موضوع مسیله دروغگو جدی تر و شدت یافت 8 00:00:54,750 --> 00:00:58,750 چهل هزار نفر از قومش بنی حنیفه برای او جمع شدند 9 00:00:58,750 --> 00:01:02,750 به نظر می رسد آنها حدود بیست هزار متحد باشند 10 00:01:02,750 --> 00:01:07,750 ارتش او بزرگترین ارتشی بود که اعراب تا آن روز می شناختند 11 00:01:07,750 --> 00:01:14,750 در عین حال به طور تصاعدی بر ارتش خلیفه مسلمین افزود 12 00:01:14,750 --> 00:01:17,750 ابوبکر صدیق رضی الله عنه 13 00:01:17,750 --> 00:01:22,819 این خطر قریب الوقوع نبود که در آن زمان متوجه مسلمانان شد 14 00:01:22,819 --> 00:01:25,819 محدود به مسیلمه دروغگو 15 00:01:25,819 --> 00:01:28,819 و ارتش قوی، متحد و منسجم او 16 00:01:28,819 --> 00:01:33,819 اما این خطر در میان مرتدان دیگر نیز ظاهر شد 17 00:01:33,819 --> 00:01:37,819 که در کل به خدا ایمان داشت 18 00:01:37,819 --> 00:01:40,819 شهادت می دهند که محمد رسول خداست 19 00:01:40,819 --> 00:01:43,819 آنها به اقامه نماز عمل نمی کنند 20 00:01:43,819 --> 00:01:49,819 با این حال آنها از خلیفه می خواستند که زکات را از آنها بپردازد 21 00:01:49,819 --> 00:01:52,939 و اما مسيلمه دروغگو و همراهان او 22 00:01:52,939 --> 00:01:58,939 نبوت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را انکار کردند 23 00:01:58,939 --> 00:02:02,939 و به کتاب بزرگی که خداوند بر او نازل کرده کافر شدند 24 00:02:02,939 --> 00:02:06,939 آنها به پیامبری ایمان دارند که درباره خدا دروغ می بندد 25 00:02:06,939 --> 00:02:10,939 اگر مقدر است که این نیروی عظیم پیروز شود 26 00:02:10,939 --> 00:02:15,939 این امر موجب از بین رفتن اسلام و مردم آن می شود 27 00:02:15,939 --> 00:02:19,939 و خداوند پس از آن روز در جزيره العرب عبادت نخواهد شد 28 00:02:19,939 --> 00:02:24,039 دوست رضی الله عنه مسیله دروغگو را متهم کرد 29 00:02:24,039 --> 00:02:28,039 با سپاهی به رهبری عکرمه بن ابی جهل 30 00:02:28,039 --> 00:02:32,039 و عکرمه اگر نمی دانی فارس هیجا 31 00:02:32,039 --> 00:02:35,039 و قهرمان خانم و بن حرب 32 00:02:35,039 --> 00:02:39,169 سپس او قهرمانان قوی را زیر پرچم خود آورد 33 00:02:39,169 --> 00:02:43,169 آنگادا شمشیرهای خود را در پیروزی بیرون آورد 34 00:02:43,169 --> 00:02:48,259 امّا مصیّلمه بر آنان مصیبتى وارد شد که اذهان مسلمانان را در هم شکست 35 00:02:48,259 --> 00:02:52,259 این باعث خشم جانشین آنها ابوبکر صدیق شد 36 00:02:52,259 --> 00:02:56,259 رسولی از او فرستاد تا از لشکر شکست خورده جلوگیری کند 37 00:02:56,259 --> 00:03:01,259 از بازگشت به مدینه تا حمایت مسلمانان را از دست ندهد 38 00:03:01,259 --> 00:03:04,259 به او دستور داد که همان جا بماند 39 00:03:04,259 --> 00:03:09,259 سپس نامه ای نوشت و او را به خاطر عجله اش سرزنش کرد 40 00:03:09,259 --> 00:03:12,259 قبل از تکمیل شماره و قولش 41 00:03:12,259 --> 00:03:15,259 و به او می گوید: من به تو نشان نمی دهم و تو به من نشان نمی دهی 42 00:03:15,259 --> 00:03:18,259 و به شهر برنگرد 43 00:03:18,259 --> 00:03:21,259 عزم مسلمانان را تضعیف کردند 44 00:03:21,259 --> 00:03:23,259 و اندامشان را پیچاند 45 00:03:23,259 --> 00:03:27,620 شکست عکرمه وجدان مسلمانان را تکان داد 46 00:03:27,620 --> 00:03:32,620 چشمانشان بیش از پیش به خطبه قریب الوقوع باز شد 47 00:03:32,620 --> 00:03:36,620 خلیفه وقف نجات اسلام و مسلمانان بود 48 00:03:36,620 --> 00:03:38,620 از این خطر قریب الوقوع 49 00:03:38,620 --> 00:03:41,620 تعدادی از میدان ها را از سربازان مسلمان خالی کرد 50 00:03:41,620 --> 00:03:46,620 مدتی با مرتدانی که از پرداخت زکات خودداری می کردند مدارا کرد 51 00:03:46,620 --> 00:03:51,620 این برای بسیج بزرگترین ارتشی است که می تواند برای مسلمه جمع کند 52 00:03:51,620 --> 00:03:57,620 و انشاءالله بزرگترین ظرفیت را برای تضمین پیروزی این ارتش فراهم کنیم 53 00:03:57,620 --> 00:04:01,680 صدیق ارتش خود را از سه لشکر تشکیل داد 54 00:04:01,680 --> 00:04:04,680 اولین سپاه مهاجران است 55 00:04:04,680 --> 00:04:10,680 کسانی که در راه خدا و رسول او صلی الله علیه و آله و سلم رنج بردند، چه رنجی بردند. 56 00:04:10,680 --> 00:04:13,680 آنها به همان اندازه که برای تماس رنج بردند 57 00:04:13,680 --> 00:04:17,680 عمارت اسلام را خشت به خشت با دست خود ساختند 58 00:04:17,680 --> 00:04:20,680 خاکش را با عرق و اشک مخلوط کردند 59 00:04:20,680 --> 00:04:24,680 دومی لشکر انصار صالحین است 60 00:04:24,680 --> 00:04:28,680 کسانی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله حمایت کردند 61 00:04:28,680 --> 00:04:33,680 از او حمایت کردند و از او جلوگیری کردند و با او با دشمنان خدا جنگیدند 62 00:04:33,680 --> 00:04:36,680 آنها شاهد جنگ بودند 63 00:04:36,680 --> 00:04:40,709 سوم پسران سپاه بوادی است 64 00:04:40,709 --> 00:04:43,709 افرادی با قدرت، شجاع و کمک 65 00:04:43,709 --> 00:04:46,709 سپس انبوهی از قاریان در لشکر ایجاد کرد 66 00:04:46,709 --> 00:04:49,709 من کتاب خدا را حمل کردم 67 00:04:49,709 --> 00:04:52,709 او مشتاق آنها بود و نگران آنها بود 68 00:04:52,709 --> 00:04:55,709 سپس بادریان به آنها پیوستند 69 00:04:55,709 --> 00:04:58,709 هر چند در مورد آنها صحبت می کرد 70 00:04:58,709 --> 00:05:04,709 من از این گروه نخبه از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله در جنگ استفاده نمی کنم. 71 00:05:04,709 --> 00:05:07,709 اما من آنها را به نفع تجارت نگه می دارم 72 00:05:07,709 --> 00:05:10,709 زیرا خداوند تبارک و تعالی است 73 00:05:10,709 --> 00:05:12,709 ممکن است آنها را از بلا محافظت کند 74 00:05:12,709 --> 00:05:16,709 بیش از آنچه پیروزی به دست آنها می رسد 75 00:05:16,709 --> 00:05:19,709 سپس پرچم ارتش شمشیر خدا را در دست گرفت 76 00:05:19,709 --> 00:05:21,709 خالد بن الولید 77 00:05:21,709 --> 00:05:24,709 این دو گروه در سرزمین الیمامه به هم رسیدند 78 00:05:24,709 --> 00:05:28,709 مسیلمه سربازان خود را در عقبه صف آرایی کرد 79 00:05:28,709 --> 00:05:32,709 و پشت سر ارتش زن و بچه و پول بودند 80 00:05:32,709 --> 00:05:36,740 خالد سربازانش را در مواجهه با ارتش دشمنش توصیف کرد 81 00:05:36,740 --> 00:05:41,740 دو ارتش در انتظار یک حمله گسترده ایستاده بودند 82 00:05:41,740 --> 00:05:46,740 هر دو تیم با اطمینان دیدند که این یک نبرد است 83 00:05:46,740 --> 00:05:49,740 این نبرد نابودی یا بقا است 84 00:05:49,740 --> 00:05:54,060 شرابیل بن مسیلمه دروغگو را متوقف کنید 85 00:05:54,060 --> 00:05:58,060 او احساس غرور و عصبیت را در میان مردمش متزلزل می کند 86 00:05:58,060 --> 00:05:59,060 و او گفت 87 00:05:59,060 --> 00:06:01,060 ای بنی حنیفه 88 00:06:01,060 --> 00:06:04,060 این روز روز حسادت و تب است 89 00:06:04,060 --> 00:06:06,060 اگر شکست خوردی 90 00:06:06,060 --> 00:06:10,060 زنانی را که در اسارت به شما پناه بردند، خواهید دید 91 00:06:10,060 --> 00:06:13,060 پس از زنان و فرزندان خود جلوگیری کنید 92 00:06:13,060 --> 00:06:16,060 و برای حساب و نسب خود بجنگید 93 00:06:16,060 --> 00:06:19,060 و به دشمنت حمله کن 94 00:06:19,060 --> 00:06:21,060 به سختی صحبتش را تمام کرد 95 00:06:21,060 --> 00:06:24,060 تا اینکه قومش در میان صفوف مسلمانان اردو زدند 96 00:06:24,060 --> 00:06:26,060 شیره سنگ 97 00:06:26,060 --> 00:06:29,060 آنها با سیلابی پر شده بودند 98 00:06:29,060 --> 00:06:32,060 صفوف مسلمانان در شکست خوردند 99 00:06:32,060 --> 00:06:35,060 خالد بن الولید از اردوگاهش برکنار شد 100 00:06:35,060 --> 00:06:39,060 همسرش ام تمیم به دست آنها افتاد 101 00:06:39,060 --> 00:06:41,060 تصمیم گرفتند او را بکشند 102 00:06:41,060 --> 00:06:45,129 اگر مردی در میان آنها او را استخدام نکرده بود، در امان بود 103 00:06:45,129 --> 00:06:49,129 خالد متحیر شد و آهنگساز شد، ثابت الجنان 104 00:06:49,129 --> 00:06:53,129 این به این دلیل است که او هیچ شکی در مورد نصرالله نداشت 105 00:06:53,129 --> 00:06:56,129 از حمایت او ناامید نشوید 106 00:06:56,129 --> 00:06:58,129 پس فکر کرد و مشورت کرد 107 00:06:58,129 --> 00:07:02,129 انديشه و اندرز او را به عامل شكست هدايت كرد 108 00:07:02,129 --> 00:07:07,129 این سه لشکر مسلمان است که بر یکدیگر تکیه می کنند 109 00:07:07,129 --> 00:07:09,259 بر سر ارتش فریاد زد 110 00:07:09,259 --> 00:07:11,259 عالی، سربازان! 111 00:07:11,259 --> 00:07:15,259 متمایز باشید تا مصیبت هر گروهی از شما معلوم شود 112 00:07:15,259 --> 00:07:18,259 مسلمانان را بدانند که از کجا آمده اند 113 00:07:18,259 --> 00:07:24,259 فریاد خالد بن ولید شور و شوق مسلمانان را نسبت به دین خدا برانگیخت. 114 00:07:24,259 --> 00:07:28,259 به آرزوی شهادت در راه خدا دامن زد 115 00:07:28,259 --> 00:07:31,259 حجاب از چشمانشان برداشته شد 116 00:07:31,259 --> 00:07:36,259 قصرهای بهشت را دیدند که درهایشان برای پذیرایی از شهدا باز است 117 00:07:36,259 --> 00:07:40,259 در آن زمان قهرمانی در میان مسلمانان پدید آمد 118 00:07:40,259 --> 00:07:44,259 دست تاریخ چیزی بزرگتر یا بزرگتر را برنامه ریزی نکرد 119 00:07:44,259 --> 00:07:47,259 مردانگی در سربازان خدا ظاهر شد 120 00:07:47,259 --> 00:07:51,259 سفرهایش نه عزیزتر بود و نه ارجمندتر 121 00:07:51,259 --> 00:07:54,259 او در خط مقدم این قهرمانان بود 122 00:07:54,259 --> 00:07:56,259 قهرمان داستان ما 123 00:07:56,259 --> 00:08:00,259 عبدالرحمن بن عبدالله بن ثعلبه انصاری 124 00:08:00,259 --> 00:08:03,259 او را ابوعقیل عنقی گویند 125 00:08:03,259 --> 00:08:07,420 به سخنان عبدالله بن عمر بن خطاب گوش دهیم 126 00:08:07,420 --> 00:08:11,420 او کسی است که داستان شگفت انگیز خود را برای ما تعریف خواهد کرد 127 00:08:11,420 --> 00:08:13,639 عبدالله بن عمر گفت 128 00:08:13,639 --> 00:08:17,639 هنگامی که مسلمانان برای جنگ در روز یوم الله صف کشیدند 129 00:08:17,639 --> 00:08:21,639 ابوعقیل عنقی مثل دیگ می جوشید 130 00:08:21,639 --> 00:08:23,639 و مثل شیر می پرد 131 00:08:23,639 --> 00:08:25,639 به محض شروع درگیری 132 00:08:25,639 --> 00:08:29,639 تا اینکه ذبح خود را با مسلمانان متفاوت ساخت 133 00:08:29,639 --> 00:08:32,639 سینه اش را پایین تر از سینه آنها گذاشت 134 00:08:32,639 --> 00:08:36,700 او اولین کسی بود که در آن روز مورد اصابت تیر قرار گرفت 135 00:08:36,700 --> 00:08:40,700 تیر به سینه ابوعقیل عنقی وارد شد 136 00:08:40,700 --> 00:08:42,700 بین شانه هایش نشست 137 00:08:42,700 --> 00:08:44,700 بدون اینکه به قلبش دست بزنه 138 00:08:44,700 --> 00:08:47,700 اگر او را لمس می کرد، بلافاصله می مرد 139 00:08:47,700 --> 00:08:49,700 دستش را به سمت تیر دراز کرد 140 00:08:49,700 --> 00:08:51,700 آن را از بین شانه هایش ربود 141 00:08:51,700 --> 00:08:53,700 و محکم ایستاد و جنگید 142 00:08:53,700 --> 00:08:56,700 تا اینکه زخم سمت چپش را ضعیف کرد 143 00:08:56,700 --> 00:08:59,700 سپس قدرت او از بین رفت 144 00:08:59,700 --> 00:09:02,700 او در جای خود افتاد، بدون برنامه ریزی نزدیک شد 145 00:09:02,700 --> 00:09:06,740 پس او را به سفر بردیم و در آنجا قرار دادیم 146 00:09:06,740 --> 00:09:09,769 او از ما دور نبود 147 00:09:09,769 --> 00:09:11,769 هنگامی که نبرد شدید شد، یاواتی ها به شدت خشمگین شدند 148 00:09:11,769 --> 00:09:13,769 و مسلمانان را قرار دهید 149 00:09:13,769 --> 00:09:17,769 ابوعقیل صدای براء بن مالک انصاری را شنید 150 00:09:17,769 --> 00:09:20,769 ای انصار کجایی؟ 151 00:09:20,769 --> 00:09:22,769 کجایی؟ 152 00:09:22,769 --> 00:09:24,769 من البراء بن مالک الانصاری هستم 153 00:09:24,769 --> 00:09:27,769 نزد من بیا ای انصار 154 00:09:27,769 --> 00:09:30,799 سپس مراد ابن عدی الانصاری را دید 155 00:09:30,799 --> 00:09:32,799 او غلاف شمشیر خود را می شکند 156 00:09:32,799 --> 00:09:34,799 به جلو می پرد 157 00:09:34,799 --> 00:09:37,799 صدای کاکوفونی از زمین بلند می شود و فریاد می زند 158 00:09:37,799 --> 00:09:40,799 ای اهل انصار خدا خداست 159 00:09:40,799 --> 00:09:43,799 توپ را به سمت دشمن خود توپ کنید 160 00:09:43,799 --> 00:09:47,799 ای کسانی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله حمایت کردید 161 00:09:47,799 --> 00:09:49,860 عبدالله بن عمر گفت 162 00:09:49,860 --> 00:09:51,860 پس به ابوعقیل نگاه کردم 163 00:09:51,860 --> 00:09:54,860 دیدم ایستاده 164 00:09:54,860 --> 00:09:56,860 پس به او نزدیک شدم و گفتم 165 00:09:56,860 --> 00:09:58,860 هر چی میخوای عمو 166 00:09:58,860 --> 00:09:59,860 و او گفت 167 00:09:59,860 --> 00:10:02,860 آیا البراء بن مالک انصاری را نشنیدید؟ 168 00:10:02,860 --> 00:10:05,860 مراد از ابن عدی مرا صدا می کند 169 00:10:05,860 --> 00:10:08,860 گفتم با شما تماس نگرفتند 170 00:10:08,860 --> 00:10:11,860 آنها نام شخص خاصی را ذکر نکردند 171 00:10:11,860 --> 00:10:14,860 بعد به زخم اهمیت نمی دهند 172 00:10:14,860 --> 00:10:15,860 و او گفت 173 00:10:15,860 --> 00:10:17,860 به من می گویند انصار 174 00:10:17,860 --> 00:10:20,860 و من یکی از آنها هستم 175 00:10:20,860 --> 00:10:23,860 و حتی اگر دوست داشته باشند باید جواب آنها را بدهم 176 00:10:23,860 --> 00:10:25,860 سپس بسته بندی کنید 177 00:10:25,860 --> 00:10:27,860 شمشیر را در دست راست گرفت 178 00:10:27,860 --> 00:10:29,860 و شروع کرد به زنگ زدن 179 00:10:29,860 --> 00:10:32,860 هی انصار، توپ، توپ، دلتنگی 180 00:10:32,860 --> 00:10:36,860 هی انصار، توپ، توپ، دلتنگی 181 00:10:36,860 --> 00:10:39,860 پس انصار جمع شدند و با هم حرکت کردند 182 00:10:39,860 --> 00:10:42,860 مسلمانان جلو آمدند و وقف کردند 183 00:10:42,860 --> 00:10:46,860 تا آنكه مسيلمه و همراهان او را وارد بهشت مرگ كردند 184 00:10:46,860 --> 00:10:49,860 پس ما مهاجران با آنها درآمیختیم 185 00:10:49,860 --> 00:10:52,860 و شمشیرهای ما شمشیرهای خود را تیز کردند 186 00:10:52,860 --> 00:10:54,860 سپس او متوجه یک نگاه شد 187 00:10:54,860 --> 00:10:58,860 سپس ابوعقیل بر در باغ مرگ بود 188 00:10:58,860 --> 00:11:01,860 دستش از کتف بریده شد 189 00:11:01,860 --> 00:11:03,860 و به زمین افتادم 190 00:11:03,860 --> 00:11:08,860 او چهارده زخم داشت که همه آنها کشنده بود 191 00:11:08,860 --> 00:11:12,860 پس در حالی که در حال مرگ بود بالای سرش ایستادم و گفتم 192 00:11:12,860 --> 00:11:14,860 ابوعقیل 193 00:11:14,860 --> 00:11:18,860 به لسان مالتث لبیک گفت 194 00:11:18,860 --> 00:11:20,860 شکست کیست؟ 195 00:11:20,860 --> 00:11:22,860 بگو چه کسی را شکست دهم 196 00:11:22,860 --> 00:11:24,860 پس گفتم: «مژده می‌دهم». 197 00:11:24,860 --> 00:11:29,860 دشمن خدا و دشمن رسول او صلی الله علیه و آله کشته شد 198 00:11:29,860 --> 00:11:32,860 انگشتش را به سوی آسمان بلند کرد 199 00:11:32,860 --> 00:11:35,860 گفتم خداوند متعال او را ستایش می کند 200 00:11:35,860 --> 00:11:39,019 سپس نفس های آخرش را کشید 201 00:11:39,019 --> 00:11:41,019 عبدالله بن عمر گفت 202 00:11:41,019 --> 00:11:43,019 وقتی به شهر برگشتم 203 00:11:43,019 --> 00:11:47,019 تمام خبر ابوعقیل را به فاروق گفتم 204 00:11:47,019 --> 00:11:50,019 چشماش پر از اشک شد و گفت 205 00:11:50,019 --> 00:11:54,019 خداوند ابوعقیل را رحمت کند 206 00:11:54,019 --> 00:11:59,019 او همچنان از خداوند شهادت طلب می کند و بر طلب آن اصرار می ورزد 207 00:11:59,019 --> 00:12:01,149 تا اینکه بهش رسید 208 00:12:01,149 --> 00:12:08,149 این چیزی است که من از بهترین اصحاب پیامبرمان محمد صلی الله علیه و آله آموختم 209 00:12:08,149 --> 00:12:13,259 و پیروان نخبه اش 210 00:12:13,259 --> 00:12:17,259 ابوعقیل هنوز از خدا شهادت می خواهد 211 00:12:17,259 --> 00:12:21,419 از او خواست تا به دست آورد 212 00:12:21,419 --> 00:12:27,860 او یکی از بهترین یاران پیامبر ما محمد صلی الله علیه و آله و سلم بود 213 00:12:27,860 --> 00:12:30,379 عمر بن الخطاب 214 00:12:35,379 --> 00:12:39,330 در ستایش